تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
گلایه‌های یک طلبه سنی از دفتر مقام معظم رهبری در استان 
زمان انلاین

این دیدگاه از طرف یک طلبه اهل سنت برای سایت زمان ارسال شده است. این سایت آمادگی دارد در صورت تمایل به پاسخگویی از طرف دفتر محترم مقام معظم رهبری در استان ، پاسخ این دفتر را نیز منتشر کند:
همواره بر این مطلب تأکید شده است که در رسیدگی به روحانیون و طلاب اهل سنت با روحانیون شیعه تفاوتی وجود ندارد، اما برخورد های نا ملایم، جواب های سر بالا، بهانه جوئی های بی مورد و درخواستهای بی جا و تبعیض سبب بدبینی اهل سنت به آن نهاد شده است.



دایره روحانیت اهل سنت که فعالیت خود را از بدو انقلاب و به فرمان امام راحل آغاز کرده به نامهای دیگری از جمله نهاد ولی فقیه در امور اهل سنت و مرکز بزرگ در حال خدمت به روحانیون اهل سنت در استانهای کشور است که این مجموعه با نام نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت در سیستان و بلوچستان با هدف همکاری و رسیدگی به انواع فعالیتها و مشکلات اهل سنت در زمینه های مختلف دست به اقداماتی می زند . البته با توجه به اکثریت اهل سنت در سیستان و بلوچستان، و بخاطر تعامل زیاد برادران اهل تشیع و تسنن، آن نهاد گزارش فعالیتهای گسترده تری را به مراجعه کنندگان و مراکز مربوط می دهد. فلسفه تاسیس این دفتر عنایت رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق اتحاد و یکپارچگی شیعه و سنی با ایجاد نمایندگی از اوضاع و احوال اهل سنت کشور خود را مطلع می سازند، اما عملکرد برخی از افرادی که این پست بسیار مهم دستخوش تعصب و دید منفی آنان نسبت به اهل سنت شده است، خلاف آن را می رساند.
واحد مدارس، یکی از شعبه های آن نهاد است که مدیریت حوزه های علمیه مناطق اهل سنت را از مهمترین وظایف این تشکیلات است که با برگزاری جلسات با مدیران مدرسه بصورت عمومی و خصوصی ، بر فعالیتهای آنان نظارت کند. و برای اینکه بتواند طلاب و علمآء را جذب کند، بسا اوقات بیشتر از توان خودش ادعا می کند .
ناگفته نماند که برگزاری آزمون برای طلاب ، تامین اندک مالی برخی از اساتید و مدرسین و ائمه جمعه و جماعت، برنامه ریزی درسی، آزمون طلاب، صدور کارت شناسایی، ارائه مدرک تحصیلی و تحت پوشش قرار دادن بیمه ای علمآء و طلاب اهل سنت ، همچنین تعیین هیات امناء مساجد مناطق سنی نشین، پرداخت شهریه به طلاب و روحانیون، کمک به اداره حوزه ها، توزیع مایحتاج عمومی و انجام امورات فرهنگی را از دیگر وظایف دایره اهل سنت استان است.
همواره بر این مطلب تأکید شده است که در رسیدگی به روحانیون و طلاب اهل سنت با روحانیون شیعه تفاوتی وجود ندارد، اما برخورد های نا ملایم، جواب های سر بالا، بهانه جوئی های بی مورد و درخواستهای بی جا و تبعیض سبب بدبینی اهل سنت به آن نهاد شده است.
شهریه ماهانه طلاب و مدرسین اهل سنت که از طرف مقام معظم رهبری تعیین شده است و نمایندگی ها موظف به پرداخت آن هستند تا کنون به بسیاری (در واقع به هیچ کس) از طلاب و مدرسین مدارس دینی پرداخت نمی شود.
در یکی از بندهای فرمهای بیمه تأمین اجتماعی قید شده است: اینجانب با مشخصات فوق الذکر به مرکز خدمات حوزه های علمیه وکالت شرعی و قانونی می دهم که حق فرد بیمه شده فعلا 7% را از محل شهریه اینجانب در دفتر مقام معظم رهبری بصورت ماهانه برداشت بانضمام حق کار فرما که مرکز خدمات آن را تقبل نموده به حساب سازمان تأمین اجتماعی واریز نماید.
سوال اینجاست که این شهریه چقدر است؟ چرا علمآء و طلاب از آن بی خبر هستند؟ چه کسانی شهریه های آنان را حیف و میل می کنند؟ کسانی که بیمه نیستند چرا به آنها شهریه داده نمی شود؟ مابقی شهریه بیمه شدگان کجا می رود؟ و...
تا آنجائیکه ما خبر داریم اگر بنا باشد به کسی عطایی بکنند در عوض بقول خودشان در زمینه اطلاع رسانی و عدم ارائه اطلاعات سوخته از مدارس و وضعیت موجود در آنها، فعالیتهای علمآء ، آمد و رفت ها و ... اطلاعات دسته اول می خواهند و گاها تأکید می کنند : نه اینکه بروید و اطلاعات سوخته یک ماه قبل را به ما بدهید ؟!!!
و برای اینکه بتوانند تسهیلات بیشتری به نام اهل سنت جهت صرف در امور خاص که به اهل سنت ربطی ندارد، اختصاص دهند، گزارشهایی مفصل از فعالیتها و رسیدگی ها ی خود به وضعیت نابسامان مدارس،علماء و طلاب ، ائمه جمعه و جماعت را به مرکز ارائه می کنند.
بسا اوقات اگر بخواهند مبلغی را به طلاب و مدرسین مدارس بدهند، بدون ذکر مبلغ ابتدا امضاء می گیرند و بعد مبلغی ناچیز مثلا 20 الی 30 هزار تومان می دهند و چندین عکاس و دوربین را هم ازقبل برای تهیه گزارش به محل می فرستند.
چنانچه سال گذشته همین کار را در یکی از مدارس دینی کردند و با اعتراض نیز مواجه شدند که در آن هنگام جوابشان این بود: مگر شما به ما اعتماد ندارید؟
فصلنامه ای به نام «طالب» حاوی مطالبی بدون نام نویسنده و ذکر منابع و مآخذ چاپ می کنند که خواننده آن نشریه بگفته خودشان باید سواد خیلی بالایی داشته باشد تا بتواند مفهوم عبارتهای نا آراسته و اشتباه را درک کند. تا حالا فکر نکرده اند که چرا اکثریت طلاب و علمای اهل سنت حاضر به همکاری با آن نشریه نیستد و آنهایی هم که همکاری می کنند دوست ندارند اسمشان بعنوان نویسنده مقاله درج شود؟
طبیعی است که این ضعف از طرف گردانندگان نشریه است که نتوانسته اند اعتماد اهل سنت را جلب کنند. البته نشریه فوق در امر اطلاع رسانی با چاپ عکسهای از نشستهای تشیع و تسنن، اردو های وحدت و اتوبوسهای حامل علمای تشیع و تسنن به زیارتگاهها و... موفق بوده است.
چرا ها و اگر های زیادی وجود دارد که مطرح کردن آنها با توجه به عدم نظارت بر کار نهاد نمایندگی در امور اهل سنت ، هیچ سودی جز زیان و ذلت برای اهل سنت و تشدید تعصب و عصبانیت را به همراه نخواهد داشت

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 15:25
کشته و مجروح شدن 17 نفر بر اثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی در جاده میرجاوه.بلوچستان 
کشته و مجروح شدن 17 نفر بر اثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی در جاده میرجاوه

صبح روز یکشنبه 17تیر 1386 بر اثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی به یک خودروی حامل پارچه در محمور مواصلاتی میرجاوه - زاهدان و برخورد این خودرو با ۳ خودروی دیگر ۱۳ نفر کشته و ۴ نفر مجروح شدند.
خبر تلویزیون جمهوری اسلامی از این فاجعه دردناک به عنوان یک حادثه تصادف یاد کرد . اما ماجرا به نقل از شاهدان عینی از این قرار بود که : این فاجعه بر اثر تیر اندازی نیروهای انتظامی کمین کرده درنزدیکی کمربندی میرجاوه بطرف یک خودروی حامل پارچه که از طرف مرز می آمد,صورت میگیرد.


 متاسفانه راننده خودرو مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و کنترل خویش را از دست داد ه و با دو خودرو حامل سوخت برخورد میکند ,که باعث انفجار این سه خودرو میگردد. در همین حین ماشین چهارمی که حامل حدود 15 نفر "بدوکی" بوده با آنها برخورد می کند که باعث انفجار ماشین چهارم می گردد.
این نخستین حادثه از این نوع نیست. هر سال دهها نفر از مردمی که به علت نداشتن شغل ، از راه چتربازی و قاچاق کالاهایی مانند چای و برنج و پارچه ارتزاق می‌کنند بر اثر تیراندازی ماموران انتظامی کشته می‌شوند.و تا کنون هیچ برخورد جدی با این مسئله و نجات جان مردم با نیروی انتظامی صورت نگرفته است و یا تدبیری اساسی برای ایجاد اشتغال سالم برای مردم منطقه اندیشیده نشده است. سانسور خبری رسانه‌های دولتی نیز موجب بی‌اطلاعی و یا حداقل کم‌اطلاعی مردم و مسئولان کشور از وقایع استانی شده و ارائه گزارشات کذب از وضعیت استان به مرکز نیز بر تداوم وقوع این حوادث می‌افزاید

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 15:11
سهميه‌بندي بنزين جوابگوي حمل مسافر برون شهري در سيستان و بلوچستان نيست  
مديركل حمل و نقل و پايانه‌هاي سيستان و بلوچستان گفت: سهميه تعيين شده بنزين جوابگوي نياز خودروهاي مسافربر برون شهري در اين استان نيست.

"عليرضا مجرد" روز پنجشنبه در حاشيه نشست ساماندهي مسافربرهاي شخصي درون و برون شهري سيستان و بلوچستان به خبرنگار ايرنا بيان كرد: بعد مسافت و افزايش تعداد مسافران با سهيمه تعيين شده بنزين هم خواني ندارد.

وي اظهار داشت: سال گذشته از هشت ميليون نفر مسافر جابجا شده در بخش برون شهري حدود ‪ ۱۰‬درصد بوسيله سواريهاي كرايه عمومي جابجا شده‌اند كه با اين حجم مسافر سهميه‌بندي بنزين در بخش برون شهري جوابگوي نياز نيست.

مدير كل حمل و نقل و پايانه‌هاي سيستان و بلوچستان خواستار تجديد نظر و افزايش سهميه بنزين ويژه خودروهاي سواري كرايه‌اي شد.

وي ادامه داد: در بخش حمل و نقل برون شهري با همكاري فرمانداران از سال گذشته طرح ساماندهي سواري‌ها با ثبت نام از متقاضان خريد سواري كرايه عمومي آغاز شد.

مجرد بيان كرد: در اين رابطه يك هزار و ‪ ۶۰۰‬متقاضي ثبت نام كردند كه از اين تعداد حدود ‪ ۴۰۰‬متقاضي موفق به اخذ تسهيلات از اعتبارات بنگاههاي زود بازده شدند.

به گزارش ايرنا، در حال حاضر ‪ ۶۰۰‬دستگاه سواري كرايه برون شهري در سيستان و بلوچستان فعاليت دارند. ك/‪۳‬

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 14:53
دولت نمي تواند برنامه توسعه کشور را زير سؤال ببرد  

پيمان فروزش: دولت بر اساس قانون نمي تواند برنامه چهارم توسعه کشور را زير سؤال ببرد و آن را قبول نداشته باشد.
نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با آنا اظهار داشت: اگر دولت معتقد است  قانون برنامه چهارم  توسعه اشکال دارد، مي تواند به مجلس اصلاحيه بياورد، ولي حق ندارد که اين برنامه را غير اجرايي بداند .
فروزش افزود :زيرا مقام معظم رهبري، مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي برنامه چهارم توسعه کشور را تصويب کرده اند و اين برنامه قانون شده است.

نماينده مردم زاهدان در مجلس در گفت و گو با آنا
دولت نمي تواند برنامه توسعه کشور را زير سؤال ببرد  

 
پيمان فروزش گفت: دولت بر اساس قانون نمي تواند برنامه چهارم توسعه کشور را زير سؤال ببرد و آن را قبول نداشته باشد.
نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با آنا اظهار داشت: اگر دولت معتقد است  قانون برنامه چهارم  توسعه اشکال دارد، مي تواند به مجلس اصلاحيه بياورد، ولي حق ندارد که اين برنامه را غير اجرايي بداند .
فروزش افزود :زيرا مقام معظم رهبري، مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي برنامه چهارم توسعه کشور را تصويب کرده اند و اين برنامه قانون شده است.
وي تصريح کرد : دولت بايد به قانون احترام بگذارد.
فروزش گفت: طبق جدول برنامه چهارم توسعه، رشد توليد ناخالص داخلي 8 درصد، رشد توليد ناخالص داخلي سرانه 6/6 درصد، رشد سرمايه گذاري 2/ 12 درصد، رشد بهره وري نيروي کار 5/3 درصد، رشد جمعيت بيکاري4- درصد، رشد صادرات غيرنفتي 7/ 10 درصد، رشد نقدينگي 20 درصد و نرخ تورم 9/9 درصد بايد باشد.
عضو کميسيون اقتصادي  مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت:اما از تمام اين آمارها عقب هستيم و با توجه به سياست هاي اقتصادي کشورمان نتوانسته ايم به اهداف کمي برنامه برسيم.
وي خاطرنشان کرد:امروزه در دنيا دولت ها مي کوشند منابع جديد در آمدي ايجاد کنند که در اين زمينه در کشورمان ضعف وجود دارد.
فروزش گفت :دولت براي توليد منابع جديد درآمدي بايد اتاق فکر تشکيل دهد.
 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 14:50
مناطق عشايري سيستان 36 ميليارد ريال خسارت ديدند 

بر اثر بارندگي هاي اخير

مناطق عشايري سيستان 36 ميليارد ريال خسارت ديدند

خبرگزاري فارس: مدير كل امور عشاير سيستان و بلوچستان گفت: بيش از 36 ميليارد ريال خسارت بر اثر بارندگي هاي اخير به مناطق عشايري استان وارد شد.

محمد‌رضا مير اميني امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان افزود: با توجه به وقوع پديده گونو و بارندگي‌هاي اخير و جاري شدن سيل‌هاي مخرب در جنوب استان و با توجه به پراكندگي و دوري مناطق عشايري و عدم دسترسي به موقع ، عشاير دچار خسارات و لطمات شديدي شدند.
وي اظهار داشت: خسارات وارده به عشاير در بخش منابع آبي شامل تخريب و خسارت به 68 حلقه چاه كشاورزي و شرب‌، 60 دهنه جشمه و قنات‌، 36 مورد استخر حدود 20 كيلوگرم كانال انتقال آب و بيش از 11 كيلومتر خط انتقال آب است.
ميراميني تصريح كرد: در بخش‌هاي دامي، كشاورزي و مسكن نيز خسارات زيادي از جمله تلف شدن حدود 4 هزار رأس دام سبك و 150 رأس دام سنگين و بالغ بر 2 هزار قطعه مرغ، تخريب و خسارت به بيش از 600 هكتار اراضي كشاورزي و قطع شمار زيادي درخت، تخريب بيش از 26 هزار متر مكعب بندهاي خاكي و سنگ و سيماني و وارد آمدن خسارت به موتورها و موتور خانه‌هاي كشاورزي، خطوط شبكه انتقال برق چاه‌هاي كشاورزي و تخريب منازل مسكوني است.
وي اظهار داشت‌: بيش از 400 كيلو‌متر راه‌هاي مناطق عشايري نيز تخريب و دچار خسارت‌هاي زيادي شده‌اند كه كار خدمات رساني بعضي از مناطق عشايري را كمي دشوار كرده است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 14:48
امام‌جمعه اهل سنت زاهدان خواستار كمك بيشتر به سيلزدگان چابهارو كنارك شد | بلوچستان 
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز.به نقل از ایرنا امام جمعه اهل سنت زاهدان به عنوان خطيب نماز جمعه‌اهل سنت چابهار گفت:
از استاندار بومي سيستان و بلوچستان مي‌خواهيم در تامين نياز سيلزدگان چابهار و كنارك ، اقدامات بيشتري انجام دهد.

مولوي "عبدالحميد اسماعيل زهي" در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته اهل سنت چابهار با تشكر از عملكرد دولت و مسوولان اين استان در امدادرساني به سيل زدگان جنوب سيستان و بلوچستان افزود: از مسوولان استان‌انتقاد نمي‌كنيم، اما انتظارت بيشتري براي حل مشكلات سيلزدگان به ويژه مناطق روستايي چابهار و كنارك داريم.

وي با اشاره به بازديد روز گذشته و امروز خود و هيات همراه‌از روستاهاي سيلزده اين شهرستانها گفت: تلاش خوبي براي كمك به سيلزدگان توفان "گونو " و بارانهاي سيل آسا در جنوب اين استان انجام شده اما كافي نيست.

امام جمعه اهل سنت زاهدان افزود: بسياري از مردم بر اثر اين سيل خانه و كاشانه خود را از دست داده‌اند.

وي با بيان اينكه امسال به فرمان مقام معظم رهبري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگزاري شد گفت: همه بايد با اتحاد و برادري مشكلات بوجود آمده ناشي از سيل را جبران كنيم.

مولوي عبدالحميد ادامه داد: اميدواريم با كمك دولت، استاندار و نيز مردم سخت كوش اين استان، محروميت‌ها در اين استان از بين برود.

وي با اشاره به انتخاب دكتر دهمرده به عنوان يك فرد بومي براي مسووليت استانداري سيستان وبلوچستان گفت: اقشار مختلف اين استان اعم از سيستاني و بلوچ بسيار خشنود شدند كه پس از سالها مديري دلسوز و درد آشنا به اين سمت برگزيده شد.

وي افزود: مردم چابهار و كنارك انتظارت بيشتري از وي در رفع مشكلات دارند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: از بلوچ‌هاي اين منطقه مي‌خواهم همه مشكلات را به گردن دولت نيندازند و براي پيشرفت و عمران اين شهر مهم بندري ، بيش از پيش تلاش كنند.

وي اهميت تربيت نيروي انساني متخصص بومي در همه زمينه‌ها را براي حل مشكلات اين استان مورد تاكيد قرارداد.

امام جمعه اهل سنت زاهدان از همه قشرهاي بلوچ خواست براي توسعه سطح عملي و فرهنگي خانواده‌هاي خود تلاش كنند.

وي از نمازگزاران خواست هرگونه اختلاف مذهبي كه خواست دشمن است را كنار زده و از راه اخوت و برادري، در حل مشكلات اين استان بكوشند.

در نماز جمعه اين هفته اهل سنت چابهار مولوي "خدابخش اسلام دوست "امام جمعه موقت خطبه‌هاي خود را به مسايل مذهبي اختصاص داد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:45
مديرعامل خبرگزاري کار ايران استعفا کرد  
مسعود حيدري:
اميدوارم مولود مبارك «ايلنا» از هر گزندي مصون بماند
تهران- خبرگزاري كار ايران

«مسعود حيدري»، مديرعامل خبرگزاري كار ايران(ايلنا) با انتشار نامه‌‏اي سرگشاده و ابراز اميدواري نسبت به «دور ماندن ايلنا از گزند آسيب‌‏ها» استعفاي خود را اعلام كرد.

به گزارش «ايلنا» متن كامل استعفانامه «مسعود حيدري» به اين شرح است:
«به نام خدا
استاد ارجمندم جناب آقاي محجوب
سلام‌‏عليكم؛
خداوند متعال را شاكرم كه در سايه اعتماد خانه كارگر جمهوري اسلامي ايران و حمايت‌‏هاي بي‌‏شائبه اين نهاد برآمده از متن نظام مقدس جمهوري اسلامي و همراهي و هم‌‏ياري همكاران بزرگوار و پرتلاشم در خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، در اسفندماه سال 1381 حركتي مبارك و ميمون به بار نشست كه حاصل آن متولد شدن نهادي عزيز و مولودي به نام «ايلنا» بود كه حاصل اين تولد, توسعه و تعميق فضاي اطلاع‌‏رساني آزاد توام با رعايت امانت, صداقت و وفاداري به اصول و منش حرفه‌‏اي بود.
«ايلنا» از همان بدو فعاليت به مدد تلاش‌‏هاي جاودانه و پرثمر بنيان‌‏گذارانش و همچنين فداكاري‌‏هاي كادري نجيب, مجرب, پرتلاش و با انگيزه، توانست بسياري از انحصارها در حوزه اطلاع‌‏رساني را بشكند و در سايه الطاف الهي و حمايت‌‏هاي بي‌‏دريغ تشكيلات خانه كارگر به رسانه‌‏اي پيشرو, صريح‌‏اللهجه و پرجسارت تبديل شود كه اين خود يكي از موهبت‌‏هاي الهي به رسانه متعلق به طبقه شريف و نجيب كارگري كشور بود.
در طول اين پنج سال، «ايلنا» با در پيش گرفتن روش و مشي خاص خود كه اكنون به جرياني نهادينه در عرصه اطلاع‌‏رساني مبدل شده است، توانست اعتباري شايسته يافته و به مرجعي قابل اتكا و درخور اعتنا تبديل شود كه گواه اين مدعا، ميليون‌‏ها مخاطبي است كه اين خبرگزاري را در داخل و خارج كشور به عنوان پايگاهي مطمئن و قابل استناد انتخاب كرده‌‏اند و هر روز نيز بر اين تعداد افزوده مي‌شود تا بدانجا كه بسياري از تشكل‌‏هاي كارگري غيرايراني در بازديد از اين خبرگزاري، ضمن ستايش اقدامات و تاثيرگذاري‌‏هاي «ايلنا» از آن الگو گرفته و در صدد برآمده‌‏اند تا نمونه آن را در كشور خود به وجود آورند تا از اين طريق تريبوني براي پيگيري و تبيين انتظارات و مطالبات كارگران خلق كنند.
اگر بخواهيم كمي به گذشته بازگرديم به‌‏خوبي خواهيم ديد قبل از پا به عرصه وجود گذاشتن اين خبرگزاري، جامعه كارگري در غربتي فرو رفته بود كه شايد طنين اين فريادها به گوش كمتر كسي مي‌‏رسيد، البته در همين جا بايد به سهم خود از همه تشكل‌‏ها و نشرياتي كه فريادگر مطالبات كارگران بودند، قدرداني كنم و اذعان كنم كه در راهبري اين رسانه، تاسي‌‏ام از الگوهايي بود كه پيشتازان در عرصه دفاع از حقوق كارگران فرا رويم قرار دادند.
از اينكه بگذريم، خبرگزاري كار ايران (ايلنا) به عنوان اولين خبرگزاري خصوصي (غيردولتي) به معناي واقعي كلمه مدافع حقوق نهادهاي مدني و منعكس‌‏كننده اخبار، رويدادها و تحولات اين بخش از جامعه بوده است، به نحوي كه خود «ايلنا» به عنوان يك رسانه برخاسته از بطن نهاد مدني، به خوبي مشكلات، دردها و مطالبات ديگر نهادهاي غيردولتي را شناخته و در راستاي مدد رساندن به آنها ايفاي نقش كرده است كه اين امر تحولي در عرصه اطلاع‌‏رساني ايجاد نمود چنانكه شايد هضم و باور آن براي برخي از مخالفان و تحديدكنندگان فضاي شفاف اطلاع‌‏رساني، دور از ذهن و انتظار مي‌‏نمود.
شرح فداكاري‌‏ها، رنج‌‏ها و مرارت‌‏هايي كه در اين چهار سال و اندي, پرسنل, حاميان، مديران و در يك كلام دست‌‏اندركاران اين رسانه بزرگ و عزيز متحمل شدند و بي‌‏مهري‌‏ها و بعضاً بي‌‏اخلاقي‌‏هايي كه با كمال تاسف امروز به رويه‌‏اي لايتغير در جامعه ما تبديل شده است، موضوعي نيست كه بتوان آن را در اين سطور گنجاند و از آن سخن بر زبان راند.

اينجانب به عنوان كوچك‌‏ترين عضو «ايلنا» و كسي كه خدمت و حضور در آن مجموعه برايم والاترين افتخار دوران زندگي‌‏ام محسوب مي‌‏شود و هيچ‌‏گاه حاضر نبوده و نيستم كه آن را با هيچ چيز معاوضه كنم، براي آنكه حضورم لطمه و آسيبي بيش از آنچه پيش‌‏ آمده متوجه اين مولود مبارك نسازد، از مسووليت خود به عنوان «مديرعامل خبرگزاري كار ايران (ايلنا)» استعفا كرده و «ايلنا»ي عزيز و گرامي را به صاحبش مي‌‏سپارم و از خداوند قادر متعال مي‌‏خواهم كه اين نهاد ارزشمند سراسر بركت را از گزند همه آسيب‌‏ها و ابتلائات دور و مصون بدارد.
سربلندي و سرافرازي جامعه بزرگ كارگري و رسانه‌‏اي و در كنار آن «ايلنا»ي عزيز منتهاي آرزو و آمال اين بنده حقير است.
اللهم اياك نعبد و اياك نستعين
با سپاس
مسعود حيدري
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:40
چرا انسان‌ها شورش می‌کنند 

چرا انسان‌ها شورش می‌کنند

اعتماد / سعید مدنی

Sat / 07 07 2007 / 0:22
حوادثی که به دنبال اعلام سهمیه بندی بنزین رخ داد و پدیده بسیار جالب وقوع اعتراضات از جامعه مدرن و توسعه یافته تهران تا شهر کوچکی مثل یاسوج، نشان از اهمیت نقش انرژی و بنزین در زندگی روزمره ایرانیان داشت. در عین حال تحلیل وقایع و اعتراضات مذکور در صورتی که حول مساله بنزین بررسی شود، معنای آن این خواهد بود که این اعتراضات موقتی بوده و متناسب با سیاست های دولت در سهمیه بندی بنزین تشدید یا تخفیف خواهد یافت، در حالی که اگرچه در حال حاضر بنزین نقش گسترده یی در زندگی بخش قابل توجهی از مردم ایران دارد، اما عوامل مشابه که بتواند موجب بروز اعتراضاتی شبیه آنچه پس از سهمیه بندی بنزین رخ داد، شود، در زندگی جاری ایرانیان کم نیست، حتی شورش های پس از مسابقات فوتبال را نیز می توان در ردیف این گونه پدیده ها قرار داد.

شورش یا آشوب (turmoil) عبارت است از خشونت سیاسی نسبتاً خود انگیخته و سازمان نایافته همراه با مشارکت مردمی قابل ملاحظه، شامل اعتصابات سیاسی خشونت بار، شورش ها، درگیری های سیاسی و شورش های محلی.

شورش های شهری از نوع رفتارهای دسته جمعی اند و حاکی از رفتار جماعتی (Crowd) این گونه واکنش ها در جامعه ایران اغلب رواج داشته است. در این نوع جوامع زورمند مدار گروهی لحظه یی گرد هم می آیند، اقداماتی را انجام می دهند و پراکنده می شوند، چنانکه گویا اصلاً نبوده اند و نه همدیگر را می شناخته اند. برای روشن تر شدن بحث باید به تمایز شورش های جمعی و جنبش های اجتماعی (Social movement) توجه شود. شورش واکنش های موردی و لحظه یی جماعتی است که بدون هرگونه سازمان یافتگی گرد هم می آیند. اما جنبش اجتماعی از استمرار، روشنی اهداف و هویت جمعی مشخص و متعین برخوردار است. در برخی از منابع اشاره شده که شورش ها می توانند نهایتاً به زایش یک جنبش اجتماعی ختم شوند. در شورش که توسط جماعت فعال رخ می دهد، افراد اقدامات خصمانه و پرخاشگرانه یی را علیه افراد، اشیا و مکان ها انجام می دهند که معمولاً به خسارت، ضرب و جرح و حتی مرگ افراد منجر می شود. شورش ها فاقد ساختار ویژه هستند، به عبارت دیگر سازمان اجتماعی ندارند، فاقد تقسیم کار هستند، رهبری ندارند و اصولاً فاقد ارزش ها یا اصول متعین و مشخص هستند.

در جوامعی که امکان اعلام نظرات و اعتراضات نسبت به برنامه ها و سیاست های دولت و اساساً نقد قدرت نباشد، جنبش های اجتماعی به سختی و با دشواری بسیار، شکل می گیرند و اغلب با محدودیت های جدی مواجه می شوند، از این رو در شرایط فقدان سازمان هایی که جنبش های اجتماعی را سامان دهند، افراد در هر بزنگاهی تلاش می کنند تا گرد هم آیند و در قالب شورش های شهری به جماعتی فعال تبدیل شده و اعتراضات خود را به هر نحو ممکن اعلام کنند. پایین آمدن آستانه تحمل جامعه احتمال وقوع این گونه شورش ها را افزایش می دهد.

مراحل شکل گیری یک شورش که در وقایع جاری نیز به روشنی قابل توضیح است، به قرار زیر است؛

در وهله اول مجموعه یی از عوامل و وقایع موجب بروز نارضایتی انباشته شده می شوند. در حال حاضر دلایل زیادی برای این نارضایتی وجود دارد. نرخ رو به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید بخش قابل توجهی از حقوق بگیران وگروه های با دستمزد پایین، مشکلات رو به تزاید جامعه شهری از جمله ترافیک و ناکارآمدی حمل و نقل عمومی، وضعیت نابسامان اجتماعی و دشواری ها در تامین نیازهای اساسی از جمله مسکن، بهداشت، آموزش و اشتغال و بالاخره افزایش مطالبات عمومی و در مقابل فقدان ساز و کارهای قانونی و رسمی برای پر کردن شکاف بین امکانات و خواست ها همه انبوهی از موج نارضایتی را در جامعه رقم زده است.مرحله دوم هر شورش عبارت است از اجماع افراد حاضر در یک محله، شهر یا منطقه درباره نابسامانی وضع موجود و ابراز نارضایتی از آن، پدیده یی که در خیابان، اتوبوس، تاکسی و هر جای شهرها می توان به روشنی ملاحظه کرد. احساس عدم امنیت اجتماعی، آینده مبهم، نگرانی از تشدید وضعیت بی ثبات و ناپایدار فعلی و ناکارآمدی دستگاه های مسوول در اداره امور موضوعات گفت وگوی جاری جامعه شهری است.

مرحله سوم رخ دادن واقعه یی جرقه زننده است. مهم نیست موضوع واقعه چه باشد؛ باخت تیم ملی یا تیم مورد علاقه، خاموشی ناگهانی برق، قطع آب آشامیدنی یا سهمیه بندی ناگهانی و غیرمنتظره بنزین. اقدامات و برنامه های غیرمنتظره دولت و عدم توضیح کافی درباره مسائلی که زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار می دهند، همه می توانند به عنوان محرک یک شورش عمل کنند.

بالاخره در مرحله چهارم جماعتی خشمگین دور یکدیگر جمع می شوند و بلافاصله نسبت به واقعه جرقه زننده واکنش نشان می دهند. اگرچه اغلب این شورش ها با مداخله دستگاه های امنیتی و نظامی خاتمه می یابد، شورش سرکوب می شود و افراد پراکنده می شوند اما هر شورش خاطره یی جمعی را شکل می دهد که دیر یا زود به عنوان سرمایه و تجربه در شورش بعدی به کار گرفته خواهد شد.

شورش ها تاثیر دوگانه بر ساخت قدرت دارند، از یک سو می توانند به عنوان علائم بیماری در اقتصاد، اجتماع و سیاست بلافاصله ساخت قدرت را به لزوم انجام اصلاحات فوری رهنمون سازند و راه را برای تحولات و تغییرات مناسب، به سود مردم و در جهت بهبود رفاه اقتصادی و نوسازی سیاسی هموار کنند، اما از سوی دیگر نیز می توانند تهدید جدی برای متزلزل شدن پایه های قدرت محسوب شده و با تشدید فشارهای امنیتی، قضایی و بستن روزنه های اعتراضات سیاسی سازمان یافته در قالب احزاب و جامعه مدنی به تشدید فرآیند و تعمیق شکاف دولت- ملت منجر شوند.

واکنش های مقامات سیاسی طی روزهای پس از وقوع اعتراضات شهری نسبت به سهمیه بندی بنزین علائمی از رویکرد اول را نشان نمی دهد. رئیس مجلس رخ دادن چنین اعتراضاتی را امری بی اهمیت تلقی کرد که با سرکوب آن باید خاتمه یافته تلقی شود و مقامات امنیتی، سیاسی و قضایی هم از برخورد جدی و حتی احتمال اعدام دستگیرشدگان در شورش بنزین سخن گفتند. گویا مسوولان امر همچنان که «ماکس وبر» گفته معتقدند «خشونت» «ابزار خاص» دولت است و «حق خشونت فیزیکی تنها تا حدی که دولت اجازه دهد، به دیگر موسسات و افراد واگذار می شود و فرض بر این است که دولت تنها منبع عمده «حق» استفاده از خشونت است.» در حالی که باید توجه داشت خشونت جمعی تابعی از میزان و شدت نارضایتی های مشترک میان اعضای جامعه است که تا حد زیادی حاصل کارکرد و عملکرد نظام سیاسی و کارگزاران آن است. اصرار بر ادامه برخورد امنیتی- قضایی با شورش بنزین و تشدید مجازات بازداشت شدگان در این واقعه جز به پی ریزی و تعمیق نطفه های شورش های بعدی کمک دیگری نخواهد کرد، در مقابل بازنگری و اصلاح سیاست ها و برنامه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و تخفیف مجازات و آزاد کردن بازداشت شدگان می تواند جامعه یی باثبات، پایدار و عاری از خشونت را برای مردم ایران به ارمغان آورد
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:18
بلوچستان من!  
بلوچستان من!
 

 بلوچستان! یعنی عشق سرخ
عشق! یعنی بلوچستان  سبز

 بلوچستان من!
 بلوچستان  گل خان نصیر است و حماسه
 
بلوچستان روانبد است و عشق

  بلوچستان اشرف  است و معرفت

 
بلوچستان زرمبش است و عدالت

 بلوچستان یادگاری است وصداقت
  بلوچستان استاد پروین  است و حقیقت
  بلوچستان خسرو مبارکی  است و آزادی 
  بلوچستان رحیم است و قیام
 
 بلوچستانم ریگی است و طغیان
  بلوچستان دادشاه است و جسارت

  بلوچستان ملا بخش  است و شورش
  بلوچستان سرمچاران  است و رهایی
 
بلوچستان دار است وسرمچاران 
  بلوچستان من!
نگاه کن
!
بلند شو!
گریه نکن
تو دردها و رنجها را بارها و بارها دیده ای

تو آمدن و رفتن بیگانگان را بارها و بارها حس کرده ای
تو با سوز و زخم
با ظلم و ستم
با خون و فریب
با بحران و جنگ، بیگانه نیستی
!
چشمهایت را نبند
در خود نشکن
بخند و بمان

چون! عشق هرگز نمی میرد
باور کن! عشق مردنی نیست
عشق رفتنی نیست

نریمان بلوچ

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:11
پیام تبریک آزادی دو تن از عدالت خواهان . بلوچستان 

پیام تبریک آزادی دو تن از عدالت خواهان .

نصیر براهوئی و ابراهیم مهرنهاد آزادشدند .

آزادی این عزیزان را به تمامی عدالت خواهان و ملت بلوچ تبریک می گوئیم .

به امید اینکه یعقوب مهرنهاد عزیز هم به آغوش گرم خانواده و دوستانشان

بازگردند .

نوشته شده توسط حامی

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:7
پیام تبریک آزادی دو تن از عدالت خواهان . بلوچستان 

پیام تبریک آزادی دو تن از عدالت خواهان .

نصیر براهوئی و ابراهیم مهرنهاد آزادشدند .

آزادی این عزیزان را به تمامی عدالت خواهان و ملت بلوچ تبریک می گوئیم .

به امید اینکه یعقوب مهرنهاد عزیز هم به آغوش گرم خانواده و دوستانشان

بازگردند .

نوشته شده توسط حامی

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 14:6
درگذشت دردناک یکی از دستگیرشدگان اخیر در زندان 
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یک جوان 25 ساله به نام محمد جلالی که هفته گذشته در پی اعتراض به جیره بندی بنزین دستگیر شده بود، در زندان گوهردشت جان سپرد.

این جوان در مقابل پمپ بنزین فردیس کرج اقدام به خودسوزی کرده بود و بدن او بشدت آسیب دید. نیروهای حکومتی به جای اینکه او را به بیمارستان منتقل کنند، وی را روانه زندان کرده و به دلیل عدم رسیدگی و نبود امکانات در زندان گوهردشت، محمد جلالی پس از چند روز تحمل درد شدید ناشی از سوختگی، جان خود را از دست داد.

هم اکنون تعداد زیادی از دستگیرشدگان هفته گذشته در زندان گوهردشت بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اینگونه زجرکش کردن معترضین بی گناه را محکوم می کند و خواستار اقدامات عملی سازمانهای حقوق بشری برای پایان دادن به اینگونه اعمال غیرانسانی است.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:8
ما تا چه حد بلوچ وبلوچستان خودرا دوست داريم؟ 

آيابه اندازه کنارگذاشتن حقوق دوساعت کارخود ھرماه ,براى بلوچ وبلوچستان, به آن علاقه داريم؟!
آيا براى کسى که در ماه تقريبا ۳۰پاکت سيگارميکشد,بلوچ وبلوچستان به اندازه دو پاکت سيگاردرماه ارزش دارد,که اين شخص پول دو پاکت سيگار را ھرماه براى بلوچ وبلوچستان خود کنارگذاشته وبه صندوق کمکھاى مالى براى بلوچ و بلوچستان بريزد؟!
آيا مھر ودوستى به بلوچ وبلوچستان براى کسى که ھفته اى چندين قوطى يا شيشه آبجو و يا ھر مشروب ديگرى که مصرف ميکند, بقدرى ھست که ماھانه فقط پول چند قوطى يا شيشه آبجو را براى بلوچ و بلوچستان خود کناربگذارد و يا در صندوقھاى کمک مالى به بلوچ و بلوچستان بريزد؟!
آيا تاکنون دوستى و مھربه بلوچ وبلوچستان در دلھايمان بقدرى رشد کرده است که,ماھيانه پول يک وعده غذاى خود رابراى مردم مصيبت ديده بلوچى که بيشتر از ما به آن احتياج دارند اختصاص دھيم؟!! و ماھيانه اين مبلغ راحداقل بخاطرنشان دوستى ومحبت به ملت ستم ديده بلوچ وسرزمين غم واندوه زمانه يعنى بلوچستان کنار بگذاريم؟؟؟!!!
امروزبيش از ھر زمانى بايد از خود سؤال کرد که اين بلوچ و بلوچستانى که ما اينھمه در اعلاميه ھا و نوشته ھاى سازمانى و حزبى و در گفته ھا و محفلھاى روشنفکرى و يا در اشعارمان و ھزاران دم زدنھاى عجيب و غريب براى نماياندن خود ازآن ميکنيم ,بصورت عملى و مادى براى اين ملت دربند خصوصا زمانى که قھر طبيعت ھم او را به زانو درآورده است,آينقدر اھميت قايل ھستيم که بصورت عملى کارى انجام دھيم؟؟!!
آيا دراطاقى پالتاکى دورھم نشستن و براى مصيبت وارد شده فقط اظھارغم واندوه کردن بدون نتيجه کار عملى کافى است و يا درد و رنج ملت دربند بلوچ کم ميشود و يا ما وظيفه خود را بخوبى انجام داده ايم؟؟
بياد ميآورم نزديک به ۲۰سال پيش زمانى که در يکى از فقيرترين کشورھاى اروپايى مجبور به گذران زندگى پر مشقت خود بودم, ھر روز صبح ساعت پنج صبح بايد بيدار ميشدم و ھمراه با چند دوست افريقايى خود بعد از دوساعت با گرفتن اتوبوس و قطار به محل کار خود که يکى از کارھاى سخت وسنگين يعنى "بلوک سيمان" زنىبود ميرسيديم ,و روزانه بالاجبار بايد ۱۰ساعت کار ميکرديم تابتوانيم گذران روزگارکنيم,البته بنده در اينجا قصد ندارم که مشکلات زندگى گذشته خودرا خداى ناکرده به رخ ديگران بکشم, نه صحبت از خودم نيست, براى اينکه بنده بزدل تر از آنم که امروز خود را بنمايانم ,بلکه صحبت از دوستم جيمى است که اھل "مزامبيک؟ بود واوعلاوه بر ۱۰ساعت کار روزانه ,ھنوز با سر کارگر کلنجارھم مىرفت که حاضر است تعطيلات آخر ھفته را نيز کار کند  ـ
روزى پس از اينکه يکسالى از زندگى پر مشقت ما درآن کشور فقير اروپايى گذشته بود, بازبان شکسته ودرھم وبرھم از دوست بينھايت محترم خود جيمى سؤال کردم که چرا شما که خودتان دراين کشور,تنھايى وھم مسؤليت فاميل وخانواده ھم دراينجا نداريد ,چرا حتى آخر ھفته را ھم کار ميکنى , مگر خسته نميشويد؟!
او فقط در جواب بنده گفت, شما چقدر ملت و وطن خود را دوست داريد؟؟!!تعجب کرده بودم که کار کردن من در اين کشور فقير چه کار به دوست داشتن ملت و وطن من دارد؟! بعدا او بمن گفت که پنج روز ھفته را براى خود و فاميلم که در مزامبيک ھستند کار ميکنم ولى آن دو روز آخر ھفته را براى به تحقق رساندن اعتقاد ات حزبى و سياسى ملت و وطنم کار ميکنم و پول آنرا ھم ھر ماھه به يک حساب مجزا ميريزم ـ
بعدا بخود آمده فکر ميکردم که خوشا به حال آن حزب و يا سازمانى که ۱۰۰نفر مثل جيمى داشته باشد.!!
بھر حال تازه متوجه شده بودم که دوست داشتن ملت و وطن احتياج به کارعملى و از خود گذشتگى دارد  ـ
امروز که بدبختى، فلاکت، سيل وطوفان وھزاران بلاياى ديگر که گريبان ملت بلوچ و سرزمين زجر کشيده وطنم بلوچستان را فراگرفته است دوباره ياد دوستم جيمى مي افتم که از خود سؤال کنم که بنده چقدر ملت و وطنم و يا بلوچ و بلوچستان خود را دوست دارم؟!
ونيز اينرا ھم ميدانم که با کمک ناچيز بنده مشکلات اصلى سرزمين و ملتى حل نخواھد شد,اما اگر کمک بنده پتويى باشد دورکودى, قرص آسپرينى باشد براى سردرد مادر بزرگى و يا نانى باشد براى يک وعده غذا براى يتيمى در اين برحه از زمان, باز ھم مرا خوشحال خواھد کردـ .پس در وحله اول اين بنده ھستم که بيشتراز آن کودک و مادر بزرگ وآن يتيم نيازبه کمک روحى دارم ـ
حال آيا وقت آن رسيده است که از خود بپرسيم, ما بصورت عملى تا چه حد بلوچ وبلوچستان خود را دوست داريم؟؟

!!!
کوران دامنى

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:5
درگیری میان نیروهای حکومتی با جوانان به جان آمده در سقز 
مدتی است ميدان مادر سقز به محل تفریح وشادی جوانان شهر تبدیل شده است. نیروی انتظامی از شادی و تفریح جوانان نگران و به هراس افتاده است.بخصوص ازچند روز قبل که بر جمعيت جوان حاضر در ميدان افزوده شده است. از دوشب پیش نیروی انتظامی به بهانه های مختلف جلوی جوانان را گرفته و از آنها کارت شناسائی و گواهی نامه درخواست کرده واز آنها خواسته است که شئونات اسلامی را رعایت کنند. شب گذشته بیش از دو هزار نفر از جوانان شهر در این میدان تجمع و به شادی وتفریح پرداخته اند که با برخورد شدید نیروی انتظامی روبرو گشته و در نتیجه با آنها در گیر می شوند. نيروي انتظامي با كمك یگان ويژه و دیگر نیروهای سرکوبگر با جوانان و مردم درگیر شده و در نتیجه برای متفرق کردن مردم از گاز آشک آور استفاده و اقدام به تیراندازی کرده اند. مردم با سنگ و دیگر ابزار دم دست به مقابله با نیروهای رژیم برخواسته و به تعدادی از ماشینهای نیروی انتظامی خسارت وارد کرده اند . طبق اخبار رسیده تعدادی از جوانان ومردم زخمی و تعدادی هم دستگیر شده اند. هنوز اطلاع دقیقی از تعدادی زخمیها و دستگیر شدگان در دست نیست.

سایت کارگران ایران

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:1
بلوچ ملتي است 
 

بلوچ ملتى است در سرزمين تاريخى خويش نه يك مھاجر در ايران كه اقليت ملى و يا قومى حساب شود

نشست كميسيون حقوق بشر پارلمان بريتانيا كه توسط كميته حقوق بشر حزب محافظه كارترتيب داده شده بود به تاريخ سوم ماه جون 2007 در پارلمان بريتانيا تحت عنوان "حقوق بشر و اقليتھا در ايران" برگزارگرديد.
در اين نشست ازنمايندگان حزب مردم بلوچستان(كه كنگره مليتھاى ايران فدرال را نيزنمايندگى ميكرد ) پروژه حقوق بشر كردستان ٬ فعالين حقوق بشر اھوازدر جامعه اھوازيھاى بريتانيا٬ انجمن بھائيان UK و سازمان زنان ايرانى ـ آنگلو UK براى ارائه سخنرانى و پاسخ به سٶالات كميسيون وحضار دعوت شده بود.

در اين نشست تلاش سخنرانان بر تشويق كميسيون حقوق بشرپارلمان انگليس براى وارد آوردن فشارسياسى و ديپلماتك بيشتر بر دولتمردان جمھورى اسلامى جھت رعايت موازين حقوق بشر در ايران متمركز بود.
لازم به يادآورى است كه از مقامات رسمى ايران براى شركت در اين نشست نيزدعوت شده بود كه كسى از آنان حضور نيافته بود.
آآقاى مھندس بندوئى كه به عنوان سخنگوى حزب مردم و عضو ھيئت اجرايى كنگره مليتھاى ايران فدرال در اين نشست شركت كرده بود با پرداختن به مختصرى از تاريخ جديد و جايگاه جغرافياى سياسى و اقتصادى بلوچستان و اھميت استراتژيك و تعيين كنندگى آن در كشمكشھاى سياسى و اقتصادى خاورميانه٬ به تشريح سياستھاى غير انسانى اضمحلال گرانه حكومتگران ايران براى نابودى و نسل كشى ملت بلوچ ٬ از سال 1928 به بعد كه رضاشاه بلوچستان را اشغال نظامى نمود٬ با ارائه دلايل و مدارك پرداخت.
تأكيد او بر اينكه ايران يك كشور چند مليتى است مشتمل بربلوچ٬ كورد٬ تورك٬ توركمن٬ عرب و فارس و نه آنچنانكه نماينده سازمان زنان ايرانى ـ آنگلو UK كه به دفاع از سياستھاى شوراى ملى مقاومت پرداخته و مليتھاى ايران را اقليتھاى قومى خطاب ميكرد٬ توجه كميسيون را آنگاه بيشتر به اين نكته جلب نمود كه محترمانه از رئيس كميسيون پرسيد كه آيا شما به خود حق ميدھيد كه اسكات ھا ٬ولش ھا٬ ايرلندى ھا و انگليسيھاى بريتانيا را اقليت ھاى قومى خطاب كنيد? كه مسلما" پاسخ منفى بود.
در پايان سخنرانى خود ليستى از شھداى اخير نيروھاى مقاومت ملى بلوچستان كه جمھورى اسلامى به شديدترين وجه حقوق بشر را با اعدام اين افراد مرتكب گشته است ارائه داد كه مورد توجه كميسيون قرار گرفت.
اين ليست كه فقط مربوط به اعدامھاى چھار ماھه اخير بلوچستان بود زنده يادان نصرالله شنبه زھى٬ نوجوان 17 ساله سعيد قنبرزھى٬ نوباوه بلوچستان رٶيا سارانى٬ و جوان 23 ساله وحيد ميربلوچزھى از دستگيرشدگان اخيرزاھدان كه بدن مثله شده اش اخيرا" در اطراف زاھدان يافته شد را نيز شامل بود.
در پايان اين نشست در پاسخ به پرسش كميسيون حقوق بشر كه بريتانيا چه نقشى عملى ميتواند داشته باشد? پاسخ سخنگوى حزب مردم اين بود كه امپراطورى بريتانيا در قرن نوزدھم ھنگام خروجش از آن منطقه ٬مشكلاتى ملى را بر اساس سياستھاى دوران جنگ سرد لاينحل گذاشته است و امروز بيش از ھر عامل ديگرى تنشھاى ملى و ھويتى باعث بى ثباتى سياسى و اقتصادى منطقه خاورميانه و نتيجتا" حاكميت وبرقرارى دموكراسى گشته اند. بدون حل منصفانه اين معضل٬ منطقه خاورميانه به ھيچوجه روى آرامش و ثبات نخواھد ديد.
ھم اكنون مليتھاى ساكن ايران در"كنگره مليتھاى ايران فدرال" گردھم آمده و براى برقرارى سيستمى فدرال ٬ دموكراتيك و سكيولار كه در آن حقوق برابر مليتھا و حقوق شھروندى تأمين شود مبارزه ميكنند.
پشتيبانى و حمايت جامعه بين المللى از اين كنگره به مفھوم حمايت از برقرارى دموكراسى پايدار در ايران و منطقه خواھد بود.

لازم به يادآورى است كه حضور نمايندگان زرمبش٬ جبھه متحد بلوچستان ـ جمھورى خواھان٬ و جناب عبدالله بلوچ مدير كل اداره فرھنگ بلوچستان شرقى با ھمراھان٬ وزنه موضوع بلوچستان را ملموس تر ساخته بود.
متن انگليسى سخنرانى سخنگوى حزب مردم در اينجا ضميمه است.

حزب مردم بلوچستان



حزب مردم بلوچستان Balochistan People's Party,
P.O.Box 13022, 103 01 Stockholm, Sweden
Tel: +46 739343724, Fax: +46 8 43 75 97 37
www.ostomaan.org ; www.balochpeople.org


03/07/2007
Honourable members of Parliament, ladies and gentlemen

As the spokesperson of the Balochistan People’s Party(BPP) which is a liberal democratic party, fighting for the right of national sovereignty of Baloch people, I sincerely thank you and value the opportunity of being here to speak about the pain and abuse that our people are suffering in the hands of the theocratic and fanatic regime of Iran.
Our heartfelt thanks to the British people and their Conservative Party’s Human Rights commission, for facilitating such a valuable hearing, here in the British Parliament.

Prior to discussing Baluchistan’s current political situation I have to go very briefly into its geopolitical importance and a short history:
Balochistan, the historical land of Baloch inhabitants, is located on the northern coast of the Hormoz Straight where 40% of the world’s oil is shipped through the straight from the Persian Gulf’s surrounding countries. Balochistan is the centre of the political and military activities of the region. The provinces of Nimrouz, Farrah, and Helmand are the centre of confrontation among Taleban / Alqaedah and NATO/ Afghanistan army forces.
Balochistan has large reservoirs of oil, gas, gold, copper, Sulphur, uranium and many other natural resources unearthed according to Iran, Pakistan and international researches and investigations.

Central Asian countries can only have access to international waterways through Balochistan. Pakistan and Iran are competing to connect Central Asian countries to the sea through Balochistan while China is already concluding a deep sea port at Gwadar in East Balochistan (Pakistan).
Both Iran and Pakistan are heavily dependent on the coastal borders of Balochistan Sea which extend from Strait of Hormoz to Karachi.

Iran is considering constructing a gas pipeline through Balochistan to export gas to Pakistan and India and perhaps through Pakistan to China. Pakistan's main ports are in Balochistan. Iran is trying to develop the port of Chabahar in Balochistan to shorten the rout and safeguard the delivery of diverse import and export products. Iran and Pakistan also planning to build highways and rail ways to promote trade in Afghanistan and Central Asian countries through Balochistan as well.
Balochistan is the historical land of Baloch people. The tough nature of the motherland Balochistan, has adapted tough and determined inhabitants to its geographical conditions. They have survived fatal adverse conditions for thousands of years, be it Alexander the Great or Mongolian Genghis khan or natural disasters including famines.
In the 18th century, the Khanate of Kalat included nearly the entire settling area of the Baloch and declared its sovereignty in 1747.
It was the British Empire who divided the settling area of the Baloch in the course of the formation of British India in the 19th century.
In 1871, The British Empire agreed with Persian on the so-called Goldsmith line, and established the border to Afghanistan with the Mortimer-Durand line in 1893. However, administration of Balochistan was not done by the British themselves, because it was thought that the peripheral areas of the empire were best pacified by granting the Baloch far-reaching autonomy.

In 1948, after the British Empire withdraws from the region, the Eastern Balochistan Under the leadership of the Khanate of Kalat became occupied by Pakistan Army.
In 1928 Western Part of Balochistan which had its own sovereignty under the Khanate of Doust Mohammad Khan, was forcibly annexed by Reza Shah Pahlavi and executed the Khan. Balochistan is a member of the UNPO: http://www.unpo.org/member_profile.php?id=66
Since then the policies of the Iranian regimes in Balochistan are characterised by persistence violation of human rights. Under the previous monarchist and the current Islamic regimes of Iran, the Baloch people have always been deprived of their cultural, social, economic, and other fundamental human rights and being treated as the third class citizens of Iran. The first class citizens being Persians Shias , 2nd class are the none Persian Shias and the 3rd class are those who are not Persians and not shias.
The main policy of the ruling elite of Persian shias have been based on forceful assimilation of none Persians to have one language, one culture and one religion i.e. to implement the policy of Persianisation.
- Bloch children are barred from receiving education in their mother language, and do not receive proper education facilities, hence not equipped with the competent knowledge to enter in the Iranian Universities.
According to the Iranian government’s criteria based on primary school education, 27% of the Iranian population are illiterate. While according to UNESCO’s criteria it should have been based on children’s ability to fluently read and write in their mother tongue. Baloch children are not only denied this right but deliberately deprived of having even equal opportunity in Persian education, hence falling behind academically and not being competent in the fields of higher education and job market. Those who succeed after passing many hurdles are excluded in other processes where religion affiliations are tested.
There has not been one minister, deputy minister, general, ambassador and even high ranking official in Iran from the Baloch community in modern history. While our immigrant Baloch in our neighbouring Arabian countries such as Oman and Qatar are serving as ministers and ambassadors. The life expectancy in Balochistan is fifteen years less than the average in Iran. From 700 academic staff of different universities in Balochistan, only ten of them are Baloch. From 70,000 students in Balochistan, only 1,000 of them are Baloch. Three students under the Shah and two students under the present regime were given scholarship for studying abroad while hundreds of thousands of students from other Iranian provinces have been granted scholarship to study abroad.
- Successive Iranian governments have been engaged in demographic manipulations to systematically reduce the Baloch people population to a minority in their own homeland.
- In addition, among the many repressive policies is the destruction of the homes of poor Baloch people and their displacement. This is done in order to provide the best located land to the non-Baloch, specifically to the Security Forces, which are brought in from other parts of Iran to carry out the regime’s chauvinistic policies.
The Government’s policy has been based on easy access of non-Bloch people to purchase best agricultural, business and residential land at a cheap price and set up governmental sourced and facilitated businesses.
Alongside with the social and cultural, the economical discrimination has associated with Balochistan’s geographical location to be the neighbour of the world’s largest narcotic producer, hence causing the highest rate of unemployment and addiction in Iran to be amongst the young generation of Baloch people. This is a gradual and slow motion national genocide and ethnic cleansing for the Baloch nation planned by the Tehran Regimes since the annexation of Balochistan. http://www.balochpeople.org/eng/2006/pressRel/MiniDublinGroup.htm
It is common knowledge in Balochistan that the Iranian intelligence and security forces facilitate the passage of narcotic consignments from Afghanistan through Balochistan and the rest of Iran to the western world as it was admitted openly in an interview by the interior minister two months ago.
While the international community, international media and opinions are occupied by the Iranian nuclear threat and its support for terrorism, the Iranian regime in Balochistan is involved in a brutal and ruthless arrest and executions of mostly educated Baloch youth under the disguise of fighting drug smuggling and so-called banditry.
Every day, all across Balochistan, young Baloch get executed by the decree of Hojjatol Islam Mohammad Ibrahim Nekoonaam the Islamic revolutionary judge for Balochistan, as well as being kidnapped and killed by the Special secret force of spiritual leader Ayatollah Khamenehei named “Mersad” or get killed in “planned” accidents leaving every day some Baloch families mourning for the loss of their beloved ones.
There is a long list of executed young Baloch since their uprising for their democratic rights of equal opportunities. But here are some examples of killing innocent young Baloch just during the last 4 months:

Amnesty International published an appeal in April 07 in which it announced 700 Baloch people have been condemned to death just in one year. http://www.balochpeople.org/eng/2007/hr/HR.htm#2
Mindful of local anger and backlash, many of those detainees have been transferred to neighbouring provinces for the purpose of execution. Fifteen of them were executed in Khorasan province, while two were hanged in Hormozgan and one in Kerman province respectively.

As a result of people’s resistance towards ethnic cleansing activities of the regime, the Iranian news agency, IRNA, reported on 20th May that 1653 Baloch have been arrested only in one month
Mr Nasrollah Shanbeh zahi a young man who was taking photo by his mobile phone from a scene of a bus explosion in Zahidan which has been carrying regime’s revolutionary guards, tortured and executed two days after his arrest in 19th February 2007 http://www.balochpeople.org/eng/2007/feb/ExecutionPhotosShambezai.htm

http://www.balochpeople.org/eng/2007/pressRel/ExecutionOfShanbehzai.htm
They also executed a 17-year old boy called Saeed Qanbarzaei in Zahedan on Wed 28th May 2007 after subjecting him to constant barbarous tortures since his arrest despite amnesty international’s appeal to the Iranian authorities. The Iranian judiciary executed further five Baloch on the following day in Zahedan’s prison’s executions yard. http://www.balochpeople.org/eng/2007/pressRel/SavingBalochTeenerFromExecution.htm
In cold blood the Iranian security forces shot dead a 12-year old girl called Roya Sarani in front of her brother opposite their house in Zahedan on Sunday 24th May 2007. http://www.radiobalochi.org/BH_Rights/Letter_to_AI_from_RBF070527.html
13th June 2007 the dead body of a 23 years old young man Waheed Mirbalochzahi, who was arrested at the same time as Saeed Qanbarzahi, was found in an abundant area in Zahedan which has been tortured to death.
This regime can not tolerate any organised activity amongst the oppressed nationalities, even under its own civil rules and regulations.
There is only one Youth association in the whole Balochistan, based in the capital city of Zahedan, which is tightly controlled by the regime. Couple of months ago after a peaceful gathering of local authorities and people organised by the association, suddenly, all of its management committee members were arrested and detained which still many of their parents and relatives are not aware of their whereabouts.
Balochistan People’s Party appeals to the international community to do not allow the Iranian regime to use its current nuclear crisis with the international community to suppress Baloch and other oppressed nations by accusing them of being Western powers corporate. We request the international community to send a fact finding mission to see the damage that have been caused by the latest military operation, persecution, arrests and executions in Balochistan.
Our Party strongly believes that we the people of Iran historically have suffered and still suffering from not having the opportunity to exercise our humanitarian and basic democratic rights.
For the achievement of our rights, change of the theocratic regime of Iran towards establishing a democratic system is the first and inevitable step.
At the same time we believe that the right of self determination for the suffered and oppressed ethnics in Iran would be the core of implementing democracy in Iran. With out solving this principal and historical crisis of national sovereignty, there ever never would be a practical and lasting democratic and peaceful system in Iran.

Balochistan People’s Party believes that the only way to save the people of Iran, Middle East, Central Asia and of course the world from the respectively oppression, interference in internal affairs, terrorist activities of this regime, is to change it before it acquires nuclear weapons.
We should act together before it is too late, and before this fanatic regime arms itself with nuclear and other weapons of mass destruction. Under nuclear protection this regime will spread and support international terrorism and extremism more actively and will continue to suppress harsher its own people.

The opposition amongst the oppressed nationalities because of their experience of the former monarchist regime and the current theocratic regime, during the last few years, have closely worked together and by being united have developed a secular, democratic and federal structure that could put Iran to a democratic path after the regime change.

Unlike past years, now, there is a united opposition against the Iranian government. The Congress of Nationalities for a Federal Iran http://www.iranfederal.org/
that is consisting of almost all national and regional political parties and cultural organizations which struggling to establish a federal, secular and a democratic government, based on parity of the constituent parts in Iran, can serve as a catalyst and organizing factor for a united opposition to change the terrorist and extremist government of Iran.
Rahim Bandoui
Spokesperson for Balochistan People’s Party



 

 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 11:48
خلاصه ا ي از زندگينامه شادروان استاد فيض محمد بلوچ خواننده پرآوازه بلوچستان 

خلاصه ا ي از زندگينامه شادروان استاد فيض محمد بلوچ خواننده پرآوازه بلوچستان
استاد فيض محمد بدون تردید يكي از معروفترين و توانمندترين خوانندگان قرن بيستم بلوچستان بوده است .او حدود هشتاد سال پيش دربخش قصرقند شهرستان نيكشهرچشم به جهان گشود و در دوران نوجواني جهت كاروامرارمعاش به بندركراچي در پاكستان مهاجرت و در قسمت بارانداز كشتيراني در این بندر مشغول به كارشد.وي به دليل دوري از خانواده و غربت احساسات دروني خويش رابه صورت ترانه و شعر برزبان جاري ميكرد. زمان خواندن , صداي زيبا و پراحساسش آنچنان كارگران مشغول را مجذوب ميكرد كه توانائی كار كردن از آنان سلب و فکر و حواسشان متوجه صدای او میشد و در نتیجه همین خود باعث اخراج استاد از كارش شد .
ازاساتيد وي در اهنگسازي وساختن اشعارغمگين(زهيروك) ازاستادملارمي ودر نواختن تنبور(چنگ)از استادالهداد كه اهل لاشار از توابع ايرانشهر بود ميتوان نام برد.استاد فيض محمد در ابتداي كار خوانندگي هنرمندان وخوانندگان سندي راهمراهي ميكرد اما پس از مدت كوتاهي هنرخوانندگي رابه زبان مادريش(بلوچي)بصورت حرفه اي ادامه داد و تانيم قرن به ان پرداخت ودراين دوران درجشنواره هاي موسيقي در كشورهايي ازقبيل امريكا_فرانسه_اسپانيا_روسيه_الجزاير_لبنان_كره واندونزي به هنرنمايي پرداخت و دهها مدال افتخاراز داوران بين المللي دريافت كردو به شهرت جهاني رسيد.استادفيض محمدبلوچ اين بزرگمرد موسيقي بلوچستان درسال1982ميلادي درشهركراچي ديده از جهان فروبست

روحش شاد ويادش گرامي. فرستنده بلوچ از مكران

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 0:10
آتش سوزی در اسکله بریس/بلوچستان 

آتش سوزی در اسکله بریس بلوچستان

 

 

در حادثه ای که دیروز بعد از ظهر در اسکله بندر بریس بلوچستان اتفاق افتاد یک فروند لنج صیادی در آتش سوخت که علت  آن سهل انگاری کارگرانی که در داخل لنج برای تاسیس سردخانه  کار می کردند بود  که به دلیل روشن کردن آتش برای سیگار کشیدن و بی احتیاطی آنها لنج فوق آتش گرفت و  چون امکانات خاموش کردن آتش در لنج و اسکله بریس وجود نداشت آتش به کل لنج سرایت کرد و همه آن را فرا گرفت و بعد از دوساعت کل لنج سوخت و تنها قسمتی از آن که در داخل آب بود باقی ماند و خسارت وارده هم به اندازه ای بود که تنهه موتور لنج را در آوردند و بقیه آن باید دور  انداخته  شود و به همین سادگی ۲۵۰ میلیون تومان سوخت و خاکستر شد و شاید در آینده مسوولین امکانات خاموش کردن آتش را در اسکله و خود بریس مهیا کنند چون اگر در بریس آتش نشانی بود خسارت آتش سوزی خیلی کمتر بود  و جالب این که بعد از دو ساعت ماشین آتش نشانی شهرداری نگور  از شهر نگور به بریس آمد که دیگر آتشی برای خاموش کردن وجود نداشت . 

جوانان بریس

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 0:7