تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
مردم بلوچستان در منگنه دو ارتجاع  

        

مردم بلوچستان در منگنه دو ارتجاع 

به دستگيرى و شکنجه مردم در بلوچستان اعتراض کنيد!

در بلوچستان جريانى ارتجاعى و قومى اسلامى بنام جنداله وارد جنگ با ماموران رژيم اسلامى شده است. اينها از يکى از “القاعده ها و کنترا”هاى فردا عليه هر حکومت آزاديخواهى هستند. اين جريانات از نظر هويتى هيچ فرقى با جمهورى اسلامى ندارند. روشهايشان هم يکى است. اين فرقه هاى دست ساز سر سوزنى ربط به مبارزه مردم بلوچستان عليه رژيم ارتجاع اسلامى ندارند. قربانيان جنگ جنداله و رژيم اسلامى مردم محرومى هستند که از يکسو زير اختناق و تبعيض و فقر و بيکارى و فلاکت جمهورى اسلامى اسيرند٬ و از سوى ديگر فرقه تروريستى اسلامى قومى جنداله ادعاى “دفاع از منافعشان” را دارد!
حادثه انفجار يک اتوبوس سپاه پاسداران روز ۲۵ بهمن ماه در زاهدان که به کشته و زخمى شدن ۴۴ سرنشين آن منجر شد٬ به موجى از دستگيرى و اذيت و آزار و شکنجه جوانان و مردم بيگناه منجر شده است. بساط شنيع اعدام و چوبه هاى دار به اين بهانه فورا برپا شد. در شهرهاى بلوچستان دستگيريهاى شديد در جريان است و فضاى بشدت مختنق و پليسى ايجاد شده است.

جمهورى اسلامى مردم بيگناه را با نام جنداله اعدام ميکند و جنداله ويدئوى اعدام صحرائى عوامل و سرکوبگران رژيم را در دنيا پخش ميکند. انگار در بلوچستان تمرين عراق ميکنند! اين جنگ ارتجاعى تنها زمينه رشد و عروج تخاصمات و نفرت قومى و مذهبى گسترده تر را آماده ميکنند. سياست جمهورى اسلامى در بلوچستان بخشى از ماهيت و عملکرد ارتجاعى و سرکوبگرانه اين رژيم در قبال شهروندان ساکن سراسر ايران است.
مردم آزاديخواه ايران جمهورى اسلامى را به دليل تحميل فقر و محروميت و تبعيض و اختناق سياسى و سرکوب روزمره مردم بلوچستان و سراسر ايران قاطعانه محکوم ميکنند و راه رهائى از اين وضعيت را سرنگونى رژيم اسلامى ميدانند. مردم آزاديخواه ايران جريانات فرقه اى و جنايتکار قومپرست اسلامى امثال جنداله را قاطعانه محکوم ميکنند و سياست قتل عام و بمبگذارى و انتحار و اعدام را سياستى ارتجاعى و در ضديت با مبارزه آزاديخواهانه خود عليه جمهورى اسلامى ميدانند. مردم بلوچستان در منگنه دو ارتجاع گير کرده اند و ناچارند براى پيشروى عليه هر دوى آنها بايستند. مردم در سراسر ايران بايد دستگيرى وسيع جوانان و مردم بيگناه توسط جمهورى اسلامى را٬ که بشدت تحت شکنجه و آزار قرار گرفته اند٬ قاطعانه محکوم کنند و خواستار آزادى فورى و بيقيد و شرط آنها شوند.
تمام ساکنين ايران بايد بعنوان شهروندان برابر برسميت شناخته شوند و در قلمرو حقوقى و قانونى و سياسى و رفاه اجتماعى از موقعيت يکسان برخوردار باشند. هيچ تعلق فرضى ملى و قومى و مذهبى و يا جنسيت و مرام و عقيده سياسى نبايد منشا اعمال تبعيض مابين شهروندان باشد. شهروندان برابرند و اين برابرى امرى انسانى و اجتماعى است. اين خواستها را جنبش آزادى و برابرى نمايندگى ميکند.

زنده باد آزادى و برابرى!
مرکز پيگرد سران رژيم اسلامى!
۲۷ فوريه ۲۰۰۷

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 14:46
برخورد تانكر سوخت با اتوبوس 14 كشته برجاي گذاشت ابلوچستان 

فرمانده پليس راه سيستان و بلوچستان:

برخورد تانكر سوخت با اتوبوس 14 كشته برجاي گذاشت

خبرگزاري فارس: فرمانده پليس راه سيستان و بلوچستان گفت: برخورد تانكر حامل سوخت در مسير چابهار ـ ايرانشهر با اتوبوس ولو 14 كشته برجاي گذاشت.

اردوان قاسمي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان گفت: شب گذشته ساعت 7:30 دقيقه يك تريلي تانكر حامل سوخت گازوئيل از چابهار به سمت ايرانشهر در حركت بوده و از طرفي هم يك دستگاه اتوبوس از ايرانشهر به چابهار در حركت بودند كه حدوداً در 100 كيلومتري چابهار به دليل انحراف به چپ تريلي تانكر با هم برخورد كرده و هر دو آتش مي‌گيرند كه در نهايت در اين حادثه 14 نفر كشته و بقيه مسافران مجروح مي‌شوند.
وي افزود: جراحات وارده به مجروحين اين حادثه سطحي بوده و در حال حاضر در بيمارستان امام علي (ع) چابهار تحت مراقبت‌هاي پزشكي بسر مي‌برند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 14:45
احمدی نژاد به نیویورک می‌رود/ شورا مرکزی جامعه اهل سنت ایران 
جمعه 6 مهر ماه سال 1386

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امسال تاریخ کشورمان مسیری پرفراز و نشیبی را پشت سر نهاد و هم چنان خار ناهمواری‌ها برتن و جانش می‌زند.

 

حاکمیت نامشروع، سرزمین ایران را چنان در پرتگاه جنگ و نابودی قرار داده‌اند که هرآن احتمال سقوطش هست.

 

در حالیکه بیست و هشت سال مردم این سرزمین وجود نامبارک رژیمی غیر مردمی و مستبد  را تحمل می‌کردند باز بار سنگین‌تری بر شانه‌های خسته‌شان نهاده شد و آن چیزی جز انتصاب( و نه انتخاب) محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور نبود.

 

در واقع مردم ایران از همان اوان شکل گرفتن حکومت خمینی تا به امروز هیچ انتخاب آزادی نداشته‌اند و آنچه در ایران به عنوان انتخابات صورت گرفته در بهترین صورت آن انتخاب میان بد و بدتر بوده است.

 

همان ‌طور که در قانون اساسی آمده سیاست‌های کلی نظام را رهبر تعیین خواهد کرد و عملاً دیگر ارکان نظام وسیله و کمکی برای تحقق این اهداف هستند.

 

قوة مجریه به عنوان یک قوة قدرتمند، سیاستی جز اجرا کردن  برنامه‌های رهبری نخواهد داشت و میدان کاری وی فقط در خطوط تعیین شده از سوی رهبر تعریف و اعتبار خواهد یافت  و این همان مردم سالاری است که رژیم کبادة آن را می‌کشد!

 

اما در دست گرفتن سکان این قوه از سوی فردی افراطی، خود بر آتش ظلم و تبعیض کهنه نظام حکم بنزین را داشته است.

 

در حالی که از هر سو  شعله‌های جنگ و جدال زبانه می‌کشد نظام با پیش کردن پاسداری افراطی زمینة جنگی خانمان سوز را فراهم آورده است.  چرا که تاریخ این حکومت نشان داده که دوام  وی از بحران و بحران سازی مدد می‌گیرد پس بار دیگر تاریخ تکرار شده و بحرانی دیگر آفریده‌اند.

در حالی که بوق و کرناها بر جنگی بی‌امان خبر می‌دهند این پدیدة افراطی به عنوان نمایندة ملت ایران خود را بر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر کرده است!..

در حالی که از چنگ  دولت مهروزی وی،  خون جوانان ایرانی می‌چکد این خونخوار افراطی به سان پیامبران دروغین از رسالت انقلاب و نظام بیدادش سخن می‌راند!...

در حالی که دولت عدالت گستر وی  سفرة گرسنگی و فقر را به همه خانه‌ها کشانده  عدالت و رسالت مذهب دروغینش را به رخ جهانیان می‌کشاند!

 

امروز ملت ایران به کجا رسیده‌اند! ...ایران را چه شده است! ...آیا ظلم نخواهد بود که چنین فردی نماینده ملت همیشه آزادة ایران باشد؟

به نام اسلام و پیروی از مذهب اهل بیت جنایتکارانه‌ترین برنامه‌ها را به اجرا گذاشته و اکنون دم از دین و دین مداری می‌زند!

 

شرق و غرب کشور درآتشی که این پاسدار روشن کرده می‌سوزد...عراق و افغانستان به کشتارگاه این جلاد تبدیل گشته است....و حال آنکه در آن‌ سوی غرور و تکبر پرچم دیانت را به سازمان ملل برده ‌است!

 

شورای مرکزی جامعة اهل سنت ایران به نوبة خود حضور این فرد افراطی را به عنوان نمایندة ملت ایران در مجمع عمومی سازمان ملل محکوم کرده و هر گونه نسبت وی را با نمایندگی ملت ایران منتفی می‌داند؛ ملت ایران شریف‌تر از آنند که فردی هم‌چون او وظیفة نمایندگی‌‌شان را بر عهده بگیرد.

 

در پایان از تمام ملت ایران می‌خواهیم که نسبت به وضعیت پیش‌آمده احساس مسئولیت کرده و از افتادن ایران به میدان جنگی دیگر جلوگیری نمایند.

دست نیاز به درگاه پر فضل و کرم پروردگار برده، رهایی و آزادی ملت ایران را از چنگال این جنایتکاران طلب می‌کنیم.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

 

شورای مرکزی جامعة اهل سنت ایران

 

3/7/1386

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 14:10
تبریک سال تحصیلی جدید از سوی شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در آستانة آغاز سال تحصیلی جدید، موسم خوش علم و فرزانگی را بهانه گرفته، اندکی با فرزندان وجوانان خویش راز دل می‌گشاییم اگرچه درد و رنج ما ورای حد تقریر است.

 

نخست این بهار پاییز ناشده را به همة اساتید، معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان و کلیه دست اندرکاران مدارس و دانشگاه تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم باشد که این بهار ثمرش به بارنشسته  و بوی خوش آزادی و رهایی را در آسمان سرزمینمان برافشاند.

 

مدارس و دانشگاه به عنوان برترین و مهم‌ترین کانون فرهنگی و فرهنگ ‌سازی همواره مورد توجه و عنایت خاص بوده تا جایی که جامعه‌شناسان رشد همه‌ جانبه اجتماع را به رشد و بالندگی آنان منوط کرده‌اند.

 

تاریخ کشور ما نیز علم ‌اندوزی و دانش‌ جویی را چنان با قلم احساس و سرور به ثبت رسانیده  است که خوانندة آن عطش علم و دانش را بر وجودش احساس کرده  و لزوماً وظیفة رفع آن را به اراده و انگیزة به وجود آمده خواهد نهاد.

 

اما چه تدبیر کنیم که نامحرمان، اختاپوس‌وار بر تن و جان این اماکن دام انداخته و ناسپاسانه کرامت و قداستش را به یغما برده‌اند.... تورق کتاب قطور تاریخ  سه‌ دهه اخیر جز سیاهی نمی‌زند و رنگ دیگری را بر چشمان جستجوگر نمایان نخواهد کرد.

 

مبرهن و واضح است که سودای عدالت  و برابری عقاید و قومیت‌های مختلف را به خیزش واداشت  و غایت تلاش خود را بر کف نهاده به میدان مبارزه آوردند، اما نا‌ اهلان با آرایش خصمانه در مقابل مردم آزادی طلب، عرصه را بر حضورشان  تنگ آوردند.  

 

حاکمیت یک دست بر تمام ابعاد اجتماعی تأثیر خود را گذاشت و میدان تعلیم و تربیت را اولین عرصة تاخت و تاز خزعبلات و خرافاتش قرار داد.

 

در همان آغاز نهایت تنگ نظری نظام استبدادی بر شیوه تدریس و مواد درسی  دانشگاهها و مدارس  آشکار گشت که تزریق و تحمیل نیروهای سرسپرده و حذف و تصفیة کارآزمودگان عرصة تعلیم و تربیت از بارزترین نشانه‌های آن بود.

 

در طول بیست و هشت سال هویت زدایی  و تحمیل فرهنگ  موهومات از اهم برنامة های فرهنگی رژیم بوده است که قطعا دانشگاه و مدرسه بهترین و اولین پایگاه تحقق این هدف شوم قرار گرفته است .

 

بسیاری از ناقدان و مخالفان حکومت با قضاوتی غیر منصفانه و البته در شرایطی کینه‌توزانه با مشاهدة چنین وضعیتی سنگ اتهام  را به سوی دین و اسلام نشانه رفتند!  و با برافروختن حس میهنی و حتی نژادی روی تند خود را به اسلام نشان دادند! که به یقین این بیراهه‌ای بود که رژیم آنان را برآن مسیر هدایت کرد.

 

برخلاف تصور آنان آنچه در مدارس و دانشگاههای ما به عنوان مواد درسی دینی و بینشی تدریس می‌شوند نه تنها هیچ سنخیتی با دین اسلام نداشته بلکه خود ضربه‌ای کاری  بر آن بوده است.

 

مکانیزم غلط و استعداد کش تعلیم و تربیت رژیم جز اهداف و مقاصد ناروای استعماری و استبدادی  نظام چیز دیگری را دنبال نمی‌کند.

 

آموزشها و برنامه‌های پرورشی  بر تخمیر ذهنی نوآموزان و دانشجویان تمرکز یافته است تا بلکه رنگ و لعاب مصنوعی قداست نظام مرتجعشان رنگین‌ و پایه‌های لرزان بنیان حکومتشان بیشتر قوام یابد.

 

گذشته از فضا و جو ناسالم و نا امن تعلیم، کهنگی و ضعف  مواد درسی علمی ، به کم اقبالی  و بی‌تفاوتی فرزندان ایران زمین رشد و آهنگی  صعودی داده است.

 

کمبود امکانات تعلیمی و وسایل و فضای تربیتی به طور چشمگیری بر  بازدهی  و سودمندی  فضاهای آموزشی  تأثیر منفی‌ گذاشته و نتیجتأً بر دورنمای رشد علمی کشور پردة ابهام و تیرگی کشیده است.

 

رابطة دور دانش و صنعت وشکاف ایجاد شده بین تئوری و عمل علاوه بر رکود اقتصادی ، سبب شده که ابتکار و انگیزه  نیز از جامعه علمی کشور تا حد قابل توجهی  رخت بر بندد.

 

عدم هدفمندی آموزش در راستای پیشرفت همه جانبه کشور و هم‌چنین ابهام در آیندة آموخته‌شدگان از دیگر مشکلات عدیده نطام ‌های آموزشی کشور می‌باشد. 

 

گرچه بر شمردن تک تک مشکلات  از طاقت این مقال خارج است اما می‌توان غالب آنها را معلول   سه هدف اساسی  که از سوی رژیم پی‌گیری می‌شود دانست:

 

1-   استفاده ابزاری و استعماری رژیم از نطام‌های آموزشی به منظور تداوم  نظام و ساختار خرافی آن.

 

2-   هویت زدایی ؛ به حاشیه کشاندن  دیگر عقاید و فرهنگها ( که خود به خود قومیتها را نیز در بر می‌گیرد)  و تحمیل اجباری  یک عقیده و یک فرهنگ خاص .

 

3-   جلوگیری از رشد فکری و سیاسی این گونه فضاها به منظور جلوگیری از هر گونه بیداری وخیزش مردمی

   

عزیزان:

 

پدران و مادران شما  دست بر دست ندامت گذشته و از اینکه ایرانی  آباد تحویل فرزندانشان نداده‌اند رخسارشان را درعرق عذر و شرمندگی فرود آورده‌اند.

 

آرزو دارند که شما بار دیگر آتش مبارزه را روشن کرده و ظلمت نشینان را به سوی نور و روشنایی هدایتگر باشید....امیدشان را بر سنگ سخت نینداخته ، مأیوس نگردانید.

 

قدوم  مستحکم  و اراده‌های بی‌نظیر شما می‌تواند چاره از کار ما بگشاید و لباس امید و هم‌‌بستگی را برتن مأیوس و ناپیوسته  ملت ایران بپوشاند.

 

پس  لطافت  انگیزه‌های خود را پولادین کرده  و باب مبارزه  را بر جامد اندیشان  برگشایید...

 

اما مبارزه شما چیست؟

 

عصر ما عصر علم و تکنولوژی نام گرفته و به طور طبیعی هرملتی که از این نعمت بی‌بهره باشد وجود وی در جامعه جهانی ملموس نخواهد بود و به طور کلی  در هر حالت حکومتی  مستعمره و استثمار شده است.

 

اگر خواهان  سرزمینی  مستقل بدون هیچ وابستگی بیگانه هستیم  به ناچار بایستی تولید علم داشته باشیم و این میسر نخواهد بود مگرآنکه شما فرزندان ملت اراده کرده باشید.

 

آری ...دشمن می‌تواند جسم  و دنیای ما را در چنگ گیرد اما در برابر اراده‌های استوار کاری از پیش نمی‌برد...پتک اراده و عزم  هرگونه سنگ سخت و مشکلی را در خواهم شکست.

 

یقیناً شرایط داخل کشور نیز همین رویه را می‌طلبد، اوضاع نابه‌سامان کشور بیش از آنکه به چاشنی احساسات نیاز داشته باشد، بیش از آنکه با یک انقلاب کنترل ناشده  دگرگون یابد قطعاً محتاج یک بازنگری و اصلاح اساسی در تمام ابعاد اجتماعی است و کلید تغییر و اصلاح در دستان شما دانش‌آموزان دانشجویان و به طور کلی قشر فرهنگی جامعه می‌باشد.

 

پس ای آینده‌ سازان...چشمان خسته   پدارن و مادران شما درمنتهای ناامیدی، به قدمهای شما دوخته شده  ، به قلم شما امید بسته است، توان علمی و پیشرفت درسی شما می‌تواند بسیاری از کمبودها و ضعف‌های مملکت را جبران کند .

 

قطعاً میوة مبارزاتی که بر شانه‌های شما به مقصد رسد  دوامش به دوام زمان و روزگار گره می‌خورد، روی خود را بسوی اهداف گرانبها دقیق‌تر کرده بر قدم عزم، راه فتح  و پیروزی را آغاز نمایید.

 

در پایان بر آستان پروردگارمان سجدة عجز و عذر می‌نهیم و او را به یاری و سربلندی ملتمان ندا در می‌دهیم  که هیچ  یاریگر و عزت‌دهندة  غیر او نیست.

 

 

والّسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

 

شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران

 

1/7/1386

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 14:9
نماينده يونيسف بر مشاركت علما اهل سنت در زمينه آموزش تاكيد كرد | بلوچستان 
خبرگزاری بلوچستان سرافراز به نقل از ایرنا نماينده صندوق حمايت از كودكان ملل متحدد(يونيسف) بر همكاري و مشاركت علما اهل سنت سيستان و بلوچستان در زمينه آموزش كودكان تاكيد كرد.

دكتر "كريستين سالازار وكمن" روز پنجشنبه در نشست با علما اهل سنت سيستان و بلوچستان گفت: سيستان و بلوچستان يكي از استانهاي مهم ايران است كه طرحهاي صندوق حمايت از كودكان ملل متحد در آن اجرا مي‌شود.

وي افزود: كودكان برخي مناطق سيستان و بلوچستان اكنون از مشكلاتي نظير سوء‌تغذيه و نبود آموزش رنج مي‌برند كه براي رفع اين مشكلات بايد علما اهل سنت مشاركت بيشتري داشته باشند.

او ادامه داد: ثبت تولدها، مايه‌كوبي و ازدواجها و نيز ارايه آموزشهاي لازم به مادران در زمينه سوء‌تغذيه برخي از اهداف و طرحهاي اين صندوق در استان است.

نماينده صندوق حمايت از كودكان ملل متحد افزود: يونيسف اكنون برنامه مدوني در زمينه مايه‌كوبي كودكان سيستان و بلوچستان به ويژه مناطق هم مرز با پاكستان در حال اجرا دارد.

سالازار وكمن اظهار داشت: سوء‌تغذيه مساله مهمي در رشد كودك و مشكلات بعدي او است كه مادران بايد توجه ويژه‌اي به اين موضوع داشته باشند.

وي با تاكيد بر همكاري علما اهل‌سنت بيان كرد: مولويهاي اهل سنت با توجه به نفوذ و جايگاه خود در بلوچستان مي‌توانند پيامهاي آموزشي اين صندوق را به راحتي در اختيار مردم قرار دهند.

او ادامه داد: فعاليت يونيسف اكنون در مناطق مختلف بلوچستان مثل سرباز، چابهار و نيكشهر متمركز است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 15:8
در فراق استاد مهربان مولانا محمد عمر سربازی (رح) | بلوچستان 

در فراق استاد مهربان مولانا محمد عمر سربازی (رح)

 

آن كس كه ترا شناخت جان را چه كند

                                           فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كني هر دو جهانش بخشي

                                          ديوانه ي تو هر دو جهان را چه كند

   در ساعات آغازين روز چهارشنبه 24 صفر 1428 هجري قمري برابر با 23 اسفند ماه 1385 خبر ارتحال جانگداز استاد مهربان ، مرشد دانا ، عالم ربّاني ، عارف دل سوخته ، فقيه پرهيزگار ، مصلح بي ادعا ، كوه نشين بي ريا فقيه و مفتي بزرگ ، احياءگر  و مجدد كتاب و سنّت ، مجاهد شب زنده دار ، پير پارسا و در يك كلمه عبد صالح خدا حضرت شيخ التفسير و الحديث جناب مولانا محمد عمر سربازي (رح) را دريافت كردم و با دريافت اين خبر دردناك زبان در دهن خشك و ساكت ، و تمام بدنم را غم و اندوه فرا گرفت و فضا تمام در نگاهم تيره و تار گرديد دل بيدار دلان سراپا به درد آمده و چشم هاي شان پر از اشك گرديدند و از هر سو آه و افسوس به گوش مي رسيد هر چه تلاش كردم اين خبر را تكذيب كنم ولي سير خيل عظيم جمعيت و ترافيك سنگين خودرو ها كه به منظور شركت در تشييع و بدرقه ي جنازه حضرت شيخ (رح) ايجاد شده بود ، صحت اين خبر را برايم گوشزد مي كرد ديگر يواش يواش خودم را براي پذيرش اين حقيقت تلخ و ناگوار اماده  مي كردم بالآخره چاره اي جز تسليم در برابر قضاي الهي باقي نماند و بناچار قبول كردم .

             جهان چون سراي است دو در

                                                              از اين در بيا و از آن درگذر

حضرت شيخ يك انسان معمولي نبود ولي صد حيف كه او را نشناختيم در خفاء بودند آه و افسوس كه قدر اين نعمت بزرگ الهي را در زمان وجود آن ندانستيم ديگر پس از زوال آن چه سود ؟

او داراي صفات اخلاقي بلندي بودند انسان با مشاهده او به ياد زندگي انبيا (ع) و صحابه كرام كه آن را در كتابهاي سيرت و تراجم خوانده بود ، مي افتاد ، ساده و فقيرانه زيستند ، خوش برخورد و ملايم بودند و هميشه پيش از ديگران سلام مي گفتند با وقار و متانت سرشار از عزت نفس بودند ، از مردم استفناء داشتند اخلاص، علم ، تقوي و معرفت الهي از او دانشمندي پر درد و سوز ، عارفي بوريا نشين و زنده دل ، مجاهدي نستوه و خستگي نا پذير ، مرشدي روشن ضمير و دلداده و عابدي پرهيزگار ساخته بود . اهل طمع و تملق و تعريف و تحسين بي جاي نبودند هرگز حق و حقيقت را فداي مصلحت و منفعت نمي كردند و از ملامت هيچ ملامتگري خم به آبرو نمي آوردند مصداق بارز ايه كريمه « لايخافون في الله لومه لائم » بودند. از حق گوئي به هيچ قيمتي اغماض نمي كردند نه طمع او را از هدفش باز داشت و نه تهديد و هشدار.

                 موحد چه در پاي ريزي زرش

                                                       چه فولاد هندي نهي بر سرش

               اميد و هراسش نباشد زكس

                                                       همين است بنياد توحيد و بس

  در مجلس او لا يعني و بيهوده گوئي راه نداشت از كسي غيبت و پشت گوئي نمي كردند از اسراف ، تبذير، تشريفات  ، تكلف و تصنع بدور بودند زياد تا حد قهقه نمي خنديدند بلكه نوع خنده ي شان تبسم و لبخند بود بيش از حد ضرورت سخن نمي گفتند به سوالات بطور خلاصه و پر محتوي پاسخ مي دادند جلسات او كاملاً در جهت ياد الهي ، موعظه ، مذاكره دين تشكيل مي شد و در مجلس گناه ، لا يعني ولغويات وارد نمي شدند از منكرات مرسوم امروزي كه كمتر مجلسي از آن مصون است خيلي احتياط مي كردند از بيماران عيادت مي كردند حتي از زناني كه زايمان مي كردند يا بيمار بودند عيادت به عمل مي آوردند به اين صورت كه جلوه حياط منزل بيمار رفته از صاحب خانه از حال بيمار پرسيده  و بر مي گشتند.

علماء طلاب و صالحين را دوست مي داشتند از مال مدرسه حقوق اندكي فقط در مواقع اضطرار و نياز شديد بر مي داشتند بارها از حضرت شيخ (رح) شنيده ام كه فرمودند من از مدرسه حقوق دريافت نمي كنم الا ماشاء الله در مواقع نياز شديد بلكه ساليان مبلغ بالايي ،كمك مي كنم .

   بيش از 3 جفت لباس نمي پوشيدند لباسها را براي شستن بخاطر احتياط و پرهيز به طلاب بزرگ مي دادند و طلاب تعداد لباسهاي حضرت شيخ را با استقصاء شمار كردند كه از 3 جفت بيشتر نبودند يك جفت بر تن كردند و جفتي ديگر  براي شستن مي فرستادند و فقط يك جفت ذخيره پيش خود نگه مي داشتند . و لباسهاي اضافي كه ترد او مي آمد بين علماء وطلاب و مردم فقير تقسيم مي كردند و اگر جفتي نو پيدا مي دوختند يكي از آنها را تقسيم مي كردند.

   در باب مبارزه با شرك و بت پرستي و خرافه زدايي جهود و زحمات طاقت فرساي او بر هيچ كسي پوشيده نيست هم چون شمشيري بران بر اشراك و بدعات دوران بودند،كه نمادهاي شرك را از بيخ بر مي كندند و در اين راه چه بسا تنها و يگانه و گاهي يك و دو نفر يا بيشتر همراه داشتند هر نوع اذيت و آزار از سنگ و پرخاش گرفته تا تهديد به قتل را به جان مي خريدند، در شروع فعاليت علمي،اصلاحي و تبليغي به صورت سيار اكثر مناطق جنوبي بلوچستان دور مي زدند بلكه بعد از پايه گذاري حوزه علميه منبع العلوم كوه ون تا ساليان درازي مدرسه را جلوتر از موعد مقرر تعطيل كرده و گروه هاي تبليغي زيادي را از علما و طلاب و مردم به مدت چهل روز به مناطق مختلف تشكيل كرده و جهت بدرقه و هدايت و راهنمايي شخصاً حضور پيدا كرده پس از بيان توصيه هاي لازم دعا فرموده و آنها را گسيل داشتند بعدها كه برادران تبليغي اين زحمت را به دوش كشيدند ديگر حضرت شيخ به امر تعليم مي پرداختند البته گه گاهي در پايان سال مخصوصاً طلاب دوره  حديث را تشويق مي كردند كه پس از فراغت به امر تعليم بپردازند يا در جماعت تبليغ تشكيل شوند.

   عشق و علاقه حضرت شيخ به تدريس و تعليم پايبنديشان از حد وصف خارج است بعد از نماز صبح درس تفسير قران داشتندتقريباً كل قران كريم را با ترجمه وتفسير حدود شش و هفت بار ختم مي كردند معمولاً در ظرف 5 سال يك بار قران را ختم فرمودند حاصل اين درس كتاب گران سنگ و جامع تفسير تبيين الفرقان است است كه خداوند متعال سعادت املا آن را به بنده عنايت فرمودند و من مستقيماً درس تفسير شيخ (رح) را در دفتر ها املا مي كردم بعداً دوستاني بالاخص برادر عزيزم حافظ سليم آزاد روي آن كارهاي زيادي انجام دادند  اميدوارم كه او اين كار را پيگيري نموده و تا مرحله تكميل برساند حضرت شيخ (رح) خيلي آرزو داشتند كه اين كار در حيات شان انجام مي شد ولي صورت نگرفت .

  حضرت شيخ (رح) در دوران آغازين مدرسه چندين كتاب را خودشان تدريس مي كردند حدود 18 كتاب را تدريس مي كردند كه اين ركورد را قبلاً براي يكي از علماء ديوبند مولانا اعزاز علي (رح) ثبت كردند و بس .

بعد از عصر بيشتر در مسجد به ذكر الهي نشسته يا گاهي در باغ شان رفته آنجا به ذكر مشغول مي شدند اين دو وقت ( بعد از نماز صبح و عصر ) را خيلي پاس مي داشتند شب ها به سوالات و استفتاء هاي  مردم و نامه هايشان پاسخ داده و احياناً كساني مشكل داشته اند به آنها رسيدگي كرده و به ديدار مهمانان مي آمدند و دروس مورد نياز خود را نيز مطالعه مي فرمودند و بخش بزرگي از آخر شب را به نماز تهجد و رازو نياز با خالق سبحان سپري مي كردند به همه اين موارد در يك شب رسيدگي كردند كاتباني كه كار ثبت فتاوي و مكاتبات حضرت شيخ را به عهده داشتند نقل مي كنند كه ما فتاوي و مكاتبات حضرت شيخ را در يك شب به آنها پاسخ داده نتوانستيم تا چندين روز ثبت كنيم.

اين يكي از كرامات آشكار حضرت شيخ (رح) بود كه خداوند متعال چنين بركت و بسط و گسترشي در وقت او عنايت كرده بود.

در روزهاي جمعه حلقه ذكر الهي را دائر مي كردند به ارادتمندان ذكر الهي را تلقين فرموده و به تزكيه و اصلاح آنها مي پرداختند، در لحظات واپسين عمر با بركتش صدها نفر از ارباب رجوع و مريدان را بحضور مي پذيرفتند، بسيار مهمان نواز بودند چون براي نماز مغرب به مسجد مي آمدند به راست و چپ نگاه مي كردند و بعد از نماز به طلاب توصيه مي فرمودند كه مهمانان را به مسافرخانه شخصي من راهنمايي كنيد خيلي مشتاق بودند كه علماء بخصوص شاگردان او در مدارس و مكاتب ديني به تعليم قران و مسايل ديني مشغول شوند حتي اگر مي شنيدند احدي از آنها بيكار است او را فراخوانده و بجاي مناسبي مي فرستادند، هميشه كه در خدمت حضرت شيخ(رح) مي رسيدم از اوضاع و احوال ديني مردم و منطقه مي پرسيدند از مكاتب تعليم قران خبر مي گرفتند.

 

نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد

                                                حسن لرزيد كه صاحب نظري پيدا شد

فطرت آشفت كه از خاك جهان مجبور

                                                 خودگري،خود شكني،خود نگري پيدا شد

حضرت شيخ(رح) در برابر گرد بادهاي روزگار،طوفانهاي مصيبت، ناملايمات زمان تحمل رنج و درد زندگي، به دوش كشيدن ناگواريها همچون كوه پايدار و با استقامت بودند شب و روز زندگي را با غذايي ساده و خشك سپري مي كردند به جاي فرش و مبل امروزي در منزل فقيرانه او حصيري محلي كه از برگ درخت خرما درست مي شد پهن بود.

حجره ي مخصوصشان از گل و سنگ و تنه ي درخت خرما ساخته شده بود وچنان پايين بود كه به سر انسان مي خورد در امثال چنين حجره اي زندگي خود را سپري مي كردند.

بسيار بردبار بودند اما در موضوع دفاع از صحابه كرام (رض) از حق و عقيده هرگز تسليم نمي شدند، محبت و احترام به صحابه كرام ،بزرگان دين  وسلف صالح در كتابها و درسها و مجالس حضرت استاد(رح) كاملاً مشهود بود ، كمتر اتفاق مي افتاد كه در مجالس خود از حكايات صحابه يا اكابر خصوصاً علماء ديوبند تعرف مي كردند، رياء، شهرت طلبي، برتري خواهي در قاموس زندگينامه او نبود همواره از مقام شامخ علماء معاصر و خدمات ارزنده آنها تجليل به عمل مي آوردند و با ذكر نام و نشان به ذكر خصوصيات آنها مي پرداختند هرگز پرده معاصرت مانع نشد كه او به كمالات علماء اعتراف نكند بارها از علماء بزرگ مانند غازي بلوچستان حضرت مولانا عبدالله سربازي، مولانا عبدالعزيز ، مولانا شهداد، مولانا قمرالدين، مولانا دادرحمن قصرقندي، مولانا تاج محمد،مولانا عبدالواحد گشتي،مولانا محمد يوسف، مولانا عبدالله روانبد،جناب مولانا عبدالرحمن و مولانا عبدالحميد صاحب و حافظ بشير احمد و ديگر علماء در ضمن درسها ياد مي كردند و براي رفتگان دعاء رحمت و براي علماء موجود آرزوي موفقيت و دعاء مي كردند من قبل از زيارت و ديدار اين علما بيشتر از دهن حضرت شيخ(رح) با آنها آشنايي پيدا كرده و به كمالات آنها پي بردم و شخصيت آنها را مي شناختم.

به علمايي كه از دارالعلوم ديوبند فارغ شده بودند بمنزله ي استاد احترام مي كردند اگر در جلسه او يكي از آنها حضور داشت عنان جلسه و احياناً سوالي و يا مطلبي كه پرسيده مي شد پاسخ به آن را به او واگذار مي كردند و در وارد شدن به مسجد و يا مجلسي يا خارج شدن از آن او را جلو مي كرده و خودشان پشت سر راه مي رفتند.

اتباع و پيروي از سنت جناب رسول اكرم(ص)، راه و روش  زندگی صحابه کرام، سلف صالحین و اکابر دیوبند بارزترین ویژگی و صفت حضرت شیخ(رح) بود که هر کس آن را علناً مشاهده می کرد درین باب سعی و تلاششان بر این بود که از سنت های عادی آنحضرت(ص) نیز پیروی کند.

در جلسه درس صحیح بخاری و سنن ترمذی که حضور پیدا می کردند چنان با عظمت و وقار و رعایت ادب درس حدیث را شروع می کردند من چنان تصور می کردم گوئی در حضور خود امام بخاری و امام ترمذی نشسته درس حدیث را فرا می گرفتم دو زانو به شکل نماز درس حدیث را در زیر یک حجره ی کپر مانند که از سنگ و گل و تنه درخت خرما که دو طرف آن دیوار نداشت و باز بود دارای حصیری ساده و محلی که سابقاً این محل جای اجتماع ذکریها و اجراء مراسم مذهبی ذکر بوده شروع می فرمودند.

حضرت مولانا عبدالرحمن (مدظله) فرمودند که: من در مکتوبات امام ربانی دیده یا شاید از حضرت مولانا (رح) شنیده ام که فرمودند اگر یک ولٌی چنان صاحب کرامت باشد که در هوا به پرواز در آید یا دریا را به عنوان مصلی خود بگیرد در ولایت و بزرگی او نمی توان يقين داشت ولی در مورد کسی که به دست او افرادي هدایت حاصل کنند هیچ شکی در ولایت او نیست. حضرت مولانا(رح) دارای این کرامت بودند که بسیاری از ذکریها و کفار توسط او مسلمان شده و هزاران نفر ناصالح و فاسق به دست او به صلاح آمده اند.در آخر مقاله ام به دو نمونه از اثر گذاری، اخلاص مقبولیت و نفوذ حضرت مولانا(رح) در مردم ذکر می کنم:

یکی جمع آمدن مردم در گرد حضرت استاد در مراسم و جلسه پایان سال تحصیلی حوزه علمیه منبع العلوم است که در پایان سال برگزار می شد. مردم بدون اینکه دعوت نامه ای دریافت کنند بلکه خودشان مشتاقانه خبرگیری نموده و حضور پیدا می کردند که تعدادشان به هزارها نفر می رسید و از سخنان ونصایح حکیمانه حضرت شیخ(رح) استفاده می کردند که در بعضی اوقات سخنرانی حضرت صاحب به دو الی سه وچهار ساعت طول می کشید، حضرت صاحب با وجود کهولت سن و علالت و بیماری احیاناً این مدت سخنرانی را ایستاده ایراد می فرمودند، پشتوانه ی تمام این نشاطات،جهود و فعالیت های علمی اصلاحی جزء معنویت و روحیه ای قوی و محکم چیزی دیگر نبود.

لهجه ي مردی که دارد بوی دوست

                                           امتی را می کشد تا کوی دوست

دوم : حضور مردم در تشییع جنازه و تشکرشان از خدمات مخلصانه حضرت شیخ(رح) است که اقشار مختلف مردم به محض دریافت خبر ارتحال جانسوز حضرت(رح) به راه افتاده در حالت سوار و پیاده با چشمهای گریان و دلهای بدرد آمده خودشان را یکی پس از دیگری می رسانیدند اما موج خروشان و سیل آسای جمعیت بحدی بود که تمام راه منتهی به روستای پادیگ و رودخانه و کوه و دره ها از مردم و ماشین پر شده بود به نقل بعضی از شاهدان چندین برابر جمعیتی که بر روی جنازه حضرت شیخ(رح) نماز می خواندند به دلیل راه بندان و پر بودن ظرفیت پادیگ و حومه آن از نماز جنازه عقب می ماندند و مردم وسایل نقلیه را رها کرده تا کیلومترها راه پای پیاده شتافتند. نقطه ای از بلوچستان نمانده که از آنجا برای شرکت در نماز جنازه حضرت صاحب افرادی حضور پیدا نکنند.

گوشه هایی بود از زندگی حضرت شیخم واستادم که بنده در سیزده سال از عمرم که افتخار حضور در محضر مبارکشان داشتم عیناً مشاهده کرده و بارها تجربه نموده ام به طور نمونه ذکر کردم بیش از این از حوصله این مقاله خارج است و من هم توانایی آن را ندارم که شخصیت حضرت شیخ بزرگوارم (رح) که بحق جامع بین شریعت حقیقی و طریقت شرعی یا به تعبیری دیگر نمونه ای کامل و الگویی بارز از سلف صالح بود، علم همراه با عمل و اخلاص و تزکیه توأم با اتباع سنت و شریعت محمدی در آن معنی و مصداق خود را پیدا کرده بود به تصویر بکشم . واکرب استاذاه!

هرگز مهربانی و شفقت شما را از یاد نخواهم برد که دست نوازش بر سر من کشیدید و مرا به املاء تفسیر قبول کردید که بنده برای نجات خودم تنها به رحمت الهی و دفترهای املاء شده تفسیر امیدوارم.

چطور فراموش می کنم که جمله ی شفقت آمیزتان هنوز آویزه گوشم است که فرمودید ای فلانی شافی فقط الله تعالی است ولی من برای شفایت در مطاف کعبة الله دو رکعت نماز بجای آورده و در سجده از تو  یاد کرده و از الله سبحانه و تعالی دعا کردم ( مربوط به مدتی است که بیمار بودم )

بالاخره این خورشید تابناک علم و عرفان در لحظات آخر شب چهارشنبه 24 صفر در حالی مردم در خواب عمیق فرو رفته بودند در حالت سجده غروب کرده و جان را به جان آفرین تسلیم کردند و برای همیشه راهی دیار حضرت دوست که سالها پیش برای آن لحظه شماری کرده و آمادگی می گرفتند ، شدند.

حضرت شیخ(رح) پس از خود حوزه علمیه منبع العلوم با شاخه ها و فرعهای خود که به دهها میرسد و تالیفات فراوان که حدوداً به هفتاد کتاب و رساله میرسند، علماء و ارادتمندان زیاد و فرزندان عزیز را بجای گذاشتند از خداوند متعال صمیمانه می خواهم که به نوعی این خلاء بزرگ به وجود آمده را با لطف و احسان خویش پر کند و ما را از رهروان راه حضرت شیخ(رح) قرار دهد.

بشنو از نی چون حکایت می کند

                                              و از جدایی ها شکایت می کند

کز     نیستان   مرا     ببریده اند

                                                   از   نفیرم مرد و زن نالیده اند

در آخر:

 

ضایعه بزرگ ارتحال حضرت استاد را به عموم مسلمانان جهان به ویژه حضرت مولانا عبدالرحمن (حفظه الله) فرزندان عزیزش جناب مولوی حافظ عبدالله و جناب مولوی حافظ احمد علی مدرسین محترم و طلاب و سایر علماي جهان اسلام و ارادتمندان و علاقه مندان وی تسلیت می گویم.

اللهم لا تحرمنا اجره و لا تفتنا بعده و اغفرله و ارحمه و اجزئه عنا خیر الجزاء برحمتک یا ارحم الراحمین.

 

یارمحمد پناد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 11:18
مهرنهاد عزیز برقرار باش که قرارمان از پایداری توست 

آهای شما که در ساحل نشسته اید خاموش

یک نفر در اب دارد جان می دهد

  
 
مهرنهاد عزیز
 
گرچه مسلخ را قناریان عاشق سکنی شده است ،
 
 گرچه پنجره ها رو به تهی باز می شوند و درختان
 
 را شور بهار مرده ، گرچه صدای پای هیچ سوار
 
عاشقی خواب جاده رابر نمی آشوبد و ثانیه ها را
 
 رمق زنده ماندن نیست ، گرچه شکوه دلاوری مرده
 
 ،بغض حنجره هایمان را میهمان اند و سودای هیچ
 
 شرری در شریان های خشکیده بودنمان نیست ،
 
 آسمان هر شب قصه ابابیل می بارد و سوز
 
طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه یاران را
 
صلای هیچ فریادی نیست که طاعون به جان
 
 شهرمان افتاده که دریوزگان را سروری داده اند و
 
سیاهه فساد جای قرص خورشید را گرفته اما بهار
 
 می آید .پشت تاریک ترین دریچه شهر ، خورشید تو
 
 را می خواند که هیچ میله زندانی به قد قامت
 
خورشید نخواهد رسید که شب اگر تمام دریچه
 
های زیستن را مسدود کرده انتظار نور در ید بیضای
 
 تو ، طلوع را نوید می دهد

هر انسان را از بودن سهمی است و سهم هر
 
 انسان اشاره ای است . تو که چون نمادی بر تارک
 
 فعل آزادی می درخشی سهمی بزرگ از اشاره
 
 مان هستی

باز می گردی می دانیم که با هم به هلهله می
 
نشینیم آزادی را در کوچه های شهر که دیگر هیچ
 
مدرسه ای به زندان تن نمی دهد و هیچ کوچه ای
 
بن بست نخواهد بود. می آیی و همراه تو هی هی
 
 و هی هایمان دل تمامی لاله های باران خورده را
 
می شکند و آنگاه بغض رهای فروخورده شلاقشان
 
 را بر گرده استبداد می نشاند که عمر این دروغ
 
 وضع قتال صفت رو به پایانی است . برای تو تا
 
 رهایی می رویم چرا که آزادی بدون تو ترجمان
 
برده گی است . می دانیم می آیی

مهرنهاد عزیز

 برقرار باش که قرارمان از پایداری توست
مردم بلوچ
مجله الکترونیکی بلوچستان
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 11:15
ديکتاتوري کوچک و بي رحم در شماست 
رئيس دانشگاه کلمبيا به احمدي نژاد: - سه شنبه 3 مهر 1386 [2007.09.25]

ahmadicolombia.jpg
جلسه سخنراني احمدي نژاد دردانشگاه کلمبياي نيويورک، تبديل به جلسه محاکمه رييس جمهوري اسلامي ايران توسط رييس اين دانشگاه شد. لي بولينجر با اشاره به سخنان احمدي نژاد طي دوسال گذشته، به انتقاد ازوضعيت حقوق بشر درايران پرداخت واو را" ديکتاتوربي رحم کوچک" خطاب کرد.

رييس دانشگاه کلمبيا همچنين دستگيري هاله اسنفدياري و کيان تاجبخش وممنوع الخروج کردن پرناز عظيما را غيرقابل توجيه خواند. او با اشاره به اينکه هاله اسفندياري 105 روز درزندان انفرادي بوده است از حبس خانگي کيان تاجبخش به عنواني اقدامي اشتباه نام برد وخواستار بازگشت وي به امريکاشد. محمود احمدي نژاد در پاسخ با وجودي که اظهارات رييس دانشگاه کلمبيا را توهين به خود دانست، اما اعلام کرد ترجيح مي دهد به اين سخنان جواب ندهد و حرف هاي خود را بيان کند.

رئيس دانشگاه کلمبيا در ادامه سخنان خود ازاحمدي نژاد خواست اجازه بدهد تاجبخش ازايران خارج شود. وي همچنين افزود کيان تاجبخش، درترم آينده اين دانشگاه استاد افتخاري دانشکده برنامه ريزي شهري خواهد بود. اظهاراتي که با تشويق ممتد ششصد شرکت کننده دانشجو واساتيد دانشگاه همراه بود.

رييس دانشگاه کلمبيا سپس با خطاب قراردادن محمود احمدي نژاد گفت:" چرا شما درکشورتان مي ترسيد ازشما انتقاد کنند و روزنامه نگاران ومنتقدان را به زندان مي اندازيد؟"

او افزود طي سال گذشته تاکنون 210 نفر درايران دستگير وتحت تعقيب قرارگرفته اند وافراد زيادي درملاء عام اعدام شده اند وايران همچنان به نقض قوانين بين المللي ادامه مي دهد.

او همچنين به اعدام افراد زير هجده سال درايران اشاره کرد که طبق گزارش سازمان هاي حقوق بشري بيشترين تعداددرجهان به شمار ميرود. بازنشستگي زودرس دانشگاهيان موضوع ديگري بود که رييس دانشگاه کلمبيا از آن انتقاد کرد.

وي افزود: "چرا زنان و بهايي ها و همجنسگرايان درکشورشما مورد آزار قرارمي گيرند؟" رييس دانشگاه کلمبيا همچنين افزود همان طور که شما با آزادي اينجا آمديد و با مطبوعات ما مصاحبه کرديد، اجازه بدهيد يک هيات از دانشگاه کلمبيا ودانشجويان به ايران بيايد و به دانشگاه هاي مختلف بروند ودرمورد آزادي بيان صحبت کنند.

موضوع هولوکاست، مورد ديگري بود که مورد اشاره قرارگرفت. رييس دانشگاه کلمبيا خطاب به احمدي نژاد گفت: "شما گفته ايد هولوکاست يک "افسانه ساختگي" است. بعد هم کنفرانس هولوکاست را درتهران برگزار کرديد. شما يا بسيارآموزش ناديده هستيد و يا خيلي تحريک کننده؟ شما 12روزگذشته گفتيد اسراييل نمي تواند به حيات خودش ادامه بدهد وپيش ازاين گفته ايد که اين کشور بايد ازصحنه روزگار محود شود. 12 عضو هيات علمي اين دانشگاه در اسراييل زندگي مي کنند... آيا شما خواستار محو کردن ما ازروي زمين هستيد؟"

وي سپس از محمود نژاد پرسيد: "چرا شما از گروه هاي تروريستي درخاورميانه حمايت مي کنيد؟" او سپس از دخالت هاي ايران درلبنان وعراق و حمايت جمهوري اسلامي از هاي تروريستي سخن گفت. او آنگاه با اشاره به برنامه هسته اي ايران گفت: "چرا شما دربرابرجامعه بين المللي مبارزه طلبي مي کنيد ومردم کشورتان را دربرابرتهديدات بين المللي آسيب پذيرمي کنيد؟ به من گفته شده است اظهارات شما باعث خجالت بسياري ازايرانيان دراينجا شده است." وي سپس به احمدي نژاد گفت: "شک دارم که شما شجاعت روشنفکرانه داشته باشيد که پاسخ بدهيد."

رييس دانشگاه کلمبيا در سخنان خود همچنين با انتقاد ازکساني که خواسته بودند احمدي نژاد به اين دانشگاه دعوت نشودگفت سخنان آنها را مي فهمد اما درهاي دانشگاه بايد به روي آزادي بيان باز باشد: "من در ارتباط با کساني که احساس درد وناراحتي مي کند اظهار تاسف مي کنم، امااين سخنراني هيچ چيزي درخصوص سخنران ندارد، بلکه نشان دهنده حق ما براي شنيدن است. ما بايد بدانيم درچه دنيايي زندگي مي کنيم. ما به سطوح مختلف قدرت دسترسي نداريم ولي درکارساختن فکرهاهستيم."

پيش از وي جان کوتوروث رييس دانشکده اموربين المللي دانشگاه سخناني را ايراد کرد. کوتورث، چندين بار ازدانشجويان خواست صبور باشند و ازبلند شدن خودداري کنند.

احمدي نژاد اما بيشتر درخصوص خدا ،خانواده ومذهب صحبت کرد. به گفته خبرنگاران"پاسخ هاي او خام وناپخته بود ودرحد يک چهره سياسي بين المللي نبود."

حضور روزگذشته محمود احمدي نژاد درنيويورک همراه با شديدترين حملات رسانه هاي جمعي آمريکا، حضور صدها معترض به حضور وي دردانشگاه کلمبيا و همچنين افزايش اظهارات ضد ايراني بود.

درجلوي درب دانشگاه کلمبيا جايي که محمود احمدي نژاد قراربود ساعت يک ونيم بعد ازظهر به سخنراني بپردازد، گروه هاي مختلف دانشجويي وغيردانشجويي با دردست داشتن پلاکاردها وسردادن شعار برضد رييس جمهوري اسلامي ايران وهمچنين برضد برنامه هسته اي کشور، به ابراز مخالفت پرداختند.

ازجمله شعارهايي که روز گذشته در اين تجمعات عليه احمدي نژاد داده شده مي توان به "هيتلر هنوز زنده است"، "ايران را متوقف کنيد" به همراه عکس هايي به صورت "اس اس" که عکس احمدي نژاد برروي آن نقش بسته بود اشاره کرد.

ششصد نفر از اساتيد دانشگاه، دانشجويان ودانشجويان روزنامه نگاري در اين جلسه سخنراني حضورداشتند. شبکه سي ان ان هم بارها از محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهوري "بدنام" ياد کرد.

حضور احمدي نژاد دردانشگاه کلمبيا طي روزهاي گذشته بحث زيادي را درخصوص اينکه آيا اين اقدام دانشگاه کلمبيا درست بوده يا نه برانگيخت.برخي ازکساني که مخالف حضور محمود احمدي نژاد درکلمبيا بودند حتي گفته اند کمک کنندگان به دانشگاه کلمبيا ممکن است دراهداي کمک هاي خود درآينده به خاطر اين اقدام رياست دانشگاه براي فرصت دادن به مردي که به گفته آنان "نهي کننده هولوکاست" وحامي "تروريسم" است، بازنگري کنند. برخي ديگراظهار داشته اند اين کار نشانه آزادي بيان است واو مي تواند اظهارات خود رابيان کند.

برخي از حاضران در اين جلسه و موافقان و مخالفان سخنراني احمدي نژاد، در گفت وگو با شبکه هاي مختلف تلويزيوني آمريکا که گزارش لحظه به لحظه از جلوي دانشگاه کلمبيا مي دادند، دلايل اين دعوت را از مواضع موافق و مخالف بررسي مي کردند. يکي از ميهمانان شبکه فاکس نيوز گفت که اگر به جاي يکي ازاعضاي يهودي هيات مديره دانشگاه بود، استعفا مي داد.

يکي ازدانشجويان دانشگاه کلمبيا درپاسخ اين سوال خبرنگاران که برطبق آزادي بيان که قانون اساسي امريکا آن را تضمين کرده ، احمدي نژاد هم بايد بتواند به بيان اظهارات خود بپردازد گفت:لازم نيست سخنان دروغ شنيده بشود.

احمدي نژاد درجريان پرسش وپاسخ خود گفت: "مي خواهم گلايه کنم ازکسي که بيانيه سياسي را قرائت کرد. ما درايران رسم مان اين است که وقتي کسي را براي سخنراني دعوت مي کنيم به اساتيد اعتماد و فکر مي کنيم نيازنيست قبل ازسخنراني با يک سري ادعاهاسخنران را مورد انتقاد قرار دهيم. براي همين به نظرم متني که خوانده شد بيشترازمن، توهين به اطلاعات شنوندگان بود. بخش هاي سخنراني مملو ازتوهين وغيردقيق بود وفکر مي کنم ايشان تحت تاثير رسانه ها بود که همراه با بي دقتي است. اگر چه من تحت تاثير اين رفتارغير دوستانه نيستم."

او افزود: "اگر هولولکاست درست بود چرا نمي گذارند محققين درمورد آن از جنبه هاي مختلف تحقيق کنند. سوال من اين بود چرا محققيني که مي خواهند تحقيق کنند بايد زنداني شوند؟ الان محققيني در اروپا که به دليل تحقيق در اين مورد درزندان هستند. چرا ما اجازه اين کار را مي دهيم. به من گفتند که به اندازه کافي تحقيق شده است اما مگر درمورد مباحث مربوط به فيزيک به اندازه کافي تحقيق نشده است؟"

"سوال دوم بود که فرض کنيم اين اتفاق افتاده است؟ اين اتفاق دراروپا اتفاق افتاده حالا مردم فسبطني چه گناهي کرده اند که بايد براي آن هزينه بپردازند. آنها درجنگ جهاني دوم نقشي نداشتند وبا جامعه يهوديان زندگي مي کردند. درحال حاضر يهوديان ومسيحيان ومسلمانان درسراسر جهان باهم زندگي مي کنند. چرا بايد با يک دانشگاهي مثل من با توهين مواجه شود؟ اين است آزادي بياني که از آن سخن مي گوييد؟"

او سپس درخصوص انرژي هسته اي گفت: "اساسنامه آژانس مي گويد همه کشورها حق دارند از انرژي هسته اي برخوردارباشند."

احمدي نژاد درپاسخ به بدرفتاري با همجنس گرايان هم گفت اين موضوع درايران اساسا وجود ندارد برخلاف کشور شما. اين سخن احمدي نژاد با خنده حاضرين وهو کردن مواجه شد.

در حاشيه جلسه

محمود احمدي نژاد در ساعت 13:30 ظهر در آمفي تاتر لورنا سخنراني داشت اما درب اصلي و محوطه دانشگاه از 10 صبح شلوغ بود.ماموران امنيتي به طور محسوس به غربال ورود افراد مشغول بودند و تنها خبرنگاران و افرادي که دانشجو يا استاد دانشگاه کلمبيا بودند اجازه ورود داشتند.

جلوي درب دانشگاه، تعداد بسيار زيادي از گروههاي مخالف احمدي نژاد گرد آمده بودندکه ضمن پخش اعلاميه و بروشور،به سخنراني هاي اعتراضي نيز مشغول بودند.

يک گروه از تظاهر کنندگان، جوانان ايراني بودند که با حمل عکس هاي اعدام هاي اخير در ايران،تصاوير دانشجويان زنداني و ..... مخالفت خود را با سفر و سخنراني احمدي نژاد اعلام مي کردند و خواستار آزادي هر چه سريعتر زندانيان بودند.

در ميان تجمع خبرنگاران در جلوي درب دانشگاه کلمبيا گروههاي يهودي نيز حضور داشتند که با در دست داشتن پرچم اسرائيل، احمدي نژاد را هيتلر زمانه مي خواندند و مخالف سخنراني احمدي نژاد بودند.

در ميان پلاکاردهاي ايرانيان جملاتي نظير: "احمدي نژاد رئيس جمهور مردم ايران نيست" ديده مي شد.

از درب ورودي دانشگاه که رد مي شدي تازه هجم مخالفت ها ديده مي شد. سرتاسر مسير با پلاکاردها و کاغذهاي بسيار در کف پياده رو ها، روي تيرهاي چراغ برق و ديوارها و درختها پوشيده شده بود که هر يک نشان ازگرايش فکري يک گروه دانشجويي داشت. يکي با جنگ ايران مخالف بود، ديگري نوشته بود احمدي نژاد بد است و بوش بدترين و ...

يکي از مراکز تجمع دانشجويان در مقابل کتابخانه بزرگ و تاريخي دانشگاه کلمبيا بود که هر يک به سخنراني مي پرداختند.يکي از آنان گروه بهائياني بودند که به اخراج دانشجويان بهايي از دانشگاههاي ايران اعتراض داشتند.

گروه ديگر مخالفان جنگ بودند که سخنگوي آنان مي گفت: امروز رئيس جمهور ترکمنستان نيز در اين دانشگاه سخنراني دارد. وي يکي ديگر از ديکتاتورهاي دوران ماست اما سخنراني وي اينچنين بازتابي نيافته است. دليل اين امر آماده سازي افکار عمومي براي جنگ به ايران است. ما نبايد اجازه دهيم اشتباه عراق دوباره تکرار شود و تعداد زيادي سرباز عراقي کشته شوند.

گروه طرفدار حقوق بشر در سخنراني خود به موارد مختلف نقض حقوق بشر در ايران اشاره مي کردند: "خبرنگاران در شرايط بسيار سخت به سر مي برند.افراد غير مسلمان شيعه دچار مشکلات فراوان هستند و اينهاي تنها به اين دليل است که اين آقا خودخواه است."

در اين ميان تعدادي از دانشجويان ايراني به گفت و گو با روزآنلاين پرداختند. کاري که جملگي با ديگر رسانه ها نيز کردند تا به گفته آنها"خفقان در ايران" به تصوير کشيده شود.

يکي از آنان موافق سخنراني احمدي نژاد است: "من موافق احمدي نژاد نيستم اما به نظرم بهتر است اجازه دهند وي سخنراني کند.اشکالش چيست. مگر نمي گويند اينجا کشوري آزاد است و آزادي بيان حاکم است پس چرا او صحبت نکند.
وي که دختري محجبه است ادامه داد: حداقلش آن است که دانشجويان از نزديک و به دور از جنجال سازي هاي رسانه اي به حرفهاي وي گوش مي دهند تا ببينند حرفش چيست.

دختر ديگري بحث را ادامه مي دهد: اينجا کشور آزادي است و آزادي بيان هم هست اما نه براي کسي که به آزادي بيان اعتقادي ندارد.اگر محمود احمدي نژاد به مخالفان خود نيز اجازه مي داد تا صحبت کنند و نظارتشان را بگويند او نيز شامل اين حق مي شد اما وقتي شخص وي به اين حقوق انساني اعتقادي ندارد چرا بايد شامل خود وي شود؟

پسر ايراني ديگري مي گويد: به نظر من بهتر بود حالا که کار از کار گذشته و از او دعوت شده از مخالفانش نيز دعوت مي شد تا به گفت و گو بپردازند.در آنصورت جلسه خوبي مي بود و کلمبيا حرکت ماندگاري انجام داده بود.

يک حياط جلوتر از محل سخنراني دانشجويان، در مقابل چمن بسيار وسيعي، نمايشگر بسيار بزرگي قرار داشت که سخنراني احمدي نژاد به صورت مستقيم از آنجا پخش مي شد . بيش از 2000 نفر در آنجا حاضر بودند.

پيش از آغاز مراسم، دانشجويان و اساتيد يهودي حاضر در دانشگاه حلقه اي تشکيل دادند و با هم سرود سلام اسرائيل را خواندند در حاليکه بر روي کاغذي بزرگ نوشته شده بود: "چه کسي مرد واقعي است؟ آنکه دروغ مي گويد و واقعيت را نمي بيند؟"

اما از سوي ديگر سخنان احمدي نژاد در خصوص فلسطين با تشويق حاضرين روبرو شد. وي در پاسخ به سوالي در خصوص نفي هولوکاست و خواست محو اسرائيل از روي کره زمين گفت: ما عاشق ملتها هستيم و با اسرائيل هم مشکلي نداريم حرف ما اين است که چرا ميليونها فلسطيني به مدت 60 سال بايد از حقوق انساني خود محروم باشند.

دانشجويان در چند مورد ديگر هم احمدي نژاد را مورد تشويق قرار دادند.يکي از آن موارد، دعوت احمدي نژاد از دانشجويان دانشگاه کلمبيا به ايران بود که گفت: من خودم چهره دانشگاهي هستم.شما را به ايران دعوت مي کنم تا به هر کدام از دانشگاههايي که خواستيد برويد و با دانشجويان صحبت کنيد تا چهره واقعي ايران را ببينيد.

احمدي نژاد در پاسخ به سئوال يکي از اهالي داخل سالن در خصوص وضعيت زنان در ايران گفت:" شما بايد به ايران سفر کنيد تا ببينيد که زنان ما در چه ميزان رضايت از زندگي به سر مي برند. ما هيچ مشکلي با زنانمان نداريم و تکريم به مادر يکي از رسوم سنتي ما محسوب مي شود که دست مادر را فرزندانش مي بوسند.

يکي از زنان ايراني حاضر در جلوي درب دانشگاه کلمبيا در اينجا به صداي بلند دليل آمدن خود به آنجا را قوانين ضد زن محمود احمدي نژاد عنوان کرد۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

«روز»‌

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 14:45
مدیران دانشکده های بلوچستان | بلوچستان 
مدیران دانشکده های بلوچستان:
دانشکده مهندسی برق و کامپيوتر
محمود اوکاتی صادق
دانشکده مهندسی:

دکتر عبدالرضا صمیمی

دانشکده علوم:

دکتر رحمت ا.. لشکری پور

دانشکده ادبیات و علوم انسانی:

دکتر عبدالله واثق عباسی

دانشکده افتصاد و علوم اداری:

دکتر بدرالدین اورعی یزدانی

دانشکده هنر:

دکتر سيد رسول موسوی حاجی

دانشکده علوم تربیت و روانشناسی:

مهوش رقيبی

دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

دکتر حسین نگارش

کشاورزی و منابع طبیعی سراوان:

محمد رضا طاهری

http://www.taftaan.mihanblog.com/
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 4:25
بلوچها چه می خواهند ؟ | بلوچستان 
بلوچستان ایران، دومین استان بزرگ این کشوراست . بلوچ ها به جز ایران دربسیاری ازمناطق جهان به خصوص پاکستان ،افغانستان ،ترکمنستان ،کشورهای حوزه خلیج فارس ،شرق افریقا (تانزانیا وکنیا)وهمچنین کشورهای اروپایی وآمریکایی سکونت دارند. بلوچ ها ازاقوام دیرپاوکهن ایرانی هستندکه درباروری وغنای تمدن ایرانی و اسلامی همچون سایراقوام این سرزمین باستانی نقشی ماندگارازخودبرجای نهاده اند.اما امروزه بدون شک درمیان اقوام ایرانی« بلوچ ها»ازهمه کمتر شناخته شده  ومظلوم ترواقع شده اند.که این شناخت کم دلایل سیاسی،اجتماعی وتاریخی خاص خود رادارد.هرگاه این کمبودرادرکناراطلاعات مخدوش ازقوم بلوچ در جامعه ایرانی درنظربگیریم ،می توان گفت:تصورعمومی ازبلوچستان ومردم آن باقاچاق موادمخدر پیوند خورده است.

این جفایی است که بلوچ ها بدلیل همسایگی  با دوکشورپاکستان و افغانستان به عنوان بزرگترین شاهراه ترانزیت وتولید موادمخدر می باید تحمل کنند. ودر این میان رسانه های خبری واطلاع رسانی داخلی با پخش وانتشار برنامه های خاص براین تصور شدت می بخشند. بلوچ هادرطول تاریخ همیشه درمقابل هجوم فرهنگی و نظامی بیگانگان به میهن عزیز ،  ایستادگی ومقاومت نموده اند.

زبان بلوچی یکی ازباستانی ترین زبانهای ایرانی بوده واهل نظر آن رامنطبق بامتون اوستا (قدیمی ترین سند ادبیات ایران )میدانند.زبان بلوچی توانسته بسیاری ازواژه های اصیل ایران قدیم راتاکنون بدون تغییر حفظ نماید. بعدازظهور اسلام این قوم باجان ودل این دین الهی و ضدطبقاتی راپذیرفته و«سیاه سوار بلوچ»که یکی ازامرای یزدگرد سوم(شاه ساسانی) بوده ،بعدازپذیرش اسلام وملحق شدن به سپاه مسلمانان ،نقش مهمی در گسترش اسلام وسرنگونی حکومت ساسانی داشته است .

قبل ازانقلاب ودر دوره رژیم پهلوی ،بلوچستان محرومترین منطقه ایران بوده و وضعیتی نابسامان داشته و ژاندارمهاوخوانین همه کاره اموربودند.حتی بلوچها ازحق پوشیدن لباس محلی درمراکز دولتی هم محروم بودند.

با پیروزی انقلاب ،باتوجه به موقعیت جغرافیایی« بلوچستان» می توانست منطقه آسیب پذیری برای نظام نوپای انقلاب باشد.ولی بلوچها هرگز نخواستندمسیر خود راازهموطنانشان جداکنند وانقلاب اسلامی راضربه پذیر کنندودرهرمقطعی همچون جنگ تحمیلی درصحنه حضورداشتندوازوطن خود دفاع کردند.

پس ازجنگ و باشروع دوران سازندگی مردم بلوچستان انتظارداشتند،دولت وقت درصدد رفع محرومیت ، برقراری عدالت اجتماعی وتوسعه منطقه برآید.امامتاسفانه هیچ گرهی ازمشکلات آنهاگشوده نشدوآماربیکاری،فقرواعتیاد روبه افزایش گذاشت.

بلوچستان سرزمینی است بااستعدادهای بالقوه انسانی وطبیعی که متاسفانه به محرومترین نقطه ایران بدل شده است . واکنون نسل جوان بلوچ وارث کوهها ودشت هایی است که کار زیربنایی درآنها درحداقل ممکن انجام شده است وبیکاری به معنای واقعی کلمه دراین دیار بیداد می کند واین معضل وحشت زا،درکنارمعضلات اجتماعی همچون اعتیاد جوانان بلوچ را درو می کند.

اگرکشورهای نفت خیزعربی در همسایگی نبودند،خدامیدانست مردمان این مرزوبوم چگونه روزگار راسپری می کردند.جوانان بلوچ ،گروه گروه به آن سوی دریاها کوچ می کنند تاشایدلقمه نانی به چنگ آورند ،کوچ بلوچها قصه ای است پرغصه ،داستان هجرتی حزن آور. بیش ازیکصد هزارنفراز بلوچ های ایران به علت بیکاری و فقر به کشورهای  حوزه خلیج فارس وبا دیگرمناطق جهان رفته ودرآن مناطق مشغول به کارهای سخت وطاقت فرسا می باشند.

 بعدازروی کارآمدن دولت اصلاحات (1376)وفضای جدیددرجامعه ،امیدی دردل جوانان بلوچ جوشید وآنان باورکردندکه جایگاهی برای آنها در نظر گرفته می شود وبه مشکلات آنها توجه می شود ،اما آن تحقق پيدانکرد.

مهمترین خواسته ومطالبه بلوچ های ایران به عنوان یک شهروند ،اجرای کامل قانون اساسی به عنوان میثاق ملی خصوصا اجرای اصول 12،15و19و رفع تبعیضات قومی ، احترام به حقوق انسانی و شهروندی،انتشارکتب ونشریات بلوچی،رادیووتلویزیون محلی ،تدریس زبان مادری درمراکزآموزشی وتوزیع عادلانه ثروت وقدرت بین همه اقوام ایرانی ورفع محرومیت ازاین منطقه است. مردم بلوچستان که مرزدارواقعی نظام جمهوری اسلامی  ایران عزیز هستند سزاوارلطف وعنایت حکومتندودرپایان امیدواریم با تحقق این حقوق اجتماعی وفردی شاهدمشارکت بلوچ ها درتصمیم گیریهاوتصمیم سازیهاوتوسعه پایدار وهمه جانبه این خطه محروم باشیم .   

          

نویسنده :ف نhttp://www.taftaan.mihanblog.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 4:18
سرقت مسلحانه, يکي از بزرگترين واحدهاي طلافروشي شهرستان سراوان | بلوچستان 

طبق گزارشي دريافتي,صبح روز یکشنبه مورخ یکم مهر ماه هشتاد وشش, 5 نفر مسلح که با نقاب چهره خود را پوشانده بودند با یورش به یکی از بزرگترین واحدهاي طلا فروشی شهرستان سراوان تمامی جواهر آلات و زیور آلات و وجه نقد موجود در این مغازه را به یغما برده و با شکاندن شیشه و تیر اندازی و ایجاد رعب و وحشت صحنه را تر ک ميکنند

اين اتفاق زماني ميافتد که هزاران نفر از نيروهاي مسلح رژيم در حال برگزاري "هفته دفاع مقدس" ميباشند.

  ,گفته ميشود که پلیس و نیروهای اطلاعاتی در حال جستجو و تحقیق در این مورد هستند ,اما از آنجائيکه اعتماد مردم نسبت به ارگانهاي نظامي حکومتي سلب شده , ديگر به اين قول و قرارها باور ندارند.
 

گزارش راديو بلوچي اف ام

 20070923

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 4:15
تصاویر دو طبه خائن 

عبدالرحیم فیضی

اسماعیل خسروی

تصاویر فوق مربوط به دو طلبه خائن و منافق و خود فروخته می باشد که برای حاصل کردن چند تومانی ایمان و دین خود را فروخته و توسط وزارت اطلاعات خریداری شدند و حضرت شیخ الحدیث و التفسیر مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله را به وسیله مواد سمی کشنده به شهادت رساندند.سایت دلاورhttp://delaavar.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 4:10
شهيد يوسف شه بخش | بلوچستان 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 12:36
قاضی رژیم خطاب به زنان: منظورتان از برابری "می خواهید چهار تا شوهر داشته باشید" 

سایت تغییر برای برابری: گزارش اعتراض و دادخواهی پنج تن از دستگیرشدگان کارگاه آموزشی خرم آباد به همراه برخی دیگر از اعضای کمپین در مراجعه به قوه قضائیه

شنبه31 شهریور 1386

به خانه شخصی مان یورش آوردند، به حریم خصوصی مان تجاوز کردند، با خشونت و توهین همه را در اتاقی چپاندند و کاملا لخت و عور کردند، جلسه آموزش حقوقی مان را مجلس لهو و لعب نامیدند و در بازداشتگاه ساعت ها مورد بازجویی و تحقیر قرار دادند، قاضی شرع خرم آباد با لباس روحانی، مکرر ما را مورد تهمت قرار می داد که منظورتان از تغییر قوانین این است که می خواهید چهار تا شوهر داشته باشید...

این مضمون دادخواهی 5 تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء بود که در مراجعه به قوه قضائیه اظهار شد.

تعدادی از اعضای کمپین یک میلیون امضا در پي حمله به کارگاه آموزشی کمپین در خرم آباد و دستگیری کلیه اعضای شرکت کننده در این کارگاه، با ارسال نامه اي اعتراضی به رئيس قوه قضاييه خواستار پیگیری برخوردهای خشونت آمیز نیروهای امنیتی با فعالان کمپین یک میلیون امضاء در خرم آباد شدند.

صبح روز چهارشنبه 28 شهريور ماه ، خدیجه مقدم، شهلا انتصاری، طلعت تقی نیا، سوسن طهماسبی، ناهید میرحاج، ناهید کشاورز، پرستو الهیاری، محبوبه حسین زاده به همراه پنج تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء که در خرم آباد در جریان کارگاه آموزشی حقوقی کمپین بازداشت شده بودند (یعنی نازلی فرخی، منصوره شجاعی، زارا امجدیان، جلوه جواهری و نفیسه آزاد) نامه اعتراضی خود را به دبیرخانه قوه قضائیه ارائه دادند تا با ثبت این نامه، خواستار پیگیری این مسئله توسط آقای شاهرودی شوند. ابتدا از گرفتن نامه امتناع کردند اما خدیجه مقدم در اعتراض به عدم ثبت نامه گفت: «ما شهروندان این مملکتیم و می خواهیم حتما این نامه را بگیرید و بدانید که چه کارهای غیر قانونی صورت می گیرد ضمن اینکه شکایت داریم».

آنان در مراجعه خود به دبیرخانه قوه قضائیه به دفتر مشاور حقوقي قوه قضائیه ارجاع داده شدند. از آنجا نیز نامه به رئیس دبیرخانه ارجاع شد و پنج تن از اعضای بازداشت شده کمپین این فرصت را یافتند تا در حضور رئیس دبیرخانه که خود یکی از اعضای گروه ملاقاتهای مردمی آیت الله شاهرودی است، موارد اعتراض خود را مطرح کنند.

دکتر حکیمی، معاون رئيس قوه قضاييه كه 22سال سابقه تدریس در رشته حقوق و تهیه لایحه ایجاد دادگاه های اطفال را در کارنامه خود دارد، پس از توضيحات اعضاي كمپين درباره برخوردهاي صورت گرفته با فعالان اين حركت، گفت:«خواسته های شما به حق است و کارتان، کار جالبی است و دفترچه های کمپین نيز خلاف حقوق شهروندی نیست.»

وي همچنين توصيه کرد برای برخوردهاي نادرستي که قاضی دادگاه خرم آباد با دستگیر شدگان داشته است، به دادسرای انتظامی قضات شکایت شود. پس از توضيحات جلوه جواهری، در رابطه با برخوردهاي صورت گرفته با اعضاي كمپين در خرم آباد، دكتر حكيم كه سخت متاثر شده بود، گفت:« به دادگاه قضات شکایت کنید. نباید با شما که برای منافع جامعه خود و حقوق زنان تلاش می کنید این گونه برخورد شود، مسئولان بايد به جای ممانعت از شما حمایت کنند.»

دکتر حکیمی ادامه داد:« شما، جای دختر من هستید. چرا باید برای یک کارگاه آموزش حقوق زنان که آن هم در خانه شخصی برگزار شده به این صورت به شما حمله کنند و با این وضعیت بد شما را به بازداشتگاه ببرند». وی سپس خطاب به حاضران ادامه داد: «من هم از تغییر این قوانین خوشحال مي شوم چون در آن صورت قانون می تواند بر فرض مثال از خواهر من که استاد دانشگاه است در مقابل شوهرش دفاع کند و مسلما این موضوع باعث خوشحالي ام می شود.»

معاون رئيس قوه قضاييه سپس پيشنهاد داد با مراجعه به ستاد حقوق بشر که وابسته به قوه قضائیه است، اين مسئله پيگيري شود و فشارهای موجود از سوی سیستم های امنیتی بر فعالان کمپین در جلسات مشترك با آنان طرح شود.

وی با شنيدن تهمت هایی که از سوی قاضی دادگاه خرم آباد به فعالان کمپین زده شده مبنی بر این که شما چهار تا شوهر مي خواهيد، گفت:« اين چه حرفي است؟ این برخوردهای شخصی را نباید به حساب همه سیستم قضائی بگذارید. »

پس از آن، مجددا این گروه 13 نفره که از صبح چهارشنبه به دفاتر مختلف قوه قضائیه رجوع کرده بودند به مركز پيگيري و نظارت بر شكايات مردمي قوه قضاييه (واقع در پل رومي) مراجعه كردند. در آنجا هم نامه اعتراض به واقعه خرم آباد پذيرفته نشد و در مقابل اصرار اعضا، اجازه دادند تا به صورت حضوري مشكل شان طرح شود و به این طریق به ثبت رسمی نامه اعتراضی خود امیدوار شوند.

هرچند مسئول پيگيري نامه ها در اين مركز قول پيگيري داد و گفت در جلسه روز شنبه كه با حضور رده هاي بالاتر تصميم گيري برگزار مي شود، نامه اعتراضی آنان را نيز مطرح خواهد کرد. او دفترچه حقوقی كمپين را ضميمه نامه کرد و وقتي یکی از اعضاي كمپين، دفترچه ديگري به او داد تا به دست همسرش برساند، گفت:« همسر من خودش حقوق مي خواند و هميشه اعتراض دارد كه چرا ديه من نصف يك مرد است؟ چرا ارث من نصف است؟ چرا...»

اعضاي كمپين در ادامه پيگيري اين نامه اعتراضي به ستاد حقوق بشر قوه قضاييه مراجعه كردند. آنان متوجه شدند که این ستاد در جريان دستگيري اعضاي كمپين و دیگر فعالان جنبش زنان قرار دارد و یکی از مسئولان این ستاد یعنی آقای دانایی فر در جریان پرونده بسياري از افراد حاضر در این گروه 13 نفره قرار دارد. ایشان در این رابطه گفت که براي آزادي آنان بارها با دادستاني تماس گرفته است.

در اين دیدار زارا امجديان، جلوه جواهري،منصوره شجاعي و نفيسه آزاد در مورد برخوردهاي خشن و توهين آميز نيروي انتظامي در حمله به كارگاه خرم آباد اطلاعات لازم را ارائه کردند و از تهمت به اعضاي كمپين و به ویژه از برخورد تحقیرآمیز نیروهای امنیتی و انتظامی مبنی بر لخت كردن دخترهاي شركت كننده در كارگاه آموزشی، به بهانه بازرسي بدني در جلوي چشم ديگر زنان شکایت کردند. آنها این نکته را نیز اضافه کردند که «مسئولانی که ما را بازداشت کردند می گفتند براي اجتماع بيش از دو نفر حتي در خانه هم بايد مجوز گرفته شود».

آقای دانائي فر با اظهار تاسف و تعجب از چنین برخوردهایی گفت:« اين حرف يعني چي؟ پس اعضاي يك خانواده هشت نفره هم بايد براي حضور در خانه خودشان، مجوز بگيرند؟»

وي به کلیه اعضای کمپین یک میلیون امضاء که به این دفتر مراجعه کرده بودند پیشنهاد داد که همه موارد تهديد و فشار عليه فعالان كمپين از دستگیری های مختلف در پارک ها گرفته تا تهدیدهای تلفنی و مراجعه به خانه ها برای جلوگیری از برگزاری کارگاه ها و برنامه ها در خانه ها و نیز واقعه كارگاه خرم آباد را با ذكر جزئيات مكتوب کنند و با چند نماينده، نامه را براي پيگيري به اين ستاد تحويل دهند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:55
همزمان با آغاز سال جدید تحصیلی؛ احمدی نژاد دستور بستن فضای دانشگاه ها را صادر کرد 

امير کبير: در آستانه سال جدید تحصیلی دانشگاه ها اقدامات دولت نهم برای بستن فضای دانشگاه ها بیشتر می شود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر برخوردهای صورت گرفته در دولت نهم و به ویژه در یکساله اخیر در راستای سیاست های محدود کننده دولت احمدی نژاد در دانشگاه ها می باشد. گفته می شود محمود احمدی نژاد در نامه ای خطاب به زاهدی وزیر علوم ضمن نگرانی از وضعیت دانشگاه ها دستور اکید صادر کرده است که فعالیت های گروه های مستقل دانشجویی از جمله انجمن های اسلامی، انجمن های علمی، شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی – هنری هر چه محدودتر شود و با فعالان دانشجویی در حوزه های مختلف به شدت برخورد شود. به همین منظور کمیته ای متشکل از نماینده وزارت اطلاعات، وزارت علوم، نماینده نهاد رهبری در دانشگاه ها و نمایندگان تعدادی از نهادهای امنیتی موازی تشکیل شده است.

در این کمیته که به منظور کنترل بیشتر فضای دانشگاه ها تشکیل شده به کلیه واحدهای بسیج در دانشگاه ها ابلاغ شده که به همراه کارکنان حراست در دانشگاه ها از اعتراضات دانشجویی مدارک لازم (اعم از فیلم و عکس) را تهیه و به کمیته های انضباطی ارسال کنند تا در آن کمیته ها روسا و مسئولین دانشگاه ها با توجه به اختیار زیادی که برای برخورد با دانشجویان فعال به آنها داده شده است، به صدور احکام سنگین برای آنها بپردازد تا ضمن ایجاد مشکل آموزشی برای دانشجویان فعال، موجب ایجاد رعب و وحشت در بین سایر دانشجویان نیز شود. ضمن اینکه عملا نیروهای بسیج در دانشگاه ها اقدام به صحنه گردانان اصلی دانشگاه ها شده اند و بسیاری از امور دانشگاه ها توسط بسیجیان صورت می گیرد. از دیگر اقدامات کمیته ستاره کردن دانشجویان شرکت کننده در آزمون کارشناسی ارشد و یا همچنین تبعید آنها به شهرهای دیگر و دارای مرتبه علمی پائین تر علیرغم داشتن صلاحیت علمی با توجه به آزمون کنکور برای قبولی در دانشگاه های معتبرتر است.

در همین راستا این کمیته بنا را برخورد با دانشگاه هایی که دارای فضای دانشجویی فعال می باشند، گذاشته است که از جمله این دانشگاه ها می توان به دانشگاه پلی تکنیک، تهران، علامه طباطبایی و شیراز اشاره کرد که حجم اقدامات امنیتی انجام شده در این دانشگاه ها بسیار بالا می باشد. به خصوص در دانشگاه پلی تکنیک حجم عظیم برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان حاکی از آن است که کمیته مزبور توان اصلی خود را در جهت بستن فضای پویای دانشجویی این دانشگاه که در بین سایر دانشگاه ها به عنوان دانشگاه مرجع برای فعالیت های دانشجویی شناخته می شود گذاشته است. این اقدام با این ایده صورت می گیرد که اگر دانشگاه پلی تکنیک بسته شود سایر دانشگاه ها نیز دچار خفقان خواهند شد.

اما اقدامات انجام شده توسط دانشجویان در یکساله اخیر در جهت مقابله با این اقدامات و با توجه به امکانات جنبش دانشجویی نشان از موفقیت دانشجویان در مقابل کمیته مزبور دارد که اوج آن را می توان در اعتراضات صورت گرفته در برنامه سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک، سخنرانی پور محمدی و باهنر در دانشگاه شیراز و معارفه عمید زنجانی در دانشگاه تهران اشاره کرد.

به نظر می رسد در عین حال که کمیته کنترل کننده سعی در بستن هر چه بیشتر فضای دانشگاه ها در سال تحصیلی جاری دارد دانشجویان دانشگاه های مختلف نیز با استفاده از تجربیات سال گذشته سعی در مقابله هر چه بیشتر با اقدامات محدود کننده کمیته مزبور و سیاست های محمود احمدی نژاد در دانشگاه ها را دارند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:54
مهر ما آغاز يك فصل جديد 

  مهر ما آغاز يك فصل جديد

                                                                 آغاز  حركت و تكاپويي نو! 

               

باز گشايي مدارس بر تمامي دانش آموزان و معلمان مبارك باد
در سال جديد تحصيلي براي همگي شما آرزوي موفقيت روز افزون داريم

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:52
مگـر مهرنهاد چه کرد که چنین رفتار غیر انسانی در حق او روا داشتند ؟  

به نقل از یک سایت بلوچی:

اگر بینی که نابینـا به چاه است          اگر خاموش بنشینی گناه است

اسب زمان بی محابا میتازد و فرصت ها از دست میرود ، اگر دیـربجنبیم روزی خواهد رسید که هیچ امیدی پیش روی خود نمی بینیم.

اما اجازه بدهید ننویسم که دیگر این ملک و مملکت جای نوشتن نیست چرا که  دست بر قلم ها کنج عزلت گزیده و به بنـد کشیده شده اند

مگـر مهرنهاد  چه کرد که چنین رفتار غیر انسانی در حق او روا داشتند ؟

مگر رویا نازنین بلوچ چه خطری  برای این رژیم داشت

مگر امیـدی به آزادی دانشجویان شجاع میرود ؟

مگر کارگران بافت بلوچ چیزی غیر از احقاق حق خود طلب کرده بودند ؟

مگر کپرنشینان چابهار جانیـان بالفطره بودند که چنین مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ؟

اینها همه گواه صادقی است که نباید " بایدها " را نوشت

امروز به یقینی رسیدیم که نمی توانیم آن را نادیده بگیریـم به اینکه در سایه ی یک استبداد واقعی بسر می بریم استبدادی که تلخترین وجه آن سوءاستفاده از نام اسلام است ، اگر حکومتی واژه ی اسلامی را یدک نکشد و این همه ظلم و فساد و تباهی در سایه اش مشهود باشد قابل تحمل تر است تا حکومتی با پسوند اسلامی چنیـن بر مردم بتازاند که هیچ طیف و قشر و دسته ای از گزندش در امان نباشد .

ای کاش مسلمانان به جای اینکه پرچم کشورها را  پالان خر کنند و در شهر  رژه روند وسفارتخانه ها را به آتش کشند  غیرت به خرج میدادند و نمی گذاشتند  دین ملعبه دست پاره ای دین فروش قرار گیرد و تعلیمات عزت بخش آنرا چنان مسخ کنند که به عوض سرفرازی و کمال ، سرافکندگی ببار آورد

 

بنشینیم و بیندیشیم!
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟

جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم.
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!مبارز بلوچ

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:45
تنها راه ایجاد امنیت اجرای عدالت واقعی ورفع فقر وتبعیض وبیکاری وبی سوادی می باشد  

 

یعقوب مهرنهاد :

تنها راه ایجاد امنیت اجرای عدالت واقعی ورفع فقر وتبعیض وبیکاری وبی سوادی می باشد .

اعضاء انجمن جوانان صدای عدالت و رهبر این تشکل ( یعقوب مهرنهاد )  همواره حق و حقوق بر باد رفتهی ملت را فریاد زدند . دفاع از حق وظیفه ی هر مسلمانی است آنان نباید مورد خشم و بی مهریحکومت قرار می گرفتند چرا که دولتی موفق است که به خواسته های مردم و انتقادهای سازنده ی آنان پاسخ مثبت دهد نه اینکه با بازداشت و سرکوب منتقدان موجبات بدبینی و نارضایتی را فراهم آورد .

 آنان ا هل قلم بودند ، اهل گفتگو نه مبارزه مسلحانه ای در کار بود و نه شورش و خونریزی . انجمن جوانانصدای عدالت از نزدیک درد و رنج ملت را حس کرده بود با فقر ، بیکاری ، بی سوادی ، مواد مخدر وهزاران معضلی که مردم استان را تهدید می کرد آشنا بود و بارها و بارها از مسئولین خواست تا فکریاساسی بیندیشند . مردم این استان حق دارند در امنیت و آرامش کامل زندگی کنند . اگر حس تبعیض وبی عدالتی در وجود این ملت نبود هرگز گروه های مسلحی که موجب ترس و وحشت مردم می شوند وخون بی گناهان می ریزند شکل نمی گرفت البته زمانی که با جامعه مدنی چنین برخوردهایی می شود و دبیر کل نهادی مردمی بیش از ۵ ماه در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد تشکیلچنین باندها و گروه هایی عجیب و دور از ذهن نیست با وجود چنین برخوردهایی چگونه می  توان از ملت توقع داشت خواسته هایشان را با زبان قلم و منطق بیان کنند نه با خون و خونریزی . انجمن جوانان صدای عدالت بارها و بارها خواسته های ملت را فریاد کرد اما افسوس که به جای تشویق و توجه مانع فعالیتش شدند

http://www.rojabaluch.blogfa.com/ 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:41
بی خبری از وضعیت یعقوب مهرنهاد فعال دربند پس از ۴۰ روز اعتصاب غذا 
 

 بنا بر گزارشات رسیده در حالیکه نزدیک به ۴۰روز از آغاز اعتصاب غدای یعقوب مهرنهادمی گذرد، هیچ خبری از وضعیت سلامتی آنان در دست نیست و مسولان زندان از ارائه هرگونه خبری در این خصوص خودداری می کنند.این در حالیست که چند روز گذشته اخبار نگران کننده ای راجع به وضعیت وخیم سلامتی این فعال مدنی منتشر شده بود.گفتنی است یعقوب مهرنهاد طی روزهای بازداشت خود توسط تیم امنیتی پرونده تحت شکنجه های قرون وسطایی برای اعتراف به گناه ناکرده قرار داشته اند که در آنها حتی از شلاق و کابل هم برای شکنجه استفاده شده بود.وی در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده و نیز اعمال شکنجه و فشار برای اخذ اعتراف دست به اعتصاب غذا زده است.البته خبری دقیقی در این باره در دست نیست و خبر فوق بر اساس گزارشات مردمی مندرج شده است.

http://mobarez58.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 13:38