تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
درد افزايش قيمت بنزين 

درد افزايش قيمت بنزين

روزنامه هم ميهن :عمر دولت احمدي‌نژاد به نيمه رسيد و سرانجام بنزين جيره‌بندي شد. در كشاكش تصميم دولت و مجلس بر سر يافتن چاره‌اي براي درمان بيماري بدخيم بحران كسري بودجه تامين بنزين مصرفي كشور كه ميراث بي‌تدبيري دولت‌هاي گذشته بود و البته با شعارهاي مردم‌پسند دولت نهم و افزايش فشارهاي بين‌المللي شدت يافت، كم نبودند آناني كه گمان مي‌كردند نه مجلس و نه دولت گردن به جيره‌بندي نخواهد سپرد.

تجربه شكست تثبيت قيمت‌ها اما در مجلس هفتم نشان داده بود كه جبر حاكم بر مسائل اقتصادي كشور پرزورتر از آوازه شعار است. پس پيش‌نويس سومين قطعنامه سازمان ملل‌متحد عليه ايران نوشته شد و نمايندگان كنگره آمريكا در واشنگتن تحريم صادرات بنزين به ايران را در حال تدوين بودند كه ناگاه جيره‌بندي بنزين در ايران اجرا شد.

ناگفته هويداست كه جيره‌بندي يك كالاي ضروري كه اتفاقا سياسي‌ترين كالاي ايران نيز هست، بدترين راهكار از سر ناچاري و البته موقتي در زمانه بحران است. برخي از كارشناسان مسائل اقتصادي و جماعتي از هواداران اقتصاد آزاد اما نگاهي فراتر از گذار از يك مقطع دارند. نسخه تجويزي آنان اصلاح قيمت و آن هم افزايش تا رسيدن به نرخ تمام شده است.

گويي همه مشكل در قيمت عرضه خلاصه شده است و بايد با يك اقدام جسورانه در نحوه فروش بنزين همگام با كشورهاي توسعه‌يافته، عرض اندام كنيم. در آن صورت دولت از تخصيص يارانه‌هاي چندين ميليارد دلاري آسوده مي‌شود و مردم هم از بند جيره‌بندي رسته‌اند.

 آنان هر از گاهي هم يادي از نهضت ملي زنده ياد محمد مصدق مي‌كنند و سررشته همه مصيبت‌هاي اقتصاد نفتي ما را پيراحمد آباد مي‌خوانند. بيچاره رهبر نهضت ملي ايران كه همه عمر در جنگ با استعمار انگليس و خيانت توده‌‌اي جماعت سر كرد، نفت ايران را به ايراني باز پس گرداند و حالا هم هر از گاهي پايش را از پس نيم قرن به ميان معركه مي‌كشند.

در اين مجال فرصت پاسخگويي به مخالفان نهضت مصدق نيست و اين تنها اشاره‌اي بود به اينكه به هنگامه ناتواني در يافتن راهكارها چگونه برخي صفحات تاريخ را با شتاب ورق مي‌زنند. اكنون به حكم هواداران آنچه كه اقتصاد آزاد ناميده مي‌شود افزايش حدود 25 درصدي نرخ بنزين كفايت نمي‌كند و تا رسيدن اين نرخ به قيمت آزاد هر اقدامي ديگر عبث است.

 در تحليل‌ها و دفاعيات آنان همواره گذاره ارزان بودن قيمت بنزين تكرار مي‌شود، عرضه بنزين و نرخ آن با كشورهاي توسعه‌يافته قياس مي‌شود بي‌آنكه ديگر ويژگي‌هاي اقتصادي و اجتماعي الگوي درنظر گرفته شد، به محك قياس وارد شود.

آيا در قياس ناقص طرفداران عرضه بنزين550 توماني به پايين بودن دستمزد كارگران پالايشگاه در ايران نسبت به كشورهاي توسعه‌يافته توجهي شده است؟ اگرچه 40 درصد بنزين مصرفي كشور وارداتي است اما 60 درصد مابقي توسط همين نيروي كار ارزان پالايش مي‌شود. آيا درآمد سرانه كشورهاي توسعه‌يافته در قياس با درآمد سرانه ايران داراي اختلافي فاحش نيست؟

 طرفداران خصوصي‌سازي‌هاي لجام گسيخته، ظاهرا كمترين توجهي به عواقب سياسي و امنيتي افزايش ناگهاني قيمت ندارند. آيا در كشورهاي توسعه‌يافته، كه امروز در بخش عرضه بنزين الگوي جماعت مذكور است تغيير نرخ بنزين همچون ايران بر نرخ مسكن، خودرو، مواد غذايي و ساير خدمات رفاهي و اجتماعي مردم تاثيرگذار است؟

چگونه است كه بي‌توجه به ملزومات تغيير نرخ بنزين، نسخه‌نويسان با شعار منفعت بخش خصوصي، كمترين توجهي به رفاه اجتماعي ندارند. پرسش اينجاست كه چرا به محض سخن گفتن از كلاف كهنه سردرگم بنزين عده‌اي درد دلشان از قيمت آغاز مي‌شود. آيا آنان طرحي هم براي واقعي شدن قيمت خودرو در كشور دارند؟

 مردم اينك بنزين جيره‌بندي با نرخ يكصدتومان را در خودروهايي مي‌سوزانند كه در آن سوي خليج‌فارس همان خودرو با نصف بهاي پرداختي ايران و البته كيفتي بهتر قابل خريداري است با اين حساب آيا به راستي مردم براي هر ليتر بنزين به دولت 100 تومان پرداخت مي‌كنند؟

 مشكل كجاي كار است كه اين دلسوزان اقتصاد، هرگز از قاچاق بنزين به مرزهاي شرق و غرب سخن نمي‌گويند. آنچه گفته شد بي‌شك در دفاع از جيره‌بندي نيست كه اين خبر به تشكيل بازار سياه نمي‌انجامد اما آنچه كه برخي از علماي اقتصاد بازاري هم از آن دم مي‌زنند به نظر نمي‌آيد راهكاري به نفع اكثريت باشد.

بعيد است كه مساله بنزين برفرض با افزايش ناگهاني قيمت، به تغيير الگوي مصرف بينجامد اتفاقا در آن زمان ديگر نه دولت و نه شبه‌دولت در اين مملكت نگران از تعادل مصرف بنزين 5/8 ميليون خودرو در قياس با35 ميليون خودرو بريتانيا نخواهد بود.

هم ميهن

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 23:56
در جريان كمك به مردم سيل زده كنارك--300 كارتن كنسرو ماهي گم شد! | بلوچستان 

گروه ايران زمين: مردم ايران در همه حال و در همه جا ثابت كردند زماني كه حادثه اي رخ مي دهديارو ياور هموطنان خود در هر نقطه اي از كشور هستند . در زلزله بم ، منجيل و رودبار ، جاري شدن سيل در استان هاي شمالي و در اين اواخر هم توفان گونو دليل اين سخن است كه بني آدم اعضاي يك ديگرند. نكته ‌‌‌ قابل تامل اين است كه آيا كمك ها ي مردمي به دست حادثه ديدگان مي رسد؟به ياد دارم،يك مقام آگاه در زلزله بم مي گفت كه بسياري ازكمك ها ي مردمي قبل از رسيدن به دست حادثه ديدگان توسط عده اي كه هيچ كس نمي داند آن ها چه افرادي هستند باز مي شود و تنها قسمت ناچيزي از اين كمك ها آن هم نه اجناس نو بلكه اجناس دست مردم به حادثه ديدگان مي رسد. چه بسيار كمك هاي مردمي كه كه در زلزله بم مفقود شدند. وي هيچ مسوولي سخن از آن نگفت! مسوولا‌ن سازمان هلا‌ل احمر نيز كه متولي توزيع اين كمك ها هستند هنوز پاسخي براي اين مساله نداشته و ندارند. امروز نيز در جريان كمك به مردم توفان زده گونو 300 كارتن كنسرو ماهي د رمنطقه كنارك مفقود شد، كه متاسفانه بازهم مسوولا‌ن وضع موجود را كمتر جلو دادند . آيا هنوز هم مسئولا‌ن نمي خواهند پاسخي براي اين موضوع داشته باشند؟ طرفي يك مقام آگاه گفت: از يك محموله امدادرساني به بخش زرآباد شهرستان كنارك تعداد 300كارتن كنسرو تن ماهي مفقود شد. اين مقام در گفت و گو با خبرنگار ايرنا بيان كرد: اين محموله توسط يك شناور لنج چندروز گذشته از فرمانداري كنارك به‌سواحل بخش زرآباد ارسال شد. وي خاطر نشان كرد: در فاصله 10كيلومتر از كنار ساحل‌تا نخستين محل توزيع روستا درك در اين بخش، اين محموله مفقود شده است. وي‌اظهار داشت: البته‌اين واژه را مسوولاني كه‌وظيفه نظارت بر توزيع كالاهاي كمك‌رساني دارند، به كار بردند. در حالي كه كم شدن 300كارتن‌از ميان لوازم مورد نياز سيلزدگان در اين مسير كوتاه، مفقود شدن نيست. وي همچنين از فاسد شدن چند هزار قرص نان كه براي كمك به‌سيلزدگان به اين منطقه‌ارسال شده بود، خبر داد.وي با اشاره به اينكه مواد غذايي يكي از نيازهاي بسيار ضروري سيلزدگان مناطق روستايي آسيب ديده است، گفت: تاخير بيش از حد در توزيع اين كمك‌ها و نيز ضعف در برنامه‌ريزي برخي مسوولان محلي از جمله دلايل فاسد شدن نان است. وي افزود: متاسفانه همه نان‌ها را به خاطر اينكه غير قابل مصرف بود زير خاك دفن كردند. رييس مركز مديريت حوادث و فوريتهاي پزشكي گفت: تامين آب آشاميدني سالم و بهداشتي، اولويت نخست مناطق توفان‌زده جنوب كشور است. ‌ فرزاد پناهي درگفت وگو با ايرنا بيان كرد: سامانه بهداشت و درمان نياز واقعي و الگوي مناسب توزيع آب در هر يك از روستاهاي منطقه توفان‌زده را تدوين و براي اجرا به دستگاه‌هاي مسوول تامين آب آشاميدني ابلاغ كرده است. ‌وي بيان كرد: پيشگيري از بروز و گسترش بيماريهاي عفوني موثر در مناطق توفان‌زده هدف اصلي تدوين سامانه بهداشتي است. ‌‌او گفت: وضعيت مناطق آسيب ديده به گونه‌اي است كه تا چندين ماه ديگر در شرايط ويژه قرار دارند. ‌‌ او گفت: مناطق آسيب ديده به سه گروه قرمز(بحراني)، زرد(پرخطر) و سبز(عادي) تقسيم شده است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 23:48
دولت نمي تواند برنامه توسعه کشور را زير سؤال ببرد  

پيمان فروزش: دولت بر اساس قانون نمي تواند برنامه چهارم توسعه کشور را زير سؤال ببرد و آن را قبول نداشته باشد.
نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با آنا اظهار داشت: اگر دولت معتقد است  قانون برنامه چهارم  توسعه اشکال دارد، مي تواند به مجلس اصلاحيه بياورد، ولي حق ندارد که اين برنامه را غير اجرايي بداند .
فروزش افزود :زيرا مقام معظم رهبري، مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي برنامه چهارم توسعه کشور را تصويب کرده اند و اين برنامه قانون شده است.

نماينده مردم زاهدان در مجلس در گفت و گو با آنا
دولت نمي تواند برنامه توسعه کشور را زير سؤال ببرد  

 
پيمان فروزش گفت: دولت بر اساس قانون نمي تواند برنامه چهارم توسعه کشور را زير سؤال ببرد و آن را قبول نداشته باشد.
نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با آنا اظهار داشت: اگر دولت معتقد است  قانون برنامه چهارم  توسعه اشکال دارد، مي تواند به مجلس اصلاحيه بياورد، ولي حق ندارد که اين برنامه را غير اجرايي بداند .
فروزش افزود :زيرا مقام معظم رهبري، مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي برنامه چهارم توسعه کشور را تصويب کرده اند و اين برنامه قانون شده است.
وي تصريح کرد : دولت بايد به قانون احترام بگذارد.
فروزش گفت: طبق جدول برنامه چهارم توسعه، رشد توليد ناخالص داخلي 8 درصد، رشد توليد ناخالص داخلي سرانه 6/6 درصد، رشد سرمايه گذاري 2/ 12 درصد، رشد بهره وري نيروي کار 5/3 درصد، رشد جمعيت بيکاري4- درصد، رشد صادرات غيرنفتي 7/ 10 درصد، رشد نقدينگي 20 درصد و نرخ تورم 9/9 درصد بايد باشد.
عضو کميسيون اقتصادي  مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت:اما از تمام اين آمارها عقب هستيم و با توجه به سياست هاي اقتصادي کشورمان نتوانسته ايم به اهداف کمي برنامه برسيم.
وي خاطرنشان کرد:امروزه در دنيا دولت ها مي کوشند منابع جديد در آمدي ايجاد کنند که در اين زمينه در کشورمان ضعف وجود دارد.
فروزش گفت :دولت براي توليد منابع جديد درآمدي بايد اتاق فکر تشکيل دهد.
 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 23:44
اظهارنظر آيت‌الله مکارم شيرازی پیرامون مطلب نشريه مرزپرگهر درباره رشاد خليفه 

دفتر آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه درباره مطلب نشریه مرزپرگهر با عنوان : رابطه نهضت علمی رشاد خلیفه و انقلاب اسلامی ایران استفتائیه ای صادر کرد:

بسم الله الرحمن الرحيم

:: با اهداء سلام و تحيت؛

   رشاد خلیفه ممکن است در آغاز جزء مسلمانان بوده ولی بعداً گرفتار انحرافاتی شده و ادعاهای غلطی داشته و حتی کشفی که ادعا می کند درباره تفسیر حروف مقطع قرآن داشته است باطل از آب درآمد , لازم است به گردانندگان آن مجله اطلاع دهید که هرگز از چنین شخصی تجلیل نکنند که اعمال او بر ضد اسلام است و می دانیم عدد نوزده سنبل کار بهایی ها است و شاید این گروه او را ربوده اند.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته              

دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 23:14
آدرس اشتباه بود يا وبلاگ جندالله هک شده است؟ ( بلوچستان ) 

شب گذشته عبدالمالک ریگی در مصاحبه با دکتر علیرضا نوری زاده در کانال یک آدرس اینترنتی وبلاگ جنبش مقاومت مردمی ایران موسوم به جندالله را به این نشانی در بلاگفا اعلام کرد :


http://jonbeshemardom.blogfa.com

اما از همان دیشب و امروز هر کس به این نشانی مراجعه کرده است با این صفحه مواجه شده است :

در این صفحه نوشته شده است :

سلام .. من عبدالمالک نیستم ... عبدالمالک ریگی و علیرضا نوریزاده آدرس سایتو اشتباه دادن .. من هم با همین نام یه وب درست کردم ... ولی ما عبدالمالکو دوست داریم نظر بدین
حال مشخص نیست که آیا عبدالمالک ریگی آدرس وبلاگ را اشتباه اعلام کرده است یا این وبلاگ همان شب گذشته هک شده است؟
البته این گروه وبلاگی در بلاگ اسپات دارد که چند وقتی است به روز نشده و البته فیلتر است :


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 0:20
متن کامل قسمت دوم مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک 
 پایگاه اطلاع رسانی مرز پرگهر:

شب گذشته ( سه شنبه ) قسمت دوم مصاحبه دکتر علیرضا نوری زاده با عبدالمالک ریگی پخش شد.صرفنظر از رد یا تایید وی با توجه به شایعات گسترده ای که درباره دستگیری و یا زخمی شدن وی منتشر شده بود متن این مصاحبه از اهمیت خاصی برخوردار بود . به این جهت متن آنرا برایتان پیاده کرده ایم :
دکتر علیرضا نوری‌زاده : عبدالمالک ریگی فردیست که ناگهان ظهور کرد و پرآوازه شد . عملیات نظامی که او علیه نیروهای انتظامی رهبری کرد ضرباتی که به نیروی انتظامی زد بسیج بیش از 60 هزار پاسدار  و نیروی نظامی به منطقه بلوچستان و اعدامهای زیادی که در آنجا رخ داد افراد بیگناهی که از طرفین در درگیریها کشته می‌شدند و به هر حال در درگیریها این مسایل پیش می‌آمد آقای ریگی در برنامه دیروز گفت که در درگیریهایی که پیش می‌آید افراد مختلفی در بلوچستان مسلح هستند ایشان تلاش کرده این افراد را زیر یک نظم و نظام در آورد که در این جبهه یک انسجام و هماهنگی باشد چه در برنامه‌های نظامی و چه در برنامه‌های سیاسی و چه در روابط دیپلماتیک. اشاره به روابط دیپلماتیک معنایش این است که این جبهه با خارج نیز در ارتباط است. ما خیلی صریح روشن خواهیم کرد که آیا آقای ریگی آنطور که نظام می‌گوید وابسته به آمریکاست و آمریکا او را حمایت می‌کند ، پاکستان حمایتش می‌کند ،کشورهای عربی منطقه پشتش هستند ؟ اینها را آقای ریگی توضیح می‌دهد چون آدمی است بسیار صریح و بسیار صادق در حرف زدن و من به وی گفتم که هیچ خط قرمزی ندارید . من همه چیز را علنا مطرح می‌کنم و شما هم باید پاسخ دهید . ایشان قبول کرد حال از ایشان سئوال می‌کنم که ابتدا هدف این جبهه را برایمان بگویند تا بعد به مسایل دیگر برسیم . سلام آقای ریگی
عبدالمالک ریگی : علیک‌السلام به شما آقای نوری‌زاده و همه شنوندگان عزیزم. به صورت مختصر می‌گویم هدف از این حرکتی که ما کردیم فقط و فقط دفاع از خودمان بوده است ما هیچ چاره‌ای برای دفاع غیر از اینکه اسلحه به دست بگیریم نداشتیم . من بارها و بارها این مسئله را در مصاحبه‌های مختلفی که در خبرگزاریها و رسانه‌ها داشتم مطرح کردم که مردمی که در آن سوی دنیا هستند در آمریکا و اروپا و سایر نقاط باید شرایط ما را درک کنند که ما در شرایطی کاملا جنگی هستیم . در منطقه‌ای که هر چیز ما در تهدید است و در معرض خطر است و خطر واقع شده است و فقط در معرض آن نیستیم . و ما هیچ چاره‌ای نداشتیم به جز اینکه جبهه‌گیری کنیم و در برابر اینها یک حالت تدافعی بگیریم و زمانیکه ما حالت تدافعی گرفتیم طبیعتا تمام دنیا متوجه ما شدند و حقیقتا ما از اول تصور هم نمی‌کردیم که این مساله تا اینجا طول بکشد و تا این حد در دنیا مهم شود . حتی اولین دفعه‌ای که نیروهایی در منطقه آمدند و ما می‌خواستیم علیه اینها عملیاتی انجام دهیم اولین بار فکر ما و دوستانمان این بود که این اولین و آخرین بار ما خواهد بود. فکر ما این بود که ما می‌رویم و با اینها می‌جنگیم و کشته می‌شویم . یعنی اصلا تصور این را نداشتیم که زنده بمانیم و زندگی کنیم و این مبارزه را ادامه دهیم . تصور ما از مبارزه یک تصور کوتاهی بود و صادقانه چند نفر دوستی که با هم بودیم عهد و پیمان کردیم و گفتیم می‌رویم. زمانی که این نیروها را ما زدیم و موفق شدیم و تاثیرش را در جامعه دیدیم و تشویق و حمایت مردم و ترس و خوفی را که در نیروهای نظام و خود نظام ایجاد شده بود خود ما تعجب کردیم . که ما تواستیم چنین ضربه مهمی به دولت بزنیم و اینقدر تاثیرگذار باشد و این مشوق ما شد تا ما دیگر مردم و جوانان را در این راه بیاوریم تا اینها هم مبارزه کنند و این نیروهایی را که به منطقه آمده‌اند و مردم را می‌زنند اینها را از منطقه بیرون کنند تا اینکه کم‌کم به صورت سازمانی و جنبشی رشد کردیم و اهدافمان را مشخص کردیم و مردم را در حول و محور همین اهداف جمع کردیم . مهمتری هدف ما در اوایل این بود که رژیم را تحت فشار بگذاریم تا به خواسته‌های ما جامه عمل بپوشاند و به حقوق ملی و مذهبی مردم اهل سنت بلوچستان رسیدگی شود.این چیزی بود که در ابتدا بود و زمایکه مبارزات رشد کردند و مطالعات دوستان در زمینه‌های مختلف آغاز شد به این نتیجه رسیدیم که این جنبش می‌تواند در سطح وسیعی فعالیت کند و مردم بینهایت از جنبش استقبال کردند با کمکهای مالی و مردمی خودشان از هر طریق و آنچنان ما را مورد تشویق قرار دادند که خودمان هم باور نمی‌کردیم که به چنین جایگاهی در بین مردم دست پیدا کردیم و اینها همه به خاطر صداقت دوستان و مبارزین و نصرت و مدد الهی بود که شامل حال ما شد و دعای پدران و مادرانی که فرزندانشان توسط اینها کشته شده بودند . زمانیکه با این نتیجه رسیدیم که این رژیم حق‌دادنی نیست یعنی حاضر نیست با وجود خودش به ما حق بدهد ما هم طبیعتا اینرا یکی از اهداف خود قرار دادیم که باید این رژیم از بین برود و یک سیستم مردمی و یک نظام مردمی سر کار بیاید که حقوق تمام انسانها را رسمیت بدهد اعم از هر مذهب و قومیتی و نظامی بیاید که به منشور حقوق بشر سازمان مل متحد احترام بگذارد نظامی بیاید که در الویت برنامه‌های خود خدمت به مردم و همچنین آزادیهای فردی ، سیاسی ، اجتماعی را به مردم بدهد و آزادیهایی که سبب رشد جامعه و افراد می‌شود و تبیعیض ، جنایت و بیعدالتی چه به نام مذهب چه به نام ملیت و ... برچیده شوند و الان هم هدف ما همین است . و رژیم خواست که مردم را از ما دور کند . در داخل بین مردم بلوچستان گفت که اینها وابسته به آمریکا و ... هستند در بیرون تبلیغات کرد که اینها وابسته به القاعده و طالبان هستند و البته ناگفته نماند بعضی خطاها و استباهات هم سبب شد که این تبلیغات در ذهن مردم بیشتر اثر بگذارد.
ما خیلی زود متوجه شدیم و اصلاحات زیادی را پیدا کردیم و لاان هم بحمدالله در همین جایگاهی هستیم که شما خودتان هم مطلع هستید.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : آقای ریگی شما با آمریکاییها تماس دارید؟
عبدالمالک ریگی : ما به همه دنیا احترام می‌گذاریم اما با هیچ دولتی ارتباط نداشتیم و ارتباط نداریم . بنده بر این باور هستم که هر سازمانی تا زمانی پیروزی و عزت دارد که مستقل در فکر و مستقل در عمل و مستقل در رای بشاد و فقط وابسته به آن مردمی باشد که بخاطر آن مردم دارد مبارزه می‌کند هر سازمانی که وابسته به مردم خودش بود آن سازمان و جنبش موفق می‌شود و می‌تواند برای همان اهدافی که سعادت آن مردم در آن است گام بردارد.و هر جنبشی که وابسته به غرب و شرق و یا هر جای دیگری باشد آن جنبش نمی‌تواند برای مردم خود مفید واقع شود بلکه بعنوان عاملی در دست آنها و برای اهداف آنها استفاده می‌شود نه برای اهداف خود ما . الان شما در نظر بگیرید که آمریکاییها و اروپاییها بیشترین مسئله‌شان با ایران مسئله اتمی است جان هزاران انسان در اینجا و حقوق بشر مسایلی فرعی برای آنها هستند و چندان مهم نیستند اهمیتی که برای آنها در ایران اهمیت دارد مساله اتمی است و این نشان می‌دهد که آنها برای ما دل نسوخته‌اند هر کسی به فکر خودش است و اینرا از قدیم گفتند و این یک واقعیت است.و هر کس منافع خود را در نظر می‌گیرد. ما ارتباطی نداشتیم و ارتباطی نداریم و من قبلا هم در مصاحبه‌هیام گفتم که اگر این سازمانی با جایی ارتباطی می‌داشت که حداقل برای همان چند دهه‌ای که می‌خواستند از آن استفاده کنند در اختیار سازمان پول و امکانات قرار می‌داد این سازمان می‌توانست در هر ماه دهها عملیات انجام دهد و این نیروها را مجبور به عقب‌نشینی کند . اینهایی که الان موضع گرفتند. شما خودتان در جریان هستید که هر ماه چندین تن از بچه‌های بلوچ را در کوچه و خیابان می‌آورد برای اینکه از همان بدو تولد یک رعب و وحشتی ایجاد کنند اینها جوانان بلوچ را در کوچه‌ها و خیابانها اعدام می‌کنند . ولی ما در این فکر بودم که این سازمان در فکر ، در عمل و در همه چیز مستقل باشد وابسته به مردم خود باشد و در راستای مردم خود حرکت کند و نه در راستای اهداف دیگران و آلت دست دیگران باشد.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : بسیار ممنونم از توضیحات شما آقای ریگی . سئوال دیگری که من از شما دارم در ارتباط با تماسهای شما با گروههای مخالف جمهوری اسلامی است رژیم جمهوری اسلامی همزمان با پخش فیلمهایی از مجاهدین خلق که با رژیم صدام حسین در تماسند یا روبوسی می‌کنند با صدام حسین یا طه‌یس‌رمضان یا دیگران یا در حال دادن اطلاعات به اینها هستند اینها را تلویزیون رژیم بعد از خبر پخش می‌کند و همزمان با این شایعاتی کردند که حتی یکبار خبری را از شما تلویزیون مجاهدین پخش کرده بود این‌را بهانه کردند برای اینکه شما مرتبط با این سازمان هستید و این سازمان در واقع اسلحه و مهمات برای مشا می‌آورد که البته ادعای بی‌ربطی است من می‌خواهم از زبان خود شما بشنوم که اولا شما با گروههای مخالف جمهوری اسلامی تماسی دارید؟ آیا با سازمان مجاهدین خلق ارتباطی به این وسعت دارید که رژیم ادعا می‌کند و پیش شرط شما برای همدلی و همبستگی با گروههای دیگر چیست؟
عبدالمالک ریگی : اول از همه این نکته را بگویم که یک سازمان در این شرایط ناگزیر است که حداقل با اپوزیسیون در ارتباط باشد البته این هم مهم است که این سازمان تعریفی را برای روابط خود مشخص کرده  است در خصوص هر سازمان و جنبشی با در نظر گرفتن سابقه آن سازمان و حرکات آن که تا چه حد به نفع ملت بودند و تا چه حد به ضرر ملت. در خصوص مجاهدین خلق که شما سئوال کردید خودتام هم گفتید و بنده هم تاکید می‌کنم که روابط ما ممکن است در حد چند ایمیل باشد و بس . و این روابطی ناگزیر هستند . اگر موفقیتی برای ما آمده آنها برای ما تبریک فرستادند به همان ایمیل عمومی جنبش نه اینکه روابط خاصی با افراد خاصی باشد یا ما هم اگر تحریمهایی از آنها برداشته شده یا موفقیتهایی برای آنها بوده ما هم اظهار مسرت کردیم و این روابط هم محدود است در حد همان مسئولین روابط و رابطه‌ای عمیق و رابطه‌ای فکری و  رابطه‌ای بر اساس معیارهایی که برای اپوزیسیون داریم یعنی اتحاد و همدلی همه حول محور چند فعالیت مشترک آنطور چیزی نبوده و بیشترین ارتباط را ما با سازمانهاای داشتیم که با روشهای مسالمت‌آمیز دارند فعالیت می‌کنند و به ملت احترام زیادی قایل هستند و در دل ملت هم جایگاهی دارند. اگر در این خصوص شما سئوال دیگری دارم بنده حاضرم جواب بدهم.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : جناب ریگی اول شما ایمیلتان را بگویید که مردم با شما تماس بگیرند. در داخل کشور جوانان ، دانشجویان ، مردم ما همه اقوام ایرانی در اینجا و آنجا ممکن است سئوالهایی داشته باشند یا مسایلی را با شما مطرح کنند یا پیشنهاداتی داشته باشند
عبدالمالک ریگی : بهترین راه ارتباطی ما وبلاگی است به نشانی  http://www.jonbeshemardom.blogfa.com  این آدرس اشتباها ذکر شده  است آدرس درستhttp://www.jonbeshmardom.blogspot.com/ می باشد

 در آنجا ایمیلهایی نوشته شده است برای کسانی که می‌خواهند برای بنده ایمیل بفرستند ، برای روابط عمومی ایمیلی نوشته شده است  از این طریق می‌توانند با ما ارتباط برقرار کنند .یک نکته هم این است که همه می‌توانند با ما تماس بگیرند . ما برای هیچکس محدودیتی قایل نیستیم هر کسی با ما تماس بگیرد ما با احترام کامل به وی پاسخ می‌دهیم حتی اگر از ماموران رژیم باشد. روابط ما روابطی منطقی هستند . هر کسی از ما سئوالی داشته باشد یا اگر اشتباهی از ما سر زده باشد اشتباه را انشاالله قبول می‌کنیم البته اگر اشتباه باشد. بعضی چیزها ممکن است در ذهن یک   شخص اشتباه باشد ولی در واقعیت امر اشتباه نباشد این امکان هم است که یک انسان چیزی را اشتباه بداند و یکی دیگر آنرا اشتباه نداند  ولی اینها می‌توانند با همدیگر در یکجا کار کنند و با هم تفاهم داشته باشند
دکتر علیرضا نوری‌زاده : بسیار ممنون . حالا من یک سئوال دیگر دارم و شاید هم اندکی سئوال مشکلی باشد فردا در نظر بگیرید 20 تا از سربازان نیروهای انتظامی یا سپاه اینها وجدانشان بیدار می‌شود اینها دلشان نمی‌خواهد به روی مردم آتش بگشایند اینها از جنبش شما متاثر می‌شوند و می‌خواهند به جنبش شما بپیوندند و می‌خواهند شما نجاتشان دهید تا چه حد شما امکانات دارید برای کمک به این افراد در نیروهای مسلح؟
عبدالمالک ریگی : شما می‌دانید این سازمان علاوه بر اینکه فعالیت سیاسی دارد بیشترین فعالیتش فعالیت نظامی و تدافعی است برای این احتیاطات و محافظات در جنبش در سطح بالایی برنامه‌ریزی شده است . شما خودتان بهتر می‌دانید با مطالعاتی که درباره جنبشهای چریکی داشتید و دارید. به هرر حال اگر کسانی باشند که کسی اینها را ضمانت کند که اینها واقعا هیچ مشکلی ندارند و برای ما خطرساز نیستند یا انسانهای مطمئنی هستند و اگر افرادی باشند که ما به آنها اعتماد نداشته باشیم قایل بر این هستیم که از آنها استفاده‌هایی نه در کارهای نظامی بلکه کارهای اطلاعاتی در داخل و کارهای مختلف دیگر بکنیم وقتی این امتحانات را دادند بعد از آن این کار طبق برنامه جلوتر می‌رود و ما می‌توانمی با آنها همکاری کنیم و هر نوع همکاری که آنها از ما بخواهند و در توان ما باشد آنها برایمان ایمیل بزنند و ما حاضر به همکاری هستیم و در حد خودمان حاضر به راهنمایی هم هستیم و برای تمام مردم ایران برای ما فرقی نمی‌کند تا بحال دوستان خدمات زیادی نه در عرصه سیاسی نظامی کارهای دیگری از جمله افرادی بودند که نمی‌تواستد از کشور خارج شوند اینها را ما خارج کردند و هر کاری دیگری که از دست ما بر بیاید و در توان ما باشد و می‌توانند برای ما ایمیل بزنند و البته ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم راهنمایی بکنیم کسی را ولی در هر صورت در حد توانمان حاضر به هر گونه کمک و همکاری هستیم.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : آقای ریگی من دلم می‌خواهد امشب یک عهدی با هم ببندیم و در واقع یک پامی را به مردم ایران بدهیم رژیم موفق شد شما را تخریب کند بقول شما بعضی از اشتباهات را چنان مبالغه‌آمیز جلوه‌گر کرد که شما در نگاه بعضی تبدیل شدید به راهزنی که می‌آید و می‌کشد و رحم به کودک و بزرگ و جوان نمی‌کند دلم می‌خواهد آقای ریگی اینجا توضیح دهد چون با یکی از نظامیانی که شما آزاد کردید صحبت کردم خوشبختانه چون تعدادشان چند نفر است اینها نمی‌توانند گریبانش را بگیرند که چرا شما با فلانی حرف زدید ولی حرفی که او به من زد این بود که در میان شما وقتیکه زندگی می‌کرد جز مهربانی و لطف و صداقت ندید و واقعا متاثر بود و گریه می‌کرد و می‌گفت که وقتی اینها آمدند و ما را آزاد کردند حتی در صورتی که خودشان هیچ چیزی نداشتند آنقدر مهربان بودند که تلاش کردند ما سربلند پیش زن و بچه‌هایمان برویم حالا من وارد جزئیات نمی‌شوم. من می‌خواهم آقای ریگی شما به مردم ما بگویید که شما به هیچوجه قصد آدمکشی ندارید . شما قصد کشتن مامور را ندارید و واقعا مامران را هم هموطنان خود می‌دانید و فقط تقاضا و آرزوی شما این است که اینها آزار به مردم نرسانند مردم را نکشند ، جوانان مردم را اعدام نکنند و در صف دشمنان ملت ایران جا نگیرند .
عبدالمالک ریگی : من بارها این را گفتم و از مردم خواستم که قربانی تبلیغات و توطئه‌های رژیم نشوند چون مردم طبیعتا فقط تبلیغاتی که در اختیارشان قرار می‌گیرد توسط خبرگزاریهای رژیم است و شما می‌دانید مردم در داخل در یک چارچوبی محدود هستند فکرشان را استعمار کردند. خدا شاهد و گواه است بر این گفته من که تمام آن افرادی که در دست ما اسیر بودند و اکثریتشان ازاد شدند مگر کسانیکه جنایتکار بودند و البته جنایتشان در حد بسیار بزرگی بود که غیر قابل بخشیدن بوده است دیگر افراد آزاد شدند و طوری با آنها برخورد شده است که هر کسی هم از اینجا رفته است وقتی دوستان ما را در بغل گرفتند گریه کردند و از اینجا رفتند خدا اینجا حاضر و گواه است که این گفته من نه در حد غلو بلکه واقعیتی است که زمانیکه از اینجا رفتند دوستان ما را در آغوش گرفتند و گریه کردند و از اینجا رفتند حتی کسانی بودند که گفتند ما حاظریم همین جا با شما بنشینیم . و چون مشکلاتی امنیتی ما داشتیم مانع از این حضور شدیم.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : من اینرا تایید می‌کنم چون با یکی از آنان صحبت کردم.
عبدالمالک ریگی : حتی یکی از کسانیکه تبلیغات کردند که اینرا شکنجه دادند و سایت انتخاب نوشته بود این مورد شکنجه واقع شده است رفت و شکایت کرد به دادگاه که این دروغ گفته و من در مدتی که آنجا بودم هیچگونه شکنجه‌ای نبوده و دلیل دیگر ما این است که به هیچ یک از افرادی که توسط ما آزاد شدند اجازه مصاحبه با خبرنگارها را ندادند و با یهچ شبکه‌ای اجازه صحبت کردن نداشتند حتی خود ما عهد دادیم که هر چیزی از ما دادید نه آنرا اضافه تر بگویید و نه چیزی کمتر  چه خوبیهایی با شما شده و چه بدیهایی . و آنها با ما عهد کردند که ما هر آنچه را دیدیم به مردم انتقال می‌دهیم و آن چهره‌ای که ما زا شما در این مدت 5 ماه و یکسال و یا 6 ماه دیدیم آن چیز را ما به دنیای خارج انتقال می‌دهیم. و رژیم تا به حال از این مساله مانع شده و اجاره نمی‌هد با این افراد مصاحبه‌ای صورت بگیرد .نمی‌گذارند اینها در تلویزیون ظاهر شوند و خود رژیم الان صحبت مرا می شنود و می‌داند چرا نمی‌گذارند اینها صحبت کنند . بله جوانانی را می‌گیرند ، شکنجه می‌دهند و طبیعی است وقتی یکی را بگیرند و شکنجه بدهند هر چیزی را به او بگویند همان را می‌گوید و بعد هم می‌گویند بگو ما با آمریکا بودیوم و با غیره بودیم همین آقای خامنه‌ای را دست اینها بدهند و او را بزنند همان حرفها را می‌زند . این یک چیز طبیعی و معقولی است که این روش عقلاین نیست و موضعی که ما در پیش گرفتیم یک موضع کاملا عقلاین است ما با مسئولین نظام همیشه صحبت کردیم . من در اوایل دوران مبارزه روزی 2 تا 3 ساعت با تلفن خودم با مامورین اطلاعات ، وزارت و غیره صحبت می‌کردم و صحبت ما این بوده که ما نمی‌خواهیم این مساله بزرگ شود و به جنگ و درگیری کشیده شود و شما دست بردارید و آنها جوابهایشان خیلی جوابهای کله‌گنده بود و حالا خودشان هم پشیمانند که چرا همان موقع با همان خواسته‌های کم ما قناعت نکردند و مشکل را حل نکردند.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : آقای ریگی اجازه بدهید من از بینندگان عزیز و هموطنان عزیز خواهش می‌کنم سئوالهایی را که از آقای ریگی دارند با ما عنوان کنند و من این سئوالها را در برنامه‌های بعدی با آقای ریگی عنوان خواهم کرد بسیار مهم است که شما در این امر مشارکت داشته باشید . و بنده صادقانه می‌گویم تمام سئوالهای شما را با آقای ریگی عینا مطرح خواهم کرد و دیدید ایشان هم صادقانه می‌آید و جواب می‌دهد بنابراین من از ایشان قول می‌گیرم که پس از دریافت این سئوالها بنده از طریق ایمیل با ایشان تماس می‌گیرم و می‌توانیم این برنامه را ادامه دهیم . چون به هر حال عبدالمالک ریگی امروز در ایران اسمی است که همگان می‌شناسند و در سطح بین‌المللی هم اسمش مطرح شده است و من این بحث را پایان یافته نمی‌دانم و این را ادامه خواهم داد.


لینک فایل تصویری مصاحبه :
 http://www.nourizadeh.com/archives/real/03-07-07.wmv


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 23:57
قسمت دوم مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک 

شب گذشته ( سه شنبه ) قسمت دوم مصاحبه دکتر علیرضا نوری زاده با عبدالمالک ریگی پخش شد.
دکتر علیرضا نوری‌زاده : عبدالمالک ریگی فردیست که ناگهان ظهور کرد و پرآوازه شد . عملیات نظامی که او علیه نیروهای انتظامی رهبری کرد ضرباتی که به نیروی انتظامی زد بسیج بیش از 60 هزار پاسدار  و نیروی نظامی به منطقه بلوچستان و اعدامهای زیادی که در آنجا رخ داد افراد بیگناهی که از طرفین در درگیریها کشته می‌شدند و به هر حال در درگیریها این مسایل پیش می‌آمد آقای ریگی در برنامه دیروز گفت که در درگیریهایی که پیش می‌آید افراد مختلفی در بلوچستان مسلح هستند ایشان تلاش کرده این افراد را زیر یک نظم و نظام در آورد که در این جبهه یک انسجام و هماهنگی باشد چه در برنامه‌های نظامی و چه در برنامه‌های سیاسی و چه در روابط دیپلماتیک. اشاره به روابط دیپلماتیک معنایش این است که این جبهه با خارج نیز در ارتباط است. ما خیلی صریح روشن خواهیم کرد که آیا آقای ریگی آنطور که نظام می‌گوید وابسته به آمریکاست و آمریکا او را حمایت می‌کند ، پاکستان حمایتش می‌کند ،کشورهای عربی منطقه پشتش هستند ؟ اینها را آقای ریگی توضیح می‌دهد چون آدمی است بسیار صریح و بسیار صادق در حرف زدن و من به وی گفتم که هیچ خط قرمزی ندارید . من همه چیز را علنا مطرح می‌کنم و شما هم باید پاسخ دهید . ایشان قبول کرد حال از ایشان سئوال می‌کنم که ابتدا هدف این جبهه را برایمان بگویند تا بعد به مسایل دیگر برسیم . سلام آقای ریگی
عبدالمالک ریگی : علیک‌السلام به شما آقای نوری‌زاده و همه شنوندگان عزیزم. به صورت مختصر می‌گویم هدف از این حرکتی که ما کردیم فقط و فقط دفع از خودمان بوده است ما هیچ چاره‌ای برای دفاع غیر از اینکه اسلحه به دست بگیریم نداشتیم . من بارها و بارها این مسئله را در مصاحبه‌های مختلفی که در خبرگزاریها و رسانه‌ها داشتم مطرح کردم که مردمی که در آن سوی دنیا هستند در آمریکا و اروپا و سایر نقاط باید شرایط ما را درک کنند که ما در شرایطی کاملا جنگی هستیم . در منطقه‌ای که هر چیز ما در تهدید است و در معرض خطر است و خطر واقع شده است و فقط در معرض آن نیستیم . و ما هیچ چاره‌ای نداشتیم به جز اینکه جبهه‌گیری کنیم و در برابر اینها یک حالت تدافعی بگیریم و زمانیکه ما حالت تدافعی گرفتیم طبیعتا تمام دنیا متوجه ما شدند و حقیقتا ما از اول تصور هم نمی‌کردیم که این مساله تا اینجا طول بکشد و تا این حد در دنیا مهم شود . حتی اولین دفعه‌ای که نیروهایی در منطقه آمدند و ما می‌خواستیم علیه اینها عملیاتی انجام دهیم اولین بار فکر ما و دوستانمان این بود که این اولین و آخرین بار ما خواهد بود. فکر ما این بود که ما می‌رویم و با اینها می‌جنگیم و کشته می‌شویم . یعنی اصلا تصور این را نداشتیم که زنده بمانیم و زندگی کنیم و این مبارزه را ادامه دهیم . تصور ما از مبارزه یک تصور کوتاهی بود و صادقانه چند نفر دوستی که با هم بودیم عهد و پیمان کردیم و گفتیم می‌رویم. زمانی که این نیروها را ما زدیم و موفق شدیم و تاثیرش را در جامعه دیدیم و تشویق و حمایت مردم و ترس و خوفی را که در نیروهای نظام و خود نظام ایجاد شده بود خود ما تعجب کردیم . که ما تواستیم چنین ضربه مهمی به دولت بزنیم و اینقدر تاثیرگذار باشد و این مشوق ما شد تا ما دیگر مردم و جوانان را در این راه بیاوریم تا اینها هم مبارزه کنند و این نیروهایی را که به منطقه آمده‌اند و مردم را می‌زنند اینها را از منطقه بیرون کنند تا اینکه کم‌کم به صورت سازمانی و جنبشی رشد کردیم و اهدافمان را مشخص کردیم و مردم را در حول و محور همین اهداف جمع کردیم . مهمتری هدف ما در اوایل این بود که رژیم را تحت فشار بگذاریم تا به خواسته‌های ما جامه عمل بپوشاند و به حقوق ملی و مذهبی مردم اهل سنت بلوچستان رسیدگی شود.این چیزی بود که در ابتدا بود و زمایکه مبارزات رشد کردند و مطالعات دوستان در زمینه‌های مختلف آغاز شد به این نتیجه رسیدیم که این جنبش می‌تواند در سطح وسیعی فعالیت کند و مردم بینهایت از جنبش استقبال کردند با کمکهای مالی و مردمی خودشان از هر طریق و آنچنان ما را مورد تشویق قرار دادند که خودمان هم باور نمی‌کردیم که به چنین جایگاهی در بین مردم دست پیدا کردیم و اینها همه به خاطر صداقت دوستان و مبارزین و نصرت و مدد الهی بود که شامل حال ما شد و دعای پدران و مادرانی که فرزندانشان توسط اینها کشته شده بودند . زمانیکه با این نتیجه رسیدیم که این رژیم حق‌دادنی نیست یعنی حاضر نیست با وجود خودش به ما حق بدهد ما هم طبیعتا اینرا یکی از اهداف خود قرار دادیم که باید این رژیم از بین برود و یک سیستم مردمی و یک نظام مردمی سر کار بیاید که حقوق تمام انسانها را رسمیت بدهد اعم از هر مذهب و قومیتی و نظامی بیاید که به منشور حقوق بشر سازمان مل متحد احترام بگذارد نظامی بیاید که در الویت برنامه‌های خود خدمت به مردم و همچنین آزادیهای فردی ، سیاسی ، اجتماعی را به مردم بدهد و آزادیهایی که سبب رشد جامعه و افراد می‌شود و تبیعیض ، جنایت و بیعدالتی چه به نام مذهب چه به نام ملیت و ... برچیده شوند و الان هم هدف ما همین است . و رژیم خواست که مردم را از ما دور کند . در داخل بین مردم بلوچستان گفت که اینها وابسته به آمریکا و ... هستند در بیرون تبلیغات کرد که اینها وابسته به القاعده و طالبان هستند و البته ناگفته نماند بعضی خطاها و استباهات هم سبب شد که این تبلیغات در ذهن مردم بیشتر اثر بگذارد...
تا ساعاتی دیگر ادامه متن کامل این مصاحبه را می خوانید.


لینک فایل تصویری مصاحبه :
  http://www.nourizadeh.com/archives/real/03-07-07.wmv

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 11:19
قسمت دوم مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک 

شب گذشته ( سه شنبه ) قسمت دوم مصاحبه دکتر علیرضا نوری زاده با عبدالمالک ریگی پخش شد.
تا ساعاتی دیگر متن کامل این مصاحبه را می خوانید.


لینک فایل تصویری مصاحبه :
 http://www.nourizadeh.com/archives/real/03-07-07.wmv

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 11:11
گسترة فقر در مناطق مختلف ايران 
گسترة فقر در مناطق مختلف ايران
[ لیلا سعادتی ]


نخستين آرمان توسعه هزاره سوم كه از سوي برنامه عمران ملل متحد به تمامي كشورهاي جهان ابلاغ شده است، ريشه‌كني فقر شديد و گرسنگي است. از همين رو دولت ايران نيز موظف به ريشه‌كني فقر از طريق تخصيص بهينه و هدفمند كردن منابع، در قالب بهبود نظام يارانه‌ها شده است. بر همين اساس توسعه نظام تامين اجتماعي و گسترش پوشش آن، اعمال سياست‌هاي مالياتي با هدف دست‌يابي به توزيع عادلانه درآمدها، ايجاد شغل براي فقرا و ارائه آموزش‌هاي شغلي به آنان، بهبود مشاركت سازمان‌هاي غيردولتي و نهادهاي خيريه در برنامه‌هاي فقرزدايي، احداث خانه‌هاي ارزان قيمت و ارائه خدمات مسكوني ويژه و در نهايت برآورد سالانه خطوط فقر مطلق و نسبي از اقداماتي است كه دولت بايد تا سال1394 انجام دهد.

بنابراين برنامه‌هايي كه سازمان ملل متحد بر دوش دولتمردان جمهوري اسلامي ايران قرار داده است آنها را به اتخاذ رويكرد جديدي در برنامه پنج ساله چهارم اجبار كرده است. هر چند رسيدن به اهداف فوق تا سال2015 آن هم در شرايط فعلي كشور بعيد به نظر مي‌رسد اما گام نخست برداشته شده است. دولت در اولين گام، نقشه جغرافيايي فقر كشور را بر اساس تعيين خط فقر تدوين كرده و به تازگي منتشر كرده است. چندي پيش خط فقر مناطق شهري و روستايي از سوي وزارت رفاه به ترتيب براي مناطق شهري162 هزار تومان در ماه و مناطق روستايي130 هزار تومان در ماه اعلام شد. البته در جديدترين تحقيقي كه در زمينه خط فقر تدوين شده براي نخستين بار خط فقر در سال83 به تفكيك استان‌ها، تعيين و وضعيت هر يك جداگانه مشخص شده است. بر اساس اين مطالعه شكاف نرمال فقر نشان دهنده فاصله افراد فقير از خط فقر است. از12 درصد براي مناطق شهري و25درصد براي منطق روستايي در سال70 به1 درصد و15 درصد، در سال75 به 07/0 درصد و 13/0، در سال 78 ، 05/0 درصد و12 درصد و در سال80 ، 08/0 و 08/0 و براي مناطق شهري و روستايي در سال83 كاهش يافته است. بر اساس اين تحقيق كه توسط وزارت رفاه صورت گرفته و به تفكيك خط فقر در هر يك از استان‌ها انجام شده است، خانواده‌هاي5 نفره شهري در استان سيستان و بلوچستان براي تامين حداقل زندگي نيازمند171 هزار و856 تومان هستند كه اين استان در ميان استان‌هاي كشور پايين‌ترين ميزان درآمد مورد نياز براي تامين نيازهاي خانوار هر ماه را به خود اختصاص مي‌دهد. استان كردستان216 هزار و256 تومان، فارس244هزار و584 تومان، اصفهان283هزار و611 تومان، ميزان درآمد مورد نياز مردم براي زندگي با حداقل است. خانواده‌هاي5 نفره استان تهران حداقل نيازمند394 هزار و943 تومان در ماه براي خروج از فقر مطلق هستند. همچنين در اين مطالعه فقيرترين روستائيان را خراسان(قبل از تقسيم)، گرگان، زاهدان، زنجان با4 درصد فقرا داراي فقيرترين روستائيان كشور هستند. سمنان، قم، اراك، يزد، ياسوج، بندرعباس و كرمانشاه با ميزان فقراي3 تا4 درصد در رتبه بعدي قرار دارند. از سوي ديگر استان‌هاي ساري، تهران، رشت، قزوين، اردبيل، اروميه، خرم‌آباد، ايلام و بوشهر با كمترين جمعيت فقرا(كمتر از2درصد) داراي كمترين روستايي فقير هستند. همچنين بر اساس اين مطالعه ساكنان مشهد، گرگان، زاهدان و كرمانشاه با بيشتر از3 درصد فقير، فقيرترين ساكنان مناطق شهري استان‌ها محسوب مي‌شوند. سمنان، اصفهان، شهركرد، يزد، كرمان، اراك، همدان، زنجان، سنندج، تبريز و اروميه با جمعيت فقير بين2 تا3 درصد در رتبه بعدي قرار دارند. استان‌هاي تهران، رشت، بندرعباس، شيراز، اهواز و خرم‌آباد با جمعيت فقير بين2 تا1 درصد در رتبه چهارم و استان‌هاي ساري، قزوين، قم، اردبيل، ايلام، ياسوج و بوشهر با كمتر از2 درصد فقير جزء استان‌هاي داراي كمترين فقير ساكنان شهري هستند. همانگونه كه مشاهده مي‌كنيد و اين مطالعه و پژوهش نيز نشان مي‌دهد، شمار فقراي مناطق روستايي از شهري بيشتر است. البته مطلب تاسف بار اين بررسي حاكي از آن است كه از سال70 تا كنون خانواده‌هايي كه در فقر مطلق به سر برده‌اند همچنان فقير مطلق محسوب مي‌شوند و تنها خانواده‌هايي كه نزديك خط فقر بوده‌اند وضعيت بهتري يافته‌اند. اين بررسي كه راهبردي براي دولت محسوب مي‌شود نيازمند مطالعه عميق‌تر، برنامه‌ريزي، تصميم و علاقه و همت همه عوامل را مي‌طلبد. اين در حاليست كه دولت معتقد است تا سال1394 تعداد فقراي كشور را به نصف كاهش خواهد داد و وضعيت و امكانات نيز براي تحقق چنين هدفي مهيا است. البته سازمان ملل متحد هر ساله گزارش كاملي از فعاليت دولت‌ها براي تحقق آرمان‌هاي اهداف هزاره سوم طلب مي‌كند و دولت ما نيز از اين امر مستثني نيست. تا سال2015(1394) دولت بايد تعداد فقرا را در كشور كاهش دهد. و وضعيت غذايي مردم را بهبود بخشد. خوشبختانه كاهش فقر هدفي جهاني است كه اين هدف عمدي يا غيرعمدي به بهانه‌هاي مختلف نمي‌تواند توسط دولتمردان به فراموشي سپرده شود. در پايان بايد گفت ريشه‌كن كردن فقر شديد و گرسنگي به اعتقاد عده‌اي از كارشناسان نيازمند سه برنامه‌ريزي منسجم است. آنها پيشنهاد مي‌كنند: 1- حضور مردم در برنامه‌ريزي براي فقززدايي و اجراي آن ضروري است و بايد مردم را از حاشيه وارد متن اين برنامه كرد. توانمند سازي جامعه و كمك به مردم براي به عهده گرفتن مسئوليت با تكيه بر توانمندي‌ها و پتانسيل‌هاي موجود، پيش نياز مشاركت مردم در متن برنامه‌هاي فقرزدايي است. 2- ضروري است با برنامه‌ريزي براي اشتغال پايدار، آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي در بخش آموزش غيررسمي، گسترش تعاوني‌ها و تشكيل صندوق‌هاي بومي و ملي در جهت جمع كردن سرمايه براي كاهش ميزان فقر برنامه‌ريزي شود. 3- در برنامه‌هاي فقرزدايي به ترويج فرهنگ عدم تراكم منابع مالي و در گردش قرار دادن آن و همچنين جلوگيري از نابودي منابع در آمدزاي بومي و تدوين شاخص‌هاي هشدار دهنده بومي در مورد فقر توجه شود. منابع: اولين گزارش توسعه اهداف توسعه هزار سازمان مديريت و برنامه‌ريزي سال84. - نخستين گزارش برنامه عمران ملل متحد در تهران سال84. - گزارش تعيين خط فقر وزارت رفاه مرداد85
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:40
از چه بنویسم ؟ 
 

 

از چه بنویسم ؟

   از اعتیاد برادرم بنویسم ؟

 

   از خودسوزی خواهرم بنویسم ؟

  از قطره قطره اشک مادرم بنویسم ؟

 از بیکاری فرزندان تحصیل کرده ام بنویسم ؟

 

 از شکم گرسنه ی نیازمندانم بنویسم ؟

 

  از پای برهنه ی کودکانم بنویسم ؟

 از قوزی کمر جوانان پیرم بنویسم ؟

   از سیل زدگان بی پناهم بنویسم ؟

 

  از آلودگی آبهای رودخانه ام بنویسم ؟

  از غارتگران جنگلم بنویسم ؟

  از ویرانی مدارسم بنویسم ؟

 از نبود مدارس عالیم بنویسم ؟

 از درد تن دامدارانم بنویسم ؟

 از خستگی تن دهقانم بنویسم ؟

از اجساد سوراخ سوراخ شده ی صیادم بنویسم ؟

   از حقوق نداشته ام بنویسم ؟

 

   از دادگاههای یک طرفه ات بنویسم ؟

   از فراموش شدن فرهنگم بنویسم ؟

 

   از زبان بریده ام بنویسم ؟

  از نام گذاری بچه هایم بنویسم ؟

 از سکوت مرگبارم بنویسم ؟

 از تن سوراخ شده ی رهبرانم بنویسم ؟

از بدنهای سوراخ شده ی یارانم بنویسم ؟

 از یاران قفس نشته ام بنویسم ؟

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:29
راڈیو بلوچیء گپ وتران گؤں واجھ طارق مسعود سیلابء باروا | بلوچستان 
واجھ سمندر آسکانی چھ راڈیو بلوچیء نیمگا ماں تربت جاہ منندیں طارق مسعود انٹریو کتگ و اے انٹریو گپ من نبیستگ انت و چیرا پھ وانوگاں شنگ انت۔ اے انٹریو ء لھتے گال پھ نبیسگ آسودگتر کنگء سوبا ٹگلینگ بیتگ انت البت مطلب ھما ڈؤلا انت کھ بیان کنگ بیتگ انت۔
کؤلمیر

سمندر آسکانی: مئے عزیز و ‏عزتمندیں گؤشداروکاں! ھنچؤکھ شما سرپد ات بلوچستانء بازیں دمگاں آسمانی آفتے ھؤر و طوفانےء صورتا بنا بیتگ۔ چریشیء سوبا روچدراتکی و روچ ایر نندی بلوچستانا بازیں تباھکاری بیتگ۔ بازین مردم بے گس و دوار بیتگ انت و لھتے کساں وتی عزیز ھم چھ دستا داتگ انت۔

اے تباھکاریء آماچ تنے وھدی پچیں آسمانء چیرا بے وراک و بے دوا درماں وتی زندا گؤازینگا انت۔ ھمے درگتا گیشتر حالانء گرگا ما گؤں واجھ مسعود کھ چھ تر بت تلفنء سرا انت گپ و تران کن انت۔

واجھ مسعود چھ راڈیوء نیمگآ شمارا سلام عرض کناں! شمئے باز مھربانی کھ شما وتی گرانبھائیں وھد مارا داتگ؛ شما مھربانی بکنء اؤدء ھنـّوگیں حالتاں مارا بگش ات!

طارق مسعود: علیک سلام واجھ! من ھنیں تربتء تؤکایاں، تربتء حالت سک خراب (نگیگ) انت۔ قدرتء اے گوات، ھؤر، ھار، چپت و چوپ کھ اتکگ انت، اشانء سوبا تو حساب بکن سرجمیں تربت اے وھدی آپء چیرا انت۔ ادء ھزارانء مردم اے وھدی بے یارو مددگار انت۔ چھ سرکارء نیمگا ھچ وڑیں مدد نھ رسگا انت۔
اے طوفانء شپا من چھ کیچ کؤرا دیم پھ ھمانگو شتاں و اؤدء حالت چارت انت، دیستاں اؤدا ھم سک تباھی بیتگ۔ چار یونین کونسل بزاں ناصر آباد، گودنزی، قلاتک و یک دگرے میرانی ڈمء آپء تانء زدا آتکگ انت و اشانء لؤگ و جاگھ تباہ بیتگ انت۔ اے چاریں یونین کونسل ھما انت کھ گشگ بیتگ میرانی ڈما چھ تاوانبار بار بنت و باید اشانء باغ و جاگھانء معاوضھ دیگ ببیت انت۔
تو گشت کنے کھ چل ھزار مردم چھ وتی لؤگاں محروم بیتگ انت۔ اے مھلوک دکانء سرا کپتگ انت و ھچ وڑیں کمک و مدد اش نھ رسگا انت۔

سمندر: اے مردمانء گیشتریں ضرورت اے وھدی چی انت؟

طارق مسعود: قدرتی آفتانء آماچیں مردمانء بنی ضرورت ھما انت کھ آھاں پھ زندگ بیگا پکار انت۔ پھ زندگ بیگا آپ ضروری انت، زندگ بیگء واستا وراک ضروری انت؛ اے چیز اودء مردماں نھ رسگا انت۔ مردمانء گشگ ھمش انت کھ ما ادا آسمانء چیرا نشتگ انت، زگریں رؤچء سرا نشتگ انت؛ مارا نھ کسے پٹے آپ دنت، نھ کسے مارا چنڈے نانء جستا کنت!
چھ سرکارء نیمگا کھ ٹینٹ یا تنبوانء رسینگء بٹاک جنگ بیگا انت، بلے مردم گشگا انت کھ آھاں ھچ سر نھ بیگا انت۔
یک میتگے کھ کوشکلات گشگ بیت کھ آ بالکل شھرء تؤکا انت و یک دگرے گوگدان اے دوئیں ڈم و کیچکورء آپا تباہ کتگ انت۔ پھ اے میتگانء مردماں ھچ پشت نھ کپتگ۔ اے میتگانء مردمانء حالت سک نگیگ انت و مردمانء گشگ انت کھ اگر پھ اشان رسگا کمک سر نھ بیتگ گڑا وباء ھم کپیت انت۔ من وت کوشکلات شتگاں اودا بانانء بارء چیرا مرتگیں دلوتانء بد بو پھ اوشتگا ھم مردما نیلیت۔ پرے ڈونڈانء درگنگا ھم ھچ وڑیں انتظام نیست انت۔ مھلوکء گشگ انت کھ اے ڈونڈ درگنگ مھ بنت گڑا سک سلـّيں نادراھی کپت کنت۔

سمندر: جی واجھ نین باریں حکومتی امداد پھ کجا رستگ؟

طارق: مسعود: گھبودی تنظیم میتگاں مدد کنگا انت، بلے اشانء امداد کسانین انت کھ ضرورتاں پورہ نھ کنگا انت۔ بزاں آھانء تواں انچو نھ انت کھ سرکارء بیت کنت۔ اے تنظیماں وتی وتی کمپ جتگ انت و چندہ ھم کنگا انت کھ ضروری سامان بزیر انت۔

سمندر: واجھ سرکار راڈیو، ٹلوژن و حالتاکان وتی ھلی کاپٹرانء عکساں دیگا انت و گشگا انت کھ اے بلوچستانء مھلوکا کمک و مدد رسینگا انت، اشیء تؤکا چنچو راستی است انت؟

مسعود: راستے انت کھ ھلی کاپٹرانء ھیرّھارّ افسرانء نند و تران سک باز گندگ بیگا انت۔ ادا اسٹاک ھم آرتگ، بلے اے تنیگا بھر نھ بیگا انت۔ مھلوک حیران انت کھ انچو امداد پیداگ انت، اے تاوانباراں نھ رسگا انت، کجا روگا انت!؟
کوشکلاتء مھلوک گشگا انت کھ ھلی کاپٹراں اودا سامان دوردیگا وتا پیش داشتگ۔ پورھیں کوشکلات کھ اودا ھزاراں مردم تاوانبار بیتگ انت؛ مردمانء گشگ انت کھ ھلی کاپٹراں اودا چار تنبو دؤر داتگ و چیزے کارٹن کیک دؤر داتگ، آ ھم آپء تؤکا۔
کوشکلات یک ھنچیں جاگھے انت کھ اؤدا ھلی کاپٹرء ھچ ضرورت نھ انت، نیں اودا کسانیں گاڑی ھم شت کن انت۔
بزاں زمینی راہ ھست انت بلے سرکاری مردم اے راھا نھ روگا انت۔

سمندر: باریں ان جی اوز و دگھ انٹر نشنل ادارہ اؤدا آتکگ انت؟

طارق مسعود: ھو! بالکل سر بیتگ انت۔ رڈ کراس سر بیتگ، یونسف والا آتکگ انت۔ اے گؤں ھندی ان جی اوز ھورکاری کنگا انت۔
زیگ گؤں ڈسٹرکٹ کونسل اشاں میٹنگ بیتگ تا یک ھؤرین گامے چست بکن انت۔ ڈسٹرکٹ ناظم آھان گشگا انت کھ اے ان جی اوز بس یک میتگےء تؤکا کار بکن انت آدگھ میتگاں بل انت۔ مھلوک ھمے سرپد بیگا انت کھ سرکار وت کار نھ کنت و ان جی اوز ھم چھ کار کنگا دارگ بیگا انت۔

سمندر: منی دگھ جستے اشنت کھ باریں مقامی سرکاری مردماں چے گام چست کتگ؟ بزاں ھما کھ ھندی ذمھ دار انت!

طارق مسعود: یونیں کونسل کھ آھانء میتگ تاوانبار بیتگ انت آ سک باز کار کنگا انت۔ یکے چھ ھمشاں کھ قلاتک انت کھ اشیء ناظم زبیر بلوچ انت آ باز تچ تاچ انت۔ آھی وت یک تنبوئے جتگ و وتی مردمانء ھؤرکاریا بازین تاوانباراں کمک کنگا انت۔
پشتکپتگیں آدگھ یونیں کونسلانء ناظم انت وتی وسا کار کنگء جھدا انت بلے ھمے گشگا انت آھانء وسیلھ انچو نھ انت کھ مھلوکء دردا بور انت۔ اودء مھلوکء حالت سک نگیگ انت۔ کسے اؤدا بروت گڑا گؤنڈو کاینت و جست کننت کھ ترا آپ یا بسکوٹے گؤن انت کھ آھاں بدہ اے۔ اے یونین کونسل پھ وتی مھلوکء کمکا گؤں ان جی اوز ھؤرکاری کنگا انت۔ البت اے ان جی اوز نزورین انت و مھلوکء مددا نھ رسگا انت۔ ھمے سوبا ضرورت انت کھ اقوام متحدہ و دگھ انٹر نشنل بنجاہ اشانء کمکا وتا برسین انت۔

سمندر: شمارا اندازہ است انت کھ چنچو مردم بیران کا بے لؤگ بیتگ انت؟


طارق مسعود: سرکاری مردمانء گشگ انت کھ دسٹرکٹ گیچ اندازہ دوصد پنچاہ ھزار مردم بے لؤگ بیتگ انت و نا المّيں اندازہ ھمش انت کھ چھ بیست کسا گیش بیران بیتگ۔ دگھ بازیں کسے گار انت۔

سمندر: درملکاں جاہ منندیں بلوچاں چھ شما چے امید کن ات؟ آ چے بکن انت؟

طارق مسعود: مردم گشنت چھ ملکء سرکارا مارا ھچ امید نیست انت۔ درملکی مھلوک دنیاء میڈیاھا سھیگ کت کنت تا آھانء مددا دنیا برسیت۔
سرکار وت منگا انت کھ بلوچستانء ھنوگین تباھی کشمیرء نیمگا آتکگیں زمین چنڈء تباھیا جھ ھم گیشتر بیتگ۔ پدا ھم انچو روچ رند ھچ کمک نھ کتگ۔ بس یک ھلی کاپٹرے کھ آ ھم خالیگ ترّگا انت۔ پمشکا من سرپد باں کھ انٹرنشنل فنڈے بئيت انت گڑا بلکیں اے دمگ پدا وتی جاھا بئیت وبؤشتیت۔

سمندر: مالی مددء درگتا بلوچ چے بکن انت؟

طارق مسعود: بلوچ مھلوک چھ وتی نیمگا چؤشین مزنیں کارے کت نھ کنت پچے کھ سی لک مردم چھ اے سیلاب تاوان بار بیتگ ۔ مزنتریں کارے کھ درملکی بلوچ کت کن آ وراک و آپء ضرورتانء پورو کنگا، تنبوء ضرورت انت پرے واستا کمک بکن انت۔ دگھ اگر بوت کنت کڑا یک ھنچیں زمینے درگيجگ ببیت کھ پلاٹنگ کنگ و بے لؤگاں جاہ دیگ ببیت تا آ اودا بنند انت۔ اے ھنداں کھ آپ پترتگ اے نیں ناقابل نندگ انت۔

سمندر: میرانی ڈم باروا بازیں ھبر تالان بیتگ و چدا پیسر ھم اشیء سوبا بازیں تاوانباری بیتگ۔ گشنت کھ اے ڈمء مشکل گیشتر ٹکنکی انت۔ ھنچیں راھے نھ بیتگ کھ اے ڈمء دروازگ پچ کنگ ببنت تا گیشیں آپا درکپگء راہ ببیت؟

طارق مسعود: واجھ تئی گپ راست انت کھ میرانی ڈمء تؤکا ٹکنیکل خرابی ھست انت۔ اے دروازگء گپ کھ تو جت اے اولی ڈم انت کھ 'ڈکیانوسی' (ربودگیں) طریقھا اڈ کنگ بیتگ۔ اشیا ھچ پیمیں گیٹ پر نیست انت کھ بٹن جنگ ببیت پھ پچ کنگا۔ بس دو بلاھیں،ٹرّيں کؤرانء دپ بستگ و ھچ آپء دراھگء راہ نیست انت۔ اے تباھکاریء مزنتریں سوب ھمش انت کھ آپا درکپگء ھچ وڑیں راہ نھ بیتگ۔
دگھ گپے اشنت کھ ڈم ء ھدّا کھ سروے بیتگ و منــّگ بیتگ کھ اے ھند چھ ڈمء سوبا تاوانبار بنت و سرکارا تاوان پر کنگء جار ھم جتگ بلے باز وھدے پرگؤزگا پد ھم اے مھلوکء تاوان پر کنگ نھ بیتگ انت۔ مھلوکا سرکاری بنجاھاں ظاھری پیشداشتگ، آہ وپریات کتگ۔ تھروزی شدکشی کتگ، بلے سرکارا اشاں ھچ کمک نھ کتگ۔
بازیں مردماں سیلابء ترس بیتگ بلے پدا چارتگ اش کھ اگر چھ وتی لؤگاں در بکپ انت کجا برونت! نھ دگھ جاھے نھ امیدے!
اے ردا بچارے اے تباھیء سوب میرانی ڈم انت و چھ سرکارء نیمگا مھلوکء تاوانان پرنھ کنگ انت۔

سمندر: من ھنچؤ اشکت کھ شمئے صوبھء وزیر احسان شاہ گشتگ کھ آ مردمانء تاوانان پر کنت و یک شریں جاھے سراش کنت۔ شما اے باروا چے گشت؟

طارق مسعود: من گشگ لؤٹاں کھ ادا یک جاھے استنت نامی نودز انت اؤدء مردماں تا یک ماھے شد کشی کتگ۔ اشانء لؤٹ چھ سرکارا ھمے بیتگ انت کھ تئے سرکار مئے زمیناں ڈمء ندریگ کنگا اے۔ مئے باغاں ڈمء ندريگ کنگا اے۔ تو اشانء قیمت بستگ و گشگ ات کھ تو اشاں مارا دی اے۔ بلے تو چؤ نھ کنگا اے۔ چھ ھؤرو ھارا مارا تاوانے برسیت آھیء ذمھ دار تئے سرکار بئے۔ اشانء لؤٹ نیمگا سرکارا ھچ دلگؤش گؤر نھ کت۔ گڈسرا مھلوک جنگا چست بیت انت و ڈسٹرکٹ کونسلء دیوانء تھا پاداش ماندات۔ نیں اے مردم گشگ بیتگ انت کھ آھانء تاوان پر کنگ بنت۔ انگت سرکارء اے قول پیلو کنگ نھ بیتگ۔

سمندر: چؤکھ جاہ کئیت اے بلوچستانء دیمرئیء سرکاری کاران سوبا مھلوک چؤ تاوان بار بیگا انت! تو اے بابتا چے گشے؟

طارق مسعود: من گؤں شما تپاک کناں۔ چدا پیسر 1933 یا 34 برٹش سرکارا ھم ھمے جاھا ڈمے اڈ کنگء ارادہ کت۔ پدا حساب جت کھ ادا اگر ڈم بندگ ببیت گڑا بازیں میتگ آپا چير ترّ انت چمشکا آھاں اے گامگيج نھ زرت۔ رندترا پاکستان چھ روس دستبندی کنت کھ ادا ڈم اڈ بکنت۔ روسیاں ھمے گشت کھ ادا بستگیں ڈم پھ مردماں موت ثابت بیت انت۔
ھنــّي کھ جنرل صاحبء دؤر آتکگ اشی نھ پشت چارتگ نھ دیم۔ الکاپیں سروے نھ کتگ۔ ھنچؤ سروت تیار کتگ۔ نیں پدرا انت ھما ڈؤل روس و برٹش راج گشتگ اے ڈم پھ مھلوک تباھی انت۔ اے ھندء باریں چنچو سالانء یک پورئیں تاریخے ھمے میرانی ڈمء ھرجاں شتگ۔

سمندر: واجھ تئی باز باز مھربانی۔ من امید کناں کھ مئے مھلوک دگھ رندے اے ڈولیں تباھکاریء آماچ مبیت و بلوچ دست ماں دست بکن انت اے مھلوکا چھ بزّگيا در بکن انت۔ تئی داتگیں وھدء مننت۔


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:16
بلوچستان با شنيدن خبر سلامت رهبر جنبش نماز شکر به جا آوردند | بلوچستان 

به گزارش آژانس خبری بلوچستان به نقل ازاژانس خبری تفتان از زاهدان با پخش مصاحبه رهبر مبارزات بلوچستان موجی از شادی و سرور بلوچستان را فرا گرفت و مردم در نقاط مختلف بلوچستان نماز شکر به جا آوردند.

خبرنگار تفتان می افزاید با شایعه شدن دستگیری رهبر مبارزان عبدالمالک ریگی بلوچستان ماتم زده شد و مردم شدیدا نگران وضعیت ایشان بودند و حتی زنان و دختران بلوچ بر خود نذر کردند که در صورت سلامت رهبر جنبش به آن ایفا نمایند و مصاحبه دیشب  رهبر مبارزان با کانال یک موجبات سرور و خوشحالی مردم مظلوم بلوچستان را که امید به این جوان سلحشور بستند را  فراهم نمود

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:10
موج جديد اخراج اهالي سيستان و بلوچستان از ايران | بلوچستان 

به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از روزنا گرفتن شناسنامه هاي برخي از اهالي سيستان و بلوچستان و اخراج آنها از ايران به بهانه ايراني نبودن اخيرا براي مردم اين استان مشكلاتي را به وجود آورده است.

جلال جلالي زاده كه به تازگي به نمايندگي از جبهه مشاركت و به منظور بررسي مشكلات مردم سيل زده اين استان به آنجا سفر كرده است در اين مورد به نوروز مي گويد:"در زمان شاه در بسياري از مناطق مرزي و محل سكونت قوميت ها مردم به دليل اينكه فرزندانشان مجبور به گذراندن دوران خدمت سربازي نشوند براي آنها شناسنامه نمي گرفتند در سيستان و بلوچستان هم همين گونه بوده است پس از انقلاب به دليل كمك هاي دولتي از جمله دادن كوپون هاي مختلف مردم براي گرفتن شناسنامه به دفاتر ثبت اسناد مراجعه كردند اما به دليل سخت گيريهاي زياد موفق به گرفتن شناسنامه نشدند."


به گفته جلالي زاده اخيرا اين مساله بغرنج تر شده چرا كه نه تنها افراد فاقد شناسنامه نتوانسته اند شناشنامه بگيرند بلكه حتي افراد شناسنامه داري كه براي گرفتن كارت ملي شناسنامه هايشان را تحويل داده اند نتوانسته اند شناسنامه هايشان را پس بگيرند و به آنها گفته شده ات كه شناسنامه هايشان اعتبار ندارد و خيلي از آنها به بهانه افغاني بودن به اين كشور اخراج شده اند.


بنابراين استان سيستان و بلوچستان با موج جديد اخراج برخي از اقوام و عشاير خود از ايران مواجه است در حالي كه اين افراد در ايران متولد شده اند و سالها در ايران زندگي كرده اند.


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:6
نسبت دادن مسائل زميني به خدا بازي كردن با اعتقاد مردم است ( سياست ) 
سيدحسين موسوي تبريزي» در گفت‌‏وگو با خبرنگار «ايلنا» اظهار داشت: اگر بنا باشد ما هر مساله زميني را به خدا نسبت دهيم، بايد عقل و منطق و اعتقاداتمان را تعطيل كنيم و بگوييم هر اتفاقي مي‌‏افتد، خواست خداست. اينكه اصل مسائل دست خداست، شكي در آن نيست اما انسان‌‏ها هم در انتخاب خود صاحب اراده هستند.
وي با اشاره به اين سخن جنتي كه «در انتخابات سوم تير خدا خواست كه در بر پاشنه غلط نچرخد»، گفت: ما از كجا بدانيم كه خداوند راضي به اين مساله شده است. اين حرف‌‏ها به هر قصدي كه گفته شود، به دين ضربه مي‌‏زند چراكه انسان هر چقدر هم خوب باشد، باز اشتباهاتي در كارش دارد اما اگر انتخاب او را به خدا و پيغمبر(ص) و اسلام نسبت دهيم، اعتقادات مردم را به بازي گرفته و زير سوال برده‌‏ايم.
موسوي تبريزي افزود: آقاي جنتي كه مي‌‏گويند مردم براي انتخاب احمدي‌‏نژاد نذر و نياز كرده‌‏اند، بدانند اگر مردم در عمل نواقصي در كار احمدي‌‏نژاد ببينند، نسبت به برخي مسائل بي‌‏اعتماد مي‌‏شوند.
به گفته وي، ما بايد آدم‌‏ها و برنامه‌‏ها را زميني ببنيم. كساني كه در مساله سياست دخالت مي‌‏كنند، عملكردشان قابل نقد است و هر آن امكان دارد اشتباهي در كارشان پيش بيايد


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 23:46
متن کامل مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک ( بلوچستان ) 

بر اساس اعلام قبلی ساعت ۱۸ امشب دکتر علیرضا نوریزاده در تلویزیون ماهواره ای کانال یک گفتگویی را با عبدالمالک ریگی انجام داد. صرفنظر از رد یا تایید وی با توجه به شایعات گسترده ای که درباره دستگیری و یا زخمی شدن وی منتشر شده بود متن این مصاحبه از اهمیت خاصی برخوردار بود . به این جهت متن آنرا برایتان پیاده کرده ایم :
دکتر علیرضا نوریزاده : رژیم جمهوری اسلامی و وابستگان جمهوری اسلامی در واقع از طریق سایتها و روزنامه‌ها و نشریات وابسته خبری را به صورت شایعه در اینجا و آنجا منتشر می‌کنند و بعد این شایعه را آنقدر دامن می‌زنند که مورد قبول مردم قرار بگیرد. و طبیعتا افرادی که این شایعات را در موردشان دامن می‌زندد چون امکانات جمهوری اسلامی را ندارند و از رسانه‌ها و رادیو تلویزیون و روزنامه بی‌بهره‌اند گاهی اوقات در پس این شایعات به آنان لطمه می‌خورد.از چند روز پیش به من خبر می‌رسید ایمیل زده می‌شد و در سایتها می‌خواندم که آقای عبدالمالک ریگی که به هر حال بخاطر عملیاتهایی که در بلوچستان انجام داده است نامی در کرده و مخالف و موافق بسیار داشت دستگیر شده و بعد فراتر از این شایعه کردند که او کشته شده است.و حتی افرادی آگاه و از درون دستگاه به من زنگ می‌زدند که آیا این خبر درست است؟من انتقاداتی به آقای ریگی داشتم و دارم اما در اینجا دیدم که آدمی به هر علت بخاطر تفکرش به خاطر رفتارش به خاطر این تحولی که در رفتارش در این مدت از خود نشان داده است وقتی به او گفتند این مامور امنیتی را که دستگیر کرده‌ای آزاد کن و او آزاد کرده است و رژیم با ناجوانمردی اینرا به حساب خود گذاشته است ما گروه فرستادیم به پاکستان رفتند و مذاکره کردیم و توانستیم مامورمان را نجات دهیم. خیر شما نجات ندادید شما اصلا نجات‌بخش نیستید. مبنای اندیشه‌تان نابود کردن است. و بنابراین طبیعی است آقای ریگی به عهدش وفا کرد وقتی ما اینجا شب عید و یکبار دیگر به او گفتیم به عهدش وفا کرد اما شما چه کردید؟ بچه‌های بلوچ و بیگناه را دار زدید به خانه بلوچها ریختید تعرض کردید به نوامیسشان. شما چکار کردید؟ پاسخ این عمل ریگی را اینگونه دادید.اینها دروغ گفتند که آقای ریگی را گرفتند. بنده الان با آقای ریگی صحبت می‌کنم. سلام آقای ریگی
عبدالمالک ریگی : علیک السلام به شما آقای علیرضا نوریزاده به شما سلام می‌کنم و به همه کسانیکه صدای مرا می‌شنوند.
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای ریگی این شایعه دستگیری شما از کجا آب می‌خورد؟ جریان چه بود؟
عبدالمالک ریگی : اینها قبلا شایعه کردند که برادرم در یک درگیری کشته شده و بنده زخمی شدم و بنده را به یکی از بیمارستانهای پاکستان انتقال داده‌اند و پس از چند روز اعلام کردند که ایشان در یکی از بیمارستانهای پاکستان دستگیر شده است.و بنده خودم هم تعجب می‌کنم که چگونه مامورین رژیم به ظاهر اسلامی و عواملشان در داخل و خارج با قدرت و توان کامل آنرا شایعه می‌کنند در بین مردم و الان هم در زاهدان و استان سیستان و بلوچستان مردم خیلی پریشان بودند و بعضیها در تماسهایی با افرادی که وابسته به ما هستند از این مساله اطلاع پیدا کردند و بعضی نیز گفتند که شما این مساله را در سطح وسیعی اطلاع رسانی کنید چرا که رژیم از این مساله اهداف زیادی دارد.البته این چیزی نیست که تازه باشد . قبلا هم رژیم چنین ادعاهای دروغینی را مطرح کرده است در چندین مرحله چنین شایعاتی مطرح شده است که شما هم در جریان آن هستید. بنده چند احتمال می‌دهم از این شایعات: یک احتمال این است که برخی از عومل مزدور رژیم می‌خواهند رژیم را فریب دهند و پولهای کلانی از رژیم می‌گیرند از وزارت اطلاعات یا سپاه با دریافت پولهای کلانی می‌گویند ما اینکار را می‌کنیم یا این کار را کرده‌ایم .و یا اهداف دیگری دارند . مثلا اینکه رژیم می‌خواهد اینگونه القا یا وانمود کند که ما همیشه دنبال اینها هستیم و امروز نه فردا می‌خواهیم اینها را بزنیم و چند بار زدیم و اینها دررفتند و آخر و نهایتش این است که اینها کشته می‌شوندو همیشه در تیررس و در چنگ ما هستند و در چنگ قانون هستند قانونی که بر اساس افکار متعصبانه و تحجرگرایانه خودشان وضع کرده‌اند.وانمود می‌کنند که اینها عددی نیستند و اینها نمی‌توانند برای ما مشکل‌ساز شوند آنطوریکه شما مردم تصور کردید که اینها خطرناک هستند و یا می‌توانند در سرنوشت این نظام تاثیرگذار باشند آنطور نیست.اینها انسانهای معمولی هستند و این حرکتها حرکتهای عادی هستند و ما خیلی زود می‌توانیم اینها را از سر راه خود برداریم.این هدفی است که رژیم در تبلیغات و مانورهای خود آنرا دنبال می‌کند ولی الحمدلله هیچ اتفاق خاصی برای ما نیافتاده است. یک اتفاقی در همان زمانی که ما مذاکراتی را با آنها شروع کرده بودیم که چهار نفر از افراد بنده زخمی شدند و الحمدلله بنده هیچ زخمی برنداشتم و الحمدلله آن قضیه به سامت گذشت. تقریبا 3 هفته قبل بود.در چند مرحله پس از شایعه شد که من زخمی شدم یا دستگیر شدم و البته دوستان پس از جریان آن حمله اطلاعیه‌ای دادند که بنده زخمی نشده‌ام و چهار نفر از دوستان زخمی شدند در جلسه‌ای که ما با همین افرادی که از طرف رژیم آمده بودند پس از آن جلسه در یک راهی در داخل کوههای بلوچستان اتفاق افتاد که الحمدلله ما به سلامت از آنجا بیرون آمدیم.و هیچ مشکل خاصی تا بحال پیش نیامده است.
دکتر علیرضا نوریزاده : پس اجازه بدهید در همین جا از شما پرسشی بکنم. رژیم شما را به رسمیت شناخت چون اگر به رسمیت نمی‌شناخت با شما مذاکره نمی‌کرد برای مردم شفاف عمل کنیم آقای ریگی بخشی از عملکرد شما ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرد من امشب می‌خواهم واقعا صادقانه با هم صحبت کنیم چون همیشه سعی کردم در برخورد با مردم صادق باشم دفعه قبل که من با شما مصاحبه کردم دهها ایمیل برایم آمد که آقای ریگی اینکار را کرد آقای ریگی آن کار را کرد . شما چرا با ایشان مصاحبه کردید؟ بعد جالب بود زمانیکه صدای آمریکا با شما مصاحبه کرد مقارن شد با مطلب یک روزنامه پاکستانی یا آمریکایی که نوشت شما زا طرف آمریکا حمایت می‌شوید من می‌دانستم که چنین چیزی درست نیست و گفتم که آقای ریگی از کسی کمک نمی‌گیرد اگر عملکردش مورد انتقاد است و سئوال می‌کنید آن یک چیز دیگریست ولی قدرت خارجی پشت آقای ریگی نیست حالا دلم می‌خواهد شما به مردم بگویید که چرا مذاکره می‌کنید مبنای این مذاکرات چه بود و چرا قبول کردید که مذاکره کنید که طبیعتا این حرف را یک زمانی به زنده‌یاد قاسملو ایراد گرفته بودند که قاسملو چرا رفت با جمهوری اسلامی مذاکره کند که او را به قتل برسانند.و یارانش گفته بودن قاسملو اگر رفت که با جمهوری اسلامی مذاکره کند به جهت این بود که ما درایم به خاطر حقوق مردم ایران می‌جنگیم.اگر رژیم در جایی مجبور به مذاکره شود و خواسته‌های ما را بپذیرد باید بپذیریم که مذاکره کنیم در را بستن در سیاست معنا ندارد شما تفنگ را بالا گرفتید برای تحقق اهدافتان مبارزه می‌کنید اگر دیدید در مذاکره یک امتیاز بدهید دو امتیاز می‌گیرید باید مذاکره کنید . من با نفس مذاکره‌ات مخالفت نمی‌کنم فقط می‌خواهم چارچوبش را شما شفاف برای مردم بگویید.چه کسانی سراغ شما آمدند ؟ چگونه و بر سر چه مذاکره کردید؟
عبدالمالک ریگی : شما می دانید در منطقه بلوچستان رژیم تقریبا با مردم بیگانه است و برای کنترل منطقه به علمای اهل سنت و ریش‌سفیدان متوسل می‌شود.یعنی حکومت بطور مستقل هیچگونه تسلطی بر روی فبایل و طوایف بلوچ ندارد.از اول هم نداشتند چون مردم با رژیم جنگیدیند و اسلحه داشتند و مقاومتهایی بوده است اگر چه بصورت منظم و دقیق در داخل و خارج و با هماهنگی کامل نبوده است مردم در اینجا و آنجا مبارزه و مقاومت می‌کردند. در هر صورت اینها توسط همین ریش‌سفیدان و علما را که البته بعضی از این ریش‌سفیدان و بعضی از این علما برای بنده قابل احترام هستند و بعضی از این علما و ریش‌سفیدان عناصر مزدوری نیز در میانشان وجود دراد که همان اهداف رژیم را دنبال می‌کنند.در هر صورت با آنهاای که برایشان احترام قایل هستم با روش کارشان مخالفت هم دارم. آنها بر این باور هستند که ما باید از راههای مسالمت‌آمیز و در داخل فعالیت کنیم اینها میانجی‌گری کردند و گفتند افرادی از رئیس‌جمهور و وزیر کشور و مقامات بالا دستور گرفتند و به اینجا آمدند تا با شما صحبت کنند .
با اختیارات کامل حاضرند با شما صحبت کنند در خصوص اینکه وضعیت منطقه وضعیت مناسبی نیست. ما همه مسلمان هستیم و باید روی مساله اسلامیت خود بنشینیم و یک راهکاری بیاندیشیم که برای امنیت منطقه و مردم و برای همه مردم مفید باشد.صحبتهایی هم کردند که درست است با کارهایی که شما کردید مشکلاتی برای رژیم درست شده و امنیت منطقه به هم خورده و بیگانگان چشمشان به این منطقه دوخته شده است و همچنین مردم بلوچ هم ضربه‌ههایی خوردند بنده با شورای مرکزی خود مشاوره کردم و بنده با دیپلماسی یا روابط دیپلماسی را مورد استقبال و حمایت قرار دادیم و قایل به این هستیم که هیچ جنبشی موفق نخواهد بود مگر اینکه دیپلماسی داشته باشدالبته مذاکره با شرایط خود و دقت در مذاکره خیلی شرط است.اینها مسایل اولیه بخصوص برای جنبش یا سازمانهای چریکی مثل ما است.من با اینها صحبت کردم و گفتم ما حاضریم برای مذاکره در صورتی که رژیم بخواهد مشکلات ما را حل کند هر چند بنده بعید می‌دانم مذاکره با رژیم با ساختار فعلی آن فایده داشته باشد زیرا مشکل با نوعیت نظام و با طرز تفکر ساختار نظام است. این نظام طوری درست شده با همان ساختار فلسفه ولایت مطلقه فقیه و ما نمی‌توانیم این نظام را با وجودیکه خودش بقا داشته باشد اصلاح کنیم.اصلاح این نظام در نفی آن است. یعنی این نظام باید کلا از بین برود یک نظامی با یک نوعیتی جدید با یک نوعیت دموکراتیک باید جایگزین شود بعد مردم به حقوقشان می‌رسند ولی در هر صورت باز هم ما مذاکره می‌کنیم ببینیم به کجا می‌رسیم و اگر ببینیم واقعا راهی است و می‌شود به جایی رسید حاضریم مذاکره کنیم و اینها هم قبول کردند ولی پیش شرط ما برای مذاکره این بود که ما در صورتی مذاکره می‌کنیم که نمایندگانی از سازمان ملل در مذاکرات ما باشند و نمایندگانی از بعضی کشورهای همسایه در این مذاکره باشند که در مرحله اول اینها با حضور نمایندگان کشورهای اسلامی مخالفت کردند و آخرین شرط ما این بود که باید از سازمان ملل و سازمانهای حقوقی و مدنی که وابسته به هیچ کشوری نیستند و به هیچ جناح و برنامه سیاسی وابسته نیستند سازمانهایی که می‌توانند حقایق را برای دنیا روشن کنند ما گفتیم اینها باید حضور داشته باشند بعد ما حاضر به مذاکره هستیم که مسئولین و ماموران رژیم مخالفت کردند و گفتند که ریگی می‌خواهد این مسئله را در سطح دنیا مطرح کند و این مسئله را پوشش بین‌المللی بدهد و آن چیزی که ما می‌خواهیم این است که این مسئله در سطح دنیا بسیار بزرگ نشود و برای همین می‌خواهیم مذاکره کنیم یعنی هدفشان از مذاکره نجات جان اینهمه انسان و دادن حقوق اینهمه انسان نبود و خودشان گفتند که هدفشان این بود که این مساله را از سطح بین‌المللی بیاوریم پایین یعنی این مساله بسیار بزرگی نیست. این مسئله بسیار کوچکی است و می‌توانیم همین جا حلش کنیم ما گفتیم این مسئله کوچکی نیست هزاران نفر در این میان کشته شده و جان هزاران انسان گرفته شده است زندگی هزاران انسان خراب شده هزاران بچه یتیم شدند هزاران زن بیوه شدند هزاران زندگی شیرازه‌شان از هم پاشیده شده است چطور ممکن است چنین مساله‌ای را بگویید مساله کوچک و معمولی است .و ام بدون حضور نمایندگانی از سازمان ملل هیچ امکان مذاکره‌ای نمی‌بینیم. ما با حضور نمایندگانی از سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی آنهم با حضور خبرنگارانی از رسانه‌های مختلف روشن و واضح صحبت می‌کنیم . آنچه که حق ما و حق مردم ایران است آنرا باید به ما بدهید.
و حق دادنی است چه امروز باشد و چه فردا باشد. اگر به خوبی بدهید ما استقبال می‌کنیم ما خواهان این نیستیم که خون کسی ریخته شود یا انسانی حقوقش پایمال شود ولی اگر بنا بر این باشد که شما حق ما را به روش قانونی ندهید ما حق خود را به همان روشی که شما آنرا از ما گرفتید آنرا از شما پس می‌گیریم. من فکر می‌کنم آن چیزی که ما را به آن اندازه رسانیده که رژیم حاضر شده با ما مذاکره کند آن تنها قدرت اسلحه بوده است. اگر چه من قایل به این هستم که یک حکومت دموکراتیک با روشهای دموکراتیک بوجود می‌آید ولی ما در وضعیتی نیستیم که بتوان با این رژیم فقط با یک زبان صحبت کنیم زیرا فورا زبان را می‌برد و ما را می‌کشد. و تاریخچه این نظام شاهد این مدعای ماست . برای همین بود که با وجود رفت و آمدهای فراوان این مذارکات به نتیجه‌ای نرسید و ما گفتیم که بدون حضور نمایندگان سازمان ملل مذاکره غیرممکن است .
دکتر علیرضا نوریزاده : بنابراین تله گذاشته بودند. کارشان همین است مگر با زنده‌یاد قاسملو مذاکره نمی‌کردند آنجا تله گذاشتند و انسان آزاده و مبارزی را به همراه کاک عبدالله قادری و کاک رسول به قتل رساندند.در مورد شما هم چنین طرحی داشتند.
عبدالمالک ریگی : اینها طرحی داشتند در همین وقتی که ما مذاکره می‌کردیم زمانی که سران طوایف و علمای منطقه پیش ما می‌آمدند و می‌رفتند اینها با هواپیماهای جاسوسی و با روشهای مختلفی و با استفاده از روشها و آلات مدرنی که در اختیار دارند بعضی از مناطق کوهستانی ما را مشخص کرده بودند و در یکی از این مناطق در نزدیکی وقت سحر درگیری را شروع کردند ما البته نزدیک بودیم ولی دوستان ما را از آن منطقه به جای دیگری انتقال دادند و دوستان خودشان در آنجا درگیر شدند تا ساعتهای 7-8 صبح که 6 نفر از مامورین در آنجا کشته شدند البته آنچه که دوستان دیده بودند و بعد ما عقب‌نشینی کردیم. حمله را آنها آغاز کردند و موضع ما در اینجا فقط یک موضع دفاعی بود ما به شهری نزدیک نشده بودیم اینها از کوهستانها آمدند و ما پساز درگیری از آنجا دور شدیم . اینها هدفشان مذاکره نیست هر چند من به این نتیجه رسیدم که به مذاکره به عنوان یک اصل همیشه باید احترام بگذاریم و همیشه باید حامی مذاکره باشیم . ولی تجربه‌ای که ما باید به دیگر مبارزین انتقال دهیم این است که اینها راه آمدنی نیستند یعنی حاضر نیستند به هیچ راهی بیایند اینها می‌گویند ما همه این کارها را می‌کنیم ولی فلسفه ولایت فقیه و آن تفکرات محور این نظام است . و امکان ندارد با محوریت این تفکرات مردم ایران بتوانند اعم از شیعه و سنی اعم از مسلمان و غیرمسلمان اعم از فارس و کرد و بلوچ و عرب هیچکس نمی‌تواند به حقوقش برسد.
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای عبدالمالک ریگی اجازه بدهید من سئوالی در پی همان انتقاداتی که داریم مطرح کنم من از شما سئوال می‌کنم این آقای ریگی که من الان دارم با او صحبت می‌کنم این عبدالمالک ریگی جوانی که من دارم با او صحبت می‌کنم آقای ریگی  4 ماه پیش نیست آدم یکسال پیش هم نیست دارد با زبان یک مبارز خردمند با زبان سیاسی صحبت می‌کند یک جوانی که زمانی در حوزه روحانی اهل سنت بوده به این شدت و با این سرعت این تحول روحی را پیدا می‌کند دیگر صحت از جندالله نمی‌کند صحبت از جبهه‌ای بزرگ برای آزادی همه مردم ایران می‌کند انگشت فقط روی بلوچستان نمی‌گذارد بلکه همین الان صحبت از کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره و تمام اقوام ایرانی سخن به میان می‌آورد خیلی خوشحالم این تحول را شما پیدا کردید حتما مطالعه کردید و آدمهای خردمندی مصاحب شما بودند می‌خواهم آقای ریگی خود را برای مردم معرفی کند . تصویری که رژیم از عبدالمالک ریگی می‌دهد آدمی است که ماموران رژیم را می‌گیرد و سر می‌برد یا آن حادثه کرمان که اثر بسیار سوئی داشت و تعدادی از مردم و افکار عمومی را علیه شما تحریک کرد دلم می‌خواهد خودت الان بگویی که عبدالمالک ریگی کیست و چه می‌خواهد و بدنبال چیست ؟
عبدالمالک ریگی : من دوست ندارم از خودم تعریف کنم من هم یک جوان بودم هیچکس دوست ندارد جوانی خودش را در چنین راهها و چنین وضعیتهایی که همیشه در خطر مرگ و ... روبرو است و هر لحظه امکان دارد زنش بیوه شود و بچه‌هایش یتیم شوند و زندگی‌اش خراب شود و پدر و مادرش داغدار شوند به عناون یک انسان هیچکسی دوست ندارد چنین سرنوشتی داشته باشد. ولی این سرنوشتی است که بر ما تحمیل شده است و بر ما تحمیل کردند . ما را مجبور کردند که وارد چنین مسیری شویم زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم بنده از قبل مطالعاتی داشتم و اینکه به شما رساندند که بنده طلبه حوزه علمیه بودم اینطور نیست من بطور مستقل در مدرسه‌ای درس نخواندم البته مطالعات زیادی در مسایل دینی داشتم و پس از اینکه ما این فعالیتها را شروع کردیم من مطالعات زیادی روی جنبشهای سیاسی و جنبشهای چریکی در دنیا ، اسباب و علل رشد جنبشها و اسباب و علل تنزل و انحطاط جنبشها انجام دادم و هر چه مطالعات ما بیشتر می‌شد امید ما به پیروزی و خردگرایی بیشتر می‌شد . من اینرامنکر نیستم که در اوایل اشتباهاتی شده است و اشتباه همیشه می‌شود در جنبشها و حتی حکومتها اشتباه می‌کنند مهم این است که انسان اشتباه خود را قبول کند وقتی انسان اشتباه خود را قبول کرد می‌تواند در آینده مطمئن شود که آن اشتباه را تکرا ر نمی‌کند کسی که اشتباه بکند و لجاجت کند و با سفسطه بخواهد اینگونه وانمود کند که این اشتباهی که من مرتکب شدم اشتباه نیست بلکه صحیحی است این اشتباه است . چنین شخصی نمی‌تواند اصلاح شود و رشد کند و اینکه می‌گویند انتقاد باید آزاد باشد به همین دلیل است که در هر جامعه‌ای انتقاد فرهنگ‌سازی شود مردم در آن جامعه رشد می‌کنند زیار هر کس به عیب خود پی می‌برد و اشتباه را از خود زایل می‌کند بنده هم نمی‌گویم که این جنبش از اول هیچ اشتباهی نداشتهه است بلکه خطاهایی بوده اگر چه رژیم از کاهی کوه ساخته است از یک خطای معمولی برای اینکه تبلیغات زیادی بکند و سوءاستفاده کند آنرا بزرگ کرده است . یک اشتباهاتی شده و بنده آن اشتباهات را قبول کرده‌ام و این اشتباهات دیگر روی نمی‌دهد. اما در مساله کرمان بنده در همان زمان این مساله را محکوم کردم الان هم نرا محکوم می‌کنم و هیچ سندی دال بر اینکه بنده یا دوستان بنده در این جنایت دست داشته‌اند وجود ندارد. و آنها هم نتوانسته‌اند تا امروز ثابت کنند. وضعیت بلوچستان با جاهای دیگر فرق می‌کند افرادی هستند که امروز با من کار می‌کنند و فردا با یکی دیگر کار می‌کنند . من گفتم مقاومتهایی در سراسر بلوچستان به صورت پراکنده وجود دراد اما بصورت منظم نیست و تنها سازمانی که بیشتر افراد را به نظم و زیر چتر خود درآورده است این جنبش بوده است که اکثریت را جذب کرده و برایشان راهکاری صحیح در همه مسایل هم در سطح روابط خارجی در سطح بین‌الملل برای شناساندن این جنبشها انجام دادیم و هم در سطح داخل.
دکتر علیرضا نوریزاده : این گفتگو گفتگوی مهمی است که در برنامه فردا آنرا دنبال خواهیم کرد.

لینک فایل تصویری مصاحبه دکتر نوری زاده با عبدالمالک ریگی :
http://www.nourizadeh.com/archives/real/02-07-07.wmv

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 17:54
متن کامل مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک ( بلوچستان ) 

بر اساس اعلام قبلی ساعت ۱۸ امشب دکتر علیرضا نوریزاده در تلویزیون ماهواره ای کانال یک گفتگویی را با عبدالمالک ریگی انجام داد. صرفنظر از رد یا تایید وی با توجه به شایعات گسترده ای که درباره دستگیری و یا زخمی شدن وی منتشر شده بود متن این مصاحبه از اهمیت خاصی برخوردار بود . به این جهت متن آنرا برایتان پیاده کرده ایم :
دکتر علیرضا نوریزاده : رژیم جمهوری اسلامی و وابستگان جمهوری اسلامی در واقع از طریق سایتها و روزنامه‌ها و نشریات وابسته خبری را به صورت شایعه در اینجا و آنجا منتشر می‌کنند و بعد این شایعه را آنقدر دامن می‌زنند که مورد قبول مردم قرار بگیرد. و طبیعتا افرادی که این شایعات را در موردشان دامن می‌زندد چون امکانات جمهوری اسلامی را ندارند و از رسانه‌ها و رادیو تلویزیون و روزنامه بی‌بهره‌اند گاهی اوقات در پس این شایعات به آنان لطمه می‌خورد.از چند روز پیش به من خبر می‌رسید ایمیل زده می‌شد و در سایتها می‌خواندم که آقای عبدالمالک ریگی که به هر حال بخاطر عملیاتهایی که در بلوچستان انجام داده است نامی در کرده و مخالف و موافق بسیار داشت دستگیر شده و بعد فراتر از این شایعه کردند که او کشته شده است.و حتی افرادی آگاه و از درون دستگاه به من زنگ می‌زدند که آیا این خبر درست است؟من انتقاداتی به آقای ریگی داشتم و دارم اما در اینجا دیدم که آدمی به هر علت بخاطر تفکرش به خاطر رفتارش به خاطر این تحولی که در رفتارش در این مدت از خود نشان داده است وقتی به او گفتند این مامور امنیتی را که دستگیر کرده‌ای آزاد کن و او آزاد کرده است و رژیم با ناجوانمردی اینرا به حساب خود گذاشته است ما گروه فرستادیم به پاکستان رفتند و مذاکره کردیم و توانستیم مامورمان را نجات دهیم. خیر شما نجات ندادید شما اصلا نجات‌بخش نیستید. مبنای اندیشه‌تان نابود کردن است. و بنابراین طبیعی است آقای ریگی به عهدش وفا کرد وقتی ما اینجا شب عید و یکبار دیگر به او گفتیم به عهدش وفا کرد اما شما چه کردید؟ بچه‌های بلوچ و بیگناه را دار زدید به خانه بلوچها ریختید تعرض کردید به نوامیسشان. شما چکار کردید؟ پاسخ این عمل ریگی را اینگونه دادید.اینها دروغ گفتند که آقای ریگی را گرفتند. بنده الان با آقای ریگی صحبت می‌کنم. سلام آقای ریگی
عبدالمالک ریگی : علیک السلام به شما آقای علیرضا نوریزاده به شما سلام می‌کنم و به همه کسانیکه صدای مرا می‌شنوند.
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای ریگی این شایعه دستگیری شما از کجا آب می‌خورد؟ جریان چه بود؟
عبدالمالک ریگی : اینها قبلا شایعه کردند که برادرم در یک درگیری کشته شده و بنده زخمی شدم و بنده را به یکی از بیمارستانهای پاکستان انتقال داده‌اند و پس از چند روز اعلام کردند که ایشان در یکی از بیمارستانهای پاکستان دستگیر شده است.و بنده خودم هم تعجب می‌کنم که چگونه مامورین رژیم به ظاهر اسلامی و عواملشان در داخل و خارج با قدرت و توان کامل آنرا شایعه می‌کنند در بین مردم و الان هم در زاهدان و استان سیستان و بلوچستان مردم خیلی پریشان بودند و بعضیها در تماسهایی با افرادی که وابسته به ما هستند از این مساله اطلاع پیدا کردند و بعضی نیز گفتند که شما این مساله را در سطح وسیعی اطلاع رسانی کنید چرا که رژیم از این مساله اهداف زیادی دارد.البته این چیزی نیست که تازه باشد . قبلا هم رژیم چنین ادعاهای دروغینی را مطرح کرده است در چندین مرحله چنین شایعاتی مطرح شده است که شما هم در جریان آن هستید. بنده چند احتمال می‌دهم از این شایعات: یک احتمال این است که برخی از عومل مزدور رژیم می‌خواهند رژیم را فریب دهند و پولهای کلانی از رژیم می‌گیرند از وزارت اطلاعات یا سپاه با دریافت پولهای کلانی می‌گویند ما اینکار را می‌کنیم یا این کار را کرده‌ایم .و یا اهداف دیگری دارند . مثلا اینکه رژیم می‌خواهد اینگونه القا یا وانمود کند که ما همیشه دنبال اینها هستیم و امروز نه فردا می‌خواهیم اینها را بزنیم و چند بار زدیم و اینها دررفتند و آخر و نهایتش این است که اینها کشته می‌شوندو همیشه در تیررس و در چنگ ما هستند و در چنگ قانون هستند قانونی که بر اساس افکار متعصبانه و تحجرگرایانه خودشان وضع کرده‌اند.وانمود می‌کنند که اینها عددی نیستند و اینها نمی‌توانند برای ما مشکل‌ساز شوند آنطوریکه شما مردم تصور کردید که اینها خطرناک هستند و یا می‌توانند در سرنوشت این نظام تاثیرگذار باشند آنطور نیست.اینها انسانهای معمولی هستند و این حرکتها حرکتهای عادی هستند و ما خیلی زود می‌توانیم اینها را از سر راه خود برداریم.این هدفی است که رژیم در تبلیغات و مانورهای خود آنرا دنبال می‌کند ولی الحمدلله هیچ اتفاق خاصی برای ما نیافتاده است. یک اتفاقی در همان زمانی که ما مذاکراتی را با آنها شروع کرده بودیم که چهار نفر از افراد بنده زخمی شدند و الحمدلله بنده هیچ زخمی برنداشتم و الحمدلله آن قضیه به سامت گذشت. تقریبا 3 هفته قبل بود.در چند مرحله پس از شایعه شد که من زخمی شدم یا دستگیر شدم و البته دوستان پس از جریان آن حمله اطلاعیه‌ای دادند که بنده زخمی نشده‌ام و چهار نفر از دوستان زخمی شدند در جلسه‌ای که ما با همین افرادی که از طرف رژیم آمده بودند پس از آن جلسه در یک راهی در داخل کوههای بلوچستان اتفاق افتاد که الحمدلله ما به سلامت از آنجا بیرون آمدیم.و هیچ مشکل خاصی تا بحال پیش نیامده است.
دکتر علیرضا نوریزاده : پس اجازه بدهید در همین جا از شما پرسشی بکنم. رژیم شما را به رسمیت شناخت چون اگر به رسمیت نمی‌شناخت با شما مذاکره نمی‌کرد برای مردم شفاف عمل کنیم آقای ریگی بخشی از عملکرد شما ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرد من امشب می‌خواهم واقعا صادقانه با هم صحبت کنیم چون همیشه سعی کردم در برخورد با مردم صادق باشم دفعه قبل که من با شما مصاحبه کردم دهها ایمیل برایم آمد که آقای ریگی اینکار را کرد آقای ریگی آن کار را کرد . شما چرا با ایشان مصاحبه کردید؟ بعد جالب بود زمانیکه صدای آمریکا با شما مصاحبه کرد مقارن شد با مطلب یک روزنامه پاکستانی یا آمریکایی که نوشت شما زا طرف آمریکا حمایت می‌شوید من می‌دانستم که چنین چیزی درست نیست و گفتم که آقای ریگی از کسی کمک نمی‌گیرد اگر عملکردش مورد انتقاد است و سئوال می‌کنید آن یک چیز دیگریست ولی قدرت خارجی پشت آقای ریگی نیست حالا دلم می‌خواهد شما به مردم بگویید که چرا مذاکره می‌کنید مبنای این مذاکرات چه بود و چرا قبول کردید که مذاکره کنید که طبیعتا این حرف را یک زمانی به زنده‌یاد قاسملو ایراد گرفته بودند که قاسملو چرا رفت با جمهوری اسلامی مذاکره کند که او را به قتل برسانند.و یارانش گفته بودن قاسملو اگر رفت که با جمهوری اسلامی مذاکره کند به جهت این بود که ما درایم به خاطر حقوق مردم ایران می‌جنگیم.اگر رژیم در جایی مجبور به مذاکره شود و خواسته‌های ما را بپذیرد باید بپذیریم که مذاکره کنیم در را بستن در سیاست معنا ندارد شما تفنگ را بالا گرفتید برای تحقق اهدافتان مبارزه می‌کنید اگر دیدید در مذاکره یک امتیاز بدهید دو امتیاز می‌گیرید باید مذاکره کنید . من با نفس مذاکره‌ات مخالفت نمی‌کنم فقط می‌خواهم چارچوبش را شما شفاف برای مردم بگویید.چه کسانی سراغ شما آمدند ؟ چگونه و بر سر چه مذاکره کردید؟
عبدالمالک ریگی : شما می دانید در منطقه بلوچستان رژیم تقریبا با مردم بیگانه است و برای کنترل منطقه به علمای اهل سنت و ریش‌سفیدان متوسل می‌شود.یعنی حکومت بطور مستقل هیچگونه تسلطی بر روی فبایل و طوایف بلوچ ندارد.از اول هم نداشتند چون مردم با رژیم جنگیدیند و اسلحه داشتند و مقاومتهایی بوده است اگر چه بصورت منظم و دقیق در داخل و خارج و با هماهنگی کامل نبوده است مردم در اینجا و آنجا مبارزه و مقاومت می‌کردند. در هر صورت اینها توسط همین ریش‌سفیدان و علما را که البته بعضی از این ریش‌سفیدان و بعضی از این علما برای بنده قابل احترام هستند و بعضی از این علما و ریش‌سفیدان عناصر مزدوری نیز در میانشان وجود دراد که همان اهداف رژیم را دنبال می‌کنند.در هر صورت با آنهاای که برایشان احترام قایل هستم با روش کارشان مخالفت هم دارم. آنها بر این باور هستند که ما باید از راههای مسالمت‌آمیز و در داخل فعالیت کنیم اینها میانجی‌گری کردند و گفتند افرادی از رئیس‌جمهور و وزیر کشور و مقامات بالا دستور گرفتند و به اینجا آمدند تا با شما صحبت کنند .
با اختیارات کامل حاضرند با شما صحبت کنند در خصوص اینکه وضعیت منطقه وضعیت مناسبی نیست. ما همه مسلمان هستیم و باید روی مساله اسلامیت خود بنشینیم و یک راهکاری بیاندیشیم که برای امنیت منطقه و مردم و برای همه مردم مفید باشد.صحبتهایی هم کردند که درست است با کارهایی که شما کردید مشکلاتی برای رژیم درست شده و امنیت منطقه به هم خورده و بیگانگان چشمشان به این منطقه دوخته شده است و همچنین مردم بلوچ هم ضربه‌ههایی خوردند بنده با شورای مرکزی خود مشاوره کردم و بنده با دیپلماسی یا روابط دیپلماسی را مورد استقبال و حمایت قرار دادیم و قایل به این هستیم که هیچ جنبشی موفق نخواهد بود مگر اینکه دیپلماسی داشته باشدالبته مذاکره با شرایط خود و دقت در مذاکره خیلی شرط است.اینها مسایل اولیه بخصوص برای جنبش یا سازمانهای چریکی مثل ما است.من با اینها صحبت کردم و گفتم ما حاضریم برای مذاکره در صورتی که رژیم بخواهد مشکلات ما را حل کند هر چند بنده بعید می‌دانم مذاکره با رژیم با ساختار فعلی آن فایده داشته باشد زیرا مشکل با نوعیت نظام و با طرز تفکر ساختار نظام است. این نظام طوری درست شده با همان ساختار فلسفه ولایت مطلقه فقیه و ما نمی‌توانیم این نظام را با وجودیکه خودش بقا داشته باشد اصلاح کنیم.اصلاح این نظام در نفی آن است. یعنی این نظام باید کلا از بین برود یک نظامی با یک نوعیتی جدید با یک نوعیت دموکراتیک باید جایگزین شود بعد مردم به حقوقشان می‌رسند ولی در هر صورت باز هم ما مذاکره می‌کنیم ببینیم به کجا می‌رسیم و اگر ببینیم واقعا راهی است و می‌شود به جایی رسید حاضریم مذاکره کنیم و اینها هم قبول کردند ولی پیش شرط ما برای مذاکره این بود که ما در صورتی مذاکره می‌کنیم که نمایندگانی از سازمان ملل در مذاکرات ما باشند و نمایندگانی از بعضی کشورهای همسایه در این مذاکره باشند که در مرحله اول اینها با حضور نمایندگان کشورهای اسلامی مخالفت کردند و آخرین شرط ما این بود که باید از سازمان ملل و سازمانهای حقوقی و مدنی که وابسته به هیچ کشوری نیستند و به هیچ جناح و برنامه سیاسی وابسته نیستند سازمانهایی که می‌توانند حقایق را برای دنیا روشن کنند ما گفتیم اینها باید حضور داشته باشند بعد ما حاضر به مذاکره هستیم که مسئولین و ماموران رژیم مخالفت کردند و گفتند که ریگی می‌خواهد این مسئله را در سطح دنیا مطرح کند و این مسئله را پوشش بین‌المللی بدهد و آن چیزی که ما می‌خواهیم این است که این مسئله در سطح دنیا بسیار بزرگ نشود و برای همین می‌خواهیم مذاکره کنیم یعنی هدفشان از مذاکره نجات جان اینهمه انسان و دادن حقوق اینهمه انسان نبود و خودشان گفتند که هدفشان این بود که این مساله را از سطح بین‌المللی بیاوریم پایین یعنی این مساله بسیار بزرگی نیست. این مسئله بسیار کوچکی است و می‌توانیم همین جا حلش کنیم ما گفتیم این مسئله کوچکی نیست هزاران نفر در این میان کشته شده و جان هزاران انسان گرفته شده است زندگی هزاران انسان خراب شده هزاران بچه یتیم شدند هزاران زن بیوه شدند هزاران زندگی شیرازه‌شان از هم پاشیده شده است چطور ممکن است چنین مساله‌ای را بگویید مساله کوچک و معمولی است .و ام بدون حضور نمایندگانی از سازمان ملل هیچ امکان مذاکره‌ای نمی‌بینیم. ما با حضور نمایندگانی از سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی آنهم با حضور خبرنگارانی از رسانه‌های مختلف روشن و واضح صحبت می‌کنیم . آنچه که حق ما و حق مردم ایران است آنرا باید به ما بدهید.
و حق دادنی است چه امروز باشد و چه فردا باشد. اگر به خوبی بدهید ما استقبال می‌کنیم ما خواهان این نیستیم که خون کسی ریخته شود یا انسانی حقوقش پایمال شود ولی اگر بنا بر این باشد که شما حق ما را به روش قانونی ندهید ما حق خود را به همان روشی که شما آنرا از ما گرفتید آنرا از شما پس می‌گیریم. من فکر می‌کنم آن چیزی که ما را به آن اندازه رسانیده که رژیم حاضر شده با ما مذاکره کند آن تنها قدرت اسلحه بوده است. اگر چه من قایل به این هستم که یک حکومت دموکراتیک با روشهای دموکراتیک بوجود می‌آید ولی ما در وضعیتی نیستیم که بتوان با این رژیم فقط با یک زبان صحبت کنیم زیرا فورا زبان را می‌برد و ما را می‌کشد. و تاریخچه این نظام شاهد این مدعای ماست . برای همین بود که با وجود رفت و آمدهای فراوان این مذارکات به نتیجه‌ای نرسید و ما گفتیم که بدون حضور نمایندگان سازمان ملل مذاکره غیرممکن است .
دکتر علیرضا نوریزاده : بنابراین تله گذاشته بودند. کارشان همین است مگر با زنده‌یاد قاسملو مذاکره نمی‌کردند آنجا تله گذاشتند و انسان آزاده و مبارزی را به همراه کاک عبدالله قادری و کاک رسول به قتل رساندند.در مورد شما هم چنین طرحی داشتند.
عبدالمالک ریگی : اینها طرحی داشتند در همین وقتی که ما مذاکره می‌کردیم زمانی که سران طوایف و علمای منطقه پیش ما می‌آمدند و می‌رفتند اینها با هواپیماهای جاسوسی و با روشهای مختلفی و با استفاده از روشها و آلات مدرنی که در اختیار دارند بعضی از مناطق کوهستانی ما را مشخص کرده بودند و در یکی از این مناطق در نزدیکی وقت سحر درگیری را شروع کردند ما البته نزدیک بودیم ولی دوستان ما را از آن منطقه به جای دیگری انتقال دادند و دوستان خودشان در آنجا درگیر شدند تا ساعتهای 7-8 صبح که 6 نفر از مامورین در آنجا کشته شدند البته آنچه که دوستان دیده بودند و بعد ما عقب‌نشینی کردیم. حمله را آنها آغاز کردند و موضع ما در اینجا فقط یک موضع دفاعی بود ما به شهری نزدیک نشده بودیم اینها از کوهستانها آمدند و ما پساز درگیری از آنجا دور شدیم . اینها هدفشان مذاکره نیست هر چند من به این نتیجه رسیدم که به مذاکره به عنوان یک اصل همیشه باید احترام بگذاریم و همیشه باید حامی مذاکره باشیم . ولی تجربه‌ای که ما باید به دیگر مبارزین انتقال دهیم این است که اینها راه آمدنی نیستند یعنی حاضر نیستند به هیچ راهی بیایند اینها می‌گویند ما همه این کارها را می‌کنیم ولی فلسفه ولایت فقیه و آن تفکرات محور این نظام است . و امکان ندارد با محوریت این تفکرات مردم ایران بتوانند اعم از شیعه و سنی اعم از مسلمان و غیرمسلمان اعم از فارس و کرد و بلوچ و عرب هیچکس نمی‌تواند به حقوقش برسد.
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای عبدالمالک ریگی اجازه بدهید من سئوالی در پی همان انتقاداتی که داریم مطرح کنم من از شما سئوال می‌کنم این آقای ریگی که من الان دارم با او صحبت می‌کنم این عبدالمالک ریگی جوانی که من دارم با او صحبت می‌کنم آقای ریگی  4 ماه پیش نیست آدم یکسال پیش هم نیست دارد با زبان یک مبارز خردمند با زبان سیاسی صحبت می‌کند یک جوانی که زمانی در حوزه روحانی اهل سنت بوده به این شدت و با این سرعت این تحول روحی را پیدا می‌کند دیگر صحت از جندالله نمی‌کند صحبت از جبهه‌ای بزرگ برای آزادی همه مردم ایران می‌کند انگشت فقط روی بلوچستان نمی‌گذارد بلکه همین الان صحبت از کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره و تمام اقوام ایرانی سخن به میان می‌آورد خیلی خوشحالم این تحول را شما پیدا کردید حتما مطالعه کردید و آدمهای خردمندی مصاحب شما بودند می‌خواهم آقای ریگی خود را برای مردم معرفی کند . تصویری که رژیم از عبدالمالک ریگی می‌دهد آدمی است که ماموران رژیم را می‌گیرد و سر می‌برد یا آن حادثه کرمان که اثر بسیار سوئی داشت و تعدادی از مردم و افکار عمومی را علیه شما تحریک کرد دلم می‌خواهد خودت الان بگویی که عبدالمالک ریگی کیست و چه می‌خواهد و بدنبال چیست ؟
عبدالمالک ریگی : من دوست ندارم از خودم تعریف کنم من هم یک جوان بودم هیچکس دوست ندارد جوانی خودش را در چنین راهها و چنین وضعیتهایی که همیشه در خطر مرگ و ... روبرو است و هر لحظه امکان دارد زنش بیوه شود و بچه‌هایش یتیم شوند و زندگی‌اش خراب شود و پدر و مادرش داغدار شوند به عناون یک انسان هیچکسی دوست ندارد چنین سرنوشتی داشته باشد. ولی این سرنوشتی است که بر ما تحمیل شده است و بر ما تحمیل کردند . ما را مجبور کردند که وارد چنین مسیری شویم زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم بنده از قبل مطالعاتی داشتم و اینکه به شما رساندند که بنده طلبه حوزه علمیه بودم اینطور نیست من بطور مستقل در مدرسه‌ای درس نخواندم البته مطالعات زیادی در مسایل دینی داشتم و پس از اینکه ما این فعالیتها را شروع کردیم من مطالعات زیادی روی جنبشهای سیاسی و جنبشهای چریکی در دنیا ، اسباب و علل رشد جنبشها و اسباب و علل تنزل و انحطاط جنبشها انجام دادم و هر چه مطالعات ما بیشتر می‌شد امید ما به پیروزی و خردگرایی بیشتر می‌شد . من اینرامنکر نیستم که در اوایل اشتباهاتی شده است و اشتباه همیشه می‌شود در جنبشها و حتی حکومتها اشتباه می‌کنند مهم این است که انسان اشتباه خود را قبول کند وقتی انسان اشتباه خود را قبول کرد می‌تواند در آینده مطمئن شود که آن اشتباه را تکرا ر نمی‌کند کسی که اشتباه بکند و لجاجت کند و با سفسطه بخواهد اینگونه وانمود کند که این اشتباهی که من مرتکب شدم اشتباه نیست بلکه صحیحی است این اشتباه است . چنین شخصی نمی‌تواند اصلاح شود و رشد کند و اینکه می‌گویند انتقاد باید آزاد باشد به همین دلیل است که در هر جامعه‌ای انتقاد فرهنگ‌سازی شود مردم در آن جامعه رشد می‌کنند زیار هر کس به عیب خود پی می‌برد و اشتباه را از خود زایل می‌کند بنده هم نمی‌گویم که این جنبش از اول هیچ اشتباهی نداشتهه است بلکه خطاهایی بوده اگر چه رژیم از کاهی کوه ساخته است از یک خطای معمولی برای اینکه تبلیغات زیادی بکند و سوءاستفاده کند آنرا بزرگ کرده است . یک اشتباهاتی شده و بنده آن اشتباهات را قبول کرده‌ام و این اشتباهات دیگر روی نمی‌دهد. اما در مساله کرمان بنده در همان زمان این مساله را محکوم کردم الان هم نرا محکوم می‌کنم و هیچ سندی دال بر اینکه بنده یا دوستان بنده در این جنایت دست داشته‌اند وجود ندارد. و آنها هم نتوانسته‌اند تا امروز ثابت کنند. وضعیت بلوچستان با جاهای دیگر فرق می‌کند افرادی هستند که امروز با من کار می‌کنند و فردا با یکی دیگر کار می‌کنند . من گفتم مقاومتهایی در سراسر بلوچستان به صورت پراکنده وجود دراد اما بصورت منظم نیست و تنها سازمانی که بیشتر افراد را به نظم و زیر چتر خود درآورده است این جنبش بوده است که اکثریت را جذب کرده و برایشان راهکاری صحیح در همه مسایل هم در سطح روابط خارجی در سطح بین‌الملل برای شناساندن این جنبشها انجام دادیم و هم در سطح داخل.
دکتر علیرضا نوریزاده : این گفتگو گفتگوی مهمی است که در برنامه فردا آنرا دنبال خواهیم کرد.

لینک فایل تصویری مصاحبه دکتر نوری زاده با عبدالمالک ریگی :
http://www.nourizadeh.com/archives/real/02-07-07.wmv

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 17:54
سیلاب در بلوچستان و نقش حاکمیت 

سیلاب در بلوچستان و نقش حاکمیت

 

طوفان گونو و بارش شدید چند روز اخیر، بلوچستان را به ویرانی کشانیده و سیلاب پرخطری را براه انداخته که به جان و مال ملت بلوچ صدمات و خسارات زیادی ببار آورده است. تا کنون شماری از مردم در اقصی نقاط بلوچستان بر اثر این طوفانها جان باخته­اند و هزاران نفر بی خانمان و محتاج کمکهای فوری هستند.

حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران آسیب دیده­گان ملت بلوچ را بحال خود رها کرده، و آنها خود با دستهای خالی در تقلای هستند. رژیم بنابر ماهیت ضدبلوچی و ضددمکراتیکش سیاست غفلت عمد را اختیار کرده و صرفاً توجه به جوانب تبلیغاتی از این حادثه طبیعی دارد و عملاً به یکسری از عملیات نمایشی و کاسماتیک کمک رسانی دست زده است تا به میزان محبوبیتش بیافزاید بدون اینکه کوچکترین احساس مسئولیتی کند و یا متحمل پرداخت اندک هزینه­ای شود.

 

همین دو روز پیش وقتیکه در کاشان باران نسبتاً شدیدی بارش کرد و سیلاب براه انداخت- اما از آنجاییکه کاشان بلوچستان نیست و مردم مصیبت دیده آنجا غیرخودی یا بلوچ نیستند- رژیم و نهادهای آن با احساس مسئولیت و سرعت بسیاربیشتری عملیات کمک رسان را آغاز و ستادهای حوادث غیرمترقبه براه انداختند. حتی رسانه­های جمعی خبر سیلاب کاشان را در سطح گسترده­ای بازتاب دادند. مسلماً این حق آسیب دیده­گان مردم کاشان است تا دولت بیاری و کمک آنها شتابان وارد عمل شود ولی چرا اینگونه با ملت بلوچ رفتار نمیشود!

 

این تفاوت در رفتار و احساس مسئولیت نسبت به آسیب دیده­گان بلوچ از سوی حاکمیت ایران نمونه­هایی هستند که حتی در زمان و شرایط سخت سیلاب و طوفان بر ملت تحت ستم بلوچ روا و اعمال میشوند.

ملت بلوچ بخوبی بیاد دارد که چند ماه پیش بهنگام جنگ و درگیری حزب­الله و اسرائیل در لبنان، رهبر رژیم بیدرنگ وارد کارزار کمک رسانی به حزب­اللهی­های لبنان شد و چه آسان و سریع کیسه­های پر از دلار(نه تومان) همراه با دارو و غیره را برای شیعیان حزب­اللهی لبنان بمسافت هزاران کیلومتر سرازیر و درمانگاه­های اضطراری مستقر کرد. بله، بدون شک رژیم در قبال شیعیان لبنان و شیعیان هر جای دیگر احساس مسئولیت باندازه کافی میکند و آنها را برخلاف ملت بلوچ در بلوچستان از آن خود میداند.

 

ملت بلوچ با وجود متحمل شدن خسارات و صدمات مالی و جانی زیاد، رژیم آنها را بحال خود رها کرده است، و این ملت هم اجازه ندارد تا برای نجات جان انسانهای آسیب دیده از جامعه جهانی درخواست کمک نماید. سازمانهای امدادرسانی جهان در صورت آمادگی کمک به آسیب دیده­گان در بلوچستان نیازمند کسب اجازه از رژیم هستند و شکی نیست که آنها با مشکلات عدیده­ای از سوی رژیم روبرو خواهند شد اگر توافقی میسر شود.

بعید بنظر میرسد که رژیم کمک رسانی امداگران بین المللی به آسیب دیده­گان در بلوچستان را پذیرا باشد زیرا چندی پیش فرمانده زمینی سپاه پاسداران رژیم دستور خروج فوری اتباع خارجی از بلوچستان را صادر کرد ه، و دیگر اینکه رژیم با ارسال بسیار ناچیز از مواد غذایی و دارو میکوشد تا با عوامفریبی به آسیب دیده­گان بلوچ چنین تلقین کند که رژیم مددکارشان هست.

 

ملت بلوچ به تجربه دریافته است که رفتار و سیاستهای رژیم در قبال بلوچ و بلوچستان همیشه و پیوسته بر اساس تبعیض و بینش خودی و غیرخودی استوار بوده و هست، از اینرو راه حل مشکلات بلوچستان را در دستیابی به حاکمیت ملی و سیاسی­اش میداند و راهی جز مبارزه برای آن ندارد. زرمبش از ملت بلوچ میطلبد تا بیاری و کمک همدیگر شتافته و با توان خود مشکلات آسیب دیده­گان در بلوچستان را حل نمایید.

 

زرمبش

شنبه  ۹ تير ۱٣٨۶ June 2007

 

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 1:9
اى مادرم,مادروطن  

اى مادرم,مادروطن 

اى فرشته ,اى نھاد زندگى بخش ھمين نسل بلوچ ما

اى تمام ھست و نيست اين ديارمرده در تاريخ ياد ما

اى تو ياد بھترين مادر زمادرھاى اين خاک ستم ديده

فداى اين دودست وچھره مظلوم واين چين وچروکيده

فداى قلب پاک وسينه پردرد وآه و ناله و فرياد مادرھا

فداى اين دو دستان نيايشگربسوى ھستى اميد فرداھا

 ھميشه ھر قدم ھردم به حيرانى ازخود پرسم

چه ھست جرم ھمين ملت چرااينگونه ميترسم؟

چرااين سرزمين مادرى و مادرم دربند ؟

چرااينگونه درظلم است ,چرا بيمھرى دراين حد؟

چرا اينگونه است امروز, کسى اين ناله مادر؟

نميبيند, کَر است گويا ,ندارد چاره اى ديگر؟

کجاست علت, کجاست غفلت ,کجاست علم رشادتھا

کجاست باور, کجاست داور,کجاست علم سعادتھا

کجاست از خود گذشتن ھا, که گيرد دست مادررا

درآغوشش ھمى گيرد , ببوسد  چھره او را

کند دلجويى ازدردش, بپرسد مشکل اورا

نشيند دربرش يک دم ,بياسايد  دمى اورا

چرا آواره است امروز ,چرا آواره بود ديروز؟

چرا ديروز و فردايش ,نباشد فرقى از امروز؟

بيا فرزند من امروز کنيم فريادى باکوران  

درآريم بندو زنجيررا زنيم بوسه به اين دوران

کوران  دامنى ۱۱تير۱۳۸۶

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 1:6
احمدی مقدم جنبش مقاومت مردمی را متهم به وابستگی به غرب نمود | بلوچستان 

رژیم جهل و جور آخوندی که توان پاسخگوئی به مطالبات مردمی را از دست داده است و خود را در برابر مبارزات ومقاومت های مردمی در ایران و بویژه بلوچستان ناتوان و ضعیف یافته مثل همیشه از شیوه مارک وابستگی مقاومت بلوچستان به غرب و استکبار جهانی استفاده استفاده می نماید.

مبارزه و مقاومت علیه ظلم و بی عدالتی رژیم در بلوچستان پیشینه تاریخی دارد و از همان روزی که خشت اول این رژیم فاسد نهاده شد مبارزه با طرق مختلف در بلوچستان آغاز گردید ولی رژیم ضد بشری و ضد اسلامی حاکم راه را بر تمامی مبارزات مسالمت آمیز و مدنی مسدود نمود و به بدترین شکل موجود آنها را سرکوب نمود اینجا بود که گروههای مسلح در سطح بلوچستان پدید آمدند تا به صورتی دیگر به حقوقشان برسند اما از آنجائی که این استان از مرکز بسیار دور بود و از امکانات ارتباطی و خبر رسانی بی بهره بود و مضاعفا با دو کشور محروم همسایه بود مبارزین که جهت رسیدن به حقوق انسانی خود می جنگیدند نتوانستند صدای خود را به جهانیان و حتی به مردم خودشان برسند و از جانب دیگر تمام رسانه ها در دست رژیم جهت تبلیغ منفی علیه مبارزین بود و رژیم همیشه سعی می نمود مبارزات موجود در بلوچستان را به مواد مخدر و شرارت منسوب نماید و مردم را با تهاجم همه جانبه مورد استحمار و تخدیر ذهنی قرار دهد که از مبارزین دور بمانند و آنها را دسته های دزد و راهزن و مواد فروش بدانند.

مبارزات در بلوچستان همیشه برای احقاق حقوق و رسیدن به عزت و آزادی بوده است و در کل مبارزین چه به صورت کلی و یا چه به صورت جزئی اهداف ملی اعم از رفع ستمهای اجتماعی ، اقتصادی ، مذهبی ، فرهنگی و ... را دنبال می کردند ولی تبلیغات منفی رژیم بزرگترین نقش را در شکست مبارزات ملی بلوچستان داشته است.

اما با ظهور جنبش جندالله بلوچستان و فراگیر شدندش و استفاده از تکنولوژیهای جدید و متحد شدن نیروهای مختلف در زیر پرچم جندالله مبارزات در بلوچستان وارد فاز جدیدی شد و مبارزین جوان توانستند با درایت و پشتکار لکه مواد مخدر و شرارت را از چهره مبارزات بزدایند از سوئی نیروهای مختلف بلوچستان مثل نیروهای مبارز نامی مولا بخش درخشان و نهضت عدالت به رهبری آرمیان و  نیروهای طوائف مختلف همچون ناروئی و شهلی بر و اسماعیل زهی و بسیاری از فعالین احزاب دیگر موج گونه به جنبش پیوستند و جنبش در مدت کوتاهی توانست پایگاه قدرتمند مردمی در بلوچستان بدست آورد و این بار رژیم  را در تبلیغاتش با شکست مواجه نماید.

این پیروزیها و پدید آمدن موج بیداری و مبارزه در جوانان رژیم را وادار نمود در استراتژیهایش تجدید نظر نماید و با تبلیغات و مارکهای جدیدی به میدان بیاید و از آنجائی که مردم مسلمان بلوچ بنابر سیاستهای غلط و تبعیض آمیز آمریکا و انگلیس در رابطه با مسلمانان  احساسات ضد آمریکائی دارند رژیم از این گزینه جهت تبلیغات علیه مبارزین استفاده نمود اما تا الان به جهت بیداری و هوشیاری مبارزین در این میدان هم چیزی عائد رژیم نشده است و این افتخار جنبش مقاومت جندالله بوده است که توانسته  استقلال و خود کفائیش را حفظ نماید و به جای تکیه بر غرب و شرق متکی بر مردم خودش باشد و صداقت و راستی مبارزین بیش از دروغپرانی رژیم تاثیر گذاشته است و مردم خوب می دانند که چنین امکانی وجود ندارد.

در همین راستا باز برای باری دیگر فرمانده نیروی انتظامی احمدی مقدم جنبش بلوچستان را وابسته به غرب دانست اما احمدی مقدمها خوب بدانند که امروز مردم جهان و ایران و بلوچستان آگاه تر از آنند که با چنین دروغ پراکنی هائی فریب بخورند و این دروغ پردازیها همانطور که جنبش اعلام نموده است چهره مکار و فریبکار سران نظام را بیش از پیش افشا می نمایند و هیچ تاثیری بر روند مبارزات ندارند.

جای تعجب است از رژیمی که محور شرارت در جهان و ایران است و جهان اسلام را تبدیل به میدان جنگ شیعه و سنی نموده است جنبشی را که صرفا برای احقاق حق مردمش می جنگد و همه روزه با افراد مختلف از مکاتب مختلف گفتگو و مصاحبه دارد عامل اختلافات قومی و مذهبی در بلوچستان معرفی می نماید این در حالی است که شاید حامیان شیعه و غیر بلوچ جنبش در سطح ایران به صدها هزار نفر می رسد و همه روزه در مکاتبه و ارتباط با جنبش هستند.

رژیمی که با منتصب نمودن افراطی ترین اقشار شیعه در بلوچستان موجبات اختلاف مذهبی و قومی را پدید آورده است و بدترین نفرتها را در دل هزاران بلوچ سنی با این اعمالش به وجود اورده است.

رژیمی که منتصبینش در بلوچستان علنا بر فرهنگ و مذهب مردم بلوچ می تازند و بدین صورت اختلافات مذهبی را در بلوچستان رشد داده است تا از احساسات عده ای مذهبی افراطی جهت بقایش استفاده نماید در حالی که برخی از همان شیعه ها و سیستانیها که با رژیم همکاری نمی کنند از محرومترین اقشار جامعه می باشند و رژیم با اعطای مزایا و اقتدار به باندهای افراطی شیعه دیگر شیعه ها را هم به سوی افراطی گری سوق داده است تا هر چه بیشتر بلوچستان سنی را تحت فشار قرار دهد و از همسایگان تاریخی علیه آنان استفاده نماید.

اینچنین رژیمی که بر پایه اختلاف و تفرقه مردم ایران بنا نهاده شده است و از همان روز اول بنای خودی و غیر خودی در ان نهاده شده است به جنبش مقاومت مردمی ایران که هیچ فرقی بین خودی و غیر نگذاشته است و از همه مردم ایران اعم از شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان دعوت به مبارزه نموده است اتهام اختلاف افکنی می زند اما این اتهامات دیگر سودی برای رژیم ندارد زیرا مردم بیدار و آگاه هستند.

شاید برخی بگویند چرا همه کسانی که در جنگ بین رژیم و جنبش کشته شدند غیر بلوچ هستند این سوال شاید برای کسانی که بلوچستان امروزی را ندیدند پیش بیاید اما کسانی که در بلوچستان هستند می دانند که تمامی مدیریتها اعم از سیاسی و نظامی و اجتماعی و غیره در دست غیر بلوچها هستند و آن هم یک قشر مخصوص که در افراط و تندروی نظیری ندارند مثال واضح اتوبوس سپاه است که از 41 کادر سپاه موجود در اتوبوس منفجر شده در بلوار ثارالله یک بلوچ هم وجود نداشت و این خود نشان می دهد که چند در صد مسئولیتها بدست مردم اصلی این سرزمین هستند.

دلاور بلوچ
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 0:22
فرمانده نيروی انتظامی باز دروغ گفت | بلوچستان 
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از خبرگزاری مهر، سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر امروز در گفتگو با شبکه العالم با اعلام این مطلب تصریح کرد: گروه جند الله تا کنون چندین عملیات تروریستی در استان سیستان و بلوچستان انجام داده و شمار زیادی از فرزندان بیگناه این استان را به قتل رسانده است.

سرتیپ احمدی مقدم با اشاره به شکست توطئه های آمریکا و انگلیس برای فتنه انگیزی در مناطق جنوبی و شرقی کشور گفت: آمریکا و انگلیس قصد دارند با حمایت از این گروه تروریستی در این منطقه از کشور که در آن مسلمانان شیعه و اهل تسنن در کنار یکدیگر زندگی می کنند، به ایجاد فتنه های قومی و مذهبی مبادرت کنند.

وی با اشاره به دشواری کنترل مرز دو هزار کیلومتری ایران با پاکستان و افغانستان و مناطق گسترده کوهستانی و صحرایی مرزی مشترک با این کشورها افزود: جمهوری اسلامی ایران از دو سال پیش با بستن مرزهای شرقی خود، ایجاد کانال، مراقبت الکترونیکی، هوایی و افزایش نیروهای مرزی، تعقیب و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر را شتاب بخشیده است.

سرتیپ احمدی مقدم در ادامه خاطرنشان کرد: زمان حکمفرمایی طالبان در افغانستان که به تولید و قاچاق مواد مخدر می پرداخت، طبق آمار سازمان ملل متحد در این کشور سالانه نزدیک به 200 تن مواد مخدر تولید می شد اما پس از اشغال افغانستان از سوی آمریکا و هم پیمانان وی تولید مواد افیونی در این کشور سال گذشته به 6 هزار و 200 تن افزایش یافت و این میزان با توجه به آمار اعلام شده از سوی سازمان ملل متحد امسال به 7 هزار تن خواهد رسید.

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد آمریکا و هم پیمانانش به جلوگیری از تولید مواد مخدر در افغانستان اهمیتی نمی دهند بلکه در زمینه مبارزه با مواد مخدر فقط شعار سر می دهند.

وی افزود: آنها تلاش می کنند با حمایت از قاچاقچیان در افغانستان از مواد مخدر به عنوان عامل فشار ضد جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.

سرتیپ احمدی مقدم با تکذیب حضور نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار نیروهای انتظامی در مرزهای مشترک ایران با افغانستان و پاکستان گفت: نیروی انتظامی فقط در حالت های فوق العاده از نیروهای بسیجی برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر استفاده می کند.

وی اظهارداشت: از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون بیش از 3600 شهید، 12 هزار جانباز و هزاران نفر در راه مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر زخمی شده اند.

احمدی مقدم همچنین به هزینه 600 میلیون دلاری جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر برای افزایش امنیت مرزها و شمار نیروهای مرزبان اشاره کرد.

وی با اشاره به اعتراف سازمان ملل متحد به دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی ایران سال گذشته نزدیک به 12 تن هروئین، 11 تن مورفین و بیش از 300 تن تریاک کشف کرده است که این مقدار در سطح جهانی رقم بسیار قابل توجهی است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 0:21
ای مادر .مادر وطن | بلوچستان 

اى فرشته ,اى نھاد زندگى بخش ھمين نسل بلوچ ما
اى تمام ھست و نيست اين ديارمرده در تاريخ ياد ما
اى تو ياد بھترين مادر زمادرھاى اين خاک ستم ديده
فداى اين دودست وچھره مظلوم واين چين وچروکيده
فداى قلب پاک وسينه پردرد وآه و ناله و فرياد مادرھا
فداى اين دو دستان نيايشگربسوى ھستى اميد فرداھا

ھميشه ھر قدم ھردم به حيرانى ازخود پرسم

چه ھست جرم ھمين ملت چرااينگونه ميترسم؟

چرااين سرزمين مادرى و مادرم دربند ؟

چرااينگونه درظلم است ,چرا بيمھرى دراين حد؟

چرا اينگونه است امروز, کسى اين ناله مادر؟

نميبيند, کَر است گويا ,ندارد چاره اى ديگر؟

کجاست علت, کجاست غفلت ,کجاست علم رشادتھا

کجاست باور, کجاست داور,کجاست علم سعادتھا

کجاست از خود گذشتن ھا, که گيرد دست مادررا

درآغوشش ھمى گيرد , ببوسد  چھره او را

کند دلجويى ازدردش, بپرسد مشکل اورا

نشيند دربرش يک دم ,بياسايد  دمى اورا

چرا آواره است امروز ,چرا آواره بود ديروز؟

چرا ديروز و فردايش ,نباشد فرقى از امروز؟

بيا فرزند من امروز کنيم فريادى باکوران  

درآريم بندو زنجيررا زنيم بوسه به اين دوران

کوران  دامنى ۱۱تير۱۳۸۶


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 0:18
متن مصاحبه عبدالمالک ريگی با تلويزيون کانال يک 

بر اساس اعلام قبلی ساعت ۱۸ امشب دکتر علیرضا نوریزاده در تلویزیون ماهواره ای کانال یک گفتگویی را با عبدالمالک ریگی انجام داد. صرفنظر از رد یا تایید وی با توجه به شایعات گسترده ای که درباره دستگیری و یا زخمی شدن وی منتشر شده بود متن این مصاحبه از اهمیت خاصی برخوردار بود . به این جهت متن آنرا برایتان پیاده کرده ایم :
دکتر علیرضا نوریزاده : رژیم جمهوری اسلامی و وابستگان جمهوری اسلامی در واقع از طریق سایتها و روزنامه‌ها و نشریات وابسته خبری را به صورت شایعه در اینجا و آنجا منتشر می‌کنند و بعد این شایعه را آنقدر دامن می‌زنند که مورد قبول مردم قرار بگیرد. و طبیعتا افرادی که این شایعات را در موردشان دامن می‌زندد چون امکانات جمهوری اسلامی را ندارند و از رسانه‌ها و رادیو تلویزیون و روزنامه بی‌بهره‌اند گاهی اوقات در پس این شایعات به آنان لطمه می‌خورد.از چند روز پیش به من خبر می‌رسید ایمیل زده می‌شد و در سایتها می‌خواندم که آقای عبدالمالک ریگی که به هر حال بخاطر عملیاتهایی که در بلوچستان انجام داده است نامی در کرده و مخالف و موافق بسیار داشت دستگیر شده و بعد فراتر از این شایعه کردند که او کشته شده است.و حتی افرادی آگاه و از درون دستگاه به من زنگ می‌زدند که آیا این خبر درست است؟من انتقاداتی به آقای ریگی داشتم و دارم اما در اینجا دیدم که آدمی به هر علت بخاطر تفکرش به خاطر رفتارش به خاطر این تحولی که در رفتارش در این مدت از خود نشان داده است وقتی به او گفتند این مامور امنیتی را که دستگیر کرده‌ای آزاد کن و او آزاد کرده است و رژیم با ناجوانمردی اینرا به حساب خود گذاشته استما گروه فرستادیم به پاکستان رفتند و مذاکره کردیم و توانستیم مامورمان را نجات دهیم. خیر شما نجات ندادید شما اصلا نجات‌بخش نیستید. مبنای اندیشه‌تان نابود کردن است. و بنابراین طبیعی است آقای ریگی به عهدش وفا کرد وقتی ما اینجا شب عید و یکبار دیگر به او گفتیم به عهدش وفا کرد اما شما چه کردید؟ بچه‌های بلوچ و بیگناه را دار زدید به خانه بلوچها ریختید تعرض کردید به نوامیسشان. شما چکار کردید؟ پاسخ این عمل ریگی را اینگونه دادید.اینها دروغ گفتند که آقای ریگی را گرفتند. بنده الان با آقای ریگی صحبت می‌کنم. سلام آقای ریگی
عبدالمالک ریگی : علیک السلام به شما آقای علیرضا نوریزاده به شما سلام می‌کنم و به همه کسانیکه صدای مرا می‌شنوند.
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای ریگی این شایعه دستگیری شما از کجا آب می‌خورد؟ جریان چه بود؟
عبدالمالک ریگی : اینها قبلا شایعه کردند که برادرم در یک درگیری کشته شده و بنده زخمی شدم و بنده را به یکی از بیمارستانهای پاکستان انتقال داده‌اند و پس از چند روز اعلام کردند که ایشان در یکی از بیمارستانهای پاکستان دستگیر شده است.و بنده خودم هم تعجب می‌کنم که چگونه مامورین رژیم به ظاهر اسلامی و عواملشان در داخل و خارج با قدرت و توان کامل آنرا شایعه می‌کنند در بین مردم و الان هم در زاهدان و استان سیستان و بلوچستان مردم خیلی پریشان بودند و بعضیها در تماسهایی با افرادی که وابسته به ما هستند از این مساله اطلاع پیدا کردند و بعضی نیز گفتند که شما این مساله را در سطح وسیعی اطلاع رسانی کنید چرا که رژیم از این مساله اهداف زیادی دارد.البته این چیزی نیست که تازه باشد . قبلا هم رژیم چنین ادعاهای دروغینی را مطرح کرده است در چندین مرحله چنین شایعاتی مطرح شده است که شما هم در جریان آن هستید. بنده چند احتمال می‌دهم از این شایعات: یک احتمال این است که برخی از عومل مزدور رژیم می‌خواهند رژیم را فریب دهند و پولهای کلانی از رژیم می‌گیرند از وزارت اطلاعات یا سپاه با دریافت پولهای کلانی می‌گویند ما اینکار را می‌کنیم یا این کار را کرده‌ایم .و یا اهداف دیگری دارند . مثلا اینکه رژیم می‌خواهد اینگونه القا یا وانمود کند که ما همیشه دنبال اینها هستیم و امروز نه فردا می‌خواهیم اینها را بزنیم و چند بار زدیم و اینها دررفتند و آخر و نهایتش این است که اینها کشته می‌شوندو همیشه در تیررس و در چنگ ما هستند و در چنگ قانون هستند قانونی که بر اساس افکار متعصبانه و تحجرگرایانه خودشان وضع کرده‌اند.وانمود می‌کنند که اینها عددی نیستند و اینها نمی‌توانند برای ما مشکل‌ساز شوند آنطوریکه شما مردم تصور کردید که اینها خطرناک هستند و یا می‌توانند در سرنوشت این نظام تاثیرگذار باشند آنطور نیست.اینها انسانهای معمولی هستند و این حرکتها حرکتهای عادی هستند و ما خیلی زود می‌توانیم اینها را از سر راه خود برداریم.این هدفی است که رژیم در تبلیغات و مانورهای خود آنرا دنبال می‌کند ولی الحمدلله هیچ اتفاق خاصی برای ما نیافتاده است. یک اتفاقی در همان زمانی که ما مذاکراتی را با آنها شروع کرده بودیم که چهار نفر از افراد بنده زخمی شدند و الحمدلله بنده هیچ زخمی برنداشتم و الحمدلله آن قضیه به سامت گذشت. تقریبا 3 هفته قبل بود.در چند مرحله پس از شایعه شد که من زخمی شدم یا دستگیر شدم و البته دوستان پس از جریان آن حمله اطلاعیه‌ای دادند که بنده زخمی نشده‌ام و چهار نفر از دوستان زخمی شدند در جلسه‌ای که ما با همین افرادی که از طرف رژیم آمده بودند پس از آن جلسه در یک راهی در داخل کوههای بلوچستان اتفاق افتاد که الحمدلله ما به سلامت از آنجا بیرون آمدیم.و هیچ مشکل خاصی تا بحال پیش نیامده است.
دکتر علیرضا نوریزاده : پس اجازه بدهید در همین جا از شما پرسشی بکنم. رژیم شما را به رسمیت شناخت چون اگر به رسمیت نمی‌شناخت با شما مذاکره نمی‌کرد برای مردم شفاف عمل کنیم آقای ریگی بخشی از عملکرد شما ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرد من امشب می‌خواهم واقعا صادقانه با هم صحبت کنیم چون همیشه سعی کردم در برخورد با مردم صادق باشم دفعه قبل که من با شما مصاحبه کردم دهها ایمیل برایم آمد که آقای ریگی اینکار را کرد آقای ریگی آن کار را کرد . شما چرا با ایشان مصاحبه کردید؟ بعد جالب بود زمانیکه صدای آمریکا با شما مصاحبه کرد مقارن شد با مطلب یک روزنامه پاکستانی یا آمریکایی که نوشت شما زا طرف آمریکا حمایت می‌شوید من می‌دانستم که چنین چیزی درست نیست و گفتم که آقای ریگی از کسی کمک نمی‌گیرد اگر عملکردش مورد انتقاد است و سئوال می‌کنید آن یک چیز دیگریست ولی قدرت خارجی پشت آقای ریگی نیست حالا دلم می‌خواهد شما به مردم بگویید که چرا مذاکره می‌کنید مبنای این مذاکرات چه بود و چرا قبول کردید که مذاکره کنید که طبیعتا این حرف را یک زمانی به زنده‌یاد قاسملو ایراد گرفته بودند که قاسملو چرا رفت با جمهوری اسلامی مذاکره کند که او را به قتل برسانند.و یارانش گفته بودن قاسملو اگر رفت که با جمهوری اسلامی مذاکره کند به جهت این بود که ما درایم به خاطر حقوق مردم ایران می‌جنگیم.اگر رژیم در جایی مجبور به مذاکره شود و خواسته‌های ما را بپذیرد باید بپذیریم که مذاکره کنیم در را بستن در سیاست معنا ندارد شما تفنگ را بالا گرفتید برای تحقق اهدافتان مبارزه می‌کنید اگر دیدید در مذاکره یک امتیاز بدهید دو امتیاز می‌گیرید باید مذاکره کنید . من با نفس مذاکره‌ات مخالفت نمی‌کنم فقط می‌خواهم چارچوبش را شما شفاف برای مردم بگویید.چه کسانی سراغ شما آمدند ؟ چگونه و بر سر چه مذاکره کردید؟
عبدالمالک ریگی : شما می دانید در منطقه بلوچستان رژیم تقریبا با مردم بیگانه است و برای کنترل منطقه به علمای اهل سنت و ریش‌سفیدان متوسل می‌شود.یعنی حکومت بطور مستقل هیچگونه تسلطی بر روی فبایل و طوایف بلوچ ندارد.از اول هم نداشتند چون مردم با رژیم جنگیدیند و اسلحه داشتند و مقاومتهایی بوده است اگر چه بصورت منظم و دقیق در داخل و خارج و با هماهنگی کامل نبوده است مردم در اینجا و آنجا مبارزه و مقاومت می‌کردند. در هر صورت اینها توسط همین ریش‌سفیدان و علما را که البته بعضی از این ریش‌سفیدان و بعضی از این علما برای بنده قابل احترام هستند و بعضی از این علما و ریش‌سفیدان عناصر مزدوری نیز در میانشان وجود دراد که همان اهداف رژیم را دنبال می‌کنند.در هر صورت با آنهاای که برایشان احترام قایل هستم با روش کارشان مخالفت هم دارم. آنها بر این باور هستند که ما باید از راههای مسالمت‌آمیز و در داخل فعالیت کنیم اینها میانجی‌گری کردند و گفتند افرادی از رئیس‌جمهور و وزیر کشور و مقامات بالا دستور گرفتند و به اینجا آمدند تا با شما صحبت کنند ...
ادامه متن این گفتگو را در ساعات آینده بخوانید

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 23:57
بیش از 95 درصد شهر جالق به کلی ویران شده است .بلوچستان 

بیش از 95 درصد شهر جالق به کلی ویران شده است

 

 صبح سراوان جلسه ستاد حوادث غیر مترقبه شهرستان سراوان روز شنبه در فرمانداری سراوان برگزار شد . در این جلسه که فرماندار و نماینده مردم سراوان در مجلس شورای اسلامی ، علما و کلیه مدیران این شهر حضور داشتند مهندس سجادی فرماندار سراوان در این جلسه اعلام کرد این بارندگی در تاریخ سراوان بی سابقه بوده است و وضعیت بسیار نگران کننده است و زیر ساختهای اساسی شهرستان کاملا متزلزل شده است . وی گفت بیشترین خسارات در بخش های جالق و بم پشت بوده است و در ساعات اولیه بارندگی سراوان بطور کامل در محاصره سیل بوده گفت مدیران استانی و ملی باید از نزدیک ببینند تا عمق فاجعه را لمس نمایند . وی گفت  مدیران باید هر چه سریعتر نسبت به بازسازی حوزه های خود اقدام نمایند . مهندس هدایت الله میر مرادزهی نماینده سراوان نیز گفت : از همان ساعات اولیه بارها در تماس و ارتباط حضوری با وزیر کشور خواهان گسیل بالگرد و امکانات به شهرستان بوده و خود از نزدیک به طور محسوس و غیر محسوس از مناطق سیل زده بازدید نموده ام . میر مرادزهی با انتقاد شدید از نحوه ساخت و ساز پل ها و سد ها و همچنین راههای سراوان خطاب به مدیران شهر و استان گفت : نباید امکانات بیت المال به این راحتی حیف و میل شود و باید هر چه سریعتر بازسازی آغاز گردد. مهندس اربابی مدیر راه و ترابری شهرستان سراوان نیز گفت : بارندگی های اخیر در سراوان باعث شد به بیش از 2000 کیلومتر راه روستایی در سراوان 70 تا 100 درصد خسارت وارد آید . وی با اعلام این که هم اکنون 7 اکیپ راه سازی با بیش از 80 دستگاه ماشین راه سازی به شدت در حال  بازگشایی اولیه معابر میباشند گفت هم اکنون در بخش های بم پشت و هیدوچ هیچ راهی وجود ندارد . وی خسارات اولیه بخش راه در سراوان را 600 میلیارد ریال  ذکر کرد .  

در این جلسه ملا اکبری مدیر عملیات سازمان امداد و نجات کشور نیز با اعلام اینکه در سه روز گذشته بیش  از500 چادر و 3100 پتو و دهها هزارآ ب معدنی و کنسرو توسط 5 تیم 33 نفره از امدادگران توزیع شده است اعلام نمود هلال احمر جهت رساندن این اقلام به محاصره شدگان در سیل 25 سورتی پرواز انجام داده است .

مهندس سلطانی مدیر آب و فاضلاب شهری سراوان نیز گفت : تا کنون بیش از 3 کیلومتر از لوله های آب تخریب کامل و زیر ساختهای آبرسانی نیز در حال تخریب است وی اضافه کرد  هم اکنون آبرسانی به جالق توسط 8 دستگاه تانکر انجام میپذیرد .

دکتر جمشید زهی مدیر شبکه بهداشت و درمان سراوان نیز با اعلام اینکه در ساعات اولیه سیل در منطقه حضور یافته اند گفت : کلر زنی و گند زدایی و کلیه عملیا ت بهداشتی و درمانی به سرعت انجام شده و میشود .

زیرکزهی مدیر آب و فاضلاب روستایی سراوان خسارت وارده به بخش آب و فاضلاب روستایی را بیش از 10 میلیارد ریال عنوان کرد و گفت 40 کیلومتر از تاسیسات آب رسانی به طور کامل از بین رفته است .

مهندس کرد رییس جهاد کشاورزی سراوان نیز خسارت کشاورزی را بیش از 100 میلیلارد ریال عنوان کرد و گفت تمامی بند های خاکی این شهر به کلی ویران شده است .

مهندس عبدالغفار ریگی مدیر امور آب سراوان در این جلسه با بیان اینکه در اثر این بارندگی 24 میلیون متر مکعب آب ذخیره شده است گفت در حال حاضر دیوارهای حفاظتی جالق ، کلگان و ناهوک تخریب شده و نیاز به بازسازی فوری دارد .

 

گودرزی بخشدار جالق نیز با اعلام اینکه بیش از 95 درصد شهر جالق ویران شده است  گفت در اثر این بارندگی 8 نفر در جالق کشته شد و 80 تا 100 درصد درخت های خرمای این منطقه نابود شده است .  

 رستمزهی رییس شورای شهر سراوان نیز با انتقاد شدید از مدیران شهرستان گفت اگر سهل انگاری برخی دستگاههای اجرایی نبود و همچنین مدیران استانی میدان بیشتری به مدیران شهر میدادند این فاجعه ایجاد نمیشد .

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 15:1
اهل سنت و دفاع از انقلاب و نظام ( بلوچستان ) 

سنی آنلاین : شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد: اهل سنت آماده اند تا در کنار اهل تشیع برای دفاع از نظام و انقلاب اسلامی جان  فدا کنند.
 اتحاد ملی و انسجام اسلامی ازمسیربکارگیری نیروهای توانمند تشیع واهل سنت، در ادارات مختلف امکان پذیراست وازاین طریق می توانیم به وحدت و تفاهم برسیم.مسئله امنیت نه تنها به نفع یک قوم و گروه است بلکه امنیت برای دولت وملت، تشیع واهل سنت بسیار حیاتی ومهم است.

 مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان درخطبه های نماز جمعه این هفته که در آن جناب آقای نکونام رییس قوه قضائیه استان و جمعی از قضاة و فرماندهان نظامی و انتظامی به مناسبت هفته قوه قضائیه شرکت کرده بودند ضمن تبریک این هفته به قضاة وکارکنان این نهاد گفت: ما هم هفته قوه قضائیه را گرامی می داریم و برای خدمتگزاران این نهاد آرزوی توفیق سعادت و بهروزی را مسئلت داریم.

وی اقزود: جا دارد ازجناب آقای شاهرودی رییس قوه قضائیه و جناب آقای نکونام دادستان کل استان بخاطر بکارگیری تعدادی از برادران اهل سنت درقوه قضائیه تشکرو قدردانی کنیم و امیدوریم درآینده شاهد حضور افراد بیشتری دراین نهاد باشیم تا به جمع قضاة بپیوندند.

خطیب اهل سنت زاهدان گفت: همچنانکه برادران اهل سنت درکارهای روز مره زندگی همچون تجارت، کشاورزی، دامداری و ... درکناربرادران اهل تشیع هستند وکارمی کنند. همین طوربرادران اهل سنت آمادگی دارند تا درنیروهای نظامی، انتظامی، ارتش و... درکنار اهل تشیع خدمت کنند و ازحریم نظام جمهوری اسلامی دفاع نمایند و برای نظام و انقلاب جان را فدا کنند.

ایشان تصریح کرد: ما معتقدیم که اتحاد ملی و انسجام اسلامی ازمسیربکارگیری نیروهای توانمند تشیع واهل سنت، در ادارات مختلف امکان پذیراست وازاین طریق می توانیم به وحدت و تفاهم برسیم.

مولانا عبدالحمیدخاطرنشان کرد: مسئله امنیت نه تنها به نفع یک قوم و گروه است بلکه امنیت برای دولت وملت، تشیع واهل سنت بسیار حیاتی ومهم است وتنها با تلاش مسئولین محترم وقوه قضائیه و نیروهای امنیتی، امنیت بدست نمی آید بلکه همه ما باید درراستای برقراری امنیت پایدار تلاش و کوشش کنیم ونگذاریم برعلیه استان ما تبلیغات براه بیافتد.

وی گفت: گرچه هنوز دربرخی جاها نا امنی وجود دارد اما ما امیدواریم انشاء الله با مشاوره و مشارکت متنفذین، ریش سفیدان و معتمدین امنیت در استان حفظ شود.

امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه به مشکلات به وجود آمده برای شهروندان ایرانی الاصل فاقد شناسنامه بالاخص دراستان سیستان وبلوچستان اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از بزرگترین دغدغه ها در استان و باالأخص در زاهدان وزابل بحث شناسنامه ها است. وما موافقیم که دولت و قوه قضائیه جلوی شناسنامه های جعلی را بگیرند اما بعضی ازشناسنامه هایی را که ثبت احوال مشکوک التابعه قرارداده ممکن است قوه قضائیه ومسئولین ثبت احوال نتوانند آنها را بخوبی شناسایی کنند لذا تقاضای ما ازجناب آقای نکونام و مدیریت استان این است که برای تشخیص این گونه شناسنامه ها ازعلماء و ریش سفیدان استفاده کنند.

ایشان ادامه داد: نباید شناسنامه های اصلی مهر بطلان بخورند و صاخبان شان از ایران طرد شوند زیرا باید درپیشگاه خدواند متعال پاسخگو باشیم.

وی گفت: امید واریم قوه قضائیه و ثبت احوال با سعه صدر و با مشارکت نمایندگان و شوراهای محلی این معضل و مشکل را دفع کنند.
خطیب اهل سنت زاهدان با توجه به بارندگی شدید اخیر که دربعضی از شهرهای استان خساراتی  بجا گذاشت اظهارداشت: درخواست ما از مسئولین استانی این است که از مردم نجیب ایران و مسئولین کشوری تقاضای کمک و همکاری برای سیل زدگان استان داشته باشند تا مردم سیل زده بتوانند برای خود خانه بسازند و وضع معیشتی شان بهترشود.

ایشان در خصوص سهمیه بندی بنزین گفت: ازمسؤلین محترم تقاضا داریم که در مورد سهمیه بندی بنزین تجدید نظر کنند تا پریشانی مردم بر طرف گردد زیرا جمهوری اسلامی ایران ازکشورهای ثروتمند می باشند بنابر این تقاضای مردم این است که وضع به روال گذشته برگردد.

وی درپایان سخنانش گفت: هرگاه آفات و بلاها را می بینیم باید بسوی الله سبحانه وتعالی رجوع کنیم و با تضرع و زاری بسوی او برگردیم زیرا ذات باری تعالی نیایش وزاری را می پسندند چنانکه در قرآن عظیم الشان فرموده اند: « واستعینوا بالصبر والصلاة» لذا باید با صبر نمودن وبرپا داشتن نماز بسوی خداوند سبحان برگردیم.
لازم به ذکر است که قبل از بیانات شیخ الاسلام، جناب آقای  نکو نام رییس قوه قضائیه استان سخنران خطبه های نماز جمعه این هفته بودند بودند.

ایشان در ابتدا به تبیین جایگاه قوه قضائیه در جامعه و سپس در مورد نحوه خدمات رسانی این نهاد در استان، به ایراد سخن پرداختند. و در پایان از مردم استان تقاضای همکاری لازم با قوه قضائیه را نمودمند.   

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 15:0
استاندار سيستان و بلوچستان براي كمك به سيل‌زدگان پاكستان اعلام آمادگي‌ كرد  

استاندار سيستان و بلوچستان ايران، شنبه شب در تماس تلفني با فرماندار ايالت بلوچستان پاكستان، براي كمك رساني به مردم سيل زده اين ايالت، اعلام آمادگي كرد.
"جبيب‌الله ده مرده" در تماس با "اويس احمد غني"، ضمن اظهار همدري با مردم آسيب ديده ايالت بلوچستان پاكستان، تاسف خود را از كشته و زخمي شدن تعدادي از مردم اين ايالت، ابراز داشت.
"علي آريان‌نژاد" سركنسول جمهوري اسلامي ايران در كويته پاكستان، با اعلام اين خبر به ايرنا افزود: در اين گفت وگوي تلفني، استاندار سيستان و بلوچستان ايران خواستار اعلام نيازها در بخشهاي مختلف كمك رساني براي سيل زدگان پاكستاني شد.
فرماندار ايالت بلوچستان پاكستان با تقدير از مسولان نظام جمهوري اسلامي ايران، اين اظهار همدري را در روابط دو كشور قابل توجه دانست.
وي افزود: با توجه به شرايط موجود، بررسيهاي لازم صورت خواهد گرفت و نيازها اعلام خواهد شد.
گفتني است كه بارش بارانهاي شديد و جاري شدن سيل در ايالت بلوچستان و سند در جنوب و جنوب شرقي پاكستان، دستكم زندگي ‪ ۸۰۰‬هزار نفر را تحث تاثير قرار داده است.
بر اساس آمارهاي اعلام شده توسط مسوولان پاكستان، تاكنون دستكم ‪ ۳۵۰‬نفر بر اثرايم سيل ويرانگر جان خود را از دست داده‌اند. همچنين صدها نفر زخمي شده و تعداد قابل توجهي از روستاها در ايالت بلوچستان به زير آب رفته است.
جمهوري اسلامي ايران با ايالت بلوچستان پاكستان حدود ‪ ۹۰۰‬كيلومتر مرز مشترك دارد و بين مسوولان استان سيستان و بلوچستان و ايالت بلوچستان در زمينه كميسيون مشترك مرزي، همكاريهاي قابل توجهي وجود دارد.
لازم به يادآوري است كه بيشترين ميزان تردد مسافران و فعاليتهاي صادرات و واردات بين دو كشور، از طريق راه‌آهن كويته به زاهدان و بالعكس صورت مي‌گيرد.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 10:2
ما تا چه حدبلوچ وبلوچستان خودرادوست داريم؟! 
 ماتا چه حدبلوچ وبلوچستان خودرادوست داريم؟!

   

آيابه اندازه کنارگذاشتن حقوق دوساعت کارخودھرماه ,براى بلوچ وبلوچستان, به آن علاقه داريم؟!

آيا براى کسى که در ماه تقريبا ۳۰پاکت سيگارميکشد,بلوچ وبلوچستان به اندازه دو پاکت سيگاردرماه ارزش دارد,که اين شخص پول دو پاکت سيگار را ھرماه براى بلوچ وبلوچستان خود کنارگذاشته وبه صندوق کمکھاى مالى براى بلوچ و بلوچستان بريزد؟!

آيا مھر ودوستى به بلوچ وبلوچستان براى کسى که ھفته اى چندين قوطى يا شيشه آبجوويا ھر مشروب ديگرى که مصرف ميکند, بقدرى ھست که ماھانه فقط پول چند قوطى ياشيشه آبجو رابراى بلوچ وبلوچستان خود کناربگذارد ويا در صندوقھاى کمک مالى به بلوچ وبلوچستان بريزد؟!

آياتاکنون دوستى ومھربه بلوچ وبلوچستان در دلھايمان بقدرى رشد کرده است که,ماھيانه پول يک وعده غذاى خود رابراى مردم مصيبت ديده بلوچى که بيشتر از ما به آن احتياج دارند اختصاص دھيم؟!! و ماھيانه

اين مبلغ راحداقل بخاطرنشان دوستى ومحبت به ملت ستم ديده بلوچ وسرزمين غم واندوه زمانه يعنى بلوچستان کنار بگذاريم؟؟؟!!!

امروزبيش از ھرزمانى بايد ازخود سؤال کرد که اين بلوچ وبلوچستانى که مااينھمه دراعلاميه ھا و نوشته ھاى سازمانى وحزبى ودرگفته ھا ومحفلھاى روشنفکرى ويا در اشعارمان وھزاران دم زدنھاى عجيب و غريب براى نماياندن خود ازآن ميکنيم ,بصورت عملى ومادى براى اين ملت دربند خصوصا زمانى که قھر طبيعت ھم اورا به زانو درآورده است,آينقدر اھميت قايل ھستيم که بصورت عملى کارى انجام دھيم؟؟!!

آيا دراطاقى پالتاکى دورھم نشستن وبراى مصيبت وارد شده فقط اظھارغم واندوه کردن بدون نتيجه کار عملى کافى است ويادرد ورنج ملت دربند بلوچ کم ميشود ويا ما وظيفه خود را بخوبى انجام داده ايم؟؟!!

بياد ميآورم نزديک به ۲۰سال پيش زمانى که در يکى از فقيرترين کشورھاى اروپايى مجبوربه گذران زندگى پر مشقت خود بودم,ھر روز صبح ساعت پنج صبح بايد بيدار ميشدم و ھمراه با چند دوست افريقايى خود بعدازدوساعت با گرفتن اتوبوس وقطاربه محل کار خود که يکى از کارھاى سخت وسنگين يعنى "بلوک سيمان" زنىبود ميرسيديم ,وروزانه بالاجبار بايد ۱۰ساعت کار ميکرديم تابتوانيم گذران روزگارکنيم,البته بنده در اينجا قصد ندارم که مشکلات زندگى گذشته خودرا خداى ناکرده به رخ ديگران بکشم,نه صحبت از خودم نيست, براى اينکه بنده بزدل تر از آنم که امروز خود را بنمايانم ,بلکه صحبت از دوستم جيمى است که اھل "مزامبيک؟ بود واوعلاوه بر ۱۰ساعت کار روزانه ,ھنوز با سر کارگر کلنجارھم مىرفت که حاضر است تعطيلات آخر ھفته را نيز کار کند .

روزى پس از اينکه يکسالى از زندگى پر مشقت ما درآن کشور فقير اروپايى گذشته بود, بازبان شکسته ودرھم وبرھم از دوست بينھايت محترم خود جيمى سؤال کردم که چرا شما که خودتان دراين کشور,تنھايى وھم مسؤليت فاميل وخانواده ھم دراينجا نداريد ,چرا حتى آخر ھفته راھم کار ميکنى , مگر خسته نميشويد؟!

او فقط در جواب بنده گفت, شما چقدر ملت و وطن خود را دوست داريد؟؟!!تعجب کرده بودم که کارکردن من در اين کشور فقيرچه کاربه دوست داشتن ملت و وطن من دارد؟!بعدا او بمن گفت که پنج روز ھفته را براى خود وفاميلم که در مزامبيک ھستند کار ميکنم ولى آن دوروز آخر ھفته را براى به تحقق رساندن اعتقاد ات حزبى وسياسى ملت و وطنم کار ميکنم و پول آنرا ھم ھر ماھه به يک حساب مجزا ميريزم.

بعدا بخود آمده فکر ميکردم که خوشا به حال آن حزب ويا سازمانى که ۱۰۰نفر مثل جيمى داشته باشد.!!

بھر حال تازه متوجه شده بودم که دوست داشتن ملت و وطن احتياج به کارعملى واز خود گذشتگى دارد .

امروزکه بدبختى وفلاکت وسيل وطوفان وھزاران بلاياى ديگر که گريبان ملت بلوچ وسرزمين زجرکشيده وطنم بلوچستان را فراگرفته است دوباره ياد دوستم جيمى مي افتم که از خود سؤال کنم که بنده چقدرملت و وطنم ويا بلوچ وبلوچستان خود را دوست دارم؟!

 

ونيز اينراھم ميدانم که با کمک ناچيز بنده مشکلات اصلى سرزمين و ملتى حل نخواھد شد,اما اگر کمک بنده

پتويى باشد دورکودى, قرص آسپرينى باشد براى سردرد مادربزرگى ويا نانى باشد براى يک وعده غذابراى يتيمى در اين برحه از زمان, باز ھم مرا خوشحال خواھد کرد.پس در وحله اول اين بنده ھستم که بيشتراز آن کودک ومادر بزرگ وآن يتيم نيازبه کمک روحى دارم.

حال آيا وقت آن رسيده است که از خود بپرسيم,ما بصورت عملى تاچه حد بلوچ وبلوچستان خود را دوست داريم؟؟!!!

کوران دامنى :۹تير۱۳۸۶

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 0:22
بخش فارسي "راديو بي بي سي" بيانيه هاي سازمان عفو بين الملل را سانسور ميکند 

گزارش راديو بلوچي اف ام

2007.06.27

 

 راديو بلوچي اف ام:  بخش فارسي "راديو بي بي سي" بيانيه هاي سازمان عفو بين الملل را سانسور ميکند

سازمان عفو بين الملل ، ديروز با انتشار بيانيه ای از دستگاه قضايی و مقامات سياسی ايران خواست تا با توقف سريع حکم اعدام کودکان، قانون مجازات اين کشور که حکم به اعدام کودکان بزهکارمی دهد، را اصلاح کند. اين بيانيه در رسانه هاي خبري متعددي بزبانهاي مختلف بدون تحريف ترجمه و انعکاس داده شد. .

     اين بيانيه همچنين در سايت راديو بي بي سي بخش فارسي آن منتشر شد , که با کمال تاسف بايد گفته شود که مسئولين مربوطه هنگام ترجمه بخش مهمي از اين بيانيه را حذف نموده اند.

 اين اولين بار نيست که بيانيه هاي صادرشده سازمان عفو بين الملل و يا  سازمانهاي حقوق بشري ديگر,توسط مسئولين راديو بي بي سي بخش فارسي مورد سانسور و دستبرد قرار ميگيرند. از اينجهت نميتوان گفت که اين فقط يک اشتباط فردي و يا اشتباه چاپي است.

   همچنين نميتوان گفت که اين سياستيست که ازطرف دولت انگليس براي مسئولين بخش فارسي اين راديو طرح شده است چونکه آزادي بيان و رعايت اصول صحيح روزنامه نگاري در اين کشور امريست بديهي

پس اشکال کار از کجاست؟

آيا جواب اين سوال غير از اين است که تعدادي افراد شوئونيست و طرفدار سانسور در حال سوء استفاده از قوانين و امکانات اين کشور آزاد و دمکرات بنفع خود و رژيم جمهوري اسلامي هستند

براي روشنتر موضوع  بيانيه ديروز عفو بين الملل همراه با ترجمه آن که از طرف راديو بي بي سي و توسط چند رسانه ديگر انجام گرفته در زير آورده شده است لطفا ترجمه راديو بي بي سي را با اصل و يا با ترجمه بقيه رسانه هاي گروهي مقايسه کنيد

-----------------------------

بيانيه شماره يک

براي خواندن ترجمه بيانيه توسط راديو بي بي سي لينک زير را کليک کنيد

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/06/070627_he-amnesty-iran.shtml

براي خواندن ترجمه بيانيه توسط راديو فردا لينک زير را کليک کنيد

http://www.radiofarda.com/Article/2007/06/27/f6_amnesty-children.html

اصل بيانيه را ميتوانيد در زير بخوانيد و يا بر روي لينک زير کليک کنيد

http://news.amnesty.org/index/ENGMDE130782007

پاراگرافي که در اصل بيانه (انگليسي) در زير رنگين شده است توسط بخش فارسي راديو بي بي سي حذف  اما در راديو فردا بطور کامل ذکر شده است

 

AMNESTY INTERNATIONAL
PRESS RELEASE


AI Index:        MDE 13/078/2007    (Public)
News Service No:         119                        

Embargo Date: 27 June 2007 00:01 GMT



  Iran: End child executions
 

"My daughter Delara is accused of a crime that she did not commit… Help me and help
us until justice is properly served. There are no signs of humanity and justice in here."
father of Delara Darabi who is awaiting execution in Iran, 11 January 2007
 


Amnesty International is calling on Iran's judicial and political authorities to order an immediate moratorium to prevent further executions of child offenders and to amend the laws so no children who commit crimes can be sentenced to death. In a new report, the organization said at least 71 child offenders were awaiting execution in Iran, where more child offenders have been executed than in any other country since 1990.

"Iran stands virtually alone as a country in which child offenders - persons under 18 at the time of the crime of which they were convicted - are put to death," said Malcolm Smart, Director of the Middle East and North Africa Programme. "It is high time that the Iranian authorities put an end to this shameful practice - for once and for all - and bring themselves in line with the rest of the international community, which has long recognized the obscenity of executing those who commit crimes while children."

In the report, Iran: The last executioner of children, Amnesty International lists the names of the 71 child offenders known to be facing the death penalty, but notes that the total number could be much higher as many death penalty cases in Iran are believed to go unreported. Of the 24 child offenders recorded as having been executed since 1990, 11 were still under the age of 18 at the time of their execution while the others were either kept on death row until they had reached 18 or were convicted and sentenced after reaching that age.


"The Iranian authorities deny that they execute children but so far this year we have already recorded two executions of child offenders," said Malcolm Smart. "Mohammad Mousavi, aged 19, was executed in April for a crime committed when he was 16, and Sa'id Qanbar Zahi, hanged on 27 May 2007 at Zahedan prison, was only 17 when he was sentenced to death with six other members of Iran's Baluchi minority two months earlier."

The execution of Atefeh Rajabi Sahaaleh, sentenced for "crimes against chastity" and hanged at the age of 16 on August 2004, is one of seven cases highlighted by the report. A day after her execution, a judiciary official told a newspaper that she was 22 years old. Rajabi's case highlights the failure of the Iranian judicial system to protect children and provides further evidence that some child offenders are executed in Iran even before they reach the age of 18. The report also lists the cases of 17 other people who were executed for crimes committed when they were under 18.

Although executions of child offenders are few compared to the total number of executions in Iran, they highlight the government’s disregard for its commitments and obligations under international law, which prohibits in all circumstances the use of the death penalty against child offenders. Apart from Iran, the only countries in which executions of child offenders have been recorded since 2003 are China, Sudan and Pakistan; though the Chinese and Pakistani authorities insisted that those executed were aged 18 or over at the time of the crime. In each year the number of child offenders executed in Iran exceeded the total number of all other executions of child offenders.


Some members of the government and the judiciary are also believed to favour at least reducing, if not abolishing, the death penalty for child offenders, but progress is painfully slow. For example, a draft law proposed by the judiciary in 2001 could pave the way for the abolition of the death sentence for minors or at least result in a reduction in the number of offences for which child offenders could be sentenced to death, but the draft law is still under consideration by the political and judicial authorities.

Amid the horror of child executions and the wider problem of the death penalty in Iran, there are some positive signs, particularly, the emergence of a growing movement in favour of the abolition of the death penalty for child offenders. This is being led by a courageous band of human rights defenders and activists within Iran, and it has already achieved some notable successes.

"Amnesty International opposes the death penalty unreservedly for anyone, regardless of their age and regardless of the nature of the crime or the character of the condemned," said Malcolm Smart. "Every execution is an affront to human dignity - a human rights violation of premeditated cruelty that denies the right to life enshrined in the Universal Declaration of Human Rights."


/ENDS

Public Document

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 0:21
اطلاعیه جنبش :تغییر وقت مصاحبه بنابر نقص فنی 

بسمه تعالی

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که مصاحبه رهبری جنبش با دکتر نوری زاده در شبکه ماهواره ای کانال یک بنابر مشکل فنی انجام نگرفت و این مصاحبه  روز دوشنبه و سه شنبه  یازدهم  و دوازدهم تیر 1386 مقارن با ساعت 18:00 به وقت ایران در دو برنامه در مورد مسائل و اوضاع ایران و بلوچستان  صورت خواهد گرفت.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 0:14
افزایش قیمت بنزین و کرایه در زاهدان 

در پى سهميه بندى بنزين كه ازدو روز  گذشته در كل كشور به اجرا گذشته شد قيمت هر گالن ۲۰ ليترى بنزين در زاهدان به ۱۴ هزار تومان رسيد. بنا بر گزارش سنی آنلاین  ازدیروز  هر گالن ۲۰ ليترى بنزين از سوى افراد سود جو به قيمت ۱۱ هزار تومان خريده و به قيمت ۱۴ هزار تومان به مردم در بازار سياه ارايه مى شود.
البته کمتر کسی پیدا می شود که سوخت اندک خودروی سواری خود را بفروش برساند اما کسانی که از قبل بنزین جمع آوری کرده بودند بجای قاچاق بنزین به افغانستان ، آن را به قیمتی بالاتر در زاهدان بفروش می رسانند.

قبل از سهميه بندي روز به روز شاهد افزايش قيمت بوديم به‌طوريكه در حال حاضر هر گالن بنزين با قيمت 14 هزار تومان ( هر ليتر ۷۰۰ تومان) در بازار سياه عرضه مي‌شود.

همچنین بدلیل کمبود تاکسی در اکثر مناطق زاهدان، خودروهای مسافربر شخصی  بطور آزادانه و بدون هيچ گونه نظارتي کرایه ها را به اندازه دو برابر کرایه های سابق افزایش داده

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 16:40
طوفان قلعه‌هاي تاريخي سيستان و بلوچستان را تخريب كرد  

بارش شديد باران در استان سيستان و بلوچستان كه به طوفان بدل شد تخريب بخش‌هايي از قلعه‌ها و مقابر تاريخي اين استان را به دنبال آورد. اما در اين ميان همچنان زابل و آثار تاريخي آن در امان مانده‌اند. به گزارش سني آنلاين به نقل از خبرگزاري ميراث فرهنگي طوفان شديدي كه جنوب استان سيستان و بلوچستان را دربر گرفته بود، باعث تخريب چندين قلعه و مقابر تاريخي اين استان از جمله قلعه مشهور بم‌پور شد.


 
"حسين سرحدي"، معاون حفظ و احياء سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان سيستان و بلوچستان دراين‌باره به CHN گفت: «طوفان جنوب استان سيستان و بلوچستان كه به سيل خروشاني بدل شد علاوه بر تخريب شهرها به آثار تاريخي از جمله قلعه‌ها و مقابر خسارت وارد كرد.»
 
وي افزود: «طوفان شهرهاي نيكشهر،‌ ايرانشهر، سراوان و چندين روستاي بزرگ جنوب استان را در بر گرفته است و قلعه‌هاي نيكشهر و بم‌پور و همچنين قلعه ايرانشهر دچار خسارت‌هاي فراواني شده‌اند.»
 
قلعه پم‌پور از جمله قلعه‌هاي مشهور استان سيستان و بلوچستان است كه به اواخر دوره اشكاني و اوايل دوره ساساني مربوط مي‌شود.
 
سرحدي‌ به ميراث خبر گفت: «خسارت‌ها تا كنون در حد فرو ريختن برخي ديوارها بوده اما تا گزارش نهايي كارشناسان نمي‌توان اظهار نظر درستي داشت.»
 
از ديگر خسارت‌هاي وارده به آثار تاريخي، تخريب برخي مقابر تاريخي استان در منطقه روستاي جلق است.
 
سرحدي به ميراث خبر گفت: «به طور مدام با دفتر مدير كل بناهاي تاريخي و حفظ و احياء سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري در ارتباط  هستيم و ميزان خسارت‌ها به مركز به طور مرتب اعلام مي‌شود.»
 
باران شديد در زابل خسارتي نداشت
بخشي از طوفان زابل را هم فرا گرفت اما به آثار باستاني اين شهرستان خسارتي وارد نشد.
 
"عليرضا خسروي"،‌ مدير پايگاه ميراث فرهنگي شهر سوخته دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «ميزان بارندگي در زابل كمتر بوده و به همين دليل شهر سوخته، روستاهاي تاريخي و كوه خواجه در امان بودند.»
 
وي گفت: «ما آرزو داريم در زابل بارندگي شود اما نه به اين شدت زيرا زابل در منطقه كاسه‌شكلي در كوير واقع شده است و در صورت بارش شديد فاجعه انساني و تاريخي بزرگي رخ مي‌دهد.»
 
طوفان در شهرستان چهاربهار خسارت‌هاي زيادي داشته است و اكنون ميزان خسارت‌هاي وارده در اين شهرستان در دست بررسي است.
 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 16:19
مصاحبه های عبدالمالک با تلویزیونهای ماهواره ای  
به دنبال انتشار شایعاتی مبنی بر زخمی شدن و دستگیری عبدالمالک ریگی رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله ) وی امروز پنجشنبه ساعت ۱۷:۴۵ به وقت ایران با تلویزیون ماهواره ای پارس مصاحبه کرد.
همچنین سخنگوی این جنبش منصور سراوانی اعلام کرد عبدالمالک ریگی فردا شب (جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ ) ساعت ۲۲:۳۰ به وقت ایران با تلویزیون کانال یک با دکتر علیرضا نوری زاده مصاحبه خواهد ک
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 16:15
ناشناخته بودن سيستان و بلوچستان يا ...  

مصطفي دانشور  :   
 در اينكه اين استان حتي براي ساكنين آن هم ناشناخته است كمترين ترديدي وجود ندارد. استان با داشتن قدمت تاريخي بسيار زياد حتي بيشتر از مناطق غربي ايران هميشه ناشناخته بوده است. براي ناشناخته بودن اين ناحيه به دو مورد كه شخصا با آنها مواجه شده ام را ذكر مي كنم.
اولين مورد درباره ثبت دامنه هاي ايراني است. اگر سايت www.nic.ir  مراجعه كنيد يكي از قوانيني كه براي محدوديت ثبت دامنه قرار داده است، استفاده از نام استان ها و شهرهاي كشور است. يعني فرد عادي نمي تواند دامنه iranshahr.ir را براي خود ثبت كند و بر اساس قوانين اين سازمان اين دامنه ها براي شهرداري هاي اين رزرو شده اند. تا به اينجا هيچ مشكلي ظاهرا وجود ندارد ولي قسمت جالب اين است كه در اين صفحه كه نام شهرها ذكر شده نام چند شهر اين استان وجود ندارد و از همه خنده دار تر املاي چند شهر است. مثلا به جاي اينكه از ثبت دامنه konarak.ir براي ثبت عادي جلو گيري شود اسم شهر kenarak نوشته شده و از ثبت اين دامنه بي معني جلوگيري مي شود. نمونه دو شهر فنوج است كه به اشتباه Fonuj نوشته شده است. براي اين دو مورد براي اين نهاد ايميل ارسال كرده ولي ظاهرا جهل اين آقايان و شايد خانمان درباره اين استان پاياني ندارد.
مورد بعدي  مربوط به اخبار سيل هاي اخير در استان و به ويژه در منطقه سراوان مي شود. بارندگي هاي اخير در اين منطقه ظاهرا در جالق شدت بيشتري داشته است. بارندگي بالاتر از 200 ميلي ليتر باعث جلب توجه رسانه ملي به اين منطقه شده است. اگر شما از طرفداران هميشگي اخبار بوده باشيد نام اين شهر و منطقه جالق را بارها از اخبارهاي سراسري شنيده ايد. اما... اما اسم جالق را بارها و بارها از صدا و سيماي ايران به اشتباه Jaalegh شنيده ايد. در واقع تلفظ واقعي اين كلمه Jaalgh است و كلمه اي كه در صدا و سيما بارها شنيده ايد واژه ي ديگر در زبان بلوچي است. اين اتفاق در حالي روي مي دهد كه در سازمان بزرگي همانند صدا و سيما با وجود  سردبيران خبري و ويراستاران بي شمار يكي از آنها درباره ي اينكه آيا اسم خوانده شده آيا صحيح است يا نه تحقيق نكرده است.
نتيجه:
اين دو مثال و دهها مثال ديگر نشان دهنده ي يك مسئله بسيار مهم است و آن اين است كه اين استان براي خيل زيادي از جمعيت ايران حتي براي باسوادترين افراد اين كشور ناشناخته باقي مانده است. مسئله تلفظ خطا در خواندن اسم شهرها و مناطق از صدا و سيما ،  شكل دهنده ادبيات شفاهي يك جامعه ، غير قابل قبول است. اين خطا و خطاهايي از اين دست در واقع ريشه در ناشناخته بودن اين استان دارد. اين ناشناختگي حتي منجر به تحريف واقعيت هاي اين مناطق شده است. كساني كه به خارج از اين استان سفر كرده اند نظر نويسنده را درباره اين سطور تاييد خواهند كرد.
تهران ترمينال جنوب: راننده تاكسي به مردي كه لباس بلوچي به تن دارد: "آهاي افغاني كجا مي ري؟ چند كيلو آوردي؟"
در واقع مردم مناطق ديگر تصوراتي درباره اين استان و مردم آن دارند كه هيچ يك ريشه در واقعيت ندارند و ناشي از شناخت نادرست آنها از اين مردم و استان است.
راه حل:
1- در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي رسانه ملي بيش از پيش به فرهنگ بومي توجه داشته باشد  و در راستاي تقويت فرهنگ هاي بومي گام بردارد.
2- مردم استان به ويژه نخبگان در شناسايي و شناساندن هر چه بيشتر استان به مردم كشور و دنيا تلاش كنند.
3-دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي بايد در شناساندن اين استان برنامه هاي تحقيقاتي اجرا كنند.
4- مردم بايد به اشتباهاتي از قبيل موارد مذكور توجه داشته باشند و صدد تذكر برايند و همچنين در راستاي بهبود اين شرايط قدم بردارند.
5-سازمان ها و نهادهاي كشور يا استاني دقت نموده، چنانچه در مواردي به اطلاعاتي مرتبط به استان ها و شهرها از كارشناسان آن نقطه و كساني كه در اين باره اطلاعات درستي دارند استفاده شود. 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 16:9
چرا جامعه جهانی برای دفاع از یعقوب مهر نهاد سکوت اختیار کرده است 

گزیده ای از سخنان یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت (بخش دوم )

 

چرا اخیرا از شایستگان بلوچ اهل سنت علیرغم شعارها و حتی وعده های داده شده در مدیریت ها و معاونت های استانی استفاده نگردید ؟ آیا اصلا فکر شده است که اگر این بی اعتمادی دو سویه و دو طرفه گردد چه عواقب ناخوشایندی را در بر خواهد داشت ؟ آیا این بی عدالتی و نابرابری و تبعیض آشکار و نقض صریح حقوق شهروندی نیست ؟ فکر نکنید که مردم خدای ناکرده نا آگاهند بلکه مردم همه چیز را می دانند چه بخواهیم و چه نخواهیم . چرا که دنیای امروز ، دنیای ارتباطات و اینترنت و ماهواره است و مردم از حقوقشان آگاهند مردم ما واقعا صبورند اما صبوری هم حد و مرزی دارد .

مسئله دیگر آن است که مسئولین و دلسوزان جامعه باید بدانند که مشارکت و امنیت همواره لازم و ملزم یکدیگرند یعنی در همه زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی اگر مشارکت واقعی بر مبنای آزادی و رقابت سالم نباشد ، امنیتی نیز وجود نخواهد داشت چرا که نیازهای تامین نشده و حقوق از دست رفته افرادی که بر اثر تبعیض و نابرابری از تخصص و ، وجودشان استفاده نمی شود و استحقاق و شایستگی هم دارند قطعا موجب نارضایتی شدید می گردد .

ملاک اصلی و اولیه در مدیریت شایسته سالاری و صلاحیت فرد از نظر علمی و مدیریتی ، تعهد وتخصص می باشد و بعد از آن ، سهم مدیریت بومی و غیر بومی مطرح می شود ، چه بسا مدیران بومی نالایق در استانها ضرباتی وارد کرده اند که گاهی مدیران غیربومی نکرده اند ، نکته دیگر در این باره عملکرد گزینش ها در استان می باشد که معمولا عادلانه نبوده و بر اساس گزارشهای کذب و غرض و مرض های افراد عمل شده است که اگر واقعا دنبال عدالتخواهی هستیم باید در این مسئله به طور جد تجدید نظر شود و قطعا مشکلات و معضلات استان بدون حضور تمامی قومیت ها و مذاهب بومی استان حل نخواهد شد .

امروز دیگر دوران مدیریت بحران تمام شده و ناکامی های حاصل از عدم مشارکت را در حواله دادن به مسایل امنیتی و اینگونه توجیه کردن که همانا جفای بر مردم است ، نشان از ناآگاهی و جهل و بی خبریست .

چطور است که در زمان انتخابات همه مردم خودی هستند و در پای صندوق های رای هیچ کس نمی پرسد که سنی هستید یا شیعه و فارس هستی یا بلوچ اما در مشارکت در مدیریت ها و در گزینش و استخدام این تنها مسئله ای است که حتما مورد توجه قرار می گیرد ؟

باید تدبیری اندیشیده شود که مسئولیت ها و مدیریت ها در دست کسانی قرار بگیرد که معتقد به توجه جدی به حقوق مردم بدون در نظر گرفتن قومیت و مذهب باشند و قانون اساسی مبنای عمل و رفتار جامعه باشد . چرا که استان سیستان و بلوچستان دیگر تحمل بی عدالتی و تبعیض و نابرابری را ندارد و ما دلسوزانه خواهان اجرای دقیق عدالت و تجدید نظر در سیاستهای تبعیض آمیز هستیم .

اکنون جای این سئوال در اذهان عموم مردم استان قرار دارد که چرا مردم بلوچ اهل سنت استان در استان خودشان با موانع مشارکت مواجه باشند ؟ مگر نه آنکه قاعدتا وقتی بی اعتمادی سیاسی بر جامعه ای حاکم گردد نوع مشارکت سیاسی مردم از حالت مشارکت دموکراتیک و فعال خارج می شود و جامعه به طرف انزوا و یا حرکتهای غیر شفاف سوق پیدا می کند ؟

البته باید دانست که بیان خواسته ها و اعتراضات کمک به مسئولین است اما اگر خواسته های مردم تامین نشوند و به آنها توجه نگردد قطعا اینها در جایی جمع خواهند شد و بروز خواهند کرد و عکس العمل های بسیار ناخوشایند و خطرناک و غی قابل کنترل را فراهم می کند . فعلا ما باید از سکوت جامعه در هراس باشیم نه از فریاد جامعه ، چون هنوز مشخص نیست پشت این سکوت ها چه فریادهایی قرار دارد .  

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 16:7