بسم الله الرّحمن الرّحيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ
اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا...
شرط لازم و اساسی براي بنیاد نهادن يك تمدن و فرهنگ بالنده اهتمام به علم و انديشه و بكارگيري آن در تمام ابعاد زندگی است. جوامع اسلامي بالأخص ايرانيان همواره به دانش و فكر مباهات ورزيده و آن را ماية پيشرفت دنيوي و سعادت اخروي دانستهاند.
از اين روي علما و انديشمندان در ميان اين جوامع از جايگاهي ويژه و موقعيتي ممتاز برخوردار بوده و در تمام دورانها اعم از دوران صعود و سقوط نقش كليدي و راهگشايي را ايفا كردهاند.
انقلاب 57 كه نقطة عطفي در تاريخ سرزمين ايران بود يكي از دورانهاي حضور پر رنگ و گستردة علما و انديشمندان در تمام ابعاد انقلاب بود به طوري كه ميتوان يكي از دلايل عمده و و اساسي پيروزي انقلاب را به پيشقدم شدن آنها نسبت داد.
بعد از روي كار آمدن حكومتي بر مبناي انديشههاي افراطي خميني و اعوان او، علما و متفكران به تدريج از صحنة سياسي كشور رانده شدند و جاي خالي آنان را عدهاي روحانينما و فيلسوفنما پر كرد.
وضعيت پيش آمده و التهاب روزهاي آغازين انقلاب زمينه را جهت تصفيه علما و مشاهير و ابقاء عدهاي تندرو فراهم آورده بود به طوري كه در اين مدت بسياري از آنان اعدام وبعضاً روانة زندانها و تبعيدگاهها شدند.
در اين برحه از زمان جامعه ايران بويژه اهل سنت با از دست دادن بسياري از علما و انديشمندان صدمات حبران ناپذيري را متحمل گشت.
بعد از سالهاي جنگ كه ديگر رژيم خود را در در ميداني خالي از رقيب و در جايگاهي دور از قدرت مافوق ميديد پروسة قتلهاي زنحيرهاي را به اجرا گذاشت اين دوران – مصادف با دورة رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني-نقطة اوج بربريت رژيم در حق علما و متفكران بود.
بعد از آنكه رژيم در خاموش كردن چراغ مبارزه ناكام ماند سعي كرده از طرق مختلف و به شيوه هاي نرم افرازي نقش مثبت وضروري اين قشر را از بين برد.
در حال حاضر موقعيت علما و انديشمندان از دو ناحيه مختلف و مهم به خطر افتاده است از يك طرف رژيم با سوءاستفاده از مفاهيم ديني چهرة واقعي اسلام -كه ضرورت وجود علما و انديشمندان است- را در اذهان و افكار عمومي مخدوش ساخته است. رژيم در عوض ترويج فرهنگ "رحماء بينهم" در بين جامعه ايراني اختلافات قومي و مذهبي را عميقتر كرده و فضاي رعب و وحشت اسلامي به جاي رأفت اسلامي حاكم ساخته است. جهان خارج نيز با مشاهده افعال و اعمال اين نظام نفاق پيشه هيچ كه تمايلي به اسلام نشان نداده بلكه با انزجار از اين دين پاك، آن را خطري جدي و پديدهاي وحشتزا احساس كردهاند.
از طرف ديگر رژيم با درك موقعيت و توانايي آنان در جهت دادن و رهبري كردن طيفهاي مختلف جامعه همواره سعي نموده كه با سوءاستفاده از نقش محوري آنان، مردم و حركتهاي مبارزاتي را به سكوت وا دارد.
به عبارتي رژيم با در دست گرفتن نقطة استراتژيكي اجتماع، تمام حركات و فعاليتهاي مبارزاتي را در كنترل خود قرار داده است.
رژيم براي كنترل علما و متفكران جامعه چندين شيوة متفاوت را اتخاذ كرده است. از جمله برنامههاي رژيم ايجاد ديوار بياعتمادي بين مردم و علما بوده است تا بدين وسيله از قدرت و نفوذ آنها جلوگيري كند.
يكي ديگر از برنامههاي رژيم در تنگنا قرار دادن علما( مخصوصاً) با دواير و دفاتر گوناگون چون دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت، دادگاه ويژة روحانيت و...ميباشد.
دخالت در امور مساجد، حوزههاي ديني و مناسبتهاي اهل سنت، دستگيري و زنداني كردن علماي مخلص و........از برنامههاي رايج اين سالهاي اين دواير بوده است .
در هفتههاي گذشته مناطق اهل سنت با دو رويداد مهم دست به گريبان بوده كه با علماي كرام در ارتباط است :
اخيراً ( مرداد 86) رژيم در كردستان با دستگيري و بازداشت چندين عالم و ممنوع خطبه كردن بعض ديگر باز فضاي رعب و وحشت سالهاي آغازين انقلاب را در اين مناطق زنده كرده است و با دامن زدن تفرقه در اين مناطق بسياري از برادران ما به شدت در تنگنا قرار داده است.
شوراي مكتب قرآن كردستان كه از برجستهترين حركتهاي ديني در اين مناطق ميباشد وكادر رهبري آن را دوستان نزديك علامه مفتي زاده ( امثال كاك حسن اميني) را تشكيل ميدهد به شدت مورد تهديد واقع گشته است تا جايي كه بسياري از بزرگان آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفتهاند.
هرچند امثال اين اعمال در گذشته نيز بسيار بوده اما چيزي كه مشخص است دستان پليد و تفرقه افكنانه رژيم بوده است.
شوراي مركزي با تقبيح اين اعمال غير اسلامي مردم باشهامت كردستانات را به وحدت و رسوا كردن بانيان تفرقه دعوت ميكند و بايستي مردم شريف ايران بويژه اهل سنت اين مطلب را مورد دقت قرار دهند كه تاكنون بزرگترين حربه رژيم در ناكام كردن مبارزات مردمي همان ايجاد تفرقه است كه متأسفانه در اين راستا نيز بسياري از برادران ناخواسته ياريگر دشمن بودهاند.
برادران:
امروزه ما به وفور شاهد قتل و غارت اهل سنت در جاي جاي اين كرهخاكي هستيم اگر بخواهيم تمام مشكلات خود را به گردن ديگران بيندازيم و شانه هاي خود را از زير بار مسئوليت خالي كنم نتيجهاي نخواهيم گرفت و اصلاً معقول نخواهد بود.
اين دوري از قرآن و سنت و تفرق ماست كه راه را براي تجاوز دشمنان باز كرده است.
ما مطمئن هستيم كه روح طيبه علامه مفتي زاده از اين تصادمهاي ناشايست در عذاب است، چگونه آسوده باشد در حالي كه فرزندان روحاني و ياران وفادار وي را آماج چوب و چماق قرار دادهاند!
پس بايد برادران اين نكته را مورد نظر داشته باشند چنين حركتهايي درشأن رهروان راه كاك احمد نخواهد بود و با اين گونه اعمال بيزاري از دين و نفرت از حركتهاي ديني را توجيه خواهد كرد.
شورا بار ديگر با اظهار همدردي با برادران مكتب قرآن از جمله كاك حسن اميني، همگي آنها را به صبر و بردباري و عدم پاسخ نادرست دعوت ميكند، اميد است برادران با ياري و همفكري علماء منطقه اين مشكل را حل و اين زخم عميق را التيام بخشند.
اما رويداد دوم:
مدت مديدي است كه سيستان و بلوچستان به صحنه مانور قدرت رژيم (غير اسلامي ) تبديل گشته تا جايي كه بسياري از هموطنان ما در اين استان از ادامه زندگي روزانه خود عاجز گشته و در يك فضاي رعب و وحشت به سر ميبرند.
فراتر از اين حوادث ناگوار اكنون رژيم توسط عمال خود يك جنگ تبليغاتي گسترده را عليه مردمان اهل سنت اين استان به راه انداخته است به طوري كه در اين اواخر امام جمعه اهل تشيع زاهدان كه يكي از مهرههاي سرشناس اطلاعات رژيم است در سخناني تهديد آميز طلاب وعلماء اهل سنت را به ناداني و تشكيل دولت در دولت متهم كرده است.
گرچه اين سخنان تازگي ندارد و خود رژيم بارها با نشر كتب و پخش رايگان آنها همه اهل سنت جهان را به گمراهي و كفر نسبت داده است اما اين اظهارات در چنين موقعي كه استان از دو ناحيه مهم( سيل و نا امني) صدمه ديده حائز اهميت است.
اگر تاكنون اهل سنت زنده است اين حاصل خون علماي شهيد و هم چنين علماي شجاع و حق گو بوده است.
اهل سنت هيچگاه رهبريت فرد يا عدهاي را كه در خون هزاران بيگناه دست داشته و دارند قبول نكرده و نخواهد كرد. رهبري كه حكم تخريب مساجد، قتل و شهادت علما ( در داخل و خارج ) را صادر كرده چگونه ميخواهد مقام رهبريت خونخواهان آنها را داشته باشد.
رهبريت مافوق آقاي سليماني از جانب خود علماي شيعه ( امثال آقاي قمي، منتطري، بروجردي و ....)زير سوال است چرا كه ايشان شايستگي رهبريت ملت شريف ايران را ندارند.
بايد گفت اهل سنت اين حكومت را نه اسلامي و نه جمهوري ميداند حال چه رسد به اينكه رهبريت آنها را قبول كند.
چگونه رهبريت فردي را قبول كند كه اهل سنت را بزرگترين دشمن خود ميپندارد و با انواع ترفندها در صدد از بين بردن آنها ميباشد
اين فرد در ادامه اظهاراتش گفته كه چند طلبه نادان شعار داده اند كه مولانا عبد الحميد ( امام جمعه اهل سنت زاهدان ) رهبر ماست.
اين فرد چنين افترائاتي را درحالي بيان ميكند كه عدهاي از زابليهاي افراطي دور و بر ايشان را گرفتهاند و با اين تلقي كه علماي اهل سنت پشتيباني ندارند اين سخنان را به زبان رانده است. اهل سنت با وفاداري به علماي نستوه خود هيچ نيازي به رهبريت آقايان ندارد و تا پاي جان به دفاع از علماي خود در هرجاي اين سرزمين ميپردازد.
ايشان گويا اينكه ميخواهد عراق ديگري را در استان به نمايش گذارد، اگر استان ناامن گشته اين حاصل و دستاورد عاليجنابان ميباشد.
به چه جرمي روزانه دهها جوان بيگناه در اين استان اعدام ميشوند چرا تمام امكانات اين استان در دست عدهاي خاص و تندرو قرار گرفته، پس آنچه شما امروز ميبينيد ميوههاي درخت شقاوت و تبعيض شماست.
از يك سو شعار تقريب و وحدت سر ميدهيد از ديگر سو تاب تحمل توشتن امام و امام الاعظم براي اسم امام ابوخنيفه و امام شافعي را نداريد، صحابه و امهات المؤمنين را سب و لعن ميكنيد.
تهران تنها پايتختي است كه اهل سنت مسجد ندارد كدام كشور حتي اسرائيل چنين به اهل سنت ظلم روا داشته است.
پس بايد شما و مافوق شما بداند كه اگر استان بيش از اين ناامن گردد و اين آتش عداوت بيش از اين زبانه كشد دود آن به چشم شما نيز خواهد رفت و ناامني نيز زندگي شما را دربرميگيرد.
دشمنان اهل سنت بايد بدانند كه فرزندان اهل سنت در عالم اسلامي امتحان خود را پس دادهاند و پيروزمندانه ميادين مبارزه و جهاد را فتح كردهاند، اگر پاي عقيده و باور را به ميان آوريد اهل سنت از مرگ در راه خدا هيچ ابائي ندارد و بلكه آن را يك افتخار و سعادت ميداند.
شما ميخواهيد ملت ايران را رودرروي يكديگر قرار دهيد و از آب گل آلود ماهي بگيريد.
پس نداي اهل سنت را بشنويد كه يك صدا فرياد ميزنند ما با ملت ايران مشكلي نداريم و حسن همجواري را به قتل و غارت ترجيح ميدهيم، مشكل ما با جلادان و خونخواران است، آنهايي كه ميلونها نفر از مردم ايران بويژه اهل سنت را مجبور به ترك ديار كردهاند ، هزاران بيگناه را به خاك و خون كشيدهاند و بسياري از هموطنان ما را با كفريات و خرافات خود از دين پاك اسلام راندهاند تا جايي كه به هر دين و مذهب ساختگي پناه ميبرند.
در ضمن اين شعار تنها چند طلبه نيست اين شعار تمام اهل سنت استان است اگر آقاي سليماني باور ندارند پس امسال حتماً در مراسم ختم بخاري شركت كند.
در پايان شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران شما مردم مسلمان را به وحدت، هوشياري و پشتيباني از علماي خود فرا ميخواند تا بلكه با ياري يكديگرحقوق از دست رفته خود را باز بيابيم.
اگر چه وحدت و اتحاد كاري بسيار سنگين و سخت خواهد بود و حتي بعضيها آن را ناممكن مي دانند اما بايد دانست كه ما چارهاي جز وحدت نخواهيم داشت.
هنگامي كه خداوند متعال به امري دستور ميدهد پس آن كار شدني است گر چه موانع نيز زياد باشد و او به امري فرمان نميدهد كه در وسع و توانايي ما نباشد.
علماء شجاع و حقگو آنهايي كه زير بار ناحق نرفتهاند، همواره غمخوار ملت خود بوده اند و براي هيچ احدي جز خداوند كرنش نكردهاند نور چشم جامعه اهل سنت ايرانند و شورا مركزي جامعه اهل سنت از هيچ گونه پشتيباني و دفاع از آنان دريغ نخواهد كرد حال چه در كردستان باشند يا در بلوچستان، گلستان (تركمن صحرا)، خراسان، بندرها و ساير مناطق ايران.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران
http://shurasonnat2.blogfa.com/
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 9:7