تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
هاله اسفندیاری آزاد شد 
هاله اسفندیاری
هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش که در ایران در بازداشت به سر می برند متهم به جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی اند
به گفته مسئولان قضائی در ایران، هاله اسفندیاری، پژوهشگر ایرانی که به اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده، با سپردن وثیقه ای سیصد میلیون تومانی آزاد شد.

   به گزارش اژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از رادیو بی بی سی خانم اسفندیاری که تابعیت آمریکایی نیز دارد، در مؤسسه وودرو ویلسون در واشنگتن به فعالیتهای پژوهشی اشتغال دارد.

وی سال گذشته به ایران سفر کرد اما پس از چند ماه که قصد بازگشت به آمریکا داشت، از خروج از کشور منع و سپس بازداشت شد.

دولت آمریکا از آزادی هاله اسفندیاری استقبال کرده و سخنگوی کاخ سفید آن را اقدامی "دلگرم کننده" از جانب ایران توصیف کرده است.

علاوه بر خانم اسفندیاری، یک پژوهشگر ایرانی تبعه آمریکا به نام یحیی کیان تاجبخش نیز بنابر اتهامات مشابه خانم اسفندیاری در بازداشت به سر می برد.

از مقامی مسئول در دادسرای تهران نقل شده که برای آقای تاجبخش نیز احتمالاً بزودی قرار وثیقه صادر می شود و او هم آزاد خواهد شد.

چندی پیش، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش دو بار بر صفحه تلویزیون ایران ظاهر شدند و گفتند که با راه اندازی همایشها و برنامه های پژوهشی در خارج، میان فعالان سیاسی و فرهنگی ایرانی و مسئولان سیاسی و اطلاعاتی آمریکایی ارتباط برقرار می کرده اند.

پخش این اظهارات واکنش اعتراض آمیز فعالان حقوق بشر و برخی از تشکلهای سیاسی را در پی داشت.

 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 22:32
گروگانگيری در دانشگاه تهران 
گروگانگيری در دانشگاه تهران
 
گروگانگیری در دانشگاه تهران
فرد گروگانگیر گروهبان یکم اخراجی نیروی انتظامی لرستان بوده است
بامداد امروز در دانشگاه تهران، جوان 27 ساله ای که مسلح به یک قبضه کلاشنیکف بود با نقاب وارد دانشگاه تهران شد و با اقدام به تیراندازی هوایی، جمعی را که در تالار ابن سینای این دانشگاه در حال برگزاری جشنواره بودند به مدت بیش از یک ساعت به گروگان گرفت.

گروگانگیری با دخالت پلیس پایان یافت و پلیس تهران اعلام کرده که فرد گروگانگیر بدون هیچ مقاومتی دستگیر شده و درجریان گروگانگیری و آزادسازی گروگانها به هیچکس آسیبی وارد نشده است .

آن گونه که پلیس تهران اعلام کرده، فرد گروگانگیر، گروهبان یکم اخراجی پلیس لرستان بوده اما اسلحه ای که همراه داشته متعلق به پلیس نبوده است.

به گفته مقامات پلیس، وی متأهل بوده و تعادل روحی و روانی نداشته است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی از شاهدان عینی نقل کرده که فرد گروگانگیر به گروگانها گفته بوده که برای تأمین هزینه درمان مادر بیمارش که در بیمارستان یکی از شهرستانها بستری است، دست به گروگانگیری زده است.

به گزارش این خبرگزاری، وی هنگام گروگانگیری خواسته بوده که سه عدد سی دی حاوی مشکلات شخصی او برای حاضران در تالار که به گروگان گرفته بود به نمایش گذاشته شود.

اما خبرگزاری دانشجویان ایران نیز به نقل از شاهدان عینی گزارش داده که فرد گروگانگیر خواستار به نمایش درآوردن سی ‌دی هایی مربوط به دستگیری "اراذل و اوباش" به دست پلیس شده بود.

اما گزارش واحد مرکزی خبر صداوسیمای ایران به نقل از شاهدان عینی حاکی از این است که گروگانگیر ادعا می کرده سی دیهای مزبور، حاوی تصاویر شکنجه یکی از دوستانش است.

سرتیپ رادان
 فرماندهی عملیات آزادسازی گروگانها را رئیس پلیس تهران شخصاً به عهده داشته است
 

این شاهدان عینی به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته اند که فرد گروگانگیر در حالی که هنوز دقایقی از آغاز جشنواره "جای پا" در تالار ابن‌ سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران‌ نگذشته بود، به بالای سن رفت و در شرایطی که تعادل روحی نداشت، با فریاد خطاب به حاضران، خود را محمود ر، کارمند اخراجی نیروی انتظامی معرفی کرد و هنگامی که مسئولان جشنواره حاضر نشدند سی دی را به نمایش درآورند، ابتدا محل را ترک اما ناگهان با بالا گرفتن اسلحه ای شروع به شلیک تیرهوایی کرد که در پی آن، تعدادی از حاضران از تالار گریختند.

فرماندهی عملیات آزادسازی گروگانها را سرتیپ رادان، رئیس پلیس تهران شخصاً به عهده گرفت و آن گونه که گزارش شده، وی به صورت غیرمسلح وارد تالار شده و با فرد گروگانگیر مذاکره کرده که در نتیجه، گروگانگیر خود را تسلیم پلیس کرده و گروگانگیری بدون حادثه پایان یافته است.

خبرگزاری فارس گزارش داده که یکی از گروگانها، علیرضا بهشتی، فرزند سیدمحمد بهشتی، بنیانگذار قوه قضائیه جمهوری اسلامی است که 26 سال پیش ترور شد.

این خبرگزاری از آقای بهشتی نقل کرده که فرد گروگانگیر حین گروگانگیری گلایه‌ هایی از نیروی انتظامی بیان می ‌کرده است.

برخی خبرگزاریها از شاهدان عینی گزارش دادند که فرد گروگانگیر خود را همان کسی معرفی کرده که دو سال پیش در مدرسه رازی تهران اقدام به گروگانگیری کرد و می گفته که یکی از سی دیهایی که همراه دارد حاوی تصاویر مربوط به آن گروگانگیری است اما پلیس تهران این موضوع را تکذیب کرده است.

در گروگانگیری مدرسه رازی تهران، فرد گروگیر جوان بیست و چهار ساله ای به نام مهدی معرفی شد که مأمور نیروی انتظامی در یکی از شهرستانهای اطراف تهران بود و هنگام گروگانگیری نیز لباس پلیس به تن داشت و مسلح بود.

گروگانگیری در مدرسه رازی تهران نیز بدون حادثه و با دستگیری فرد گروگانگیر پایان یافت اما از سرنوشت وی و نتایج پیگرد قضائی وی خبری گزارش نشده است.

گروگانگیری که در قوانین کیفری ایران آدم ربایی به شمار می رود، بويژه در صورتی که به صورت مسلحانه انجام شود می تواند مجازاتی در حد اعدام به همراه داشته باشد.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 20:0
حقيقت چيست ؟ /گزارشي تفسيري از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام در زاهدان | بلوچستان 
ديروز اخباري مبني بر آزادي 21 گروگان در بند گروهي به فرماندهي برادر مولابخش درخشان"واحدبخش" انتشار پيدا كرد.

همانگونه   كه مطلعييد در بلوچستان گروه هاي زيادي  فعاليت نظامي دارند, برخي اهداف سياسي و برخي هم اهداف مذهبي را مبناي مبارزات خود قرار داده اند. بعنوان مثال  گروه "حزب الفرقان "  به رهبري مولوي عبدالجليل قنبرزهي   گروه " سازمان مبارزين سيستان و بلوچستان "  به فرماندهي حاج نعمت الله شه بخش    گروه "الجهاد " ,  گروه  "جنبش خلق بلوچ " , گروه " "  گروه تحت فرمان ملا كمال گورناكي   و همچنين گروهي تحت فرمان درا شه بخش به فرماندهي درخشان   و "جنبش مقاومت مردمي ايران " به فرماندهي عبدالمالك ريگي. 

اين گروه ها   بعد از انجام عمليات هاي خود بيشتر به چشم مي آيند  مانند عمليات اخير جاده چابهار -در اين ميان  چيزي كه زياد  به چشم آمد,اخبار   متفاوت و شتابزده   و توام  با دستپاچگي   سايت ها و مسئولين حکومتي بود:بعنوان  مثال در آغاز  ماجرا  فرمانده انتظامي رژيم در استان اعلام كرد فقط دو نفر به  گروگان   گرفته شده اند و  چند خودرو توسط  "اشرار" آتش زده شده است.آنها   در همان ساعات اوليه بدون هيچ   اطلاعي اين حادثه را به عبدالمالك ريگي نسبت دادند ( البته  اين سخن توسط وبلاگ جنبش مقاومت مردمي ايران   طي بيانيه ايي رد و حتي عاملين حادثه توسط اين گروه محكوم شدند) - در مصاحبه محمد تقي رخشاني روزنامه نگار زاهداني با راديو بي بي سي اعلام گرديد  كار گروه واحدبخش درخشان بوده!  بعدا خبر به گروگان رفتن  12 نفر و آتش گرفتن 9  خودر, توسط وزير كشور و ساير مسئولين انتشار پيدا كرد! اما  بعد از گذشت ساعتي  عمق   فاجعه بيشتر  و  سايت مهر به نقل منابع  موثق محلي تعداد گروگانها را 28 نفر اعلام كرد!

 ساعتي بعد در شبكه هاي خبري از جمله بخش خبري  8و سي دقيقه شبكه دو , تعداد گروگان ها   30  نفر اعلام گرديد -  اين   خبرها توام شد با خبر  شبكه خبر, مبني بر حمله  نيروهاي قرارگاه رسول اكرم رژيم  به"اشرار" در منطقه جكيگور و كشته و زخمي شدن 11 شرور .

آزادي گروگان ها

  بعد از اين همه خبرهاي ضد و نقيض و جو نا آرام اعلام گرديد که پليس پاكستان  در ساعت  ده و چهل و پنج  دقيقه صبح روز حادثه(!!) طي يک عمليات غافلگيرانه  21 گروگان را آزاد و  15 نفر از "اشرار" را دستگير  و دو تن را كشته يا زخمي نموده  است.  از  اعلام اين خبر ديري نگذشت كه  شبكه خبر در بخش خبري  13  خود اعلام كرد تمام گروگان ها آزاد و 16  تروريست پاكستاني (!!) دستگير و يك نفر كشته شد- اين خبر توام شد با مصاحبه  راديو و تلوزيوني استاندار كه   مذاكرات خود با "اويس غني" والي ايالت بلوچستان و بقول او "حمله آنان  در ساعت   1  بامداد و دستگيري  تعدادي تروريست و به درك واصل كردن تعدادي ديگر" شد.

  اين آشفته بازار خبر  بدينجا ختم نشد,سايتهاي رژيم به نقل از منابع  محلي  خبر " دستگيري 15 تروريست  كه توسط امارات متحده عربي,انگليس و آمريكا حمايت مي شوند" ( بماند كه اينان از كجا و از  كدام منبع اين  اطلاعات  را داشته اند )   را داده و اعلام كردند  درگيري از 4 و 30  دقيقه صبح شروع و تا 5  صبح ادامه پيدا كرده     و طي آن يكي از گروگان ها كشته و 15  تروريست دستگير شده اند 

  همانگونه  كه خبر هاي رسانه ايي متفاوت بود خبرهاي مردمي نيز هم تفاوت داشت, بعنوان نمونه خبري كه  زياد انتشار پيدا كرد  اين بود كه گروه " سپاه رسول الله  "  براي انتقام  خون فرمانده خود با حمله به پاسگاه رندان,آن را خلع سلاح كرده و 12 مامور را نيز  بگروگان گرفته اند  و با استفاده از خودروها و تجهيزات  آن پاسگاه , اقدام  به مسدود كردن راه در 1 كيلومتري    پاسگاه رندان نموده اند.آنان بعد از ايست دادن به خودروهاي عبوري و  خواستن كارت شناسايي از مسافران فقط  كساني را كه داراي كارت عضويت سپاه يا بسيج بوده اند با خود برده اند.تعداد اين افراد (گروگانگيران ) حود شصت نفر بوده  است  كه در موقع مسدود كردن جاده فقط كساني  كه  خودرو و لباس  نظامي داشته اند  در جاده بوده و بقيه وظيفه پشتيباني را ايفا مي كرده اند.

  آنان بعد از اينكه    18 نفر از سرنشينان خودروهاي عبوري را بگروگان گرفته اند,  به پايگاه هاي خود در پاكستان عزيمت نموده اند و بعد از بعد از مذاكراتي كه  با هيت اعزامي  از طرف  علما و سران  با نفوذ بلوچ منطقه انجام ميدهند بتوافق ميرسند که با تفكيك گروگانها , آنهايي را كه اهميت بيشتري داشته نگه و سايرين را آزاد نمايند - اين كار  در روز دوشنبه عملي و گروگان ها به پليس  مليشه  پاكستان  تحويل گشته اند-و پليس پاكستان هم براي دريافت كمك و  مزايا و امتيازات از ايران از جمله گاز زير قيمت بازار بدروغ اعلام نموده اند که از طريق عمليات نظامي گروگان ها را آزاد نموده اند ,اما  حقيقت ماجرا هرچه باشد نشان  از شكسست طرح انسداد مرز اعدام هاي دسته جمعي جوانان بلوچ براي ايجاد رعب و وحشت     و اعزام 40 هزار نيرو در قالب بزرگترين قرارگاه عملياتي كشور   دارد 

 

گزارشي  تفسيري از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام در زاهدان 


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 19:39
محسنی اژه ای وزير اطلاعات:گروگانگیران ایرانشهر با عبدالمالک ریگی مرتبط نیستند | بلوچستان 

گروگانگیران ایرانشهر با عبدالمالک ریگی مرتبط نیستند

به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافرازبه نقل از مهر وزیر اطلاعات در خصوص دستگیری تعدادی از اشرار در ایرانشهر گفت: این افراد هیچ ارتباطی با تشکیلات عبدالمالک ریگی ندارند.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در حاشیه بدرقه رسمی رئیس جمهور به آذربایجان در فرودگاه مهر آباد  در جمع خبرنگاران اظهار داشت: این افراد اشراری هستند که در منطقه به طور مستقل فعالیت و نا امنی ایجاد می کنند و با تشکیلات عبدالمالک ریگی هیچ ارتباطی ندارند.

وی تصریح کرد: ممکن است گاهی در برخی از موارد این اشرار با تشکیلات عبدالمالک ریگی همکاری کنند ولی از نظر تشکیلاتی هیچ رابطه ای  با یکدیگر ندارند.

در روزهای گذشته اشرار مسلح در سیستان و بلوچستان در جاده چابهار به ایرانشهر  9 دستگاه خودروی عبوری و شخصی به آتش کشیده و سرنشینان آن را به گروگان گرفته و سپس متواری شده‌ بودند که با پیگیری استاندار سیستان و بلوچستان و همکاری حکمران ایالت بلوچستان پاکستان اشرار این حادثه تروریستی  دستگیر و گروگان ها آزاد شدند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 19:34
اطلاعیه جنبش مقاومت مردمي ايران جندالله  

به نام خدا

 بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که سیاستهای وحشیانه ، جنایتکارانه و غیر انسانی رژیم جهل و جور ولایت فقیه و کشتار و اعدام جوانان بی گناه  در بلوچستان حس انتقام جوئی و عکس العملهای مقابل بالمثل را رشد داده است و از آنجائیکه به اعتراف سردمداران رژیم هزاران جوان بلوچ در سیاهچالهای رژیم منتظر اجرای حکم اعدام هستند نزدیکان این زندانیان جهت رهائی عزیزان خود اقداماتی از قبیل گروگان گرفتن افراد عادی و شهروندان خارجی می نمایند تا با برانگیختن مردم عادی و فشارهای خارجی موجبات آزادی نزدیکان خود را فراهم آورند اگر چه خود این گروهها اینگونه اعمال را منافی اصول انسانی و اسلامی و بلوچی می دانند اما خود را مجبور به انجام اعمال منافی  وجدان خود می دانند و نمی دانند که این گونه حرکتها به سود رژیم تمام می شوند و رژیم با استناد به این گونه اعمال جهانیان را در جنایت علیه مردم بلوچ با خود همراه می نماید.

هفته گذشته خبری تاسف بار از گروگان گرفته شدن یک زوج بلژیکی در مسیر بم _زاهدان با خبر شدیم که بعد از دو روز گروگان زن توسط گروگان گیران آزاد شد و گروگان مرد تاکنون در اسارت گروگان گیران به سر می برد.

جنبش مقاومت مردمی ایران روز اول این گروگان گیری طی ارسال نامه ای به وزارت خارجه بلژیک همدردی خود را با مردم و دولت بلژیک و خانواده گروگانها ابراز نمود و برای رهائی گروگان تلاش نموده است و این تلاشها هنوز ادامه دارند.

طی این اطلاعیه جنبش مقاومت مردمی ایران باری دیگر از گروگان گیران می خواهد در راستای اثبات مهمان نوازی و فرهنگ متعالی بلوچ گروگان بلژیکی را رها نمایند تا رژیم نتواند با استناد به چنین اعمالی چهره بلوچ را در جهان خدشه دار نماید و همچنین متذکر می شویم که از تحویل دادن گروگان به رژیم خود داری نمایند زیرا رژیم از این امر بهره برداری نموده و سیاست سرکوب در بلوچستان را افزایش می دهد و بهتر است گروگان گیران از طرقی دیگر اقدام به آزادی گروگان نمایند و نشان دهند که هیچ دشمنی با شهروندان خارجی ندارند.

همچنین جنبش مقاومت به دولت بلژیک متذکر می شود که فریب دروغ پردازیهای رژیم را نخورند و بدانند که بلوچ در مهمان نوازی و احترام به انسانیت شهره جهانی دارند و هرگز اقدامی منافی ان انجام نخواهند داد و این رژیم تهران است که با وحشیگریهایش بلوچستان را تبدیل به منطقه جنگی نموده است و با جنایاتش علیه مردم عادی و بی طرف  مردم را مجبور به چنین اقداماتی نموده است که امید داریم که این مسئله به خوبی پایان یابد ودیگر ما شاهد چنین اقداماتی در بلوچستان نباشیم.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 19:27
نماینده ایرانشهر : آیا نیروهای مسلح چابهار دود سوختن 8 خودرو را ندیدند؟ 

نماینده مردم ایرانشهر در مجلس شورای اسلامی از ضعف عملکرد نیروهای امنیتی و نظامی در حادثه گروگانگیری صبح روز گذشته در چابهار به شدت انتقاد کرد.


گل محمد بامری که با خبرنگار عصرایران گفت و گو می کرد با اشاره به جزییات این حادثه گفت: تروریست ها بین ساعت 5 الی 6 صبح روز حادثه هشت خودروی سبک و سنگین را در جاده آتش زدند و به حدی آسوده خاطر بودند که مسافران و رهگذرانی را که از خودروها پیاده کرده بودند در یک جا جمع و برایشان سخنرانی کردند.
وی افزود: متاسفانه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی موجود در منطقه در تمام یک ساعتی که ماجرا به طول انجامید، هیچ اقدامی انجام ندادند و تنها پس از اینکه تروریست ها مردم را به گروگان گرفتند و از مرز خارج شدند، به صحنه رسیدند!
این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس توضیح داد: بین محل استقرار نیروهای مسلح ما و جایی که حادثه اتفاق افتاد، بین 5 الی 10 کیلومتر فاصله بوده است. حال سوال من این است که آیا آنها دود ناشی از سوختن 8 خودرو که قاعدتا باید از فاصله دوری هم دیده شود را مشاهده نکرده اند؟ وانگهی، پس از حادثه، تروریست ها توانسته اند فاصله 40-50 کیلومتری محل حادثه تا مرز را به راحتی طی کنند و از مرز خارج شوند و کسی هم معترض آنها نشده است و این مساله، جای ابهام دارد.
بامری گفت: ما در سال گذشته در مجلس بودجه ای برای استقرار یک قرارگاه ویژه در منطقه و نیز انسداد مرزها تصویب کردیم که این بودجه، تخصیص هم یافته است ولی باز هم شاهدیم که چنین اتفاقاتی رخ می دهد! پس فایده آن بودجه و قرارگاه و طرح انسداد مرز چه بوده است؟
نماینده مردم ایرانشهر در عین حال تصریح کرد: البته اگر بخواهیم این قبیل مسایل به طور ریشه ای حل و فصل شود، باید به مسایلی فراتر از استقرار قرارگاه نظامی و انسداد مرز بپردازیم، از جمله باید به وضعیت اقتصادی منطقه رسیدگی شود زیرا تروریست ها که از آن سوی مرزها سازماندهی می شوند با بهره گیری از فقر مردم، به راحتی جذب نیرو می کنند، به عنوان مثال، یکی از بمبگذارانی که حادثه تروریستی انفجار اتوبوس حامل پرسنل سپاه را به وجود آورده بودند، جوانی بود که به خاطر دریافت یک میلیون تومان حاضر به چنین اقدامی شده بود.
وی افزود: حتی موارد زیادی داشته ایم که افراد به خاطر 150-100 هزار تومان اجیر گروههای تبهکار شده و جان خود را نیز از دست داده و خانواده هایشان بدبخت شده اند.
بامری گفت: تا وقتی که زیرساخت های عمرانی، صنعتی و کشاورزی استان درست نشود شاهد این نابهنجاری ها خواهیم بود و اقداماتی مثل اعطای وام های خوداشتغالی کاری از پیش نخواهد رفت زیرا وقتی به کسی چند میلیون وام داده می شود در حالی که زمینه ای در منطقه برای به کار گیری این وام ، ایجاد نشده، آن فرد در نهایت تبدیل به بدهکاری می شود که نمی تواند از عهده بازگرداندن اقساط وامش برآید به طوری که تا کنون افراد فراوانی که از این وام ها گرفته اند، فراری شده اند.
نماینده مردم ایرانشهر در پایان با اشاره به اینکه تروریست ها می کوشند با دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی در جامعه ایجاد اختلال کنند تاکید کرد: حساب مردم سیستان و بلوچستان از عده ای تروریست کاملا جداست و به ویژه علمای شیعه و اهل سنت بر لزوم اتحاد اسلامی بین مردم منطقه تاکید دارند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 18:23
فروزش و آغاز تحرک انتخاباتی 

پیمان فروزش» نماینده زاهدان از فعال شدن تمام گروه‌ها و جناح‌های سیاسی برای انتخاب مجلس هشتم در سیستان‌و بلوچستان اطلاع داد.
گفتنی است وی در جایی گفته بود : اگر علما و معتمدین و تحصیلکردگان از من خواهش کنند و تعهد بدهند که آرای مردم را به سمت من سوق می دهند من وارد انتخابات می شوم.


پیمان فروزش» نماینده زاهدان از فعال شدن تمام گروه‌ها و جناح‌های سیاسی برای انتخاب مجلس هشتم در سیستان‌و بلوچستان اطلاع داد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب در خصوص آغاز فعالیت کاندیداهای مجلس هشتم گفت: اشخاصی که قصد کاندیدا شدن در انتخابات مجلس هشتم را دارند رفت و آمدهایی را در منطقه آغاز کردند.
فروزش تصریح کرد: تمام گروه‌های و جریان‌ها فعالیت خود را برای انتخابات آغاز کرده‌اند و برنامه‌ریزی لازم برای تشکیل ستادهایشان انجام شده است.
وی اظهار داشت: فعالیت‌ها بیشتر به این صورت است که افراد به شهر و روستاها سفر کرده و در آنجا خانه یا محلی به صورت رودر رو برای حامیان خود برنامه‌هایشان را تشریح می‌کنند.
فروزش با اشاره به اینکه «شرایط پیروزی در انتخابات مجلس هشتم به نظر مردم بستگی دارد»، گفت: مجلس آینده از افراد معتدل و میانه‌رو تشکیل خواهد شد و این افراد معتدل تمام گروه‌های سیاسی خواهند بود.
گفتنی است وی در جایی گفته بود : اگر علما و معتمدین و تحصیلکردگان از من خواهش کنند و تعهد بدهند که آرای مردم را به سمت من سوق می دهند من وارد انتخابات می شوم زیرا عملکرد من به حدی خوب بوده است که نیازی به این نمی بینم که پیش کسی بروم.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 18:21
گروگان های ایرانی در پاکستان آزاد شدند | بلوچستان 
به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سیمعاون سیاسی امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان از آزادی گروگان های ایرانی از دست "اشرار مسلح" خبر داده است.

صبح روز یکشنبه نوزدهم اوت (بیست و هشتم مردادماه) در مسیر چابهار-ایرانشهر در جنوب شرقی ایران، گروه های مسلح با حمله به خودروها، آنها را آتش زده و شماری از سرنشینان آنها را به گروگان گرفتند. طبق گزارش ها، گروگان ها شهروند عادی بودند.

محسن صادقی، معاون سیاسی امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که در پی این آدم ربایی و فرار گروگانگیرها به خاک پاکستان، ایران با مقام های پاکستان در ایالت بلوچستان تماس هایی برقرار کرد.

وی افزود که در درگیری میان نیروهای پاکستانی و آدم ربایان در منطقه "مند" بلوچستان پاکستان، تعدادی از آدم ربایان کشته، زخمی و بازداشت شدند.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی هم در گفتگو با خبرگزاری ایرنا، از کشته شدن دو نفر از گروگانگیرها و بازداشت 16 نفر دیگر خبر داده است. وی تعداد گروگان های آزاد شده ایرانی را 21 نفر اعلام کرده است.

در همین حال کاردار ایران در اسلام آباد به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که گروگان های آزاد شده ایرانی به کنسولگری ایران در کویته، مرکز بلوچستان پاکستان تحویل داده شده اند.

محسن روحی صفت افزود که کلیه گروگان های آزاد شده در سلامت کامل به سر می برند.

پیش از این، سردار علی سحاقی، جانشین فرماندهی قرارگاه عملیاتی رسول اکرم در شرق ایران نیز در گفتگو با خبرگزاری فارس، آزادی گروگان ها را تائید کرده و از اقدامات دیپلماتیک برای انتقال این افراد به ایران خبر داده بود.

روز گذشته، رييس دبيرخانه شورای اطلاع ‌رسانی نيروی انتظامی جمهوری اسلامی گفته بود که "اشرار مسلح همراه با دوازده نفر گروگان خود از کشور خارج شده و به سمت پاکستان متواری شده اند."

استان سیستان و بلوچستان و بويژه نواحی مرزی آن با پاکستان پیوسته صحنه فعالیت گروه های مسلح و درگیری میان نیروهای نظامی و انتظامی ایران با این گروه ها و همچنین گروهی با عنوان جندالله است. این گروه با اهداف سیاسی در این منطقه فعالیت مسلحانه دارد.

ماه گذشته در جریان یکی از این درگیری ها در ارتفاعات اطراف روستای دومک در بخش کورین، واقع در هشتاد کیلومتری شهر زاهدان یازده نفر از نفرات سپاه پاسداران ایران کشته شدند.

خبرگزاری فارس به نقل از معاون قرارگاه رسول سیستان حادثه صبح یکشنبه را نیز به جندالله و سرکرده آنها، عبدالمالک ریگی، نسبت داده بود.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:29
بلوچستان؛ یک مسئله و سه کشور | بلوچستان 
هنوز اندکی از خبر ناپديد شدن دو جهانگرد بلژيکی در استان سيستان و بلوچستان و آزادی بی سر و صدای آن ها نگذشته بود، که روز یکشنبه هفته جاری در جاده ايرانشهر به چابهار گروهی از افراد مسلح چند شهروند ايرانی را به گروگان گرفتند.

بر پايه گزارش های رسیده، اين گروه سوار بر خودروهايی بودند که به رنگ ماشين های نيروی انتظامی در آمده بود و از فاصله دور با ماشين های معمول پليس تفاوتی نداشته است.

اما تنها يک روز از اين گروگانگيری نگذشت، که خبر آزادی گروگان ها- نخست به شکل خبرهای غير رسمی- در رسانه های رسمی يران منتشر شد.

ساعتی بعد، معاون سياسی امنيتی استانداری سيستان و بلوچستان به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، گفت: افراد مسلحی که شهروندان ايرانی را گروگان گرفته بودند، به خاک پاکستان فرار کرده بودند و بعد از مدتی با همکاری مقام ها و ماموران امنيتی پاکستان گروگان ها آزاد شدند.

به گفته اين مقام استانداری، نيروهای پاکستانی محل اختفای گروگانگيرها را محاصره کردند و با آن ها درگير شدند.

نا آرامی ها در مرز ايران، پاکستان و افغانستان طی سال های گذشته نيز وجود داشته است. برخی ريشه ناآرامی ها را نارضايتی های قومی  و برخی تنها ناشی از حضور قاچاقچيان و گروه های مسلح در منطقه می دانند.

فريدون ابراهيمی، گزارشگر راديو افغانستان آزاد در پاکستان، به راديو فردا می گويد: «مقام های نيروهای سرحدی [مرزبان] پاکستان تاييد کرده اند، هنگامی که رباينگان می خواستند گروگان ها را به جای ديگری انتقال دهند آن ها اشاره کردند که موتورشان [خودرويشان] را متوقف کنند. آن ها در مقابل به سربازان تيراندازی کردند و به دليل تبادل آتش، بيست و يک گروگان ايرانی که در ميان آن ها شماری از کارکنان وزارت تعليم [آموزش و پرورش] ايران هم بودند آزاد شدند.»  

گروگانگيری اخير در جنوب شرقی ايران اولين نمونه از اين دست نيست.

نا آرامی ها در مرز ايران، پاکستان و افغانستان طی سال های گذشته نيز وجود داشته است. برخی ريشه ناآرامی ها را نارضايتی های قومی  و برخی تنها ناشی از حضور قاچاقچيان و گروه های مسلح در منطقه می دانند.

با اين همه کارشناسان به اين نکته بيش از هر چيز اشاره می کنند که بدون همکاری دولت ها با يکديگر، نمی توان گروگانگيری ها و خشونت ها را متوقف کرد.

مقام های افغانستان، پاکستان و مقام های ایالات متحده آمریکا، ايران را متهم می کنند که در خشونت های افغانستان دست دارند.

از سوی ديگر برخی از مقام های استانی ايران، پاکستان را متهم می کنند که به خانه امن آن چه «اشرار» می خوانند تبديل شده است.

به گفته افراسياب ختک، تحليگر مقيم پاکستان، ايران و پاکستان، رقابت در افغانستان را به حل مسائل امنيتی ترجيح داده اند.

آقای ختک می گويد: «پاکستان و ايران هنوز نتوانسته اند ميان يکديگر هماهنگی ايجاد کنند و حاضر نيستند ميان خود مصالحه کنند. اما اين ماجرايی که اتفاق افتاد خوشايند است که نيروهای دو کشور با هم همکاری داشتند. اين مسئله خطر مشترکی برای همه کشورهای منطقه است.»
 
خبرگزای مهر در ايران گزارش داده است که در جريان درگيری ها با گروگانگيرها، بيست و هشت نفر آزاد شدند و يک نفر جان باخته است و این در حالی است که خبرگزاری فارس خبر از آزادی بيست و يک نفر از گروگان ها می دهد.

خبرگزاری های ايران برای مدتی اشاره مستقيمی به نام گروه، گروه ها يا شخص سامان دهنده اين گروگانگيری نکردند. اما در پاکستان بلافاصله پس از آزادی گروگان ها، نام عبدالمالک ريگی در روزنامه انگليسی زبان داون، چاپ اسلام آباد به عنوان رهبر گروگانگيرها آمده است.

بلوچستان و مرز مشترک هر سه کشور به يک منطقه تاکتيکی مهم تبديل شده است، که بسياری از گروه های پيکارجوی مسلح در آن جمع شده اند. اين يک چيزی است که همه منطقه را ناآرام کرده است. اگر سياست ها هماهنگ شود و نيروهای امنيتی با غافلگيری عمل کنند می توانند ناآرامی ها را از ميان بردارند.

یک تحلیلگر پاکستانی

فريدون ابراهيمی می گويد: «نيروهای سرحدی پاکستان گفتند که يکی از گروگان ها و دو رباينده هلاک [کشته] شده اند و هفده نفر هم که از گروه عبدالمالک ريگی هستند دستگير شده اند.» 

ناآرامی در مرز سه کشور

اما چرا مرز سه کشور افغانستان، پاکستان و ايران همواره نا آرام است و راه حل پايان دادن به اين ناآرامی ها چيست؟

افراسياب ختک، تحليگر در پاکستان معتقد است: «بلوچستان و مرز مشترک هر سه کشور به يک منطقه تاکتيکی مهم تبديل شده است، که بسياری از گروه های پيکارجوی مسلح در آن جمع شده اند. اين يک چيزی است که همه منطقه را ناآرام کرده است. اگر سياست ها هماهنگ شود و نيروهای امنيتی با غافلگيری عمل کنند می توانند ناآرامی ها را از ميان بردارند.»

اخيرا نشست مشترکی برای ايجاد امنيت در مرزهای افغانستان و پاکستان ميان مقام ها و کارشناسان دو کشور برگزار شد، به نام جرگه امن.

هدف از برگزاری این نشست، ايجاد امنيت در مرزهای دو کشور است که کارشناسان معتقدند بر ايران نير تاثير می گذارد.

برشنا نظری، گزارشگر راديو افغانستان آزاد در کابل می گويد: تحليگران مطبوعات مستقل افغانستان معتقدند تضمين های اجرايی بايد توسط دولتمردان ارائه شود و در اين مورد خوشبينی های چندانی وجود ندارد. 

به گفته فريدون ابراهيمی، خبری از کشته، زخمی يا دستگير شدن عبدالمالک ريگی مخابره نشده است و او اصلا در محل درگيری حضور نداشت.

استان سيستان و بلوچستان در سال های اخير صحنه برخی اقدامات خشونت بار و گروگانگيری هايی بوده است که مقام های ايران می گويند، «قاچاقچيان مواد مخدر» و «اشرار» مسببان آن ها هستند.

در کشورهای منطقه، اين گروه ها با نام های مختلفی خوانده می شوند، شورشی، افراطی و نظير اين ها. اما در همه موارد و با هر نامی، فعاليت اين افراد به شکل مسلحانه انجام شده است و در بيشتر موارد قربانيان اصلی شهروندان غير مسلح بوده  اند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:27
اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران  
به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله ) ادعاهای رسانه رژیم به وابسته بودن عاملان حادثه محور ایرانشهر _ چابهار به جنبش را شدیدا تکذیب نموده و اعلام می دارد که این گروه هیچ ارتباطی با جنبش مقاومت نداشته و اعضای جنبش در این عملیات هیچگونه مشارکتی نداشته اند همچنین از اعضای جنبش هیچ کس در خاک پاکستان دستگیر نشده است زیرا دلاورمردان جنبش مقاومت هرگز در خاک پاکستان نیستند تا دستگیر شوند و جنبش استفاده از خاک دیگران را برای مبارزه منافی موازین بین المللی می داند و نیازی هم به استفاده از خاک پاکستان ندارد و همه مبارزان جنبش در کوههای بلوچستان و در پایگاههای خویش به سر می برند.
البته ناگفته نماند که جوانان بلوچستان از جنایات رژیم علیه مردم عادی و اعدامهای فله ای جوانان بی گناه بلوچ به تنگ آمده و با تشکیل گروههای کوچکی اقدام به عملیاتهای تلافی جویانه می نمایند و در حقیقت آفریننده این گونه حوادث رژیم مستکبر و فاسد ضد بشری ولایت فقیه است.
 

jonbesh.mardom@gmail.com
روابط عمومی جنبش مقاومت مردمی ایران
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:17
21 گروگان در خاک پاکستان آزاد شدند 

در حالی که روز گذشته معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی سیستان وبلوچستان در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران گفته بود تعداد گروگانها فقط دو نفر است ، رسانه‌های پاکستان روز دوشنبه از آزادسازی ‪ ۲۱‬گروگان ایرانی در چابهار خبر دادند.
رادیو پاکستان گفت: گروگان‌های ایرانی در عملیات نیروهای نظامی در منطقه "بلیده" در نزدیکی شهر "تربیت" ایالت بلوچستان پاکستان آزاد شدند.


در حالی که روز گذشته معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی سیستان وبلوچستان در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران گفته بود تعداد گروگانها فقط دو نفر است ، رسانه‌های پاکستان روز دوشنبه از آزادسازی ‪ ۲۱‬گروگان ایرانی در چابهار خبر دادند.
رادیو پاکستان گفت: گروگان‌های ایرانی در عملیات نیروهای نظامی در منطقه "بلیده" در نزدیکی شهر "تربیت" ایالت بلوچستان پاکستان آزاد شدند.
به گزارش این رادیو، در این عملیات و در پی تبادل آتش نیروهای نظامی با اشرار یک نفر کشته و دو نفر نیز زخمی شدند.
هویت افراد کشته و زخمی تاکنون مشخص نشده است.
خبر دیگری به نقل از تلویزیون خصوصی "جیو" پاکستان در روز دوشنبه در ارتباط با این حادثه حاکیست که در این عملیات ‪ ۱۶‬پاکستانی دستگیر شدند.
از افراد دستگیر شده تعدادی اسلحه، نارنجک، راکت، سلاح‌های سبک و سنگین، مین‌های ضد تانک و بمب‌های دستی کشف شده است.
فردی به نام "واحد بخش درخشان" از رهبران اشرار معروف در منطقه روز گذشته (یکشنبه) پس از ورود به عمق ‪ ۲۵۰‬کیلومتری خاک ایران اقدام به گروگانگیری ‪ ۲۱‬ایرانی و انتقال آنها به خاک پاکستان کرد.
بر اساس اعلام برخی منابع، خودروهای اشرار به رنگ خودروهای نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران بوده است.
در همین ارتباط و در گفت وگوی تلفنی شب گذشته میان "محمدباقر ذوالقدر" قائم مقام وزارت کشور ایران با سید "کمال شاه" قائم مقام وزیر کشور پاکستان، این مقام پاکستانی قول مساعد را برای اقدام فوری درباره این گروگانگیری اعلام کرده است.
سیدکمال شاه در این گفت وگو اظهار داشته که اشرار تنها با ایران دشمنی ندارند بلکه آنها با تمامیت ارضی و امنیت پاکستان نیز دشمن هستند.به گفته وی، دولت پاکستان در تعقیب واحد بخش درخشان بوده است.
از سوی دیگر خبر گروگانگیری ‪ ۲۱‬ایرانی توسط اشرار در تمامی روزنامه‌های امروز(دوشنبه) پاکستان به چاپ رسیده است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:46
گروگان‌ها با دخالت پليس پاكستان آزاد شدند | بلوچستان 

به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از خبرگزاري فارس به نقل از منابع محلي آگاه، پس از آن‌كه اشرار مسلح با گروگان‌ها به پاكستان متواري شدند، پليس پاكستان آن‌ها را محاصره و دستگير كرد.
بر اساس اين گزارش، تمام گروگان‌ها سالم و تحويل پليس پاكستان هستند.
اين گزارش مي‌افزايد: پليس پاكستان امروز گروگان‌ها از جمله رئيس آموزش و پرورش بخش دشتياري چابهار را به كشور ايران تحويل مي‌دهد.
بنا بر اين گزارش، بامداد روز گذشته در كيلومتر 100 جاده چابهار به ايرانشهر، اشرار مسلح با حمله به تعدادي از خودروهاي سواري، آتش‌زدن خودروها و زخمي‌كردن مردم عادي، تعدادي از مردم را به گروگان گرفتند.
اين گروگان‌ها 12 نفر اعلام شده‌اند.
هنوز هيچيك از مقام هاي رسمي درباره صحت و سقم اين خبر اظهار نظر نكرده اند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 12:17
علت شكست دفتر مقام معظم رهبري در امور اهل سنت  

بسم الله الرحمن الرحيم

علت شكست دفتر مقام معظم رهبري در امور اهل سنت

مقام معظم رهبري سالها است به منظور نزديك نمودن اهل سنت به حكومت و..... دفتري در بلوچستان داير نموده اند. با توجه به هزينه هايي كه مي شود اثر چنداني از اين دفتر بنظر نمي رسد و دايما بدي اين دفتر را مي شنويم .

هفته پيش براي انجام كاري به زاهدان رفته بودم و براي اولبن بار به اين دفتر مراجعه نمودم كه اي كاش مراجعه نمي كردم . زيرا اعتقادم نسبت به خيلي چيزها خيلي خراب شد.

نكته بسيار بسيار مهمي كه متوجه شدم اينكه : در اين دفتر طويل و عريض حتي يك نفر اهل سنت وجود ندارد و اين بزرگترين نكته ضعف دفتر و بزرگترين توهين به اهل سنت مي باشد. يعني در ميان اينهمه بلوچ و اهل سنت حتي يك نفر پيدا نمي شود كه به رهبري وفادار باشد.

بدتر از همه اينكه : دفتر را پر از زابلي نموده اند چيزيكه ما بشدت بدمان مي آيد مثل اينكه بلاتشبيه شما دكاني درست كنيد و جلوي دكان خود سگي ببنديد و از كسي كه از سگ خيلي بدش مي آيد و مي ترسد گلايه كنيد كه چرا به دكان من نمي آيي؟

نکته بسیار مهمتری که متوجه می شویم اینکه : ما از استاندار بدبخت گلایه مندیم که چرا از اهل سنت در امور بلوچستان استفاده نمی کند در حالیکه دفتر کلا به دست زابلیها اداره می شود و این نشان می دهد نظر بزرگان بالا همین است : نباید به بلوچ و اهل سنت بهایی بدهند.

تاسف خوردم بسياري از ملاهاي ما را مردم خودفروخته و دولتي مي دانند اگر از همان ملاهاي بدبخت بعنوان كارمند استفاده مي كردند خيلي بهتر بود اگر كسي ديگر را جلب نمي كردند حد اقل خوبشاوندان و اقوام آنان جلب دفتر مي شدند.

سالانه بودجه كلاني از طرف مقام معظم رهبري براي اهل سنت اختصاص داده مي شود و به اين دفتر ارسال مي گردد برادران زابلي و غير زابلي به خوبي از اين بودجه استقبال نموده و بين خودشان تقسيم مي كنند و براي رهبري ليست بلند بالايي ارسال مي كنند كه به اين تعداد  ملاي سني مذهب ما پول داديم.

اگر چنانچه اهل سنت را براي نمايندگي رهبري لايق نمي دانستند  كارمندان زير دست رهبري حتما ميباست اهل سنت بودند.

اگر چنانچه رهبري براي نمايندگي خود از اهل سنت استفاده مي نمودند اولا حتما نسبت به اهدافي كه مد نظرشان بود موفقتر مي شدند دوما اين افتخار جاودانه مي شد يعني آنكسي كه افتخار نمايندگي رهبري را حاصل مي كرد براي هميشه نام رهبري مي ماند مانند آنچيزي كه از شاه مي بينيم . شاه سالها است كه رفته است اما نامش ( شهنوازي شه بخش و... ) جاودانه مانده است. در حاليكه نمايندگان غير بلوچ رهبري پس از آنكه رفتند نام و اثري از آنان نمي ماند.

خلاصه آنكه علت شكست دفتر رهبري در امور اهل سنت بنظر من بقرار ذيل اند:

1-     استفاده نكردن از اهل سنت در دفتر

2-     آشنا نبودن مسولين دفتر با مردم و فرهنگشان

3-     پر كردن دفتر از زابليها

4-     فريب دادن دفتريها مقامات بالا را (گزارشات غير واقعي)

5-     حيف و ميل بودجه ها در جاهايي كه هيچ اثري در منطقه و مردم ندارند (مانند كنفرانسهاي مسخره و... ) محمد بلوچ مدیر وب سایت اوای بلوچستان

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:54
اقدامات غیرانسانی جمهوری اسلامی در مناطق مرزی کشور | ايران 
در طی سالیان اخیر نیروهای انتظامی و امنیتی در استانهایی چون آذربایجان، کردستان، بلوچستان و خوزستان، اقداماتی غیرانسانی را در جهت سرکوب مردم این منطقه در پیش گرفته اند که به دلیل عدم وجود رسانه های آزاد در این مناطق گزارشات به ندرت به گوش جهانیان می رسد به همین دلیل اقدامات غیر انسانی نیروهای امنیتی و انتظامی در این مناطق روز به روز بیشتر می شود. برای مثال نمونه های از گزارشاتی که در طی روز های اخیر به دستمان رسیده را به اطلاع عموم می رسانیم.

آقای علی حسن تبعه کشور عراق که در اردیبهشت ماه سال جاری در منطقه مرزی کردستان برای خرید نفت و بنزین بدانجا مراجعه کرده بود توسط تیم اطلاعاتی در آن منطقه بازداشت و مدت بیش از دو ماه در مکانی نامعلوم تحت شکنجه های جسمی وحشیانه ای قرار گرفته است تا به جرم جاسوسی اعتراف نماید. وی در اثر شکنجه ها یک چشم خود را از دست داده و شکستگی های در ناحیه دست ، صورت و پای ایشان به وجود آمده است. وی از سازمان های حقوق بشری درخواست کمک دارد تا به خانواده وی وضعیتش را اطلاع دهند.

طی روز چهارشنبه با درگیری که بین نیروهای کرد مخالف حکومت ایران در منطقه کردستان به وجود آمد که منجر به سقوط یک بالگرد نیروی سپاه و کشته شدن یک فرمانده ارشد سپاه به نام حسین باپیری شد نیروهای سپاه پاسداران اقدامات تلافی جویانه خود را در منطقه کردستان بر روی مردم این منطقه شدت بخشیده اند. آقایان خالد عراقی ، عزیز سید احمدی و اسماعیل ثانی توسط نیروهای امنیتی در منطقه پیرانشهر کشته شدند. نامبردگان از افراد عادی و از کسبه بوده اند.

همچنین طی روز گذشته نیز 13 چوپان در منطقه مرزی ایران و کردستان عراق توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند و 11 تن از این افراد به شیوه غیرانسانی به وسیله یک تور بزرگ که چوپان ها را در آن قرار داده بودند توسط بالگرد به زندان ارومیه انتقال دادند. دو نفر از این چوپانان سرنوشت نامعلومی دارند که از هویت آنها اطلاعی در دست نیست.

از سوی دیگر در منطقه خوزستان نیز گزارشاتی از برخورد نیروهای امنیتی و اطلاعاتی با وهابیون می رسد که با دریافت گزارشات موثق در بیانیه های بعدی اعلام خواهیم کرد.

فعالان حقوق بشر در ایران سرکوب مردم بی گناه در مناطق دور افتاده کشور که به دلیل فقدان رسانه های آزاد به گوش جهانیان نمی رسد را محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد که با اعمال فشار بر رژیم جمهوری اسلامی به اینگونه اقدامات پایان دهد.


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 9:47
اهل سنت ایران واستبداد ولایت فقیه | ايران 
انقلاب ایران دربهمن ماه1357 انعکاس بسیارگسترده ای درسطح جهان داشت. شعارها ومرگ گوئیها و وعده های توخالی و فریبنده، ستم دیدگان را به امید آزادی و رسیدن به حقوق ازدست رفته شان، به خیابانها کشاند.

وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.

سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.

گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.

طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.

آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.

تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.

بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.

به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.

مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار

نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.

ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.

ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.

مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته

هایشان را به بازی بگیرند.

هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.

میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:

ای خدای زمین وسیاره             پادشاهی فرست، خونخواره

عدد مردمان  زیاد   کند            هر یکی را کند دو صد پاره  

بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند"  تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.

اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟

ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.

ازدست چه کسانی ؟  ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.

 ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.

مبارزان

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 9:46
قوه قضاييه دامنش را از آلودگی پاک می کند 

آفتاب : گزارش علیزاده رییس کل دادگستری استان تهران در مورد برخی موارد از نقض فاحش قوانین توسط نیروی انتظامی به عنوان ضابطان قوه قضاییه با توجه ویِژه محافل مطبوعاتی غرب روبرو شده است. بی بی سی در گزارشی مبسوط به این موضوع ژرداخته و می نویسد:

 
 

دولت جمهوری اسلامی از عباسعلی عليزاده، رييس کل دادگستری استان تهران، به خاطر آنچه "شجاعت و صداقت" در انتشار گزارش موارد نقض حقوق شهروندان ايرانی توسط نيروها و ظابطان قوه قضاييه خوانده، قدردانی کرد، ولی دستگاه قضاييه ايران اعلام کرد گزارش مذکور به تخلف جديدی اشاره ندارد زيرا با کليه تخلفات برخورد شده است.
عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی، ابراز خوش بينی کرد که "دستگاه قضايی تصميم گرفته است دامن خود را از آلودگی های موجود پاک کند."
رمضانزاده به نيابت از دولت، حرکت عليزاده را "اقدامی الهی و انسانی" توصيف کرد و قول داد دولت خاتمی در روزهای پايانی دوره خود به آن دسته از تخلفات منتسب به نيروی انتظامی و وزارت اطلاعات رسيدگی کند.
همچنين مجيد انصاری، معاون حقوقی و امور مجلس رييس جمهور ايران، اعتراف قوه قضاييه به "کاستی های موجود و برخی تخلفات از مقررات و قوانين" را به فال نيک گرفت و آن را در پيشگری از جرايم ماموران امنيتی موثر دانست. 

کيفيت زندانها

اما انتشار اين گزارش مسئولان دستگاه قضايی ايران را به واکنش واداشته و آنها می گويند که به کليه تخلفات رسيدگی شده است و حالا اين نهاد کاملا از هر گونه اتهام تخلف مبراست.
عليزاده گفته است: "در حال حاضر با افتخار و سرافرازی اعلام می کنم تمام آن نارسايی ها و موارد خلاف قانون برطرف شده و تقريبا (همه) امور مربوطه در مسير قانون و عدالت قرار گرفته است."
وی تاکيد کرده که از زمان انتصاب آيت الله محمود هاشمی شاهرودی به رياست قوه قضاييه ايران، اصلاحات "به معنای واقعی کلمه" در اين تشکيلات اجرا شده است. 

عليزاده يکی از اين اصلاحات را بهبود وضعيت زندانها دانست به طوری که به گفته وی در دوره آيت الله شاهرودی، "زندانهای ايران به يکی از بهترين زندانهای دنيا تبديل شده است و هم اکنون هر فرد زندانی به طور متوسط ۱۲ متر مربع فضا در اختيار دارد."
اين در حالی است که برخی از زندانيان سياسی از جمله اکبر گنجی ادعا کرده اند در سلول زندانشان تنها يک متر مربع فضا دارند و در نتيجه دچار کمر درد و زانو درد شده اند. حتی در گزارش هيات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی به اين مورد اذعان شده بود. 

بدون توهين و ضرب و شتم
عليزاده در گزارش خود همچنين به وجود شکنجه و بدرفتاری با زندانيان در بازداشتگاه های نيروی انتظامی، وزارت اطلاعات و ساير تشکيلات اطلاعاتی موازی نظير حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره کرده و حتی نوشته بود که مسئولان بازداشتگاه سپاه، اعضای هيئت بازرسی را راه نداده و گفته بوده اند: "حتی اگر مقام بالاتر از شما هم بيايد، او را راه نمی ‌دهيم". 

اما رييس کل دادگستری استان تهران در مصاحبه يکشنبه ۲۴ ژوئيه خود به ايسنا گفته است: "اگر قبلا نيروی انتظامی يا اداره آگاهی مشکل داشتند، در حال حاظر بحمدالله قاطعانه عرض می کنم و خدا را بر اين ادعا گواه می گيرم که در هيچ مکانی در نيروی انتظامی يا وزارت اطلاعات يا سپاه و بسيج اساسا توهين، هتک حرمت و ضرب و شتم وجود ندارد و اين همان چيزی است که ما به آن افتخار می کنيم." 

عليزاده اين سخنان را در حالی بيان می کرد که وزارت کشور جمهوری اسلامی در صدد انتشار نتايج تحقيق اخير درباره قتل يک جوان کرد در بازداشتگاه نيروی انتظامی در مهاباد است.
گفته شده است که نحوه کشته شدن "شوانه سيد قادری" و انتشار عکس هايی از جسد وی که نشان دهنده ضرب و شتم شديد اوست، احساسات مردم به ويژه در منطقه ميدان استقلال مهاباد را به شدت تحريک کرده و اعتراض آنان را برانگيخته است.
 
بازداشت ترحم آمیز
عليزاده همچنين در مصاحبه يکشنبه خود با ايسنا توضيحات بيشتری درباره فردی داده که بنا به گزارش هيات بازرسی حفظ حقوق شهروندی از سال ۱۳۷۶ به اتهام واهی قتل تا اين اواخر در زندان به سر می برده است. 

به گفته رييس کل دادگستری استان تهران فرد مذکور در ارتباط با قتلی در کرج دستگير شده ولی چون اختلال حواس داشته، نمی توانسته بی گناهی خود را اثبات کند، با اين حال مقامات زندان "از باب ترحم" او را نگهداری می کردند. عليزداه به ايسنا گفت: اينجانب دستور صريح دادم که به فوريت نامه آزادی او را بنويسند و چنانچه زندان يا قوه قضاييه ترحما قصد نگهداری او را دارند، تحت عنوان زندانی نباشد." 

عليزاده در ادامه گلايه کرده است که چرا با وجود تاکيد دستگاه قضايی بر رفع موارد تخلفات، رسانه ها چنين جلوه داده اند که موارد مذکور هنوز جريان دارد. 

جمال کمالی راد، سخنگوی قوه قضاييه نيز از رسانه ها انتقاد کرد و گفت که کليه موارد تخلف مندرج در گزارش هيات مذکور رفع شده و "مساله جديدی وجود ندارد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 9:39
چرا به شاهرودی حمله شد؟ 

 چرا به شاهرودی حمله شد؟

آفتاب: «سید ناصر قوامی» رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم معتقد است علت تخریبی که اصولگرایان علیه آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه شروع کردند دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه ایشان است و بدیهی است که اصولگرایان هرگونه دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه را برنمی‌تابند چه این دیدگاه‌ها از سوی اصلاح‌طلبان باشد، چه از سوی رئیس قوه قضاییه که منصوب رهبری است.

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، حملات تخریبی اصولگرایان علیه هاشمی شاهرودی پس از آن صورت گرفت که رئیس قوه قضاییه در همایش سالانه مدیران دیوان محاسبات کشور انتقادات صریحی را از سیاست‌های اقتصادی دولت نهم و بی‌ثباتی مدیریت‌ها بیان کرد. وی به دولت توصیه کرد که تغییر مکرر مدیران و وزیران چیزی را عوض نمی‌کند.

بیان این سخنان کافی بود تا روزنامه‌های حامی دولت به انتقاد از رئیس قوه قضاییه برخیزند. «سیاست روز» از روزنامه‌های حامی دولت در یادداشتی در شماره روز شنبه خود خطاب به شاهرودی نوشت: «شش سال گذشت و هنوز بر اریکه ریاست قضاییه کشور نشسته و از وضعیت ویرانه می‌نالید. خنده‌دار نیست؟ آش آن قدر شور است که به نمایندگان مجلس به بهانه دخالت در کار قاضی، اجازه تحقیق و تفحص نمی‌دهید و وقتی نمایندگان خواستار رسیدگی به منابع مالی قوه قضاییه می‌شوند، حتی آنان را به درون دفترتان هم راه نمی‌دهید. بله، حق دارید! هر کس جای شما بود فرافکنی می‌کرد، بهترین دفاع، حمله است. به جای آن که سر و سامانی به وضعیت ویرانه ای که امروز نام ویرانه را هم به زحمت می‌توان بر آن نهاد بپردازید، در خصوص تغییر وزرا اظهارنظر می‌کنید. بحث باید عوض شود. بار اولتان نیست».

در همین حال، روزنامه «ایران» ارگان دولت از هاشمی شاهرودی خواست «تفکیک قوا را نقض نکند و بعد از جبران اشتباهی که مرتکب شده است به گونه‌ای عمل کند که دیگر شاهد تکرار چنین اشتباهاتی از سوی رئیس قوه قضاییه نباشیم.»

سید ناصر قوامی در تحلیل این حملات به خبرنگار سیاسی آفتاب، گفت: بیان دیدگاه‌ها هیچ گاه دخالت در قوای دیگر نیست.

رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم معتقد است: اصولگرایان که از حامیان دولت هستند هیچ سخنی را برخلاف دیدگاه‌های خود برنمی‌تابد، حالا این سخنان چه از سوی آقای خاتمی و کروبی باشد و چه از طرف آقای هاشمی شاهرودی.

قوامی افزود: آقای شاهرودی این حق را دارد که از بی‌ثباتی مدیریت‌ها انتقاد کند و بگوید تغییر مدیریت‌ها چیزی را عوض نمی‌کند. بنابراین، این اظهارنظر هیچ گاه دخالت در قوای دیگر نیست.

وی ادامه داد: دیدگاه‌های هاشمی شاهرودی در مسائل قضایی، سیاست داخلی و خارجی و عرصه‌های دیگر یک دیدگاه اصلاح‌طلبانه است و بدیهی است که اصولگرایان هرگونه دیدگاه اصلاح‌طلبانه را برنمی‌تابند حتی اگر از ناحیه رئیس قوه قضاییه باشد که منصوب رهبری است.

قوامی در پایان با تاکید بر این که «رئیس قوه قضاییه منصوب رهبری است»، خاطرنشان کرد: تخریب هاشمی شاهرودی ضربه زدن به جایگاه رهبری است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 9:36
گزارش ناروئی از حادثه محور چابهار- ایرانشهر 
به گزارش  ناروئی خبرنگار تفتان :شبكه هامون به نقل از فرماندهي قرارگاه حضرت رسول(ص) گزارش داد كه افراد مسلح درمسير نوبنديان_نگور اقدام به
ايجاد ايست بازرسي كرده اند و خودروهاي عبوري مردم را به آتش كشيده اند همچنين افراد مسلح 12 نفر را كه اين شبكه
آنها را مردم عادي خواند به همراه خود برده اند
شبكه هامون خبر مشابه اي را در بيست و پنجم اسفند ماه هشتاد و چهار مخابره كرد كه بلافاصله معلوم شد آن افرادي كه
اين شبكه از آنها به عنوان مردم عادي ياد ميكرد مقامات رده بالاي استاني بوده اند متاسفانه با توجه به سابقه درخشان اين شبكه
در عرصه دروغ پراكني نميتوان اين خبر را صحيح  قلمداد كرد
از طرفي فرمانده قرار گاه عملياتي رسول اكرم مدعي شده است كه منطقه كاملا تحت معاصره است و اين قرار گاه طي ساعات
آينده خبر دقيق تري را در اختيار عموم قرار خواهد داد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 9:26
یکسویه نگری جمهوری اسلامی نسبت به اهل سنت... 
در شماره 46 ماهنامه سیاسی بشریت از جزمیت و یکسویه نگری عوامل جمهوری اسلامی در برخورد با هموطنان اهل سنت و کینه توزی و کینه سازی محافل تندروی مذهبی و نیروهای موازی اطلاعاتی و امنیتی به اختصار سخن رفت و اینک : در حالیکه مسلمانان غیر شیعه از گزندهای تفکر جباریت دینی حاکم در وطنمان هر روز بیشتر از پیش به انزوا رانده می شود رهبران و چهره های پیشروی آنان تاوانی کلان تر را پرداخته و می پردازند.

 از جمله آنان ـ ملا محمد ربیعی امام جمعه اهل سنت کرمانشاه که با تزریق آمپول پتاسیم به قتل رسید ـ دکتر احمد میرین صیاد اندیشمند بلوچ که در فرودگاه ربوده شده چند روز بعد جسدش در فلکه میناب بندرعباس پیدا شد ـ دکتر عبدالعزیز بجد استاد دانشگاه که در زاهدان بقتل رسید ( یکی از علل قتل وی انتقاد از سریال امام علی بود ـ استاد فاروق فرساد که از همکاران احمد مفتی زاده بود با تزریق آمپول پتاسیم در سقز بقتل رسید ـ دکتر شیخ محمد ضیائی امام جمعه اهل سنت بندرعباس که در دیماه 1377 بقتل رسید و یا شمس الدین کیائی هیجده ساله اهل سنت بیرجندی که زنده زنده در آتش سوزانده شد مشاهده نمونه های ذکر شده بالا که مشتی از خروار است تصویری خوفناک ترسیم کرده و برای صاحبان سایر ادیان کافی است که حساب کار خود را کرده و پا را از گلیم خود فراتر نگذارند و در همین راستاست که بهائیان کشورمان با انواع قید و بندها مواجه بوده و مورد انواع تسویه ها قرار می گیرند و از اشتغال آنان در سازمانهای دولتی جلوگیری شده و از ادامه تحصیل فرزندانشان در دانشگاهها ممانعت بعمل میاید تنگ نظری سازمانی شده عوامل ارتجاع حتی در پهنه هنر نیز برای این هموطنان خودنمائی می کند خانم شبنم طلوعی بازیگر و کارگردان تئاتر که از خوش شانسی توانسته جان سالم بدر ببرد از محدودیت های اعمال شده در محیط کار و از تهدیدات مکرر مجبور شده غربت پاریس را با بوی خوش موطن خود غمگنانه تاخت بزند و جلای وطن کند و آنانکه میمانند باید بهائی گزاف برای بهائی بودن خود بپردازند سرنوشت دکتر یزدانی که فجیعانه مثله شد ویا دکتر عطا الله شایان که هدف بمب گذاری در اتومبیلش واقع گردید دو نمونه از کسانی است که در ماندن اصرار و ابرام داشتند و یا همانند ذبیح الله مهرامی روزهای تیره زندان را باید به شبهای مخوف آن گره بزنند تا دژخیمان باند خامنه ای و احمدی نژاد در پیوندی نامبارک رشته حیات آنان را از هم بگلسد ذبیح الله مهرامی بمدت ده سال فقط به جرم اندیشه دینی خود در زندان بسر برد تا در آستانه سال نو مسیحی (15 دسامبر ) آماج خفاشان سیاده دل شود او که ابتدا به اعدام محکوم شده بود در اثر فشار محافل بین المللی حقوق بشری مشمول تقلیل محکومیت شده بود . خانم رایان علائی سخنگوی جامعه بهائیان در چند سطر از ظلمی که به هم کیشان او رفته چنین میگوید: تا کنون نزدیک به 200 نفر از بهائیان توسط عوامل حکومت اسلامی کشته شده اند که بیشتر آنان به جرم بهائی بودن اعدام شده و بقیه نیز در منازلشان بقتل رسیده اند (نقل به معنی است ).ابرهای آسمان وطنمان باز هم تیره تر و آبستن طوفان و بارانهای مرگبارتر است با افشاء هر چه بیشتر جنایات رژیم در تمامی صحنه های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، دینی ، و ..... به یاری عزیزان هموطن بشتابیم .

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:41
سلام بر سرزمین بلوچستان  
سلام بر سرزمین بلوچستان

سلام بر مردم غیور بلوچستان

 

سلام بر مادران داغدیده بلوچستان

سلام بر پدران غمدیده بلوچستان

سلام بر شهدای بلوچستان

سلام بر روح دختران شهید بلوچستان

سلام بر مبارزان راه آزادی و عدالت

سلام بر شیر مرد بلوچستان عبدالمالک بلوچ

سلام به همه

سلام از طرف دلاور بلوچ با سایت جدید

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:21
اطلاعیه جنبش مقاومت مردمي ايران جندالله  
به نام خدا
بدينوسيله جنبش مقاومت مردمي ايران به اطلاع عموم مردم بلوچسان و ايران مي رساند كه جنبش با كشتار و هدف قرر دادن افراد عادي اعم از شيعه وسني ,فارس و بلوچ شديدا مخالف است وهر گونه تعرض به مردم عادي را مغاير با اصول اخلاقي و موازين بشري مي داند لذا اگر در حادثه محور ايرانشهر چابهار افراد عادي هدف قرار گرفتند جنبش مقاومت شديدا اين عمل را محكوم مي نمايد و از اين گروه وديگر گروههاي نظامي بلوچستان كه اهداف سياسي دنبال مي كنند مي خواهد از هدف قرار دادن مردم عادي بپرهيزند و اهداف نظامي را مورد مطالعه قرار داده ودر برنامه كاري خود قرار دهند زيرا هدف قرار دادن افراد عادي در گذشته نشان داده كه هيچ سودي براي مردم و مبارزين نداشته و رژيم از اين گونه حركات هم در داخل و هم در سطح بين المللي بهره برداري نموده است و به بهانه اين گونه حركات سركوب و اعدام را در بلوچستان گسترش داده است.
البته ناگفته نماند كه محرك اصلي اين گونه واكنشها خود رژيم بوده وهست ورژيم با اعمال غير انساني و اعدامهاي وحشيانه و كشتار مردم بيگناه وعادي بلوچ بسياري را به چنين واكنشهاي انتقام جويانه سوق مي دهد اگرچه جنبش نمي خوهد چنين اعمالي را توجيه نمايد ولي به هر حال عامل اصلي اين حواث خود رژيم ولايت فقيه ست.

جنبش مقاومت مردمي ايران جندالله
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:19
جزئیات تازه از حمله افراد مسلح به دهها خودروی سبک و سنگین در چابهار 

به گزارش زمان از چابهار صبح امروز ۴ خودرو از اشرار مسلح با بستن جاده اصلی چابهار - ایرانشهر ۸ خودروی سبک و سنگین شامل دو نفتکش، سه دستگاه تریلر، یک کامیون و دو خودروی سواری را به آتش کشیدند و تعدادی را گروگان گرفتند.
رییس دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی با تأیید حادثه گروگانگیری صبح امروز در محور «چابهار - ایرانشهر» اعلام کرد که بر اساس آخرین اخبار 12 تن در جریان حمله اشرار مسلح به گروگان گرفته شده و به پاکستان انتقال داده شده‌اند.
معاون اجتماعی قرارگاه عملیاتی رسول‌اکرم (ص) از اعزام واحدهای رزمی این قرارگاه و نیروهای پلیس استان سیستان و بلوچستان به محل گروگانگیری و آغاز عملیات تعقیب اشرار خبر داد.


به گزارش پایگاه خبری زمان از چابهار صبح امروز ۴ خودرو از اشرار مسلح با بستن جاده اصلی چابهار - ایرانشهر به مدت ۲ ساعت از ساعت ۵ تا ۷ صبح ۸ خودروی سبک و سنگین شامل دو نفتکش، سه دستگاه تریلر، یک کامیون و دو خودروی سواری را به آتش کشیدند.
ظاهرا آنان چهار دستگاه سواری را نیز به همراه رانندگانشان که غیر بلوچ بوده اند ، ربوده‌اند که زارعی ، مسئول آموزش و پرورش بخش دشتیاری چابهار هم در میان گروگان‌هاست.
گفته می شود تعداد گروگانها بیش از ۱۴ نفر بوده است.
۲ شب پیش نیز در یک درگیری در مرز پیشین ۲ بلوچ مظنون به حمل مواد مخدر توسط نیروی انتظامی کشته شدند . در آن درگیری ۵ نفر از ماموران انتظامی نیز جان باختند.
روز گذشته فردی به نام رضایی نوهانی که مسلح بوده است در حال خروج از مرز کندوکی توسط ماموران کشته شده است و احتمال می رود حمله صبح امروز در واکنش به کشته شدن رضایی نوهانی صورت گرفته باشد .
شایان ذکر است محل درگیری در یک کیلومتری پاسگاه رندان ، ۶ کیلومتری پاسگاه نوبندیان و ۱۰ کیلومتری پاسگاه پلان بوده و در مدت ۲ ساعت حضور نیروهای شبه نظامی ناشناس نیروی انتظامی هیچگونه تحرکی نداشته است.
در همین حال بازتاب نوشته است : گفته می‌شود، روز گذشته نیز یکی از عوامل اشرار سوار بر موتورسیکلت با مأموران پاسگاه مرزی دیندان درگیر و به هلاکت رسیده و برخی اقدام صبح امروز را در تلافی آن رویداد ارزیابی می‌کنند.
یک منبع در نیروی انتظامی چابهار در تماس «بازتاب»، با اعلام این‌که نیروها به محل حادثه اعزام شده‌اند، از ارایه توضیحات پوزش خواست.
در همین رابطه ایسنا گزارش داد : ساعت 6:45 صبح امروز بیست و هشتم مرداد ماه، اشرار مسلح مقابل یک دستگاه اتوبوس مسافربری که هنوز مشخص نشده در مسیر رفت یا برگشت به سمت چابهار در حرکت بوده، را گرفته و با شلیک گلوله‌های متعدد پس از مصدوم کردن تعدادی از سرنشینان خودروهای عبوری در جاده و تخریب خودروها، حدود 30 تن از مسافران را به گروگان گرفتند که گفته می‌شود رییس آموزش و پرورش یکی از توابع چابهار نیز از جمله گروگان‌ها است.
در پی وقوع این حادثه در منطقه «جکی‌گر» در نزدیکی چابهار، تحقیقات پلیسی در حالی برای شناسایی مخفیگاه گروگانگیران و یافتن سرنخی در این رابطه آغاز شده است که سلامتی کامل گروگان‌ها و هویت آنها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
همچنین آخرین گزارش‌ها حاکی از آنست که تیم کاملی از ماموران انتظامی منطقه با محاصره محل عملیات تعقیب و گریز را آغاز کرده و تا کنون هیچ‌گونه اطلاعاتی در خصوص این که فردی از گروگان‌ها به قتل رسیده باشد یا خیر؟ به دست نیامده است.
معاون اجتماعی قرارگاه عملیاتی رسول‌اکرم (ص) از اعزام واحدهای رزمی این قرارگاه و نیروهای پلیس استان سیستان و بلوچستان به محل گروگانگیری و آغاز عملیات تعقیب اشرار خبر داد.
سرهنگ اثنی عشری در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ایسنا با تشریح حادثه گروگانگیری تعدادی از هموطنان در سیستان و بلوچستان، گفت: در ساعت 6:45 صبح امروز، تعدادی از اشرار مسلح در حرکتی ناجوانمردانه اقدام به ایجاد راهبندان در محور «چابهار ــ ایرانشهر» کرده و پس از به آتش کشیدن تعدادی خودروی عبوری، چند تن را ربوده و متواری شدند.
وی افزود: واحدهای رزمی قرارگاه رسول‌اکرم (ص) و ماموران فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان در پی اطلاع از موضوع بلافاصله به محل اعزام شده و عملیات تعقیب اشرار را آغاز کردند.
رییس دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی با تأیید حادثه گروگانگیری صبح امروز در محور «چابهار - ایرانشهر» اعلام کرد که بر اساس آخرین اخبار 12 تن در جریان حمله اشرار مسلح به گروگان گرفته شده و به پاکستان انتقال داده شده‌اند.
سرهنگ مهدی احمدی در گفت‌و‌گو با خبرنگار «حوادث» ایسنا در تشریح جزئیات بیشتری از این حادثه افزود: ساعت 5 بامداد روز یکشنبه بیست و هشتم مردادماه سال جاری، اشرار مسلح وابسته به گروهک‌های تروریستی در محور «چابهار ــ ایرانشهر» پس از ایجاد راهبندان و شلیک چندین گلوله، هشت دستگاه خودروی عبوری را به آتش کشاندند.
وی گفت: در پی این اقدام، اشرار مسلح که در کمین این جاده بودند، رانندگان این تعداد خودرو را به همراه 4 تن دیگر به گروگان گرفتند.
سرهنگ احمدی همچنین اعلام کرد که بر اساس آخرین اخبار و اطلاعات به دست آمده، اشرار موفق شده‌اند به همراه 12 گروگان خود از کشور خارج و به سمت پاکستان متواری شوند.
وی تأکید کرد: تحقیقات پلیس برای دستگیری عاملان حادثه و نیز رهایی گروگان‌ها ادامه دارد.
رییس دبیرخانه شورای اطلاع رسانی نیروی انتظامی تاکید کرد: این اقدام ناجوانمردانه اشرار مسلح در پی آن انجام شد که روز گذشته در همان منطقه، نیروهای عملیاتی با اشرار منطقه درگیر شده و دو تن از آنها را به هلاکت رسانده بودند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:17
معاون قرارگاه رسول اکرم : گروهک عبدالمالک ریگی عامل حادثه چابهار هستند  

معاون قرارگاه رسول اکرم (ص) سیستان و بلوچستان گفت: اشرار حادثه بامداد امروز چابهار از گروهک عبدالمالک ریگی هستند.


محمد جواد اثنی عشری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان افزود: بین ساعت 3 الی 4 امروز تعدادی اشرار مسلح با بستن مسیر چابهار ـ ایرانشهر حوالی پل سمنگان به سمت مرز پاکستان تعدادی خودرو متعلق به مردم از جمله 2 خودرو نفت‌کش را آتش زدند.
وی ادامه داد: این افراد 2 مسافر را گروگان گرفته‌اند و هنوز معلوم نیست که این عملیات تروریستی مجروح و یا شهیدی برجا گذاشته باشد.
معاون قرارگاه رسول اکرم (ص) سیستان تاکید کرد: در پی وقوع این حادثه با پیگیری‌های نیروی انتظامی استان و واحدهای قرارگاه عملیاتی رسول اکرم(ص) مشخص شده است اشرار هنوز موفق به فرار از کشور نشده‌اند.
همچین این گزارش می‌افزاید، در برخی اخبار آمده است عاملان این حادثه بیش از 20 نفر از رانندگان عبوری را گروگان گرفتند.
این گزارش می‌افزاید، در میان ربوده شدگان علی زارعی، رئیس آموزش و پرورش بخش دشتیاری چابهار نیز دیده می‌شود.
شایعه شده که حادثه گروگانگیران و آتش زدن خودروهای عبوری در مسیر چابهارـ ایرانشهر به تلافی حادثه درگیری شب گذشته منطقه که منجر به کشته شدن یکی از اشرار به نام ملاشه بخش درخشان انجامیده صورت گرفته است.
اشرار مسلح 25 اسفند سال 84 نیز با مسدود کردن راه ارتباطی زابل ـ زاهدان در حوالی تاسوکی 22 نفر از هموطنان بی‌گناه را شهید و تعدادی را مجروح و 7 نفر را به گروگان گرفتند.
بر اساس این گزارش اشرار و قاچاقچیان مسلح فروردین سال 85 نیز محور کرمان به دارزین بم را مسدود و تعدادی از هموطنان را شهید و مجروح کردند.
گفته می‌شود گروگانگیران به همراه 8تن از گروگان‌ها به ارتفاعات پاکستان گریختند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:13
درگيری شدید در جکيگور | بلوچستان 
به گزارش آژانس خبری بلوچستان سرافراز به نقل از سایت تفتان از جکیگور درگیری شدیدی بین جوانان بلوچ و پاسداران نظام در جکیگور رخ داده است که منجر به هلاکت دهها پاسدار و مجروح شدن دهها نفر دیگر شده است و طبق برخی گزارشها چند جوان بلوچ در این درگیری به شهادت رسیدند.

خبرنگار تفتان می افزاید بعد از گروگان گیری در محور ایرانشهر ـ چابهار نیروهای رژیم حیوان گونه به منازل مسکونی یورش برده و خانه به خانه به تفتیش پرداختند در این هنگام ساکنان یک منزل به سوی ماموران رژیم شلیک کردند و درگیری شدیده شروع شد که دهها پاسدار در این میان به هلاکت رسیدند هنوز جزئیات دقیق این درگیری بدست نیامده است و خبرنگار تفتان در منطقه حاضر شده تا جزئیات دقیقتری کسب نماید و با رسیدن گزارش جزئیات بیشتر را برای بازدیدکنندگان ارائه خواهیم کرد. 


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:8
از ویرانه های ساواک تا شبه ارتشی عظیم - بخش نخست | ايران 
(با آغاز زمزمه هایی مبنی بر احتمال قرار گرفتن نام سپاه پاسداران، در فهرست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا، رادیو فردا در دو بخش نگاهی دارد به تاریخچه شکل گیری این سازمان که نامش در سال های اخیر بارها در بسیاری از تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران، مطرح شده است.)

در اسفند ۱۳۵۷ زمانی که هنوز نگرانی از بروز کودتای ارتش، بخش قابل توجهی از از نيروهای دخيل در انقلاب را به يکديگر پيوند می داد، مهندس ابراهيم يزدی معاون وقت نخست وزير مهدی بازرگان از تصميم شورای عالی انقلاب برای تشکيل سپاه پاسدارن خبر داد.

براساس لايحه شورای انقلاب مسئوليت تشکيل «سپاه پاسداران انقلاب»  به ابراهيم يزدی و آيت الله لاهوتی سپرده شد و هدف تشکيل اين نهاد نيز«حفظ انضباط در شهرها و روستاها، جلوگيری از تحريک و توطئه، جلوگيری از خرابکاری در موسسات دولتی و ملی و مراکز عمومی و سفارتخانه ها، جلوگيری از رسوخ عناصرفرصت طلب و ضدانقلابی در داخل صفوف مردم، اجرای دستور دولت موقت و اجرای احکام دادگاه های فوق العاده اسلامی» ذکر شد.
 
آيت الله خمينی نيز در حکمی به تاريخ دوم ارديبهشت ماه سال ۵۸ فرمان تشکيل «سپاه پاسداران انقلاب» را صادر کرد؛ نيرويی که «اسمش پيشنهاد مهندس محمد توسلی» بود، ابراهيم يزدی و آيت الله لاهوتی مسئوليت تشکيل آن را بر عهده داشتند و به گفته محمد محسن سازگارا اساسنامه آن را وی و لاهوتی در اواخر بهمن ۵۷ در باغشاه و در حين جمع آوری سلاح های پخش شده در روزهای انقلاب تکميل کردند.(۱)

بر ويرانه های ساواک

«طرح تهيه شده برای سپاه توسط آقای يزدی، معاون نخست وزير (مهندس مهدی بازرگان) درامورانقلاب به دولت و شورای انقلاب رفت.  ستاد مرکزی اين نيروی نظامی تازه تأسيس ازباغشاه به عباس آباد ودرکمتر از يک هفته به يک ساختمان خالی و تازه سازمتعلق به ساواک منتقل شد که ظاهرا قرار بود اداره چهارم ساواک درآن ساختمان باشد».(۲)

علی دانش منفرد، محمد غرضی، محسن رفيق دوست، افروز و محسن سازگارا اولين شورای فرماندهی سپاه بودند و به گفته سازگارا، پس از مدتی يوسف کلاهدوز و داودی شمسی و اصغر صباغيان  نيز در راه اندازی آن شرکت کردند.

مهدی چمران بنيانگذار سازمان امل اسلامی در لبنان نيز به روايت محسن سازگارا «پيشنهادات مفيدی برای کادر سازی درز سپاه و نحوه سازماندهی آن داشت».(۳)

محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسدارن تا سال 76 خورشیدی بود. 

محسن رفيق دوست از موسسان سپاه پاسداران نيز تاسيس سپاه را اين گونه تشريح می کند: «درهمان روزهايی که من در مدرسه رفاه فعاليت می کردم، مرحوم شهيدان بهشتی و مطهری مرا فرا خواندند و گفتند که امام، فرمانی برای تشکيل سپاه زير نظر دولت موقت صادر کرده است، شما هم کارها را در مدرسه رها کن و به آن سپاه بپيوند. مشخص شد که عدهای از برادرانی که دست اندرکار بودند، به خصوص بيشتر افرادی که جزو انجمن اسلامی دانشجويان اروپا و آمريکا بودند، درمحل پادگان لجستيکی ارتش که تا چند روز قبل فرماندارنظامی تهران بود، جمع شده بودند. من هم به آنجا رفتم، ديدم عده ايی از آقايان مثل مهندس صباغيان، تهرانچی، مرحوم علی فرزين، جعفری، محسن سازگارا، سنجقی و ... آنجا جمع شده اند. سلام کردم و نشستم. پرسيدم قراراست سپاه تشکيل شود؟ گفتند که بله. بر روی کاغذی نوشتم "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکيل شد: ۱- محسن رفيقدوست" و آن يادداشت را مقابل ديگران گذاشتم».(۴)

رفيق دوست که مسئول تدارکات اوليه برای تشکيل سپاه نيز بود موظف شد تا مکانی برای سپاه تهيه کند.

او گفته است: «فکرکرديم دستگاهی که ازبين رفته، ساواک است.بهتر است ساواک را تحويل بگيريم و سپاه را در محل ساواک تشکيل دهيم».(۵)

به اين ترتيب ستاد فرماندهی اوليه سپاه در محل ساحتمان رکن ۴ ساواک در يکی از خيابان های سلطنت آباد(خيابان پاسدارن فعلی» مستقر شد.

ادغام و جدايی

يکی از مشکلات سپاه پاسداران در آن هنگام تشکيل چندين گروه مسلح و نيمه مسلح موازی بود. «هرکس سپاهی درست کرده بود، ابوشريف مورد پشتيبانی آقای موسوی اردبيلی و مرحوم شهيد محمد منتظری نيز مورد حمايت شهيد بهشتی بود».(۵)

در سه  تشکل ديگر هم نيروهای به صورت مسلح عمل می کردند: «گارد انقلاب تحت نظر ابوشريف، گارد دانشگاه (پاسا) با نظارت محمد منتظری و افراد گروه های مسلح مبارز قبل از انقلاب که سازمان مجاهدين  شکل داده بود».(۶)

پس از تخصيص بودجه ۱۲۰ ميليون تومانی به سپاه از سوی دولت موقت سپاه قدرتمند تر از قبل تصميم به ادغام ساير نيروها در خود گرفت.

محسن سازگارا از هاشمی رفسنجانی و مهدی عراقی به عنوان دو تن از کسانی که در ادغام ساير سازمان های مسلح در سپاه نقش داشتند نام می برد.(۷)

محسن رفيق دوست گفته است: «يک روز تصميم گرفتم مراکز فعال ديگر را به هر نحو ممکن در سپاه ادغام کنم. پاييز ۵۸ از ابوشريف و شهيد منتظری و شهيد محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدين انقلااب اسلامی  دعوت کردم و در اتاقی که در آنجا جمع شده بوديم را قفل کردم. يک کلت کمری ۴۵ داشتم آن را روی ميزگذاشتم و گفتم افرادی که از هر ۴ گروه موجود ميشناسم، همه يک هدف را تعقيب می کنند که ايجاد نيرويی برای حفاظت از انقلاب است. شما مبنای قانونی نداريد. حکم ما از سوی امام است که ما را مجاز به فعاليت زير نظر دولت موقت کرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود که گفتم در هر صورت اين حکم امام است. گفتم اگر در اين جلسه نتوانيم به نتيجه ای برسيم، اول شما سه نفر را ميکشم، بعد خودم را و همه راحت می کنم. خوشبختانه در آن جلسه به اين نتيجه رسيدند که حرف منطقی است و بهتر است بنشينيم و با هم مذاکره ای برای ادغام انجام دهيم».(۸)

ادغام سپاه با حمایت خامنه ای و رفسنجانی رو به رو شد.

ادغام مورد حمايت آقايان بهشتی، خامنه ای و رفسنجانی قرار گرفت  و  هاشمی رفسنجانی از سوی شورای انقلاب مامور شد تا بر ادغام نيروها در سپاه پاسداران نظارت کند.

۱۲ نفر از چهار تشکل مسلح سپاه، گارد دانشگاه، سازمان مجاهدين انقلاب و گروه ابوشريف، طی ۳ ماه در جلساتی که در پادگان جمشيديه و با حضور رفسنجانی تشکيل می دادند، ادغام را به انجام رساندند.(۹)

به دنبال ادغام، شورای فرماندهی اوليه سپاه منحل و جای خود را به شورای فرماندهی جديدی داد که به گفته محسن رفيق دوست «جواد منصوری فرمانده و محمد غرضی هم مسئول فرمانده عمليات شد. من مسئول تدارمات و آقای بشارتی هم مسئول اطلاعات شدند.واحدی هم برای هماهنگی با استانها تشکيل داديم و ۲ نفر مسئول آن شدند.»

سپس رفيق دوست، غرضی و مرضيه حديد چی دباغ به ديدار آيت الله خمينی در قم می رفتند و به وی پيشنهاد کردند که سپاه از زير نظر دولت موقت خارج و تحت نظر شورای انقلاب اداره شود.

رفيق دوست گفته است: «تا من اين جمله را گفتم، امام فرمودند که بله، امر سپاه با شورای انقلاب باشد . عرض کردم چيزی می نويسيد؟ فرمودند که نياز نيست. گفتم پس اجازه دهيد من عين فرمايشات شما را در دفترم بنويسم. تقويم را باز کردم و نوشتم امام فرمودند امرسپاه با شورای انقلاب باشد. گفتم که همين جمله را به آقايان برسانم کافی است؟ فرمودند :بله! با خوشحالی به حضور آقای بهشتی رسيديم و خدمت ايشان عرض کرديم. پس از مدتی هم قضيه ادغام انجام شد و اولين حکم شورای فرماندهی جديد را آقای دکتر بهشتی به عنوان رييس شورای انقلاب صادر کردند و حکم را دوم ارديبهشت ۵۹ در محل سپاه بين نماز ظهر و عصر به ما ۷ نفرمنتخب دادند.»

عمر حضور برخی از موسسان سپاه بسيار کوتاه بود. ابراهيم يزدی و اصغر صباغيان از جمله کسانی بودند که مدتی بعد از راس سپاه کنار گذاشته شدند.

محسن سازگاران نيز به گفته خود از ارديبهشت ۵۸ از سپاه کناره گرفت.

از اين زمان به بعد، به گفته برخی مخالفان جمهوری اسلامی، سپاه که برای مقابله با کودتای احتمالی ارتش تشکيل شد، در سرکوب احزاب و گروه های دخيل در انقلاب که پس از سال ۵۹ راه خود را از آيت الله خمينی جدا کردند، نقش اصلی را داشت.

قبضه سپاه

با اين ادغام افرادی چون محسن رضائی، محمد باقر ذوالقدرو علم الهدی که اعضای گروهی مسلح به نام «المنصورون» بودند، در سال های قبل از انقلاب بودند نيز وارد سپاه شدند؛ گروهی که به گفته محسن سازگارا در بمب گذاری در رستوران خوانسالار تهران در آستانه انقلاب دست داشتند.

کسان ديگری چون محسن آرمين و برخی از نيروهای محمد منتظری در گارد دانشگاه نيز در همين مقطع به سپاه پيوستند.

با ورود سازمان مجاهدين انقلاب که با هدف مقابله با سازمان مجاهدين خلق و ساير گروه های چريکی قبل از انقلاب از ۷ گروه «امت واحده»، «گروه المنصورون»، «گروه توحيدی بدر»، «گروه فلاح»، «گروه فلق»، «گروه صف» و «گروه موحدين» تشکيل شده بود، اختلافات داخلی اين سازمان نيز به سپاه وارد شد.

با ورود سازمان مجاهدين انقلاب که با هدف مقابله با سازمان مجاهدين خلق و ساير گروه های چريکی قبل از انقلاب از ۷ گروه «امت واحده»، «گروه المنصورون»، «گروه توحيدی بدر»، «گروه فلاح»، «گروه فلق»، «گروه صف» و «گروه موحدين» تشکيل شده بود، اختلافات داخلی اين سازمان نيز به سپاه وارد شد.

جناح راست مجاهدين انقلاب که به آيت الله کاشانی وابسته بودند، در اندک زمانی واحد اطلاعات سپاه را در دست گرفتند و محسن رضائی به فرماندهی اطلاعات سپاه رسيد.(۱۰)

 اين افراد پس از «فتح خرمشهر» سپاه را در کنترل خود گرفتند و پس از فرماندهی مرتضی رضائی (قائم مقام فعلی) بر سپاه که مدت کوتاهی داشت، «سبزوار رضائی ميرقائد» که به نام محسن رضائی شهرت دارد، با حکم آيت الله خمينی فرماندهی سپاه پاسدارن را بر عهده گرفت.

محسن رضائی تا تير ماه سال ۷۶ که استعفای وی از سوی آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی پذيرفته شد، فرماندهی سپاه را بر عهده داشت و پس از آن به عنوان دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شد.

سومين فرمانده سپاه، يحيی رحيم صفوی است که از تيرماه ۷۶ تاکنون اين پست را در اختيار دارد.

جناح چپ سازمان مجاهدين انقلاب که شامل افرادی چون محسن آرمين، قديانی، دوزدوزانی و هاشم آقاجری  بود نيز به دنبال انحلال سازمان مجاهدين انقلاب اوليه، به تدريج از سپاه خارج شدند و فعاليت سياسی خود را از سال ۷۰ با تشکيل مجدد سازمان مجاهدين انقلاب پی گرفتند.(۱۱)

طرح اوليه

در درطرح اوليه سپاه سه حلقه پيش بينی شده بود.«حلقه اول مرکب ازجمع اندکی کادرچند جانبه (حداکثر تا ۵۰۰ نفر) به صورت ثابت و در استخدام سپاه بود. امور فرماندهی و ستادی سپاه توسط همين ها اداره می شد. کادرهای تربيت شده برای فرماندهی ارشد جنگ های چريکی هم قراربود ازميان همين کادرثابت باشد».(۱۲)

«حلقه دوم يک کادرنيمه وقت و حداکثرتا ۵۰۰ هزارنفربود.اين افراد ازميان اقشارمختلف مردم وبه صورت داوطلب جذب شده وآموزش می ديدند .اين ها به صورت فرماندهان دسته های چريکی مردمی انجام وظيفه می کردند و می توانستند حقوق مختصری هم بابت اين کاربگيرند.»

حلقه سوم نيز قرار بود عمومی باشد و«شامل همه مردم می شد، هرچه بيشتربهتر».هدف اين بود «با پخش کردن اسلحه خانه درسطح کشور و کد گذاری آنها و تمرين هايی که به عمل می آمد و بانظم و انضباط خاص اين کار در هر زمان که نياز بود هر فرد از ارتش مردمی می دانست به کجا رجوع کند».(۱۳)

به گفته سازگارا مدلی که مورد توجه موسسان سپاه قرار داشت، تشکيل نيروی مشابه ويت کنگ ها در ويتنام  و گارد ملی امريکا بود.

با اين وجود برخی از مقامات سپاه می گويند در سال ۶۴ برخی از فرماندهان عالی رتبه و از جمله محمد حسن خداوردی در جلسه شورای عالی سپاه، بحث ايجاد يگان هوايی را برای اولين بار مطرح کردند.

عباس  کلاهدوز از موسسان سپاه و که در آن هنگام  قائم مقام سپاه بود نيز پيشنهاد تاسيس نيروی دريائی را داد و در نهايت شورای عالی سپاه پاسداران تاسيس سه نيروی زمينی،دريايی و هوايی را به آيت الله خمينی ارائه داد.

بنيانگذار جمهوری اسلامی  نيز با اين طرح موافقت و اجازه تشکيل آن را صادر کرد.

بدين ترتيب با گسترش سپاه، این نهاد انقلابی به یک سازمان با ساختار کلاسيک نظامی به موازات ارتش تبديل شد، اما درمقام پاسخگويی و شفافيت چون ارتش با آن رفتار نشد.

منابع:

(۱)،(۲)،(۳)،(۱۲)،(۱۳) محمد محسن سازگارا، سپاه و سه انحراف، سايت شخصی سازگارا، اول مرداد سال ۸۵
(۴)،(۵)،(۶)،(۷)،(۸)،(۹)،(۱۰)،(۱۱) محسن رفيق دوست، گفت و گو با خبرگزاری ايسنا، دوم ارديبهشت سال۸۶

قسمت دوم

پس از برگزاری نخستين دوره انتخابات رياست جمهوری در نظام تازه تاسيس جمهوری اسلامی و انتخاب ابولحسن بنی صدر به رياست جمهوری، سپاه که از کنترل دولت موقت نيز خارج شده بود حاضر به پذيرش نظارت رئيس جمهوری نشد.

بنی صدر برای تحت کنترل قرار دادن سپاه، حکم فرماندهی مرتضی رضائی را صادر کرد.

محسن رفيق دوست می گويد: «ايشان بسيار جوان، شريف، محترم و انقلابی بود. طرفدار بنی صدر نبود. بنی صدر تصور می کرد که او طرفدارش است. از طرفی چون بنی صدر حکم داده بود سپاه زير بارش نمی رفت. من اين جا به عنوان واسطه عمل می کردم. از ايشان خواستم مرحوم شهيد کلاهدوز را قائم مقام خود کند .امور سپاه را شهيد کلاهدروز اداره کند و او فقط فرمانده باشد.» (۱)

به دنبال سرپيچی سپاه از پذيرش فرمانده مورد نظر بنی صدر، محسن رضائی فرمانده و موسس اطلاعات سپاه که نقش عمده ای در سرکوب حوادث گنبد کاووس داشت، به اين سمت منصوب شد.

در زندگی نامه رسمی رضائی نيز با اشاره به نقش در حوادث گنبد به نقل از آيت الله خمينی آمده است: «همين جوان به درد فرماندهی سپاه می خورد.» (۲)

اما روايت های ديگر در جريان انتخاب فرمانده بعدی از اتفاقات ديگری خبر می دهند.

  • «ايشان (مرتضی رضایی) بسيار جوان، شريف، محترم و انقلابی بود. طرفدار بنی صدر نبود. بنی صدر تصور می کرد که او طرفدارش است. از طرفی چون بنی صدر حکم داده بود سپاه زير بارش نمی رفت. من اين جا به عنوان واسطه عمل می کردم. از ايشان خواستم مرحوم شهيد کلاهدوز را قائم مقام خود کند .امور سپاه را شهيد کلاهدروز اداره کند و او فقط فرمانده باشد.»

محسن رفیق دوست

محسن رفيق دوست می گويد: «برای اجماع روی يک فرد همه ما به باغ شيان، باغ پذيرايی ساواک، رفتيم. آن باغ به طورکلی دست من بود. علاوه بر افراد عضو شورای فرماندهی؛ شهيد محلاتی و آقای موسوی خوئينی ها هم حضور داشتند. به اتفاق آرا به اين نتيجه رسيديم که بهترين کسی که برای فرماندهی سپاه می توانيم خدمت امام معرفی کنيم، شهيد کلاهدوزاست. بنا شد اين موضوع را فردای آن روز خدمت حاج احمد آقا اعلام کنيم. به خاطر دارم زمانی که پس از پايان جلسه به خانه رفتم، صبح هنوزهوا تاريک بود، متوجه شدم کسی در می زند. در را باز کردم. ديدم شهيد کلاهدوزدر حالی که عبايی بر دوش انداخته، پشت در ايستاده است. از زيرعبايش قرآنی در آورد و مرا به قرآن قسم داد که او را فرمانده نکنيم. دليلی هم برای اصرار بر خواسته خود مطرح کرد. پرسيدم که پس چه کار کنيم؟ گفت که محسن را انتخاب کنيد.» (۳)

کلاهدوز چند ماه بعد زمانی که با تنی چند از فرماندهان از جمله جهان آرا، فکوری، فلاحی و نامجو و حدود يک صد تن ديگر از جبهه های جنوب به تهران بر می گشت، بر اثر سانحه هوايی در منطقه کهريزک جان باخت.

با آغاز فرماندهی محسن (سبزوار) رضايی ميرقائد در سپاه، اين نيروی شبه نظامی تا آن زمان که به گفته موسسانش با هدف مقابله با کودتای احتمالی ارتش تاسيس شده بود، در  سرکوب گروه های سياسی داخلی نقشی جدی به عهده گرفت.

سرکوب مجاهدين خلق، دستگيری سران حزب توده، سرکوب نا آرامی در کردستان و بلوچستان و سرکوب اعتراضات گروه ها و احزاب سياسی چپ بخشی از فعاليت های درون مرزی سپاه در آن سالها است که به کشته شدن يا اعدام بسياری منجر شد و تعداد از نيروهای سپاه نيز در اين جريانات کشته شدند.

در حريان درگيری های داخلی بود که سپاه پاسداران، نيروی شبه نظامی ديگری را  تاسيس کرد که نام «نيروی مقاومت بسيج» را بر آن نهادند.

بسيج در ابتدا متشکل از لايه سوم مورد نظر موسسان سپاه بود، يعنی بخش مردمی که تحت نظر نيروهای سپاه آموزش می ديدند و يکی از اقدامت آنان زير نظر گرفتن تحرکات هواداران گروه های سياسی و اطلاع دادن آن به سپاه  بود.

حضور در تظاهرات و درگيری های خيابانی برای مقابله با تجمعات گروه های سياسی يکی ديگر از ماموريت های اوليه بسيج بود.

اين نقش در حوادث خرداد ۶۰ و پس از آن و حمله به دانشگاه ها و خارج کردن آنان از دست دانشجويان طرفدار گروه های سياسی چپ و مجاهدين و حوادث منجر به آغاز انقلاب فرهنگی نيز به نيروهای بسيج واگذار شد.

تجهيز تسليحاتی

سپاه پاسداران که در زمان تاسيس از تسليحات سبک ارتش ايران برای تجهيز نيروهای خود استفاده می کرد، در سال های بعد دست به خريد تسليحات از خارج از کشور زد: «اولين اسلحه را برای سپاه از فلسطينی ها خريدم. به خاطر دارم ۵۰۰ قبضه آرپی جی هفت که ساخت خودشان بود.به لبنان رفتم و زير کوهی کارخانه شان را ديدم. تفنگ هم از آنها خريدم که آن را از بلغارستان خريده بودند». (۴)

پس از آن مسئولان سپاه به فکر خريد تسليحات از کره شمالی افتادند.

محسن رفيق دوست:  در آنجا به ملاقات کی مين سونگ می رفتم. او به انقلاب اسلامی خيلی علاقه مند بود و با سعه صدر با ما برخورد می کرد. البته پول هم در ازای تجهيزات می گرفت. يک روز به من گفت چرا از ما اسلحه و مهمات می خری؟! برو خودت بساز. اصولا ملتی که ديگران بخواهند فشنگ تفنگش را بدهند، موفق نمی شود.» (۵)

پس از آن سپاه دست به خريد تجهزيات نظامی سنگين از شوروی و سوئيس زد و در کنار واردات سلاح به ساخت سلاح های سبک رو آورد.

همزمان با در اختيار گرفتن بخشی از امکانات وزارت دفاع به توليد و کپی تجهيزات نظامی رو آورد و در سال های پس از جنگ با تقويت بنيه مالی سپاه، خريد و توليد تجهيزات پيشرفته و سنگين نظامی در اولويت های سپاه قرار گرفت.

بنا به گزارش رسانه های غربی، بخشی از اين تجهيزات در سال های اخير در اختيار حزب الله لبنان و حماس قرار گرفته است و مقامات نظامی ائتلاف در عراق و افغانستان در ماه های اخير از کشف تجهيزات نظامی مورد استفاده شورشيان مسلح متعلق به سپاه در عراق و افغانستان خبر داده اند.

اين ادعا از سوی مقامات ايران رد شده است.

نيروی برون مرزی؛ سپاه قدس

نطفه سپاه قدس که از آن به عنوان شاخه برون مرزی سپاه ياد می شود در جريان جنگ ايران و عراق بسته شد.

در آن زمان سپاه پاسداران با اين تحليل که با حمايت از نيروهای مخالف صدام در کردستان عراق که در حال جنگ مسلحانه با دولت عراق بودند به گروهی از اعضای سپاه ماموريت هماهنگی و حمايت  از گروه های مخالف صدام در کردستان عراق را واگذار کرد.

در آن زمان سپاه پاسداران با اين تحليل که با حمايت از نيروهای مخالف صدام در کردستان عراق که در حال جنگ مسلحانه با دولت عراق بودند به گروهی از اعضای سپاه ماموريت هماهنگی و حمايت  از گروه های مخالف صدام در کردستان عراق را واگذار کرد.

همين گروه در سال های بعد با به کار گيری تعدادی از شعيان عراق که در قالب مجلس اعلای اسلامی عراق در ايران بر عليه صدام فعاليت می کردند، سپاه بدر را نيز تشکيل دادند.

سپاه قدس پس از جنگ اول عراق با نيروهای بين المللی که منجر به تفکيک دو منطقه در شمال و جنوب عراق شد، کار خود را گسترش داد و سرمايه گذاری قابل توجهی بر روی جذب و آموزش شيعان جنوب عراق در قالب سپاه بدر انجام داد.

همچنين در سال های اخير برحی منتقدان سپاه در خارج از ايران گفته اند که يکی ديگر از مامورت های سپاه قدس، حمايت تسليحاتی و آموزشی از گروه های جهادی افغانستان بوده است.

در سال های پس از جنگ ايران و عراق و جدائی تدريجی سازمان امل اسلامی از ايران، سپاه قدس با اعزام نيروهايی به لبنان تشکيل حزب الله لبنان و حماس و آموزش و تجهيز اين دو نيروی شبه نظامی رقم زد.

محسن رضايی، پرسابقه ترين فرمانده سپاه در ايران می گويد: «در اولين فراخوان نيرو از ميان اسرای عراقی حدودا ۳۰۰ الی ۵۰۰ نفر داوطلب شدند که پس از انجام مصاحبه و شناسايی، جذب شدند و در تيپ بدر سازماندهی شدند. طبيعتا در جذب و استفاده از اسرای عراقی با احتياط عمل ميکرديم. و بعدا که عملکرد آنها را خوب ارزيابی کرديم کار را توسعه داديم.» (۶)

اسماعيل دقايقی از فرماندهان سپاه به گفته محسن رضائی نقش قابل توجهی در تاسيس سپاه بدر داشت.

اعضای سپاه بدر که تحت نظر سپاه قدس در دوره صدام تشکيل شد، پس از سقوط صدام به عراق بازگشتند.

محمدرضا نقدی که زمانی فرماندهی سپاه قدس را بر عهده داشت و پس از آن فرماندهی حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی را برعهده گرفت، در خصوص بحران عراق پس از صدام گفته است: «سلطه طلبی آمريکا در عراق با بن بست مواجه شده که اين ثمره تلاش های آن روز شهيد دقايقی است و الان لشگر بدر مثل سدهای آهنين مقابل توطئه های استکبار است و افراد لشگر بدر بعضا در پست های کليدی دولت عراق هم حضور دارند و به رام امام پايبند و وفادار هستند.» (۷)

برخی گزارش ها حاکی است که در جنگ بالکان طی دهه ۹۰ ميلادی نيز سپاه قدس نقش فعالی در حمايت و آموزش شبه نظاميان مسلمان در بوسنی داشت و حتی اقدام به اعزام رسمی نيرو به بوسنی کرد.

در ماه های اخير و به دنبال بازداشت حسين موسويان يکی از اعضای تيم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی و معاون شورای عالی امنيت ملی ايران، سايت های نزديک به دولت يکی از اتهامات وی را ارائه اسنادی محرمانه ای «در مورد پايگاه های نظامی امنيت ايران در اروپا» ذکر کردند.

انتصاب حسين الله کرم از اعضای سپاه پاسداران که در سال های پس از جنگ، يکی از رهبران گروه فشار موسوم به انصار حزب الله در ايران بود در دولت آقای احمدی نژاد به عنوان وابسته نظامی ايران در بالکان نيز به گفته ناظران حاکی از ادامه فعاليت های سپاه قدس در اروپای شرقی است.

به نوشته سايت رجا نيوز، از سايت های تندروی نزديک به دولت آقای احمدی نژاد، اين اسناد مربوط به توصيه هايی به اين پايگاه ها است که به آنان توصيه شده بود در زمان حمله احتمالی امريکا به ايران چه اقدامات و تصميم هائی بايد اتخاذ کنند.

انتصاب حسين الله کرم از اعضای سپاه پاسداران که در سال های پس از جنگ، يکی از رهبران گروه فشار موسوم به انصار حزب الله در ايران بود در دولت آقای احمدی نژاد به عنوان وابسته نظامی ايران در بالکان نيز به گفته ناظران حاکی از ادامه فعاليت های سپاه قدس در اروپای شرقی است.

ژنرال کوين برگنر، سخنگوی ارتش امريکا در عراق اواخر تير ماه سال جاری طی کنفرانسی درخصوص فعاليت های سپاه قدس گفت: «نيروی قدس که برای سپاه پاسداران عمليات بين المللی انجام می دهد، همچنين در برنامه ريزی و اجرای عمليات تروريستی، آدم ربايی، اخاذی، آدم کشی های فرقه ای، قاچاق اسلحه و حملات ديگر عليه پليس و ارتش عراق و همچنين نيروهای ائتلافی نقش دارد.» (۸)

سپاه قدس آن گونه که مقامات نظامی آمريکا درعراق و فرماندهان نيروهای ائتلاف در افغانستان می گويند، بخشی از تجهيزات نظامی و آموزش شورشيان مسلح در اين دو کشور را تامين می کنند.

سپاه قدس از سوی گروه های مخالف حکومت ايران نيز به برنامه ريزی و انجام ترور مخالفان در خارج از مرزهای ايران متهم است.

منابع:

(۱)، (۳)، (۴)، (۵) محسن رفيق دوست،مصاحبه با خبرگزاری ايسنا
(۲) زندگی نامه محسن رضائی در سايت شخصی وی
(۶) محسن رضائی، گقتگو با خبرگزاری ايسنا با عنوان«اعدام صدام و آينده عراق» در تاريخ ۲۸ دی ۱۳۸۵
(۷) اظهارات سردار نقدی در بزرگداشت شهيد اسماعيل دقايقی در ۲۷ دی ۱۳۸۵

(۸) خبرگزاری فرانسه، ۲۵ تير ۸۶ 

رادیو فردا


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:56
صلحهای طایفه ای در شهرستان خاش  

رييس دادگستري شهرستان خاش: سال گذشته 45 مورد صلح طايفه‌اي داشتيم
سعي داريم از علما و قضات اهل سنت در قضاوت‌ها بيشتر استفاده کنيم سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي 
رييس دادگستري شهرستان خاش گفت: در سال گذشته و با تلاش همه جانبه مردم و مسوولان اين شهرستان با 45 مورد صلح طايفه‌اي رتبه اول صلح طوايفي را در استان سيستان و بلوچستان کسب كرد.

رييس دادگستري شهرستان خاش:
سال گذشته 45 مورد صلح طايفه‌اي داشتيم
سعي داريم از علما و قضات اهل سنت در قضاوت‌ها بيشتر استفاده کنيم سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي 
رييس دادگستري شهرستان خاش گفت: در سال گذشته و با تلاش همه جانبه مردم و مسوولان اين شهرستان با 45 مورد صلح طايفه‌اي رتبه اول صلح طوايفي را در استان سيستان و بلوچستان کسب كرد.

علي محمودي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)- منطقه سيستان و بلوچستان، افزود: علاوه بر تلاش مسوولان دستگاه قضايي شهرستان خاش در امر ايجاد صلح در بين طوايف، بسياري از اختلافات طايفه‌اي اين شهرستان در شوراهاي حل اختلاف به سازش انجاميد.

وي ادامه داد: در حال حاضر بيش از 70 طايفه در شهرستان خاش سکونت دارند که 35 طايفه از بزرگترين طوايف سيستان و بلوچستان هستند و از اين منظور نيز داراي رتبه اول استاني است.

او بيان کرد: به دليل سکونت طوايف مختلف در شهرستان خاش و ثقل طوايف استان در اين منطقه به سرزمين قبايل و طوايف معروف است.

رييس دادگستري خاش از شوراهاي حل اختلاف به عنوان بازوهاي قدرتمند دستگاه قضايي ياد کرد و افزود: در اين راستا و در بحث قضاوت‌ها سعي داريم از علما و قضات اهل سنت شهرستان خاش بيشتر استفاده کنيم.

محمودي همچنين وجود علما، معتمدان، ريش سفيدان و سران قبايل و طوايف را از تاثير گذارترين عوامل در تامين امنيت شهرستان خاش برشمرد.

وي اظهار داشت: با وفاداري اين قشر پرتلاش در تامين امنيت و پشتيباني نيروهاي امنيتي و ديگر دستگاه‌هاي اجرايي حوزه قضايي شهرستان با قدرت تمام در مقابل توطئه‌هاي دشمنان ايستاده و مفسدان و مخلان امنيت را خانه نشين کرده است.

 
 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:53
جمهوری فدرال ایران؟ | سياست 

دکتر هوشنگ نورئی ( ایوب حسین بر) از فعالین سابق جنبش دموکراتیک و انقلابی دربلوچستان (لندن)
hoshin12@aol.com

جمهوری فدرال ایران؟

تب و تاب دموکراسی در میان ایرانیان  از آینده پر امیدی خبر می  دهد. با وجود مباحث گوناگون در این رابطه  بر خورد به کثرت قومی/ملی، زبانی و مذهبی که می تواند   مهمترین و دشوارترین معیار سنجش پای بندی به  دموکراسی در ایران باشد بسیار محدود بوده است. تجربیات گذشته و منجمله آنچه بعد از انقلاب  در  جمهوری  اسلامی رخ داد درس های مهمی به همراه دارد.  یکی از عوامل بسیار مهمی که جمهوری اسلامی را بسرعت بسوی یک رژیم ضد دموکراتیک و سرکوبگر سوق داد ناشی از موج شونیستی ای بود  که تاب تحمل کثرت گرائی و عدم تمرکز را نداشت.  کافی است به مقالات و تیترهای ریز و درشت روزنامه های آنزمان  و مقالات  و اظهارات نه تنها خلخالی بلکه کاتوزیان و بنی صدر نسبت به جنبش های کردستان توجه شود  تا عمق خطر شونیستی حتی در میان اکثریت ملیون ایران (بجز جبهه دموکراتیک ملی متین دفتری  و موضع ملایم افرادی جون کریم سنجابی  و فروهر) در آنزمان  آشکار شود. بسیار واضح بود که در کردستان اکثریت عظیم  مردم کرد خواهان " خود مختاری" در چهارجوب ایران بودند.    در اولین انتخابات مجلس هم  اکثریت قاطع مردم کرد  به احزاب و گروههای کرد همچون حزب دموکرات رأی دادند. ولی  همه این گروهها مشتی آشوبگر ضد اسلام و ضد ایران و گروهکهای عامل امپریایسم  قلمداد شدند و همه از مذهبیون و ملیون صف کشیدند تا به آنها درس عبرت بدهند. در نتیجه سپاه، کمیته جی ها و ارتش و" آقای خلخالی"  این نقش را بعهده گرفتند.  با آنکه استاده از واژه های خود گردانی و خودمختاری حتی در میان مقامات اولیه رژیم  رایج بود ولی منطق یک پارچه گرا و توتالیتری آنها را از معنی واقعی کاملا تهی می کرد مثلا بنی صدر در یک مورد اعلام کرد که "خود مختاری را به کسانی که از ما نیستند نمی دهیم" (کیهان 21 فروردین 1359).  در نتیجه بار دیگر سر کوب های خونین ونادیده گرفتن خواست مردم آن منطقه  خاطرات بسیار تلخ و ناگواری نسبت به نیات فارس های ایرانی  در اذهان مردم کرد بوجود آورد.  میزان عدم اعتماد  نسبت به فارسها در میان  بلوچها، ترکمنها، عربها و چه بسا در میان ترکها هم بسیار بالاست.،مسلما اوضاع تغییر کرده است و فهم و حساسیت بسیاری از ما ایرانیان از دموکراسی افزایش یافته است ولی با وجود این خطر رفع نشده است. شاید مرحوم فروهر سر مشق خوبی برای همه ما باشد. اوبعدا   با توجه به تجربیاتش در مذاکره با گروهای کرد در زمان نخست وزیری بازرگان بیش از همه ملیون به این نتیجه رسیده بود که لازمه  وحدت و دموکراسی قبول حق تععین سر نوشت ملتها تا سر حد جدائی است.

با توجه به آنچه گفته شد باز هم طرح این موضوع و بحث روی آن از اهمیت حیاتی بر خوردار است. .آیا همجنان باید به یک وحت یک پارچه  ملی وفاداربود همانطوری که رژیم شاه و سپس رژیم جمهوری اسلامی مطرح می کرده اند  و یا باید چند گونگی ملی و فرهنگی را پذیرفت و سیستم سیاسی مناسب با آن را بوجود آورد؟ بنظر من  کسانی که به شق اول وفادارند  نا گزیرهستند  تنوع ملی و فرهنگی را انکار کنند. انکار کثرت قومی(ملی)، فرهنگی، زبانی و حتی تاریخی  در ایران پشتوانه  ایدؤلوژیکی سیاست های  گروهها و افرادی است که از وحدت یک تعبیر مکاینکی و توتالیتری  دارند. چنین تعبیری از خصوصیات اجتماعی و فرهنگی ایران بنا گزیر موجب انکار   وجوه  گوناگون جامعه مدنی و نقش آنها در رشد، تحکیم و دوام  دموکراسی می شود. .وقتی  وحدت  بوسیله نیروهای  اخلاقی  و فرهنگی و از طریق دیالوگ بر قرار و تحکیم نشود تنها می تواند از طریق توسل به  ابزارهای سر کوب  و بکار گیری ترفندهای بروکراتیک ایجاد شود. تو سل به زور سرنیزه و زندان وایجاد یک فضای پلیسی  برای بر قراری وحدت  بمعنای  تهی کردن وحدت از  روح واقعی خود و نقض آشکار خود دموکراسی  است.

سیاست یک پارجه گرای شونیستی یک خطر جدی برای وحدت واقعی داخلی در ایران است. این  استدلال  که پذیرش پلورالیسم  و قبول  یک  سیستم سیاسی نا متمرکز  تمامیت ارضی ایران را بخطر می اندازد  از چند جهت بنظر من با روح دموکراسی خوانائی ندارد.از یک جهت درک آنها از دموکراسی جنبه ابزاری دارد بدین معنا که خود دموکراسی هدف نیست بلکه تمامیت ارضی هدف است. در ایران امپراطور گونه  بنظرم هدف باید  دموکراسی یعنی  برقراری حکومت مردم بر مردم باشد . هیچ نیروئی در دراز مدت  نمی تواند بهتر از خود دموکراسی تما میت ارضی یا وحدت   را ایجاد و تضمین کند.  تمامیت ارضی هم زمانی دوام می آورد و مشروعیت خواهد داشت  که با مشارکت داوطلبانه و هوشمندانه  خود مردم که در کثرت قومی، زبانی، مذهبی و غیره وجود دارند صورت بگیرد. اگرمبانی اخلاق و فرهنگی برای ایجادوحدت بین این گوههای وسیع و متنوع  نابود و رشته های اعتماد متقابل  پاره شود تمامیت ارضی هم دیر یا زود از میان خواهد رفت.  

با توجه به عمق بحرانی که طراحان یک پارجه گرائی تحمیل می کنند شق دوم می تواند مبنای یک راه حل دموکراتیک  برای ایجاد وحدت باشد. البته هیچ راه حلی مطلق نیست ولی با وجود  آن راه حلهای دموکراتیک دارای  بالا ترین شانس را  برای تأمین وحدت و حفظ  تمامیت ارضی  دارند. بنظر من منافع دراز مدت همه ملیتها، از نظر توسغه اجتماعی، فرهنگی،  اقتصادی و رفاه عمومی،  در یک ایران شکوفا ، دموکراتیک  و متحد است که وحدتش را بطور مداوم بوسیله احترام و اعتماد متقابل همه اجزاء گوناگونش   تولید و باز تولید می کند.

جدائی طلبی در اغلب موارد  محصول  افراطی و قطب متقابل شونیسم  افراطی است. جوهر هر دو گرایش ناسیونالیسم افراطی است.  آنها هر دو هویت خود را از طریق تقسیم بند ی های خصمانه و  غیر عقلائی "ما و آنها" وجعل و تحریف خصوصیات رقیب و بهره گیری از روحیات روانی و عاطفی مردم ،بد ست می آورند. تضعیف و بی اعتبار شدن  شونیسم ملتهای بزرگ و مسلط که به همه منابع قدرت و نیروی سازمان یافته سر کوب دولتی دستری دارد موجب تضعیف ناسیونالیسم افراطی  ملتهای کوچکتر و زیر سلطه  خواهد شد و آنها را از ابزارهای ایدئووژیکی و تبلیغاتی اشان محروم خواهد کرد.  در آنصورت فعالیت  اغلب گروههای   جدائی طلب  به احتمال قوی  بسوی کانالهای دموکراتیک سرازیر خواهد شد و خصلت خصومت جویانه خود را از دست خواهد داد. احزاب ناسیونالیست چدائی خواه  در پارلمانهای اسکاتلند و و ولز در بریتانیا همانقدر به دوکراسی پای بندند که احزاب سراسری انگلیسی کارگر، لیبرال و محافظه کار. حتی در صورتی که احزاب ناسیو نالیست ازطریق ابزار های  دموکراتیک به جدائی برسند تقریبا غیر قابل تصور است که دولت  انگلستان بخواهد با استفاده از نیروهای سر کوب مانع جدائی آنها بشبود. چک ها و اسلواکها در کمال آرامش از هم جدا شدند  و حالا دوباره دراتحادیه اروپا در کنار همدیگر قرار می گیرند. قبول حق تعیین سرنوشت ملیتها/اقوام تا سر حد جدائی با استفاده از شیوه های دموکراتیک بمعنای تقویت روح وحدت و همبستگی است حتی اگر در مواردی به جدائی بینجامد. تجربه نشان داده است که توسل به ابزارهای سرکوب و رویاروئی خشونت بار بین ناسیونالیست ها و شونیستهای افراطی به بدترن فاجعه های انسانی منجر می شود که بالکان وچچن  نمونه هائی از ن هستندآا آن هستند.    

در ایران تنها یک سیستم سیاسی دموکراتیک  نا متمرکز میتواند پاسخگوی  نیازهای کثرت های ملی/قومی، زبانی، مذهبی وغیره باشد. .سیستم سیاسی نا متمرکز باید بمثابه یکی از مهمترین وجوه دموکراسی ایران دیده شود  که باید همراه با دموکراسی رشد و توسعه پیدا کند.  هر شکلی که  عدم تمرکز در ایران بخود بگیرد، از دولوسیون گرفته تا فدرالیسم، و هر پروسه ای که برای اجرای کامل آن تعیین شود باید در جهت تحکیم دموکراسی باشد. دریک فضای واقعا  دموکراتیک  نه تنها  ترس دیوانه وار شونیستی  از تجزیه طلبی کاهش می یابد بلکه سلاح عاطفی و احساسی  ناسیونالیست های افراطی هم  برای جدا شدن کند خواهد شد.

برای یافتن زمینه های مشترک همکاری وو حدت و زدودن زنگار های خصومت و بی اعتمادی  از هم اکنون نیاز به دیالوگ یک امر حیاتی است.  اکنون هم ضرورت ادامه  کار ارزشمندی که بعد از انقلاب متین دفتری و پاکنژاد و دیگران  برای نزدیکی خلقهای ایران بعهده  گرفتند بسیار احساس میشود.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:36
من یک بلوچم 

نویسنده: زلما
 
تقدیم به تو ستاره بلوچ:
من یک بلوچم:

از تیره ی صحرا

از نژاد آریا

از تبار سوته دلان

از جنس کویر

از عشاق باران

به صلابت تفتان

من یک بلوچم:

از جنس تبعیض

از تباری دور

از پیروان سنت

من یک بلوچم:

چشم دوخته به آینده

آینده ای روشن

صبحی پرامید.......

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 0:5
بودجه‌های میلیاردی برای مقبره‌های شهدا در سیستان و بلوچستان 
بودجه‌های میلیاردی برای مقبره‌های شهدا در سیستان و بلوچستان

در حالیکه از یک سو افزایش تورم و فقر و از سوی دیگر ناامنی و هزاران مشکل دیگر ناشی از سوءمدیریت در استان سیستان و بلوچستان مردم را در بدترین شرایط سالهای پس از انقلاب قرار داده است ، رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران سیستان و بلوچستان از هزینه بیش از چهار میلیارد ریال برای مقبره شهدای سیستان و بلوچستان خبر می دهد.


در حالیکه از یک سو افزایش تورم و فقر و از سوی دیگر ناامنی و هزاران مشکل دیگر ناشی از سوءمدیریت در استان سیستان و بلوچستان مردم را در بدترین شرایط سالهای پس از انقلاب قرار داده است ، رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران سیستان و بلوچستان از هزینه بیش از چهار میلیارد ریال برای مقبره شهدای سیستان و بلوچستان خبر می دهد.
وی در گفتگویی با ایرنا گفت: طرح یادمان شهدای تاسوکی زابل در ردیف طرحهای ملی قرار گرفت.
حسین جهانتاب افزود: برای اجرا این طرح که اعتبار آن از محل سفر رییس جمهور به سیستان و بلوچستان تامین شده ‪۱۰‬ هکتار زمین اختصاص یافته است.
وی از اجرای کارهای کشاورزی و تولیدی در زمینهای اطراف یادمان شهدا تاسوکی برای اشتغالزایی، آبادانی و بهره‌وری بیشتر نیز خبر داد.
او گفت: پنج میلیارد ریال برای انتقال آب از چاه‌نیمه زابل به محل اجرا این طرح هزینه شده است.
وی افزود: ‪ ۱۳‬میلیارد ریال اعتبار دیگر نیز برای توسعه زیرساختهای این طرح شامل برق، آب آشامیدنی، فضای سبز و نمازخانه یادمان شهدای تاسوکی اختصاص یافته است.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران سیستان و بلوچستان گفت: چهار میلیارد ریال از محل اعتبارهای سفر ریس جمهور به استان در سال ‪ ۸۴‬برای ساماندهی گلزار شهدا هزینه شده است.
در همین حال روز گذشته مدیر کل سازمان نوسازی و توسعه وتجهیز مدارس سیستان وبلوچستان آمار کلاسهای کپری در سیستان و بلوچستان را ۱۴۰۰ کپر اعلام کرد . گزارشها از منطقه جنوب بلوچستان نیز حاکی از آن است که تا کنون تلاشی جدی برای بازسازی خرابیهای ناشی از سیل و طوفان چند ماه گذشته انجام نشده است و آثار مخرب این ویرانیها بر زندگی مردم منطقه کاملا مشهود است.
مطمئنا شهدای این مرز و بوم برای همه مردم ایران عزیز و ارزشمند هستند و باید ارزشهایشان را در عمل پاس داشت نه اینکه قبرستانهایشان را آباد و به ارزشهایشان پشت کنیم.
شهدا از آبادانی و سازندگی میهن است که خشنود می شوند نه از شکوه مقبره هایشان و ویرانی این سرزمین.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 0:2
تغییر نام یک مدرسه راهنمایی در مریوان از حضرت رسول اکرم (ص) به امام علی (ع) 
تغییر نام یک مدرسه راهنمایی در مریوان از حضرت رسول اکرم (ص) به امام علی (ع)

به پیشنهاد یک خیّر مدرسه ساز شیرازی، تنها مدرسه راهنمایی روستای «ده ره تفی» مریوان از «حضرت رسول (ص)» به «امام علی (ع)» تغییر نام یافت.


به گزارش اخبار اهل سنت ایران حدود 12 سال پیش ساختمان مدرسه راهنمایی حضرت رسول (ص) روستای ده ره تفی واقع در پنج کیلومتری شهر مریوان توسط اهالی این روستا ساخته شد و سه سال قبل با افزایش تعداد دانش آموزان مقطع راهنمایی این روستا، آموزش و پرورش شهرستان مریوان تصمیم به احداث ساختمان جدیدی برای این مدرسه گرفت که سرانجام با صرف هزینه 120میلیون تومان عملیات ساخت آن به پایان رسید.
به گفته اهالی روستا در جریان ساخت این بنا «یک خیّر شیرازی» پیشنهاد کرده بود که آموزش و پرورش را در ساخت این مدرسه کمک خواهد کرد به شرطی که نام آن را خود تعیین نماید. با موافقت مسؤولین، وی سرانجام توانست در ازای هدیه 20میلیون تومانی، این مدرسه را «امام علی (ع)» نامگذاری کند. این در حالی است که این مدرسه از بدو تأسیس به اسم «حضرت رسول(ص)» ثبت گردیده و دارای مهر رسمی و شناسنامه مخصوص مدارس می باشد و مطابق آیین نامه فعالیت مدارس نیز، هرگونه تغییر نامی فقط با حذف کامل نام قبلی در مکاتبات اداری سراسر کشور و طی مراحل ویژه اداری امکان پذیر است.
در مقابل این اقدام، معتمدین روستای ده ره تفی نیز چندین بار پیگیر این موضوع شده و خواستار عدم تغییر نام این مدرسه شده اند اما تاکنون هیچ گونه پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده اند و این در حالی است که امسال از سوی رهبری«سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام گذاری شده است.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:57
سنی آنلاین در بعضی جاها با فیلترشکن بازمی شود! 
سنی آنلاین قربانی فیلتر یا تعصب؟!
امسال نیز مثل سالهای گذشته، سنی آنلاین جهت اطلاع رسانی مردم و مشارکت دادن کسانی که موفق به شرکت در مراسم سالانه اهل سنت نشده بودند، اقدام به پخش زنده این مراسم از طریق اینترنت کرد.
و با توجه به رایج شدن خطوط پر سرعت ADSL در کشور، پخش زنده تصویری نیز در برنامه های  سنی آنلاین جهت علاقه‌ مندان گنجانده‌ شد.

 

اما هر ساله علل و عواملی ناشناخته پیش می آید و باعث می شود این مراسم با موفقیت صد در صد پخش نشود. چنانچه سال گذشته که از اینترنت دیال آپ استفاده می شد ، دقیقا در روزهای ختم بخاری  Drop بیش از حد معمول در پهنای باند مورد استفاده باعث بوجود آمدن قطعی در انتقال اطلاعات Stream در پرتوکل (Protocol) مشخص مورد استفاده‌ شد. که‌ با پیگیریهای و Traceroute های صورت پذیرفته‌ این مشکل در چند خدمات دهنده‌ اینترنتی بوجود آمده‌ بود! و در آن روز مشخص که‌ سونی آنلاین با واسطه‌ لینکهای آنها اقدام به‌ پخش نموده‌ بود، البته پخش زنده‌ و همزمان مراسم محدود به‌ این لینکها نمی شد و اینترنت بی سیم هم (Wireless ) هم اجاره‌ گرفته‌ شد که متأسفانه در آن روز مشخص آنهم قطع شد؟! و با تقاضاهای مکرر و عاجزانه ما جهت رفع اشکال پاسخی داده نشد.


امسال پا را فراتر نهاده و اجاره‌ دو خط اینترنت پرسرعت ADSL را تهیه‌ نمودیم که یکی از خطوط  تلفن مورد رانژه‌ ADSL به نام حوزه علمیه اهل سنت زاهدان ثبت شده بود که متأسفانه از صبح روز چهارشنبه قطع شد( یک روز قبل از مراسم).


خط دوم مورد رانژه‌ جهت خط پشتیبان ADSLاینترنت پرسرعت مربوط به‌ یکی از اشخاص خیر بصورت امانی از آن استفاده می شد خوشبختانه قطع نشد و بحمدالله امکان پخش موفق مراسم بصورت زنده ، صوتی برای اینترنتهای کم سرعت ، صوتی و تصویری برای اینترنتهای پرسرعت صورت پذیرفت. که با توجه به پهنای باند بسیار بالایی که برای پخش زنده اختصاص داده شده‌ بود و همچنین توانایی بیش از حد سرور و تکنولوژی که برای پخش زنده از آن استفاده می شد ، بصورت چشمگیری مخاطبین ما را در داخل و خارج از کشور افزایش داد.


اما دیری نگذشت که تماسهای متعددی حاکی از فیلتر و باز نشدن سایت در مناطق شرق و جنوب شرق کشور با سنی آنلاین گرفته شد.


بعد از بررسی Log  های طرف سرور و آنالیز HTTP Header  های طرف سرور مشخص شد که تنها سایت رسمی اهل سنت کشور که به هیچ عنوان به اختلافات و تحریک تعصبهای قومی و مذهبی دامن نمی زند و بصورت قانونی عمل می کند، از NSLookup مورد استفاده‌ اکثر ISP های دارای  DNS Record های داخلی کاملا حذف شده‌ ، بنا براین سایت از دید بازدید کننده‌گان این خدمات دهنده‌ها اصلا وجود ندارد ؟!!!


بلاخره بعد از مطمئن شدن مشکل بالا نیامدن سرور سونی آنلاین داخلی نیست و دامنه، هاست و سرورها هیچ ایرادی ندارند، ISP های شهر زاهدان را یکی یکی مورد تست قرار داده و مشکل DNS Record های منتهی به‌ DNS سرورهای مشخص قطعی شد.


بنا به‌ برسی های صورت پذیرفته‌ وگزارش Tracerouteهای متعدد به‌ سمت سرور مرکزی سنی آنلاین برخی از ISP بصورت غیر قانونی اقدام به استفاده‌ از Anonymous های  حذف دی ان اس های سنی آنلاین از لیست NSLookup  مورد استفاده‌ ISP  کرده اند و سایت در ISP خویش کرده اند که این مشکل همچنان ادامه دارد.


بنابرین از کاربران عزیز سنی آنلاین تقاضا می شود که‌ مراتب را از طریق ایمیل به‌ دفتر حوزه اطلاع دهند.


قابل توجه‌ است که‌ با تمام مشکلات پیش آمده‌ تعداد Connection 21,353 (Connection واحد درخواست همزمان  از یک درگاه واحد جهت پخش زنده‌ میباشد )جهت پخش زنده‌ مراسم صورت پذیرفته‌ است.

که‌ بر اساس گزارشات نرم افزار سیستم پخش زنده‌ تعداد  21,353 ارتباط متعلق به‌ 4828 آدرس آی پی (هر آی پی میتواند به‌ یک یا چند رایانه متعلق باشد‌ ) است.
به‌ این ترتیب  از تعداد 21,353 درخواست ثبت شده‌ جهت پخش زنده‌ صوت و تصویر به‌ ترتیب کشورهای فوق قرار دارند

 

ضمن اینکه بخاطر عدم اطلاع رسانی بموقع از گزارشها و سخنرانی های مراسم سالانه از شما معذرت خواهی می نماییم ، تقاضا داریم کم کاری ما را بحساب این اسباب و عوامل مانع اطلاع رسانی بگزارید. جهت ارتقای کیفی سایت با ارسال مطالب و اخبار از مناطق خویش ما را یاری فرمایید.

کل بازدیدها در دو روز ۴۸۸۷۹ نفر بوده اند. كشور هندوستان روز اول ۳درصد بازديد داشته است كه بعد از ارسال اطلاعيه پخش به ۳۰۰۰ سايت اسلامي تعداد بازديدها به چندين برابر افزايش يافت چنانچه هندوستان از سه درصد به ۱۰ درصد رسيد.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:52
هادی قابل : ولایتی‌های بی‌ولایت بین شیعه و سنی اختلاف می‌اندازند 

هادی قابل در گفت‌وگو با سایت آفتاب با بیان اینکه «نباید تمام آنچه را امروز در کشور در خصوص توهین به مقدسات اهل سنت رواج پیدا کرده به گردن هواداران انجمن حجتیه انداخت»، اظهار داشت: «ممکن است برخی از طرفداران تفکر انجمن حجتیه نیز در این مسائل دخیل باشند اما به نظر می‌آید عمده این اقدامات اهانت‌بار توسط جماعی باشد که از قدیم به "ولایتی‌ها" معروف بودند».


«هادی قابل» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نسبت به بازیابی توان و جایگاه «ولایتی‌‌ها» که توسط امام «ولایتی‌های‌بی‌ولایت» خطاب شده بودند، در نظام سیاسی ایران هشدار داد و خواستار مقابله و چاره‌جویی جدی و فوری مسئولین کشور برای مقابله با اختلاف و تفرقه‌افکنی این جریان در میان شیعیان و اهل سنت در کشور شد.
این هشدار قابل در شرایطی مطرح می‌شود که اخیرا اخبار متعددی از اهانت‌های گسترده به مقدسات اهل سنت توسط جریاناتی که اغلب ناظران آنها را هواداران انجمن حجتیه می‌دانند در کشور و به بهانه فتوای علمای وهابی علیه مقدسات شیعیان، به گوش می‌رسد.
با این حال، هادی قابل در گفت‌وگو با سایت آفتاب با بیان اینکه «نباید تمام آنچه را امروز در کشور در خصوص توهین به مقدسات اهل سنت رواج پیدا کرده به گردن هواداران انجمن حجتیه انداخت»، اظهار داشت: «ممکن است برخی از طرفداران تفکر انجمن حجتیه نیز در این مسائل دخیل باشند اما به نظر می‌آید عمده این اقدامات اهانت‌بار توسط جماعی باشد که از قدیم به "ولایتی‌ها" معروف بودند».
وی در معرفی این جریان توضیح داد: «در زمان شاه جریانی تحت عنوان ولایتی‌ها در کشور فعالیت خود را آغاز کرد که اگرچه در برخی مسائل دارای اشتراکاتی با انجمن حجتیه بود اما فلسفه تشکیل آنها با انجمن حجتیه متفاوت بود. این جماعت غیررسمی عده‌ای از انسان‌های مدعی طرفداری از ولایت بودند و مقصود آنها هم از ولایت، ولایت امام علی و اهل بیت پیامبر بود».
قابل در ادامه تصریح کرد: «ولایتی‌ها برای آنکه ارادت خود را به اهل بیت نشان بدهند، با شدت هر چه تمام‌تر به ناسزاگویی به خلفا و توهین به مقدسات اهل سنت می‌پرداختند. این روند تا آنجا ادامه پیدا کرد که حضرت امام با عصبانت به این جریان حمله کرد و آنها را به سبب توهین به مقدسات اهل سنت و ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی "ولایتی‌های بی‌ولایت" خطاب کرد.»
این روحانی نواندیش دینی اضافه کرد: «پس از پیروزی انقلاب، به دلیل شناختی که امام از این جریان و سردمداران آن داشت،‌ ولایتی‌ها توان قد علم کردن نداشتند و امام نیز اجازه نمی‌داد تا این افراد با نفوذ به مناصب حکومتی و فرهنگی، زمام امور را به دست بگیرند و در انقلاب و نظام ایجاد انحراف کنند».
وی «مخالفت و کینه‌توزی ولایتی‌ها با فلاسفه و عرفا» را از دیگر شاخص‌های این جریان خواند و گفت: «متأسفانه پس از رحلت حضرت امام، این جریان از فرصت استفاده کرد و توانست خود را وارد برخی مناصب حکومتی و فرهنگی نماید و از آنجا به تبلیغ و ترویج عقاید خود بپردازد.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان این نکته که «تقدس مآبی، خشکه مقدسی و تحجر و جمود فکری از خصوصیات ولایتی‌ها بوده»، اظهار داشت: «متأسفانه امروزه شرایطی به وجود آمده که پیروان این نحله فکری خود را اندک اندک وارد مصادر مهم حکومتی و فرهنگی می‌کنند و زمینه را برای اشاعه دیدگاه‌های خود فراهم می‌سازند.»
قابل از برخی جلسات مداحی به عنوان مرکزی عمده برای تشکیل پایگاه این جریان نام برد و افزود: «امروزه جلسات مداحی فراوانی در بسیاری از نقاط کشور برگزار می‌شود و در آنها مداحان شناخته و ناشناخته با ذکر لعن و توهین به خلفا و مقدسات اهل سنت،‌ با احساسات برادران دینی خود به بدترین وجه ممکن بازی می‌کنند. CD و فیلم این مجالس هم در تیراژ گسترده تهیه و به نقاط مختلف دنیا می‌رود؛ اینگونه احساسات اهل سنت علیه شیعیان تحریک می‌شود و در نهایت به مسائلی مانند فتوای اخیر مفتی‌های وهابی می‌انجامد».
به گفته این محقق مسائل دینی، تا زمانی که حضرت امام در قید حیات بودند، این مداحان هیچ جایگاهی در نزد ایشان نداشتند و صدا و سیما هم اجازه پخش برنامه‌ها و تصاویر آنان را نداشت اما امروزه شرایط به نحوی است که صدا و سیما هم دست به تبلیغ این مداحان می‌زند.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت تأکید کرد: «توهین برخی جریانات افراطی شیعه مانند همین ولایتی‌ها به مقدسات اهل سنت و صدور فتاوایی مانند فتوای اخیر مفتی‌های وهابی، تنها تحریک احساسات توده‌های سنتی و شیعه علیه یکدیگر است و حاصل این اختلافات نیز فقط به جیب بیگانگان واریز خواهد شد».
وی با بیان اینکه «برخی نهادهای حکومتی و از جمله صدا و سیما در پیش آمدن وضعیت کنونی مقصر هستند» گفت:‌ علمای روشن‌بین حوزه‌های علمیه و مسئولین کشور باید هر چه سریع‌تر چاره‌ای برای مهار این جریان بیندیشند و آنان که ولایت را ابزاری برای ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهالی سنت ساخته‌اند، کنترل کنند.
قابل در پایان تصریح کرد: «واقعا مشخص نیست در شرایطی که حتی احزاب و گروه‌های سیاسی مسلمان برای فعالیت علنی و آزادانه با تضییقات فراوانی روبرو هستند، اجازه برگزاری مراسم خود را ندارند، جلسات آنها بر هم زده می‌شود و سخنرانان آنها ضرب و شتم می‌شوند و حتی امکان برخوداری از رسانه را ندارند، چگونه گروه‌هایی مانند حجتیه یا ولایتی‌ها اینگونه به راحتی به ترویج و نشر عقاید خود مشغولند و آزادانه فعالیت می‌کنند

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:33
 

بهاء‌الدین ادب پس از چهار سال تحمل بیماری سرطان معده ساعت چهار صبح پنجشنبه 25 مرداد غزل خداحافظی را برای همیشه سر داد.
مراسم تشیع پیکر مرحوم ادب ساعت هشت صبح فردا از در منزلش واقع در خیابان فرشته، خیابان مریم غربی، کوچه گلپاد، پلاک 12 برگزار خواهد شد.


بهاء الدین ادب صبح پنجشنبه در بیمارستان مهر تهران بر اثر سرطان معده دار فانی را وداع گفت.
به گزارش ایسنا بهاء‌الدین ادب پس از چهار سال تحمل بیماری سرطان معده ساعت چهار صبح پنجشنبه 25 مرداد غزل خداحافظی را برای همیشه سر داد.
مراسم تشیع پیکر مرحوم ادب ساعت هشت صبح فردا از در منزلش واقع در خیابان فرشته، خیابان مریم غربی، کوچه گلپاد، پلاک 12 برگزار خواهد شد.
بعد از تشییع پیکر وی برای مراسم تدفین به زادگاهش در سنندج منتقل خواهد شد تا در روز شنبه 27 مرداد ماه به خاک سپرده شود.
در روز یک شنبه چهارم شهریور ماه از ساعت 15 تا 17 نیز مراسم یادبود وی در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد.
مرحوم ادب متولد سال 1324 در سنندج و دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه امیرکبیر بود و در پنجمین و ششمین دوره مجلس شورای اسلامی نمایندگی مردم سنندج را برعهده داشت.
آخرین مسوولیت ادب سخنگو کانون عالی کارفرمایان بود.
سایت بلوچستان سرافراز به نمایندگی از مردم بلوچستان درگذشت مهندس ادب را به خانواده محترمشان و مردم شریف ایران بویژه مردم کردستان صمیمانه تسلیت می

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:14
غيرفعال شدن كارت‌هاي سوخت در محور زاهدان ـ ميرجاوه 




خبرگزاري فارس: مديركل حمل و نقل و پايانه‌هاي سيستان و بلوچستان گفت: غيرفعال شدن كارت‌هاي سوخت خودروهاي سواري كرايه برون شهري محور زاهدان ـ ميرجاوه باعث ايجاد مشكلات براي رانندگان و مسافرين شده است.

عليرضا مجرد، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در سيستان و بلوچستان گفت: با توجه به مراجعات تعداد زيادي از رانندگان خودروهاي سواري كرايه برون شهري ميرجاوه، كارت‌هاي هوشمند سوخت وسيله نقليه آنها با سوخت‌گيري در جايگاه ميرجاوه دچار نقص و عملاً غير فعال شده و رانندگان با دريافت پيام ـ آخرين سوختگيري با ترمينال نامعتبر انجام شد ـ قادر به سوختگيري نبوده و اين امر مشكلاتي را براي رانندگان ايجاد كرده است.
وي افزود: علي رغم پيگيري‌هاي به عمل آمده از طريق اين اداره كل و بروز مشكل در دستگاه‌هاي كارت‌خوان كه از ابتداي مرداد صورت گرفته و باگذشت بيش از 10 روز از اين مشكل متأسفانه تاكنون از طريق شركت نفت منطقه زاهدان هيچگونه اقدام مثبتي جهت رفع مشكل دستگاه‌هاي كارت‌خوان انجام نشده و اين موضوع علاوه بر ايجاد سرگرداني براي رانندگان باعث مشكلاتي در امر جابجايي مسافر در محور زاهدان ـ ميرجاوه گرديده است.
وي با اشاره به اينكه طرح سهميه‌بندي سوخت يك طرح ملي است و همه دستگاه‌ها بايد براي اجرايي نمودن طرح تلاش كنند، افزود: شركت‌هاي نفت در استان‌ها بايد داراي يك‌سري اختيارات در جهت رسيدگي در رفع نقايص سيستم مذكور باشند در غير اينصورت پيگيري اين قبيل مشكلات از طريق ستاد تبصره 13 مستقر در تهران موجب اتلاف وقت و سرگرداني رانندگان و مسافرين را بدنبال خواهد داشت.
وي افزود: در تير سالجاري تعداد 68 هزار و 866 نفر مسافر توسط ناوگان سواري كرايه برون شهري در سطح استان جابجا شده‌اند كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 12 درصد افزايش را نشان مي‌دهد.


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:40
تروریست یا مبارز آزادی 


سایت وابسته به پاسدار خونخوار محسن رضائی یکی از طراحان سپاه جنایتکار انقلاب خمینی که حقیقتش برای همه مردم ایران روشن است مطلبی از فاشیستی دیگربنام شریف لکزائی که زخم دو تن از نزدیکانش که آخوند بودند و در عملیات افتخار آفرین تاسوکی به درک واصل شدند بر دل دارد را منتشر کرده است که جهالت و تعصب نویسنده را به خوبی ترسیم نموده است.

نویسنده با اینکه ضعف و ناتوانی و عجز نظام را در برابر مبارزان راه آزادی و عدالت و مجاهدان راه حق اعتراف نموده است سعی نموده است با یک نوشتار همه مظالم و ستمهای رژیم را در بلوچستان و سائر نقاط نادیده گیرد که مختصری از جنایت رژیم و مزدوران محلیش را در طی چند سال اخیر به ایشان متذکر شوم و علل و عوامل اصلی قیام جوانان اهلسنت را برایشان بیان دارم اگر چه به یقین می دانم که ایشان و خانواده اش بهتر از من از جنایاتشان با خبرند چون خاندان لکزائی از طراحان جنایت در بلوچستان بوده اند و الان هم معاونت فرماندهی سپاه در بلوچستان به عهده یکی از اعضای خانواده همین شریف لکزائی می باشد.



جنایت و کشتار و قتل عام و تجاوزبه زنان و دختران بلوچ در نصرت آباد و حصاروئیه در سال هفتاد که داستان غم انگیزش بسیار دراز است و یک دوست مبارز در موردش کتابی مستند با تصاویر نوشته و به زودی منتشر خواهد شد.

جنایت وحشیانه گورناک که خانه های مردم و مسجد و مدرسه روستا با خاک یکسان شدند و در مورد این جنایت هم عبدالواحد آرمیان کتابی بنام تخریب گورناک نوشتند.



گلوله باران و بمباران نمازگزاران مسجد مکی که بعد از تخریب مسجد اهلسنت در مشهد در برابر مسجد مکی تجمع کرده بودند و شهادت دهها جوان و پیر در این حادثه المناک از دیگر شرارتهای رژیم و مزدورانش در بلوچستان علیه اهلسنت بود.



تحقیر فرهنگ و توهین به مذهب مردم بلوچستان و اهلسنت ایران از مواردی است که نیاز به تشریح ندارد و منتشر نمودن سریالها و فیلمهائی علیه مذهب و فرهنگ مردم امروز هم شاهد زنده این امر هستند.



ترور و زندانی نمودن علما و اندیشمندان اهلسنت و تخریب و توهین به آنان از دیگر شیوه های استعماری رژیم تهران بوده است و هنوز هم خون مولوی عبدالملک و مولوی عبدلناصر و مولوی یارمحمد و مولوی الهیاری و دکتر کاظمی و دکتر احمد صیاد و شیخ ضیائی و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی موسی فریاد انتقام سر می دهند.

تجاوز به ناموس دختران و زنان بلوچستان که برخی همچون تجاوز به دختر 12 ساله کنارکی و تجاوز به سه دختر دانش اموز در بمپور افشا شدند و صدها مورد دیگر توسط خانواده قربانیان بنابر غیرت بلوچی مخفی ماندند.

ترویج مواد مخدر و سوق دادن جوانان بلوچستان به سوی مواد فروشی و استفاده از مواد مخدر از دیگر جنایات رژیم در بلوچستان بوده است که سپاه پاسداران با گسترش دادن فقر توانسته عده زیادی از مردم این خاک و بوم را به این بلای خانمانسوز سوق دهد.



کشتار و اعدام هزاران جوان بلوچ که لیستش طولانی تر از آن است که بیان گردد از یاد لکزائیها رفته است فقط همین قدر بس که نماینده منتصب دولت در زاهدان آقای شهریاری خود اعتراف کرد که بیش از هفتصد جوان بلوچ منتظر اعدام در زندانهای مخوف رژیم هستند.



جدا از اینکه مردم بلوچ در سرزمین خود هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود ندارد و حتی برای نفس کشیدن هم باید از بیگانگان تهرانی اجازه بگیرند.

این همه ظلم و ستم و تجاوز بود که بالاخره صبر جوانان صبور و شریف این دیار را لبریز نمود و آنان را به پاسخگوئی واداشت و آنان را وادار کرد تا در پاسخ خشونت بپاخیزند تا خود نظاره گر مرگ تدریجی خود نباشند.

آنان نه برای اعدام بلکه برای نجات از اعدام بپا خواستند

آنان برای کشتن نه بلکه برای نجات از کشتن قیام کردند

آنان برای خونریزی نه بلکه برای نجات از ریختن خون هموطنان خود جان خود را فدا نمودند.

آنان بپا خواستند تا پای اهریمنان را از سرزمین بلوچستان قطع نمایند و در سرزمین خود آزادانه زندگی کنند.

و تاسوکی آغاز این نبرد بود که با قطع پای متجاوزان آغاز شد و این نبرد را نهایتی جز پیروزی حق بر باطل و آزادی و سربلندی مردم بلوچستان نیست و نخواهد بود.


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:32
سلام بر سرزمین بلوچستان 
سلام بر سرزمین بلوچستان



سلام بر مردم غیور بلوچستان



سلام بر مادران داغدیده بلوچستان



سلام بر پدران غمدیده بلوچستان



سلام بر شهدای بلوچستان



سلام بر روح دختران شهید بلوچستان



سلام بر مبارزان راه آزادی و عدالت

سلام بر شیر مرد بلوچستان عبدالمالک بلوچ



سلام به همه

سلام از طرف دلاور بلوچ با سایت جدید
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:30
11مرداد:4 اعدام در تهران و زاهدان  

فعالان حقوق بشر: بنا بر گزارشات رسيده آقايان نور محمد اسماعيل بهی ، حليم شه افشين در زاهدان ، مجيد کاووسی فر ، حسين کاووسی فر در تهران طی روز گذشته اعدام شدند.

اين افراد به جرم محاربه به اعدام محکوم شده اند دو تن از اين زندانيان که در زاهدان به دار آويخته شدند جهت ايجاد رعب و وحشت در آن منطقه و جلوگيری از خيزش های عمومی در ملع عام اعدام شدند.

همچنين آقايان مجيد و حسين کاووسی فر دو تن از زندانيان عقيدتی در زندان اوين از طريق حلق آويز اعدام شدند ، مجيد و حسين کاووسی فر در سال 84 يک قاضی را طبق آيه های قرآنی مفسد فی العرض قلم داد کردند و در مقابل منزلش او را ترور کردند. جزئيات پرونده ايشان در گزارش شماره 317 � 86 جهت آگاهی افکار عمومی و سازمان های حقوق بشری پيشتر منتشر شد.

فعالان حقوق بشر در ايران اعدام های فزاينده و بی رويه را در زندان ها و شهر های مختلف جهت ايجاد رعب و وحشت در جامعه به شدت محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری و بخصوص از شورای حقوق بشر سازمان ملل می خواهد نظارت مستقيم بر اعمال رژيم جمهوری اسلامی در نقض مستمر و سيستماتيک حقوق بشر داشته باشد.
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:29