تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
مصاحبه رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران  
به نام خدا
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که امیر عبدالمالک بلوچ رهبری جنبش بعد از ظهر چهارشنبه ۱۸ مهر ماه ۱۳۸۶ساعت ۲۱با تلویزیون پیام آزادی مصاحبه دارند.

هموطنان می توانند این برنامه را از طریق ماهواره در تل استار ۱۲

Satellite:TelStar 12
FREQ: 12615
SR: 11939
POL: VER
FEC:2/3

Channel Name:Payam TV

 ببینند و یا از طریق انترنت هم با مراجعه به سایت زیر مشاهده نمایند.

http://www.payameazadi.com/ دلاور

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 14:31
توهينات اخير تلويزيون حکومتي به اهل تسنن و موجي از اعتراضات از طرف جامعه اهل سنت /گزارشي از "س.س" گز 

رژیم جمهوری اسلامی  که  فریاد  وحدتش گوش جهانیان را کر نموده  و همیشه آمریکا و انگلیس را مسبب تفرقه بین مسلمین معرفی می کند و امسال را نیز مثلا  بنام سال" اتحاد ملی" و" انسجام اسلامی" نامگزاری نموده, یک بار دیگر در اقدامی کاملا تفرقه آمیز در "شبکه سوم سیما" در برنامه ای تحت عنوان "ماه عسل"که در غروب  سه شنبه  10 مهر 1386 پخش شد, با پخش سخنان  شخصی که خود را دانشجوی علم حدیث و امام جمعه  سابق اهل سنت یکی از مساجد یمن ( که از تکلم روانش به زبان فارسی معلوم ميشد که مدت زیادی در ایران سکونت داشته ) معرفی کرد,که دست از کفر(سنی بودن) و دشنام دادن به حضرت علی برداشته و شیعه شده !

وی با این سخنان سعی داشت به مخاطبین بقبولاند که اهل سنت به حضرت علی  ناسزا می گویند  و این در حالیست که همگان می دانند اهل سنت چه احترامی برای خلیفه چهارم حضرت علی قائلند.

 شخص که خود را سنی شافعی (بعدا نیز گفت وهابی(!) تا بنوعی بیننده  این دوعقیده و مذهب را مترادف هم  تصور کند ) معرفی کرد,با توهین آشکار به مقدسات اهل سنت احساسات مذهبی بیش از بیست میلیون سنی ایرانی را  جریحه دار کرد.

ايشان در اظهاراتش با یادآوری "حدیثی" با عنوان" دوات وقلم " ابراز داشت که "خلیفه دوم" نگذاشت که پیامبر آخرین وصیت خود را مکتوب کند و همين باعث انحراف در اسلام گردیده ! او همچنین افزود: "خلفا  همچون بچه های کوچکی  بوده اند که اهل سنت آنها را علم و خیلی بزرگ نموده اند"- 

 او با یادآوری نمودن اینکه به این نتیجه رسیده است که  امام شافعی در واقع شیعه بوده (!) افزود : "تمام نماز ها و روزه هایی که در زمان سنی بودنم خوانده ام بیهوده بوده و قبول نشده".

 در ادامه سخنانش همچنين  ابراز داشت:   امام علی از من خواست که شیعه  بشوم  وگرنه  من به عمویم گفته ام  دست از  وهابی (سنی) بودن بردار ! اما او در همان حال ماند و اخیرا  با خبر شدم که مرده است!..... درهمین حین  مجری برنامه نیز با قطع سخانش با تبسمی  گفت: در آن دنیا  هم حتما حسابش را  می رسند ! 

مجری در ادامه  افزود : حالا صحبت شما با آنهایی که مثل شما این همه حدیث  نخوانده اند  و به حضرت علی دشنام می دهند چیست,تا از این بیچارگی دنیا و جهنم نجات پیدا کنند  ؟  شخص در جواب نیز ضمن "یاد آوری" سخنانی بي پايه واساس  که در اینجا بیش از این مجال  توضیح و یاد آوری آنان نیست  لحظه به لحظه بر دامنه  توهین به مذهب اهل سنت افزود .

پس از پخش این برنامه تفرقه آمیز همانگونه که  تصور می شد  شاهد موجی از اعتراضات از طرف جامعه اهل سنت بودیم. بطوریکه مولانا عبدالحمید,امام جمعه زاهدان در آخرین  نماز جمعه  ماه رمضان  ضمن یاد آوری از "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی"سخنان "نسنجیده و  تفرقه افکنامه" این فرد را محکوم و از صدا و سیما خواست که دست از اینگونه  اقدامات بردارد و همچنین گفت که : از بسیاری جاها  تماس های گرفته شده و خواهان اعتراض اهل سنت به پخش اين برنامه توهین آمیز اخیر شده اند . 

 صدا و سیمای جمهوری اسلامی چندي پيش دو بار,بار اول با پخش سريال" امام علی " (که در آن به خلیفه دوم و سوم - "طلحه"-" زبیر"-" معاویه"  و بسیاری از بزرگان وصحابه توهین شد ) و بار دوم با پخش سریال "پروانه ها می نویسند" ( که در این برنامه نیز در دادگاهی خیالی خلفا و صحابه را  مورد  سوال و سرزنش قرار می دادند )  بطور آشکار دست به چنین اقدامات توهین آمیزي زده بود. 

   صدا و سیما با پخش این برنامه ماهیت سنی ستیزی جمهوری اسلامی را بر همگان دوباره آشکار ساخت و وحدت شعاری مسئولان را زیر سوال برد . 

 

گزارشي از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 14:27
گذری كوتاه بر زندگی شهید شیخ محد ضیایی رحمه الله  

قال الله تعالی: «من المومنین رجال صدقوا ما هاهدوا الله علیه فمنهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»[1]؛ در میام مومنان مردانی هستند كه با خدا راست بوده اند در پیمانی كه با او بسته‌اند. برخی پیمان خود را بسر برده‌اند (و شربت شهادت سر كشیده‌اند) و برخی نیز در انتظارند (تا كی توفیق رفیق می گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند كرد). آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده‌اند (و كمترین انحرافی و تزلزلی در كار خود پیدا نكرده‌اند).

 

ولادت، خانواده و تربیت اسلامی

شیخ محمد ضیایی فرزند محمد صالح فرزند اسماعیل فرزند شمس الدین روز چهارشنبه 13 تیر ماه 1318 (هـ.ش) مطابق با 17 جمادی الاول 1358 (هـ.ق) در خانواده ای مومن و متدین در روستای هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و این منصب را از آبا و اجدادش كه همگی تا پنج پشت امام جمتعت و قاضی هود بودند به ارث برده بود. مردم اختلافات، مسائل و مشكلات دینی و اجتماعی خود را نزد او حل می‌كردند و بدین سبب او را قاضی می‌نامیدند حاج محمد صالح علوم دینی را در مدرسه شیخ احمد فقهی در اوز فرا گرفته بود. بسیار مطالعه می كرد و به دلیل حافظه قویش از معلومات دینی، تاریخی و ادبی خوبی برخوردار بوده و از این نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب می آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره می كرد و خودش اذان می گفت: می گویند صدای بسیار رسایی داشت به گونه ای كه صدای اذان او از فاصله 5 كیلومتری –در آن زمان بدون بلندگو- شنیده می‌شد. به تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می‌دادو با وجودی كه به كشاورزی و باغداری هم مشغول بود و لی اجازه نمی‌داد حتی یك وعده به نماز جماعت مسجد نرسد. مادر شهید نیز از خانواده‌ای متدین و اهل علم از شیوخ روستای هَرم بود. محمد در چنین محیطی و زیر نظر چنین پدر و مادری پرورش یافت.

 

در جستجوی علم و دانش

دوران كودكی را در روستای خود پشت سرگذاشت، مدت 1 سال یا بیش در روستای بیدشهر در مكتب‌خانه مرحوم سید عقیل كاملی- دایی مادرش- به فراگیری قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستای كوره سپری كرد. پس از آن به تشویق پدرش به مدت 4 سال در مدرسه دینی اوز – مدرسه شیخ احمد فقیهی – به تحصیلات دینی پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشویق مادرش به قصد ادامه تحصیلات دینی راهی خارج كشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن محمد بود و اصرار داشت كه او تحصیل علوم دینی را در همان مدرسه اوز به پایان رساند و در غیر اینصورت به كشاورزی و باغداری مشغول شود. اما اصرار شهید برای تحصیل در مدینه منوره و پشتیبانی مادرش باعث شد تا پدرش در سال 35 یا 36 شمسی او را به قطر بفرستد. در آن زمان شیخ 17 یا 18 ساله بود. مدت 6 ماه در آنجا مشغول كار بود. تا اینكه حاج صدیق منصوری یكی از علمای منطقه مقیم خارج از كشور كه پیش از او از روستای كوره به مدینه رفته بود ضمن نامه ای به شهید خبر می دهد كه برای او در دانشگاه مدینه منوره ثبت نام كرده است و بهتر است هرچه زودتر راهی مدینه شود. شهید برای كار، قرارداد یكساله داشت اما پس از دریافت نامه در حالیكه شش ماه از قراردادش گذشته بودبدون گرفتن حقوق، كارش را رها كرده و همراه كاروان حج از قطر رهسپار مدینه منوره گردید.

سال 1336 هـ.ش در سن 18 سالگی وارد مدینه شد. تحصیلات خود را همراه با حاج صدیق منصوری بصورت غیر رسمی شوع می كند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدینه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحدیث» درس می خواندند. بیشتر علوم دینی را در حلقه های درسی كه علمای مدینه در حرم نبوی تشكیل می‌دادند فرا گرفتند. این حلقه های درس در روضه مسجد النبی برگزار می‌شد. در آن مكان شریف صحیح بخاری، صحیح مسلم، سیرت و تفسیر را نزد شیخ محمد مختار شنقیطی آموخت. «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی را نزد شیخ ابراهیم خُتًنی كه اصلیتش ایرانی و فارسی زبان بود فرا گرفت. قرآن را هم در روضه حفظ كرد. در حلقه درس حدیث در هر جلسه حدیث جدید را با شرح و تفسیر و دلایل می خواندند و در جلسه بعد از اول شروع كرده تا به حدیث جدید می رسیدند. شیوه درس خواندنشان به گونه ای بود كه شهید پیش از ورود به دانشگاه چندین برا صحیح بخاری و صحیح مسلم را دوره كرده بود. پیش از ورود به دانشگاه حافظ كل قرآن شد. 4سال بدین شكل بصورت غیر رسمی علوم دینی را كسب كرد یكی از همدوره رهای عرب شهید در دانشگاه مدینه پس از شهادتش در مورد وی گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

وقتی در سال 1340 هـ.ش دانشگاه مدینه افتتاح شد، شهید جزء اولین گروه دانشجویان این دانشگاه بود. شهید ضیایی و حاج صدیق منصوری تنها ایرانیان دانشگاه مدینه بودند. به تشویق و تاكید شهید، برادرش شیخ عبدالوهاب نیز در همان سال به مدینه رفت و یك سال بعد به عنوان سومین ایرانی وارد دانشگاه مدینه شد. دانشگاه مدینه شامل چهار بخش مقدماتی، اعدادی، ثانوی و دانشگاه بود. شهید ضیایی از دوره ثانوی شروع به تحصیل كرد كه معدل دوره دبیرستان اینجاست. تحصیلات دانشگاهی را در رشته شریعت گذراند. در طول تحصیلات همواره جزء دانشجویان ممتاز بود. به اندازه ای كه به زبان عربی مسلط بود كه خود می گفت: «در مدینه وقتی عربی صحبت می كردم كسی متوجه ایرانی بودنم نمی‌شد.»

پس از 8 سال با مدرك لیسانس در رشته شریعت با درجه جید جیدا از دانشگاه مدینه فارغ التحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شیخ عیبدالعزیز بن باز (رئیس انشگاه) و شیخ محمد امین شنقیطی بودند، لازم به ذكر است كه شهید در تمام مدت تحصیل و اقامت در مدینه منوره از حمایتهای مالی و غیر مالی و راهنمایی های مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری یكی از علمای ایرانی ساكن مدینه برخوردار بودند. شهید ضیایی در مجموع حدود 13 سال در مدینه منوره به سر بردند و در این مدت 13 بار به سفر حج مشرف شد.

 

بازگشت برای ترویج هدایت و روشنگری

شهید در سال 1347 هـ.ش به ایران بازگشت. یكسال در روستای خود – هود- ماند. در همین سال اولین نماز تراویح با ختم كل قرآن به امامت وی در روستای قلات برگزار شد. سپس به منظور استخدام در آموزش و پرورش راهی تهران شد. در آنجا سه شهر تهران، مشهد و بندرعباس را به منظور تدریس در دبیرستان به او پیشنهاد كردند. شهید به تشویق و راهنمایی فرد بزرگواری بنام عبدالرحمن فرامرزی، بندرعباس را انتخاب كرد. از سال 48 مقیم بندر عباس شده و به عنوان دبیر دبیرستانهای بندر عباس شروع به تدریس دروع عربی كردند. شهید دو شغل را بسیار دوست داشت، طبابت و تدریس. از همین سال تا 57 همراه با پیروزی انقلاب ایران، تقریبا هر سه سال به عنوان مدیر كاروان حج به سفر حج می رفتند. مجموعا در طور عمرشان بیش از 20 بار به سفر حج رفته اند كه آخرین برا پس از انقلاب بوده است. پس از بازگشت به ایران، شهید تلاش خود را برای فرستادن جوانان و نوجوانان اهل سنت به منظور تحصیل به دانشگاه مدینه آغاز كرد و تا چند سال به این كار ادامه داد. تعداد كسانی كه ایشان زمینه تحصیلشان را در مدینه فراهم نمود بسیارند. از جمله آنها علمای برجسته ای چون شیخ عبدالكریم محمدی، سید احمد یگانه، شیخ صالح انصاری، شیخ محمد صالح پردل و … را نام برد. از سال 48 تا 72 هر سال امامت نماز تراویح و قیام را در مسجد گله داری بندرعباس به عهده داشت. و تمام این سالها در رمضان، هر شب پس از نماز راویح سخنرانی می‌كردند كه اكثرا بصورت پرسش و پاسخ بود، كه مشتاقان زیادی داشت.

 

مبارزه با جهل، بی دینی و نفاق

وقتی شهید از سال 48 فعالیت مذهبی خود را شروع كرد با مردمی روبرو بود كه از دین و مذهب چیز زیادی دانستند و زمینه بی دینی و گمراهی با توجه به وضعیت پیش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتدای فعالیت همواره با تهدیدات، تمسخرها و مخالفت های افراد بی دین و منافق روبرو بود. از جمله این افراد، كسرویها و بهایی ها بودند كه مدتی بود در میان اهل سنت نفوذ كرده و پیروانی داشتند یكی دو سخنرانی تند شهید علیه آنها اناجم می‌داد، مانند مخالفت با شركت چنین افرادی در تشییع جنازه ها، منجر به توطئه ای شد كه در سال 53 علیه وی طرح ریزی كردند. در این حادثه شیخ ضیایی با خوردن شربتی مسموم در خانه یكی از این افراد دچار ناراحتی اعصاب شد. پس از مدتی تحمل بیماری، در شیراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه – چهار ماه مشكلات روحی روانی بهبود یافت.

 

تاسیس مدرسه علوم اسلامی اهل سنت در بندرعباس

در سال 1360 هـ.ش مدرسه دینی بندر عباس را تاسیس كرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهایی روبرو شد، اما با حمایت جناب آقای حقانی نماینده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسیس مدرسه را بگیرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسیس شهید ضیایی و مولوی محمد حسن واحدی (افغانی) و تعداد طلبه های در این سال 40 نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسی كه خود شهید تدریس می كرد، تفسیر، حدیث، سیرت، نحو و میراث بود. مدرسه بندر عباس اولین مدرسه اهل سنت در ایران بود كه كلاس بندی شده  و طلاب دروس دینی و دولتی را با هم می خوانند. در سایر مدارس در آن زمان هر چند سابقه بیشتری داشتند فقط دروس دینی را می خواندند. شهید اكثر اوقات خود را در مدرسه می گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج كیلومتر بود اما با این وجود بیشتر نمازها را در مدرسه با طلاب می خواند. رابطه خوبی با طلبه ها داشت و مواقع لزوم برای آنها به منزله پدر بود. به گونه ای كه شاگردانش مشكلات خانوادگی، مالی و … خود را نیز با وی در میان می گذاشتند. او معتقد بود كه مدرسه را خدا اداره می كند و نه شخص خاصی. و وجود یا عدم وی هیچ مشكلی در روند اداره مدرسه ایجاد نخواهد كرد. همواره می گفت: «هر چه دارم از بركت مسجد رسول الله و مدینه منوره است، اگر خوبی می بینم از بركت آیات و احادیثی است كه در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینم از خودم است»، مدرسه بیش از هر چیزی برایش اهمیت داشت.

معتقد بود اداره مدرسه باید توسط شورای مدرسین باشد نه شخص واحد. از جمله طلبه های كه در سال افتتاح مدرسه درس خوانده و هم اكنون مدرس هستند عبارتند از: شیخ نادر بیگدلی، شیخ محد هادی جلالی، شیخ عبدالعزیز افراز و شیخ محمود طارم.

 

سلوك اخلاقی و كمالات انسانی و ایمانی شیخ شهید

رابطه شهید با مردم بسیار خوب و به صله رحم بسیار اهمیت می‌داد. در حل و فصل مشكلات نیازمندان نهایت تلاش خود را می كرد. با افرادی كه بنیه مالی ضعیفی داشتند به گونهای بر خورد می كرد كه هرگز احساس حقارت نمی‌كردند. اما به یقین آنچا بیشترین تاثیر را بر مردم بخصوص جوانان می گذاشت سخنرانیهای جذاب و جامع ایشان بود. موضوعات سخنرانی ایشان همواره بر محور تبلیغ دین و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی كرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به كوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی كه اكثر خطبه های جمعه را خود ایراد می كرد، اما هر گز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نكرد و لیكن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.

هنگام رفع مشكلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی كرد. به نماز بسیار اهمیت می‌داد بویژه نماز صبح ا جماعت مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

هنگامی كه راهی مسافرت می‌شد تنها توصیه اش این بود كه: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت كه فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور كلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شود. اخلاق ایشان و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.

 

خونی كه چراغ هدایت و بیداری را بر افروخت

شیخ محمد ضیایی پس از عمری دعوت. در سن 55 سالگی در روزی ما بین چهارشنبه 22 تیرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تیرماه 1373 مطابق با 4 الی 11 صفر 1415 ه_.ق به جرم مبلغ اسلام بودن توسط افرادی كوردل. جنایت كار از خدا بی خبر و شقی القلب به درجه رفیع شهادت رسید. شهادت شیخ آخرین و بزرگترین افتخار در زندگی دنیوی او بود كه به آن نایل آمد.

جالب اینجاست كه دشمنان اسلام تصور می‌كردند كسی كه مدرسه دینی و اهلسنت جنوب را رهبری می كند شهید ضیایی است. اما وقتی پس از شهادت او مدرسه ای كه با اخلاص او اداره می‌شد. استوارتر از همیشه به كار خود ادامه داد و نوارهای سخنرانی او بین مردم دست به دست شد. بسیاری دیر پی به اشتباه خود بردند. مراسم تشییع جنازه ای كه مردم برای او ترتیب دادند و نه خانواده وی, بی نظیر بود و شاید قاتلین شهید حتی تصور نمی‌كردند آن جنایت چنین پیامدی داشته باشد. نه تنها از طرفداران شهید كاسته نشد بلكه كسانی كه تا آن روز نام ضیایی را هم نشنیده بودند, آن روز شنیدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نیست اگر بگوییم شیخ ضیایی دائره المعارفی از تاریخ اسلام و احكام اسلامی بود كه جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شك شاگردانی از خود بجای گذاشت كه توانستند جای خالی او را پر كنند.

دنیا و هرچه بود به دنیا نهاد و رفت

و چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مثل عبور حادثه از مرز التهاب

بر روی لحظه های خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیم خانه به دوش زمانه بود.

***********

 http://www.raabi.blogfa.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 0:6
غوغای رسانه ها و مسئولین برای هلاکت یک آخوند بسیجی 

غوغای رسانه ها و مسئولین برای هلاکت یک آخوند بسیجی

با کشته شدن یک آخوند بسیجی توسط افراد مسلح ناشناس در شهرستان خاش مسئولین و رسانه های وابسته به رژیم غوغا برپا کرده و امریکا و انگلیس و اسرائیل و وهابیان سعودی و  طالبان و القاعده را مسئول این حادثه روستای افتخار آباد خاش معرفی کردند توکلی را علی زمان و ... قرار دادند تا بدین طریق به تفرقه و جنگ مذهبی در این منطقه دامن زنند.

رژیم جمهوری ضد بشری ایران همیشه برای حفظ بقای خود به احساسات مذهبی مردم پناه برده است و با توسل به احساسات مذهبی مردم صدای حق طلبی مردم را خاموش نموده است و مردم بیچاره همیشه فریب سیاستهای مکارانه رژیم را خوردند و در چنین مواقعی رژیم حتی وابستگان خود را از بین برده است تا به اهداف شوم خود نائل گردد چنانچه سران نظام در راستای حفظ اقتدار از کشتن افرادی همچون احمد خمینی هم ابا نورزیدند.

 

و آخوند توکلی در حالی کشته شد که با دستگیری عوامل شهادت بزرگترین عالم بلوچستان مولانا محمد عمر سربازی دستهای جنایتکار و خون آشام سران نظام در این جنایت افشا شد و برای باری دیگر بلوچستان غرق ماتم و سوگ برای بزرگترین عالم دیارشان شدند و تمام بلوچستان در خشم و غصه به سر می برد و رسانه ها و مسئولین با شرمی سکوت کرده بودند و امکان دارد که جوانان بلوچستان خشم و غصه خود را با به هلاکت رساندن یک آخوند بسیجی اظهار کردند اما هلاکت یک آخوند آیا این همه غوغا داشت؟

اگر چه با انقلاب خمینی بلوچستان همیشه شاهد خون و اعدام و کشتار بوده است و هیچ گوشه ای از تاریخ ننگین رژیم ولایت فقیه بدون خون و خون ریزی نبوده است و در هر گوشه ای از این تاریخ خونین یا عالمی و یا جوانی و یا کودکی و یا زنی و یا .... به خاک و خون کشیده شده است و هر بار مسئولین و رسانه ها یا سکوت کردند و یا قرباینان را با اتهامات واهی خودساخته متهم کردند و خود و رژیمشان را تبرئه کردند.

آنگاه که بسیجیان و انصار حزب الشیطان علمای بزرگ اهلسنت را به شهادت می رساند هرگز فکر نمی کردند که روزی از خون پاک مولوی صیاد و مولوی ابراهیم و مولوی دادرحمان و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی عبدالملک و مولوی ناصر و مولوی عبدالستار و مولوی یارمحمد جوانانی برخیزند و در برابر رژیم بایستند و اقتدار رژیم را در منطقه به چالش بکشند تا حدی که رژیم برای مقابله با انان بیاید و آخوندهای بسیجی خود را هم بکشد تا از شورش مردمی جلوگیری نماید و آنهائی که دیروز در و دیوار مسجد مکی را به گلوله می بستند امروز در و دیوار حسینیه های خود را هم به رگبار بندند.

آری کشتن یک آخوند بدبخت که هیچ ارزشی برای نظام ندارد برای مزدوران نظام امری سهل است تا امثال شهریاریها با تکیه بر احساسات مذهبی مردم شیعه به جنایات خود علیه شیعه و سنی ادامه دهند.

دلاور بلوچhttp://delaavar.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 23:52
آماده باش نیروهای نظامی وامنیتی در جوانرود 

درپی دستگیری دوتن از روحانیون فعال در شهرستان جوانرود وتجمع اعتراض امیز مردم جوانرود جلو درب اداره اطلاعات وفرمانداری این شهر نیروهای نظامی وامنیتی در این شهر به حالت اماده باش در امده وشب هنگام نیز چهار دستگاه هلیکوپتر نیروهای گارد ویژه و ضد شورش را به جوانرود اوردند که هم اکنون در محل نیروی انتظامی وسپاه پاسداران این شهر قرار گرفته اند . مردم شهر جوانرود نیز از هم اکنون خود را برای حضور در نماز جمعه در محل اقامه نماز جمعه ای که توسط علمای دستگیر شده اقامه می شد اماده میکنند. محل اقامه نماز در مسجدی در پمپ بنزین حاجی سلیمان باباجانی در حاشیه شهر قرار داشت که جمعه اینده توسط شخص دیگری نماز اقامه میشود . خبر دیگر خا کی از ان است در پی اعتراض مردمی جوانرود ملا سیف الله حسینی وملا حسین حسینی در اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شده اند ونیروهای امنیتی از ترس شورش مردمی نتوانستند انها را به دادگاه ویژه روحانیت همدان ببرندhttp://www.shurasonnat3.blogsky.com/ .

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 11:33
من بلوچى از بلوچستان خود 

من بلوچى که خودم ازخود, زمين وسرزمينى داشته ام
من بلوچى که خودم ازخود,اصول وزندگى اى داشته ام
من نميدانم چگونه است و, چطورواز کجا ايراني ام
گربلوچى ازبلوچستان ھستم, پس چه سان ايراني ام؟
من بلوچى پا برھنه,مال واموالم به تاراج, دلخوشم ايراني ام؟
اين نه من ھستم که بيگانه شدم ازخود,ولى با زورمن ايراني ام
من نه امروز است فقط , ھشتاد سال دربند ودر ويراني ام
من فقط نامى زايران ميکشم با خود يدک, با جبرمن ايراني ام
دربلوچستان خود ھستم,ولى اشغالگران گويند که من ايراني ام
با سرود وپرچم اشغالگرى در يک کپردريک کلاس ايراني ام
ياکه با تاريخ جعلى ھمان شاھان وغداران ميگويند که من ايراني ام
ھروجب خاکم بلوچستان دراشغال ومردان بلوچ دربند که من ايراني ام؟
من نداشتم حق اظھار,انتخاب نام کشور,من چه سان ايراني ام؟
اى برادر, من نه امروزاست که,ھشتاد سال با توپ وتانک ايراني ام
گر ندارم زورو قدرت, من چه گويم گر نگويم دوستان ايراني ام
حال ميدانيد چه سان اى دوستان,من که فقط با ظلم وزوراجنبى ايراني ام
فکرکنيد روزى اگراين ظلم و زوروتوپ وتانک از بين رَوَد ايراني ام؟
يا شود روزى که فرياد بزنم با توپ وتانک ھم من نگويم دوستان ايرانيم؟
کوران دامنى
مھرماه
۱۳۸۶
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 11:8
سرقت مسلحانه, يکي از واحدهاي جواهری شهرستان ايرانشهر | بلوچستان 

طبق گزارشي دريافتي از ایرانشهرامروز پنجشنبه مورخ 12/7/1386 ساعت حدود چهار بعدازظهر,شش سارق مسلح سوار بر یکدستگاه خودروی تویوتا وانت وارد یک  جواهرفروشی درخیابان طالقانی ایرانشهر شدند و با تهديد فروشنده و شکستن  ویترین و شیشه های فروشگاه تمامی طلا وجواهرات را به سرقت بردند و سریعا متواری شدند

فروشگاه سرقت شده در صد متري مراکز انتظامي و اطلاعاتي قرار دارد. . همان لحظه فروشنده  با (110) تماس ميگيرد اما متاسفانه پلیس بعد از نیم ساعت در صحنه حاضر میشود

هفته گذشته هنگاميکه صدها نفر از نيروهاي مسلح رژيم در حال برگزاري "هفته دفاع مقدس" بودند يکي از بزرگترين واحدهاي طلافروشي شهرستان سراوان مورد سرقت پنج مرد مسلح نقابدار قرار گرفت و تمامی جواهر آلات و زیور آلات و وجه نقد موجود به یغما برده شد .
 

گزارش راديو بلوچي اف ام

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 10:53
سخنرانى در پالتاک | بلوچستان 

سخنرانى در پالتاک

سخنران:آقاى ناصربليده اى ,سخنگوى حزب مردم بلوچستان

موضوع بحث:حاکميت مردم وفيدراليزم ملى

زمان:شنبه 6 اکتبر,ساعت 21به وقت اروپاى مرکزى

Room:iran ma kurd turk baloch arab fars…..آدرس

ازعلاقه مندان به شرکت در اين بحث دعوت ميشود

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 10:52
آنچه کاشته اند درو می کنند! بلوچستان 

تا قبل از انقلاب، بخاطر نداشتن قدرت حکومتی، آخوندها کمتر به دامن زدن اختلافات بین شیعه و سنی می پرداختند. تا آن زمان به جزچند مورد محدود هرگز درگیریی بین مهاجرین شیعه ساکن بلوچستان با اکثریت سنی بلوچ رخ نداده بود. بلوچها هم هیچ وقت تعصب مذهبی به این شکل که امروزه مشاهده می شود نداشته اند. بر عکس بلوچها به همه مذاهب احترام می گذاشتند و پیروان مذاهب دیگر را به عنوان مهمانانی عزیز می پذیرفتند. برای همین هم بود که هزاران بهائی ایرانی برای رهائی از آزار و اذیت متعصبین شیعه از مناطق دیگر ایران به بلوچستان پناه می آوردند و در آنجا بدون هیچ محدویتی به زندگی خود ادامه می دادند. علاوه بر بهائی ها پیروان مذاهب دیگر مانند سیکها و هندوها نیزدر شهرهای بلوچستان به کار و کسب مشغول بودند و هیچ آزاری از بلوچها متوجه آنان نمی شد. اما با قدرت گرفتن بنیادگرایان متعصب شیعه در ایران صلح و آرامش در بلوچستان نیز بر هم خورد.


رژیم بنیادگرای شیعی از همان بدو تولد خواب امپراطوری شیعی را می دید و به همین منظور یکی از اهداف خود را مسلمان (شیعه) کردن سنی ها اعلام کرد. بلوچهای نسل انقلاب 57 بخوبی بیاد دارند که این هدف نه در اتاقهای در بسته سران رؤیا زده ایران بلکه کاملا علنی و در هفته نامه آن روز سپاه پاسداران چاپ شد و واکنش تند بلوچها را به همراه آورد. هر چند بعد از آن رژیم جانب احتیاط را رعایت کرد و لی هرگز از این هدف مهم دست بر نداشت. در طول این سه دهه رژیم شیعه و فارس ایران صدها مسجد، تکایا و تعزیه خانه در سر تا سر بلوچستان سنی مذهب ساخته و به تبلیغ مذهب شیعه اثناعشری پرداخته است.از طرفی دیگر مساجد ناچیزی هم که در شهرهای شیعه ایران، مانند مشهد وجود داشته به بهانه های واهی خراب کرده است.

مذهبیون حاکم بر ایران، همانند خلف خود محمد رضا شاه پهلوی، بلوچها را گرسنه و عقب مانده نگه داشته و می دارند تا بدین وسیله بتوانند ازناتوانی و اجبار آنها برای اهداف خود استفاده کنند. هر چند بلوچها با غیرت تر از آنند که به خاطر لقمه نانی مذهب خود را بفروشند ، ولی با این وجود بوده و هستند کسانی که گرسنگی وبه دنبال آن شرمندگی، جلو زن و بچه های خود، را تحمل نکرده و تن به این خفت و خواری داده اند و حاضر شده اند که مذهب خودرا به خاطر رهایی از گرسنگی بفروشند. آنانی که به مذهب شیعه در آمده اند توانسته اند امکاناتی بدست بیاورند که در غیر این صورت هرگز خواب آن را نیزنمی توانستند ببینند. با وجودی که آخوندها امکانات زیادی در اختیار بلوچهایی که به مذهب شیعه در می آیند می گذارد، هنوز موفق نشده اند که تعداد قابل ملاحظه ای را به مذهب شیعه در آورند. بلکه بر عکس آنانی که مذهب خود را رها کرده اند مورد تنفر و تحقیر بقیه نیز قرار گرفته اند.

و اما ملاهای متعصب شیعه ازهدف خود که شیعه کردن مردم بلوچ است دست نکشیده بلکه آن را بیشتر ازپیش دنبال می کنند. آنان برای رسیدن به این هدف از طرفی مساجد اهل سنت را خراب می کنند، اجازه ساختن مسجد در تهران و دیگر شهرها را به سنی های ایران نمی دهند و از طرفی دیگر در دورافتاده ترین دهات سنی نشین ایران به ساختن مسجد، مراکز سینه زنی و غیره می پردازند و میلیونها تومان از بیت المال را که باید صرف عمران و آبادانی و فقرزدائی مناطقی مثل بلوچستان بشود را صرف تبلیغات مذهبی میکنند. آخوندها به این نیز اکتفا نکرده اند بلکه تا کنون دها روحانی بلوچ و سنی را به شکل های مختلف کشته و یا از کشور فراری داده اند تا بدین وسیله مردم را از رهبران مذهبی شان محروم کنند تا راحتر بتوانند به اهداف خود برسند. و انتظار هم دارند که سنی ها در مقابل آنان هیچ عکس العملی نشان ندهند.

این اذیت و آزارها و صدها تحقیر و توهین دیگر باعث شده است که دها گروه سیاسی مذهبی در بلوچستان سر بر آورد و برای حفظ هویت ملی مذهبی خود سلاح بر گرفته و با رژیم مذهبی با همان زبانی صحبت می کنند که می فهمد، یعنی زبان زور!

چند روز پیش آخوندی بنام مهدی توکلی که، برای تبلیغ شیعه گری، از حوزه علمیه قم به یکی از روستاهای خاش که، مردمانش صد درصد سنی مذهب هستند رفته بود، به ضرب گلوله دو فرد مهاجم کشته شد. طبق معمول رژیم قتل این روضه خوان را توطئه ای از طرف استکبار جهانی برای اختلاف انداختن بین وحدت بی سابقه ای که بین برادران اهل تسنن و تشیع برقرار است قلمداد کرد! آنان حتی یک کلمه هم راجع به اینکه چرا رژیم متعصب شیعه، روضه خوان، به روستاهای، صددرصد سنی نشین بلوچستان، سرازیر می کند اینکه چرا رژیم این همه تبلیغات زهرآگین بر علیه سنی های بلوچ و دیگران پخش می کند و اسم آن را وحدت می گذارد، نگفتند.

اما اینکه دستگاه تبلیغاتی رژیم اسلامی این همه سر و صدا براه می اندازد قابل درک است. ولی سایت فارسی بی بی سی که از مالیاتهای ملت انگلیس تغذیه می کند نیز به عنوان ستون پنجم جمهوری اسلامی عمل می کند. همانطور که قبلا هم گفته ام این سایت دشمنی عجیبی با بلوچها نشان می دهد. تا جایی که برای گردانندگان متعصب شئونیست فارس این رسانه خارجی مویثر باشد اخبار بلوچ و بلوچستان را دستکاری و مخدوش می کنند. آخرین نمونه آن کشته شدن همین روضه خوان شیعه بدست افرادی نا شناس در یکی از دهات بلوچستان است. سایت بی بی سی نوشت:

" خاش از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان و مرکز آن شهر خاش است که در 180 کیلومتری زاهدان، مرکز استان، واقع شده و اکثر اهالی آن را شیعیان و سنیان تشکیل می دهند."
می بینید! من که نفهمیدم! آیا اکثر اهالی شهر خاش شیعه هستند یا سنی؟ یا اینکه پیروان مذاهب دیگری نیز در خاش زندگی می کنند که ما خبر نداریم! بنا به سوابق دشمنی این سایت با مردم بلوچ، به نظرمی رسد که این نیز تلاشی است از طرف نفوذیهای فارس و شیعه در درون خبرپراکنی انگلیس تا چنین وانمود کنند که اکثریت اهالی بلوچستان را فارسها و شیعه ها تشکیل می دهند. یا اینکه حد اقل چنین وانمود کنند که اهالی بلوچستان را بطور مساوی بلوچهای سنی و فارسهای شیعه تشکیل می دهند، نه اینکه بلوچستان سر زمین تاریخی بلوچهاست که با وجود تلاشهای زیاد حکام نژادپرست فارس و کوچاندن هزاران بی خانمان و گرسنه و دادن امکانات فراوان، به استعمار سرزمین بلوچها مبادرت ورزیده اند، اما همچنان اکثریت مطلق اهالی آن را بلوچها تشکیل می دهند.
عباس بلوچ، کارشناس ارشد جامعه شناسی _ سوئد


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 14:27
نامه جنبش مقاومت مردمی ایران به سازمان عفو بین الملل 
 

به نام خدا

4  اکتبر 2007

12 مهر 1386

سازمان عفو بین الملل .....

با عرض ادب و احترام

از آنجائی که سازمان شما طی ارائه گزارشی برخی انتقادات و توصیه ها به جنبش مقاومت مردمی ایران نموده است لازم دیدیم مواضع خود را در قبال انتقادات و توصیه های سازمان عفو بین الملل که جهت برقراری صلح و عدالت و برابری در جهان تلاش می نماید ارائه نمائیم.

قبل از هرچیزی باید تاسف خویش را  از تاثیر پذیری سازمان شما از تبلیغات دروغین رژیم سرکوبگر و متجاوز ایران که پابند هیچ اصل انسانی و بشری نیست ابراز نمائیم زیرا جنبش مقاومت مردمی ایران همیشه مواضع خود را به صورت شفاف و روشن برای جوامع بین المللی بیان داشته است و در این زمینه هیچ گونه اغماض و مخفی کاری به کار نبرده است وبارها با ارسال نامه به سازمانهای حقوق بشری و سازمان عفو بین الملل اعلام داشته است که برای هرگونه همکاری و گفتگو آماده است  در جانب دیگر رژیم جمهوری اسلامی ایران همیشه جوامع بین المللی را فریب داده است و مخفی کاری وطیره این نظام فاسد بوده است و خود شما اذعان کردید که به هیچ یک از نامه های ارسال شده شما تاکنون پاسخ نداده است.

جنبش مقاومت مردمی ایران بارها اعلام کرده است که با اینکه مستقیما  موظف به اجرای قوانین بین المللی نیست زیرا پای هیچ یک از قراردادهای بین المللی را امضاء نکرده است  اما بنا بر احترام به موازین بشری و اصول انسانی به اصول و قوانین بین المللی پابند بوده است ومرتکب تخلف از آن نشده است و در چارچوب آن قوانین به دفاع از خود و مردم و سرزمین خود پرداخته است و طبق قوانین بین المللی دفاع حق مشروع همه انسانها می باشد.

جنبش مقاومت مردمی ایران تعرض و تعدی به افراد عادی و حملات غیر متناسب را همیشه مردود دانسته و به شدت چنین اعمالی را محکوم کرده است اگر چه رژیم در تلاش بوده که برای ایجاد درگیری قومی و مذهبی در منطقه چنین اتهاماتی به جنبش بزند و حتی در برخی موارد مثل حادثه دارزین عوامل خود رژیم چنین حوادثی آفریدند تا جنگ بین شیعه و سنی براه بیاندازند اما تدبیر سریع جنبش مقاومت مردمی ایران با محکوم کردن این حوادث و دعوت دادن مردم به آرامش توطئه های رژیم را خنثی نمود و رژیم از ارائه یک پرونده علیه جنبش در  زمینه  تعرض به افراد عادی ناتوان است به جز اینکه افراد بی گناه و بی طرفی را دستگیر نموده و تحت سخت ترین شکنجه ها آنان را وادار به اعتراف نموده است و این اعترافات فاقد ارزش حقوقی و بین المللی هستند.

جنبش مقاومت مردمی ایران گروگان گیری و کشتن گروگان را محکوم دانسته و به هیچ صورت اجازه چنین اعمالی را به خود نمی دهد البته جنبش یاد آور می گردد که بلوچستان یک منطقه کاملا جنگی است و تمام اوصاف منطقه جنگی از جمله دادگاه نظامی و صحرائی در آن یافت می شوند چنانچه فرمانده نیروی انتظامی در تاریخ 30 فرودین 1386 در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی ، بلوچستان را منطقه جنگی اعلام کرد و گفت مناطق مرزی بلوچستان(که مناطق مسکونی می باشند) جزو مناطق ممنوعه هستند و هر گونه تردد در آن مناطق باعث مرگ خواهد شد. و همچنین تقریبا 300 کیلومتر بین استان بلوچستان و کرمان که یک منطقه مسکونی می باشد کاملا مین گذاری شده است و همچنین آوردن بیش از 60000 نیروی نظامی مجهز به منطقه که همه این امور دال بر منطقه جنگی بودن بلوچستان است لذا جنگ بین نیروهای مقاومت و نیروهای رژیم آن هم فقط برای دفاع نه برای تهاجم امری ناگزیر می باشد و در این میان افرادی از نیروهای مقاومت به اسارت رژیم در می آیند و افرادی از نیروهای متجاوز و سرکوبگر به اسارت جنبش در می آیند که باز هم در حالی که رژیم بدترین برخوردها را با اسرای جنبش داشته است و از کاربرد هر گونه اذیت و آزار جسمی و روانی دریغ نورزیده است جنبش مقاومت مردمی ایران در برخورد با اسرای دشمن اصول انسانی و موازین بین المللی را رعایت کرده است و بارها فقط جهت نشان دادن حسن نیت و احترام به مطالبات سازمانهای بین المللی و رسانه های عمومی  با اینکه مردم ستمدیده بلوچ راضی نبوده اند اقدام به آزادی اسرای جنگی نموده است و در حین اسارت با اسراء هیچ گونه برخورد غیر قانونی ننموده است و جنبش در این باره از سازمانهای بین الملی و سازمان عفو بین الملل می خواهد تا فضای آزادی برای اسرای جنگی که در اختیار جنبش بودند فراهم سازند  تا حقائق برای جهانیان روشن گردد و چون امکان برقراری دادگاه عادله برای اسرای جنایتکار وجود ندارد جنبش آمادگی خود را برای همکاری جهت ایجاد دادگاه صالحه برای این مجرمین توسط سازمانهای بین المللی اعلام می دارد زیرا آزاد نمودن این افراد چیزی چز جنایت بیشتر علیه مردم بلوچ به بار نمی آورد.

در آخر برای باری دیگر جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام می دارد که حاضر است در صورتیکه رژیم اجازه فعالیت سیاسی و مدنی دهد اسلحه را کنار نهد و به مبارزه مدنی روی آورد ولی از آنجائی که رژیم سراسر ظلم و تجاوز ولایت فقیه هرگونه فعالیت مدنی را سرکوب می نماید و به جنایت و تجاوز و کشتار و اعدام در بلوچستان ادامه می دهد جنبش برای دفاع از خود و مردم راهی جز نبرد مسلحانه نمی بیند و مبارزه مسلحانه را نه برای تجاوزبه دیگران بلکه برای دفاع حق مشروع خود می داند.

جنبش مقاومت مردمی ایران

12 مهر 1386

4  اکتبر 2007

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 14:15
يکي از مبلغان اعزامي شيعي در يکي از روستاهاي اطراف شهرستان خاش توسط افراد مسلح بقتل رسيد | بلوچستان 

طبق گزارشي از "س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان,شب گذشته حدود ساعت نه ونيم دراقدامي کم سابقه افراد مسلح ناشناس با حمله به    حسينيه ي روستاي افتخارآباد خاش"مهدي توكلي"يکي از طلاب اعزامي شيعي که  براي تبليغ به روستاي افتخارآباد خاش فرستاده شده بود,در آنجا هنگام تبليغ  به ضرب گلوله بهلاکت رسيد

رژيم جمهوري اسلامي سالانه صدها مبلغ مذهبي شيعي براي تبليغ و ترويج مذهب شيعه به شهرها و حتي روستاهاي اين استان که 99% جمعيت آنها را افراد سني مذهب تشکيل ميدهد اعزام ميکند

بر اساس گزارشي که در سه هفته گذشته(تاريخ نوزده شهريور) در خبرگزاري حکومتي"ايرنا" آمده بود,در آستانه فرا رسيدن ماه مبارك رمضان امسال550 مبلغ مذهبي به شهرها و روستاهاي اين استان اعزام که از اين تعداد 200 نفر بومي و ‪  ۳۵۰‬نفر ديگر از حوزه علميه قم به اين استان دعوت شدند ,

در آستانه رمضان پارسال هم 800 مبلغ مذهبي شيعه به اين منطقه اعزام شده بودند

گزارش:راديو بلوچي اف ام


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 13:56
حزب مردم بلوچستان چهار ساله شد 
21 سپتامبر (30 شهریور ماه) مصادف است با سالروز تأسیس حزب مردم بلوچستان. چھار سال پيش در چنين روزى جمعى از عاشقان برابرى و عدالت براى دفاع از حقوق انسانى و ملى پس از سالھا بحث ھاى درونى و برونى  وبھم نزديك شدن باورھاى سياسى و اجتماعى شان اقدام به تأسيس حزب مردم بلوچستان نمودند. نام منتحب حزب ،نشان ازتعلق آن به ھمه مردم بلوچستان بدون در نظرداشتن پايگاه اجتماعى و اقتصادى شان دارد زير كه ھمه مردم بلوج از  حاكميت ملى خويش محروم و درستم ملى روا رفته بر خود سھيم اند. آرم حزب را كه ازجمله آفرينشھاى ھنرمند بلوچى است كه آرم پر معنى كنگره مليتھاىايران فدرال را نيز آفريدند٬ گل سرخى تشكيل ميدھد كه  کلمه بلوچ در بطن آن ھنرمندانه نقش بسته است. 
. اين جمع بھم پيوسته و وارسته با تمام كاستى ھا و محدوديت ھاى زمانى و مكانى شان٬ با مايه گذاشتن از جان و مال خود  براى اداى سھم خود در جنبش دموكراسى و برابرى طلبانه ملتھاى ايران و ھمچنين تأثير گذاشتن بر جنبش ملى مردم بلوچستان وارد ميدان شدند.
بدون شك شنا كردن بر خلاف جريان حركت آب٬ فرسودگى جسمى و روحى خاص خود را دارد كه بسيارى از مبارزان را بنا به ظرفيت پشتكارى شان  و توشه لازم براى تداوم كار٬ در اين مسير پر از پستى و بلندى و امواج خروشانش٬ از مسيرراه  منحرف و چه بسا كه ياران ديروز خود را مانعان مسير ھاى خود پندارند.
 
حزب مردم بلوچستان نيز از اين اصل و قاعده مستثنى نبوده است و در طول اين مدت تنى چند از ھمراھان نيمه راه٬ راه خود گرفتند و ھمزمان  بسيارى به خيل رھروان حزب پيوستند. ما را اعتقاد بر اين است كه ذره اى از خواست حق حاكميت ملى خويش پائين نياييم و بى وقفه دراين راه پر پيچ و خم٬  با درايت و تيزبينى كه انعكاسى از تحليلھاى مشخص ما  از شرايط  زمانه مشخصمان باشد شعارھا و تاكتيكھايمان را برگزينيم. زيرا كه  اگر آرزوھايمان را با ااحساسات آنى مان در ھم آميزيم و بدون در نظرداشت اوضاع و احوال جھان و منطقه  مان اتخاذ موضع سياسى نمائيم نه تنھا در جھت براورده ساختن اين حق طبيعى  واستراتژيك مردم مان گام مثبتى برنداشته ايم كه مسبب تأخير بيش از پيش آن خواھيم شد.
 حزب مردم بلوچستان در اندک زمان حیات و در حد توان خود خود توانسته است در اعتلای جنبش ملی بلوچستان تأثير گذار وخود نيزاز آن تأثير پذير گردد.
 
تبلیغ و ترویج برنامه و اهداف مان درمیان مردم بلوچ٬ مليتھاى ايران و جامعه بين المللى  و ھمچنين ايجاد
ارتباط  فعال با اقشا روشنفکر وجوان بلوچستان و سمت وسوی ملی و مترقى دادن به مبارزات آنان بخشى از فعاليتھاى مبارزاتى مبارزان حزب مردم بوده است.
افشای جنایات رژیم اسلامی ایران برمردم بلوچ در ايران ودرسطح بین المللی٬ خاصاً جوامع مدافع حقوق بشر ازھر طریق مؤثر و ممكن  بخشى ديگر از حوزه فعاليتھاى حزب مان بوده است.
 
تلاش در شكل گيرى كنگره مليتھاى ايران فدرال و به ثبت رساندن  بلوچستان در سازمان ملل بدون دولت=UNPO از جمله دست آوردھاى فعاليتھاى ھدفمندانه حزب مردم بوده اند. 
 
 آنچه كه حزب مردم را در مقايسه با ديگر جريانات ملى بلوچستان متمايز ميسازد ھمانا درك پديده مھم اجتماعى دوران مان يعنى پديده گلوباليزاسيون= جھان وطنى از يكسو و ايمان به برقرارى " حاكميت ملى= وت مسترى" بر گرفته از اصل " حق تعيين سرنوشت ملل"از سوى ديگر است.
 در انطباق عملى اين پديده ھا و  اصول در ميدان  وبرشرايط حاكم سياسى  ــ اجتماعى منطقه مان كه خود برآيند فاكتورھاى گوناگون تاريخى ـ سياسى منطقه  و جھان ميباشند٬ ما را بر گزينش سيستم فدراتيوملى و دموكراتيك  در ايران كه سكيولاريزم (جدايى دستگاه دين و دولت) و برابر حقوقى مليتى و جنسيتى از مشخصه ھاى بارز آنند رھنمون گشته است.  
ما نيز معتقديم كه استقلال كامل سياسى به مثابه كاملترين حق سياسى ملتھا حقى است بلا منازع٬ اما با در نظرگرفتن ادوار تاريخى گذشته واز دست دادن فرصتھاى تاريخى مناسب توسط نياكان مان٬ وابستگى و پيوستگى حيات و سرنوشت  نسلھاى كنونى ملتھاى ساكن ايران  و ھمچنين شرايط منطقه اى و بين المللى در دوران كنونى ٬ معتقديم كه نه تنھا حاكميت ملى ملت بلوچ در چنين سيستمى تأمين بلكه حوزه گسترده ترى از دموكراسى و حقوق شھروندى براى آحاد ملت  بلوچ  در كنار ديگر ملل ايران  تضمين خواھد شد  و اين خود گامى است در جھت گلوباليزاسيون= جھان وطنى.
 
ما تلاشگران راه استقلال ملت بلوچ  را مانعى در مسير تلاش خود نمى دانيم  كه داشتن نظريات سياسى متفاوت (پلوراليسم) و مبارزه در راه تأمين آنرا حق طبيعى انسانھا ميدانيم. اما آنچه كه به باور ما در اين برھه از تاريخ مبارزات ملتمان و خصوصا" در دوران بحران بين المللى و سرنوشت ساز كنونى از اھميت ويژه  اى برخوردار است  ھمانا ھمبستگى نيروھاى سياسى بلوچ اگر نه در صفى واحد كه حداقل در خطى واحد حياتى ميباشد.
فعال شدن ھر چه بيشتر افراد بلوچ مقيم كشورھاى خارج جھت تشديد  فعاليتھاى افشاگرانه و آگاھگرانه عليه رژيم اپارتايد ملى٬ مذھبى و جنسيتى و از اين طريق جلب ھمدردى جامعه بين المللى بر محروميت ملت بلوچ از ابتدايى ترين حقوق انسانى٬ حد اقل كار و حد اقل انتظارى است كه مردم بلوچ از جامعه روشنفكران خارج از وطن خود دارند.
اين مھم آنگاه از برجستگى بيشترى برخوردار و قابل لمس ميباشد كه بعينه  عافيت طلبى انبوه كثيرى از روشنفكران سياسى نسل بھمن راشاھديم  كه از نظرفعاليت سياسى گوشه عزلت گزيده و به بھانه ھاى مختلف در صف تماشاچيان و يا حداكثر كرنش گران جنبى اين ميدان بدل گشته اند.
تلاش سازمانھاى سياسى متعلق به ملت بلوچ آنگاه مثمر ثمرتر٬وتشكلات  فعالترو آبديده ترخواھند شد كه فعالين سياسى ھر چه بيشترى براى دستيابى به حقوق ملى و دموكراتيك اين ملت  دست به دست ھمديگردھند و سازمان يافته و ھدفمند به پيش تازند.
 حزب مردم بلوچستان دست ھمكارى ھمه مردان و زنان بلوچ را براى دستيابى به حاكميت ملى ملت  بلوچ در بلوچستان و برقرارى دموكراسى در ايران  به كمك ميطلبد. 
 
 
كميته مركزى حزب مردم بلوچستان
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 14:54
وبلاگ يک انسان مسدود شد | بلوچستان 

با سلام

متاسفانه   رژيم جمهوري اسلامي كه  تاب   سخنان حقيقت را ندارد  به  خيال خام  خود  قصد دارد  با مسدود كردن وبلاگ هاي اينترنتي    جلوي سخنان حق را بگيرد متاسفانه    در همين راستا وبلاگ يك انسان  از ساعت 20 سه شنبه  10مهر 86   مسدود گرديد          

  از شما سرور گرامي تقاضا دارم   مسدود و فيلتر كردن گسترده وبلاگ هاي بلوچي را مد نظر قرار دهيد      

موفق باشيد

 از زاهدان

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 14:44
آقای استاندار بلوچستان اول است اما.../گزارشي تفسيري از "س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام | بلوچستان 

چندی پیش هفته دولت بود و استاندار تحمیلی سیستان  و بلوچستان صحبت از اجرای 83 درصدی  موصبات سفر سال 1384  ریس جمهوری که  شامل 65 مصوبه و 121 توافق نامه   بود کرد. وی  پس از اندک زمانی  مصوبات اجرا شده را 93 درصد و  مدتی بعد  با اعلام  صد در صدی  اجرای مصوبات و توافق نامه ها  بعنوان  اولین استان واستاندار کشور  در اجرای مصوبات شناخته شد .    همزمان با انتشار  این آمار و ارقام  متفاوت   مهندس " پیمان فروزش" بعنوان  نماینده مردم زاهدان در مجلس اعلام کرد : تقریبا هیچ یک از توافق نامه ها و مصوبات  در استان سیستان و بلوچستان اجرایی نشده !  و مشخص نیست اقای استاندار این آمار را  از کجا اورده است . که شواهد صد البته  گویای همین  مطلب است .

"دهمرده "که نمی خواست  عنوان اولی  اجرای مصوبات  را که فقط در حرف  ان را یدک می کشید از دست دهد با برپایی نمایشگاه های  متعدد و پخش  کتابچه های گوناگون و تبلیغات رسانه ایی زیاد ( که در استان بی سابقه بود ) سعی کرد  دست آوردهای  خود را  به همگان  بنمایاند   . دست اورد هایی که از آن نوع (پیشرفت و توسعه )  بواقع  وجود نداشت و از نوعی دیگر بود  .

بسیاری از روشنفکران مستقل منطقه  بر این عقیده اند که استان سیستان و بلوچستان بعد از استاندار شدن  "دهمرده "  نتنها  پیشرفتی نداشته بلکه به قول "عادل مزاری  " ( استاد دانشگاه و فعال سیاسی)   این استان  بعد از  تصدی" دهمرده"  بر استانداری پنجاه سال به عقب بازگشته  است  !

 آری حقیقت این است که   بلوچستان بعد از   استاندار شدن" دهمرده " در مصوبات  استانی مقام اول   را کسب نکرده بلکه در آمار اعدامی ها - کشته شدگان بلوچ اعم از کشاورز, چوپان, بدوکی بدست نیروی انتظامی در حملاتی  بنام" رزمایش"  که هیچ کجای کشور و حتی دنیا از جانب دولت برضد ملت  خودش سابقه ندارد  -  در بند شدن مردم عادی فقط بجرم  قوم و خویش بودن  با مسئولين سازمانها و يا گروهاي مسلح موجود در منطقه - و دستگیری شبانه مردم عادی در خواب و ضرب شتم جلوی زن و فرزند ,اول شده .

 اگر استاندار می خواهد  در کشور  ادعای اولی کند  بهتر است  به آمار و ارقام منتشر شده  از طرف   سران  رژیم  توجه کند  تا به بیند که  نیاز به دروغگویی نیست.  زیرا  طبق  همین آمار بلوچستان  در میان  سی استان کشور از نظر شاخص های توسعه  نیافتگی  اول است  -  از نظر نرخ بیکاری در میان جوانان   با رکورد پنج  برابر  بالاتر از متوسط کشوری  اول است -  از نظر تعداد  پشت کنکور ماندگان بدلیل ضعف نظام آموزشی استان   در سطح کشور اول است -  در  عدم جذب سرمایه و  خروج سرمایه گذاران اول است -  از نظر نا امن جلوه  داده شدن  آنهم با وجود بزرگترین قرارگاه عملیاتی کشور  اول است -   از نظر  فعالین به شغل های کاذب بدلیل نبود کارخانه و تبعیضات گسترده  همچون "بدوکی" و  "بنزین فروشی " "کوپن فروشی"  اول است  -  از نظر نرخ بیسوادی  در میان توده مردم اول است -  از نظر اختلاف  و تنش بین شیعه و سنی   و شکاف های مذهبی   که  با عملکرد گروهي از سیستانی های تندرو طی دو سال گذشته رشد فزاینده ایی یافته اول است -   از نظر  فرستادن گزارشات کذب به  مقامات بالا  و مراجع شیعه  قم  این  استان  اول است    بطوریکه  آقای   "قادربخش جمالزهی "  مدیر اسبق جهانگردی  و فعال سیاسی  طی   مقاله   که در شماره 238 روزنامه  محلی " صبح زاهدان" بچاپ رسیده  در جایی  اشاره به همین موضوع نموده است  ایشان در  تایید مطلب فوق در مقاله خویش می آورد :   ارسال گزارش های کذب و نادرست  و انعکاس تصویری غیر واقعی از استان  به مرکز کشور و مراجع تقلید قم  که از بدو پیروزی انقلاب  آغاز شده  و اینک به بالاترین  حد  خود رسیده  است .چون آقایان   اکثریت  ابزارهای قانونی را در اختیار گرفته اند  (حرفشان خریدار دارد )   .  یک روز بنده (قادربخش جمالزهی ) در زمان ششمین دوره مجلس شورای اسلامی با آقای" هادی خامنه ایی" نماینده آن  وقت  تهران  گفتگویی داشتم  ایشان اظهار می کرد : گزارشات عدیده ای از سیستان و بلوچستان  علیه قوم بلوچ و اهل سنت دست مراجع قم می رسد . 

 آقای " جمالزهی" در ادامه  مطلب خود  نامه " مکارم شیرازی "که یکی از مراجع  تقلید شیعیان می باشد  در پاسخ گلایه نمایندگان  سنی مجلس ششم  را آورده   که متن آن بدین شرح است : پاره ایی سو تفاهم ها و شایعات! کمی فضای مناسبات را تاریک ساخته  از جمله اینکه معروف است   که برادران اهل سنت نتنها مسئله کنترل جمعیت را رعایت نمی کنند  بلکه عکس آن را انجام می دهند  تا بافت جمعیت تغییر کند  و یا اینکه  زمین ها و مغازه هایی را در شهر ها  و بازار های سیستان و بلوچستان  از شیعیان خریداری می کنند  تا آنها را به ضعف  بکشانند  و یا اینکه کمک های هنگفتی از وهابیون حجاز  و خلیج برای تبلیغات ضد شیعه   به مناطق اهل سنت  در ایران  فرستاده می شود  (یعنی شبیه همان کمک هایی که ایران برای شیعیان عراق و لبنان و افغانستان و پاکستان می فرستد ). 

آقای "جمالزهی" در جایی دیگر  می آورد  یکی از استانداران قبلی استان  به وی گفته :  یکی از مشکلات استان ارسال گزارشات غلط و کذب به مرکز است بطوریکه  مثلا در یک روزنامه خواندم  بلوچ ها و اهل سنت زمین های مردم سیستان را از آنها می خرند و بدنبال سیاست   اسراییل در فلسطین   هستند . به تعبیری زابل را به فلسطین و بلوچ ها را به اسراییلی تشبه نمودند   که استاندار   دستور می دهد اطلاعات  تمام معاملات املاک در سیستان را  از چند دهه قبل  جمع کنند  بعد از بررسی  دقیق به این نتیجه  می رسند که  هیچ  تخلفی صورت نگرفته و تمام گذارشات کذب بوده ( البته نمونه اینگونه گزارش های دروغین در مورد خرید  صد هکتار زمین در گرگان توسط چند بلوچ   بود که سیستانی ها  با ارسال نامه به دفتر رهبری  و سایر ارگان ها اعلام داشتند  چند" قاچاقچی وهابی" در صدد خرید  زمین های منطقه  در راستای اهداف شوم خود هستند این مطلب در   قسمت  "شنیده  می شود " روزنامه " همشری"  سال 85 بچاپ رسید )  

حال باید پرسید چه  کسانی  این گزارشات کذب را و برای رسیدن به چه اهدافی به مرکز ارسال نموده است. همین سخنان  را  اخیرا "نوری" فرماندار زاهدان تکرار کرد و گفت: عده ایی فقط بچه بدنیا می آورند تا ترکیب جمعیتی را عوض کنند  و آیا همین   گزارشات کذب باعث ساخت سریع میدان چند میلیارد تومانی هامون ثمر  برای زابلی ها آن هم بطور غیر قانونی  نشد ؟

با توجه به موارد فوق  می توان گفت استان اول است... اما نه درتوسعه و اجرای مصوبات خیالی استاندار بلکه در موارد حقايق و مشکلاتي  که درجامعه بلوچستان مشهود است وملت  روزانه با آنها دست وپنجه نرم ميکنند

 گزارشي تفسيري از "س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام

20071001

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 4:37
خوابهای آشفته گروهک تمامیت خواه در مورد بلوچستان | بلوچستان 
سیستانی و بلوچستانی قرنها بوده بدون هیچ مشکلی با هم زندگی کنند . تمامی اقوام سیستانی در اصل بلوچ می باشند بعبارت دیگر هر قوم سیستانی با یک قوم بلوچ پیوند دارد  ـ

مشکلی که چند سال است پدید آمده این است که یک عده بی اصل و نسب و از رده پایین جامعه سیستانی آن آدمهای عاقل را (که سالها بزرگی و رهبری اجتماع را بدست داشتند) کنار زده و خودشان را بالا کشیده اند این عده به تنها و تنها به منافع شخصی خود فکر می کنند و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنند. اینها حاضرند برای منافع شخصی خود همه چیز را فدا نمایند. دین و مذهب از نگاه اینها وسیله است برای رسیدن به منافع شخصی خود ـ

این عده طی چند سال اخیر جنایات بیشماری مرتکب گردیده اند که در آینده نه چندان دور میبایست جواب دهند ـ

کارهایی که این گروهک الحادی می کنند اگر یک دهمش را بلوچها می کردند تمام مملکت ایران تکان می خورد و آنها را به قوم گرایی و جدایی طلبی متهم می نمودند. مثلا: تمامی ادارات دولتی را بطور کامل در زاهدان همان گروهک بدست گرفته طوریکه زبان رسمی در زاهدان و ادارات زاهدان زبان زابلی است. حال مثلا اگر بلوچها بگویند ما در ادارات به زبان خود یعنی بلوچی سخن می گوییم داد همه مسولین در می آید. و... ... این گروهک جنایتکار چون می دانند در آینده در این سرزمین جایی ندارند برای خود خانه هایی در مشهد و استان گلستان تهیه می کنند ـ

نقشه هایی که مدتی است این گروهک جانی در اطراف زاهدان پیاده می کنند و زمینه را برای بهم زدن آرامش منطقه فراهم می کنند از این قرار است:

1- مرزهای سیستان را نزدیک صد کیلومتر به جلو کشیده اند منطقه سفید آبه که سالها جزو زاهدان بود را به زابل ویران شده داده اند مرزهای زابل را تا نزدیکی حرمک (چند کیلومتری زاهدان ) به جلو کشیده اند ـ

2- تمامی طرحهای کشاورزی و غیره را تا دشتیاری به زابلیها داده اند ـ

3- سعی می کنند نام سیستانی (مثلا هامون ) را روی هر طرحی بگزارند تا برای مردم جا بیافتد و فکر کنند سالها بوده که نام هامون روی بلوچستان بوده ( شبکه خبری هامون.. دسنتشویی هامون و

4- آنان به خیال باطل خود دارند برنامه ریزی می کنند که زهدان و اطرافش را کلا به سیستان ملحق نموده استانی به نام سیستان درست کنند و بلوچستان را نیز به دو تکه تقسیم نموده دو استان به نام بلوچستان و مکران درست کنند ـ

به این صورت بلوچستان برای همیشه خواهد مرد. در حالیکه کور خوانده اند و خداوند چنین نخواهد کرد و این گروهک جانی است که باید از بین برود. ملت بلوچستان هرگز نباید کوچکترین مساهمه و چشم پوشی بنماید ـ

لذا بر همه کسانی که بلوچستان را دوست دارند باید هشیار بوده و از هم اکنون آماده مقابله با دسایس صهیونیستی استعمار گران باشند ـ

و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین

آوای بلوچستان


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 4:24
پژوھش در اصول عقايد و هدفهای جبهه ملی ايران | سياست 
گفتمان تفاھم بخش يکم

جنبش دموکراسى خواھى و حاکميت ملى بلوچستان فاقد تحليلگر سياسى و روزنامه نگاران حرفه  اى است که جنبش آزادي خواھى اپوزيسيون ايران را به چالش بکشد و سوألھاى دشوارى از اين جنبش بکند تا ابھاماتى که در بعضى از اساسنامه ھا و ھدفھاى آنھا ديده ميشود٬ برطرف گردد٬ از اين رو لازم ديدم که ھر چند من تحليلگر نيستم و حرفه روزنامه نگارى را نميدانم٬ اين وظيفه را خود به عھده بگيرم.

در اين مقاله به ھمراه خواننده سعى خواھم کرد که اصول عقايد و هدفهای جبهه ملی ايران را تحليل کرده و مورد سوأل قرار دھيم٬ تا شايد توانسته باشيم کمکى به شفافيت اين اصول و عقايد کرده باشيم.

 

اصل اول اصول عقايد و هدفهای جبهه ملی ايران ايران:

"حفظ تماميت ارضي، استقرار حاکميت ملی و استقلال سياسی برخاسته از اراده عمومی ملت ايران در نظام جمهوری مبتنی بر اصول دموکراسي، حقوق بشر و حاکميت قانون."

حاکميت ملى در اينجا تعريف نشده است که مراد از حاکميت ملى٬ حاکميت اکٽريت فارس است يا حاکميت مجموعه اکٽريت فارس٬ بلوچ٬ کرد٬ ترک آذربايجان٬ ترکمن٬ عرب٬ لر... است که ھمه ملت ايران ھستند و اگر مراد اين است٬ اين حاکميت چگونه ميتواند عادلانه باشد؟

 در اينجا مراد از کدام اصول دموکراسى است؟ آيا منظور دموکراسى با تعريف حکومت اکٽريت بر اقليت است يا دموکراسى مشروطه با تعريف حکومت اکٽريت بر اقليت با شرط تضمين حقوق سياسى٬ اجتماعى و شھروندى برابر اقليت با اکٽريت فارس است و اھرم اجراى اين دموکراسى چيست؟ چه گونه جبھه ملى ايران رعايت حقوق اقليتھاى ملى ساکن ايران را تضمين ميکند.

حاکميت قانون چيست و اين قانون که حاکم باشد چيست؟ اين قانون چگونه تعريف شده است؟

اصل دوم: تاکيد بر تامين و حفظ حقوق و آزادی های اساسی مردم ايران به ويژه آزادی حزب ها، انتخابات و مطبوعات و برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با هرگونه تجاوز به حقوق بشر.

آزادى ھاى اساسى مردم ايران چه ھستند و چگونه تعريف شده اند؟ آيا آزادى بيان و تجلى٬  از آزاديھاى اساسى مردم ايران ھستند؟

آيا آزادي گفتارى و نوشتارى زبانھاى اقليتھاى ملى ساکن ايران يکى از اين اصول آزاديھاى اساسى مردم ايران ھستند؟ 

اصل چهارم: استقرار عدالت اجتماعی و بالا بردن سطح رفاه عمومی بر اساس جهان بينی علمي، رشد توليد، افزايش اشتغال و توزيع عادلانه درآمد ملي.

مراد از توزيع عادلانه در آمد ملى چيست؟ درآمد ملى چيست و چگونه تعريف شده است؟ آيا منظور از در آمد ملى٬ درآمد از نفت و منابع طبيعى است يا درآمد از وصول ماليات از مردم يا ھر دو؟

 تعريف توزيع عادلانه چگونه است؟ آيا درآمد ملى بنا بر نياز استانھا توزيع ميشود٬ يا بر اساس نياز و جمعيت٬ يا بر اساس جمعيت٬ و اگر منظور از درآمد ملى٬ در آمد نفت و منابع طبيعى است٬ آيا توزيع اين در آمد بر اساس حق مالکيت منطقه و نياز منطقه خواھد بود يا نه؟

اصل پنجم: احترام به حقوق شهروندی برابر و اعتقادات دينی و آداب و رسوم و زبانها و گويش های تمامی مردم سرزمين ايران.

 در اينجا فقط صحبت از احترام به آداب٬ رسوم و زبانھا و گويشھاى تمامى مرد سرزمين ايران شده است ولى صحبتى از تضمين آزادى اين آداب٬ رسوم و زبانھا نشده است٬ احترام ميتواند اين باشد که از ناسزا گفتن پرھيز شود ولى جلوى آنھا گرفته شود.

اصل ششم: تقويت و پاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ و هنرهای ملی ايران.

زبان ملى٬ زبان مشترک ھمه ما است٬ آيا فرھنگ اقليتھاى ملى ساکن ايران جزو فرھنگ ايران است؟

آيا ھنر اقليتھاى ملى ساکن ايران٬ ھنر ايرانى است؟ اين سوأل پيش مى آيد که تکنون ھنر بلوچى٬ از طرف ھيچ سياستمدار و ھنرمندى به عنوان ھنر ايرانى پذيرفته نشده است؟ آيا ھنر بلوچى جزو ھنرھاى ملى ايران است يا نا؟ به عنوان نمونه آيا موسيقى

بلوچى جزو موسيقى ملى ايران ھاست يا نه؟

جبھه ملى حاکميت ملى اقليتھاى ساکن ايران را کنار گذاشته است٬آيا استانداران٬ شھرداران انتخاب ميشوند يا انتصاب؟ استانداران٬ شھرداران انتخاب ميشوند٬ چگونه و با رأى چه کسى انتخاب ميشوند؟ فرماندھى پليس و ژاندارمى به عھده استاندار و شھردار خواھد بود يا به عھده رييس جمھور يا نخست وزير؟

 

پيام اميد

اکتبر ۲٠٠۷

 

payamomidvar@yahoo.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 5:11
خوابگاه هاي دانشجويي دانشگاه زابل افزايش می یابد 
نسخه چاپي ارسال به دوستان

خوابگاه هاي دانشجويي دانشگاه زابل افزايش مي يابد

خبرگزاري فارس: مدير امور دانشجويي دانشگاه زابل گفت: مسئولين دانشگاه زابل در جهت افزايش خوابگاه هاي دانشگاه زابل تلاش مي‌كنند.

احسان رخشاني در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار فارس در زابل گفت: اسكان دانشجوياني كه از شهرهاي مختلف براي تحصيل در دانشگاه زابل به اين شهر مي آيند يكي از موضوعات بسيار مهم در برنامه ريزي دانشگاه است
وي افزود: بر اين اساس فضاهاي اوليه با ظرفيت حدود 700 نفر در فاز اول به هزار و 200 نفر افزايش يافته است، همچنين در فاصله زماني بين فاز اول و دوم هم به لحاظ نياز به امكانات زياد در توسعه سايت جديد دانشگاه مشتمل بر فضاهاي خوابگاهي جديد، برنامه فرهنگي دانشگاه و نيز گسترش دادن ارتباط و توزيع سرمايه هاي مردمي، ‌زمينه سازي در جهت ساخت مجتمع هاي خوابگاهي در بخش خصوصي انجام و همزمان با افزايش آمار دانشجويان اكثر آنها با مديريت، نظارت و حمايت دانشگاه در اين فضاها اسكان داده شده اند كه نكته حائز اهميت اسكان اكثر دانشجويان شبانه بود كه با توجه به شرايط خاص منطقه به سبك متفاوت از ساير دانشگاه ها تحت پوشش قرار گرفتند اين موضوع علي رغم ارزش فراوان،‌ فشار مديريتي زيادي را با توجه به عدم تعهد دانشگاه به اسكان اين عزيزان، با اعلان قبلي در دفترچه راهنماي آزمون كنكور سراسري و تعريف كلي دانشجوي دوره شبانه تحميل نموده است
وي گفت: يكي از نكات مهم اين موضوع افزايش سطح توقعات دانشجوايان دوره شبانه است كه به دليل عدم آگاهي از ميزان حقوق تعريف شده وقت و انرژي زيادي را صرف كسب امكانات و امتيازات از دانشگاه مي نمايند و همزمان با آماده سازي فاز دوم فضاي خوابگاهي كه ظرفيت موجود را به ميزان بيش از دو برابر ظرفيت قبلي افزايش داده، به جهت سازماندهي جامع امور دانشگاه و همچنين نياز به صرفه جويي به هزينه هاي جاري كه در گذشته صرف اسكان دانشجويان دوره شبانه ( آقايان‌) مي شده، ‌اين دانشجويان از برنامه اسكان در خوابگاههاي دانشگاه خارج و خوابگاههاي استيجاري خودگردان جهت اسكان خواهران دانشجوي دوره شبانه در نظر گرفته شده است.
وي گفت: در عين حال با افزايش ظرفيت هاي شهري و نيز ارتباط دانشگاه با تعداد زيادي از مالكان منازل مسكوني، اطلاع رساني به برادران دانشجوي دوره شبانه جهت اسكان صورت گرفته است، به همين ترتيب دانشگاه سعي بر اختصاص امكانات اوليه، بر اساس مقررات و ضوابط به اين دانشجويان دارد انتظار اين است كه كليه دانشجويان در فرصت باقيمانده تا شروع ترم اسكان يافته و جهت شروع فعاليت آموزشي و پژوهشي آمادگي لازم را پيدا كنند
وي در زمينه تعرفه خوابگاه براي دانشجويان دختر شبانه گفت: تعرفه خوابگاه كه بخشي از اجاره بهاي خوابگاه است به هيچ وجه افزايش نيافته است، بلكه در حال حاضر دانشگاه به جهت ضرورت صرفه جويي در هزينه هاي جاري و توسعه سريع، يارانه كلي در نظر گرفته شده براي خوابگاه ها را كاهش داده است.
وي ادامه داد: به طور كلي هزينه هايي كه صرف هر دانشجو در هر خوابگاه استيجاري مي شود، شامل اجاره بهاي ساختمان،‌ هزينه تامين سوخت ( تهيه و جابه جايي )، ‌آب، ‌برق،‌ تلفن،‌ هزينه خدمات ( مواد شوينده، نظافت،‌ خدمات )، ‌هزينه هاي تاسيساتي مانند تعويض لامپ ها، شير آلات، سيستم سرمايش و گرمايش است كه با انجام محاسبات كارشناسي مبلغ آن بر اساس آيين نامه خوابگاههاي خودگردان به ازاي هر دانشجو محاسبه گرديده است.
وي افزود: نكته حائز اهميت اين است كه با توجه به فشار مالي كه پرداخت اين هزينه به دانشجو وارد مي نمايد دانشگاه پرداخت حداقل 30 درصد اين هزينه ها را از محل صرفه جويي در ساير اعتبارات تقبل نموده است بر همين اساس روشن است كه مبلغ اجاره تعريف شده براي هر دانشجو در شرايط كنوني بسيار پايين بوده و با توجه به اين كه اين دانشجويان بر اساس تعريف دانشجو شبانه موظف به پرداخت هزينه هاي شخصي خود هستند امتياز زيادي را از دانشگاه دريافت نموده‌اند انتظار بر اين است كه با درك صحيح از حقوق خود تنها به مطالعه و پيشرفت درسي بينديشند.
وي با بيان اينكه از زمان تعيين رشته تا زمان شروع كلاسها براي دانشجويان خوابگاه وجود دارد اظهار داشت: از زمان انتخاب واحد كه اخيرا به صورت اينترنتي و سراسري صورت مي گيرد، خوابگاه براي كليه دانشجويان وجود دارد تنها تفاوتي كه وجود دارد اين كه در سال جاري ظرفيت خوابگاهي دانشگاه افزايش داشته و همچنين برنامه ريزي اسكان به صورت امتياز بندي علمي بوده است در فاصله زماني انتخاب واحد تا شروع ترم دانشجويان ضمن اسكان موقت، اين فرصت را دارند كه به سرعت براساس امتياز كسب شده به خوابگاه جديد خود معرفي شوند.
رخشاني با اشاره به امكانات خوابگاه اظهار داشت: شايد برخي از افراد بنا به عادت اين دانشگاه را با دانشگاه تهران و يا ساير كلان شهرها مقايسه كنند اما تا كنون كسي آن را با دانشگاه‌هاي ديگر مقايسه نكرده است بدون شك فضاي هاي خوابگاهي ايجاد شده هم به لحاظ عملكرد فعلي و هم زير بناي ساختاري در بالاترين استانداردها هستند و بايد توجه داشت كه حصول به اين سطح استاندارد در شرايط اين منطقه كه جاي تفضيل و بررسي آن در اين زمان كوتاه نمي گنجد و كاري بسيار بزرگ و تنها متكي بر همدلي و ايثارگري مسئولين دانشگاه است، مي باشد.
وي همچنين در زمينه وضعيت خوابگاههاي خودگردان خاطر نشان كرد: در سال گذشته وضعيت خوابگاههاي خودگردان به جهت تعدد چندان مناسب نبوده است اما در حال حاضر تنها چند مجتمع مسكوني با ظرفيت بالا و متمركز باقي مانده كه نسبت به دوره گذشته به لحاظ تمركز امكانات و نظار ت فني و كارشناسانه روز به روز در حال بهبود است.
وي ادامه داد: در اين مجتمع‌ها، دانشجويان از كليه امكانات خوابگاهي برخوردار هستند و امكانات فرهنگي در حد اوليه بوده و امكانات ورزشي به صورت تصاعدي در حل افزايش است.
مدير امور دانشجويي دانشگاه زابل با اشاره به اينكه در حال حاضر مشكلات مربوط به اسكان دانشجويان بسيار كاهش يافته و اين موضوع ناشي از برنامه ريزي خاص دانشگاه در افزايش فضاهاي خوابگاهي است، اظهار داشت: شرايط متفاوت دانشجويان به لحاظ فرهنگي و علمي،‌ شرايط نسبتا متفاوت فضاهاي خوابگاهي و تقاضاي زياد جهت جابه جايي، تقاضاي زياد در اختلاط دانشجويان روزانه و شبانه ( دختر ) و تفاوت در امكانات و سرانه هاي برخي از مشكلات حل نشده باقي مانده است كه مسئولين دانشگاه در جهت رسيدگي به آنها تلاش مي‌كنند.
وي همچنين پيرامون فعاليت هاي دانشگاه در زمينه خوابگاه‌هاي اين دانشگاه گفت: در سال جاري تلاش زيادي در جهت افزايش ظرفيت خوابگاهي و نيز تدوين برنامه امتياز بندي علمي صورت گرفته است به طوريكه كليه دانشجويان پسر روزانه در خوابگاه‌هاي جديد دانشگاه و دانشجويان دختر در فضاي خوابگاهي فعلي اسكان مي يابند.
وي همچنين ادامه داد: دانشجويان دختركه امتياز علمي كمتري دارند در خوابگاه خودگردان در مجاورت دانشگاه اسكان داده مي شوند و كليه دانشجويان دختر شبانه نيز در خوابگاههاي مجتمع خود گردان با ظرفيت بيش از هزار و 200 نفر تحت نظارت مستقيم دانشگاه اسكان داده مي شوند.
انتهاي پيام/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 5:7
گالری عکس ا بلوچستان 

Saz

Pakistan flood 07 - 7

DSC00550

OMEED/Hope

Kereti children 3

the famous ride

Baluchi Girl

IMG_0586http://www.pahra.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 5:0
ایا بهای انتقاد شش ماه اسارت وسبب تداوم آن می شود؟؟؟ ابلوچستان 
یعقوب مهرنهاد دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت به خاطر انتقاد از عملکرد برخی از مسئولین نالایق شش ماه است که اسیر شده است .

چرا؟...؟...چرا باید در کشوری که ادعا می کند  آزادی را در فلسطین و...به آرمغان خواهد آورد خود تحمل کوچکترین انتقاد آزادانه را نداشته باشد!

واقعا من از بی تحملی مسئولان کشورم شرمسارم...وحرفی برای گفتن ندارم...

تنها چیزی که از مسئولین می خواهم آن آزادی یعقوب مهرنهاد هست وبس...

http://mardomebaloch.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 4:55
شرايط معافيت از سربازي براي ايرانيان مقيم خارج 

شرايط معافيت از سربازي براي ايرانيان مقيم خارج

سازمان نظام وظيفه ايران اعلام كرده كه تمامي ايرانياني كه تا قبل از سال 1384 از كشور خارج شده اند به شرطي كه بيش از دو سال در خارج از ايران باشند، مي توانند كارت معافيت از سربازي دريافت كنند.
سرباز
پسران ايراني مقيم خارج مي توانند با پرداخت پنج ميليون تومان كارت معافيت بگيرند

بهمن كارگر رئيس سازمان نظام وظيفه ايران در گفتگو با خبرگزاري دولتي ايران - ايرنا، گفته است: كساني كه دو سال پيش از ايران خارج شده اند مي توانند با پرداخت مبلغ 5 ميليون تومان كارت معافيت بگيرند و اگر هم كارت معافيت نگيرند مي توانند سالانه براي يك بار به مدت سه ماه وارد ايران شوند.

سازمان نظام وظيفه ايران همچنين براي دانشجويان ايراني كه خدمت سربازي را طي نكرده اند، تسهيلات ويژه اي در نظر گرفته است.

به گفته آقاي كارگر، دانشجويان ايراني كه از شهريور سال 1385 از ايران خارج شده و به عنوان دانشجو در خارج پذيرفته شده باشند و دانشجوياني كه دانشگاه محل تحصيل آنها مورد تائيد سيستم آموزش عالي ايران ( وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان) باشد، مي توانند سالانه دو بار وارد ايران شوند و در مجموع سه ماه در آنجا بمانند.

دوره سربازي يا خدمت نظام وظيفه در ايران حدود دو سال است و براي همه پسراني كه سن آنها به هجده سال كامل رسيده، اجباري است. هرگونه فعاليت رسمي براي آقايان، شامل استخدام، معاملات تجاري، خريد و فروش اموالي كه نياز به ثبت رسمي دارد، ازدواج و سفر به خارج از ايران، منوط به داشتن كارت پايان خدمت يا كارت معافيت (معافيت دائم يا موقت و تحصيلي) است.

  ايرانيان مقيم خارج مشكل خدمت وظيفه عمومي ندارند و مي توانند به راحتي به كشور تردد داشته باشند و درخواست معافيت كنند و با پرداخت مبلغي كارت معافيت خود را دريافت كنند
 
رئيس سازمان نظام وظيفه

به گفته آقاي كارگر، ايرانيان مقيم خارج در زمينه سربازي فرزندان خود نگراني نداشته باشند چون "اين افراد مشكل خدمت وظيفه عمومي ندارند و مي توانند به راحتي به كشور تردد داشته باشند و درخواست معافيت كنند و با پرداخت مبلغي كارت معافيت خود را دريافت كنند."

مشمولان خدمت وظيفه

با وجود محدوديت هايي كه براي پسران در داخل ايران در زمينه سربازي وجود دارد، پسران ايراني خارج از اين كشور مي توانند با استفاده از تسهيلات اداره نظام وظيفه كارت معافيت دريافت كنند يا بدون دريافت كارت معافيت چند ماهي را در ايران بگذرانند.

اخيرا سازمان نظام وظيفه، به موسسات دولتي و خصوصي هشدار داده بود كه از به كارگرفتن جواناني كه خدمت سربازي خود را انجام نداده اند خودداري كنند.

سازمان نظام وظيفه به تمامي جوانان توصيه كرده كه در هنگام سفر كارت پايان خدمت يا كارت معافيت سربازي را به همراه داشته باشند و نيروهاي انتظامي اعم از پليس راه، اداره اماكن و ايستگاه هاي ايست و بازرسي موظفند مداركي دال بر روشن شدن وضعيت خدمت وظيفه عمومي از همه درخواست كرده و با كساني كه مدركي همراه نداشته باشند برخورد كنند.

به عقيده برخي، دوره سربازي در ايران طولاني است و باعث نارضايتي خانواده هاي ايراني شده است.

در چند سال گذشته بارها بحث كاهش دوره سربازي مطرح شده اما دولت تاكنون با آن مخالفت كرده است. مركز پژوهش هاي مجلس نيز دو سال پيش پيشنهاد كرده بود مدت سربازي كاهش يابد.

خدمت نظام وظيفه در ايران 85 سال قدمت دارد و در سال 1301 در ارتش شعبه اي به نام "سربازگيري" و "اداره نظام اجباري" راه اندازي شد. اداره نظام اجباري، چند سال بعد به اداره نظام وظيفه عمومي تغيير نام داد.

قانون نظام وظيفه از آن زمان تاكنون بارها تغيير كرده اما تغييري در اجباري بودن اين دوره ايجاد نشده است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 4:51
اسامي مجروحين حادثه تصادف محور چابهار ـ ايرانشهر اعلام شد  
نسخه چاپي ارسال به دوستان

اسامي مجروحين حادثه تصادف محور چابهار ـ ايرانشهر اعلام شد

خبرگزاري فارس: فرمانده پليس راه سيستان و بلوچستان، اسامي 15 مجروح حادثه تصادف محور چابهار ـ ايرانشهر را اعلام كرد.

اردوان قاسمي امروز در گفت‌وگوي تلفني با خبرنگار فارس در زاهدان گفت: تعداد مقتولين 12 نفر است كه هويت و مشخصات آنان فعلاً نامشخص است، اما جمعه چاكري، خيرمحمد اربابي، رقيه دهقاني، خيرمحمد جدگان، جليل صالحي اسماعيل كريم زاده، مهدي كارگر، مريم حاكمي، هادي اربابي، مهدي بلوچ زاده و پيمان برزگر، 10 مصدوم اتوبوس هستند كه به بيمارستان امام علي (ع) چابهار انتقال يافته‌اند.
وي افزود: ضمنا 5 نفر از مجروحين ديگر به صورت سرپايي مداوا و ترخيص شده‌اند.
قاسمي افزود: هر دو خودرو (اتوبوس و تريلي تانكر) داراي دستگاه GPS بوده كه در نتيجه خسارت وارده از تصادف از بين رفته است.
وي گفت: علت اصلي تصادف بي احتياطي از جانب راننده تريلي تانكر بعلت انحراف به چپ اعلام شده است.
يادآور مي‌شود، شب گذشته ساعت 7:30 دقيقه يك تريلي تانكر حامل سوخت گازوئيل از چابهار به سمت ايرانشهر در حركت بوده كه با يك دستگاه اتوبوس در مسير ايرانشهر به چابهار تصادف كرد.
اين حادثه حدوداً در 100 كيلومتري چابهار به دليل انحراف به چپ تريلي تانكر رخ داده و دو خودرو دچار آتش‌سوزي شده‌اند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 13:11
كروبي در گفتگوي تفصيلي با فارس:  
نسخه چاپي ارسال به دوستان

كروبي در گفتگوي تفصيلي با فارس:

اگر پيروز شويم تندروي ها دوباره شروع خواهد شد

خبرگزاري فارس: دبير كل حزب اعتماد ملي در گفت و گو با خبرنگاران خبرگزاري فارس گفت: من هيچ شبهه ندارم اگر دوباره پيروز شويم و يك مقدار جلو برويم همان قضايا(تندروي ها) دوباره شروع خواهد شد البته با حضور آقاي خاتمي نگران نيستم، با حضور ديگران نگران هستم.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

صبح روز يكشنبه هفته اي كه گذشت مهدي كروبي كه شيخ اصلاحات مي‌خوانندش، ميهمان خبرگزاري فارس بود، اما آنچنان كه بايست، فرصتي براي گفت و گو فراهم نشد. بسياري ازحرفهايي هم كه در جلسه يكساعت و نيم زده شد "مگو هاي" واكمن خاموش كن بود يا حرفهايي كه فارس متعهد شد آنها را منتشر نكند..حرفهايي كه گفتنشان شايد بسياري از زواياي پنهان و ابهام آلود را رفع مي كرد، پس گفت و گوي ما به فرداي آنروز، "دوشنبه" و در دفتر شهرك غرب شيخ موكول شد. آنچه كه بيش از همه در ساختمان مركزي حزب اعتماد ملي به چشم مي خورد، شور و هيجان ساكنانش بود، هيجاني كه به روزهاي انتخاباتي بيشتر شباهت مي برد تا دفتر حزبي 7 ماه به انتخابات مانده. كروبي از جمله ياران ونزديكان امام بود كه در دوران حيات ايشان چند حكم از آن حضرت دريافت كردند، وقتي با كروبي از انتخابات آتي مي گوييم، گويي توان دوباره اي مي يابد و با هيجان در باره آن سخن مي گويد، كروبي، از نامهرباني هاي برخي از دوستانش مي گويد، و اينكه روزي همه جريانها را مفصل خواهد گفت. مشروح اين مصاحبه به شرح زير است.

*فارس: آقاي كروبي، چه عاملي باعث شد از دل دولت جبهه دوم خرداد، دولت احمدي‌نژاد متولد شود؟ چون برخي تحليل گران روي كار آمدن يك دولت سكولار را پيش بيني مي كردند.
كروبي :اكنون نمي‌شود اين بحث‌ها را كرد، البته يك روز بايد همه اين بحث‌ها باز شود. همان روزهاي قبل از تنفيذ حكم احمدي‌نژاد خواستار آسيب‌شناسي جبهه اصلاحات از سوي آقاي خاتمي و موسوي خوئيني‌ها شدم. اما من كه نمي توانستم اينها را بگويم چون من خودم يك طرف قضيه و ذي نفع بودم، و اگر حرفي مي زدم مي گفتند حالا چون راي نياورده داغ كرده و يك حرفي زده.

فارس: در انتخابات آتي ،حزب اعتماد ملي قصد دارد از درون جبهه دوم خرداد بيايد يا به صورت يك جريان مستقل و سوم ظاهر شود؟
كروبي: من اصلا به آن جبهه اي كه شما مي گوييد اعتقاد ندارم ، نيست! اينها در حد روزنامه و حرف است. ما يك ليست هايي داريم مثلا در فلان شهر از او حمايت مي كنيم همزمان شايد ديگران هم او را تاييد كنند.

فارس:يعني از اول هم جبهه دوم خرداد نبود يا الان وجود ندارد؟
كروبي:اگه جبهه اي وجود داشت كه كار به اينجا نمي كشيد. جبهه كجا بود؟ يك عده ورشكسته دور هم جمع شده ايم و مي گوييم جبهه. لطيف صفري مي گفت جبهه دوم خرداد 18 گروهند ولي 12 نفرند. چون هر كدام از طرف چند گروه هستند.

فارس:برخي معتقدند كه جبهه اصلاحات يك ظاهر دارد و يك باطن، در چهره ظاهري اش افراد معتدل و منطقي مثل شما و آقاي خاتمي هستند، اما باطن اين جبهه گروههاي تندرو هستند. همچنين ‌گفته مي شود ليدر فكري جبهه دوم خرداد سازمان مجاهدين هستند.

كروبي: اين را از كساني بايد پرسيد كه خيلي باهم همكاري نزديك دارند، من اين همكاري را ندارم. در رابطه با جريان اصلاحات تا پيروزي 76 يك انسجامي وجود داشت. اما پس از پيروزي دوم خرداد انشعاب ها و شكافهايي به وجود آمد.من هم تلاش مي كردم به اين اختلاف ها دامن زده نشود. ببينيد من دبير مجمع روحانيون بودم، در مجلس ششم هم رئيس مجلس بودم و خيلي در درون قضيه نبودم كه گروههايي چه اندازه موثر هستند. اما خوب افراد سازمان مجاهدين سابقه بيشتري دارند، كساني هستند كه از مبارزان پيش از انقلاب بودند و از تشكيلات و ورزيدگي بيشتري برخوردارند. پس طبيعي است كه نقش تعيين كننده‌ تري هم داشته باشند. در جريان اصولگرا هم همين بحث ها وجود دارد. اما در ميان اصولگرايان چهره هاي محوري كه بتوانند اوضاع را جمع كنند بيشتر وجود دارد، واين بارها اتفاق افتاده است. اما در ميان ما كمتر اين اتفاق افتاده، كه شايد ضعف آن هم از ما ريش سفيدانش باشد.

فارس:به باور بسياري شما بستر ساز پيروزي دوم خرداد بوديد اما چه شد كه پس از آن اندك اندك شما كنار كشيديد؟ چه تفكري و يا چه عاملي مي خواست شما را كنار بگذارد؟
كروبي: پس از پيروزي، خواه نا خواه دوران غنائم و گشايش است، بشر است ديگر، شما ببينيد، در دوران امام چگونه رهبري كردند كه اين وضعيت پيش نيايد. اما من هيچ گاه كنار نرفتم و بي‌تفاوت نبودم. خوب برخوردهايي در مطبوعات و... صورت گرفت. در پايان انتخابات نهم، هم بي‌كار ننشستم و سعي كردم كار متفاوتي انجام دهم. من فكر مي‌كنم بايد آسيب‌شناسي شود، و حتي اگر از ما قصوري در مجلس يا غيره بوده را هم بگويند.

فارس:البته ما مي‌خواستيم تحليل شما را داشته باشيد كه چرا مي‌خواستند شما را كنار بگذارند. در عين حال بعضي ديگر مثل دكتر سروش در دوران انتخابات نهم گفته بود از شما حمايت مي‌كند، و تحليلش اين بود كه در صورت پيروزي آقاي كروبي به عنوان يكي از نيروهاي اصلاح طلب فرصتي هست تا نيروهاي روشنفكر بتوانند خود را باسازي و در دور بعد شركت كنند.
كروبي: جمعي ما را سنتي مي‌دانستد و معتقد بودند كه ديگر دوران ما تمام شده و جوهريت ما مثل جامع روحانيت مبارز است.در مجلس سوم زماني كه من از نجفي براي وزارت آموزش و پرورش حمايت كردم، يكي از آن برادران كه عضو هيئت رئيسه مجلس نيز بود ناراحت شد و گفت: آخرش مشخص شد كه "نون" و"يت " ( روحانيون و روحانيت ) با هم هستند،منهم به شوخي گفتم اگر غير از اين فكر كنيد كه جز عوام هستيد.
اما در خصوص نظر دكتر سروش، بعضي‌ها اصلاحات را تندتر مي‌خواهند، بعضي ها آرام تر، اين طبيعي است. اما ما مي‌بايست كاري مي‌كرديم كه هميشه مي‌ مانديم نه من، يعني جريان فكري مي ماند، و الا هر جريان فكري كه در يك مرحله توقف كند كارش همين مي شود كه ديديم.اتفاقاً يكي از اشكالات اصلي دوم خرداد هم همين است ، بايد گروه هايي كه تلاش مي كردند پس از آقاي خاتمي فرد ديگري را معرفي كنند، دقت بيشتري به خرج مي دادند. مثلا حزب كارگزاران هم برنامه اي براي دوران بعد از هاشمي داشتند و مي‌خواستند با تغيير قانون اساسي آقاي هاشمي را براي يك دوره ديگر انتخاب كنند،اين معمول است. در انتخابات دوم خرداد هم همين شد، برنامه ريزي كرديم، رفتيم دنبال آقاي موسوي قبول نكردند ما هم دست روي دست نگذاشتيم، رفتيم سراغ آقاي خاتمي، در يك جلسه اي در منزل آقاي آشتياني بنا شد كه خدمت رهبري بروم و در اين خصوص صحبت كنم، آقاي خاتمي گفتند كه نامي از من برده نشود و تنها بگوييد يكي از ما مي خواهد در انتخابات شركت كند و مي خواهيم مستقل از گروه هاي ديگر باشيم. رفتيم خدمت رهبري و گفتيم آقاي خاتمي را مي‌خواهيم كانديدا كنيم. بعدها البته آقاي خاتمي گله كردند كه چرا مستقيما از من نام برديد؟اما اين دفعه قضيه به گونه ديگري پيش رفت. ما ابتدا رفتيم دنبال آقاي مهندس موسوي پس از اينكه نپذيرفتند، دنبال آقاي موسوي خوئيني رفتيم كه ايشان هم نپذيرفتند و گفت: طرحش هم صحيح نيست. بعد نام 4 وزير و روحاني را عنوان كرديم. كه حالا نام نمي برم. يعني مي گويم من تلاش مي كردم اما گوش نمي دادند و پرهيز مي كردند، بر خلاف امروز كه همه بر گفت و گو و همفكري تاكيد مي كنند.

فارس:درچند برنامه اخيري كه اصلاح طلبان برگزار كرده اند، ازجمله كنگره سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يا برنامه سالگرد دوم خرداد شما شركت نداشتيد، آيا از شما دعوت نشد يا شما خود شركت نكرديد؟
كروبي: دعوت كردند اما توفيق نشد كه بروم، در جلساتي كه احزاب برگزار كرده اند در مواردي شركت كرده‌ام و در بعضي موارد شركت نكرده‌ام. اما در جلساتي كه مجاهدين يا مشاركت برگزار كردند تاكنون توفيق شركت نداشتم.

فارس:يعني براي شما اهميت نداشت؟يا اختلاف سليقه ها و به نوعي اعتراض موجب عدم شركت شما در اين جلسه شد، خصوصا با توجه به رخ دادهاي مقطع انتخابات رياست جمهوري؟
كروبي: اعتراض نبوده،اختلاف نظرهايي وجود داشته و دارد، اما اختلاف نظرها مربوط به انتخابات نهم رياست جمهوري نيست، ما هم تلاش كرديم اين اختلاف ها ادامه نيابد. شما در مجلس ششم بخشي از اين اختلافات را شاهد بوديد، ماجراهايي كه در جريان انتخاب هيئت رئيسه شكل گرفت، مثل حذف انصاري و يا محتشمي پور و يا اوج اين اختلاف ها در ماجراي تحصن نمايندگان شاهد بوديم.يعني مي خواهم بگويم اين اختلاف ها وجود داشته است.

فارس: چرا اصلاح طلبان پس از پيروزي در انتخابات دوم خرداد،آقاي هاشمي را در يك مقطع زماني تخريب، و در دور بعدي گرد ايشان جمع مي شوند، و مي خواهند شما را كنار بگذارند؟
كروبي:سوالتان خيلي سخت است، اين سوال مهمي است، جواب خوبي هم دارد ولي جواب آن را هم نمي‌شود گفت، اين سوال، مهمترين سوال است، حالا من توضيح بيشتري بدهم خدمتتان.
من به عنوان داوطلب رياست جمهوري آنها كسي بودم كه پادوي آنها بودم، يعني دبير آن‌ها بوده،‌دبير عادي هم نبوده بلكه دبير سرباز بوده ، دبير پادو بوده، دبيري بوده كه مدام مشكلات را به او رجوع مي‌كردند و آب و آتش او مي آورده و مي برده براي قضايا، اصلا قضيه انشعاب را هم او رفت دنبالش،من ضمن حفظ حرمت جريان راست و آقاي مهدوي كني اما احساس كرديم كه اختلاف سليقه پيدا كرديم،‌ در مجلس دوم بر سر قضيه آقاي دعايي استعفا دادم،‌ آقاي هاشمي هم جبهه بود، پس از آن آقاي دعايي را برگرداندند و من هم دوباره رفتم جامعه روحانيت، در مجلس دوم ديدم كه نمي‌شود، براي انتخابات مجلس سوم آمدم دوستان را جمع كردم و گفتم كه با هم اختلاف نظر داريم و بايد انشعاب كنيم، خوب انشعاب كرديم و بعد مجلس سوم تشكيل شد و سپس كل مسائلي كه برايشان پيش مي‌آمد، هميشه من در انتخابات‌ها و در محضر رهبري،از خود روزنامه خراسان تا سلام، حوادثي كه پيش مي‌آمده تا قضيه انتخابات آقاي خاتمي، در همه قضايا كه پيش مي‌آمد، يك پادويي هم بوده كه برايشان مي‌دويده حالا چطور شده؟ بعد از امام شخصيتش و شغلش خيلي كوچك است ولي ظاهرا از همه مهمتر بوده به اين معنا كه وقتي امام رحلت كرد، خوب آقاي يزدي در راس قوه قضاييه قرار گرفت و آقاي موسوي هم رفتند، آقاي مهندس موسوي هم كه از جريان چپ بود رفتند ، تنها يك نفر ماند رئيس قوه و آن هم من بودم و رئيس مجلس سوم شدم. محتشمي وزير كشور و خاتمي وزير فرهنگ را هم كه آقاي هاشمي از وزارت برداشت، موسوي خوءيني هم كه دادستان بود، رفت. از اين جريان تنها يك نفر در قدرت ماند كه ريس مجلس شد آنهم با راي مردم، ببينيد سوال مهمي است كه نمي توانم پاسخ آن را اكنون بدهم. معتقدم بايد از آنها سوال شود كه چرا از من حمايت نكردند؟

فارس: يكي از نقدهاي جدي شما، از برخي رفتارهاي افراطي‌گريانه مثل تحصن ، تحريم و... بوده است. اما آنها هنوز هم دفاع مي كنند،و برخي چهره‌ها مثل محمد رضا خاتمي مي‌گويند كه اشكال از كند روي برخي بوده كه نتوانستند با ما همراه شوند.

كروبي: من تصميم دارم كه امسال روز پايان ثبت‌نام، به طور مفصل انتخاب‌هاي مجلس از سال 68 تاكنون را بازخواني كنم و همه قضايا را روشن كنم، شايد حتي حرفهايي كه مصلحت نباشد را هم بگويم، تا مردم داوري كنند.مسله رياست جمهوري را كه بسيار مهمتر است را نيز از اواخر 8سال آقاي هاشمي رفسنجاني بازخواني مي‌كنيم تا مشخص شود با چه حركت‌هايي پيروزي حاصل شد و با چه حركتي شكست خورد، بعضي‌نامه‌ها و مطالب ناگفته را اعلام خواهيم كرد. الان نمي توانم بگويم چون وقت آن نيست و بايد هر چيز را به موقع گفت. يك نفر نقل مي‌كند كه به امام گفتم برخي افكار شما در تحرير با بعضي فتواهاي جديد متفاوت است، امام گفت من تقيه مي‌كنم اگر تقيه نمي‌كردم چيزهايي ديگري هم مي گفتم، يادتان است امام اين اواخر نظراتي داشتند در خصوص زمين‌،‌مالكيت شطرنج، و...‌خوب امام هم فقيه كوچكي نبوده گفت: اگر تقيه نمي‌كردم كار شما مشكل مي‌شود بعد امام گفت: فكر نكن من تقيه مي كنم خدا هم تقيه مي‌كند يعني آرام آرام برخي قوانين را اصلاح مي‌كند مثل شراب يا برده‌داري و... ولي خوب،ما بايد به مردم توضيح دهيم مثلا در مورد قانون مطبوعات، آنچه ما گفتيم، رهبري پيشنهاد كرده، و... چگونه كار ها جلو مي رفت يا در قضيه تحصن.

فارس: اينكه شما آنگونه با برخي ‌ها همراهي نمي‌كنيد آيا از تكرار همين‌ها تندروي ها نگرانيد؟
كروبي: من هيچ شبهه ندارم اگر دوباره پيروز شويم و يك مقدار جلو برويم همان قضايا دوباره شروع خواهد شد يعني الان مهار شده داريم كارمان را انجام مي دهيم .

فارس:يعني با وجود آقاي خاتمي به عنوان چهره شاخص در آن سو، شما بازهم نگران افراطي گري هستيد؟
كروبي: نه! با حضور آقاي خاتمي نگران نيستم، با حضور ديگران نگران هستم.

فارس:يعني مي گوييد ديگراني پشت صحنه هستند؟
كروبي:....(لبخند و حركت تاييد آميز سر)

فارس:مي گويند چرا در كشور خبرنگار خوب نداريم؟ هر وقت با بزرگان صحبت مي شود، به بزنگاهها كه مي رسد، همه شخصيت ها همين برخورد را مي كنند، و سكوت مي كنند، و براي همين مصاحبه ها كليشه اي مي شود.
كروبي:فرهنگ را به گونه اي كنيد كه بشود حرف زد، اين كار رسانه ها و شماست.

فارس:شما مي گوييد مي خواهيد مستقل عمل كنيد ولي باز هم جبهه اي عمل مي كنيد!
كروبي: چطور؟

فارس: يعني نگران مصالح حزب نيستيد، نگران ملاحضاتي هستيد كه باعث خود سانسوري مي شود.
كروبي: نه! باعث فتنه مي شود.

فارس: فتنه بين كي؟
كروبي: بين بچه ها فتنه‌ مي شود،يك عده داريم شكست خورده اند،وقتي من نااميدم هر كاري ميكنم،اما شما كه اميدواريد مي خواهيد كار اصلاح شود. اما كسي كه نا اميد است مي گويد سگ بيفتد توي ديگ به من چه! من مثال ميزنم وقتي مي گوييم معين راي نمي آورد نمي شناسند او را ، مي گويند خاتمي را هم كسي نمي شناخت، وقتي مي گوييم راي نياورد؛ مي گويند: معيني كه هيچ كس نمي شناخت 4 ميليون راي آورد كم است؟ وقتي مي‌گويند شما طرفدار رفراندوم بوديد ، مي‌گويند ما و رفراندوم؟ مردم كه بي كار نيستند حرفهاي ضد و نقيض ما را بشنوند.روزي كه مي‌خواهيم مردم ساده‌زيست باشند سوره‌هاي نوح مي‌خوانيم روزي مي‌گويند پيامبر 9 تا خانه داشت. خانه پيامبر اصلا در هم نداشت.

فارس: آقاي محمدرضا خاتمي در مصاحبه‌ با راديو گفت و گو گفته،ما خواستيم ائتلاف كنيم اما آقاي كروبي قبول نكردند و گفتند بايد دنباله‌روي ما باشيد و ساز و كار ائتلاف را نپذيرفتند.
كروبي:آنها مي‌خواستند نظرسازي كنند، من در شرايطي قرار گرفتم كه اگر شكست مي‌خوردم يا پيروز مي شدم مي‌گفتند ما از اول پيش بيني مي كرديم. {...}

فارس: شما داريد توصيه آقاي بهزاد نبوي رو عمل مي‌كنيد كه ايشان اخيرا طي مصاحبه‌اي گفته بودند ما از آقاي كروبي مي‌خواهيم كه اين مسائل را مطرح نكند، شما هم ظاهراً اين توصيه را داريد عمل مي‌كنيد.
كروبي:نه، مي‌دانيد من مي‌گويم چكار كنيد؟ من به خبرنگاران گفتم شما عادت نكنيد كه امروز به شما بگويند تحريم و همه شما بگوييد چرا تحريم نمي‌كنيد؟! امروز بگويند، شركت، بياييد و بگوييد چرا شركت نمي‌كنيد، بلكه شما بايد سياستمداران را ببريد به يك سمتي و نه اين كه گروه‌هاي سياسي شما را ببرند به سمت ديگري.

فارس: ما با آن‌ها مصاحبه مي‌كنيم آن‌ها هم مي‌گويند كه اين قسمت را منتشر نكنيد و آخر سر همه چيز گل و بلبل مي شود.
كروبي: نه آخر گفتن اين بحث فتنه‌انگيز است، مثلا شما بپرسيد كه آقاي خاتمي مگر كروبي از شما نبود؟ چرا حمايت نكرديد؟‌مي‌آمدند و مي‌گفتند نظرسنجي شود، مي‌گفتند،چرا ائتلاف نمي‌كنيد، مي گفتم اگر ديگري بود من اينكار را مي كردم، يعني من كه كانديدا بودم مي‌رفتم دنبال ائتلاف؟ يعني شما فكر مي‌كنيد روزي كه خاتمي را انتخاب كرديم براي رياست جمهوري دوم خرداد، به همين راحتي بود؟ عده‌اي مي‌گفتند ري‌شهري، عده‌اي مي‌گفتند حبيبي، عده‌اي مي گفتند خود شما، مي‌گفتند شما را مردم مي‌شناسند حالا راي بدهند يا ندهند، ولي خاتمي را كه كسي نمي‌شناسد، اما ما محكم ايستاديم، گفتيم آقاي ري‌شهري مورد احترام است ولي به طبع ما نمي‌خورد، آقاي حبيبي آدم شريف و خوبي است ولي باز براي ما اولويت ندارد و واقعا اگر آقاي خاتمي نمي‌آمد مي‌رفتيم سراغ آقاي حبيبي، كما اينكه وقتي آقاي موسوي‌خوئيني‌ها نيامد رفتيم سراغ آقاي حبيبي، شما فكر مي‌كنيد مهاجر و انصار جمع شده بودند در خانه آقاي خاتمي؟! بايد تلاش مي‌شد تا اين‌كارها صورت بگيرد.من اشكال به حالا دارم كه مي‌گويند بياييد ائتلاف كنيم، آنها مي‌دانستند من راي دارم، اصلي ها هم اين را مي دانستند كه من راي دارم، من در اين كشور سابقه داشتم من را مي‌شناختند. من در شهرستانها در بين مردم سخنراني مي كردم مي گفتند مردم كروبي را دوست دارند اما به او راي نمي دهند. نه!نمي خواستند بيايم، حقشان هم بود، اشكالي هم ندارد، اما چرا؟ اين چرا مهم است. چرايش هم انگيزه هاي آنها بود، مجاهدين و مشاركت يك انگيزه داشتند، آقاي خاتمي يك انگيزه و شيخ قدرت هم يك انگيزه داشت. انگيزه هايي كه نقطه مقابل هم بودند.

فارس: آقاي محمدرضا خاتمي در مصاحبه با راديو گفت وگو گفتند كه در قضيه تحصن ما با شما(كروبي) رايزني مي‌كرديم و هماهنگي كرديم، كه ما تحصن مي كنيم شما هم لابي گري كنيد. ولي شما همواره تحصن نمايندگان را نقد مي كنيد.
كروبي:بگذاريد به فصل انتخابات نزديكتر شويم، آن موقع بعضي مسايل روشن خواهد شد.از آنها بايد سوال كنيد، من مي دانستم، آنها اصلا كلافه هستند، و نمي دانند چه كار مي كنند، آقاي تابش(هيات رييسه مجلس ششم) مي گفت: آنها كه صحبت خروج از حاكميت مي كنند، اول سال آمدند و كرايه خانه ها را تا آخر سال گرفتند. اينطوري بود آقا.

فارس:شما با آنكه مخالف خروج از حاكميت بوديد ولي شما هم به اين استراتژي روي آورديد، آنهم سر قضيه لقمانيان.
كروبي: من عربستان بودم كه لقمانيان را دستگير كردند. جلوي امير عبدالله با موبايل هر چه رايزني كردم فايده نداشت،آمدم ايران شروع به تلاش و رايزني كردم به جايي نرسيد، فهميدم تندروهاي دو گروه هستند و افراط گراها پيروز شده اند، من هم در يك سخنراني تهديد كردم ! بايد دو طرف را راضي مي كردم! مي دانستم هفته آينده دادفر را مي گيرند و ديگر توان كنترل مجلس را ندارم براي همين اين كار را كردم.اگر آقاي هاشمي مدير اين مجلس بود دو هفته هم نمي توانست اين مجلس را كنترل كند. و حتما درگير مي شد. من هم بايد از مجلس حمايت مي كردم و هم اجازه نمي دادم خدشه اي به نظام وارد شود.

فارس:سوال من اين است كه شما هميشه بر سر دو مسله تحصن و خروج از حاكميت، منتقد گروههاي ديگر اصلاح طلب بوديد، ولي خوب، هم در تحصن ماجرا را مي دانستيد و تاييدكرديد و هم در قضيه لقمانيان به استراتژي خروج از حاكميت روي آورديد.
كروبي: من به آنها نقدي ندارم من اگر نقدي دارم به خاتمي دارم، جامعه ما هم ضعيف كش است براي همين پاييني ها را نقد مي كنيم اما من نقد دوستانه به آقاي خاتمي دارم، بالاخره مديريت ها اينگونه بود.

فارس:يعني شما بخشي از شكست اصلاح طلبان را ناشي از عملكرد خاتمي مي دانيد؟
كروبي:بالاخره دوران اصلاحات بوده. شما يادتان نيست كه اختلافها از سال 78 بود. شما يادتان نيست كه نوري و موسوي مرتب رئيس مجلس عوض مي كردند اما وقتي نوري رفت زندان گفتند كه اصلا آخوند نبايد رئيس مجلس باشد. ما مي گفتيم با حكومت بايد مذاكره كنيم و هر جا گير كرديم برويم پيش رهبري، اگر صلاح دانستند حل مي كنند. شما مي دانيد كلا فضاي فكري ما در مجلس با ديگر دوستان اختلاف داشت. اما وقتي اختلاف پيش مي آيد عاقلانه باشد. اينها اول تحصن كردند بعد هم تحريم كردند، وقتي رهبري آمدند، ما هم گفتيم بس است ديگر قرار است حل شود.ولي باز هم گوش نكردند.

فارس: محمد رضا خاتمي مي گفت شما تضمين نكرديد مشكل حل شود.
كروبي: خوب من چه طوري مي توانستم تضمين كنم؟ اصلا دعوا سر لحاف ملا بود.دعوا سر آن 8 نفر بود.

فارس:آيا قبول داريد كه به خاطر سنگيني وزن شما و حزب اعتماد ملي،برخي گروه هاي اصلاح طلب خصوصا گروه هاي تندرو، تاكيد دارند كه حزب اعتماد ملي بايد در جبهه دوم خرداد و در كنار ساير احزاب فعاليت انتخاباتي داشته باشد.
كروبي: نه ما چنين ادعايي نداريم كه وزن بيشتري داريم ، مي‌خواهيم كار حزبي كنيم ، كار و تلاش كنيم و از رهنمود دادن و رياست كردن دست برداريم. اعتقاد ندارم كه ما جايگاه بالاتري داريم، معتقديم ‌فعاليت جداگانه احزاب، به نفع همه مي‌شود، مثلا اگر باهنر وعسگراولادي هر كدام جدا كار كنند بالاخره بركات ونتايج آن يكي به ديگري هم مي‌‌رسد. ما هم همين طور، فقط در اين شرايط از آسيب‌هاي كه نصيبمان شد مصون مي مانيم يعني سرنوشت هيچ گروهي با گروه ديگر گره نمي‌خورد يعني اگر گروهي خواست تحريم كند يا شركت كند ديگر هيچ كس ديگري را وادار نمي كند. چون اين موارد رخ داده است.يعني اينكه اگر ما خواستيم بياييم ديگر لزومي ندارد ديگران را هم وادار كنيم بيايند، نمي توانم بروم و فضا سازي كنم بعد آقايان نيايند و بگويند اگر مي آمديم شق القمر مي كرديم.

فارس: البته اين وزن در آراي انتخابات هم خود را نشان داد، اينكه شما نفر سوم شديد گرچه شما معتقديد كه سوم نشديد.
كروبي: بنده در 11 استان اول بودم در 27 استان هم راي من5/1 ميليون بيشتر از برادر محترممان بود، اما آراي تهران، اصفهان، و قم همه چيز را بهم زد چگونه در همه جا آرا نزديك به هم است اما فقط در اصفهان، همه زير 200 هزار نفر راي مي آورند ولي يك نفر 800 هزار راي آورده است؟ در عين حال اگر چنانچه دوستان ما تخريب نمي‌كردند با همين وضع، انتخابات اينگونه نمي شد.

فارس:قبل از انتخابات نهم يك عزم جدي در جبهه دوم خرداد وجود داشت كه شما ثبت نام نكنيد، آيا آنها از جايگاه شما خبر نداشتند يا شما را كانديداي خود نمي دانستند؟
كروبي:مسائل يك ظاهر دارد يك باطن، انگيزه ها هم مختلف هستند يك عده اي فكر مي كردند معين هم رد مي شود، مي خواستند من نباشم . گروههايي مثل مجاهدين ، رياست جمهوري ، وزارت اطلاعات، وزارت كشور اينها همه در پي رياست جمهور‌شدن فرد ديگري بودند، من مي‌دانستم تاج زاده راي ندارد، نبوي راي ندارد چون دوبار آمد وراي نياورد، چه برسد به حقيقت جو و ميثمي. من مي دانستم آقاي حائري ، ططري،آيتي و مرداني راي دارند كه به ما مي گويند بياييد. من مي دانستم آقاي حسامي،امام جمعه كردستان راي دارد كه مي گويد بيا، من مي‌دانستم آنها كه مي‌گويند نيا،‌اهداف سياسي دارند واز لايه‌اي اجتماع خبر ندارد، و دنبال فرد ديگري هستند. شما بنويسيد جمعي از اصلاح‌طلبان در پي فرد ديگري بودند نمي‌توانيم بگوييم همه اصلاح‌طلبان يك سمت بودند، نه، گروهها مختلف هستند، اصلا اصلاح‌طلبان مردم هستند، ببينيد 4 نفر آمدند در انتخابات رياست جمهوري و مردم به آقاي خاتمي راي دادند، مردم تفكر اصلاحي داشتند و آمدند راي دادند، در مجلس، شورا، رياست جمهوري، اينها مردم بودند، بنابراين من كانديداي اصلاحات بودم، آقاي معين ، هاشمي ، مهرعليزاده هم كانديداي اصلاح طلبان بودند.

فارس: آنچه مثلث هاشمي،خاتمي،كروبي خوانده مي شود را قبول داريد واقعا اين گونه است؟
كروبي:من چنين چيزي را كه بنشينيم استراتژي بريزيم را قبول ندارم ،گرچه بارها ‌توصيه كرده‌ام ملاقاتها و گفت و گو هايي با هاشمي،خاتمي، ناطق نوري و مراجع قم، انجام شود و در خصوص دغدغه‌هاي مربوط به انتخابات، در خصوص صيانت از راي مردم، رد صلاحيت‌ها و ... صحبت شود. اما اينكه ما سه نفر بنشيم و هماهنگ بشويم، نه چنين چيزي نبوده است.فكر مي‌كنم ريشه اين حرفها از زمان انتخابات شوراها و خبرگان آغاز شده است كه گروه‌هاي اصلاح طلب از نتايج انتخابات ناخشنود بودند. من به عده‌اي از اين دوستان از جمله آقاي مسجد جامعي،كه به ديدارم آمده بودند، گفتم حالا كه با من ديدار داشته‌ايد و اين سخنان را مطرح مي كنيد، بهتر است با آقاي هاشمي و خاتمي نيز ديدار كنيد.
بعد از خرداد 76 خود به خود برخي اختلافها پيش آمد اين طور نبود كه در انتخابات رياست جمهوري اختلاف ها شروع شده باشد، مثلا در انتخابات اول شوراي شهر هم اين اختلافها بود،بحث هاي زيادي شد، جريان آنهم مفصل است. يا در انتخابات مجلس ششم، عده اي در ليست مجمع روحانيون بودند كه در ليست مطبوعات و مشاركتي ها نبودند، مثلا راه چمني، حضرتي،كه در ليست مجمع بودند ولي در ليست ديگر گروه ها نبودند، يعني ضمن همكاري يك اختلافهايي وجود داشت. يا در مجلس هفتم كه به تحريم و شركت،تقسيم شد. كه عده اي تحريم كردند و عده اي هم شركت كردند. انتخابات نهم را هم كه همه در جريان هستند. چيز جديدي اتفاق نيفتاده است،چيز جديدي نشده، ما تنها رفتيم يك حزب تشكيل داديم همانطور كه بعد از خرداد76 چند حزب به وجود آمد، بعد از تشكيل مجلس چهارم كارگزاران به وجود آمد، منهم چون در انتخابات نهم شركت كردم و پيش از آنهم در حد يك سرباز ساده فعال بودم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر مي خواهيم كارمان منسجم پيش برود بايد حزبي و تشكيلاتي باشيم، اگر اينگونه نباشيم وقتي پيروزي حاصل شد، اين سري مسائل به وجود مي آيد و نتيجه اش اين مي شود كه در شوراي دوم، رياست جمهوري و... پيروزي نصيب نمي شود، من يك حزبي تشكيل دادم با همين دوستان خط امامي و اصلاح طلب و ليست ما هم از همان ها است. خرداد و اصلاح طلب همين ها هستند و غير از اينها نيستند. منتها يك مقدار اختلاف در ليست ها هست، و ما معتقديم بايد مستقل عمل كنيم كه دو بركت دارد. اول اينكه كار حزبي و فرهنگ حزبي در جامعه تقويت مي شود و دوم اينكه مشخص مي‌شود چه تشكلي بيشتر تلاش مي كند و چه گروهي بيشتر بهرمند مي شوند.

فارس: آقاي كروبي!شما با شيخوخيت خود بسياري از مسائل و مشكلات اصلاح طلبان را حل كرديد، آيا هنوز هم همان قدرت شيخوخيت سابق خود را داريد؟
كروبي :شيخوخيت نه. پادويي. من همان كار خودم را همين الان هم انجام مي‌دهم اگر كاري از دستم بر بيايد، چه در رابطه با رد صلاحيت ها و چه ديگر گرفتاريها انجام مي دهم، اما طبيعي است كه وقتي كه فرد در قدرت است، توانش هم بيشتر است. اما من هيچ وقت از ميدان به در نرفتم همان سالها بين 71 تا 75 هم كارهايي انجام مي‌دادم،حتي براي آنها كه اختلاف سليقه داشتيم .

فارس:ملاك هاي شما براي قرار دادن افراد اصلاح طلب غير حزبي در ليست شما چيست؟
كروبي: هنوز ما داريم فكر مي‌كنيم، و خيلي اين ساز و كارها مشخص نيست اما ملاك‌هاي ما اسلام،ولايت فقيه، امام ،قانون اساسي و ... است. و اينكه راي را ميزان بدانند و نه تشريفاتي، از باب مثال حتي ديشب يك عروسي بود به آقاي بي‌طرف گفتم شركت كند.

فارس:اصلي ترين شعارهاي اصلاح طلبان در آستانه مجلس ششم حول محورهاي سياسي ازجمله تغيير قانون مطبوعات، حذف نظارت استصوابي و... بود امروزه مهمترين شعارهاي اصلاح طلبان چيست؟
كروبي:گرايش ها مختلف است، اما ما همان حرفهاي قبل را مي زنيم ، شوراي نگهبان را قبول داريم ، آنرا مفيد مي‌دانيم و طرفدار حضورش در قانون اساسي هستيم، اما مي‌گوييم نظارت كند و از راي مردم دفاع كند،اما اين كاري كه شوراي نگهبان مي كند استصواب نيست. مي‌گوييم همه چيز درچهارچوب قانون باشد، مي‌گوييم همين حرفهاي كه آقاي خامنه‌اي گفتند همينها بايد اجرا شود بالاخره لفظ نظارت يك محدوده اي دارد، ما مي‌گويم حالتي نشود كه بنويسند مي‌خواهيم انتخابات را انجام بدهيم اما تا فلان كس فرماندار و استاندار است انتخابات را برگزار نمي‌كنيم، آيا اين استصواب است؟ اكثريت قاطع اصلاح طلبان هم همين را مي گويند كه ما مي گوييم.

فارس:آيا فكر مي كنيد هوادارانتان كه از عملكرد نمايندگاشان در مجلس ششم ناراضي هستند باز هم با تكرار همين شعارها، به شما راي خواهند داد؟
كروبي: ما چيزي مي‌گوييم كه مردم حداقل بخش‌هايي از آن را قبول دارند ما هم توسعه پايدار مي‌خواهيم، هم آزادي سياسي، و هم قانون گرايي و رعايت خط قرمزها،مجلس ششم در يك طوفان دعوا، حقش ضايع شد كه يك بخش از اين تقصير متوجه خود مجلس بود، شما از آقاي عبدالهي كه فردي اصولگرا است در خصوص تلاشهاي مجلس ششم در زمينه اقتصاد بپرسيد. چون فضاي مجلس بسيار سياسي بود و هياهو اطراف آنهم زياد بود، و خبرنگاران هم كه هر روز از شيرين عبادي و زهرا كاظمي مي پرسيدند يك بار در مورد مصوبات اقتصادي نمي پرسيدند.

فارس: آقاي كروبي از شما همواره به عنوان يك عنصر راي ساز نام برده مي شود،خصوصا در طي ساليان اخير، و شما هم گفته ايد كه هيچ انتخاباتي را تحريم نمي‌كنم، مي توانيد اندكي در اين خصوص توضيح دهيد؟

كروبي: نظام جمهوري اسلامي، نظامي است كه براي آن ملت سالها مبارزه كرده است رنج‌ها برده‌ است چه در هشت سال جنگ تحميلي چه جنگهاي داخلي و گروهكها، و با رهبري امام اين انقلاب شكل گرفت. بنابراين جمهوري اسلامي محصول يك مبارزه عميق عمومي است و نظام سلطنت هم جز با اين حركت ساقط نمي‌شد، يعني هيچ حزب و تشكلي، حتي قدرت فرستادن نماينده به مجلس را هم نداشتند.ما هم يك روحاني و يك سرباز كوچك هستيم كه درحد توان خود كار كرديم. به لطف امام اين مسئوليت‌ها وخدمات به ما داده شد. بر اساس همين تاريخچه است كه هميشه مي گويم، تحريم معنا ندارد، البته يك گلايه‌اي هست كه ديگران هم دارند، در رابطه با رد صلاحيت‌ها، كه هميشه اول رايزني كرديم بعد اعلام كرديم . حتي نامه هاي بسياري كه در اين زمينه نوشتم و شايد روزي به كتاب تبديل شود.
در همين انتخابات خبرگان رهبري كه گذشت با اينكه حزب نوپايي هستيم و گروههايي شركت نكردند، 12-13 نفر را تائيد كرديم كه 9 تن از آنها راي آوردند، مي‌خواهم بگويم نظام از آن خود ماست و منافع ملي است، اما عده اي مي گويند حق تضييع مي شود، مي گوييم، تظلم‌خواهي مي‌كنيم، نامه مي نويسيم، مي رويم پيش بزرگان رايزني مي كنيم،آخرش هم مي گوييم اين حق تضيع شده است.

فارس:پس از انتخابات، رهبري دو پيشنهاد عضويت در تشخيص مصلحت نظام و مشاوره رهبري را به شما دادند اما شما نپذيرفتيد. اگر در زمان حضرت امام اين مورد پيش مي آمد شما چه كار مي كرديد؟

كروبي: وقتي قرار شد در انتخابات شركت كنم ابتدا آقاي سيد هادي خامنه اي نزد رهبري رفتند{...} و از ايشان سوال كردند، بعد هم من نزد ايشان رفتم{...} چون مقيد بودم نظر ايشان را بپرسم ، حتي چند بار از آقاي حجازي پرسيدم كه آيا آقا نسبت به كسي نظر دارند؟ چون احساس مي كردم، اگر ايشان به كسي نظر دارند ما وارد نشوييم {...}، اما معتقدم بعد از اينكه انتخابات برگزار شد من بايد دور دوم مي رفتم و حقم ضايع شده است. منهم خواستم كه رهبري وارد شوند و آرا بررسي شود، خصوصا در اصفهان، كه يعني بعد از سخنراني آقاي مصباح در اصفهان يك شبه همه خواب نما شدند؟

فارس:اين خواب هم يك چيزي است.
كروبي: البته خواب من. خوب بعد رفتيم سراغ حزب و مي خواستيم آزاد عمل كنيم، روابطمان را حفظ كرديم، خودم را عضو نظام مي دانم، اما در مورد امام، اگر در انتخابات چنين مي شد و من مي خواستم ارادتم را به ايشان قرص نشان بدهم و به من كمك نمي كرد چه بسا استعفا ميدادم. آقا كه امر نكرده بود كه حتما بيا، كه مخالفتي باشد. آقاي صانعي رفت جماران با پاسداران جماران در گير شد. دستور داد ريس آنها را دستگير كنند، بعدش هم صانعي از دادستاني كل كشور استعفا داد، و امام هم پذيرفت.صانعي نسبت به امام همان ارادت را داشت و ارتباط امام با ايشان هم مثل قبل بود. يقينا اگر امام مي گفت نمي پذيرم و برگرديد سر كار ، بر مي گشت. يعني امريه نبوده است.

فارس: آقاي كروبي! شماچند حكم از سوي حضرت امام گرفتيد؟
كروبي: قبل از انقلاب در رابطه با وجوه شرعي حضرت بود كه امام به من اختيار دادند هرگونه صلاح مي‌دانم از آن وجوهات هزينه كنم، خصوصا در رابطه با خانواده شهدا، زندانيان، اعلاميه ها و... بر همين اساس يكي از محورهاي اعتصابها و اعتراض هاي پيش از انقلاب من بودم.
بعد از پيروزي انقلاب اولين حكم من مسوليت كميته امدادبود، داستاني هم در اين باره برايتان مي‌گويم، امام معمولشان اين بود كه حكم كه مي دانند سه نفر راتعيين مي كردند. يعني به يك نفر حكم مي دادند، نفر دوم را هم خودشان تعيين مي كردند، و نفر سوم را كسي معرفي مي كرد كه حكم گرفته بود. آقاي عسگر اولادي را هم به عنوان نفر دوم انتخاب كردند. من براي نفر سوم گفتم آقاي اكبر استاد باشند كه شايد الان اقاي عسگر اولادي خاطرشان نباشد. البته ما يك مصيبتي داريم. يكي از بزرگان مي گويد: پيش كروبي چيزي نگوييد چون هم يادش نمي رود و هم يك جايي بالاخره حرف را مي زند. البته قبلا حافظه ام خوب بود نه الان! بهر جهت من گفتم اكبر، آقاي عسگر اولادي گفت آقاي شفيق، منهم چون بنايم بر كار كردن بود، قبول كردم.دومين حكم را امام در بيمارستان به من دادند كه مربوط به بنياد شهيد مي شد. حكم نوشته شد، اما من چون كانديداي اليگودرز بودم حكم اندكي ديرتر اعلام و قرائت شد.
نمي‌دانم آقاي هاشمي يادشان هست يا خير. پس از اين حكم من و آقاي هاشمي نزد امام رفتيم.تا امام ما را ديد، سؤال كرد از آقاي هاشمي كه شوراي انقلاب چه كار كرده است؟ و همان جا به من گفت كه برويد در شوراي انقلاب كه آن موقع رئيس آن بني صدر بود بخاطر اينكه ريس جمهور بود. يه جمله سياسي هم بگويم، همان روز آقاي هاشمي به امام خبر دادند كه حزب جمهوري اسلامي در انتخابات پيروز شده است. كه احتمالا هاشمي در خاطراتشان نوشته است.
البته حوادثي نيز در لرستان پيش آمد كه ارديبهشت و خرداد58 مي‌رفتم و مي‌آمدم لرستان، حكم حج را هم امام به ما عنايت كردند و قبل از آن حكم بنياد 15 خرداد را به من دادند.در مسئله بازنگري قانون اساسي هم امام به ما حكم دادند .آخرين حكمي هم كه امام دادند به من بود در خصوص كل اموال ولي فقيه كه به من و آقاي صانعي به عنوان وكيل دادند كه گفتند هر شكلي دوست داريد هزينه كنيد.

فارس: به عنوان آخرين سوال،دور نماي شما از انتخابات مجلس هشتم چيست؟
كروبي:اعتقاد دارم كه يك مجلس خوب تشكيل مي‌شود. چون همه از اعتدال مي‌گويند از ورود چهر‌هاي مجرب و ورزيده در صحنه مي گويند. يكي از اشكالات دوران اصلاحات حضور بيش از اندازه نيروهاي جوان بود. معتقدم چه از طيف اصولگرا و چه از جريان اصلاح طلب نيروهاي خوب به مجلس مي‌روند و يك مجلس قدرتمندي خواهيم داشت، البته ناظرين محترم ،شوراي نگهبان هم بايد سعه صدر به خرج دهند و بي طرفي را حفظ كنند. من فكر مي كنم نيروهايي اين بار به مجلس مي روند كه تحمل بيشتري دارند و سرد و گرم چشيده اند! و راي خود را با سختي به دست خواهند آورد. براي همين قدر آن را خواهند دانست.
با سپاس از شما كه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد.موفق و مويد باشيد.
انتهاي پيام/.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 13:5
كارخانه ايران دوچرخ آمادگي خود رابراي سرمايه‌گذاري در منطقه‌آزاد چابهار اعلام كرد  
داخلي. اقتصادي. كارخانه‌ايران دوچرخ
مديرعامل منطقه آزاد چابهارگفت : كارخانه توليد موتورسيكلت و دوچرخه "ايران دوچرخ "آمادگي خود را براي سرمايه‌گذاري در پيكره صنعتي منطقه‌آزاد چابهار اعلام كرد.

محمد طاهر باقري زده روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار ايرنا بيان كرد:
راه اندازي اين كارخانه به منظور رشد و توسعه مراكز صنعتي و نيزافزايش اشتغال در اين منطقه اقتصادي از كشور، از اهميت قابل توجهي برخور دار است.

وي با اشاره به اينكه توليدات اين كارخانه به كشورهاي همسايه از جمله افغانستان ، پاكستان ، عراق و تاجيكستان صادر مي‌شود، گفت : به دليل فاصله نزديك بندر چابهار با كشورهاي پاكستان و افغانستان ،اجرايي شدن اين طرح تاثير مهمي در كاهش هزينه‌هاي توليد و حمل و نقل اين كارخانه دارد.

وي گفت : در بازديدي كه مديران منطقه آزاد چابهار به همراه وي از اين كارخانه در قسمتهاي مختلف توليد موتورسيكلت و دوچرخه داشتند، علاقه‌مندي اين شركت براي فعال شدن در چابهار اعلام شد.

مديرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار افزود: اين سازمان نيز با ارايه تسهيلات و خدمات آماده،همكاري‌هاي لازم با اين كارخانه است.

دكتر باقري زاده با بيان اينكه كارخانه ايران دوچرخ يكي از شركت‌هاي گروه صنعتي بهمن است، گفت :اميدواريم به دنبال فعال شدن اين شركت ،شاهد همكاري اقتصادي با ساير شركتهاي گروه صنعتي بهمن در منطقه آزاد چابهار نيز باشيم.

مديرخدمات پس از فروش ايران دوچرخ و اين طرح در چابهار گفت : پس از بازديدي كه مديران اين شركت از جمله قايم مقام منطقه آزاد چابهار در چند روز گذشته داشتند توافق شد، يك محموله ‪ ۱۶‬قلم كالاي اين شركت در اين منطقه دپو شود.

سيد حسين ميرلوحي افزود : تخليه اين محموله به ارزش ‪ ۲۳۰‬هزار يورو در سوله‌اي به مساحت ‪ ۷۶۰‬مترمربع در پيكره صنعتي اين منطقه، ازاقدامات اوليه سرمايه‌گذاري اين شركت است.

وي خاطر نشان كرد : ابعاد مختلف توليداين كارخانه در منطقه آزاد چابهار در حال بررسي است.

وي با اشاره به اينكه اين كارخانه بزرگترين صادركننده موتورسيكلت به خارج از كشور است، گفت : از ابتداي سالجاري تاكنون ‪ ۱۱‬هزار دستگاه صادر و در آينده نيز پنج هزار دستگاه ديگر صادر خواهد شد.

وي ابراز اميدواري كرد: به دنبال توافقات بعمل آمده بامنطقه‌آزاد چابهار اين كارخانه بتواند،توليدات خود رادر آينده بسيار نزديك در اين منطقه آغاز كند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 12:34
 
 
 Lusy and Danky

 

آقای دلاور بلوچ

 

من پستی را که شما در وبلاگتان گذاشته بودید را مطالعه نمودم اما در عجبم که شما عزیز محترم که افسانه بلوچ را با چنان تندی مورد خطاب قرار دادید کجا توانستید حرمت یک زن بلوچ را در اندیشه روادار متمدنانه امروزی حفظ نمایید.دوست خوبم شما همیشه عنوان کلمه آزادی را بدون پروا و حراس برای همگان بیان می نمایید اما از ابراز عقیده یک شخص به بدترین شکل وی را مورد نکوهش قرار میدهید. آن هم یک زن یک بانوی بلوچ را که همیشه شعار میدهیم زنان غیرت بلوچند.

دوست خوبم :

بگذاریم هر کس عقید خود را بیان نماید نه اینکه بخواهیم با ابراز عقیده شخصی هر فرد که آن را بیان مینماید وی  را خائن نادان و غیره خطاب نماییم .

اگر واقعا به عمل خود مقیدید به شعار بلندتان عمل تا در آینه اخلاص هر فردی را با هر مسلک پیام و سخنی عزیز محترم بدانید. هر کس به نوع و در خور اندیشه و توانایش سعی در فعالیت در حیطه موضعات بلوچستان دارد. و همان اندازه که بلوچ و بلوچستان برای شما عزیز هستد برای همه که دلشان به عشق بلوچ و بلوچستان میتپد عزیز است.

محترم گرامی:

  من شما و تمامی وبلاگ نویسان بلوچ را به خویشتنداری و سعه صدر بیشتر در مورد ارتباط مستمر با یکدیگر و بستری مناسب برای نشان دادند چهره واقعی بلوچ دعوت مینمایم و همچنین از تمامی آن عزیزان به عنوان کوچکترن خدمت گذار بلوچ و بلوچستان میخواهم  سعی در نوشتن پست های مناسب در مورد بلوچ و بلوچستان دعوت مینمایم. پستهای که نشان دهنده:

  1- توانایی های بلقوه بلوچ و ارزشهای بیشمار بلوچستان

 2- سعی در زدودن زنگار هویت جعلی که بر مردم بلوچ و بلوچستان به بی عدالتی محض روا داشته اند

 3- ایجاد همبستگی واتحاد وانسجام ناگسستنی بین هم

 4- تعریف متنوع از هویت جدید بلوچ و نشان دادن او به جهانیان در پرتو سنتها و باورهای بلوچ

نمایید. فکر میکنم تا حدودی در حیطه اطلاع رسانی بدین وسیله میتوان به حداقل موفقیت روی اورد.

مکرم معظم :

خوب میدانیم که حال دوران تحجر به پایان رسیده و زمین زمان غرق در توسعه پیشرفت است . پس اگر میتوانیم بیاییم جایگاه واقعی خویش را در دهکده جهانی توسعه به همگان نشان دهیم. در دوران تحصیلم در مقطع ابتدایی در کتاب فارسی قطعه جالبی هنوز در ذهنم باقی مانده است و آن مخفی شدن سربازی در یک خرابه برای حفظ و بقای جانش بود که بر روی دیوار خرابه مورچه ای را مشاهد نمود که سعی مورچه ای کوچک در حمل یک دانه گندم به بالای دیوار  و رساند این دانه گندم به لانه خویش بود . مورچه بارها این عمل را تکرار کرد . بارها شکست خورد اما از شکست دلسرد ناکام نگشت بلکه با سعی و تلاشش توانست به هدف خود برسد و بر نا توانی غلبه نماید و پیروزی شیرین و دلچسب برای خود کسب نماید.پس بیایید اندیشه های توانایمان را بدون هیچ اقراقی با هم برای رسیدن به تعالی و آرامان شهر آرزوهایمان بین هم مطرح نماییم و تا با این اندشه ها همیشه سعی در بهتر شدن وضعیتمان داشته باشیم.

 استاد فقید اشرف سربازی شعری زیبا و گویا تحت عنوان پروسه آزادی به نام ( او برکسن برزین چنال) دارد که در این شعر با صراحت به حقیقتی تلخ در بین ما بلوچ مردمان اشاره مینماید . حقیقتی که هر شنونده را تحت تاثیر قرار میدهد و او را به یاد کارهای که برای بلوچ و بلوچستان  انجام داده و یا توانسته و انجام نداده می آورد. شعری که حقیقت امرش از دور ماندگی و بی تمایلی بلوچ نسبت به آینده و حرکت آهنگینش در جامعه توسعه امروزی دارد. ما همیشه سعی داشته ایم که دیگران را مورد نکوهش قرار دهیم آیا تا کنون شده است که خود را مورد نکوهش و خطابه قرار دهیم.

دوست گرامی :

اگر از یک طرف با اندیشه اسلحه و با نیروی قهریه به فکر برانگیختن و ایجاد آزادی باشیم باید بگویم حرفی است ناتوان بلکه باید از سوی دیگر با اندیشه پیشرفت و توسعه سعی در این مهم هم داشته باشیم . اگر از یک سو به قول شما به اسلحه نیاز مندیم .از سوی دیگر به مهندسین ، پزشکان ، معلمین ، مدیران مدبر بلوچ ، ثروت مادی و ... نیاز داریم  ، تا بتوانیم پیام توانی و استعداد بارور جوانان بلوچ را به رخ جهانیان بکشانیم . هر آنقدر که مدیران و نیروی های غیر بومی را به عنوان مجریان عقب ماندگی بلوچستان معرفی مینماییم کمی هم باید از مدیران بومی انتظار داشته باشیم. و از جوانان بلوچ بخواهیم به جای جلوه نمایی سعی در تحکیم اندیشه های توانایی خود داشته باشند.

آیا نمیتوانیم با همگامی هم ریشه شوم اعتیاد را بخشکانیم.

 

دیدده  بگشایی ای قلندر

 

 به خدا هنگامی که در یکی از شهرهای بلوچستان قدم میزدم دیوارها و معابر عمومی را میدیدم که سرخ فام هستند در تحیر ماندم که گمانم اینجا هر روزه عده زیادی کشته میشوند اما ناباورانه دیدیم که سرخ فامی دیوارها از خون نیست بلکه پانی است که منه جوان بدون دانستنش کام شیرینم را بدان تلخ و زهرمار مینمایم . اعتیاد...

اگر به رویداد وبلاگ نویسی در اینترنت نگاهی گذرا داشته باشی خواهید دید که جوانان بلوچ با چه علاقه و اشتیاقی مطالب را جمع آوری و در وبلاگهای خود در معرض نمایش جهانیان میگذارند و این جای بسی افتخار است که جوانان ما توانایشان کمتر از دیگران نیست . پس باید در این اندیشه بود که جوانان عزیز مان که بدین حال رسیده اند چگونه میتوانیم آرمانهای یک رنگمان را در کنار همدیگر بگذاریم تا حقیقتی بهتر و زیبنده تر از این داشته باشیم.

و در کلام نهایت اینکه:

  مرام و هدفمان نه آن باشد که هر از گاهی به همدیگر توهین روا داریم و کدورتی پیشه نماییم. بلکه سعی در ایجاد یک وحدت رویه در مفهیم و برنامه هایمان داشته باشیم. دوست خوبم ما همگان در مورد ظلمی که به مردم بلوچ روا  داشته و میشود واقفیم و هر کس حق دارد به اندازه توان خویش از این عمل اعلام انزجار نماید. و هر کس در توانش خودش حق دارد در مورد این موضوع فعالیت نماید. و من و شما و امثالهم حق نداریم کسی را خائن به جان و نام بلوچ و بلوچستان بنامیم.

دوست خوبم:

 امیدوارم کلام ناکام و سخنان کوتاهم را به عنوان بی حرمتی و بی مهری نسبت به خویش قرار مدهی و همواره مرا با سخنان و کلام گویایت راهنما باشی.

با تجدید احترام

خدمت گذار کوچک بلوچستان

ورنا بلوچ

این هم آدرس ایشان:        http://www.ngaran.blogfa.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 23:15
انتخابات مجلس و خواستهاي ملت بلوچ | بلوچستان 
همانگونه كه همگان مي دانييد اسفند ماه امسال ( يعني حدود 5 ماه ديگر )  شاهد  انتخابات  دور هشتم مجلس شوراي اسلامي خواهيم  بود (روزنامه هاي استان نيز از همكنون كانديداهاي احتمالي را معرفي و شروع به گمانه زني  كرده اند-  )  .  انتخاباتي كه  طي  چند دوره گذشته  علارغم    اينكه  ملت بلوچ هيچ سودي از ان نديده اند و  نتنها دردي از آنان كاسته نشده بلكه بر مشكلاتشان افزوده شده   در استان ما   بسيار  پرشور برگزار گشته   و  همين  امر نشان دهنده  عدم بلوغ سياسي در برخي از   روشنفكران جامعه بلوچ است  .  زيرا   در دنياي امروز  ديگر زور و اسلحه نمي تواند    به اندازه عدم  شركت در انتخابات  باعث  انحطاط  ديكتا تورها و رساندن پيام  اعتراض  به گوش جهانيان كاربرد داشته باشد  .  اميد است روشنفكران متفكران  و بزرگان  اين ملت بدون در نظر گرفتن منافع شخصي   به منافع ملي بيانديشند   و  خود و وجهه شان    را براي  چند صباحي  پشت ميز نشيني و   چند   ريالي  پول  در ميان توده مردم بلوچ  خراب نكنند . زيرا همانگونه كه در دوره هاي قبل شاهد بوديم چه بسيار   افرادي كه  قبل از  انتخاب شدن به نمايندگي مجلس در ميان مردم محبوب  بودند و  بعد از چند ماهي كه از كارشان گذشت يا بدليل  بي كفايتي  و يا  عدم توجه مسئولان بالاتر به سخنان آنها  محبوبيت تبديل به تنفر گرديد  . 

گذشته  از آن  همه مي دانيم  كانديداها  در موقع تبليغات  سنگ اين مردم محروم و مظلوم را به سينه مي زنند و وقتي  كه  به اصطلاح خرشان از پل گذشت  خود را تافته ايي جدا بافته از مردم عادي مي دانند  - حتي آنان كه  به اصطلاح مردمي تر عمل مي كنند بدليل ساختار  شيعي نظام عملا كارايي چنداني ندارند   . در ضمن  با توجه به شركت گسترده ملت بلوچ امثال شهرياري با تقلبي  وقتي نماينده مي شوند و  تيشه به ريشه بلوچ  مي زنند و هيچ اعتراضي از سوي  مثلا نمايندگان بلوچ نمي گردد  پس    دليل شركت در انتخابات  توسط اين ملت چيست  ؟  آيا وقت آن نرسيده   ديگر  از ائتلاف هاي سبز( كه  با توجه به اكثريت بودن ملت بلوچ  هميشه متاسفانه  عده ايي غير بلوچ در آن ديده مي شود   كسي نيست به آقايان بگويد آيا اگر آن غير بوميان و غير بلوچان   ميزبان بودند و اكثريت حاضر به پذيرش ما بودند   مثلا همين ائتلاف زابلي ها كه   اقليت اند اما حاضر نيستند يك بلوچ در ائتلافشان باشد   اگر نظام با آنان است و با ما نيست  پس چرا شركت مي كنيم  و بيهوده وقتمان را مي گيريم ؟ )  و سفيد دست برداريم و كمي محدوده ديدمان را فراتر كنيم  .

 اميد است  بزرگان بلوچ  كه   به واقع   همچون چراغ هاي هدايت اين قومند     با  درايت و  ذكاوت و سياستي  كه      از آنان  سراغ داريم   انتخابات مجلس آينده را   تحريم كنند  .  چرا كه طي دو سال گذشته   بسياري از مردم  متوجه خواست هاي  حقيقي خود كه طي اين سي سال  نتنها بر آورده نشده اند بلكه حتي سخني از آنان  گفته نشده شده اند  و  اميدي  به بهبود  با شعارهاي  توخالي ندارند

http://yekensan.mg-blog.com/


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 23:4