خبر فوري:
|
برگرفته از : سایت زنان |
رادیو فردا - بهروز کارونی :
با گذشت حدود دو هفته از وقوع توفان «گونو» و وقوع سيل در ايران، روند امدادرسانی دولت به سيل زدگان مورد انتقاد شديد قرار گرفته است. در همين حال، برخی از مقام های دولتی به طور تلويحی به کمبودهايی در امدادرسانی اعتراف کرده اند.
در اين ميان، دهمرده، استاندار سيستان و بلوچستان، که عملکرد دستگاه تحت نظارتش، به شدت از سوی مولوی عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان، مورد انتقاد قرار گرفته است، با «بی نظير خواندن عملکرد تمامی دستگاه ها و آمادگی همه جانبه آنها در زمان وقوع توفان گونو»، در مورد اين انتقادها، کم کاری برخی از مديران را مورد سرزنش قرار داده است.
محمود براهويی نژاد: «دولت محمود احمدی نژادبه انتقادها از عملکرد استاندار سيستان و بلوچستان، بی توجه بوده است.»
وی افزود:«متاسفانه، دکتر دهمرده، استاندار سيستان و بلوچستان، به طور مرتب درمصاحبه های خود اعلام می کرد که هيچ مشکل حادی در استان وجود ندارد. همين موضوع باعث شد که کمک رسانی به آسيب ديدگان، دير آغاز شود.»
آقای براهويی نژاد با اشاره به ناراحتی مردم از استاندار سيستان و بلوچستان گفت:«مولوی عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان، درخطبه های نماز جمعه به شدت از عملکرد استاندار انتقاد کرد و گفت که مديريت استان در مواجهه با اين بحران بسيار ضعيف عمل کرده است»
به گفته وی، مولوی عبدالحميد اين پرسش را مطرح کرده است که چرا استاندار، مقام های دولتی را در جريان ابعاد خسارات توفان و سيل قرار نداد؟
درعين حال، به گفته اين روزنامه نگار، ناتوانی استانداری در کمک رسانی و ارسال اطلاعات غلط از سوي استانداري به تهران موجب شد که اخبار و گزارش های نادرستی در رسانه ها انتشار يابند و مردم و مسئولان زود از اوضاع وخيم منطقه اطلاع پيدا نکردند.
او در پاسخ به اين پرسش که واکنش دولت محمود احمدی نژاد به انتقادهايی که ابراز شده، چه بوده است، گفت:«متاسفانه توجهی به اين انتقادها نشده و هيچ برخوردی با استاندار انجام نگرفته است.»
اين روزنامه نگار در مورد ريشه اين بی توجهی، اشاره دارد که اصولا پس از انتصاب دکتر دهمرده به عنوان استاندار سيستان و بلوچستان، از اين اقدام انتقاد شد و حتی برخی از نمايندگان بلوچ درمجلس شورای اسلامی در اعتراض به انتصاب وی که فردی متعصب مذهبی و قوم گرا است، از سمت خود استعفا کردند، اما هيچ توجهی به اين انتقادها نشد و الان هم اين بی توجهی از سوی دولت ادامه دارد.
وی اعتقاد دارد:« تا زمانی که استاندار فعلی در اين سمت باشد و سياست هاي جاري ادامه يابد، نمی توان انتظار بهبود اوضاع را در استان سيستان و بلوچستان داشت.»
هفته نامه مرزپرگهر در شماره ۱۶۰ خود مطلبی را با عنوان : " رابطه نهضت علمی رشاد خلیفه و انقلاب اسلامی ایران " به قلم فردی به نام سعید کرد تمندانی در صفحه فقه و اصول به چاپ رسانیده بود:
در مطلب یالثارات الحسین که مطلب منتشر شده مرزپرگهر را به نقد کشیده ، چنین آمده است :
هفتهنامه مرزپرگهر به مدیرمسئولی و صاحبامتیازی دکتر باقر کرد که از زاهدان منتشر میشود در شماره 160 مورخه 86/3/26 در مطلبی با عنوان : " رابطه نهضت علمی رشاد خلیفه و انقلاب اسلامی ایران " با تمجید از یک پیامبر کذاب به نام رشاد خلیفه که افکار انحرافی او بارها مورد اعتراض علمای اسلام قرار داشته و در رد نظریههای وی مقالات و کتابهای متعددی نوشته شده است ، مدعی گردیده که افکار وی متاثر از دیدگاههای امام خمینی بوده است.
در مطلب مرزپرگهر آمده است :" دکتر رشاد خلیفه یکی از بزرگترین رهبران و اندیشمندان اسلام معاصر است."در حالیکه هیچ سندی مبنی بر تایید وی از سوی هیچ یک از علمای شیعه و سنی در دست نیست.و بر عکس اسناد زیادی از فتاوای علما در مورد انحراف و ارتداد وی وجود دارد.این نشریه در ادامه این مطلب آورده است : " در سال 1974 رابطه علمی و ریاضی در تعداد سورهها و آیههای قرآن را کشف کرد که اندیشمندان اسلامی و محافل علمی و معتبر را در جهان متحیر کرده و به تحسین واداشت." در این رابطه باید گفت : اولا رشاد خلیفه نتیجه تحقیقات به اصطلاح آماری خود را در سال 1978 اعلام کرد و در ثانی او معتقد بود که قرآن دارای یک کد پنهان نوزده است. برای نمونه, تعداد سوره های قرآن ۱۱۴ است که مضربی از نوزده است. بسم الله الرحمن الرحیم که در اول سوره های قرآن می آید, دارای نوزده حرف است. اولین وحی به پیامبر دارای نوزده کلمه است. آخرین سوره نازل شده بر پیامبر یعنی سوره نصر, دارای نوزده کلمه است و اولین آیه در سوره نصر هم نوزده حرف دارد. تمامی این اطلاعات در نگاه اول بسیار جذاب و قابل قبول می آید. ولی حقیقت این است که هر کسی می تواند در هر متنی به دنبال یک طرح و الگوی ریاضی بگردد. رشاد خلیفه در واقع به قدری به کد نوزده معتقد بود, که می خواست هر چیزی در قرآن را در این فرمت بگنجاند. یکی از این موارد تعداد آیات قرآن بود. تعداد آیات قرآن کریم ۶۳۴۸ است. و این عدد به نوزده قابل قسمت نیست. این شاید می توانست خط بطلانی باشد بر نظریه کد نوزده در قرآن. ولی در کمال تعجب, رشاد خلیفه اعلام کرد که دو آیه آخر سوره توبه جزو قرآن نیست و باید از قرآن حذف شود. با حذف این دو آیه, تعدادآیات قرآن ۶۳۴۶ می شود که به نوزده قابل قسمت می شود. این شاید یک مثال جالب از حالتی باشد که غلو کردن در دین باعث گمراهی شده است.
مرزپرگهر در ادامه نوشته است : " دکتر رشاد خلیفه در سال 1979 با دختری به نام پدوفیلیا ازدواج کرد. " اگر وی یکی از رهبران جهان اسلام بود پس چرا با یک دختر مسیحی ازدواج کرده است؟ شایان ذکر است بر اساس مقالات و مطالب متعدد منتشر شده در اینباره وی با دختر فوقالذکر ازدواج نکرده بلکه با وی رابطه نامشروع داشته و به همین دلیل در دادگاهی در آریزونا محاکمه شده است.
هفتهنامه مرزپرگهر مینویسد : " در 31 ژانویه 990 در مسجد آریزونا در شهر توسان آمریکا توسط یک گروه تروریستی کمونیست به نام انجمن فقرا به شهادت رسید . " یک جستجوی ساده اینترنتی و مطالعه در این باره نشان میدهد که وی توسط یکی از تشکلهای اسلامی پاکستانی به نام انجمن فقرا پس از آنکه فتوای قتل رشاد خلیفه به دلیل ارتداد و اعلام پیامبری توسط علمای جهان اسلام صادر گردیده و بخصوص علمای الازهر این فتوا را تایید میکنند به هلاکت رسیده است. چگونه این نشریه میتواند از یک پیامبر دروغین و فردی شیاد یک شهید بسازد؟
مرزپرگهر در ادامه این مطلب مدعی شده است : " امام خمینی ، رهبر انقلاب اسلامی در دیداری که در سال 1976 در پاریس با دکتر رشاد خلیفه داشتند ، از وی به عنوان پیامآور میثاق الهی نام بردند . " چگونه امکان دارد امام خمینی که به خاطر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی فتوای ارتداد و قتل وی را صادر کردند اینچنین زبان به تمجید یک فرد شیاد و کذاب بگشایند و با او دیدار کنند؟ این دیدار در کجا و کدام منبع ثبت و مستند شده است؟آیا اعتقادات امام خمینی اجازه میداد که یک فرد منحرف و با افکار الهام گرفته از صهیونیزم را به عنوان پیامآور میثاق الهی معرفی کنند. آیا معنای پیامآور میثاق الهی به جز تایید پیامبری دروغین این فرد است؟
مرزپرگهر در ادامه نوشته است :" امام خمینی در این باره در صحیفه نور ، جلد 4 صفحه 162 میفرمایند : اندیشمندانی چون رشاد خلیفه ، که در جهت روشنگری امت اسلامی قیام میکنند و علوم قرآنی را به قدرت علم و اندیشه تفسیر کرده و معنی میبخشند مانند خاری در چشم دشمنان اسلام هستند ." ما که هر چه در صحیفه نور چه در آدرس فوق و چه در مجلدات دیگر گشتیم اثری از چنین اظهارنظری از حضرت امام درباره این فرد معلومالحال نیافتیم . شما میتواید به صحیفه نور مراجعه کرده و دروغ بودن این ادعای نشریه مرزپرگهر را ببینید.
مرزپرگهر در ادامه دروغپردازیهای خود و افترا به امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران ادعا کرده است :" دکتر خلیفه در سال 1987 یعنی دوسال قبل از شهادتش در راس هیاتی برای اعلام حمایت خود و مسلمانان آمریکا از انقلاب اسلامی ایران به تهران آمد و با مقامات عالیرتبه نظام از جمله مقام معظم رهبری دیدار کرد. او در همان سال در کنفرانس تقریب مذاهب اسلامی در حضور علمای شیعه و سنی شرکت کرد و مورد تحسین و استقبال آنا قرار گرفت ." سراسر این مطلب دروغ و کذب محض است و در این باره میتوانید به منابع تاریخی آن زمان و شخص رهبری انقلاب اسلامی رجوع و پرسش کنید.این هفتهنامه درقسمت پایانی کذبنامه خود با دادن عنوان رنسانس دینی به نهضت رشاد خلیفه مینویسد : " دکتر خلیفه در یکی از کتابهای خود به نام میثاق خدا خود را مدیون اندیشههای امام خمینی میداند و مینویسد : آنگاه که بسیاری از کوتهفکران مرا طرد کرده بودند ، پیشوای انقلاب اسلامی ایران مرا به ادامه راهم ترغیب کرد و به من امیدی تازه بخشید تا میثاق الهی را برای جوامع اسلامی تبیین کنم."
اگر این فرد شیاد تا این حد مورد توجه امام خمینی بوده است پس چرا اثری از نام و اندیشههای وی در ایران نیست؟ میثاق الهی نیز نامی است که رشاد خلیفه برای ادعای رسالت و دلیل مبعوث شدن خود برای خود گذاشته و در هیچ کجای مطالبش نامی از امام خمینی به چشم نمیخورد.
جالبتر اینکه هفتهنامه مرزپرگهر این مطلب را در صفحه 12 به نام فقه و اصول به چاپ رسانده است و نمیتواند ادعا کند که این مطلب از روی ناآگاهی چاپ شده است . زیرا فقه و اصول یک مقوله تخصصی است که مسئول آن صفحه باید دارای تخصص و آگاهی کافی نسبت به مسایل اسلامی و وقایع جهان اسلام و شخصیتها داشته باشد.
مسئولان محترم قوه قضاییه باید در این مورد پاسخ دهند که چرا در خصوص این مطلب که احساسات مردم مسلملن و انقلابی ایران را جریحهدار کرده و به شخص حضرت امام در نظام اسلامی چنین افتراهای ناروایی بسته شده است تا کنون برخورد نکردهاند؟ آیا ما فقط در برابر توهینهای دیگران در دانمارک و ... به اسلام و پیامبر ( ص ) مسئولیم ؟ چرا باید یک نشریه به مدیریت فردی که در دوره گذشته عنوان نمایندگی مردم زاهدان در مجلس را یدک میکشیده است به خود اجازه دهد اینچنین با ساحت مقدس انقلاب و نظام اسلامی توهین کند و آیا غیرت اسلامی و انقلابی ما اجازه میدهد که در برابر چنین توطئهای که سرمنشا آن صهیونیزم جهانی است ساکت بنشینیم.
مطمئنا امت اسلامی این دسیسه را محکوم کرده با آن مقابله خواهند کرد.
جهت آگاهی شما تعدادی از لینکها و منابع مرتبط در مورد رشاد خلیفه کذاب و اندیشههای منحط او را ذکر میکنم :
«محمد وحی خدا را با دستهای خود نوشت»
شهلا رستمی - رادیو بین المللی فرانسه : 22 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامهای به مصطفی پورمحمدی وزیر کشور با اشاره به شیوع بیماریهای واگیردار در مناطق سیلزده و طوفان زده استان سیستان و بلوچستان نوشتند این مناطق با مشکلات بسیاری از جمله کمبود آب و مواد غذایی همچنین تخریب روستاها و توزیع محدود چادرهای امدادی روبرو است.این در حالی است که بیش از دو هفته از وقوع این طوفان میگذرد. آقای محمود براهویی نژاد شما روزنامهنگار در زاهدان هستید. ممکن است بگویید علت این تاخیر چیست؟
محمود براهویی نژاد : مشکل این تاخیر ضعف اطلاعرسانی در مدیران استان است. متاسفانه بعد از گذشت چند روز از وقوع سیل استاندار سیستان و بلوچستان در مصاحبههای متعددی اعلام میکردند که هیچ مشکل خاص و حادی در استان وجود ندارد.به همین دلیل بسیاری از مردم و مسئولان کشور از عمق فاجعه آگاه نشدند و اطلاع رسانی خیلی دیر صورت گرفت.
شهلا رستمی : وضع این مناطق در حال حاضر چگونه است؟
محمود براهویی نژاد : علیرغم اینکه امدادرسانی چند روزیست که البته با تاخیر زیاد آغاز شده است و سازمانها و نهادهای دولتی و مردمی مشغول امدادرسانی هستند و بیشتر هم خود مردم در امدادرسانی کمک میکنند ، هنوز وضعیت مردم متاسفانه نامطلوب است. بسیاری از مردم چادر ندارند و به امکانات اولیه مثل غذا ، آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و از نظر شیوع بیماریهای وبا و مالاریا وزارت بهداشت هشدار داده است که احتمال شیوع این بیماریها بسیار زیاد است به دلیل تخریب فاضلابها و کمبود آب آشامیدنی سالم.
شهلا رستمی : در مورد بیماریهای واگیردار همانگونه که اشاره کردید بخصوص وبا . تا کنون چند مورد مشاهده شده است . وضع آنها چطور است؟
محمود براهویی نژاد : من آمار دقیقی از مبتلایان به این بیماریها را در اختیار ندارم . اما در خبرها آمده بود که تعدادی از افراد مبتلا به اسهال و ... به مراکز بهداشتی مراجعه کردهاند و در کل وضعیت بهداشتی مردم در منطقه بسیار بد است . صد در صد حیوانات و دامها تلف شدهاند، فاضلابها تخریب شدند ، آب آشامیدنی سالم در منطقه وجود ندارد. بوی تعفن در همه جا استشمام میشود و تدابیری برای اسکان مردم در خارج از مناطق آلوده اندیشیده نشده است.و امکان شیوع این بیماریها بسیار زیاد است.
شهلا رستمی : این مشکلات شامل چند نفر میشود آقای براهویی نژاد ؟
محمود براهویی نژاد : طبق آمارهیی که رسما اعلام شده است حداقل 250 هزار نفر در معرض خطر هستند.که بیشتر آنانرا کودکان ، سالمندان و زنان و جوانان روستایی تشکیل میدهند.
شهلا رستمی : در مورد هشدار این 22 نماینده شما اطلاعی در دست دارید؟ آیا آنها توانستهاند کمکها را تسریع کنند؟
محمود براهویی نژاد : تذکر نمایندگان مطمئا بیتاثیر نیست اما با توجه به گذشت حدود سه هفته از وقوع سیل باید اینکار خیلی زودتر از اینها صورت میگرفت
رحمان ريگي روز سهشنبه به ايرنا گفت: در اثر توفان گونو و بارشهاي سيل آساي دو هفته پيش شبكهها آبرساني اين بخش تخريب شده بود.
وي افزود: هماينك كار آبرساني به ۷۰روستاي اين بخش كه به حالت قبل از توفان برگشته است اما به دليل كمبود آب آشاميدني همانند روال پيشين روستاها از آب آشاميدني به صورت نوبتي بهرهمند ميشوند.
او گفت: يكي از مشكلات پمپاژ آب كوچك بودن قطر لولهها است كه ۲۲سال گذشته توسط جهاد سازندگي در اين روستاها لولهكشي شده است.
وي افزود: البته در مورد تعويض لولههاي قديمي اقداماتي آغاز شده لذا اميدواريم هر چه زودتر شبكه آبرساني روستاهاي بخش زرآباد بازسازي شوند.
او همچنين گفت: به خرابي در شبكه برق روستاها بخاطر سيل اخير افت ولتاژ بوجود آمده لذا اكنون با دو ژنراتور ديزلي آب آشاميدني روستاييان پمپاژ و وارد مخازن آب ميشود.
وي در مورد ساير نيازهاي سيلزدگان گفت: با ارسال چندين محموله از سوي دولت و مردم به ويژه از استانهاي هرمزگان، خراسان جنوبي و فارس بخشي از نيازهاي آنها تامين شده است.
او به مشكلات بوجود آمده در اثر افت ولتاژ برق براي روستاييان اشاره كرد و افزود: روستاييان براي جلوگيري از خراب شدن لوازم برقي از آنها استفاده نميكنند.
دبير اجرايي خانه كشاورز كنارك گفت: نيازهاي ضروري سيلزدگان پشهبند، مواد غذايي، چادر و زيرانداز است.
كنارك در ۸۰۰كيلومتري جنوب زاهدان مركز استان سيستان و بلوچستان واقع است.
اين شهرستان با ۸۰هزار نفر جمعيت داراي ۱۶۰روستا و دو بخش زرآباد و مركزي است.ك/۳
روزنا - ترجمه حمید بهشتی :
در پايان قرن گذشته که ديوار ميان شرق و غرب فروريخت و مسابقه تسليحاتي خاتمه يافت، اقتصاد رونق گرفت، اينترنت به پيشروي در عرصه هاي تازه اي گام نهاد و اميد به صلح و رفاه و به برچيده شدن مرزها در جهان شکوفا گشت.
اما آن رؤياي کم دوامي بود و در آغاز قرن جديد و با حملات 11 سپتامبر در هم ريخت. البته آن سرپوشي نيز بر مناقشات تازه ي زاده از مناسبات قدرت و منافع بوجود آمده بود که با ضربات مذکور به کناري زده شد. در اين ميان درگيري مزبور فقط ظاهراً حاصل تقابل فرهنگهاست، اما اصل موضوع برميگردد به نظام جديد جهاني و تقسيم مرزهاي رفاه.
از آنزمان به بعد ديوارهائي ساخته مي شوند که فقط ملک يا ساختمان، شهرک ها يا محله جاتي را از هم جدا نمي کنند، بلکه مانند ديوار چين بدين قصد ساخته مي شوند که حافظ و حائلي باشند در مقابل ورود عوامل نفوذي. حال ديگر پناه جستن پشت ديوارها تحول يافته و مدتي است که جاي خويش را به تأسيسات مسدود کننده داده اند که آخرين آنها به مناسبت ديدار جي هشت در هايليگن دام (آلمان) بنا شد، اگر چه آن تأسيسات فقط مدت محدودي براي نگهباني از جمع محفوظ دولتمرداني که با انتخابات دموکراتيک به قدرت رسيده اند و در قبال اعتراضاتي که صورت مي گرفت، بنا شد.
به خيل کشورهاي تحت محافظتي که توسط مرزهاي زميني سرتاسري و يا محدود، مانند اسرائيل، هندوستان، آمريکا يا اتحاديه اروپا که بعنوان مثال در مليلا و کويته توسط حصارهاي ايمني و سدهاي مجهز به ابزار دقيق فني خويش را محفوظ مي کنند، ايران نيز پيوست. ايران در ماه مه (ارديبهشت) اقدام به بناي ديواري 700 کيلومتري ميان تفتان و ماند در مرز پاکستان نمود تا بدينوسيله بخشي از سرحدّات خود با پاکستان را به مرز محافظت شده تبديل نمايد. اين ديوار که با ارتفاع 3 متر و به پهناي 1 متر مي باشد و بموازات آن سيم خارداري نيز نصب مي گردد، در مقاسه با موانع فني در نقاط ديگر گيتي از مجهزترين انواع اين ديوارها نيست.
رسماً قصد ايران از ساختن ديوار مزبور مبارزه با اوجگيري قاچاق اسلحه و مواد مخدر که در هر دو سوي مرز با جنب و جوش فراوان جريان دارد و نيز جلوگيري از تردد غيرقانوني ميان دو کشور مي باشد(گزارش الجزيره) . البته مسير اين ديوار از ميان بلوچستان مي گذرد، منطقه نا آرامي که از کنترل واقعي تهران بيرون بوده و اخيراً نيز ضربه اي به سربازان ايراني در آنجا زده شد که بدنبال آن ده تن از نفرات ايراني کشته شدند . اين حمله توسط گروه تروريستي سني جندالله صورت گرفت (تنظيم جندالله لي مجاهدي السنه في ايران) که گفته ميشود با القاعده همکاري دارد و شايد نيز هدفشان ايجاد بلوچستان واحدي ميان ايران، پاکستان و افغانستان باشد. رژيم ايران که درست در اين ايام از جانب وزير دفاع آمريکا، گيتس، متهم شده است به اينکه طالبان را مسلح مي سازد، خود دولت آمريکا را متهم کرده به اينکه به قصد نا امن ساختن ايران از اين گروه تروريستي دستکم بطور غيرمستقيم حمايت مي کند .
البته احتمال ندارد دولت ايران از گروه سني طالبان مستقيما حمايت کند. زيرا دولت مزبور در مقابل اين گروه که در آغاز با دولت پاکستان متحد بوده است، به مخالفين آن از جمله اتحاد شمال کمک مي نمود و اکنون نيز از دولت کرزاي حمايت مي کند. در حال حاضر هنوز قريب يک ميليون پناهنده افغاني در ايران بسر مي برند که ايران مايل به پس فرستادن آنها بدان کشور بوده و برخي از آنها را نيز تهديد به اخراج نموده است. در اينکه ايران نيز مانند آمريکا چند دوزه بازي مي کند، با توجه بدينکه قواي آمريکا احتمالا مدتي طولاني در افغانستان و پاکستان مستقر خواهند بود، شگفت آور نيست. علاوه بر آن ايران از جدال ميان افغانستان و پاکستان بهره برداري مي کند، زيرا بخش بزرگي از تجارت خارجي افغانستان بجاي اينکه از راه پاکستان صورت گيرد، از راه ايران عبور مي کند. ايران همچنين از جمله کشورهائيست که بيش از سايرين به بازسازي افغانستان کمک کرده است.
البته دولت پاکستان در بخش باختري بلوچستان با مشکلات عظيم تري روبروست. در استاني که مرکز آن کوئته بوده و اکثراً بلوچها و پشتونها در آن زندگي مي کنند، دستجات اسلامگرا در اکثريت بوده و دستجات مليتي بلوچ، از جمله ارتش آزاديبخش بلوچستان از جانب طالبان حمايت شده و با نيروهاي امنيتي درگيريهاي مسلحانه اي داشته، ضرباتي بدانها وارد مي نمايند. آنها در خيال جدائي از پاکستان و استقلال بلوچستان و يا بدست آوردن خودمختاري محدود بلوچستان مي باشند. در حاليکه در مقابل آنها پاکستان با تمام قوا مي کوشد مخالفين خود را با بکار بستن نيروي نظامي سرکوب نمايد. پاکستان نيز به نوبه خود قصد دارد در مرزهاي خويش با افغانستان سيم خاردار نصب نمايد تا بدين طريق از عبور شورشيان به داخل افغانستان جلوگيري نمايد. بناي اين ديوار در وزيرستان آغاز گشته است. بعلاوه پاکستان از ايالات متحده آمريکا که مصرانه خواهان کنترل بيشتر مرزهاي اين کشورد و ايجاد ديوار مرزي مي باشد، انتظار دارد که به پاکستان در ساختن اين ديوار کمک مالي نمايد.
دولت افغانستان با اين کار مخالف است . زيرا که از اين طريق مرز ميان دو کشور که مورد مناقشه است، بدينصورت از جانب پاکستان يکطرفه تثبيت مي شود. در اين رابطه اولين برخوردهاي نظامي ميان قواي پاکستان و افغانستان صورت گرفته است. احزاب پاکستاني مقيم مناطق بلوچ نشين نيز به ايجاد تأسيسات مرزي پاکستان اعتراض دارند . اين معترضين خواهان توقف فوري ديوار در دست ايجاد از جانب ايران نيز بوده، آنرا با ديوار برلين مقايسه مي کنند و خواهان استعفاي استاندار منطقه که از ساختن اين ديوار جلوگيري نکرده است، گشته اند.
وزارت خارجه پاکستان بر طبق گزارش خبرگزاري ايرنا مخالفتي با ايجاد اين ديوار ندارد. دليل آنها اينست که ايران حق دارد درزهائي را که در مرزهاي کشور وجود دارد ببندد. البته لوله نفتي که ايران را از راه پاکستان به هندوستان متصل مي کند، از ميان بلوچستان مي گذرد.
|
قرائتی: بايد از روش ترياكي ها استفاده كرد حجت الاسلام محسن قرائتي كه خود را رئيس "بي سوادها و بي نمازها" مي داند در دومين روز از همايش كاهش استفاده از مجازات زندان با حضور خود همايش را از محفلي آكادميك به نشستي صميمانه با انتقادهاي گزنده بدل كرد. قرائتي گفت؛ "مملكت ما دو گير بيشتر ندارد، آخوندهاش نواب صفوي نيستند، كت و شلواري هاش شهيد رجايي." به اعتقاد او تمام گير و گرفتاري ما از اين است كه نماز و انس با قرآن را رها كرده ايم و به جيفه دنيا دل بسته ايم. قرائتي از روزي ياد كرد كه به دادگستري مشهد رفته بود و بيش از چند نفر را سر صف نماز جماعت نديده بود. او گفت؛ "آنقدر هوار كشيدم و دري وري گفتم تا اينكه الان مي گويند قدري بهتر شده و مثلاً 40 نفري سر نماز جماعت حاضر مي شوند." او كه هر فرازي از سخنانش با خنده هاي حاضرين در همايش همراه بود ادامه داد؛ "زمان رياست آقاي يزدي به او گفتم چرا در قوه قضائيه نماز جماعت اقامه نمي شود؟ گفت اگر بگويم قاضي ها بيايند براي نماز از آن طرف جيم مي شوند، گفتم از قديم گفته اند هرچه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه بگندد نمك." نماينده ولي فقيه در نهضت سوادآموزي بر شاد كردن جامعه و مردم مخصوصاً جوان ها تاكيد كرد و گفت؛ "چون مردم نمي توانند بخندند مي روند عياشي مي كنند بعد قوه قضائيه آنها را مي اندازد زندان. خوب از اول يك كاري كنيد كه مردم بتوانند بخندند. ما آخوندها كه هميشه مثل گاز اشك آور عمل مي كنيم. فقط بلديم گريه مردم را درآوريم. از آن طرف در مملكتمان هم خيلي از حلال ها حرام هستند. آن وقت مي گوييد چرا جوان مي رود عياشي مي كند؟ براي اينكه در خانواده ما با او كنار نمي آييم. سعي نمي كنيم جذب و دركش كنيم و او مي رود به طرفي كه نبايد برود. ما، وزارت اطلاعات، قوه قهريه و قوه قضائيه به جاي اينكه بياييم جلوي منحرف شدن جوان ها را بگيريم كنگره كاهش زندان راه مي اندازيم. حكايت قوه قضائيه حكايت كسي است كه به مريضي كه اسهال گرفته قرص نمي دهد تا اسهالش بند بيايد بعد مي رود با نخ و سوزن پشت طرف را مي دوزد، اينكه رسمش نشد." قرائتي رئيس كميته اقامه نماز و ستاد امر به معروف در ادامه سخنانش خطاب به مسوولان قوه قضائيه و مهمان هاي خارجي همايش گفت؛ "ما در ايران چهار نوع جوان داريم. يكي جوان هاي توتي. يعني مثل توت هاي شيرين درختي كه با يك تكان مي ريزند زمين. اينها خودشان مي آيند مسجد و نماز جماعت مي خوانند و از محرمات پرهيز مي كنند و خلاصه كاملاً دم دست هستند. دوم جوان هاي اناري. انار يك ميوه حلال زاده است اما بايد بروي بالا آن را بچيني، خيلي هم كار سختي نيست. يعني با قدري تلاش مي توان آنها را هم به مسجد كشاند. گروه سوم جوان هاي نارگيلي هستند. يعني نه تنها بالاي درخت هستند كه پوسته سفت و سختي هم دارند كه بايد زحمت زيادي بكشي و آنها را بشكافي ولي بعد كه شكافتي مي بيني مغز شيرين و شيره سفيدي دارند. گروه چهارم هم جوان هاي گردويي هستند كه ترشرو و متكبر پشت شاخه هاي درخت پنهان مي شوند و چيدنشان خيلي سخت است. وی ادامه داد؛ بعضي هاشان هم توخالي يا تلخند. ما بايد همه اين چهار نوع جوان را در نظر بگيريم و برايشان برنامه ريزي كنيم و آنها را با قرآن و نماز انس بدهيم تا دنبال عياشي نروند. به جاي اينكه بياييم اين كارها را بكنيم آمده ايم كنگره كاهش زندان راه انداخته ايم." قرائتی ادامه داد؛ "اين نص صريح قرآن است كه كساني كه از قرآن اعراض كنند زندگي شان گير مي كند و به نكبت مي افتند حالا فرقي نمي كند نفتشان 7 دلار باشد يا 70 دلار. الان ما همه از قرآن بريده ايم و قرآن محور زندگي مان نيست. به همين خاطر زندان هايمان هم پر شده است."قرائتي گفت؛ "قوه قضائيه اگر مي خواهد در رسيدن به اهدافش موفق شود بايد روش هايش را عوض كند. اينكه همايش و كنگره برگزار كنيم كه نشد كار. بايد از روش ترياكي ها استفاده كرد ؛ آنها از ارتباط چهره به چهره استفاده مي كنند، مي روند خانه حسن آقا و وي را ترياكي مي كنند بعد با هم مي روند خانه احمد آقا و همينطور الي آخر! ظاهرا هم شل و ول هستند اما با اين همه شل و وارفته بودن ، پليس و قوه قضائيه و دولت و همه را فشل و عاصي كرده اند! قوه قضائيه هم بايد اين جوري در ترويج نماز و قرآن بكوشد تا بتواند نتيجه بگيرد. من اين را جاهاي ديگر هم گفته ام. نماز كه ضايع شد شهوات به دنبال آن مي آيند و بعد هم زندان. الان تمام آسيب هاي ما از دو سوراخ است؛ شهوت و غفلت. اولي با ازدواج حل مي شود دومي با نماز. حالا مي فهميم چرا پيامبر گفته است من از دنياي شما دو چيز را دوست دارم، زن را و نماز را. چون اين دوتا يك خاصيت دارند و جلوي فساد را مي گيرند." محسن قرائتي در پايان تاكيد كرد؛ "خلاصه بگويم وضع خراب است. آن وقت مي گويند چه كار كنيم؟ خدا كند بعد از اين سخنراني مرا به زندان نيندازند." |
شرق:
روز شنبه مورخ 27/3/86 جلسه اي در باب مسائل و مشکلات سيل زدگان منطقه دشت ياري چابهار در ساعت 13 در محل فرمانداري شهرستان چابهار تشکيل شد. در اين جلسه که با حضور فرماندار چابهار، روساي ادارات برق، آب و فاضلاب شهري و روستايي، راه و ترابري، رئيس شبکه بهداشت و درمان شهرستان چابهار، نماينده امام جمعه اهل سنت چابهار، رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان، اعضاي شوراهاي اسلامي بخش هاي مرکزي، دشت ياري و پلان و معتمدين بخش ها تشکيل شده بود، اعضاي شوراي اسلامي سه بخش ياد شده از نحوه ارائه نامطلوب امداد به مناطق سيل زده گلايه کردند.
عضو شوراي اسلامي بخش پلان اسکان نيافتن سيل زدگان را مهم ترين مشکل حال حاضر اين مناطق ذکر کرد و گفت؛ «با توجه به دماي نزديک به 40 درجه سانتيگراد، مردم بدون سرپناه در ميان آوارهاي ناشي از سيلاب به سر مي برند و اقامت هيچ يک از اهالي ساماندهي نشده است.» در ادامه جلسه دوست محمد بلوچ، رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان ضمن تاييد سخنان اعضاي شوراي اسلامي مناطق ياد شده، وضعيت آوارگان را اسف بار توصيف کرد و خطاب به مسوولان گفت؛ «آيا مدت 12 روز براي اسکان موقت سيل زدگان کافي نيست؟»
وي ادامه داد؛ «6 قوطي تن ماهي و 6 بطري آب معدني و نان هاي خشکي که قابل خوردن نيستند براي هر خانوار نه تنها کافي نيست بلکه نشان دهنده عدم آگاهي مسوولان نسبت به ابعاد فاجعه و نيازهاي مردم است.» دوست محمد بلوچ خطاب به نماينده جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي گفت؛ «آيا هلال احمر استان سيستان و بلوچستان با هلال احمر استان هاي هرمزگان و کرمان تفاوت دارد؟ در حالي که همه سيل زدگان اين دو استان اسکان يافته و سبد غذايي امدادي آنها هم با سيستان و بلوچستان تفاوتي فاحش دارد.» رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان گفت؛ «آيا هلال احمر نبايد کمتر از دو روز پس از حادثه براي اسکان موقت آوارگان اقدام کند؟ آيا منشور هفت گانه هلال احمر در استان رعايت شده است؟»
وي در پايان سخنانش از عملکرد نيروي دريايي سپاه چابهار و انجمن خيريه محسنين زاهدان در رابطه با سيل اخير تشکر کرد. دکتر پرند نماينده هلال احمر جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سخنان رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان مراتب تاسف خويش را اعلام کرده و اظهار داشت اميدوار است پس از اين گذشته ها جبران شوند.
در ادامه جلسه روساي ادارات آب و فاضلاب و برق گفتند؛ با توجه به کمبود امکانات تمام تلاش شان را براي بازگرداندن اوضاع به شرايط مطلوب به کار بسته اند اما هنوز حجم مشکلات بسيار زياد است.» مدير شبکه بهداشت چابهار نيز از وضعيت سيل زدگان اظهار تاسف کرد و عمده فعاليت سازمان متبوع اش را آموزش آوارگان براي پيشگيري از امراض عنوان کرد. وي گفت؛ «در صورت تامين نشدن آب مورد نياز مردم منطقه شيوع بيماري هاي گوناگون اجتناب ناپذير است.»
شرق:
روز شنبه مورخ 27/3/86 جلسه اي در باب مسائل و مشکلات سيل زدگان منطقه دشت ياري چابهار در ساعت 13 در محل فرمانداري شهرستان چابهار تشکيل شد. در اين جلسه که با حضور فرماندار چابهار، روساي ادارات برق، آب و فاضلاب شهري و روستايي، راه و ترابري، رئيس شبکه بهداشت و درمان شهرستان چابهار، نماينده امام جمعه اهل سنت چابهار، رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان، اعضاي شوراهاي اسلامي بخش هاي مرکزي، دشت ياري و پلان و معتمدين بخش ها تشکيل شده بود، اعضاي شوراي اسلامي سه بخش ياد شده از نحوه ارائه نامطلوب امداد به مناطق سيل زده گلايه کردند.
عضو شوراي اسلامي بخش پلان اسکان نيافتن سيل زدگان را مهم ترين مشکل حال حاضر اين مناطق ذکر کرد و گفت؛ «با توجه به دماي نزديک به 40 درجه سانتيگراد، مردم بدون سرپناه در ميان آوارهاي ناشي از سيلاب به سر مي برند و اقامت هيچ يک از اهالي ساماندهي نشده است.» در ادامه جلسه دوست محمد بلوچ، رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان ضمن تاييد سخنان اعضاي شوراي اسلامي مناطق ياد شده، وضعيت آوارگان را اسف بار توصيف کرد و خطاب به مسوولان گفت؛ «آيا مدت 12 روز براي اسکان موقت سيل زدگان کافي نيست؟»
وي ادامه داد؛ «6 قوطي تن ماهي و 6 بطري آب معدني و نان هاي خشکي که قابل خوردن نيستند براي هر خانوار نه تنها کافي نيست بلکه نشان دهنده عدم آگاهي مسوولان نسبت به ابعاد فاجعه و نيازهاي مردم است.» دوست محمد بلوچ خطاب به نماينده جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي گفت؛ «آيا هلال احمر استان سيستان و بلوچستان با هلال احمر استان هاي هرمزگان و کرمان تفاوت دارد؟ در حالي که همه سيل زدگان اين دو استان اسکان يافته و سبد غذايي امدادي آنها هم با سيستان و بلوچستان تفاوتي فاحش دارد.» رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان گفت؛ «آيا هلال احمر نبايد کمتر از دو روز پس از حادثه براي اسکان موقت آوارگان اقدام کند؟ آيا منشور هفت گانه هلال احمر در استان رعايت شده است؟»
وي در پايان سخنانش از عملکرد نيروي دريايي سپاه چابهار و انجمن خيريه محسنين زاهدان در رابطه با سيل اخير تشکر کرد. دکتر پرند نماينده هلال احمر جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سخنان رئيس شوراي اسلامي استان سيستان و بلوچستان مراتب تاسف خويش را اعلام کرده و اظهار داشت اميدوار است پس از اين گذشته ها جبران شوند.
در ادامه جلسه روساي ادارات آب و فاضلاب و برق گفتند؛ با توجه به کمبود امکانات تمام تلاش شان را براي بازگرداندن اوضاع به شرايط مطلوب به کار بسته اند اما هنوز حجم مشکلات بسيار زياد است.» مدير شبکه بهداشت چابهار نيز از وضعيت سيل زدگان اظهار تاسف کرد و عمده فعاليت سازمان متبوع اش را آموزش آوارگان براي پيشگيري از امراض عنوان کرد. وي گفت؛ «در صورت تامين نشدن آب مورد نياز مردم منطقه شيوع بيماري هاي گوناگون اجتناب ناپذير است.»
۲۲نفر از نمايندگان مجلسشوراياسلامي،درتذكر كتبي به "مصطفي پورمحمدي" وزير كشورخواستار اعزام فوري هياتي به منظور بررسي و حل مشكلات مردم طوفان زده استان سيستان و بلوچستان شدند.
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا،تذكركتبي نمايندگان را "محمدرضا باهنر" نايب رييس اول مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني روز سهشنبه مجلس قرائت كرد.
باهنر،اسامي نمايندگان تذكردهنده را كه به صورت جمعي، تذكرات مشتركي ارايه كرده بودند، به دليل "زياد بودن تعداد اين نمايندگان"، قرائت نكرد و گفت: اسامي اين نمايندگان در مكاتبات رسمي مجلس درج خواهد شد.
نمايندگان تذكردهنده به وزير كشور با اشاره به احتمال شيوع بيماريهاي واگيردار در مناطق سيلزده و طوفان زده تاكيد كردند: اين مناطق با مشكلات بسياري چون كمبود آب و مواد غذايي، تخريب روستاها و توزيع محدود چادرهاي امدادي مواجه هستند.
همچنين سه نفر از نمايندگان استان سيستان و بلوچستان در تذكر ديگري به وزير كشور خواستار پرداخت خسارت به خسارتديدگان ناشي از طوفان و سيل در شهرستانهاي زاهدان، سراوان، چابهار، سرباز، نيكشهر ، خاش و ايرانشهر شدند.
" هدايت الله ميرمرادزهي" نماينده سراوان، "حميدرضا پشنگ" نماينده خاش، "گل محمد بامري" نماينده ايرانشهر و سرباز، اين تذكر را ارايه كرده بودند.
الف :
آيت الله محمد علي تسخيري دبيركل مجمع تقريب اسلامي در بيانيه اي خطاب به اتحاديه جهاني علماي مسلمان از تعطيلي مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد.
دكتر"محمد سليم العوا" دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان در گفت و گو با سايت خبري شبكه العربيه اظهار داشت : " اين مزار، قبر قديمي يكي از صوفيان بوده كه دولت ايران چند روز پيش، آن را تعطيل كرده است."
وي اضافه كرد:" تخريب اين مكان نيازمند تصميم طرفهاي مسئول محلي و نيازمند زمان بيشتري است اما خبر تخريب اين مزار را نيز ممكن است به زودي بشنويم."
العوا توضيح داد كه تعطيلي اين مزار پس از تلاش هاي اتحاديه جهاني علماي مسلمان صورت گرفت و هياتي از اين اتحاديه نيز در چند ماه گذشته به ايران سفر كرده و علاوه بر بررسي موضوعات روابط اهل تسنن و شيعيان به ويژه در كشورهاي عراق و لبنان ،موضوع وجود مزاري براي قاتل خليفه دوم در شهر كاشان را مطرح و آن را از موانع تقريب ميان مذاهب اسلامي دانستند.
وي اضافه كرد:" البته در اين سفر فهميديم كه بسياري از مسئولان دولتي حتي نام اين مزار را هم نشنيده اند اما پس از بررسي، تصميم گرفتند كه اين مزار تعطيل شود و اين اقدام را به ما نيز اطلاع دادند."
پيش از اين و درهمايش گفت و گوي ميان مذاهب اسلامي كه در ابتداي سال جاري در شهر دوحه قطر برگزار شده بود؛ بسياري از علماي اهل تسنن از علماي شيعه ايران خواسته بودند تا مزار ابولوءلوء قاتل خليفه دوم در شهر كاشان ايران تعطيل شود.
در اين همايش همچنين مطرح شد كه اين مزار، ساختمان باشكوهي است و نام" مرقد بابا شجاع الدين ابو لوءلوء فيروز" را با خود دارد .
بيانيه آيت الله تسخيري
آيت الله تسخيري در بيانيه خود خطاب به دكتر محمد سليم العوا دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان آورده است:" خدا را شكر تلاش هاي ما با بسته شدن دري از درهاي فتنه به نتيجه رسيد و قبر يكي از دراويش قديمي كه برخي عوام آن را قبر ابو لوءلوء مي دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم كه اين مزار برچيده شود.
دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان نيز با صدور بيانيه اي اين خبر را تاييد كرده است.
همچنين آيت الله تسخيري پيش از اين در گفت و گويي با سايت خبري شبكه العربيه اعلام كرده بود كه ابولوءلوء فرد مجرمي بوده كه در شهر مدينه حد اسلامي بر وي اجرا شده و جنازه وي در اين شهر دفن است و جنازه اي هم به ايران منتقل نشده است.
جنبش مقاومت مقتدرترین و محبوب ترین جنبش بلوچستان
در طول تاریخ همیشه مستبدان و متجاوزان و استعمارگران داخلی و خارجی تلاش نمودند به گونه ای مردم تحت استعمار خود را از خود از حقائق به دور نگه دارند تا به استعمار و استثمار خویش ادامه داده و به روشهای مختلف سعی نمودند مردم را از انجام عکس العمل در برابر جنایاتشان بازدارند.
اما همیشه بودند کسانی که خود را از پنجه استبداد و ظلم و ستم و استعمار و استثمار رهانیده و با فدا کردن خود و خانواده و خویشاوندان خود راه را برای مبارزه همگانی علیه ظلم و بیداد گشودند و بالاخره بهترین هدیه یعنی آزادی را به ملت خود اهداء نمودند
سرزمین بلوچستان یکی از همان سرزمینهائیست که مورد استعمار متجاوزان قرار گرفته است و مردمش نا خواسته به بردگی دیگران تن دادند و ثروتهایش به کام دیگران رفته است و متجاوزان ستمگر به بدترین روش به سرکوب و کشتار مردم این دیار پرداختند و با ایجاد جو وحشت و رعب سعی بر به سکوت کشاندن مردم غیور این خطه نمودند و تا اندازه ای در این پروژه ملت کشی خود موفق شدند و کار بدانجا رسید که بسیاری از دلسوزان قوم ناله یاس و نومیدی سردادند و مردم در غربت را بر زندگی در سرزمین ترجیح دادند و با یاس دلسوزان رژیم پا فراتر نهاد و سرکوب بیشر از پیش شد تا بدانجا که عزم تخلیه بلوچستان به سر پروراندند و حتی به دنبال حذف نیمه نام این دیار شدند اینجا بود که جوانانی چند از پنچه طاغوتی خود را رهانیده و از لای نیشهای دشمن درنده جسته و به فکر چاره برای ملت افتادند تا بدر آرند ملت خویش را از آنچه که در طول دههای گذشته از سوی ستمگران تهرانی بر آنان روا رفته است.
آری این جوانان به پا خواسته از گود جامعه به ندای وجدان خود لبیک گفته و خواهش پرستی و توجه به عقل بیش از اندازه را کنار گذاشته و بی هیچ سلاح و تفنگی عهد آزادی سرزمین بستند شاید هیچ کس باور نمی کرد آن لحظه ای که شیر مرد بلوچستان عبدالمالک با چهار جوان از اقشار مختلف در منزل یکی از آنها در زاهدان چنین تصمیمی گرفتند که واقعا این جوان 19 ساله با چهار نفر بتواند کاری را به سر انجام برساند اما ایمان و غیرت و شجاعت و درایت این رهبر جوان و دوستان باوفایش در مدت کوتاهی تاریخ بلوچستان را منقلب ساخت و کم کم بوی آزادی و عزت و عظمت در بلوچستان وزیدن گرفت و این چهار جوان تبدیل به قدرتی آهنین در برابر رژیم طاغوتی آخوندی شدند و با قیامشان جوانان زیادی به این جمع مبارک پیوستند هنوز جنبش نوپا بود و یکی دو عملیات بیشتر نکرده بود و داشت مراحل آموزشی را پشت سر می گذراند که چهارده نفر از اعضای جنبش که سه نفر از آنان از فرماندهان زبده و آموزش دیده با خیانت یک بلوچ خائن دستگیر شدند با دستگیر شدن چهارده نفر در طول یک ماه زمین و زمان برای مردم که دل به جنبش بسته بودند تنگ شد یادم هست که یکی از بزرگان بلوچستان همان روزها من را به خانه اش طلبید وقتی من نزد ایشان رفتم دیدم اشک از چشمانش سرازیر است و گریه می کند و می گوید جوانان را دستگیر کردند و حرکت شکست می خورد این حال عموم مردم بود اما اینجا تنها شخصی که مانند کوه استوار بود و کوچکترین لغزشی در راهش پدید نیامد فرمانده دلیر و رهبر عزیز جنبش عبدالمالک بود که همه چیز را عادی تلقی می نمود و می گفت راه مبارزه همین است من اگر پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزندانم تکه تکه شوند برای لحظه ای هم از هدفم باز نخواهم ایستاد. این رهبر جوان چنان به اطرافیانش انرژی داد که طی چند ماه جنبش مقتدر تر از پیش شد و گام به جلو برداشت تا آنجا که توانست مسئله بلوچستان را تبدیل به یک مسئله بین المللی نماید و یاس و نومیدی را از دل همگان برچیند و راه به دل مردم بلوچستان بگشاید و هیچ خانه ای نباشد که تذکره ای از جنبش نباشد و هیچ مادری نیست که دعا برای جنبش نکند و جنبش به چنین اقتداری برسد که در ایوانهای طاغوتیان لرزه پدید آورد و آمالهای پلید آنان را خاکستر نماید و شجاعت و دلیری را به ارمغان بیاورد تا باشد که ناظر آزادی سرزمینمان باشیم.
جنبش امروز مقتدرترین و نیرومندترین سازمان و حزب و حرکت موجود در بلوچستان می باشد که اعضایش تمامی مردم بلوچستان می باشند و مردم از هر قشری همراهان و یاران جنبش هستند و امروز جنبش تبدیل به یک قدرت در ایران شده است که سران حاکم بر تهران نمی توانند از آن چشم بپوشند و دیر یا زود باید در برابر اقتدار مردمی جنبش سر خضوع فرود آرند و تسلیم خواسته های برحق جنبش که همان خواسته های مردمی هستند شوند.
جنبش مقاومت امروز صدها جوان را در موارد گوناگون اعم از سیاسی و نظامی و فرهنگی تربیت نموده است و هرگز با خلای یک فرد ولو رهبری جنبش باشد در جنبش کوچکترین تزلزلی پدید نخواهد آمد زیرا جنبش امروز به مراتب مقتدر تر از دیروز است و دیروز با از دست دادن فرماندهانی زبده و نام اور همچون عبدالحمید سراوانی و بهزاد ناروئی و احمد دهمرده که دستیاران رهبری جنبش بودند و شاید به موازی رهبری جنبش می ایستادند تزلزلی به خود راه نداد و امروز که اقتدارش سرزمین بلوچستان را فراگرفته است هرگز متزلزل نخواهد شد و این را بایقین می گویم اگرچه خدای نخواسته خلای رهبری جنبش پیش بیاید.
و تغییر و اخراج و امد و رفت یک امر معمول می باشد که در قسمت افراد جدید صدها شخص می آیند و می روند و این تغییرات هیچ خللی در روند مبارزات و در اقتدار جنبش به همراه نمی اورد زیرا چنین اموری در جنبشها طبیعی و غیر قابل توجه می باشند و جنبش با افراد سنجیده نمی شود بلکه افراد با جنبش سنجیده می شوند .
با نگاهی به جنبشهای آزادی بخش در طول تاریخ می بینیم که هزاران فرد به جنبشها وارد می شوند و هزاران فرد از جنبشها خارج می شوند و این ورود و خروجها هیچ تاثیری بر روند مبارزات جنبش نداشته است و جنبش در هیچ صورت فدای اشخاص نمی گردد ولو اینکه آن شخص رهبر جنبش باشد رهبر هم باید فدای جنبش گردد نه اینکه جنبش فدای رهبر ورنه چنین جنبشی که جنبش فدای رهبر شود هرگز به پیروزی نخواهد رسید.
هدف مقدس است و بس و هیچ مقدس دیگری وجود ندارد و همه و هر چیز باید فدای هدف گردد آنگه است که جنبش با پیروزی و سربلندی همکنار می شود.
دلاور بلوچ
مصطفی دانشور :
با گذشت تقريبا دو هفته از طوفان "گونو" در بلوچستان هنوز ظاهرا آثار و عواقب آن گريبان گير مردم اين ناحيه است.
اين طوفان هرچه خرابي و نابودي در پي داشت ولي يك نكته مهم را براي مردم ايران و به خصوص اين استان آشكار ساخت و آن مسئله مديريت در بحران بود.
براي هر مدير در يك موسسه شرح وظايف گوناگوني بر اساس نوع فعاليت موسسه تعريف مي شود. اما هر نوع فعاليتي كه مدير انجام مي دهد در دو دسته بسيار مهم قرار مي گيرد: كنترل امور موسسه و برنامه ريزي براي آينده.
هر مدير با توجه به حجم شركت يا موسسه تحت مديريتش بايد بتواند همه امور آن را كنترل كند و در جريان كل امور قرار گيرد. در واقع مدير به عنوان يك ناظر بايد به همه امور موسسه مسلط باشد تا اطمينان حاصل كند كه همه امور به بهترين نحو در حال انجام است. چنانچه مشكلي پيش آيد يك مدير توانا با توجه به نوع مشكل تدبير خاصي مي انديشد. اگر مشكل حادي پيش آمده باشد او به كمك مشاورانش از طريق روند ذيل آن را سعي مي كند حل كند:
1- كسب اطلاع از ماوقع از منابع موثق گوناگون
2- تحليل شرايط با توجه به داده هاي درست
3- تجزيه و تحليل راه حل هاي مختلف
4- اتخاذ شيوه ي صحيح، كم هزينه براي حل آن معضل
5-نظارت بر نحوه ي اجرا تصميم با استفاده از منابع شماره 1
زمان بين اين 5 مرحله به نوع حادثه بستگي دارد. اگر حادثه از درجه اهميت كمي برخوردار باشد زمان صرف شده بيشتر خواهد بود و برعكس چنانچه نوع حادثه اضطراري باشد بايد اين زمان به حداقل ممكن برسد. در واقع اين نوع شرايط را شرايط بحراني مي نامند و اين نوع مديريت را مديريت بحران مي نامند.
مولفه دو در مديريت برنامه ريزي است. يك مدير موفق علاوه بر آنكه بايد بتواند امور موسسه را كنترل و راهبري كند بايد بتواند براي پيشرفت آن نيز طرح هاي داشته باشد. مدير براي حركت به جلو بايد هميشه نگاهي تحليلي بر گذشته داشته باشد. او بايد بتواند مسايلي كه در گذشته براي موسسه اتفاق افتاده اند تحليل كند و از آنها براي پيشروي استفاده كند.
حال به مسئله "گونو" و مديريت استاني در اين باره باز مي گرديم. اگر استنادي كنيم با اظهارات استاندار محترم جناب دكتر دهمرده در روزهاي نخستين اين حادثه به يك نكته برمي خورديم كه ايشان حادثه مذكور را كم اهميت تلقي كردند. امروز كه حدودا دو هفته از آن فاجعه مي گذرد هنوز امداد رسانان نتوانسته اند به برخي نقاط دست رسي پيدا كنند و حتي نيازها اوليه آنهاي كه در دسترسند را را برآورده سازند. كم اهميت تلقي كردن يك مسئله بسيار مهم كه سازمان هوا شناسي روزها قبل براي آن اخطار صادر كرده بود، در واقع نقص مهمي در دو مرحله تصميم سازي براي بحران بود. اظهارنظر استاندار محترم به كم اهميت بودن چنين بحراني درواقع حاكي از تحليل نادرستي است كه بر فرضيه هاي نادرست استوار بوده است.
موضوع ديگري كه مي خواهم به آن به پردازم مسئله طولاني شدن امدادرساني و عدم هماهنگي نهادهاي مرتبط است. در يك بحران مهمترين فاكتور براي مديريت موثر كنترل زمان براي كاهش خسارات و تلفات است. با گذشتن زمان بحران عمق پيدا مي كند و شايد به مرحله اي برسد كه از هيچكس كاري ساخته نباشد. در واقع مديريت بحران مديريت زمان و مديريت در زمان است. زمان دو هفته اي براي كمك رساني به آسيب ديدگان سيل غير قابل قبول است زيرا همانگونه كه در سطور بالا اشاره شد افزايش زمان برابر است با افزايش خسارت و تلفات.
نتيجه :
1- استان آمادگي مقابله با مشكلات بزرگ طبيعي را ندارد.
2- زمان فرايند تصميم سازي مديران براي بحران نا متناسب است.
3- در مديريت بحران با بحران مديريت مواجه مي شويم
4- نا هماهنگي به معني نا كارآمدي دستگاه است
5- استان سيستان و بلوچستان هميشه در معرض بحران هاي طبيعي و اجتماعي قرار دارد و مدير استاني بايد اين مولفه را مورد توجه قرار دهد.
رادیو فردا - بهروز کارونی :
با گذشت حدود دو هفته از وقوع توفان «گونو» و وقوع سيل در ايران، روند امدادرسانی دولت به سيل زدگان مورد انتقاد شديد قرار گرفته است. در همين حال، برخی از مقام های دولتی به طور تلويحی به کمبودهايی در امدادرسانی اعتراف کرده اند.
در حالی که هنوز نسبت به اطلاع رسانی ديرهنگام مقام های مسئول به مردم استان های سيستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان درباره توفان گونو انتقادهاد می شود، اما اکنون موج اصلی انتقادها از دولت محمود احمدی نژاد متوجه چگونگی کمک رسانی به سيل زدگان است.
در همين ارتباط، حسينعلی شهرياری و پيمان فروزش، نمايندگان زاهدان درمجلس شورای اسلامی، در تذکری به وزير کشور خواستار تسريع در پرداخت جبران خسارت سيل و رسيدگی به وضعيت نابسامان آسيب ديدگان حادثه سيل اخير در زاهدان و جنوب استان سيستان و بلوچستان شدند.
۳۵۵ هزار نفر در انتظار کمک رسانی
بر اساس گزارش های رسمی، شهرهای کنارک، چابهار و نيک شهر در استان سيستان و بلوچستان، جاسک و بشاگرد در استان هرمزگان و جنوب استان کرمان در محاصره سيل قرار دارند و راه های زمينی اين شهرها و مناطق تابعه آنها مسدود است.
درهمين ارتباط، به گزارش خبرگزاری فارس، ۲۵۰ هزار نفر در استان سيستان و بلوچستان، ۸۰ هزار نفر در استان هرمزگان و حدود ۲۵ هزار نفر در جنوب استان کرمان در معرض خطر اپيدمی بيماری های انگلی، روده ای، وبا و مالاريا هستند.
اين درحاليست که به رغم آگاهی مسئولان دولتی از وقوع توفان گونو، در مدت حدود دو هفته گذشته، اکثرمردم نواحی آسيب ديده به آب آشاميدنی، غذا و سرويس های بهداشتی دسترسی ندارند.
محمود براهويی نژاد، روزنامه نگار دراستان سيستان و بلوچستان، در مورد خسارات جانی و مالی وارد آمده در اين استان به راديو فردا گفت:«تاکنون حداقل ۲۵ نفر کشته شده اند. با اين حال، انتظار می رود که به دليل مفقود شدن شمار زيادی از مردم، بر تعداد کشته شدگان افزوده شود.»
او افزود:« ۹۵ درصد دام ها از بين رفته اند و ۱۰۰ درصد مزارع و کشتزارها تخريب شده اند.»
با اين همه، تاکنون اقدامی گسترده ای برای کمک رسانی هوايی به ۳۵۵ هزار تن از ساکنان مناطق آسيب ديده انجام نگرفته است.
روزنامه شرق، روز ۲۶ خرداد، به نقل از نجات يافتگان از توفان و سيل نوشت که «آنان توسط قايق های مردمی نجات يافته اند و تا چهار پنج روز بعد از وقوع توفان و سيل، هيچ يک از نهادهای مربوطه و هلال احمر اقدامی صورت ندادند. همچنين در هيچ يک از روستاها، چادر توزيع نشده است و طبق گفته اهالی و نمايندگان شوراهای روستايی، تاکنون هيچ پزشکی به روستاها سرکشی نکرده است.»
«کمبود هلی کوپتر و امداد رسانی زمينی»
فرزاد پناهی، رييس مرکز حوادث و فوريت های پزشکی وزارت بهداشت به خبرنگاران گفته است:«با توجه به کمبود هلی کوپتر و امدادرسانی هوايی، بيشتر امداد رسانی از طريق زمينی انجام می گيرد و بسته بودن راه ها، مانع جدی درارسال کمک ها است.»
در پاسخ به اين گونه اظهارات مقام های دولتی، مولوی عيسی اميری، خطيب نماز جمعه چابهار با انتقاد از استاندار سيستان و بلوچستان گفت که «اگر هلی کوپتر شما نمی توانست پرواز کند، چرا بنزين در اختيار قايق های شخصی نگذاشتيد تا مردم، خودشان به فرياد سيل زدگان برسند.»
با اين حال، به رغم اين ابراز نگرانی ها از احتمال شيوع و گسترش بيماری ها، بويژه وبا و مالاريا، تنها ۷۵ تيم پزشکی و ۷۰ پزشک به مناطق گسترده در سه استان آسيب ديده اعزام شده اند.
بی توجهی دولت احمدی نژاد به انتقادها
در اين ميان، دهمرده، استاندار سيستان و بلوچستان، که عملکرد دستگاه تحت نظارتش، به شدت از سوی مولوی عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان، مورد انتقاد قرار گرفته است، با «بی نظير خواندن عملکرد تمامی دستگاه ها و آمادگی همه جانبه آنها در زمان وقوع توفان گونو»، در مورد اين انتقادها، کم کاری برخی از مديران را مورد سرزنش قرار داده است.
محمود براهويی نژاد، روزنامه نگار در استان سيستان و بلوچستان، با ضعيف توصيف کردن چگونگی کمک رسانی دراستان سيستان و بلوچستان، که بيشترين آسيب ها را از توفان و سيل متحمل شده است، به راديو فردا گفت:«اطلاع رسانی دراستان به اندازه ای بد و ناکافی بود، که مردم نمی دانستند چه اتفاقی افتاده و ابعاد خسارات و ويرانی ها تا چه حد است.»
محمود براهويی نژاد: «دولت محمود احمدی نژادبه انتقادها از عملکرد استاندار سيستان و بلوچستان، بی توجه بوده است.»
وی افزود:«متاسفانه، دکتر دهمرده، استاندار سيستان و بلوچستان، به طور مرتب درمصاحبه های خود اعلام می کرد که هيچ مشکل حادی در استان وجود ندارد. همين موضوع باعث شد که کمک رسانی به آسيب ديدگان، دير آغاز شود.»
اين روزنامه نگار با تاکيد بر اين موضوع، که بيشترين حجم کمک رسانی ها به خود مردم اختصاص دارد، گفت:« نيروهای کمک رسانی دولتی تاکنون ضعيف عمل کرده اند.»
آقای براهويی نژاد با اشاره به ناراحتی مردم از استاندار سيستان و بلوچستان گفت:«مولوی عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان، درخطبه های نماز جمعه به شدت از عملکرد استاندار انتقاد کرد و گفت که مديريت استان در مواجهه با اين بحران بسيار ضعيف عمل کرده است»
به گفته وی، مولوی عبدالحميد اين پرسش را مطرح کرده است که چرا استاندار، مقام های دولتی را در جريان ابعاد خسارات توفان و سيل قرار نداد؟
محمود براهويی نژاد در پاسخ به سکوت خبری در مورد دامنه خسارات وارد آمده پس از توفان گونو و سيل گفت:«به دليل قطع راه های ارتباطی و امکانات مخابراتی، متاسفانه رسانه ها امکان حضور فعال درمنطقه را نداشتند تا بتوانند اخبار استان را تحت پوشش قرار دهند.»
درعين حال، به گفته اين روزنامه نگار، ناتوانی استانداری در کمک رسانی و ارسال اطلاعات غلط از سوي استانداري به تهران موجب شد که اخبار و گزارش های نادرستی در رسانه ها انتشار يابند و مردم و مسئولان زود از اوضاع وخيم منطقه اطلاع پيدا نکردند.
او در پاسخ به اين پرسش که واکنش دولت محمود احمدی نژاد به انتقادهايی که ابراز شده، چه بوده است، گفت:«متاسفانه توجهی به اين انتقادها نشده و هيچ برخوردی با استاندار انجام نگرفته است.»
اين روزنامه نگار در مورد ريشه اين بی توجهی، اشاره دارد که اصولا پس از انتصاب دکتر دهمرده به عنوان استاندار سيستان و بلوچستان، از اين اقدام انتقاد شد و حتی برخی از نمايندگان بلوچ درمجلس شورای اسلامی در اعتراض به انتصاب وی که فردی متعصب مذهبی و قوم گرا است، از سمت خود استعفا کردند، اما هيچ توجهی به اين انتقادها نشد و الان هم اين بی توجهی از سوی دولت ادامه دارد.
وی اعتقاد دارد:« تا زمانی که استاندار فعلی در اين سمت باشد و سياست هاي جاري ادامه يابد، نمی توان انتظار بهبود اوضاع را در استان سيستان و بلوچستان داشت
صدای آمریکا :
دکتر علیرضا نوری زاده در مصاحبه ای با صدای آمریکا گفت : بلوچستان ما فراموش شده است .

انوشیروان کنگرلو : در سیستان و بلوچستان گزارشهای خبری حاکی از درد و رنج سیلزدگان این استان خبر میدهد. به نظر شما دولت احمدی نژاد چرا قادر به امدادرسانی نیست؟
دکتر علیرضا نوریزاده : برای اینکه دولت آقای احمدی نژاد همیشه بر پایه وعده عمل میکند.در مورد زلزله بم ما دیدیم هنوز بعد از این همه سال وعدههایشان عملی نشده است.وای به حال سیل مصیبتباری که آمد. این سیل در سلطاننشین عمان هم آمد.در امارات متحده عربی نیز آمد.دیدم که دولتها با چه سرعتی حرکت کردند و به داد مردم رسیدند.ظاهرا بلوچستان ما منطقهای است که فراموش شده است و مردمش با این مصیبت روبرو شدهاند.

صدای آمریکا :
انوشیروان کنگرلو : با وجود گذشت نزدیک به دو هفته از طوفان گونو و بارش باران ، طغیان رودخانهها و جاری شدن سیل در مناطق جنوبی ایران ، بخشهای وسیعی از مناطق سیلزده شامل مناطق کنارک ، چابهار و نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ، جاسک و بشاگرد در استان هرمزگان و جنوب استان کرمان هنوز در محاصره سیل است و راههای زمینی این شهرها و تابعه آنها مسدود است.فرزاد پناهی رئیس حوادث و فوریتهای پزشکی به خبرگزاری فارس گفته است هنوز راههای زمینی مناطق طوفان زده بسته است و حداکثر 30 درصد مردم به آب آشامیدنی سالم دسترسی دارند و به همین دلیل خطر شیوع بیماریهایی چون وبا و مالاریا تشدید شده است. به گفته آقای پناهی 250 هزار نفر در استان سیستان و بلوچستان ، 80 هزار نفر در استان هرمزگان و حدود 25 هزار نفر در جنوب استان کرمان ، اکنون در معرض اپیدمی خطر بیماریهای وبا و مالاریا قرار دارند.به گفته آقای پناهی که دیروز ( شنبه ) از مناطق طوفان زده بازدید کرده با توجه به کمبود هلیکوپتر بیشتر امدادرسانیهای از طریق زمینی انجام میشود و بسته بودن راهها مانعی جدی در امدادرسانی است.در زمینه آخرین وضعیت آسیبدیدگان طوفان در مناطق جنوبی ایران ، همکارمان سیاوش سعادتیان گفتگویی داشته است با محمود براهویی نژاد ؛ روزنامهنگار در استان سیستان و بلوچستان که توجه شما را به آن جلب میکنیم :
محمود براهویی نژاد : بعد از طوفان گونو که از 15 خرداد آغاز شد ، این سیل ویرانیهای بسیار زیادی به جا گذاشت و ابعاد آن به حدی گسترده است که من به زبان قابل وصف نمیدانم و باید از نزدیک مشاهده کرد. اما متاسفانه به علت اطلاعرسانی ضعیف و سوء مدیریت مسئولان استانی این بحران به خوبی مدیریت نشد و هنوز هم بر شدت آن افزوده میشود. استاندار سیستان و بلوچستان آقای دکتر دهمرده در مصاحبههای متعددی گفته بودند هیچ مشکل خاص و حادی وجود ندارد و این در حالی بود که گزارشهای بعدی نشان داد که حداقل 25 نفر تا کنون کشته شدهاند ، 95 درصد دامها و حیوانات از بین رفتند و 100 درصد باغها و مزارع مردم ویران شدند و در بسیاری از مناطق سیلزده منازلی وجود ندارد که مردم به آن بازگردند.برخی روستاها 100 درصد تخریب شدند و به علت نبود آب سالم و بهداشتی و تخریب فاضلابها خطر شیوع وبا و بیماریهای رودهای مردم را تهدید میکند.
سیاوش سعادتیان : آقای براهویی نژاد هنوز گزارش و آمار دقیقی از تلفات مناطق مختلف طوفانزده در استان سیستان و بلوچستان اعلام نشده است . آیا شما در این زمینه اطلاعی دارید ؟
محمود براهویی نژاد : ابعاد خسارات و ویرانیها بسیار گسترده است اما چون اطلاعرسانی ضعیف بوده من به طور دقیق نمیتوانم بگویم میزان خسارات و تلفات تا چه میزان بوده است.تعداد کشته شدگان نیز بیشتر از آمار اعلام شده است چون افراد زیادی هنوز مفقودالاثر هستند.
سیاوش سعادتیان : شما با توجه به مشاهداتتان در منطقه نیاز اصلی مردم را در حال حاضر چه میدانید؟
محمود براهویی نژاد : نیاز اصلی مردم در وهله اول آب آشامیدنی سالم است که به شدت مورد نیاز مردم است و سپس دارو ، غذا و مسئله اسکان از مهمترین نیازهای مردم سیلزده هستند..
سیاوش سعادتیان : آقای براهویی نژاد عملکرد دولت ، وزارت کشور و مقامات استان سیستان و بلوچستان در امدادرسانی به مردم تا کنون چگونه بوده است ؟
محمود براهویی نژاد : عملکرد دولت و وزارت کشور به شدت ضعیف بوده است. تا کنون امدادرسانی از طریق خود مردم انجام شده است . مردمی که از وضعیت بحرانی مطلع شدند و به منطقه آمدهاند. بعد از 8 روز از وقوع سیل تازه نیروهای امدادرسانی خود را به منطقه رساندند. و بسیار بسیار ضعیف عمل کردهاند تا آنجا که صدای ائمه جمعه و بعضی از نمایندگان مردم هم درآمده است.متاسفانه استاندار سیستان و بلوچستان آقای دهمرده آدم بسیار ضعیفی در مدیریت است و بارها ضعف مدیریتی وی ثابت شده است . ما نتیجه آنرا در این جریان سیل به وضوح مشاهده کردیم که ایشان با تنگنظری و با دیدگاههای متعصبانه افراطی قومی - مذهبی خود حتی جلوی امدادرسانی به مردم بیپناهی را که حس بشردوستی نیز اقتضا میکرد به آنان کمک شود ، گرفتند و اطلاعرسانی به حدی دیر صورت گرفت که متاسفانه عده زیادی از مردم جانشان را از دست دادند.خانهها کاملا ویران شد و بیماریها و مشکلات بعدی نیز دارد دامنگیر مردم میشود.






اين مقام در گفت و گو با خبرنگار ايرنا بيان كرد: اين محموله توسط يك شناور لنج چندروز گذشته از فرمانداري كنارك بهسواحل بخش زرآباد ارسال شد.
وي خاطر نشان كرد: در فاصله ۱۰كيلومتر از كنار ساحلتا نخستين محل توزيع روستا "درك " در اين بخش، اين محموله مفقود شده است.
وياظهار داشت: البتهاين واژه را مسوولاني كهوظيفه نظارت بر توزيع كالاهاي كمكرساني دارند، به كار بردند. در حالي كه كم شدن ۳۰۰كارتناز ميان لوازم مورد نياز سيلزدگان در اين مسير كوتاه، مفقود شدن نيست.
وي همچنين از فاسد شدن چند هزار قرص نان كه براي كمك بهسيلزدگان به اين منطقهارسال شده بود، خبر داد.
وي با اشاره به اينكه مواد غذايي يكي از نيازهاي بسيار ضروري سيلزدگان مناطق روستايي آسيب ديده است، گفت: تاخير بيش از حد در توزيع اين كمكها و نيز ضعف در برنامهريزي برخي مسوولان محلي از جمله دلايل فاسد شدن نان است.
وي افزود: متاسفانه همه نانها را به خاطر اينكه غير قابل مصرف بود زير خاك دفن كردند.
توفان "گونو" و بارانهاي سيل آساي دو هفته پيش ، خسارت زيادي به شهرها و روستاهاي شهرستانهاي چابهار، كنارك، سرباز و نيكشهر در جنوب سيستان و بلوچستان وارد كرد .
بر اثر طغيان رودخانهها، جاري شدن سيل و تخريب منازل مسكوني در مناطق روستايي تعدادي نيز جان خود را از دست دادند .
از کرامات مسئولان ما یکی هم این است که بعد از ۸ روز که تازه از خواب بیدار شده اند و به فکر امدادرسانی افتاده اند نانهایشان آنقدر دیر به منطقه رسیده که فاسد شده اند و کنسروها و دیگر عنایاتشان را نیز دزد برده است.ظاهرا از امدادشان هم خیری به این مردم چشم انتظار مصیبت زده نمی رسد!
فرزاد پناهيافزود: هنوز منطقه وسيعي از مناطق طوفان زده شامل شهرهاي كنارك، چابهار، نيكشهر در استان سيستان و بلوچستان، جاسك و بشاگرد در استان هرمزگان و جنوب استان كرمان در محاصره سيل است و راههاي زميني اين شهرها و مناطق تابعه آنها مسدود است.
وي ادامه داد: 250 هزار نفر در استان سيستان و بلوچستان، 80 هزار نفر در استان هرمزگان و حدود 25 هزار نفر در جنوب استان كرمان اكنون در معرض خطر اپيدمي بيمارهاي انگلي، رودهاي، وبا و مالاريا هستند.
وي اضافه كرد: مهمترين نياز مردم اين مناطق دسترسي به آب آشاميدني سالم است زيرا اكنون حداكثر30درصد مردم اين مناطق به آب سالم دسترسي دارند و ارسال آب با تانكر به مناطق سيل زده ضرورت فوري منطقه است در غير اين صورت با توجه به افزايش مصرف آب از بركهها، شاهد شيوع بيماريهاي رودهاي و انگلي به خصوص وبا در اين مناطق خواهيم بود.
وي گفت: كمبود سرويس بهداشتي، مشكل مهم ديگري است كه خطر بروز اين بيماريها را تشديد كرده است.
رئيس اورژانس كشور ادامه داد: علاوه بر خطر اپيدمي بيماري وبا در منطقه به علت تجمع آبهاي سطحي با مواردي از بيماري مالاريا در منطقه مواجه هستيم و انتظار ميرود از دو هفته آينده با ادامه اين وضع با شيوع بيشتر اين بيماري مواجه شويم.
خاطره از : جان بیزار نارویی
به جان هم انداختن سگها
دوستي دارم كه بيشتر وقتها لباس فارسي مي پوشد و شكل و قيافه اش طوري است كه اگر كسي قبلا او را نشناسد نمي تواند بفهمد او بلوچ است. ايشان برايم ماجرا را چنين تعريف كردند:
يكي از روزها داشتم از خياباني رد مي شدم ديدم يكي از شيخهاي (روحانيون) فلان ارگان سر خيابان براي تاكسي ايستاده است گفتم اگر نگه ندارم مي گويد بلوچها بي معترفتند لذا ترمز گرفته و نگهداشتم شيخ با خوشحالي آمد و گفت ببخشيد من اينجا نماز ظهر را با جماعت برپا نموده ام و مي خواهم جايي ديگر بروم و آنجا نيز نماز بدهم (يك نماز را چند جا پيشنماز مي شود) گفتم اشكالي ندارم بفرماييد در خدمتم. به اينصورت شيخ سوار ماشين شد.
وقتي روي صندلي آرام گرفت گفت چه خبر؟ گفتم خبر با شما است حاج آقا كه در صدر اين مملكت قرار داريد. خنده اي نموده گفت : خبري نيست فقط در مورد جنگ گمشادزهيها و شهنوازي ها ما مجالس و نشستهايي داشتيم . گفتم : خدا خيرتان دهد يك جوري اين مسئله را حل بفرماييد كه خيلي بيگناه كشته شده اند.
شيخ حنده اي كرد و گفت: راستش بد هم نيست اين سگها را بايد به جان هم انداخت. با حيرت و تعجب نگاهي بهش انداختم و اگر او ذره اي عقل داشت از نگاه من مي فهميد كه من هم بلوچم تازه دانستم او نمي داند كه من بلوچم . شيخ به سخنانش ادامه داد و گفت : اين سگها اگر با هم يكي شوند به ما و شما رحم نمي كنند. من سرم را بعلامت تاييد تكان مي دادم تا ببينم بيشتر چه مي گويد . شيخ داستانهاي زيادي تعريف مي كرد كه ما چگونه توانستيم ميان فلان و فلان قوم جنگي به راه بياندازيم كه اين تعداد سگ نابود شدند و خيال ما راحت شدو... حرفهاي زيادي زد كه من چون قدري عصباني شده بودم حرفهايش را انگار نمي شنيدم.
به مقصد رسيديم شيخ پياده شد گفتم ببخشيد هنوز حرفم را نزده بودم شيخ گفت شما ببخشيد كه خيلي زحمت شديد گفتم اين را نمي گويم حاج آقا مي خواستم بگويم يكي از همان سگها كه شما فرموديد من هستم من فلاني از فلان قوم بلوچ هستم شيخ به وضعي در آمد كه انگار آب يخ رويش ريخته اند من و من كرد و حيران شد چه بگويد گفتم ما از شما كه در فلان جا كار مي كنيد اين انتظار را نداشتيم . شيخ با درماندگي گفت آقا من اشتباه كردم لطفا حرف مرا نشنيده بگيريد . گفتم : شما كه حرف دلتان را زديد. اينرا گفتم و به راهم ادامه دادم .
سخنان ایرانژاد نماینده مردم کنارک و چابهار :در رابطه با گستردگی حادثه بود که که این خسارات بحدی گسترده بوده است که وزیر کشور "نیز از بازدیدی که از منطقه داشته است در حیرت مانده است که چگونه انسانها بدین صورت در زیر یک کپر با یک عدد چراغ نفتی روزگار میگذرانند در این بیابان بر هوت " و چنین افرادی که این قدر با صبر و متانت می باشند "چطور دولت در مقابل اینها اینگونه بی توجه باشد .با وعده های که آقای ایرانژاد داد "همانند وعده وعید های قبلی :گفت ما بوسیله هلی کوپتر منطقه را بازدید نموده ایم .در هنگام بازدیدروستاهای تابعه کنارک فرماندار کنارک از هلی کوپتر پیاده شده و گفته است که من با این مردم میمانم و سر کشی می کنم و به حال این مردم ستم دیده گریسته است .و در مورد کمک به مردم کمکهایی از مرکز فرستاده شده است که به زودی در بین مردم توزیع می شود . و طرحهای وزارت کشور بیشتر در زمینه مسکن و کشاورزی و راه سازی مناطق سیل زده می باشد.که بزودی اجرا می شود.
پس از سخنرانی ایرانژاد {مولوی امیری} از علما و معتمدین چابهار سخنرانی کردند.
و از استاندار سیستان و بلوچستان آقای دهمرده شدیدا انتقاد نمود ایشان پس از سیل در چابهار به تهران اعلام کرده بود که هیچ مشکلی در این منطقه وجود ندارد در ادامه فرمودند که من از مناطق سیل زده بازدید کرده ام گستردگی سیل بحدی زیاد است که از زلزله بم هم شدید تر بوده است میلیاردها تومان به مردم خسارت وارد شده است تا دیروز در بازدیدی که داشتیم دولت حتی یک کنسرو هم به مردم سیل زده کمک نکرده است .
ما از طرف مردم چابهار و زاهدان کمکهایی که به مردم سیل زده نموده ایم در مقابل خساراتی که به مردم وارد شده خیلی نا چیز بوده است و شماره حسابی در بانک کشاورزی برای کمک به مردم سیل زده افتتاح نموده ایم و ستادی برای حل مشکلات سیل زدگان تشکیل داده ایم از معتمدین "جوانان و علما که در کلیه امورات برای کمک به سیل زدگان همکاری نماییم . مسئولین در چابهار هیچ توجهی به مشکلات مردم ندارند .
کمک هایی که از طرف هلال احمر داده شده است را در جاهایی که نباید تقسیم می کرده است تقسیم کرده اند . بعنوان مثال آبمعدنی های کمکی در مغازههای چابهار به فروش می رسد.مولوی امیری در ادامه فرمودند مسئولین شهر از ما فقط تشکر می خواهند زبان انتقاد را دوست ندارند .وقتی هیچ گونه کاری انجام نمی دهند چگونه از آنها تشکر نماییم.
همبل بلوچhttp://www.b-s-o-diary.blogfa.com/
خدیجه شیرانی شاعر و دانشجوی موفق (نابینا)
نابینایی ناتوانی نیست فقط یک معلولیت جسمی است
در اولین روز مهرماه سال 1357در شهر چابهار به دنیا آمدم از اوان کودکی دنیارا بی رنگ می دیدم ،حکمت خداوند این بود که در این روز یک معلول به جامعه معلولین اضافه شود ،بله من نابینای مطلقی بودم که در یک خانواده گرم ، صمیمی و پر جمعیت بلوچ به دنیا آمدم .در کودکی دختری شر و بازیگوش بودم و فرقی بین خود و دیگران حس نمی کردم اما از سن 7 سالگی کم کم دنیای من عوض شد و فرق بزرگ خود را با دیگران درک کردم .من در اولین روز مهرماه به دنیا آمدم درست همان روزی که مصادف با بازگشایی مدارس بود و در واقع روز تولد من درد آورترین و شکنجه آورترین روز زندگی ام بود ،در این روز همه ی هم سن وسالانم با لبی خندان و حال وهوای عجیب به مدرسه می رفتند ولی من باید کنج خانه کز می کردم ودر خلوت و تنهایی خودم این عقده را با اشک خالی می کردم ،دوستانم از درس و مدرسه و خانم معلم می گفتند و سهم من در آن میان فقط سکوت بود ،جایی که من زندگی می کردم امکانات آموزشی برای افراد سالم آنقدر نبود چه جا برسد برای افرادی که مثل من از لحاظ جسمی به نوعی معلول بودند .سالها آرزوی یک دقیقه ایستادن در حیاط مدرسه را داشتم اما ...از آن دختر پر جنب وجوش به یک دختر گوشه گیر تبدیل شدم ،روزهایم خالی از شکفتن یکی پس از دیگری سپری می شدند و من دختر 18 ساله ی بیسواد بودم در صورتیکه در خود توان باسوادی را داشتم .بلاخره سرنوشت برگ دیگری از زندگی ام را ورق زد پدرم به خاطر شغلش به استان یزد منتقل شد ، با توجه به مدارس خاصی که برای معلولین جسمی در آن شهر بود ،جرقه ای در ذهنم زد و با توجه به علاقه و استعدادم تصمیم گرفتم به تحصیل بپردازم ،در زندگی ام دو ضرب المثل را ملکه ذهنم قرار دادم ،یکی اینکه ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است ، ودیگری خواستن توانستن است .البته ناگفته نماند که ثبت نام من در مدرسه استثنایی برای کلاس اول یک سال طول کشید چرا که من 18 سال داشتم وبه گمان آنها من یک عقب افتاده ذهنی بودم به خاطر همین از ثبت نام من اجتناب می کردند و نمی توانستند باور کنند که در شهر ما چنین مدارسی نبوده که من تا این سن بی سواد مانده ام !اما من با سماجت و اصرار و نشان دادن استعداد و علاقه ام بلاخره به آرزوی دیرینه ام رسیدم هیچ وقت اولین روز کلاس درس را فراموش نمی کنم که با چه شعف و شوری بر روی نیمکت نشستم و حرف های خانم معلم را در ذهن خود فرو می کردم .بله، توانستم در عرض 7سال دیپلم بگیرم و البته باز هم ناگفته نماند که در هر مقطعی با مشکلات فراوانی رو به رو بودم که اگر بخواهم تشریح کنم خود یک کتاب می شود،به هر حال با همت خودم توانستم بر همه مشکلات فائق شوم و سر صندلی کنکور بنشینم و یکبار دیگر خود را محک بزنم ،خداوند مهربان یکبار دیگر لطفش را شامل حال من کرد و من توانستم در رشته ای که دوست دارم قبول شوم .بله،دختری که آرزوی یک دقیقه ایستادن در حیاط مدرسه را داشت توانست در رشته ی حقوق دانشگاه یزد ادامه تحصیل بدهد و از همه مهم تر دختر بلوچی که در استان یزد به عنوان نا بینایی موفق شناخته شود هم برای خودم و هم خانواده ام بسیار خوشحال کننده بود و الان خدا را سپاسگزارم که من را به بزرگترین آرزویم (تحصیل)بود رساند و اینست که نابینایی ناتوانی نیست بلکه یک معلولیت جسمی است .
گزیده ای از اشعار خانم خدیجه شیرانی ،شاعر نابینا اما توانای بلوچ
چه بسیار فرق و تبعییض که می بیند چشم من چه ناملایم ها که که حس کرده است قلب من
من اینها را که می بینم چرا مردم نمی دانند چرا باور ندارند که هر آنچه را دیده ام بارها
ندیده چشم آنها هیچ
اگر دیدند تبعیض را چرا خاموش نشستند پس چرا بی اعتنا بر ما بر این ظلم ها نشستند پس
مگر فرق است بین ما که می بینیم همه چیز را نه تنها تیرگی ،بلکه همه ی زیبایی دنیا را
چه بسیار دیده چشم من
که در تاریکی مطلق دلی
بشکسته اما کس نداشته بر او اعتنا
چه بی پروا گذشته جمع ز سمع صوت جانکاه دلی که در حیاط غم شکسته بی صدا اما
بدیده چشم من اینها و من تا جایی که از دستم بر آمد آن نمودم
به دیدی ظاهراً بسته بدیدم که ندیدند خود مارا گر چه داشتیم ما حضوری کاملاً مشهود همانند همه بینا
در آن جمعی که می دیدم ،همه غافل ز درد سینه ی بابا
نکردند درک هیچ اورا ،و من بر رفع این مشکل گرفتم فاصله از جمع تا خوب بیاساید پدر در خانه محزون
که می داند به جز چشمم ؟چه دیدم در چشم مادر ،در آن چشمی که می دیدم و می دانست که می بینم
مردم چه راحت می گذرند از ما!نمی بینند ما را هیچ ،من حتی بدیدم خواهر خود آنچنان محزون که او هم در خیال خود مرا می دید و باور داشت ولی چون بود در اذهان که شاید ما نمی بینیم به ناچار خواند نابینا مرا در جمع ابینایان ،برادر شیر غرنده ،چنان غرید و می نالید ،ز دست سرنوشت بد که ای گردون بد گردش چرا وفق مراد ما
نمی گردی تو چرا چشمان خواهر را به روی زندگی بستی ؟؟
ز حرفش خنده ام آمد،چون دهر می دانست که من می بینم!
چون او شاهد بود که هزاران بار نظاره وار این دهر را پاییدم
سخن ها داشت این چشم و من جمله می دیدم ،چرا گل را فقط با چشم باید دید ؟چرا گل ها فقط در چشم زیبایند ؟
شما آیا حس کرده اید که گل ها وقت بوییدن چه حرف ها داشته با شامه؟همانطور که رخ گل را شما دیدید که می گوید سخن ها،با چشم عشاق هزاران بار دید انگشت تمام عشوه ی گل را که در دستان گرم ما،نوازش می شد او ملموس،مگر دریا فقط در چشم زیباست ،مگر لطف سرودن را مگر آواز بلبل را به دیدن می توان حس کرد و حتی
گل چنین دریافت چو دید او،که در دستم نوازش می شود آرام،بله او نکته را فهمید که می بینم من او را،
بسی زیباتر حتی زان نگاه و گردش چشمی که ظاهر پایدش هر روز ، به دریا من آرام به چشم بسته ام یک دم نظر انداختم و او هم گرفت این مطلب چشم را ،سخن ها داشت بسی با من چو می دید من تک وتنها کنار ساحل زیبا ، و من با مشتی صدف در دست بخواندم شعر دریا ،قسم بر چشم بینایان که دیدم کل دریا را ،ز سطح تا به عمق آبها را،بلی می بیند چشم من،حتی باران را! و او هم مرا می فهمید وباور داشت ،مگر نیست دیدن باران ،چنین که حس کنی او را ،نه تنها خیس شدن بلکه،بگیری شوری از قطره،خوب اینها را من همچون او که با چشم می کند روئیت نمودم حس،اگر دیدن ملاک برتری باشد،چرا تبعیض؟چرا فرق است میان دست ما و او که با چشم بیند این دنیا؟چرا رجحت گرفت بر من؟منی که با نوک انگشت بدیدم کل گیتی را،نمی خواهم مرا با او که رویت می کند ظاهر ،قیاسی باشد-اما من توقع دارم از این جمع که دانند این نکته ریز را که ما هم همچون آنهاییم ،،بله همانها که دیدن را ملاک برتری دانند،و برایشان سخت است این باور ،که ما هم مثل آنهاییم،شما خود قاضی باش چه کس در این مجمع می بیند من را ؟منی که با رخی بی چشم می بینم کل گیتی را ،و یا آنان که که با چشمان چون خورشید نمی بینند مارا هیچ،
مگویید شما دوستان شما یاران بینایم ،توانا نیست هر که ندارد چشمی به ظاهر باز ،پس کنید باور ای دوستان که توانایی فقط در بینایی نیست ،توانایی یعنی همان بینایی .........................
http://www.banokanitawar.blogfa.com/post-38.aspx
|
چابهار، خبرنگار شرق؛ پس از نزديک به دو هفته از وقوع سيل در جنوب بلوچستان هنوز هيچ کمک اساسي اي به سيل زدگان اين استان نشده است.بسياري از روستاهاي منطقه دشتياري يکي از توابع شهرستان چابهار تا حد زيادي تخريب شده اند. اما پس از گذشت 11 روز از وقوع سيل در منطقه مسوولان هنوز حرکت قابل توجهي براي کمک رساني به سيل زدگان نکرده و در برخورد با مردم و نمايندگان شوراها فقط ايشان را به مسوولان ديگر ارجاع مي دهند. ساکنان روستاهاي سيل زده عمدتاً در شرايط بدي زندگي مي کنند و تاکنون به جز سهميه هاي تعيين شده شامل 6 بطري آب معدني و 6 قوطي کنسرو که به هيچ وجه کفاف خانواده هاي پرجمعيت اين روستاها را نمي دهد هيچ کمک ديگري در اختيار ايشان قرار نگرفته است. |
هم میهن :
رئيس شاخه جوانان جبهه مشاركت گفت: وزير كشور به جاي پرداختن به ازدواج موقت، حداقل بر روند كمكرساني به آسيبديدگان از سيل و توفان اخير در سيستان و بلوچستان نظارت كند. شهابالدين طباطبايي با اشاره به وضعيت وخيم امدادرساني به سيلزدگان سيستان و بلوچستان افزود: به نظر ميرسد دولت آنقدر درگير موضوعات حاشيهاي و فرعي شده كه وظايف ذاتي و اساسي به موضوعاتي دستچندم تبديل يا حتي به فراموشي سپرده شده است.
اميدواريم اين گونه نباشد كه روند امدادرساني به سيلزدگان سيستان و بلوچستان نيز متاثر از نگاه دولت به مذاهب و اقوام شده باشد يا خداي ناكرده راي مردم اين منطقه به كانديدايي غير از آقاي احمدينژاد، در اين زمينه تاثيرگذار باشد. عضو هيات اجرايي جبهه مشاركت گفت: مردم و معتمدين محلي از روند كند و ناچيز اقدامات دولت براي امدادرساني گلايه دارند و اگر اين ضعف و بيكفايتي در هر كشور ديگري اتفاق ميافتاد، حداقل با بركناري استاندار به افكار عمومي پاسخ داده ميشد.
شهابالدين طباطبايي از نهادهاي مدني و جوانان پرشور ايراني درخواست كرد به صورت داوطلبانه و در قالب ستادهاي مردمي به ياري هموطنان محروم و آسيبديده در استان سيستان و بلوچستان برخيزند تا حداقل دولت به تأسي از مردم تكاني به خود بدهد.
در پی درج خبری در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ( ایرنا ) و روزنامه زاهدان مبنی بر تقدیر مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از این دو رسانه ، بررسی نوار کامل خطبه های نماز جمعه اهل سنت زاهدان نشان داد این خبر سندیت ندارد و امام جمعه اهل سنت زاهدان در هیچ بخشی از صحبتهای خود از هیچ رسانه ای تقدیر نکرده است و به طور کلی همه رسانه ها را به دلیل پوشش ندادن و ضعف اطلاع رسانی در حادثه سیل بلوچستان مورد انتقاد قرار داده است.
خبر نماز جمعه را که سنی آنلاین منتشر کرده است ، بخوانید :
مولوی عبدالحمید: اطمينان دارم كه اگر در سيستان چنين حادثهاي رخ داده بود تمام امكانها و تجهيزات استان به آنجا منتقل شده و امدادرساني مطلوب انجام ميشد.
ما نميگوييم كه به سيستان كمك نشود بلكه سيستان گلستان هم بشود موجب افتخار ما است اما معتقديم بلوچستان هم نبايد از ذهن مسوولان فراموش شود.
نبايد شرايطي را براي مردم فراهم كنيم كه مردم بگويند چون ما اهل سنت و غير سيستاني بوديم به ما كمك نشد.
امام جمعه مسجدمكي اهل سنت زاهدان از صدا و سيما و برخي نشريههاي محلي كه به گفته وي در مورد حادثه اخير جنوب استان اطلاع رساني درستي نكردند، انتقاد كرد و گفت: آمار کشته شدگان از صدا وسیما و روزنامه ها بسیار کم اعلام شده است و خواسته ما این است که رسانه های خبری باید تحقیق بیشتری با اعزام خبرنگار به منطقه جنوب بلوچستان انجام دهند.
مولوي "عبدالحميد " در خطبههاي نماز جمعه اين هفته مسجدمكي با انتقاد از عملكرد مسوولان در امدادرساني به سيل زدگان جنوب سيستان و بلوچستان گفت: بعد از گذشت چند روز هیچ کمک شایسته ای به مردم سیل زده نشده است و اگر بالگردی کمکی اورده است آن را بدون تقسیم در جایی انداخته است.
او گفت: "فكر نميكردم مسوولان امدادرساني به حدي ناتوان باشند كه پس از هشت روز باز هم قادر به توزيع مناسب چادر و پتو به سيل زدگان نباشند." وي بيان كرد: باوجودي كه حادثه اخير توسط مسوولان پيش بيني شده بود اما هيچ اقدام لازم و مناسبي براي مقابله با آن انديشيده و تدبير نشده بود.
ایشان در ادامه افزودند: انتظار می رفت به مردم بلوچستان کمک شود اما متأسفانه یک چادر و یا خیمه هلال احمر در منطقه دشتیاری به چشم نخورد.
ایشان از موسسه خیریه محسنین زاهدان که بیشتر کمکها فقط توسط این مؤسسه به مردم شده بود تشکر و قدر دانی کرد و گفت: کسانی که توانایی کمک کردن به مردم سیل زده بلوچستان را دارند کمکهای خویش را به این مؤسسه تحویل نمایند.
وي ادامه داد: "اطمينان دارم كه اگر در سيستان چنين حادثهاي رخ داده بود تمام امكانها و تجهيزات استان به آنجا منتقل شده و امدادرساني مطلوب انجام ميشد."
خطيب جمعه مسجد مكي اهل سنت زاهدان تاكيد كرد: "نبايد شرايطي را براي مردم فراهم كنيم كه مردم بگويند چون ما اهل سنت و غير سيستاني بوديم به ما كمك نشد."
مولوي عبدالحمید افزود: "ما نميگوييم كه به سيستان كمك نشود بلكه سيستان گلستان هم بشود موجب افتخار ما است اما معتقديم بلوچستان هم نبايد از ذهن مسوولان فراموش نشود."
وي تاكيد كرد: "البته مطمئنم اگر رهبر معظم انقلاب و رياست محترم جمهوري از اوضاع منطقه "دشتياري" چابهار و مردم سيل زده آنجا به طور كامل و شفاف مطلع ميشدند، به طور قطع امداد رساني مناسب انجام ميشد."
وي بيان كرد: گلايه ما از استاندار محترم بومي است كه چرا مسوولان بالا را در جريان كامل حادثه اخير قرار نداده و از ساير استانها درخواست كمك نكرده است.
مولوي عبدالحميد اظهار داشت: دولت ما دولتي ثروتمند است و كمك به اين نيازمندان هم از بسياري طرحهاي دولتي ضرورت بيشتري دارد.
بر اثر جاري شدن سيل در اين مناطق علاوه بر تخريب بخشهاي زيربنايي از جمله آب، برق، راههاي ارتباطي و سامانههاي مخابراتي بيش از ۴۰۰روستاي اين مناطق در محاصره سيلاب قرار گرفت و ده ها نفر نیز در این حادثه جان باختند.
در سالي كه با نام وحدت ملي و انسجام اسلامي نامگذاري شده برخورد با حقوق اهل سنّت شدّت بيشتري گرفته است!
امسال در بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب يارانه خريد كتابهاي اسلامي(اهل سنّت) حذف شد!
در نمايشگاه كتاب امسال بعضي از كتابهاي مربوط به اهل سنت جمع آوري و كتابهاي اهانت آميز اهل تشيع با قيمت نازل و در سطح انبوه توزيع مي گشت!
با برخوردهاي سليقه اي و قانون شكني گويا از اين به بعد حق نداريم در شهر خود ودر خانه خود هم داراي انديشه و عقيده ي خويش باشيم!
اينها سخنان اعتراض آميزي بود كه كاك حسن اميني حاكم شرع كردستان نسبت به وضعيت موجود ابراز نمود.
حاكم شرع مردمي كردستان در برنامه معمول هفتگي مكتب قرآن كردستان در مسجد «سيد مصطفي» درسنندج در تاريخ 24/2/86 نسبت به آن چه در سال وحدت ملي و انسجام اسلامي نسبت به اهل سنت در كشور و به ويژه در كردستان در جريان است به شدّت اعتراض كرد.
وي با ذكر چهار مورد از مسائل مهمي كه تا به حال و در ابتداي سال 86 نسبت به تضييع حقوق اهل سنت اتفاق افتاده هشدار داد و از مسئولين مملكتي خواست تا جلو قانون شكني و برخوردهاي سليقه اي گرفته شود تا بيشتر از اين بدنامي به بار نيايد.
ايشان خاطر نشان كردند: در جريان برگزاري نمايشگاه كتاب از 20 سال گذشته تاكنون روال بر آن بود بر اساس مقاطع تحصيلي و سطح علمي، افراد مقداري يارانه جهت خريد كتاب به مراجعين تعلق مي گرفت به گونه اي كه اگر 60 يا 80 دلار، بن در اختيار كسي قرار مي گرفت با آن مي توانست نسبت به بازار آزاد كتاب بيشتري تهيه كند و اين براي قشر كم درآمد و محروم مانند طلاب و روحانيون اهل سنت چيز خوبي بود، اما امسال برخلاف عرف سالهاي گذشته اين تسهيلات حذف شد ـ البته تنها براي كتابهاي عربي و اسلامي ـ وضرر آن تنها متوجه اهل سنت شد، چون روحانيون اهل تشيع با در اختيار داشتن بن هاي رايگان، موضوع برايشان جبران شده بود! اما موضوع براي روحانيون اهل سنت سنگين شد و چه بسيار افرادي كه به خاطر قيمت بالاي كتاب و عدم امكان مالي، امسال نتوانستند كتابهاي مورد نياز خويش را تهيه كنند.
نكته دوم اين كه: در خلال نمايشگاه كتاب امسال كتابهاي نويسندگان مشهور اهل سنت را به بهانه طرح مسائل اختلافي جمع آوري نموده، در حالي كه كتابهاي مملو از فحاشي و اهانت به اصحاب رسول الله (ص) و بزرگان اهل سنت به صورت انبوه و با قيمت هاي نازل توزيع مي شد؟!
حاكم شرع مردمي كردستان در ادامه ي سخنان خود اضافه كرد: اخيراً عده اي از مأمورين انتظامي با رانندگان اتومبيل هائي كه عبارت «فقط يا الله» بر روي خودروهايشان نوشته شده برخورد نموده و تهديد كرده اند در صورت پاك نكردن آن با جريمه هاي سنگين و حتي توقيف اتومبيل هايشان مواجه خواهند شد؟!
كاك حسن اميني در اعتراض به اين موضوع اظهار داشت: من اعلام مي كنم «فقط يا الله» يعني: «لا إله الا الله» و ما جان بركف در ره «لاإله الا الله» هستيم و مقابله با آن را از جانب هر كس كه باشد بر نمي تابيم؛ آمران و عاملان چنين اقدامي خلاف شرع و قانون عمل نموده اند و بر اساس موازين اسلامي مستحق مجازاتند. چون بر اساس شريعت اسلام ناديده گرفتن توحيد براي مسلمان و مقابله با «لا إله الا الله» حكم ارتداد دارد و با شخص مرتد بايد برخورد شود، از دگر سوي بر اساس قانون، مجريان قانون حق ندارند سليقه اي و بنا به ميل و هوس خود حكمراني كنند، بلكه آن چه اجرا مي شود بايد مبناي قانوني داشته باشد. برخورد با «لا إله إلا الله» زماني قانوني است كه از تصويب مجلس بگذرد و شوراي نگهبان نيز بر آن مهر تأييد زند و براي اجرا به دولت و سپس مجريان كردستان و مناطق سني نشين ابلاغ گردد، آن وقت حق خواهند داشت برخورد كنند و بابت نوشتن «فقط يا الله» مردم را جريمه و ماشين هاي آنان را بخوابانند! در آن صورت مردم تكليف خود را خواهند دانست؛ و پناه برخدا اگر مجلسيان ما قانوني تصويب كنند كه با «لا إله إلا الله» در تقابل باشد، كه انشاء الله چنين حادثه اي هرگز اتفاق نخواهد افتاد و مطمئنيم مجلسيان هرگز به چنين ذلتي تن نخواهند داد.
كاك حسن اميني در ادامه سخنان خود اضافه كرد: چند روز قبل يكي از دوستان ما كه راننده خودرو داخل شهر است و مسافر كشي مي كند، در داخل اتومبيلش به كاست مولودنامه مرحوم علامه كاك احمد مفتي زاده ـ رحمه الله ـ گوش مي دهد، كه توسط يكي از مسافرين داخل خودرو مورد اعتراض قرار مي گيرد و ضمن هتاكي و بي حرمتي به شخصيت مجاهد نستوه و مجتهد و مفتيِ مورد احترام مردم كردستان، اهل سنت و بعضاً اهل تشيع ايران و غالب مسلمانان جهان كاك احمد مفتي زاده ـ رحمه الله ـ وي را تهديد مي نمايد چون نوار مفتي زاده را گوش داده به حسابش خواهد رسيد ، و پس از يك ساعت از اين مناقشه توسط همان فرد كه علي القاعده بايد فردي ذي نفوذ (!) بوده باشد اتومبيل راننده به جرم (!) گوش دادن به شعائر اسلامي توقيف مي شود!؟!
اين بي مهري ها و تضييع حقوق ها در ابتداي سالي اتفاق مي افتد كه با نام وحدت ملي و انسجام اسلامي نامگذاري شده است ! و سالي كه نكوست از بهارش پيداست.
با دعوت جبهه متحد بلوچستان ایران (جمهوری خواهان فدرال) از احزاب ، سازمانها وشخصیتهای سیاسی منفرد در جنبش ملی بلوچستان ایران سمیناری جهت بر رسی مشکلات سیاسی جنبش و راه برون رفت از آن در روزهای 2 و 3 جون در لندن برگزار گردید. گزارشی از چگونگی این سمینار٬ نکته نظرات و دست آوردهای آن را به اطلاع مردم بلوچ و سایر نیروهای جنبش تقديم حضور ميگردد .
از ویژگیهای بارز این سمینار٬ فضای دوستانه و اعتماد متقابل نیروهای سیاسی بلوچ بود که در مقایسه با گذشته قابل مقایسه نبود.
طرح پیشنهادی جبهه در مورد ایجاد یک جبهه وسيع متحد ملى مورد توجه و دقت نیروهای جنبش ملی قرار گرفته بود. بدین جهت این بار بر عکس گذشته اکثریت قریب به اتفاق احزاب و سازمانهای خارج از کشور به ویژه حزب مردم و راج زرمبش كه شرکت نموده بودند بر ضرورت و اھميت اين مسئله انگشت گذاشتند.
اهمیت دیگر سمینار که می توان آن را اولین قدم و عمل تاریخی در درراستاى درك و بررسى مشكلات جنبش ملى بلوچستان دانست حضور زنان بلوچ تحصیل کرده و دمکراتی بود که برای اولین بار در یک نشست سیاسی فعالانه براى دفاع از ھويت اجتماعى خويش و اھميت حضور و نقش آنان در تمامى پھنه ھاى حيات يك جامعه٬ شرکت نموده بودند. مسئله با اھميت دیگری که برای سمینار و نیرو های شرکت کننده دارای حائز اهمیت اساسی بود حضور تعدادی از اساتید دانشگاهی و متخصصین علمى بلوچ بود که طی سخنرانیهائی به تشریح مسائل اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی پرداخته و نقطه نظرات خویش را ارائه نمودند.
جلسه با يك دقيقه سكوت به ياد و احترام جان باختگان راه عزت و كرامت انسانى بطور عام و شھداى راه حقوق ملى بلوچستان خاصا" افتتاح وسپس با سخنان نماینده جبهه از نقطه نظرات سیاسی و تحلیلهای جبهه از وضعیت کلی جنبش ، مسائل بین المللی و باورهای جبهه در تشریح نیاز به ایجاد یک جبهه وسیع فراگیر به حضار گرامی ادامه يافت.
آنگاه ضمن قدر دانی از حضور نمایندگان سیاسی احزاب ، سازمانها ، شخصیتها و سایر نیروهای شرکت کننده در این سمینار٬ هر کدام ازنمایندگان جریانات سیاسی شرکت کننده به نوبه خودبه تشریح مسائل و نظرات خویش پرداختند که سعی می شود به طور اختصار نکاتی چند از نقطه نظرات آنها را بازگو نمائیم;
نمایندگان جنبش ملی بلوچستان (راج زرمبش) به طرح نقطه نظرات سازمانی خویش پرداختند و در پايان مطرح نمودند كه به ایجاد یک جبهه وسیع باور کامل دارند و براى رسیدن به این خواست كه زمان ميطلبد تلاش خواھند نمود . يادآورى اين نكته لازم به نظر ميرسد كه دو نفر از مسئولين راج در تاسیس جبهه متحد بلوچستان و به عنوان مشاوران جبهه متحد بلوچستان ایران فعال بوده و در تمامى جلسات و تصویب اساسنامه شرکت فعال داشته اند. لذا در این باره جبهه با راج زرمبش مشکل تئوریکی و سیاسی نداشته و ندارد و در تحلیل نهائی ما ضمن قدردانى از ھمكاريھاى گذشته شان انتظار ھماھنگى فعالترى از آنان در جھت تشكيل جبھه وسيعتر داريم.
نمایندگان حزب مردم در طی سخنان خود تاکید بر اتحاد و ائتلاف نیروها و احزاب سیاسی بلوچ که دارای اهداف يكسان و يا بسيار نزديك بھم ھستند داشتند زيرا كه به اعتقاد آنان تقسيم نيروھاى ھمسو در تشكلات گوناگون باعث تقسيم توان و نيرو و تحليل ظرفيت مبارزاتى ملت بلوچ خواھد شد. آنان باور دارند كه وحدت نيروھاى ملى پيشرو در يك صف قدرتمند و پيوستن آنان در جبھه اى وسيع به عنوان ظرفى كه تمامى مبارزان ملى بلوچ را در خود جاى دھد به روند دموكراتيزه كردن جنبش ملى بلوچستان يارى خواھد رساند.
طرح نظريه تأسيس" پارلمانى موقت و در تبعيد" بجاى "جبھه اى وسيع" در شرايط كنونى٬ از سوى يكى از اعضاء حزب مردم براى حاضرين جلسه بحث بر انگيز شده بود.
تجارب جهانی و منطقه ای خلاف چنین نظريه اى گواهی می دهند ، مثلا حزب دمکرات کردستان ایران با آن همه سابقه تاریخی ای که در میان ملت کرد و یا کومله با آن همه نيروى روشنفکری خود به دنبال ایجاد یک جبهه وسیع در جامعه ملی خود می باشند و یا در میان ملت فلسطین با وجود آن همه احزاب و سازمان های سیاسی یا نطیر کنگره ملی آفریقا همه و همه نشانگر درستى٬ و كارايى پیروزمندانه مبارزات جبهه ای در یک مبارزه ملی است.
نماینده سازمان جنبش مبارزین بلوچ سخنان خود را با خواندن شعری که مضمون آن به پا خواستن تک تک افراد در پاسخگوئی به خواستی ملی و مشترک بود آغاز كرد و حاضرین را به همکاری و تعاون دعوت نمودو در پایان با تأکید مٶكد بر احترام به باورهای مذهبی و فرھنگ مردم بلوچ٬ از ایجاد جبهه وسیع و اصل جدايى دو دستگاه دين و دولت از يكديگراما به موازات يكديگر دفاع نمود.
از دیگر ویژگیهای این سمینار حضور زنانى گرامی و فعالی از زنان خارج از کشور بلوچ در این سمینار بود. به خاطر اینکه زنان همیشه در آخرین جدول و گزارشهای ما قرار نگیرند از سایر سخنرانان در این گزارش اجازه می خواهیم تا پس از عنوان نمودن احزاب و سازمانها در باره آنها به پردازیم – مایه افتخار ملت بلوچ است که این بار زنان بلوچ با حضور عملی خود در یک کنفرانس سیاسی و ارائه نقط نظرات سىاسى و اجتماعى خویش پرداختند. یکی از فعالین شرکت کننده با کمال شهامت و درايت به تشریح نقطه نظرات خود پرداخت و از ضرورت ایجاد یک انجمن زنان بلوچ در اروپا دفاع نمود. وی اظهار داشت بر تک تک مردان بلوچ است که از حقوق زنان جامعه خود دفاع نموده، آنان را در فعالیت های سیاسی ، اجتماعی خویش شریک گردانند. و نیز تاکید اوكه دفاع از حقوق اجتماعی، سیاسی و صنفی زنان٬ نخست از وظایف خود زنان است حائز اھميت بود.
سر کار خانم دیگری به تشریح مسائل بهداشتی جامعه و کمک رسانی بهداشتی در بلوچستان و نقش سازمان بهداشت جهانی به زنان بلوچ در داخل بلوچستان و نقش زنان در این باره پرداخت. وی اظهار داشت كه نیروهای سیاسی بلوچ باید به این نقطه ضعف بزرگ اجتماعی در جامعه بلوچستان توجه نمایند که عواقب اسفبار چنین وضعیت غیر بهداشتی در آينده براى جامعه بلوچ جبران ناپذير خواھد بود. بلوچ ھاى مقيم خارج و مخصوصاً زنان بلوچ مقيم خارج تلاش نمايند كه کمکهای سازمان بهداشت جهانی را به هر وسیله ممکن در دسترس زنان جامعه بلوچ قرار دهند.
یکی دیگر از زنان پر احساس جامعه بلوچ با قدرت تشبيه و توصيف هنری بسیار زیبائی در یک شعر٬ كه زنان بلوچ با تحمل سختیهای بسیار در مواقع سخت در کنار مردان بلوچ خود ايستاده اند و خواھند ايستاد حاضرین جلسه را به تفكرى عميق فرو برد.
از جمله سخنرانان علمی و اجتماعی سمینار حضور جناب دکتر شنبه زین الدینی بود که با درک از اهمیت و ایجاد چنین جبهه ای از کشور نروژ بدین سمینار آمده بودند ، دکتر زین الدینی در یک بر رسی سیاسی اجتماعی به مسئله بسیار اساسی اشاره کردند که آن رابطه د مکراسی و بھداشت در روند تکاملی یک جامعه مدرن می باشد ، دکتر بر مبنای اصل جدید سازمان ملل متحد به نام سلامت و ربط دادن آن با پیشرفت کشورهای عقب مانده اشاره کردند که نبودن دمکراسی در جوامع فقیر و عقب مانده یکی از کار پایه های مهم این عقب ماندگیست زیرا جوامعی که به لحاظ روحى و جسمى در صحت و سلامت نباشند هر گز به دمکراسی دسترسی پیدا نخواهند کرد وعقب تر از سایر جوامع خواهند بود و بھ عكس٬ در جوامعى كه دمكراسى برقرار نباشد سلامت روحى و جسمى دچار اختلال خواھد گشت. سلامت و امر دمکراسی لازم و ملزوم یکدیگرند و در تصويب اصول سياسى و اجتماعى ھميشه بايد مد نظر تصويب كنندگان قوانين قرار گيرد.
دکتر مصطفی کریمزاده یکی از اساتید دانشگاه لندن به تشریح مسائل اقتصادی بلوچستان پرداخته و نقش منفی اقتصاد دولتی صادره از تھران و نا ھمخوان با شرايط مردم بلوچ و نيز تاثیرمناسبات مذهبى بر اقتصاد جامعه بلوچستان را مورد ارزیابی قرار داد. دکتر کریمزاده به درستی اشاره داشت که دولتهای سرکوبگر مرکزی ایران از رشد اقتصادی صنعتی در بلوچستان عامدانه جلوگیری کرده و اگر کاری را هم انجام داده اند به خاطر بهره برداری سیاسی و يا تأمين نيازھاى مھاجرين تشويق شده از سوى دولتھا بوده است و در آخرجايگاه منابع اقتصادى بلوچستان را از نظر بین المللی مهم و مفید ارزیابی نمودند.
دکتر ناصر ناروئی یکی دیگر از اساتید دانشگاه لندن به تشریح و مقایسه اقتصاد در3 دهه قبل و حال در بلوچستان پرداخت. آقای دکتر ناروئی به درستی اشاره نمودند که در زمانهای قبل جامعه بلوچستان از یک اقتصاد تقریبا خود کفا بر خوردار بوده و بعد از برھم زده شدن آن ٬برنامه ريزى ھاى اقتصادى براى بسط و تكوين اقتصاد بلوچستان به صورت علمی انجام نگرفته است و اگر کاری در سطح جاده سازی ، راه سازی و ساختمان سازی دولتی انجام گرفته برای پیشبرد و امور بوروکراسی خود بوده تا از طریق جاده سازی به توانند به حكومت اشغالگرانه نظامی ـ امنيتى خود در منطقه ادامه دھند.
سخنران دیگرمان دکتر عظیم شیرانی استاد سابق وعضو هیائت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و پژوهشگر فعلی دانشگاه آکسفورد بود که در رابطه ضرورت ترویج اندیشه علمی، اصولی و فراهم کردن امکانات لازم برای توسعه در جوامع بشری سخن گفتند. بحران مديريت و بحران هویت در عرصه ھاى گوناگون سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى در كل منطقه و به خصوص بلوچستان٬ نكته اى بود كه ايشان بر آن انگشت گذاشتند. دکتر شیرانی همچنین به علل فروپاشی بلوک شرق و تاثیر آن بر جنبش های ملی از آن جمله جنبش ملی بلوچستان پرداختند . ایشان بر هماهنگی نیروهای مترقی و کار آمد ملی در توسعه همه جانبه منطقه تاکید کرده و تاثیر سازنده و موثر آنها را بر جسته و ضروری دانستند.
جناب مهراب سرجو که در رابطه با تاریخچه جنبش های ملی معاصردر بلوچستان و نقش قهرمانان ملی و تاثیر گذاری آنها نظیر ابراهیم خان باران زهی یا( بارکزهی) در این جنبش مقاله اى تحقيقى ارائه دادند.
آقای سرجو با زحمات زیادی که در این زمینه متحمل شده بود نشان داد که بلوچستان در گذشته به صورت مستقل حکومت ملی خود را داشته است و هیچ وابستگی به شکل امروز با حکومتهای مرکزی را نداشته است.
از جمله دیگر سخنرانان آقای کوران دامنی بودند كه ایشان نظرات خود را پیرامون انتقادی جدی ،اساسی و مثبت از مجموعه سازمانهای سیاسی بلوچستان مطرح نمودند و در تجزیه و تحليل نهائی سخنان وی هر سازمان سیاسی که در جهت یک اتحاد وسیع سیاسی گام بر ندارد نمی توان آن را یک سازمان سیاسی جدی قلمداد نمود و طی سخنان خود اظهار داشت كه روند برون رفت از بحران جنبش ملی یک اتحاد وسیع سیاسی از مجموعه همه این نیروهاست.
سخنران دیگر این سمینار آقای ولید گربنی بود که ضمن بر شمردن صداقت کاری کادرها و رهبری احزاب و سازمانها از عدم توانائی ، رهنمود دهندگی مسائل جنبش دیدی انتقادی داشتند .نامبرده طی سخنان خود به درستی ابراز داشت که هیچ کدام از این احزاب و سازمانها تاکنون قادر به ارائه یک راه حل سیاسی در باره حل معضل جنبش ملی و تامین اتحاد در بین نیروهای سیاسی نبوده اند و اين يكى از نکات ضعف سازمانهای سیاسیست.
جناب عبدالغفور دانشور از حزب مردم طی سخنانی بسیار مثبت از اتحاد سیاسی نیروها به ویژه در جهت یک حبهه متحد جدی ایراد نمودند و در مورد انجمن زنان در اروپا سخنانی بيان نمود و نظراتى عملى پيشنھاد نمود که مورد استقبال حضار در جلسه قرار گرفت.
مسعود سردارزهی که متنی به زبان انگلیسی خواندند يكى ديگر از سخنرانان جلسه بودند كه در مورد اتحاد و جنبش ملی بلوچستان در 3 دهه قبل و نيز از ضرورت در مورد اتحاد بلوچستان شرقی و غربی در شرايط كنونى بود .
یکی دیگر از چهره های شناخته شده جناب دکتر حبیب الله ملکزهی بودند که با سخنان خود در امر ایجاد یک اتحاد وسیع و تاکید وی در امر سرعت بخشیدن به چنین آرمانی سمینار را در کار خویش دلگرم تر نمودند.
در پایان اینکه نشست سمینار به نتایج بسیار مثبتی دست یافت از آن جمله همه شرکت کنندگان به ویژه نمایندگان احزاب و سازمانهای سیاسی پذیرفتند که در ایجاد و بر گزاری چنین سمینارهايی اقدام کرده و در برگزار كردن آن عملاً کوشا باشند. به امید چنین روزی که ملت بلوچ در راه تامین چنین ضرورتی در جنبش ملی خود پیروز گردد.
جبهه متحد بلوچستان-جمهوری خواهان فدرال یک بار دیگر اعلام می دارد که این جبهه از فراخوان و دعوت طرح سازمان و حتی هر فرد سیاسی بلوچ در امر ایجاد یک جبهه متحد عملی و پر توان که در آن حزب مردم –راج زرمبش و دیگر جریانات سیاسی دوشا دوش هم قرار گیرند استقبال نموده حتی از نام و عنوان جبهه ای خود صرف نظر نموده و در صورت توافق عمومی آن احزاب و سازمانها دست به تدوین اساسنامه ای و تشكيلاتى جدید بزند.
سمینار در پایان با نطقی از نماینده جبهه متحد بلوچستان-جمهوری خواهان فدرال در نروژ آقای حسن کمالی مبنى بر اتحاد ویگانگی مبارزان سیاسی پایان یافت.
پیروز باد اتحاد تشكلات سياسى و تمامى نیروهای سیاسی و دیگر نیروهای عملی جنبش در راه ایجاد جبهه اى پر توان براى دستيابى به حاكميت ملى و سياسى ملت بلوچ در بلوچستان ایران.
جبهه متحد بلوچستان ایران (حمهوری خواهان فدرال)
دوشنبه 4 جون 2007
به گزارش آژانس خبریبلوچستان سرافرازبه نقل از مرز پرگهر در ادامه دسیسه های شوم افراطی و متحجرانه عده ای قوم گرا که نهایت سوءاستفاده را از حضور خود در قدرت و انحصار خود در رسانه ها می برند ، صدا و سیما با شگردهای مختلف ، خبرگزاریها و روزنامه های دولتی در سرتیتر عناوین و گاها متن مطالبشان از استان به نام سیستان یاد می کنند و نام بلوچستان را که عظیم ترین بخش استان است و حتی سیستان نیز در اسناد تاریخی قسمت کوچکی از بلوچستان به شمار میآید ، حذف می کنند.
در یکی از این اقدامها و مصادیق بارز این دسیسه های شوم ثبت نام دامین خبرگزاری ایسنا است که از بودجه عمومی ارتزاق می کند و نمایندگی آن در استان نیز همچون دیگر رسانه ها در دست افراطیون قومی سیستانی وابسته به جناح حاکم است.
دامین این خبرگزاری با نام سیستان ایسنا به ثبت رسیده است و در برخی عناوین خبری آن نیز نام بلوچستان دیده نمی شود:
http://sistanisna.com
در قوانین جهاد دانشگاهی آمده است که هیچ دو نفری از کارمندهای جهاد نباید با هم فامیل باشند و هیچ فرقی هم نمیکند که در چه سمتی باشند. یعنی اگر کسی در جهاد دانشگاهی کار کند به هیچ وجه نباید کسی از اقوام آن فرد در آنجا مشغول به کار شود.در حالی که مسوول ایسنا در استان باجناق رییس جهاد دانشگاهی است.البته شاید این قانون سیستانیها را استثنا کرده باشد و ما خبر نداریم.ضمن اینکه این آقای باجناق رییس همزمان چند تا پست دیگر هم در آنجا دارد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان از خبرگزاري جمهوري اسلامي مركز سيستان و بلوچستان به سبب حضور فعال در پوشش خبري و انعكاس حادثه طوفان "گونو" و سيل جنوب استان، قدرداني كرد.
مولوي "عبدالحميد اسماعيل زهي" در خطبههاي نماز جمعه اين هفته مسجدمكي با انتقاد از عملكرد مسوولان در امدادرساني به سيل زدگان جنوب سيستان و بلوچستان گفت: خبرگزاري جمهوري اسلامي زاهدان با حضور به موقع در مناطق سيل زده اخبار و گزارشهاي اين حادثه را لحظه به لحظه پوشش داد.
به گزارش ايرنا، او ادامه داد: حضور مطلوب و شايسته خبرگزاري جمهوري اسلامي مركز استان به همراه "روزنامه زاهدان" در انعكاس و پوشش اخبار و گزارشهاي اين حادثه جاي قدرداني و تشكر ويژه دارد.
امام جمعه مسجدمكي اهل سنت زاهدان از صدا و سيما و برخي نشريههاي محلي كه به گفته وي در مورد حادثه اخير جنوب استان اطلاع رساني درستي نكردند، انتقاد كرد.
مولوي عبدالحميد گفت: از مديريت و كاركنان خبرگزاري جمهوري اسلامي و روزنامه محلي "زاهدان" كه اخبار لحظه به لحظه سيل و حوادث ناشي از طوفان گونو را به اطلاع مردم رساندند، قدرداني ميكنيم.
او گفت: "فكر نميكردم مسوولان امدادرساني به حدي ناتوان باشند كه پس از هشت روز باز هم قادر به توزيع مناسب چادر و پتو به سيل زدگان نباشند." وي بيان كرد: باوجودي كه حادثه اخير توسط مسوولان پيش بيني شده بود اما هيچ اقدام لازم و مناسبي براي مقابله با آن انديشيده و تدبير نشده بود.
وي ادامه داد: "اطمينان دارم كه اگر در سيستان چنين حادثهاي رخ داده بود تمام امكانها و تجهيزات استان به آنجا منتقل شده و امدادرساني مطلوب انجام ميشد."
خطيب جمعه مسجد مكي اهل سنت زاهدان تاكيد كرد: "نبايد شرايطي را براي مردم فراهم كنيم كه مردم بگويند چون ما اهل سنت و غير سيستاني بوديم به ما كمك نشد."
مولوي اسماعيل زهي افزود: "ما نميگوييم كه به سيستان كمك نشود بلكه سيستان گلستان هم بشود موجب افتخار ما است اما معتقديم بلوچستان هم نبايد از ذهن مسوولان فراموش نشود."
وي تاكيد كرد: "البته مطمئنم اگر رهبر معظم انقلاب و رياست محترم جمهوري از اوضاع منطقه "دشتياري" چابهار و مردم سيل زده آنجا به طور كامل و شفاف مطلع ميشدند، به طور قطع امداد رساني مناسب انجام ميشد."
وي بيان كرد: گلايه ما از استاندار محترم بومي است كه چرا مسوولان بالا را در جريان كامل حادثه اخير قرار نداده و از ساير استانها درخواست كمك نكرده است.
به گزارش ايرنا، مولوي عبدالحميد اظهار داشت: دولت ما دولتي ثروتمند است و كمك به اين نيازمندان هم از بسياري طرحهاي دولتي ضرورت بيشتري دارد.
توفان گونو كه در ۵۰سال اخير در نوع خود بيسابقه بود، هفته گذشته توام با بارشهاي سيلآساي باران در شهرستانهاي چابهار، كنارك، نيكشهر و سرباز سيستان و بلوچستان خسارتهاي فراواني در بخشهاي مختلف برجاي گذاشت.
بر اثر جاري شدن سيل در اين مناطق علاوه بر تخريب بخشهاي زيربنايي از جمله آب، برق، راههاي ارتباطي و سامانههاي مخابراتي بيش از ۴۰۰روستاي اين مناطق در محاصره سيلاب قرار گرفت.
سيل همچنين در كنار قطع ارتباط زميني و هوايي اين مناطق باعث تخريب صدها منازل مسكوني روستايي شد
همه این بلاها تلنگرو هشداری هستند تا ما بسوی خداوند متعال رجوع کنیمشیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز جمعه این هفته با توجه به طوفان گونو که در دریای عمان و استانهای ساحلی کشورمان را فرا گرفت، گفت: در دنبا بعضی ها این تفکر را دارندکه ما آزاد هستیم و هر چه بخواهیم انجام می دهیم و(نعوذ بالله) خداوند سبحان تعطیل کرده است و این ائدولوژی وتفکر کسانی است که با قرآن عظیم الشان و سنت های گهر باررسول اکرم صلی الله علیه و سلم بیگانه هستند. در حالیکه قرآن کریم عاقبت و سرانجام اقوام و ملتهای متمرد و سرکش را که به کتابهای آسمانی پشت کردند و تعالیم انبیاء را نپذیرفتند، ذکر می کند تا ما از آنها درس عبرت بگیریم. وی گفت: در دنیای کنونی که همچون یک دهکده و از آن کوچکتر شده است و در یک لحظه اخبار منعکس می شوند و خبر سیلابها و طوفانها و عذابها به گوش ما می رسند اما بازهم متاسفانه این همه مصائب و مشکلات را نا دیده می گیریم و گناه را بر گردن دیگران می اندازیم و خود را مقصر نمی دانیم در حالیکه هر شخصی باید خود را ازهمه مقصرتر بداند زیرا اگر قرار باشد گناه را به گردن دیگران بیندازیم، نتیجه این می شود که کمتر توبه و استغفار کنیم. مولانا عبدالحید در ادامه تصریح کرد: الله سبحانه و تعالی اقوام و ملتهای گذشته را که با طوفان و سیلاب وزلزله عذاب دادند در بارۀ شان می فرمایند:«فلولا إذ جاءهم باسنا تضرعوا» چرا زمانی که گرفت و عذاب ما آمد، مردم تضرع و زاری نکردند و از ذات باری تعالی معذرت خواهی ننمودند. همچنین خداوند متعال می فرماید« لو یواخذالله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابة ولکن یؤخرهم الی اجل مسمی » اگر الله سبحانه وتعالی انسانها را بسبب عملکرد اعمالشان مؤاخذه می کرد هیچ جنبنده ای بر روی زمین نمی گذاشت اما خداوند متعال تا مدت مشخصی مهلت می دهد تا توبه کنند ورجوع نمایند وی ادامه داد: هشت سال قحط در منطقه یک آفت بود واینک این بارانهای سیل آسا آفت و عذاب دیگری هستند که زندگی مردم را تباه می کند. ایشان افزود: همه اینها تخویف و تلنگر و هشدار هستند و باید هشدارها را دریافت کنیم و بسوی الله جل جلاله رجوع نمائیم. زیرا غفلت عام شده و همه را فرا گرفته و خدا بهتر می داند که با توجه به این سهل انگاری و غفلت ها در آینده چه پیش خواهد آمد. مولانا عبدالحید اظهار داشت: صدها روستا در چابهار،دشتیاری و کنارک در محاصره سیل قرار گرفته اند و خدا می داند که چقدر تلفات داشته و چند نفر کشته بجای گذاشته است اما این بلاها را خداوند متعال آورده است و می خواهد ما انسانها را بیازماید که با این گونه حوادث چگونه بر خورد می کنیم. خطیب جمعه اهل سنت زاهدان با توجه به عملکرد ضعیف ارگانهای دولتی و مسؤلین استان در مقابله با این گونه حوادث گفت: به نظر بنده آمادگی ای که باید مدیریت استان در برابر حوادث غیر مترقبه می داشت، نداشته و ضعیف عمل کرده است چنانکه دوماه قبل در سیل نصرت آباد و هفته گذشته در سیل زاهدان، ستاد حوادث غیر مترقبه و هلال احمر که ما خیلی بر اینها حساب می کردیم، خوب عمل نکردند و باید مورد تجدید نظر قرار گیرند زیرا آنطوری که انتظار مردم از اینها بود نتوانستند رسیدگی کنند. ایشان افزود : هم اکنون در چابهار و کنارک و حومه اگربا هلیکوپتر امداد رسانی نمی شود، با شناور و قایق و توسط ارتش رسیدگی کنند. وی ادامه داد: انتظار ما از دولت و ملت این است که این مردم مصیبت زده را در یابند و خداوند ناظر است که دولت و ملت چه خواهند کرد و ما امیدواریم دولت به نحوی عمل کند که زمینه تشکر از دولت فراهم شود ولی اگر دولت رسیدگی نکند منتظر گلایه شدید از طرف ملت باشد. مولانا عبدالحید گفت: درحال حاضر از هر کار و پروژۀ، رسیدگی به این سیل زدگان و کسانی که زندگی شان در آب فرو رفته مهمتر است و هر کار باید به موقع انجام شود زیرا بعداً فائده ای ندارد. خطیب اهل سنت افزود: در کنار دیگر موسسات امداد رسانی، موسسه امداد رسانی محسنین که زیر نظر دارالعلوم زاهدان است و یکی از اهدافش رسیدگی به حوادث غیر مترقبه است آمادگی دارد تا در حد توان خود کمک کند و تیم امداد رسانی را به منطقه اعزام کند و آماده پذیرش کمک های نقدی و غیر نقدی مردم عزیزمی باشد. ایشان با توجه به ایام در گذشت رهبر انقلاب فرمود: این روزها ایام در گذشت امام راحل و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است که هرگاه ملت ایران این حادثه را یاد می کنند از آن متاسف و متاثر می شوند و یاد و خاطره این مرد بزرگوار در اذهان باقی می ماند. وی اظهار داشت: به نظر بنده از بزرگترین خدمات امام راحل بیداری ملتها بود که حقیقتا جریان انقلاب اسلامی ، برای ملتهای مظلوم و ستم دیده بیداری آورد و قدرتهای متکبر و بیداد گر را زیر سؤال برد. مولانا عبدالحمید در خاتمه یاد و خاطره قائد فقیه و رهبر انقلاب اسلامی را گرامی داشتند و افزود امیدواریم ملت و دولت دست آوردهای ایشان را حفظ کنند که از جمله مهمترین دست آوردهای ایشان وحدت و اخوت اسلامی است که شیعه و سنی را برادر دانستند و در حقوق برابر، لذا باید دولت و ملت به این مسائل و رهنمودها توجه کنند. | ||
لازم بذکر است که طی يکسال اخير هزاران جوان بلوچ در شهرهاي مختلف بلوچستان اعدام و یا در انظارعموم درکوچه و خیابانها توسط نيروهاي انتظامي با رگبار گلوله به قتل رسیده اند و هفتصد نفر ديگر بنا به اظهارات آقاي شهرياري نماينده رژيم در زاهدان ,حکم اعدام دريافت نموده اند که در آينده نزديک اعدام خواهند شد
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دلاور جنبش مقاومت مردمی ایران با صدور اطلاعیه ای از اخراج عبدالحمید ریگی از جنبش خبر داد متن اطلاعیه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
بدینوسیله روابط عمومی جنبش مقاومت مردمی (جندالله ) به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند که بعد از اینکه کمیته رسیدگی به تخلفات در جنبش گزارشی مبنی تخلف و قانون شکنی و استفاده ابزاری از نام جنبش در راستای تکمیل اهداف مادی و شخصی در مورد برادر رهبری جنبش آقای عبدالحمید ریگی به کمیته مرکزی جنبش ارائه داد این عنصر متخلف مورد باز خواست قرار گرفت و با گذر از مراحل قانونی اولا به صورت شفاهی مورد تذکر قرار گرفت و در مرحله بعدی کتبا به ایشان تذکر داده شد و در سومین مرحله عضویت سازمانی فرد مذبور به تعلیق در آمد و با تکرار تخلفات نهایتا سه ماه قبل کمیته مرکزی جنبش ایشان را از جنبش اخراج نموده و عضویتش را برای همیشه لغو نمودند و مردم منطقه را از این امر اگاه کردند.
و بنابر برخی مصالح آنوقت از انتشار این تصمیم جلوگیری شد ولی نامبرده به جای پشیمانی به کارهای فاسد دیگری روی آورده و طبق آخرین اطلاعات جمع آوری شده این فرد با برخی عناصر رژیم ارتباط برقرار نموده است و می خواهد به زعم خویش با ایجاد اختلافات قومی موجبات بدنامی جنبش را فراهم آورد و چند روز قبل مرتکب عملی ناجوانمردانه شد و فرد بیگناه و شریف و عادی بلوچ از قبیله عالیزهی را به اتهام دروغین مخبری به گروگان گرفته و اقدام به باجگیری از وی نموده است.
جنبش مقاومت مردمی ایران عمل ناجوانمردانه و رذیلانه این مزدور را به شدت محکوم می نماید و در جلسه ای که اعضای جنبش با خانواده قربانی داشتند اعلام کردند از آنجائی که اساس تعامل جنبش بنا بر روابط قومی و قبیله ای و خانوادگی نمی باشد و هرکس با هر نسبتی تخلف کند باید مجازات گردد در این مسئله تا تقاص از جانی برادران عالیزهی را همراهی خواهند کرد و جنبش به این مزدور خود فروخته شدیدا هشدار می دهد که تا سه روز خود را به طایفه عالیزهی تحویل دهد تا از طریق قانون با وی برخورد گردد در غیر این صورت هر جا مشاهده گردد دستگیر و مجازات خواهد شد.
جنبش مقاومت مردمی از همه مردم بلوچستان می خواهد در دستگیری این خائن با جنبش همکاری نمایند و اگر کسی از محل سکونت وی اطلاعاتی در دست دارد به جنبش ارجاع دهد تا بتوانیم جلوی این فرد را که در پی خدشه دار نمودن وجهه جنبش و ایجاد اختلافات قومی است بگیریم.
ضمنا رژیم آخوندی بداند که با اجیر کردن چنین افرادی نمی تواند مسیر مبارزات را تغییر دهد و این اتفاقات به جای ضرر روابط جنبش را با تمام طوائف بلوچستان مستحکم تر و نزدیک تر نموده و سبب می شود که مردم بدانند که جنبش هدف را فدای خود و خانواده و برادر و غیره نمی کند.
طی این اطلاعیه رهبری جنبش صراحتا اعلام کردند که فرد مذبور نه تنها از جنبش اخراج شده است که من این مزدور را برادر خود نمی دانم و هیچ نسبتی با چنین خائنانی ندارم.
در آخر رهبری جنبش به مردم شریف بلوچستان پیام اتحاد دادند و فرمودند که اقشار و طوائف مختلف بلوچستان اتحاد و همبستگی و همدلی خویش را حفظ نمایند و هرگز قربانی توطئه های شوم رژیم نشوند و من از طرف جنبش اعلام می کنم که جنبش برای حل اختلافات قومی تمام سعی و تلاش خود را خواهد کرد و حاضر است اختلافات قبیله ای را با راهکارهای درست حل نماید و مردم می توانند جهت حل مسائل خود به جنبش مراجعه نمایند چون رژیم با انگشت نهادن بر این نکته با تحریک احساسات خانوادگی و قبیله ای مردم بلوچ را به جان یکدیگر انداخته و خود به تماشا نشسته است.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافرازبه نقل از پایگاه اطلاع رسانی مرز پر گهر نشریه مرزپرگهر به مدیرمسئولی باقر کرد در یکی از شمارههای اخیر خود 3 صفحه را به تصاویر و مطالبی از سریال جواهری در قصر و شخصیت نقش اول آن ( یانگوم ) اختصاص داده است.
صفحات اول و آخر این نشریه که به صورت رنگی چاپ میشوند و صفحه بلوچی مرزپرگهر در شماره 159 این نشریه به یانگوم اختصاص یافتهاند.
در هیچیک از مطالب و خبرهای این نشریه به سیل

و طوفان جنوب بلوچستان اشارهای نشده است و مرزپرگهر همگام با سیستانداری بلوچستان با بیخبری و یا دیرخبری از کنار این حادثه گذشته است تا لطمهای به کمکهای مالی دکتر دهمرده و حمایتهای معنوی مدیرکل ارشاد از این نشریه و آگهیهای دولتی به آن وارد نشود.
در صفحه بلوچی این نشریه که دوسوم آن به یانگوم و بخش دیگر صفحه به حسین کعبی فوتبالیست ایرانی اختصاص یافته است تیتر شده است : بارین زانات یانگوم کئیانت ؟
آیا میدانید یانگوم کیست؟

پرسش اینجاست که آیا نیاز امروز جامعه بلوچستان شناخت یانگوم است ؟ آیا در حالیکه بسیاری از فرزندان بلوچ ، سید هاشمی و مولوی روانبد و مولوی عبدالعزیز و صدها شخصیت علمی - فرهنگی و ادبی خود را به خوبی نمیشناسند شناخت یانگوم برای آنها آنهم از طریق نشریه محلی چه ضرورتی دارد؟
و آیا مسئله یانگوم در شرایط کنونی که منطقه بلوچستان با بحرانهای مختلفی مانند : سوءمدیریت ، سیل و طوفان و فقر و بیکاری و ... مواجه است تا این حد مهم است که 3 صفحه از صفحات اصلی مرزپرگهر به آن اختصاص یافته است ؟!
شایان ذکر است دیگر صفحات این نشریه نیز به اخباری از استانداری، مشاور رئیسقوه قضائیه و بسیج و دو صفحه به عملکرد دکتر کریمکشته رئیس دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار که یکی از متعصبترین و افراطیترین مدیران و از یاران نزدیک دهمرده است ، پرداخته شده است.
باقر کرد قصد دارد در انتخابات آینده مجلس کاندیدا شود .و در صدد ائتلاف با فداحسین مالکی است.
وی در انتخاابات مجلس خبرگان مشاور ستاد حجت الاسلام سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان بود. محافل سیاسی استان نزدیکی همزمان باقر کرد به دو جناح دهمرده و حجت الاسلام سلیمانی را تلاشی در جهت تائید صلاحیت و به دست آوردن رای سیستانیها و جناح حاکم از سوی وی ارزیابی می کنند.
نگاهی به مقاله آقای داریوش همایون، "شهروند ایران یا شهروند قوم؟"
وهاب انصاری
Wahab_anssari@yahoo.de
در طول صد سال اخیر، یکی از مهمترین مولفه های چالشهای سیاسی و مبارزاتی مردم کشورمان، خواسته ها و مبارزات ملیتهای ایرانی بوده است. در این دوران بدلیل موقعیت مهم ژئوپلیتیک ایران و اهمیت موقعیت استراتژیک آن برای ابرقدرتها و وجود جنگ سرد، گره خوردن منافع بخش عمده احزاب و شخصیتهای سیاسی جناح راست ایران، که حاکم بر قدرت بودند، با منافع قدرتهای رقیب اتحاد شوروی، قبل از اینکه به مسئله ملی درایران از زاویه سیاسی و بعنوان یکی از معضلات حل نشده بخش بزرگی از مردم ایران نگاه بکنند، نسبت به خواسته ها و تمایلات فرهنگی- سیاسی بخش بزرگ مردم ایران از دیدگاه ناسیونالیستی، سیاستهای یکسان سازی و مبارزه علیه خواسته ها و تمایلات ملیتهای ایرانی حرکت کرده اند. با توسل به زور قدرت نظامی – سیاسی حکومت مرکزی دست به سیاست یکسان سازی زبانی – فرهنگی زده اند. به همین خاطر هم بعد از قطع روند انقلاب مشروطیت بدست رضاخان همواره خواسته های فرهنگی – سیاسی ملیتهای ایرانی به یکی از چالشهای مرکزی، مبارزاتی بخش بزرگی از مردم ایران تبدیل شده است.
متاسفانه برای عده ایی هنوز علیرغم تحولات ژرفی که در جهان و منطقه صورت گرفته است، ملیتهای ایرانی همچنان برایشان نه بعنوان شهروندان برابر حقوق ایران در تمامی عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بلکه بعنوان مهاجرانی که میتوانند اختیاری زبان مادریشان را بیاموزند، مطرح هستند.
اکنون که از دوران جنگ سرد خبری نیست، برای قدرتهای جهانی در تحولات ایران و منطقه پارامترهای دیگری عمل می کنند. سوال مرکزی این است که آیا احزاب و سازمانها و شخصیتهای سیاسی ایران خواهند توانست، خود را از چنبره ایدئولوژیهای خود ساخته ناسیونال - شونیستی، خلاص بکنند و به خواسته های ملیتهای ایرانی پاسخی در خور و راه حلهای دمکراتیک و متمدنانه برای حل مسئله ملی در ایران ارایه بدهند؟
اکنون بحث چگونگی برخورد به خواسته های حل نشده ملیتهای ایرانی، به یکی از چالشهای مهم در میان جامعه سیاسی ایران تبدیل شده است. جریانهای سیاسی و شخصیتهای ایرانی با توجه به سابقه تاریخی، علایق و منافع سیاسی خود نسبت به چگونگی حل مسئله ملی در ایران، پاسخهای متفاوتی میدهند. در طیف مشروطه خواهان سلطنتی ایران، مواضع آقای داریوش همایون علیرغم اینکه ایشان در عرصه سیاست ایران میخواهد بعنوان نماینده لیبرال دمکراسی شناخته بشود، اما در رابطه با حل مسئله ملی و پاسخهای ایشان به خواسته های برحق ملیتهای ایرانی، آغشته به ناسیونال-شونیزم عظمت طلبانه ایرانی است، که در طول تاریخ معاصر ایران این ناسیونال-شونیزم با اتکا به نیروی سرکوب حکومتهای مرکزی به ضرر ملیتهای غیر فارس عمل کرده است. در طیف راست جامعه ایران تغییر و تحولات فکری در زمینه حل مسئله ملی در ایران کمتر به چشم میخورد، طیف وسیعی از آنان همچنان بر افکار ناسیونال- شونیستی پافشاری میکنند. تا آنجایی که آقای همایون سخن از "حقوق سیاسی اقوام" در ایران را بر نمی تابد.
آقای داریوش همایون از مصوبات سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن نیز تعبیر خود خواسته ای دارد. در مصوبات سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر از حقوق و خواسته های اقلیتهای ملی و قومی سخن به میان آمده است. ایشان در مقاله ای زیر عنوان "شهروند ایران یا شهروند قوم؟" مینویسد: ”در سوی ديگر آنچه را که در ميثاق های پيوست اعلاميه جهانی حقوق بشر، پياپی و به اصرار "حقوق سياسی افراد متعلق به اقليت های مذهبی و قومی" ناميده شده به اقوامی که هر کس می تواند تعريف خودش را از آنها داشته باشند می بخشند؛ و نه تنها به ملت يگانه ايران بلکه به حقوق شهروندی نيز که ميراث بيست و پنج شش سده تلاش بهترين های انسانيت است پايان می دهند. در هردو سو ملاحظات تنگ و اشتباه آميز تاکتيکی، "راه دوزخ (تجزيه و پاکشوئی قومی) را، (به پشتيبانی بيگانه،) با نيات (نا) خوب هموار" می کند." آقای همایون معلوم نیست با اتکا به کدامین فاکتهای تاریخی از برآوردن "حقوق افراد متعلق به اقلیت های مذهبی و قومی" به احقاق حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی و ملی میرسند. در ایران ترکهای آذربایجانی همواره در تمامی سطوح دولتی – نظامی و سیاسی حضور داشته اند، اما هیچگاه حقوق فرهنگی – سیاسی ترکهای آذربایجانی نه تنها در ایران تامین نشده است، بلکه در طول تاریخ همواره هر برآمد جنبش فرهنگی – سیاسی ترکهای آذربایجان سرکوب شده است. راه تامین حقوق سیاسی ملیتهای ایرانی نه با دادن حقوق سیاسی به افراد آنها، بلکه با تامین حقوق سیاسی ملیتهای ایرانی به مثابه بخشی از شهروندان ایران مطرح است. در یک سده اخیر ایران نیز ملیتهای ایرانی همواره بعنوان بخشی از شهروندان ایران، در شکل احزاب، جنبشها و حرکتهای ملی در منطقه محل زندگی اشان برآمد سیاسی-فرهنگی داشته اند. کردستان و آذربایجان و ترکمن صحرا نمونه هایی قابل اتکا بعنوان فاکت تاریخی هستند. چهره ها و شخصیتهای برجسته ملی همانند قاضی محمد، پیشه وری و توماج نه بعنوان شخصیتهای قائم به ذات بلکه برآمده از حرکتهای ملی ملیتهای خود بوده اند و نه خود و نه دیگران می توانستند آنان را جدا از جنبشهای ملی اشان تعریف بکنند. آنانی هم که هر چند از ترک و کرد و ترکمن در بالاترین سطوح کشوری بوده اند، هیچگاه نه خود و نه دیگران توانستند، آنان را در پیوند با ملیتهایشان توضیح بدهند. در نتیجه جنبشهای ملیتهای ایرانی، با خواسته های ملی اشان تعریف می شود. در سده اخیر ایران نیز جنبشهای ملی، ملیتهای ایرانی در هر برآمدی حضوری قوی و پر رنگ در تحولات سیاسی کشور داشته اند. دیگر این جنبشها را نمی توان با قدرتهای خارجی و یا جدا از مردمشان توضیح داد. باید واقعیتهای این جنبشهای ملی را به مثابه بخشی از جنبش دمکراسی خواهی سراسر ایران پذیرفت. نادیده گرفتن حرکتهای ملی، ملیتهای ایرانی لطمات جبران ناپذیری را به جنبش دمکراسی خواهی ایران خواهد زد.
آقای داریوش همایون مخالفت خود با نشست برلین – گردهمایی بخشی از جمهوریخواهان با مشروطه خواهان سلطنتی، را ابراز کرده و مهم ترين دستاورد دو نشست پيشين آنان، که اینک در تدارک سومین نشست خویش اند، را وارد کردن مقوله حقوق سياسی اقوام ايران در گفتمان سياسی می داند. از این قرار آقای همایون همرزمان مشروطه خواه سلطنتی خود را در عقب گردشان از مواضع گذشته خود در باره مسئله ملی، مورد انتقاد و سرزنش قرار داده است.
آقای داریوش همایون در مطلبش مینویسد: "پس از چند ماهی فروکش کردن بحث ها يکبار ديگر مسئله قومی ــ در جا هائی با هدف کمرنگ کردن يکپارچگی ملی ــ بالا گرفته است." آقای داریوش همایون به خواسته های ملیتهای ایرانی در جهان امروز که تحولات بین المللی و منطقه ای و داخل کشورمان را نادیده می گیرد، همچنان با نگاه جنگ سردی و ناسیونال-شونیستی نگاه میکند. بر خلاف ادعایش که میخواهد وحدت ملی ایرانیان را حفظ بکند، به تفرقه و جدایی ها کمک می کند و آنجایی که ملیتهای ایرانی برای احقاق خواسته های خود ویژه اشان –حقوق شهروندیشان- برآمد بکنند، آنان را محکوم و اگر دستی در قدرت داشته باشد، قطعا آنان را سرکوب خواهد کرد. چرا که آقای همایون در جای دیگر مطلبش مینویسد: "ولی هر گامی در مسير بد مخاطرات خود را دارد، ... انحراف هرچه بزرگ تر، ايستادگی دربرابر آن لازم تر. از دو انحرافی که اکنون مبارزه با جمهوری اسلامی را زير سايه برده است اين کوشش دانسته و ندانسته برای تجزيه ملت ايران ــ تا نوبت سرزمين ايران هم به دست نيرو های بيگانه برسد ــ بزرگ تر است."
براستی این خطر تجزیه سرزمین ایران به دست نیروهای بیگانه در کجاست؟ با اتکاه به کدامین فاکتهای مشخص سیاسی است؟ این نوع نگاه به مسئله ملی در ایران، آینده ای ندارد، اگر هم آینده ای داشته باشد همراه با خون و کشتار و سرکوب خواهد بود و بس.
آقای داریوش همایون مینویسد: ”مشکل حقوق سياسی اقوام با رای گرفتن و رای نگرفتن گشوده نخواهد شد. اين امری قابل رای گيری نيست و مرزی است که از آن نمی توان گذشت." اما ایشان توضیح نمی دهند که چرا حقوق سیاسی "اقوام" با رای قابل حل نیست. در دنیایی که سمت و سوی تحولات جهان به طرف برسمیت شناختن حق رای در تمامی عرصه ها است، به چه حقی آقای داریوش همایون در امر حقوق سیاسی ملیتهای ایرانی حق رای را از آنان می گیرد. بدون تردید نیرویی که حق رای را برای حل و فصل مسایل سیاسی ملیتهای ایرانی برسمیت نشناسد، هیچ راه دیگری غیر از زبان زور و سرکوب برای حل مسایل ملی در ایران برایش متصور نیست. از همین زاویه زبان آقای داریوش همایون هیچ اعتمادی را در میان ملیتهای ایرانی بوجود نخواهد آورد. زبان ایشان زبان سرکوب و پایمال کردن حقوق ملیتهای ایرانی است. روشنفکران و فعالان سیاسی، خواهان ایرانی آزاد و دمکراتیک و غیر متمرکز و طرفدار حل دمکراتیک مسئله ملی در ایران باید از همین امروز این نوع نگاه به مسئله حقوق سیاسی ملیتهای ایرانی را به نقد بنشینند، و با آن به مبارزه نظری -سیاسی بپردازند.
آقای داریوش همایون مینویسد: "خوشبختانه صدا های نيرومندی از طيف چپ به بحث ملی (بحث مربوط به ملت ايران) دربرابر "مسئله ملی" ميراث استالين پيوسته اند. چه جمهوريخواهان و چه مشروطه خواهانی که برای جلب يک دو سازمان قومی دامن از دست داده اند با چالشی روبريند که آنان را اگر به ندای منطق و مصلحت ملی تسليم نشوند از اين هم بی ربط تر خواهد کرد." و در جای دیگر مطلبش ناراحت از شکاف بین همفکران خود مینویسد:"در پاريس آنها که در جستجوی همبستگی، شکاف و جدائی در صف همفکران انداخته اند می بايد هشيار باشند که تاکتيک هائی از گونه مسکوت گذاشتن موضوعی که دو بار تصويب و تاييد شده است کسی را متقاعد نخواهد کرد." این واقعیت است که امروز یکی از چالشهای بزرگ در نبرد علیه استبداد و تمرکزگرایی و برای دمکراسی و عدم تمرکزگرایی در ایران حرکتهای ملی ملیتهای غیر فارس است. در این نبرد هم در طیف های مختلف نحله های سیاسی ایران تجزیه سیاسی-نظری صورت گرفته است. گرایش ضعیفی از چپ و جمهورخواهان در عرصه مسئله ملی به گرایش ناسیونالیستی گرویده است. از این تحولات فکری در طیفهای مختلف گریزی نیست. در طول تاریخ همواره جابجایی فکری در طیفهای مختلف وجود داشته است.
اما جامعه روشنفکری و سیاسی ایرانی با دو پدیده مهم در حال تکوین روبرو است. یکی اینکه طیف هر چه بیشتری از روشنفکران، شخصیتها و احزاب سیاسی به این نتیجه می رسند که مسئله ملی – قومی یکی از مهمترین مسایل پیش رویشان برای استقرار دمکراسی در ایران است. چگونگی و ابعاد حل مسئله ملی در ایران به یکی از گفتمانهای مهم سیاسی بین روشنفکران، فعالان سیاسی داخل و خارج از کشور تبدیل شده است. دومی اینکه هیچ زمانی حرکتهای ملی ملیتهای ایرانی در اشکال مختلف، اینچنین حضوری پر رنگ و برجسته در تحولات سیاسی ایران نداشته اند.
خواسته های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و بویژه سیاسی ملیتهای غیر فارس ایرانی نه با تغییر نظر همفکران دیروز آقای همایون کم و زیاد می شود و نه ذره ایی از حقانیت خواسته های آنان کم می شود. حرکت ملی ملیتهای ایرانی آنچنان قوی و پردامنه شده است که امروز تمامی نیروهای سیاسی جدی ایرانی هر کدام به فراخور توان و درک خود از مسئله ملی در این رابطه موضعگیری می کنند. فقط آنانی همچنان در بحثهای دوران جنگ سردی مانده اند که تمامی تحولات جهانی و بویژه منطقه ما را نادیده می گیرند. فقط تصمیم گیرندگان از قبل برای ندیدن و نشنیدن حرکتها و صداهای روشنفکران و فعالان سیاسی ملیتهای ایرانی این واقعیتهای جامعه ایرانی را به حساب نمی آورند و در مواجهه با تحولات و برآمدهای حرکتهای ملیتهای ایرانی به اشکال و روشهای تاریخاً تصمیم گرفته خود متوسل می شوند.
امروز در عصر جهانی شدن و ارتباطات وسیع فنی و الکترونیکی و بویژه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی که دولتهای ملی تازه ای در منطقه ما بوجود آمده اند که بخشی شان در ایران زندگی می کنند، دیگر نمیتوان به ترکمنهای ایران اثبات کرد که شما حق و حقوق سیاسی در ایران ندارید؛ و یا به ترکهای آذربایجان نمی توان گفت که شما هنوز قوم هستید و حق و حقوقی در حد فرهنگی و زبانی اختیاری دارید. همچنین به کردها و سایر ملیتهای ایرانی نیز دیگر نمیتوان چنین گفت. ما در کشوری زندگی می کنیم که تاریخا ملیتهای مختلفی در عین امتزاج فرهنگی با یکدیگر، تفاوتهای تاریخی، زبانی و فرهنگی باهمدیگر دارند. به همین خاطر هم در بعد از انقلاب مشروطیت که تشکیل دولت- ملت مدرن در ایران مطرح شده است، دولتهای مرکزی در مواجهه با ملیتهای ایرانی سیاست شونیستی و یکسان سازی را پیش برده و هر آنجایی که با جنبشهای حق طلبانه ملیتهای ایرانی مواجه شده اند، زبان زور و سرکوب را بکار برده اند. اما در طول تاریخ هیچگاه زبان زور و سرکوب برای فرونشاندن مبارزات آنان کارساز نبوده است. ملیتهای ایرانی هیچگاه از مبارزه برای حقوق سیاسی، فرهنگ و اجتماعی خود در ایران از پای ننشسته اند. بویژه بخاطر تحولات بین المللی و منطقه ای اخیر ایران اساسا با صد سال پیش و حتی با سی سال پیش متفاوت است. ما برای کشوری باید تصمیم بگیریم که در چهار گوشه آن دولتهای ملی و مستقلی تشکیل شده اند که بخشهایی از آنان در کشور ما زندگی می کنند. بطور کلی ما در کشوری زندگی می کنیم که مرزهای جغرافیای فرهنگی آن به مراتب فراتر از جغرافیای سیاسی کنونی آن است. آیا روشنفکران ما از فکر و اندیشه دوران جنگ سردی بیرون خواهند آمد تا از یوگسلاوی شدن کشورمان جلوگیری بکنند.
اگر احزاب سیاسی و روشنفکران و شخصیتهای سیاسی ایران به این نتیجه نرسند که تحولات بین المللی و منطقه ایی و روند جهانی شدن، هویت های ملیتهای ایرانی را روز بروز پررنگتر کرده و از آن طریق ملیتهای غیر فارس ایرانی برای شناساندن و رسمیت بخشیدن به هویت خود برای ایرانی آزاد و دمکراتیک و برابر حقوق مبارزه می کنند، آنگاه نه با نفی و نه با نادیده گرفتن حقوق سیاسی ملیتهای ایرانی نمیتوان از واگرایی ملی ایرانیان جلوگیری کرد. عقل سلیم حکم می کند، مسئولانه و بدور از هیاهوهای دوران جنگ سردی و افکار ناسیونال-شونیستی دنبال راه چاره ایی برای حل دمکراتیک مسئله ملی در ایران باشیم.
خرداد 1386 برابر ژوئن 2007
طبق گزارشي از "س. س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان, امروز صبح چهارشنبه 23خرداد 1386 برابر با 13 ژوئن 2007 جنازه جواني 23 ساله بنام وحيد ميربلوچ زهي (صاحب عكس) بعد از چند ماه بيخبري پيدا شده است
جنازه اين جوان 23ساله در حالي كه درون پلاستيك بوده و در زير زمين چال گشته بود توسط شخصي در اطراف زاهدان كشف مي گردد. نكته قابل توجه آثار انواع شكنجه بر بدن نيمه خشكيده وحيد ديده شده است .
وحيد ميربلوچ زهي صبح روز انفجار اتوبوس حامل سپاه پاسداران كه محل حادثه دو كوچه با خانه شان فاصله داشته با شنيدن صداي انفجار با پيكان خود, به محل حادثه عزيمت ميکند و از آن لحظه ببعد بطرز مشكوكي مفقود مي گردد. خانواده و آشنايان وحيد مدت زيادي بدنبال وي ميگردند تا اينكه با واسطه مطلع مي گردندکه او در دستگيريهاي گسترده اي که بعد از انفجار اتوبوس در شهرهاي مختلف بلوچستان توسط ماموران انتظامي و اطلاعات رژيم صورت گرفت,در زاهدان دستگير ميشود, تا اينكه امروز جنازه او پيدا ميشود.
همچنين گفته ميشود که وحيد در نشريه اي مذهبي که در مسجد محل سکونتش منتشر ميشده فعاليت داشته و از همراهان هميشگي سفرهاي "شيخ الاسلام" بوده است
گزارش : راديو بلوچي اف ام
"س. س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان
|
|
اطلاعیه مهم موسسه نگاران
متاسفانه با دیدگانی اشکبار و کلامی لرزان حامل پیغام و اخبار نگران کننده و اندوهناک از منطقه دشتیاری چابهار میباشم.
متاسفانه آنچه موجب ناراحتی و نگرانی بیش از حد ما شده است خطر شیوع بیماری مهلک وبا در منطقه دشتیاری چابهار است.
آنچه ما طی این چند روز با تمام توان در منطقه دشتیاری انجام داده ایم متاسفانه محدود و کم بوده است و هم اکنون مردم این منطقه به اقلام مختلف دارویی و آب و مواد غذایی و لوازم اسکان موقت نیاز فوری و مبرم دارند. از تمامی مردم بلوچ در سرتاسر دنیا تقاضامندیم نسبت و به کمک رسانی فوری وجهت تهیه این اقلام کمک و همیاری نمایند.
و اینکه در اولین و نخست کلام تاکید نمودیم که این منطقه در معرض تحدید شیوع بیماری خطرناک و مهلک وبا میباشد جمعیت حادثه دیده این منطقه بالغ بر 120 هزار نفر میباشند که صورت شیوع این بیماری برزگترین فاجعه انسانی قرن به وجود خواهد آمد. و ما از هم اکنون هشدارهای لازم را برای همگان ارسال نموده و در حال ارسالیم .
پس بدینوسیله از تمامی سازمانها و نهادهای کمک رسانی عاجلانه تقاضامندیم نسبت به رفع مشکلات این منطقه اقدام فوری فوری نموده تا شاهد بزرگترین فاجعه انسانی قرن نباشیم.
با تشکر خدمت گذار مردم بلوچستان
ورنا بلوچ
مدیر موسسه نگاران
ضمنا موسسه نگاران آمادگی کامل خود را جهت دریافت و توضیع کمکهای مردمی دوستان خارج از کشور اعلام مینماید. چنانچه دوستان نیاز به راهنمایی بیشتر دارند خواهشمندم با ایمیلهای موسسه مکاتبه نمایند.



بنا بر گزارشات رسیده هفت تن از متهمین مربوط با پرونده آیت الله بروجردی حکم اعدام دریافت کردند.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای آیت الله محمد حسن کاظمینی بروجردی ظهر امروز در شعبه 3 ویژه روحانیت به ریاست قاضی حسینی برای رسیدگی به اتهامات 32 متهم ردیف اول برگزار شد ، برای 7 تن از متهمان به نامهای آیت الله کاظمینی بروجردی ، مسعود سماواتیان ، علیرضا منتظر صائب ، علی شهرابی فراهانی ، حبیب قوتی ، احمد کریمیان ، مجید التی حکم اعدام صادر شد .
برای باقی متهمان مواردی چون تمرّد از اجرای حکم قانون ، شرکت در تجمع غیر قانونی ، جلوگیری از اجرای حکم قانونی ، گروگانگیری ، آدم ربایی ، اسید پاشی ، مشارکت در ایجاد ضرب و جرح افراد ربوده شده ، تلاش برای خلاصی متهم ردیف اول از محاکمه ، اخلال در نظم عمومی ، تهدید به قتل ، تهیه منزل برای متهمان تحت تعقیب قضایی ، تخریب اموال خصوصی و عمومی با استناد به موارد 42 ، 498 ، 499 ، 553 ، 554 ، 583 ، 607 ، 614 ، 617 ، 618 ، 620 ، 621 ، 677 از قانون مجازات اسلامی برایشان در خواست شد ، این جلسه به دادستانی فردی به نام نصرت آبادی برگزار شد. پیش از این در 20 خرداد ماه جلسه تفهیم اتهام برخی از متهمین برگزار شده بود .
فعالان حقوق بشر در ایران صدور احکام ناعادلانه و غیر انسانی اعدام برای 7 تن از متهمین را محکوم می کند و با توجه به غیر علنی بودن و عدم حضور وکیل متهمین خواستار محاکمه این افراد در یک دادگاه صالح می باشد ، در همین راستا از سازمان های حقوق بشری می خواهیم برای نجات جان این افراد از مرگ اقدامات موثری انجام دهند.
بسمه تعالی
متاسفانه حمله به اماکن مقدس، دسیسه ای برای نیروهای اشغالگر در عراق شده که با این مسائل تلاش می کنند از یک طرف شعله جنگ فرقه ای را بین مسلمانان شعله ور کنند و از طرفی دیگر برای ماندن اشغالگرانه خود در عراق توجیه پیدا کنند.
جامعه اهل سنت ایران ضمن محکومیت شدید این عمل جنایتکارانه (حمله به گلدسته های مرقد امام هادی و امام حسن عسکری) ) از ملت مسلمان وخصوصا علمای شیعه و سنی عراق می خواهد با صفوف متحد،نقشه استکبار جهانی را نقش بر آب کرده،یکدست و یکصدا اشغالگران را از کشورشان بیرون کنند.
جامعه اهل سنت ایران، مقصر اصلی این حمله،نیروهای اشغالگر را می داند و معتقد است امنیت واقعی در عراق با وحدت و همدلی ملت عراق و خروج نیروهای اشغالگر مقدور است.
جامعه اهل سنت ایران – جامعه روحانیت سیستان و بلوچستان
صلی این حمله،نیروهای اشغالگر را می داند و معتقد است امنیت واقعی در عراق با وحدت و همدلی ملت عراق و خروج نیروهای اشغالگر مقدور است.
جامعه اهل سنت ایران – جامعه روحانیت سیستان و بلوچستان
پس از آن که توطئه های وزارت اطلاعات دیدکتاتوری ضد بشری درنابودی جنبش با ناکامی مواجه گردید و مزدوران نظام آخوندی نتوانستند کار به جائی برند و تمامی توطئه هایشان ضد جنبش ملی بلوچستان نقش بر آب شد و ضعف و ناتوانی نظام در برابر جنبش خودیهای نظام را به پرسش واداشت وزارت خارجه نظام منوچهر متکی گناه ضعف خویش را بر گردن کشور همسایه انداخت و بدین صورت می خواهند پرده بر ناتوانی خود بکشند.
این در حالیست که جنبش بارها تاکید کرده است که به قوانین بین المللی احترام می گذارد و هرگونه استفاده از خاک یک کشور را منافی و نقض کننده قوانین بین المللی می داند و به هیچ وجه از خاک دیگران برای حمله به نظامیان ایرانی استفاده نمی نماید وهمه می دانند که مبارزان جنبش در کوههای بلوچستان به سر می برند .
جنبش مقاومت مردمی یک جنبش ملی با پشتوانه مردمی و برای دفاع از حقوق مشروعه مردم بلوچستان به پا خواسته است و فقط بر مردم اتکا دارد و نیازی به کمکهای خارجی و یا استفاده از خاک دیگران ندارد و در مسیر مبارزه از خاک خود و از مردم خود استفاده می کند و اگر کمکها و حمایتهای مردمی نبود هرگز جنبش قادر به چنین نبردی صف شکن نبود و نمی توانست هیولای طاغوتی رژیم حاکم بر ایران را چنین بلرزاند و رژیم ایران رژیمی نیست که از یک گروه چنین ضربه بخورد و لرزه بر اندام گردد رژیم ایران فقط از بیداری مردمی و گسترش مبارزات در بلوچستان دلهره دارد رژیم درک کرده است که جنبش مقاومت با پشتوانه مردمی می جنگد و با گذشت زمان این جنگ گسترده تر می گردد و در طول سه دهه رژیم با چنین مشکلی مواجه نشده است که مردم یک خطه چنین علیه نظام قیام کنند و به این صورت از مبارزات دفاع نمایند و مبارزین را فرشتگان نجات خود بدانند.
متکی نیک می داند که جنبش از خاک پاکستان استفاده نمی کند ولی باید پاسخی برای اطرافیان خود داشته باشد که چرا رژیم در برابر جنبش چنین خوار و زبون هست و چرا رژیم در هز حیله ای با شکست مواجه می گردد و چرا رژیم هر روز در بلوچستان تلفات می دهد و چرا نفرت مردمی از نظام هر روز از روز قبل بیشتر می شود و چون این چراها و بسیاری دیگر از چراها پاسخی جزو ضعف و ناتوانی نظام ندارد مجبورند پاکستان را متهم نمایند تا بیش از این رسوا نشوند.
ولی متکیها خوب بدانند که با چنین حیله هائی نمی توانند حقیقت را بپوشانند زیرا خورشید برای همیشه زیر ابر نمی ماند و نزدیک است ان روزی که ملت بلوچ جشن آزادی خود را در کنار دیگر مردم ایران بگیرد و این بار جوانان بلوچستان پرچمدار آزادی هستند و آنان شما را بهتر از خودتان شناختند و با اتحاد و همبستگی غده سرطانی نظام آخوندی را از ایران خواهند برچید.
دلاور بلوچ

روز گذشته ( چهارشنبه ) شبکه خبر در اخبار ساعت ۱۳ در حالیکه خبر محکومیت انفجار حرمین عسکریین را به نقل از مولوی مدنی مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت پخش می کرد تصویر عبدالمالک رهبر گروه جندالله را به جای مولوی مدنی بر روی صفحه تلویزیون نمایش می داد.
این تصویر تا پایان پخش این خبر بر روی صفحه تلویزیون بود و هیچ توضیح یا اصلاحیه ای از سوی این شبکه در این رابطه نیز پخش نشد.
وی افزود: در حال حاضر دو ستاد در کنارک و دشتیاری مستقر شده اند و با توجه به گزارشات وضعیت فاجعه بار و تخریب 100 درصدی برخی مناطق امیدواریم بتوانیم اکثر روستاهای تابعه را تحت پوشش قرار دهیم.
امام جمعه اهل سنت زاهدان با انتقاد از عدم اطلاع رسانی مسئولین استان در خصوص فاجعه سیل از تمامی نهادهای دولتی و غیردولتی و همینطور مردم ایران خواست به مردم سیل زده جنوب استان که اکنون در بدترین وضعیت ممکن قرار دارند کمک کنند.
همچنین مولوی عبدالحمید اعلام کرد طبق گزارشات اعلام شده تاکنون مرگ 25 نفر قطعی شده است. در این دیدار اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت سیستان و بلوچستان نیز ضمن ابراز همدردی و انتقاد از عملکرد مسئولین در امداد رسانی مناسب به مردم آمادگی خود را جهت کمک به مردم جنوب استان اعلام کردند
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از مرزپرگهر شاخه جوانان جبهه مشارکت استان بیانیه ای درباره شرایط بحرانی سیل جنوب بلوچستان صادر کرد. با صدور این بیانیه و گزارش دیدار مولوی عبدالحمید از دفتر این جبهه چنین بر می آید که با نزدیک شدن انتخابات این جبهه نیز همچون دیگر تشکلها و احزاب فصلی دوباره فعالیت خود را احتمالا تا پایان انتخابات از سر گرفته است.
مرزپرگهر از فعالیت تشکلها و احزاب مدنی حتی بصورت مقطعی و فصلی از هر جناح و تفکری باشند به فال نیک گرفته و آنرا در راستای تحقق دموکراسی و افزایش ظرفیتهای سیاسی و فکری جامعه ارزیابی می کند. این بیانیه به این شرح است :
بسم تعالی
بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی سیستان و بلوچستان در خصوص شرایط بحرانی جنوب استان
متاسفانه با وجود گذشت چند روز از وقوع سیل و طوفان در منطقه جنوب استان همچنان بحران بوجود آمده دامنگیر مردم است.بسیاری از مردم منطقه به دلیل تخریب منازل و سرپناه خود هم اکنون آواره اند و کودکان و زنان بدون داشتن امکانات اولیه زندگی ناچارند در گرمای بالای 40 درجه زیر آفتاب روزگار بگذرانند.از طرفی وارد امدن آسیب های جدی به سامانهای برق،آب وفاضلاب، مخابرات وراههای ارتباطی نیز مزید بر علت شده تا شرایط همچنان سخت و بحرانی باشد.متاسفانه با اینکه چند روز از وقوع سیل گذشته و شرایط جوی نیز مساعد تر شده اما همچنان حجم امداد رسانی با تخریب صورت گرفته همخوانی ندارد.امکانات اولیه هنوز در اختیار بسیاری از مردم روستاها قرار نگرفته و در قسمتهایی هم که ادعا شده امکانات توزیع شده در حقیقت فقط رفع تکلیف صورت گرفته و امکانات بدون اینکه به معنای واقعی میان مردم توزیع شود فقط در قسمتهای خاص ارایه شده و هیچ نظارتی هم بر آن صورت نگرفته است.نکته دیگر اینکه فاجعه به بار آمده که بسیاری از مردم منطقه را در بدترین شرایط ممکن آواره کرده بازتابی در خارج از استان سیستان و بلوچستان نداشته است.حال باید از مسوولین استان پرسید به چه دلیل از ارائه گزارش شرایط بحرانی و فاجعه آمیز در منطقه به بیرون از استان خود داری شده است؟؟؟
آیا در صورت اطلاع دیگر هموطنانمان چیزی جدای از کمک و یاری نصیب مردم استان میشد؟؟؟
آیا انجام مصاحبه های پی در پی و عادی نشان دادن شرایط دردی را از مردم نگون بخت جنوب استان دوا کرده است؟؟؟
چرا علی رغم اطلاع قبلی از وقوع سیل اقدامات لازم در خصوص تخلیه مناطق پرخطر صورت نگرفت؟؟؟
چرا علی رغم اطلاع قبلی امکانات و اطلاعات مناسب در اختیار مردم قرار نگرفت؟؟؟
چرا علی رغم اطلاع قبلی مکان های مناسبی برای اسکان مردم در نظر گرفته نشد؟؟؟
اینها و بسیاری دیگر سوالاتی است که مسوولان استان باید جوابگوی آن باشند.
با این حال شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن هشدار در خصوص شیوع بیماریهای واگیردار به دلیل عدم وجود آب بهداشتی ،از تمامی سازمانها و نهادهای غیر دولتی سراسر ایران درخواست میکند جهت کمک به مردم سیل زده جنوب بلوچستان از هیچ کمکی دریغ نورزند.
همچنین ابراز امیدواری میشود مسوولین کشوری با حضور در منطقه آسیب دیده عمق فاجعه را از نزدیک رویت کرده ،ضعف مدیریت بحران در چند روز گذشته را جبران نمایند و در خصوص فراهم شدن شرایط حداقلی زندگی مردم در روزهای آینده اقدامات لازم را صورت دهند.
شاخه جوانان جبهه مشارکت –سیستان و بلوچستان
برخي از ويژگيهاي هموطنان سني ما به شرح زير است:
الف – گويش آنان فارسي نيست، هر چند اكثريت قاطعشان با فارسي آشنا هستند و ميتوانند به آن تكلم كنند.
ب – در آن سوي مرزها، در كشورهاي همسايه نيز مردمي زندگي ميكنند كه علاوه بر اشتراكات قومي، زباني و مذهبي، ارتباط و تعامل گسترده تاريخي، اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي با اقوام ايراني دارند.
ج – با اين كه بخش قابل توجهي از كردها، بلوچها و تركمنهاي ايراني، اهل سنت هستند، اما از فقه واحدي تبعيت نميكنند و داراي ساختهاي متفاوت فرهنگي، اجتماعي هستند.
د – ارتباطات آنان با يكديگر به دلايل گوناگون ضعيف است و تعلقات قومي خود را همسو با هويت ملي ميدانند نه مغاير آن.
2- «ملت» هنگامي كاملاً شكل ميگيرد كه انسانها، گذشته از سوابق مشترك تاريخي، داراي منافع و داد و ستد گسترده اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بوده، نگراني ها، اميدها و سرنوشت مشتركي آنان را به هم پيوند دهد. خوشبختانه انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، مانند بسياري از انقلابها و جنگ ها، نقش مهمي در گسترش همكاري، همدلي و هم سرنوشتي بين مردم ايران در جهت «ملت سازي» ايفا كرده است. به گونهاي كه هم اكنون هر پيروزي يا ناكامي ملي، بيش و كم همه شهروندان ايراني را خشنود يا غمگين ميسازد، به همين دليل با وجود كوشش فراوان مخالفان استقلال با تماميت ارضي ايران، خواستهاي تجزيه طلبانه، به هيچ وجه به «گفتمان غالب» هيچ منطقه يا بخشي از كشور تبديل نشده است. پيوندهاي مردم ايران با يكديگر گستردهتر و عميقتر از آن است كه بدخواهان تصور ميكنند.
3- براي تعامل با اقليتها در نهايت دو الگو بيشتر متصور نيست. يا حكومت با نشان دادن چنگ و دندان و اعمال قدرت خام و خشن، به ايجاد رعب دراقليتها و در حقيقت ميان همه مردم ميپردازد و آنان را به سكوت و انفعال وا ميدارد. (روشي كه پيش از انقلاب حاكم بود) تا وقتي كه رژيم از پا در آيد يا تضعيف شود كه در آن صورت فوران انفجاري مطالبات مردم را شاهد خواهيم بود.
راه دوم جلب مشاركت اقليتها در همه عرصههاي اجتماعي و سياسي از جمله حضور در عرصه مديريت سياسي كشور است. از اين طريق ميتوان حداكثر علاقه و توجه آنان را به كشور و نظام جلب كرد (شيوهاي كه قانون اساسي بر آن تأكيد دارد) روش دموكراتيك و متناسب با شأن بشر كه ضمناً رو به آينده دارد، همين شيوه است. چون هيچ موضوعي به اندازه مشاركت احساس همبستگي، هم سرنوشتي، همراهي و همصدايي در غم و شادي و در سختي و آسايش بين شركاء و اعضا ايجاد نميكند. احساس برخورداري از حقوق برابر مدني (حقوق و آزاديهاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي ، مذهبي و …) و حقوق برابر سياسي (نقد آزادانه قدرت و نيز رقابت و مشاركت سياسي براي حضور در عرصه مديريت كشور) در اغلب موارد نابود كننده احساس جدايي با بيگانگي اقليتها با اكثريت و در هر زمينهاي است. اقليت به ميزاني كه احساس «غير خودي بودن»، «عدم برخورداري از حقوق مدني و سياسي» و «شهروندي درجه دوم» كند، به همان اندازه از انجام داوطلبانه و كامل وظايف خودشانه خالي ميكند و از اكثريت فاصله ميگيرد. اين حكم درباره هراقليتي، اعم از اقليت سياسي، قومي، زباني، اقتصادي، فرهنگي و … صادق است بنابراين ايجاد و حفظ وحدت و وفاق ملي در ايران اسلامي كه خنثي كننده هر تهديد خارجي است،از اين طريق ممكن است.
4- ازمنظر شيعي، چون عدهاي از اين زاويه با هر مسالهاي مواجه شوند نيز بايد توجه كرد كه موقعيت اهل سنت در ايران، شبيه وضعيت شيعيان در جهان اسلام است، يعني حدود ۲۵ درصد مسلمانان را تشكيل ميدهند، بنابراين چگونگي تعامل دولت و مردم ايران با خواهران و برادران سني خود اين امكان را فراهم ميكند كه همين الگو در رابطه دولتهاي اسلامي و شهروندان اهل سنت با شيعيان كشورهاي گوناگون كه در اقليت هستند، اتخاذ شود. در حقيقت به ميزاني كه اهل سنت ايراني با جمهوري اسلامي احساس نزديكي بيشتر كند و در مديريت كشور حضور بيشتري پيدا و از حقوق مدني و سياسي كامل برخوردار شود، ميتوان توقع داشت كه دولتها و ملتهاي مسلمان نيز درباره شيعيان چنين روشي پيشه كنند. بنابراين به رسميت شناختن حقوق مدني وسياسي اهل سنت در ايران، علاوه بر آن كه طبق قانون اساسي حق آنان است، به يك معنا دفاع از حقوق مدني وسياسي شيعيان در سراسر جهان نيز محسوب ميشود و گامي در جهت استقرار دموكراسي در كشورهاي اسلامي به شمار ميرود.
5- از نظر بين المللي نيز يكي از دو ويژگي مردمسالاري، تضمين حقوق اقليت هاست دفاع همه اركان حكومت از حقوق مدني وسياسي تمام شهروندان، به جهانيان اثبات ميكند كه اسلامي بودن «جمهوري» و ديني بودن «مردمسالاري» موجب نشده است كه شهروندان از حقوق نامساوي برخوردار شوند. ملت ايران به نام خدا انقلاب كرده و «جمهوري اسلامي» تشكيل داده است، بنابراين پيروزي انقلاب اسلامي در گرو آن است كه «حقوق شهروندي» را بيش از هر نظام و دولتي رعايت كنيم به خصوص آن كه يكپارچگي و وحدت ملي ما بزرگترين اهرم و متكاي حكومت در قلمرو بين المللي براي دفاع از منافع ملي و دفع خطرات و تهديدات بيگانگان است. پس مشاركت اقليتها در عرصه مديريت كشور ضروري است.
6- از آغاز اوج گيري نهضت اسلامي در سال1356 اهل سنت در كنار شيعيان عليه رژيم ستم شاهي فعاليت ميكردند. نمونه بارز آن بر پايي اجتماعات عظيم ضد رژيم در شهرها و مناطق سني نشين است. پس از پيروزي انقلاب نيز نمايندگان اين عزيزان در سطوح بالاي مديريت كشور، از جمله در هر شش دوره مجلس شوراي اسلامي حضور داشته اند در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا نيز اهل سنت مشاركت گستردهاي داشتند و متناسب با وزن و پايگاه اجتماعي خود، نمايندگاني را، اعم از زن و مرد، براي شوراهاي اسلامي شهر و روستا انتخاب كردند. همچنان كه دولت پيش بيني ميكرد در سه سال گذشته كمترين رخداد منفي در اين شوراها به وقوع پيوسته است همين موضوع رشد فرهنگي و جهت گيري مردم ايران را اثبات ميكند، كه حضور منطقي و عادلانه اهل سنت را در مديريت كشور به نفع جمهوري اسلامي و ملت ايران ارزيابي ميكنند.
7- دو خواست اهل سنت هنوز به طور كامل بر آورده نشده است، يكي حضور مؤثرتر در اركان مديريت اجرايي، يعني در بخش هايي از قوه مجريه است. هر چند در دولت اصلاحات مديريت شهر و روستا در اين مناطق با انتخابات شوراها به خود آنان واگذار شد و فرمانداران سني منصوب شدند، علاوه بر مديراني كه از قبل مشغول خدمتگزاري بوده اند، اما به نظر ميرسد ميتوان، همچون مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري و نيز شوراهاي اسلامي شهر و روستا، نسبت «ثقل اجتماعي» اهل سنت را با «ميزان حضور آنان در مناصب اجرايي» معقولتر كرد.
دوم در زمينه استفاده از بخش هايي از حقوق مدني، اهل سنت در برخي مناطق خواستههاي به حقي دارند كه بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد.
8- انتظار به حقي كه دلسوزان ايران اسلامي از خواهران و برادران اهل سنت خود دارند، اين است كه به ميزان مشاركت در عرصه سياست و حضور در قواي سه گانه، نقش جدي تري در دفع تهديدات و خطرات و دفاع از منافع ملي ايران در عرصة جهاني به عهده گيرند. بر خورداري كامل از حقوق مدني وسياسي با انجام كامل وظايف مدني و شهروندي توأم است. اهل سنت ايران بايد عملاً به جهانيان نشان دهند كه به نظام جمهوري اسلامي بيشترين تعلق خاطر را دارند. دولت و ملت ايران نيز بايد اثبات كنند كه تفاوتهاي مذهبي، قومي، زباني، جغرافيايي و … شهروندان به هيچ وجه موجب آن نميشود كه نگاهي متفاوت به آنان دارند نه «شهروندي درجه دوم» و نه «حمايت درجه دوم» راه رسيدن به وفاق پايدار و مردم سالاري واقعي نيست.
مرز پرگهر

به گفته وزير امورخارجه ايران، دولت پاکستان تعهد داده که گروه جندالله را که در جنوب شرق ايران فعالند نابود کند و رهبر و اعضای آن را در صورت دستگيری به ايران تحويل دهد.
گروه جندالله عمدتاً از بلوچهای سنی مذهب ايرانی تشکيل شده و رهبری آن را فردی به نام عبدالمالک ريگی به عهده دارد.
اين گروه طی دو سه سال اخير بارها مسئوليت قتل يا ربودن مأموران انتظامی و نظامی و مسئولان محلی در جنوب شرق ايران را
رهبر جوان مبارزین بلوچستان
پذيرفته که بر اثر اين اقدامات، شماری از غيرنظاميان نيز جان باخته اند.
جندالله هدف خود را دفاع از حقوق قوم بلوچ اعلام کرده اما مقامات ايرانی اين گروه را "اشرار" می خوانند و می گويند که اين گروه از سويی با قاچاقچيان بين المللی موادمخدر در ارتباطند که سالهاست از عوامل نا امنی در جنوب شرق ايران به شمار می روند و از سوی ديگر، دستگاههای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا از آنان پشتيبانی می کنند.
دولت بريتانيا چنين اتهامی را رد کرده است.
اعضای گروه جندالله معمولاً پس از اجرای حملات خود، به خاک پاکستان می گريزند و در همين ارتباط، رضا طلائی نيک، نماينده بهار و کبودراهنگ در مجلس شورای اسلامی با طرح سؤال از منوچهر متکی، وزير امورخارجه ايران، از او درباره نحوه تعامل با پاکستان برای مقابله با نا امنی در جنوب شرق ايران توضيح خواسته بود.
آقای متکی که روز چهارشنبه 13 ژوئن برای پاسخگويی به اين سؤال در صحن مجلس حاضر شده بود، گفت که ايران و پاکستان توافقنامه ای بر سر استرداد مجرمان دارند و مقامات پاکستانی تعهد داده اند که دستگاه امنیتی و انتظامی کشورشان، عبدالمالک ریگی را به عنوان مجرم معدوم کنند.
آقای متکی گفته که برخورد ایران با پاکستان در زمینه مبارزه با گروه تحت رهبری عبدالمالک ریگی و همکاری برای تأمین امنیت مرز دو کشور صریح و طلبکارانه بوده اما دولت پاکستان اذعان کرده که هنوز موفق به کشف مخفیگاه عبدالمالک ریگی نشده اما چنانچه نیروهای امنیتی پاکستان به اطلاعات مفیدی درباره مخفیگاه او و اعضای گروهش دست یابند، قطعاً بر اساس توافقات و تعهدات وارد عمل می شوند و اين گروه را منهدم می کنند و اعضای آن را درصورت دستگیری به ایران تحویل خواهند داد.
وزير امورخارجه ايران در عين حال به انتقاد از بريتانيا پرداخته که به نمايندگی از سازمان ملل متحد و در چارچوب طرح مشترکی با ايران، امنيت مرزهای افغانستان را برای جلوگيری از قاچاق موادمخدر به عهده گرفته، اما آن گونه که آقای متکی می گويد، به وظایف خود عمل نمی کند و توليد موادمخدر در مناطقی از افغانستان که تحت نظارت ارتش بريتانيا قرار دارد، افزايش يافته است.
وی ورود غیرقانونی دوهزار پاکستانی به ايران را از ديگر عوامل نا امنی در جنوب شرق ايران برشمرده است
http://www.bbc.co.uk/persia
جنايات نيروهاي انتظامي رژيم در بلوچستان پاياني ندارد. متاسفانه از روستاي انده از مراسم خاكسپاري دوجوان كشاورز ريگي تيره جري زهي كه سه روز پيش توسط نيروهاي قرارگاه فتح رژيم بقتل رسيده بودند , برمي گشتيم ,خبر رسيد كه امروز پنج شنبه 17 خرداد 1386 مطابق با 7 ژانويه 2007 ساعت 11:30 ظهر در منطقه ميل 72 يك جوان ديگر توسط نيروهاي نظامي رژيم برگبار گلوله كشته شده و جنازه اش را به زاهدان انتقال داده اند.
اين جوان يک "گازوئيل فروش" بوده و از اين طريق خرج و آذوقه خانواده اش را تامين ميکرده است.
گزارش : راديو بلوچي اف ام
"س. س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان
20070607
با گسترده شدن مبارزات مردمی در بلوچستان و انعکاس جنایات ضد بشری رژیم آخوندی بر مردم بلوچستان در جهان و با وسعت فعالیتهای سیاسی جنبش مقاومت در افشا نمودن جنایات رژیم در بلوچستان نماینده آخوندها در سازمان ملل با ارسال یادداشتهائی به دبیرکل سازمان ملل مذبوحانه تلاش نموده است مبارزات مردمی بلوچستان را پدیده عوامل خارجی همچون امریکا معرفی کند.
رژیم جهل و ستم آخوندی که با رشد مبارزات مردمی وحشت کرده است و رشد بیداری مردمی برایش خطر آفرین شده است و جهانیان کم کم دارند پی میبرند که در بلوچستان جنگ برای آزادی و عدالت است و رژیم این بار نمی تواند برچسب مواد مخدر را بر مبارزات بزند می خواهد با وابسته معرفی نمودن جنبش به امریکا به زعم باطل خود از خطرات احتمالی آینده بکاهند.
اما این شیادان کوردل بدانند که نبرد بلوچستان با این ترفندهای بچه گانه متوقف نخواهد شد و امواج سهمگین طوفان آزادی و برابری و عدالت با تکه پاره نمودن ظلم و ستم و بی عدالتی و تجاوز آرام خواهند گرفت و تمام سدها و موانع در راه را خاکستر خواهند نمود.
این نبرد را نه به غرب نیازی هست و نه به شرق بلکه پایه و اساس این نبرد مردم هستند و با توکل بر الله و کمک مردمی تا رهائی از بند طاغوت و طاغوتیان به نبرد و مبارزه ادامه خواهند داد و تمام این توطئه های شوم و پلید شما شیادان تاریخ محتوم به شکست هستند.
این بار نه غرب است و نه شرق که شوکه بر شما وارد کردند بلکه غیور مردان مومن و متعهد بلوچستان هستند که با ایمانی راسخ و قلبی مطمئن به نبرد کفر و ظلم ، جهل و جور ، تجاوز و استعمار پرداختند و راهشان را پایانی جز نابودی ظالمان و ستمگران نیست.
دلاور بلوچ
با گسترده شدن مبارزات مردمی در بلوچستان و انعکاس جنایات ضد بشری رژیم آخوندی بر مردم بلوچستان در جهان و با وسعت فعالیتهای سیاسی جنبش مقاومت در افشا نمودن جنایات رژیم در بلوچستان نماینده آخوندها در سازمان ملل با ارسال یادداشتهائی به دبیرکل سازمان ملل مذبوحانه تلاش نموده است مبارزات مردمی بلوچستان را پدیده عوامل خارجی همچون امریکا معرفی کند.
رژیم جهل و ستم آخوندی که با رشد مبارزات مردمی وحشت کرده است و رشد بیداری مردمی برایش خطر آفرین شده است و جهانیان کم کم دارند پی میبرند که در بلوچستان جنگ برای آزادی و عدالت است و رژیم این بار نمی تواند برچسب مواد مخدر را بر مبارزات بزند می خواهد با وابسته معرفی نمودن جنبش به امریکا به زعم باطل خود از خطرات احتمالی آینده بکاهند.
اما این شیادان کوردل بدانند که نبرد بلوچستان با این ترفندهای بچه گانه متوقف نخواهد شد و امواج سهمگین طوفان آزادی و برابری و عدالت با تکه پاره نمودن ظلم و ستم و بی عدالتی و تجاوز آرام خواهند گرفت و تمام سدها و موانع در راه را خاکستر خواهند نمود.
این نبرد را نه به غرب نیازی هست و نه به شرق بلکه پایه و اساس این نبرد مردم هستند و با توکل بر الله و کمک مردمی تا رهائی از بند طاغوت و طاغوتیان به نبرد و مبارزه ادامه خواهند داد و تمام این توطئه های شوم و پلید شما شیادان تاریخ محتوم به شکست هستند.
این بار نه غرب است و نه شرق که شوکه بر شما وارد کردند بلکه غیور مردان مومن و متعهد بلوچستان هستند که با ایمانی راسخ و قلبی مطمئن به نبرد کفر و ظلم ، جهل و جور ، تجاوز و استعمار پرداختند و راهشان را پایانی جز نابودی ظالمان و ستمگران نیست.
دلاور بلوچ

ما آخوندها كه هميشه مثل گاز اشك آور عمل مي كنيم. فقط بلديم گريه مردم را درآوريم. از آن طرف در مملكتمان هم خيلي از حلال ها حرام هستند. آن وقت مي گوييد چرا جوان مي رود عياشي مي كند؟ براي اينكه در خانواده ما با او كنار نمي آييم. سعي نمي كنيم جذب و دركش كنيم و او مي رود به طرفي كه نبايد برود. ما، وزارت اطلاعات، قوه قهريه و قوه قضائيه به جاي اينكه بياييم جلوي منحرف شدن جوان ها را بگيريم كنگره كاهش زندان راه مي اندازيم. حكايت قوه قضائيه حكايت كسي است كه به مريضي كه اسهال گرفته قرص نمي دهد تا اسهالش بند بيايد بعد مي رود با نخ و سوزن پشت طرف را مي دوزد، اينكه رسمش نشد.


