گفت وگوي صريح هفته نامه صبح زاهدان با عادل مزاري ، مدير مسوول صبح زاهدان :
سیستان و بلوچستان 50 سال به عقب رانده شده است
اشاره:
خرداد ماه امسال، صبح زاهدان وارد ششمين سال فعاليت خويش شده و نيم دهه از عمر خود را سپري كرده است. هفته نامه پيش رو طي اين 5 سال با فراز و نشيب هاي گوناگوني روبرو بوده و به سبب مشي منتقدانه اش چندين بار در آستانه تعطيلي قرار گرفته است، ليكن به دعاي خير مردم از هر دادگاه سربلند برون آمده است.
عادل مزاري مدير مسوول پر مشغله صبح زاهدان است. مدير مسوولي كه خود كمتر مي نويسد و شايد بتوان گفت در شش ماهه اخير و چه بسا بيشتر، اثري از او به چاپ نرسيده و اين نقدي است كه به وي وارد است. مع الوصف جاي دوري نمي رود اگر پس از اين همه مدت تصويرش بر صفحه اول نشريه نقش ببندد هر چند خودش با تيتر يك شدن مخالف باشد!
در آستانه ششمين سال فعاليت هفته نامه انتقادي صبح زاهدان، گفت و گو با مدير مسوول از نظر مي گذرد:
***
* انديشه ي راه اندازي صبح زاهدان از كجا به ذهنتان رسيد؟
با توجه به سابقه قبلي در فعاليت هاي فرهنگي و علاقه شخصي من به كار فرهنگي و مطبوعاتي و با توجه به اين كه استان از اوايل پيروزي انقلاب نشريه نداشت به اين فكر افتادم. ضمن اينكه در سال 1370 نشريه هامون را در شهرداري زاهدان منتشر كردم كه قبل از آن تنها نشريه كودك بلوچ مسلمان منتشر شده بود و جزء اولين نشريات استان بود كه متاسفانه به دليل تغيير شهردار و مشكلاتي كه پس از آن به وجود آمد انتشارش متوقف شد. از همان زمان بود كه درخواست انتشار نشريه دادم كه به دليل مشكلات اداري در سال 80 مجوز انتشار اخذ شد و كار انتشار صبح زاهدان را هم از سال 81 آغاز كرديم. در واقع مي توان از علاقه شخصي و نياز استان به انتشار نشريه به عنوان مهمترين دلايل نام برد.
* آيا صبح زاهدان از سوي حزب، جريان و يا گروه خاصي حمايت مالي مي شود؟
خير. از روزي كه كارمان را آغاز كرديم كسي از ما حمايت نكرده و تنها اتكاي ما به آگهي هاي نشريه و يارانه كاغذ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده است.
* سردبير صبح زاهدان در يادداشت ها و مصاحبه هايش ديدگاه هاي صريحي را بيان مي كند. آيا ديدگاه وي بازتاب ديدگاه هاي شماست و يا با وي اختلاف نظر هم داريد؟
ما به شفاف بودن اعتقاد داريم و از روز اول گفته ايم كه صبح زاهدان زبان گوياي دردهاي مردم است و در اولين شماره هم اعلام كرديم كه زباني كه حق را نگويد تنها به درد ليسيدن بستني قيفي مي خورد. ما به گفتن حقيقت اعتقاد داريم و به واسطه همين حق گويي بارها به دادگاه رفته يا تهديد شده ايم، چوب لاي چرخمان گذاشته اند و...
اكثر ديدگاه هاي سردبير هم به نظر من نزديك است و به همين واسطه است كه به روش خود ادامه مي دهد. البته وجود اختلاف سليقه بين افراد طبيعي است و قرار نيست كه سردبير و مدير مسوول كاملاً مثل هم فكر كنند و با يكديگر هم عقيده باشند. به عنوان مثال: در جريان انتخابات رياست جمهوري ديدگاه بنده حول محور آقاي هاشمي بود و در ستاد ايشان فعاليت مي كردم در حالي كه راي اغلب بچه هاي نشريه و سردبير موافق آقاي احمدي نژاد بود و چون به احترام به راي اكثريت، آزادي بيان و توجه به سليقه جمعي معتقد هستيم به نظر جمع احترام گذاشتيم و تنها نشريه استان بوديم كه براي آقاي احمدي نژاد تبليغ كرديم. هرچند پس از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد تغييري در مشيء منتقدانه نشريه به وجود نيامد و چه بسا انتقادات بيشتر نيز شد.
* ميگويند نشريه شما مخالف استاندار است آيا اينگونه است؟
اين حرف به هيچ وجه درست نيست. ما مخالف هيچ كس نيستيم بلكه ما به دنبال طرح واقعيت هاي جامعه هستيم. اگر هم مخالفتي بوده شخصي نيست. ما منتقد عملكرد مجموعه استاندار و مجموعه مديريتي استان بوده و اعتقاد داريم كه در مجموع مديريت استان موفق نبوده است.
* خاطرمان هست كه در سرمقاله هايتان مديران غير بومي را نقد مي كرديد. مثلاً در يكي از مقالهها نوشته بوديد اين استان مكاني شده براي تبعيد يا سكوي پرش مديران، اما اكنون مديريت بومي را نقد مي كنيد. اين پارادوكس ناشي از چيست؟
درست است. ما در طول سالهاي گذشته يكي از منتقدان حضور مدير غير بومي در استان بوده ايم كه اغلب به صورت گذرا و پروازي در استان مديريت مي كردند و بسياري از آنها تا مي خواستند با شرايط استان آشنا شوند عوض مي شدند. انتقاد ما به همين تغيير مديريت ها بود تا آنجا كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در بعضي از ادارات استان بيش از 20 مدير عوض شد و مردم اين استان با حضور آقاي دهمرده شاهد حضور 12 استاندار بوده اند. وقتي برخي از اين آقايان حتي حاضر نبوده اند زن و بچه شان در استان ساكن باشد چطور مي توان انتقاد نكرد و نگفت مديري كه حتي حاضر به سكونت خانواده اش در استان نيست، درد آشناي مردم استان نيست و چطور مي تواند گره مشكلات مردم استان را بگشايد؟ ما به صرف بومي نبودن منتقد نبوديم، مخالفت ما و همفكرانمان با فرد بود و انتخاب گزينه نامناسب. شايد در اوايل خيلي ها با ما موافق نبودند اما گذر زمان به بسياري از آنها ثابت كرد كه حرف ما نادرست نبوده است.
* تعريف شما از بومي چيست. چه كسي را بومي مي دانيد؟
از ديدگاه عرف كسي كه 5 سال در يك جا زندگي كرده بومي به شمار مي رود، اما معتقديم كسي كه آب اين شهر را خورده و در آن ماندگار شده، به اين منطقه عشق و علاقه دارد و در راه عمران و آباداني ديار خودش مي كوشد و اگر روزي هم بميرد مدفنش همين جا خواهد بود بومي است. ما در استان خود سه گروه بومي داريم: 1- بلوچ ها 2- سيستاني ها 3- بومي هاي مهاجر.
* مي گويند به خاطر پست و و سهم خواهي منتقد شده ايد. مثلاً مي گويند چون قرار بوده شما استاندار شويد و يا مدير كل ارشاد شويد و بعد اين اتفاقات نيفتاده، نشريه شما مشي تند انتقادي دارد. از طرفي هم مي گويند استاندار طي جلسه اي كه با شما داشته از شما دعوت به همكاري كرده است. ضمن پاسخ به سوال راجع به آن جلسه نيز صحبت كنيد.
بسياري از مردم استان مرا مي شناسند و ميدانند كه هيچ گاه دنبال پست نبوده ام. از سال 69 كه توانستم وارد كارهاي اداري شوم مي توانستم از جايگاه خانوادگي، حضور پدرم و مرحوم عبادي به عنوان افرادي تعيين كننده در بسياري از مسائل مديريتي استان بهره برم، اما هيچ گاه وارد كارهاي مديريتي نشدم و در طول اين سالها در كسوت دبير دبيرستان، مدرس دانشگاه، مدير انتشارات، كارهاي مربوط به روزنامه، مدرسه سازي، موسسه فرهنگي، انجمن خيريه، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، مشاور فرهنگي شهردار و كارهايي از اين قبيل ظاهر شدم و روحيه ام بيشتر با چنين كارهايي سنخيت داشته است. من نه هيچ وقت براي استانداري مطرح بودهام و نه چنين جايگاهي را براي خودم متصور مي دانم
.
بحث مديريت ارشاد نيز از سوي جمعي از هنرمندان و اصحاب فرهنگ مطرح شده بود كه خود من هيچ تلاشي براي به دست آوردن آن نكردم. در مجموع اگر مي خواستم در دولت جديد سمتي داشته باشم با توجه به حضور پررنگ برادرم در ستاد انتخاباتي آقاي احمدي نژاد و ارتباطات خوب خودم با مسئولين در تهران حتي اگر مديريت استان طالب دادن پست به من نبود مي توانستم خودم را مانند تعدادي از مديران به مجموعه تحميل كنم كه نخواسته و نمي خواهم.
در خصوص جلسه با استاندار هم خوب است بدانيد كه ايشان پيشنهاد مسئوليتي را به من دادند كه البته اين اتفاق زماني افتاد كه من از استان رفته و در تهران مشغول به كار شده بودم. ضمن اين كه وي از روي خواست و اعتقاد قلبي خود اين پيشنهاد را مطرح نكرده بود. طرح مابقي جزئيات جلسه را هم در حال حاضر به صلاح نمي دانم. انشاء ا... پس از عوض شدن استاندار به آن خواهم پرداخت.
* در مجموع ارزيابي شما از عملكرد دكتر دهمرده و انتصاب مديران چيست؟
اصل انتخاب استاندار بومي در استان مورد سوال است. در تحقيقاتي كه در سال هاي دور توسط كارشناسان داخلي سياسي كشور و همچنين تعدادي از مشاورين خارجي حكومت شاه انجام شده بود انتصاب استاندار بومي براي استان به صلاح ديده نشد و با توجه به اين كه تركيب جمعيتي استان ناهمگون و ساختار جمعيتي آن به صورت قومي و قبيلهاي است انتصاب استاندار از هر گروه موجب سهم خواهي گروه هاي ديگر مي شود. و لذا چه قبل و چه پس از انقلاب جز در يك دوره چند ماهه در اوايل پيروزي انقلاب كه آقاي دانش نارويي به عنوان استاندار معرفي شده بود ما استاندار بومي نداشتيم. حال كه دولت نهم بنا به هر سليقه و ديدگاهي تصميم به اين كار گرفت اگر قرار به انتخاب شخصي بومي بود مي بايست شخصي صاحب صلاحيت براي اين كار بر گزيده مي شد. به نظر من انتخاب آقاي دهمرده از ابتدا اشتباه بود. ولي به هر تقدير اي كاش ايشان پس از انتخاب، مشاوره بزرگان، علما، نخبگان و دلسوزان در ميان همه گروه هاي استان را سرلوحه كار خود قرار مي داد نه اين كه خود را در حلقه تنگ مشاوران خاص تنگ نظر و از لحاظ قومي يك دست خود محدود كند. در مجموع نقد عملكرد دو ساله ايشان در اين مصاحبه نمي گنجد برآورد كارشناسان مختلف حوزه هاي متنوع سياسي، اجتماعي، اقتصادي، امنيتي و... را مي طلبد اما به نظر من عملكرد ايشان خصوصاً در حوزه اجتماعي و سياسي استان را حداقل50 سال به عقب رانده است. در خصوص انتصاب مديران هم بايد گفت بسياري از آنها از سوي گروه هاي مختلف، نمايندگان مجلس و جناح هاي سياسي، سفارش شدند، لذا بسياري از مديران بدون سابقه مديريتي لازم و غير مناسب به واسطه رشته تحصيلي و سوابق كاري بوده اند. در مجموع عملكرد مديران را نيز در راستاي مديريت كلان استان ضعيف مي بينم.
* در يك بازه زماني كه انتقادات زيادي مطرح كرديد چندين شب نامه عليه شما و سردبير صبح زاهدان توزيع شد. چه توضيحي در خصوص محتواي آن شب نامه ها و اين كه با امضاي حزب ا... توزيع شده بود داريد؟
زماني كه با نام حزب ا... در زاهدان فعاليت داشتيم زمان درگيري با گروهك ها بود. از آن افراد حزب اللهي تعدادي شهيد شده اند و آنهايي هم كه باقي ماندهاند بعضاً از منطقه مهاجرت كرده اند و آنهايي كه ماندهاند نيز اهل نوشتن شب نامه نيستند. شب نامه ها توسط صاحبان قدرت و همپالگي هايشان نوشته مي شد و نويسندگان آنها را نيز خوب مي شناسيم. جاي بسي تاسف است كه مراكزي كه منتسب به جايگاه هاي معتبر نظام است محل وجود اين گونه افراد و انديشه هاي مريض و منحرف باشد. در مورد مطالب شب نامهها هم چون ديديم ارزش جواب گفتن ندارد پاسخي نداديم. با اين حال حاضريم با آن چند نفر معدود شب نامه نويس در حضور تعدادي از افراد مطلع و خوش نام استان به مناظره بنشينيم.
* در برخي از مواقع خيلي از حقوق اهل سنت و يا بلوچ ها دفاع مي كنيد آيا چون فرزند يك روحاني شيعه هستيد به شما خرده نمي گيرند؟ با چه رويكرد و هدفي دفاع مي كنيد؟
ملاك براي ما دفاع از حق است. اهل سنت هم مانند ساير اقوام در استان صاحب حق هستند و نشريه ما هم اگر مي خواهد در ميان همه اقوام مخاطب و طالب داشته باشد بايد به طرح ديدگاه ها و مطالبات ايشان هم بپردازد. ما از حقوق همه مردم و گروه هاي متنوع مذهبي و قومي جامعه حمايت مي كنيم و ديدگاه خاصي نسبت به هيچ گروهي نداريم و اگر از حقوق و حق اهل سنت دفاع مي كنيم اين امر منافاتي با شيعه بودن ما ندارد، چون ديدگاه ما در قبال اهل سنت همان ديدگاه مرحوم آيت ا... كفعمي است يعني مبتني بر صداقت و يكرنگي است
.
* در مقام مدير مسئول چند بار به دادگاه رفته ايد؟ اگر خاطره اي داريد بيان كنيد.
در اين مدت شكايتهاي بسياري عليه ما شده كه اغلب با برگزاري جلسات و رايزني رفع شده است، اما حدود 10 مورد هم به دادگاه كشيده شده و گاه براي يك پرونده چندين جلسه تشكيل شده. در اغلب موارد هم چون اعتقاد راسخ به دفاع از حق مردم داشتيم و تا آخر ايستاده ايم براي نشريه مشكلي ايجاد نشده است فقط در يك مورد كه موضوع طرح رشوه خواري برخي از ماموران نيروي انتظامي بود جلسات دادگاه بسيار مفصل شد و تلاش زيادي براي تعطيلي نشريه صورت گرفت كه خدا را شكر به ثمر نرسيد. در جريان همين دادگاه وقتي خدمت بازپرس رفتيم مرا نشناخت و با عتاب و تحكم گفت كه خيلي پايت را از گليمت درازتر كردهاي و تهديدم كرد كه به خاطر اين به قول او افترا به نيروي انتظامي، محكوم به شلاق و حبس خواهم شد. گفتم شلاق را جلوي نمازگزاران نماز جمعه بزنيد تا عبرت همه شود. از زندان رفتن هم به خاطر بدهي هايي كه به دليل انتشار روزنامه و كتاب گريبانم را گرفته استقبال مي كنم. با ناراحتي گفت: خيلي پوست كلفتيد و... هر چه گفت حريف نشد بعد گفت سند بگذار تا بتواني بروي. گفتم سندي به نامم نيست كه گرو بگذارم. گفت سند آشنايي را گرو بگذار. گفتم آشنايي ندارم. گفت مگر مي شود كه كسي در اين شهر كار مطبوعاتي كند و آشنايي نداشته باشد. گفتم خانواده ي ما اصالتاً اهل مزار شريف است و از جرگه ي افاغنه عزيزيم كه در گذر زمان موفق به اخذ شناسنامه شده ايم. خلاصه در نهايت گفت اصلي در قانون داريم با عنوان قول شرف كه خاص استاندار، فرماندار و مديران است اما چون شما كار مطبوعاتي مي كنيد و ما بين اصحاب جرايد و سارقين فرق قائليم لذا شما را به ضمانت قول شرف آزاد مي كنم، چند روز بعد كه تيتر زديم قاضي شعبه فلان فرمودند: ميان اصحاب مطبوعات و سارقين فرق قائليم تازه آقاي قاضي فهميده بود كه چه آشي برايش پختيم
.
* مشيء حزبي شما چيست؟ اصولگراييد يا اصلاح طلب؟ البته در انتخابات رياست جمهوري از آقاي هاشمي حمايت مي كرديد و قاعدتاً بايد كارگزاراني باشيد؟
در گذر زمان ثابت كرده ام كه نه راستي هستم و نه چپي. از آقاي هاشمي هم به واسطه اعتقاد به مديريت، تجربه و وجهه خارجي و داخلي حمايت كرديم وطرفدار حزب خاصي نبوديم. به جز اوايل انقلاب كه با حزب جمهوري همكاري داشتم. پس از آن در هيچ كدام از احزاب راست و چپ عضويت نداشتم و خودم را اصولگراي اصلاح طلب مي دانم، هرچند با انتقادات شديدي كه عليه مسوولان مطرح مي كنيم خيليها ما را در زمره اصلاح طلبان دسته بندي مي كنند...
* عملكرد دولت نهم را چطور ارزيابي ميكنيد؟ در مجموع اعتقاد من اين است كه عليرغم شعارهاي زيبا، عوام پسند و جذاب دولت نهم و انجام كارهاي مورد اقبال مردم همچون سفرهاي استاني و با توجه به حمايت قاطع رهبري و ايجاد شرايط خوب اقتصادي همچون بالا رفتن قيمت نفت و همگوني ساير قوا دولت مي توانست توفيق بسياري داشته باشد ولي به زعم بنده دولت نهم به ويژه در مسائل اقتصادي، استفاده از مديران شايسته و بهره گيري از نظرات كارشناسي موفق نبوده است
.
* چگونه شد كه سر از تهران و شهرداري منطقه 9 درآورديد؟
از سال 65 كه در دانشگاه تهران پذيرفته شدم مدام به تهران رفت و آمد داشتم. از سال 72 هم كه دفتري در تهران از سوي رهبري به منظور پشتيباني فرهنگي استان در اختيارمان قرار گرفت به نوعي به تهران رفت و آمد داشتم تا اين كه طي دو سال اخير به واسطه پرداختن به بحث ادامه تحصيل تصميم گرفتم بيشتر در تهران ساكن باشم و بعد هم كه يكي از دوستان همشهري در منطقه 9 شهردار شد دعوت به همكاري شدم.
* ظاهراً در تهران باشگاه دوستداران زاهدان را راه انداخته ايد و به قول معروف زاهداني ها را دور هم جمع كردهايد. آنجا هم دست از اين كارها بر نمي داريد؟
يكي از شعارهايي كه در انتخابات مجلس دنبال مي كردم و با طرح آن به واقع دنبال راي آوردن هم نبودم اين بود كه فكر مي كردم با توجه به مشكلات متعدد منطقه اين مشكلات زماني حل مي شود كه هر كس در زاهدان زندگي ميكند، آن را دوست دارد و آب شورش را ميخورد زاهداني است، حال مي خواهد يك سيك هندي باشد يا بلوچ و زابلي و يا بيرجندي و كرماني و لذا به دنبال ايجاد هويت زاهداني براي رفع مشكلات زاهدان بودم. در تهران هم با همين ديدگاه جوانان زاهداني را دور هم جمع كردم و ماهي يكبار جلسه داريم كه تاكنون 12 جلسه اش برپا شده. ديدگاه من اين است كه هركس زاهدان را دوست داشته باشد جداي از تعلقات قومي، مذهبي و سياسي مي تواندعضو باشگاه شود
.
* در شهرداري تهران چقدر هواي زاهداني ها را داشته ايد؟
اين قضيه به شهرداري مربوط نمي شود. از قديم در تهران دفتر داشتم و حتي وقتي در كوي دانشگاه دانشجو بودم و از خوابگاه استفاده ميكردم بيشترين مهمان را داشتم، تاجايي كه مشكلاتي هم برايم پيش آمد. چون همه دوستان كه به تهران مي آمدند و مكاني براي سكني نداشتند سراغ من مي آمدند. يادم مي آيد وقتي امام (ره)رحلت كردند من يك اتوبوس ميهمان داشتم. من در هر كجا كه سمتي داشته باشم محل رجوع همشهريان هستم چه آنها كه ساكن تهرانند و مشكلي دارند چه آنها كه ساكن نيستند. نه اين كه بخواهيم تيم تشكيل دهيم.
* توفيقات شما در شهرداري تهران چقدر بوده است با توجه به اين كه شنيديم معاونت فرهنگي منطقه 9 در تهران اول شده؟
بايد از بقيه پرسيد. در مجموع به نظرم خوب وقت گذاشتيم، حداقل براي شهروندان و به نظرم در بعضي حوزه هاي معاونت با توجه به تجربه فعاليت در سالهاي قبل نسبتاً موفق بوديم. سال گذشته در بحث راه اندازي خانه هاي محله و پروژه هاي عمراني در مقطعي نمونه بوديم نه در همه حوزه ها. البته در مجموع به مدد تلاش دوستان حوزه اجتماعي و كارشناسان شهرداري موفق بوده ايم.
* آيا امسال كانديداي نمايندگي مجلس ميشويد؟
نماينده اگر به صورت جدي در پي مطالبات مردم و رفع مشكلات منطقه باشد مي تواند موثر و كارساز باشد. در مجموع علاقمند به پيگيري مشكلات مردم منطقه هستم و با توجه به فعاليت در حوزه هاي مختلف اجتماعي از نزديك با دردهايشان آشنا هستم و دوست دارم در اين زمينه فعال باشم. اما شرايط استان و به ويژه زاهدان بسيار خاص است و تا نزديك شدن به انتخابات نمي توان تصميم گرفت.
* عملكرد نمايندگان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
يكي از ايراداتي كه به نمايندگان استان وارد است اين است كه مجتمع نبوده اند و شنيده ايم كه مجمع استاني تاكنون تشكيل نشده است. اگر نمايندگان ما بصورت متحد پي گير مطالبات مردم منطقه و طرح مشكلاتشان از تريبون مجلس و تلاش جدي براي رفع آن بودند شايد بسياري از مشكلات استان رفع مي شد و اگر اقدام موثري صورت پذيرفته و يا كاري پيگيري شده در راستاي تلاشهاي فردي يك نماينده بوده است.
* ديدگاه شخصي تان در خصوص اهل سنت و قوم بلوچ چيست؟
قوم بلوچ و اهل سنت واقعيت هاي موجود كشورند و با واقعيت بايد مطابق آنچه كه هست برخورد شود و اگر ما مي خواهيم درست عمل كنيم به نظر من نبايد بين مردم تفكيك قائل شويم وگرنه همين اختلافات و مسائل موجود كه موجب شكاف ميان مردم شده استان را دچار مشكل خواهد كرد.
* شرايط وحدت را چگونه مي بينيد؟
وحدت اگر مبتني بر صداقت باشد پايدار و ريشه دار خواهد بود چرا كه وقتي به مردم مراجعه مي كنيم و صحبت از وحدت مي شود همه خاطرات زيبا و صادقانه زمان مرحوم آيت ا... كفعمي و مرحوم مولوي عبدالعزيز را نقل ميكنند و با توجه به عملكرد سليقه اي بعضي مديران و سياست ورزان در استان و بخصوص پس از انتصاب استاندار جديد و ايجاد درگيريهاي قومي و مذهبي متاسفانه وحدت خدشه دار شده است.
* به عنوان مدير مسوول، صبح زاهدان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
صبح زاهدان با توجه به كمبود اهل قلم و داشتن نويسندگاني واحد خصوصاً در حوزه سياسي از تنوع لازم برخوردار نيست. با توجه به گذشت 5 سال از عمر اين نشريه مي طلبد كه برخي از ايرادات محتوايي و حرفه اي روزنامه نگاري از نشريه برطرف شود كه متاسفانه هنوز برخي از ايرادات به جاست. اما در مجموع صبح زاهدان با عنايت به مشكلات استان و عدم حمايت از مسائل فرهنگي و به نسبت ساير مطبوعات موجود، جريدهاي پيشتاز و صاحب توفيق است.