تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
کودکان معصوم بلوچ از ابتدایی ترین حقوق انسانی تحصیل محرومند 

Baluchi Girl 

 ملت بلوچ همواره از ستمهای فراوانی از دست حاکمان جابر و مستبد ایران رنج برده است. امر آموزش  در بلوچستان یکی از بزرگترین معضلاتی است که رژیم در ادامه آن نقش بسزایی دارد. در اینجا انواع دیگر تبعیضات عمدی رژیم بر ملت بلوچ از قبیل ستم مذهبی، نابرابری های اجتماعی هدفمند، تبعیض در اشتغال و هزاران مصائب دیگر بررسی نمیشوند زیرا هر کدام جداگانه نیاز به بررسی و برخورد دارند. از اینرو در اینجا تنها به نقش رژیم در اعمال تبعیض سیستماتیک دولتی در بخش آموزش در بلوچستان که گریبان کودکان معصوم بلوچ است اکتفا میشود.

اسدالله اكبری معاون برنامه ريزی استانداری از محرومیت شدید کودکان بلوچ  پرده برداشت و  روز چهارشنبه در  یک گفت و گو با خبرنگار ايرنا آشکار کرد كه اكنون تنها ‪ ۳۱ درصد كودكان پنج تا هفت سال بلوچستان از خدمات پيش دبستاني استفاده مي‌كنند.

فقر حاد و تبعضهای آشکار در بلوچستان اکبری را مجبور به اعتراف کرد و گفت  که " شرايط و محروميتهاي خاص اين استان از جمله فقر گسترده مالي مردم و رقم شاخصهاي مختلف كه همواره رديفهاي آخر را به خود اختصاص داده است، از عوامل اين بحران به شمار مي‌رود."

از بیانات اکبری چنین پیداست که رژیم از اعمال تبعیض بشدت بالای جاری هم ناخرسند بنظر میرسد و در پی نابودی هرچه بیشتر راههای حداقل و ناچیز آموزشی موجود در بلوچستان است. رژیم فصد دارد تا مراکز پیش دبستانی را در بلوچستان خصوصی سازی کند تا همه کودکان بلوچ از امر آموزش و یادگیری بکلی و مطلق تحت پروژه خصوصی سازی مدارس محروم شوند. اجرای خصوصی سازی مدارس در حالیست که رژیم بخوبی علم بر نتایج  مخرب ممکن  بر کودکان معوم بلوچ را دارد. اکبری حتی بر ضرورت مقطع پیش دبستانی در رشد کودکان سخن گفت و از تجارب و داده های دانشمندان آلمانی برای استدلال چنین ضرورتی حیاتی فاکت آورد.

اکبری بدرستی از تحقیقات و تجارب دانشمندان نقل کرد و گفت:" او ادامه داد: از آنجايي كه بر اساس تحقيقهاي دانشمندان آلماني ‪ ۷۰درصد رشد مغزي كودكان در سنين پنج تا هفت سال انجام مي‌شود، در صد بالايي از دانش آموزان پايه اول دبستان استان به سبب طي نكردن مقطع پيش دبستاني به ناچار كلاس اول را تكرار مي‌كنند."

آن عده از کودکان بلوچ که بشکلی توانسته باشند به مدارس راه یابند با مشکل دو زبانی یعنی فراگیری زبانی بیگانه با محیط و خانواده قرار دارند. اکبری در این زمینه کوشش نکرده است تا از تجارب و رهنمودهای دانشمندان غربی استفاده کند و بیافزاید که برای رشد هر کودک  یادگیری بزبان مادری عاملی بسیار مهم و سازنده است.  همانطور که اکبری اذهان میدارد،   در صد  بسیار بالايی از دانش آموزان بلوچ پايه اول دبستان به سبب طي نكردن مقطع پيش دبستانی  و بیگانگی کامل با زبان فارسی به ناچار كلاس اول را تكرار میکنند.

تبعیض در آموزش بر کودکان بلوچ و در مراحل بالاتر چنان آشکار است که رژیم توان انکار و یا پنهان کردن را ندارد. این تبعیض سیستماتیک دولتی در بلوچستان سبب شده است تا سازمان یونسکو بمداخله بپردازد و مراکزی را در بلوچستان برای رفع محرومیت کودکان بلوچ برپا کند. اصولاً یونسکو در کشورهایی که ملیاردها دلار درآمد نفتی دارند نه نیاز به اجرای پروژه های امدادی میبیند و نه تعهدی دارد. اما سرنوشت کودکان معصوم بلوچ متاسفانه بگونه ای دیگر توسط رژیم رقم خورده و دلارهای نفتی راهی ایادی حزب اللهی در عراق، لبنان، فلسطین، سودان، افغانستان و نیز صرف دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی هسته ای و گسترش نفوذش در منطقه در رقابت با غرب است. رژیم میکوشد تا بلوچستان مضاف بر فقر اقتصادی با فقر فرهنگی و آموزشی بیشتر دچار شود و آینده اش از هر نظر فلج شود. لازم به یادآوری است که اخیراً رژیم از پروژه های یونسکو در بلوچستان بنفع خود  استفاده کرده و به تبلیغات دروغین مبنی بر اجرای شان توسط نهادهای دولتی دست زده است.

بلوچستان در حالی  از فقر فرهنگی شدید رنج میبرد که باستناد رژیم دانشگاه بلوچستان رتبه عالی دوم کشور را داراست. دهمرده استاندار رژیم روز پنجشنبه در نشستي با جامعه دانشگاهي زابل با افتخار گفت که: "اكنون بيش از ‪ ۷۰هزار دانشجو در رشته‌هاي مختلف دانشگاههاي اين استان تحصيل مي‌كنند. "

وی حتی ادعا کرد که نظام جمهوری اسلامی در ‪ ۲۹سال گذشته براي گسترش مراكز دانشگاهی در بلوچستان سرمايه‌گذاری زيادی كرده است. اما دهمرده که در جمع یارانش در زابل سخن از دستوردهای رژیم به حمد جمهوری اسلامی  مشغول بود عمداً نخواست به مسایل بلوچ و بلوچستان بپردازد زیرا کارنانمه رژیم چیزی جز تبعیض نبوده و نیست. اثبات این حکم نگاهی مختصر به تعداد دانشجویان بلوچ در این مراکز علمی و دانشگاهی است. رژیم و یا دهمرده نمیتوانند آماری حتی "پخته شده" از تعداد دانشجویان بلوچ در ایران که سهل بلکه در بلوچستان بدهند. آمار تخمینی ما که بسیار خوشبینانه باید باشد حکایتی دردآور دارد که مایه شرم رژیم است. اکثر آگاهان بلوچ تعداد دانشحویان بلوچ  را حداکثر ١٠٠٠ از میان ٧٠٫٠٠٠ دانشجو در بلوچستان میدانند که رقمی واقعی است. شاید  نه که حتماً هیچ نیازی به بررسی این آمار نیست زیرا ضریب دانشجویی کمتر از یک درصد یک جنوساید هست و بس.

رژیم حتی انگیزه های غنای و رشد فرهنگی در بلوچستان را از بین برده است و بنوعی جوانان بلوچ را در مسیر قاچاق و حمل مواد مخدر قرار داده است. سیاستهای ضدبلوچی از سوی رژیم در همه عرصه ها در حال اجرای هستند که مبارزه ای بی امان و گسترده از سوی مبارزان ملی برای دستیابی و تامین حقوق دمکراتیک مان را طلب میکند. زرمبش بنا بر تهعد ملی اش در این راستا از هیچ کوشش و مبارزه ای دریغ نخواهد کرد و سیاستهای جنوسایدی رژیم را افشا و ملت بلوچ را از مسایل و حقوقشان باخبر خواهد کرد.

زرمبش (جنبش ملی بلوچستان)

شنبه  ٢١ مهر ۱٣٨۶ -  ١٣ اکتبر ۲۰۰۷

http://www.zrombesh.org/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 23:59
رواج گروگانگیری اتباع خارجی بخشی از سیاستهای رژیم بر علیه ملت بلوچ است 

خبرگزاری فارس و ایرنا که  از خبرگزاریهای رسمی رژیم اند، روز پنجشنبه ١٩مهر بنابر اظهار یک مقام امنیتی خبر ربوده شدن یک شهروند ژاپنی توسط فردی بنام شه بخش در ارگ بم  را دادند. بنابر اخبارهای رسمی رژیم این گروگانگیری روز دوشنبه ١٦ مهر در بم اتفاق افتاده است ولی رژیم از پخش خبر خودداری کرده است.

قبل از همه باید به موقعییت جغرافیایی محل گروگانگیری یعنی بم و ارگ بم دقت کرد که با مرز صدها کیلومتر فاصله دارد و از ظرف بم به سوی شرق یعنی تا مرز قرارگاه های نظامی بیشماری وجود دارند که عبور و مرور بلوچها را بسختی کنترل مینمایند. همین روز سه‌شنبه محمد غفاری فرمانده قرارگاه فتح  در بلوچستان گفت: شاخصهای امنيتی طي دو سال گذشته در سيستان و بلوچستان بهبود يافته است.

مقامات رژیم باز از سلامتی گردشگر ژاپنی هم خبر میدهند. خبرگزاری فارس بنقل از یک مقام "آگاه" امنیتی نوشت: گردشگر ژاپني كه توسط «شه‌بخش» شرور معروف منطقه ربوده شده است در سلامت به سر مي‌برد.

از اینکه این مقام امنیتی آگاه به وضعیت گروگان ژاپنی است نباید تعجب کرد زیرا تمامی بلوچستان را زیرپایشان دارند و کنترل بسختی اعمال میشود. آنچه را که از این گروگانگیریها آشکار میشود نقش رژیم در بوقوع پیوستن این گروگانگیریهاست. چندی پیش دو شهروند بلژیکی در همین منطقه بنابر اذهان رژیم توسط بلوچها گروگان گرفته شده و بخاک بلوچستان شرقی در پاکستان برده شده اند. آنها پس از مدتی ناپدید شدن و اسارت، به مقامات رژیم تحویل داده میشوند و به بلژیک باز میگردند.

تمامی این گروگانگیریها  توسط چند بلوچ ساده یا مسئله دار انجام میشوند که رژیم از خامی این بلوچها حداکثر استفاده را در بحران آفرینی و جلب حمایت کشورهای بانفوذ با فراهم کردن موجبات گروگانگیری شهروندان خارجی مینماید. گروگانگیری در منطقه بم و در کل بلوچستان بدون دستهای پنهان رژیم کار بسیار مشکل و پرخطر است. باید انگیزه هایی بسیار والا داشت تا قرارگاه نظامی ( محهز به گوگل شب و وسایل پپیشرفته نظامی الکترونیکی ردیاب) پشت قرارگاه را گذراند و به آنسوی مرز رفت!؟

 رژیم با بحران هسته ای و واکنشهای شدید جامعه جهانی روبرو است، از اینرو در تلاش است تا با پیش آوردن گروگانگیری های برنامه ریزی شده (تحت پوشش اشرار و بلوچ)  ژاپن را در موقعیت غافلگیرانه ای قرار دهد تا ژاپن از اقدامات جامعه جهانی بر علیه پروژه هسته ای رژیم کمترین حمایت ممکن را بکند. کماینکه بلژیک با مسئله گروگانگیری اتباعش وادار به اتخاذ چنین سیاستی شده است. رژیم با رواج دادن اینگونه گروگانگیریها در بلوچستان، حمایت معنوی جامعه جهانی  را از جنبش و مبارزه ملی در بلوچستان سلب میکند.

آنچه را که از نحوه گروگانگیری و واکنشهای رژیم در قبال گروگانگیری این جوان ژاپنی برمیاید، متفکران رژیم در طرح و اجرای گروگانگیری دست دارند و از بلوچها بعنوان وسیله اجرایی سوء استفاده کرده اند. بدین شکل که رژیم برای گروگانگیری باید فردی را دست بکار کند که کاملاٌ تحت کنترل آنها باشد تا خطری برای گردشگر ژاپنی پیش نیاید. این شخص باید کسی باشد که از طرفی توان یکسری عملیات ماجراجویانه داشته باشد و هم از طرف دیگر مسئله قابل حلی با رژیم داشته باشد. آنطور که رژیم ادعا دارد شه بخش اینکار را برای آزادی پسرش که در زندان رژیم است انجام داده است. پس پیدا است که رژیم برای عادی جلوه دادن این گروگانگیری بدینسان برنامه گروگانگیری را پیش روی شه بخش قرار داده تا به آسانی آنرا بانجام برساند. مسلماً سرکوبگران رژیم مضاف بر رهایی شهروند ژاپنی،  از شه بخش  برای آزادی پسر زندانی اش مبالغ بسیار کلانی را بصورت رشوه دریافت خواهند داشت و بقولی هم فال شد و هم تماشا. رژیم علاوه بر کسب حمایت ژاپن در برابر اقدامات هفته آینده گروه ١+٥ سیاست دیگری را در سطح ایران بر علیه ملت بلوچ دنبال میکند. رژیم برای اینکه به سرکوب بیشتر بلوچستان بپردازد، سیمایی بغایت نادرست در سطح کشور از بلوچستان ارایه میدهد. رژیم بلوچستان را بعنوان کانون بی قانونی و ناامنی در کشور در سطح گسترده ای تبلیغ کرده چه بسا که این تصور اشتباه که تو گویی  بلوچستان "تکزاس ایران" است در اذهان بسیاری حک شده است.

درست است که مبارزین ملی بلوچستان در پیکار با رژیم برای احقاق حقوق دمکراتیک شان هستند ولی هرگزدست به گروگانگیری افراد بیگناه و گردشگر نزده اند. زرمبش ضمن محکوم کردن گروگانگیری از مردم ایران و جهان میخواهد تا به سیاستهای پست رژیم آگاه باشند زیرا رواج گروگانگیری اتباع خارجی بخشی از سیاستهای رژیم بر علیه ملت بلوچ است. 

زرمبش(جنبش ملی بلوچستان)

جمعه  ٢٠ مهر ۱٣٨۶ -  ١٢ اکتبر ۲۰۰۷

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 23:57
اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی  

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران گروگان گرفتن شهروند ژاپنی در شهرستان بم را به شدت  محکوم کرده و با دولت و مردم و خانواده دانشجوی ژاپنی ابراز همدردی می نماید.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران رژیم جمهوری اسلامی ایران را مسئول این گروگان گیری می داند زیرا رژیم تهران تحت فشارهای بین المللی به سر می برد و با چنین اقداماتی می خواهد از یک سو از فشارهای بین المللی بکاهد و از سوئی دیگر می خواهد سرکوب و اعدام و جنایت در بلوچستان را موجه جلوه دهد.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران به دولت ژاپن و جامعه جهانی متذکر می شود که گول تبلیغات دروغین رژیم را نخورند و بدانند که رژیم ولایت فقیه با چنین اعمالی بدنبال کاهش فشارها در پرونده هسته ای می باشد و مردم بلوچ اگر چه تحت شدیدترین تهاجم و سرکوب قرار دارند اما هرگز با چنین اقداماتی موافقت نخواهند کرد و این گونه اعمال را منافی فرهنگ و دین خود می دانند .

 

 همچنین گروگان گیری در وسط خاک ایران که صدها کیلومتر با مرز فاصله دارد و با ده ها هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی احاطه شده است فقط می تواند کار خود رژیم باشد.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 23:53
گوشه ای از دمکراسی تیجانی  

حجت الاسلام امیر مرتضی رادمهر پس از گرایش به تسنن هدف چندین حمله قرار گرفت در یک حمله که به سویش تیر اندازی شد برادرش  ارسطو رادمهر به شهادت رسید

جنازه ارسطو رادمهر

 

دوستش شهید حجت الاسلام علی رضا محمدی نیز به جرم گرایش به تسنن هدف حمله قرار گرفت که به شهادت رسید

رادمهر پس از تغییر مذهب.

رادمهر پس از شهادت . مظلومانه و غریب . دور از خویشاوندان http://www.taftan2.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 11:45
عید فطر 
فرا رسیدن عید سعید فطر را به تمامی عزیزان وبه مردم مظلوم بلوچستان تبریک عرض میکنم  با ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما  عزیزان .ما را هم از دعای خیرتان در روز عید محروم نکنید
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 0:9
چرا با علمای شيعه که سنی شده اند مصاحبه نمی شود؟ بلوچستان 
چاپ آدرس ایمیل
20 مهر 1386 ساعت 13:27

حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان با انتقاد مجدد از عملکرد جانبدارانه صدا وسيما، از مديران رسانه ملی خواست تا اين فرصت را به علما و بزرگان شيعه که سنی شده اند بدهد تا با يکی از شبکه های ملی کشور مصاحبه ای داشته و دلايل خود را برای پيوستن به مذهب بزرگ اهل سنت بيان دارند.

اين سخنان از سوی حضرت مولانا در حالی ايراد شد که شبکه سوم سيما همچنان گستاخی به اهل سنت را ادامه داده و افراد مجهول الحالی را معرفی می کند که قبلا سنی بوده و حالا شيعه شده اند.
حضرت شيخ الاسلام که به مناسب ختم قرآن در شب بيست و نهم رمضان، که با حضور هزاران نفر از نمازگزاران مرد و زن زاهدان در مسجد جامع مکی زاهدان برگزار می شد سخنرانی می کردند، در قسمتی از سخنانشان فرمودند:
اهل سنت از تمامی نقاط کشور و حتی برخی کشورهای همسايه با ما تماس گرفتند و انزجار خود را نسبت به اينگونه برنامه های تفرقه انگيز اظهار کرده و می گفتند: ما بعد از انقلاب تا به حال شاهد چنين جسارتی نبوده ايم ، البته بجز از شبکه سلام که اساسش بر اهانت به مقدسات اسلام و اهل سنت گذاشته شده و شبکه ای منحرف است.
حضرت مولانا افزودند: کاش اين شبکه مصاحبه ای هم با علمای شيعه که سنی شده اند ترتيب می داد؛ چرا که فقط تيجانی که فردی مجهول الحال است و بقول خودش خواب ديده است، مذهبش را تغيير نداده، بلکه ما افراد بسيار زيادی از علمای شيعه را سراغ داريم که مذهب شيعه را کنار گذاشته و به مذهب اهل سنت پيوسته اند. آنان کتابهای بيشماری در مورد چگونگی گرايششان به مذهب اهل سنت نوشته اند و بسياری از آنان حضرت رسول اکرم صلی الله عليه و سلم و حضرت علی کرم الله وجهه را بعد از سنی شدن به خواب ديده اند.
مولانا در ادامه سخنانشان فرمودند: مقتضای عدالت اين را می طلبد که صدا و سيما افرادی را که سنی شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه ای داشته و کتابهای آنان را به جامعه معرفی کند و خوابهای آنان نيز بر مردم آشکار شود. سپس اين افراد را در کنار تيجانی ها بنشانند و قضاوت را به مردم (شيعه و سنی) واگذارند تا هر مذهبی را که می خواهند اختيار کنند.
عدالت و دموکراسی واقعی همين است.
ايشان در ادامه افزودند: صدا و سيما رسانه ای ملی و متعلق به همه اقشار  جامعه، مذاهب و قوميتها است و اقدام به پخش چنين برنامه های توهين آميزی شايسته اين رسانه نيست. بايد مسئولين اين برنامه که با پخش آن اقدام به جوسازی بر عليه اهل سنت کرده در محضر  رهبر انقلاب که اين سال را سال اتحاد و انسجام اسلامی نامگذاری کردند، جوابگو باشند و انتظار ما اين است که عاملين آن مجازات شوند.
ايشان در پايان فرمودند: من از آقای مهندس فروزش، نماينده محترم زاهدان در مجلس شورای اسلامی سپاسگزارم که در اين زمينه ناراحتی اهل سنت را به گوش آقای ضرغامی رئيس صدا و سيما رسانده اند و ايشان نيز قول داده اند با سازندگان اين برنامه برخورد شده و جلوی چنين برنامه هايی گرفته شود.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 0:1
حمایت علمای استان سیستان و بلوچستان از عبدالمالک ریگی  

حمایت علمای استان سیستان و بلوچستان از عبدالمالک ریگی

 

ریگی رهبر جندالله می تواند به عنوان قاضی در نزاع ها ، اختلافات و درگیری های طایفه ای و قومی مردم در این منطقه قضاوت نماید و احکام وی لازم الاجراست! به گزارش سایت حکومتی جهان نیوز، اخیرا" شبنامه ای با عنوان حمایت علمای منطقه بلوچستان پاکستان از این عبدالمالک ریگی در منطقه توزیع شده است. این گزارش می افزاید:  در این شبنامه که با هدف بازسازی وجهه ریگی منتشر شده ، ادعا گردیده که علمای اهل سنت بلوچستان پاکستان فتوا داده اند که عبدالمالک ریگی می تواند به عنوان قاضی در نزاع ها ، اختلافات و درگیری های طایفه ای و قومی مردم در این منطقه قضاوت نماید و احکام وی لازم الاجراستhttp://www.pahra.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 23:45
آسمانخراش امپاير استيت نيويورک به مناسبت عيد فطر با رنگ سبز نورباران ميشود 

11/10/2007

New York City skyline with Empire State Buildingآسمانخراش امپايراستيت نيويورک اين هفته برای احترام به عيد فطر مسلمانان به رنگ سبز نورباران می شود.

اين نخستين باری است که امپاير استيت برای يک جشن اسلامی، که مراسم آن روز جمعه برگزار خواهد شد، نور باران ميشود.

 مقامات ميگويند نورباران امپاير استيت بعد از عيد فطر، به رنگ هائی متعدد برای عيدهای مسيحی کريسمس و يهودی هانوکا نيز ادامه خواهد يافت.

در اسلام نور سبز مظهر شادمانی است.

 آسمانخراش امپاير استيت، که تا قبل از ساخته شدن برج های دوقلوی مرکز جهانی تجارت مرتفع ترين آسمانخراش نيويورک بود، پس از نابود شدن برجها در حملات تروريستی يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ مجددا در راس طبقه بندی ارتفاعی آسمانخراش های شهر قرار گرفت

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:51
تجمع عفو بين الملل عليه اعدام مقابل سفارت ايران در بلژيك 
 تجمع عفوبین الملل عليه اعدام مقابل سفارت ايران در بلژيك

ده اكتبر و به مناسبت روز جهاني مبارزه با مجازات اعدام، سازمان عفو بين الملل تجمعي در مقابل سفارت ايران در بروكسل، پايتخت اتحاديه اروپا برگزار كرد.

چند ده نفر از حاميان سازمان عفو بين الملل، از جمله تعدادي ايراني دراين تجمع شركت كردند.

حاضران با چشم بند و طناب دار بر گردن، براي قربانيان اعدام يك دقيقه سكوت كردند.

به گزارش سازمان هاي حقوق بشري، در سال گذشته ميلادي، ۹۱ درصد اعدام ها فقط در ۶ كشور چين، ايران، عراق، پاكستان، سودان و ايالات متحده آمريكا اجرا شده است.

يكي از شركت كنندگان: "بايد كاري انجام داد ... مجازات اعدام در بسياري از كشورهاي جهان كاهش پيدا كرده ولي در ايران درست برعكس است، بيش از گذشته اعدام صورت مي گيرد."

به تازگي طرح قطعنامه اي به سازمان ملل تسليم شده كه خواستار تعليق قانوني اجراي اين حكم در همه كشورها شده و به اين شكل آنها مي توانند بدون ممنوع كردن حكم اعدام، صرفا از اجراي آن البته بصورت قانوني و پايدار خودداري كنند.

تعداد به نسبت محدود كشورهاي مجري حكم اعدام عاملي شده كه احتمال تصويب قطعنامه تازه را بسيار افزايش داده است.

فيليپ هنسمنس، رئيس سازمان عفو بين الملل در بلژيك گفت: "به نظر مي آيد براي نخستين بار در تاريخ بشر در موقعيتي هستيم كه بتوانيم به تعليق حكم اعدام دست پيدا كنيم و به اين ترتيب شايد روزي بيايد كه در دنيايي بدون اعدام زندگي كنيم."

مسئولين سفارت ايران در بروكسل، واكنشي نسبت به اين تجمع نشان ندادند.

فيليپ هنسمنس، علت انتخاب ايران براي برگزاري اين تجمع را افزايش چشمگير شمار اعدام ها در اين كشور عنوان كرد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:39
تفسیرِ ربایشی | بلوچستان 

ربوده شدن یک دانشجوی ژاپنی در استان سیستان‌وبلوچستان بار دیگر این استانِ امنِ نا امن را در صدر اخبار قرار داد. صاحبنظران معتقدند با توجه به پافشاری مقامات در امن بودن استان که گاهی تا گلو فشاری افراد بی مقام پیش می‌رود این احتمال وجود دارد که این دانشجوی ژاپنی ربوده نشده باشد.
با توجه به تعداد فراوان تشویقنامه‌های امنیتی‌ای که از مرکز برای حجة‌الاسلام نکونام (که باحفظ سمتها عزرائیل استان هم هست) صادر می‌شود یک مقام آگاه که در منطقه‌ای به نام «کوه» گوسفندهایش را می‌چراند این احتمال را رد نکرد که ممکن است دشمنان حجة‌الاسلام برای بدنام کردن او این ربایش را انجام داده باشند.
با اینکه تاریخ نشان داده که واقعیتها در این محرومترین استان ایران همیشه در هاله‌ای از ابهام، ادعا و جرزنی باقی می‌ماند عده‌ای از بیکاران استان که هم صاحبنظرند و هم کارشناس و بدجنسی را در خنده‌های خود پنهان نمی‌کنند معتقدند در شرایطی که نظام از دست دانشجویان خودش به تنگ آمده و به بیماری ترس از انقلاب مخملی هم دچار شده هر دانشجویی که به ایران سفر کند به چنین سرنوشتی دچار خواهد شد. چه بهتر که از راه بلوچستان وارد کشور بشود.

http://balouch.blogspot.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:30
دستگیری وسیع روزه داران اهل تسنن 

holy qoran 1

به طور همزمان در چند شهر کردنشین - پنجشنبه 19 مهر 1386 [2007.10.11]

سامناک آقایی

روز دوشنبه در یک اقدام بی سابقه در شهرستان سقز نیروهای انتظامی و یگان ویژه با استفاده از گاز اشک ‏آور به تجمع هزاران روزه دار یورش بردند و بیش از400 تن را دستگیر کردند. این اقدام در حالی صورت ‏می گیرد که بنا به فراخوان یک گروه مذهبی به نام "مکتب قرآن" هزاران نفر از شهرهای مختلف کردنشین ‏برای شرکت در یک مراسم ویژه مذهبی با عنوان "مولودی خوانی" که اهل تسنن در ماه رمضان برگزار می ‏کنند، در این شهر گرد هم آمده بودند. شمار کثیری از دستگیر شدگان بعد از ظهر همان روز آزاد شدند اما ‏تعداد زیادی از اعضای گروه "مکتب قرآن" و چند تن از رهبران این گروه مذهبی همچنان در بازداشت بسر ‏می برند.‏

بنا به گزارش خبری رنسانس نیوز، نیروهای دولتی با یورش به تجمع اعضا و هواداران "مکتب قرآن" در ‏شهرستان سقز بیش از 400 تن را دستگیر و راهی بازداشتگاه ها کردند. بیشتر دستگیر شدگان کسانی هستند ‏که از شهرهای دور و نزدیک برای شرکت در برگزاری مراسم ویژه این گروه مذهبی در شهرک صنعتی این ‏شهرستان جمع شده بودند که ساعت 11 قبل از ظهر روز دوشنبه، نیروهای انتظامی و یگان های ویژه با ‏محاصره محل برگزاری مراسم و همچنین بکار بردن گاز اشک آور به آنان حمله ور شدند.‏
‏ ‏
علاوه بر دستگیری این افراد و همچنین سه تن از برگزار کنندگان مراسم به نام های عثمان هاشمی، محمد ‏خضری و محمد عباسی، کلیه وسایل برگزاری مراسم نیز ضبط شده اند. به گفته شاهدان عینی در بین دستگیر ‏شدگان تعدادی نیز زخمی شده اند که از انتقال آنان به بیمارستان جلوگیری به عمل آمده و در این شهر کماکان ‏حکومت نظامی برقرار است. ‏

‏ گزارشات منتشر شده دیگر در این خصوص حاکی از آن است که همزمان با این اتفاق در شهرهای کامیاران، ‏ده گلان و جوانرو نیز شمارزیادی از اعضای این گروه مذهبی دستگیر شده اند. گروه مذهبی "مکتب قرآن" ‏قرار بود به طور همزمان از روز دوشنبه تا چهارشنبه به شکل گسترده ای در چندین شهر مختلف اقدام به ‏برگزاری مراسم "مولودی خوانی" برای مردم روزه دار اهل تسنن نماید. اما بنابه اخبار منابع محلی این ‏مراسم امسال برخلاف سال های پیش با ممانعت و جلوگیری نیروهای دولتی روبرو شد و در هیچ یک از ‏شهرها به انجام نرسید. ‏

در این ارتباط همچنین گفته می شود که نیروهای امنیتی و انتظامی از دو هفته پیش، به ویژه در شهرهای سقز ‏و جوانرو برای جلوگیری و ممانعت از برگزاری این مراسم مذهبی وارد عمل شده بودند. آنها ضمن اخطار و ‏تذکر به تعدادی از اعضا و رهبران مکتب قرآن، دوتن از روحانیون این گروه مذهبی به نام های سید سیف الله ‏حسینی امام جماعت مسجد خاتم الانبیا و سید حسین حسینی امام جماعت مسجد حضرت حمزه در شهرستان ‏جوانرود را دستگیر و به یکی از بازداشتگاه های وزارت اطلاعات کرمانشاه انتقال داده اند که هنوز در ‏بلاتکلیفی بسر می برند. تاکنون در اعتراض به دستگیری این دو روحانی چندین بار مردم این شهر مقابل ‏اداره اطلاعات و فرمانداری این شهر دست به تحصن زده اند.‏

سایت کردی_فارسی بو روژهه لات، در مورد دستگیر این دو روحانی که از دو هفته پیش دستگیر شده اند ‏می نویسد: "این دو روحانی به اتهام عضویت در گروه مکتب قرآن و همچنین تبلیغ علیه نظام توسط اداره ‏اطلاعات شهرستان جوانرو دستگیر شده اند که بعد از چند روز آنها را به یکی از بازداشتگاه های اطلاعات ‏مرکزی کرمانشاه انتقال داده اند." ‏

‏ سهیلا حسینی دختر سید سیف الله حسینی یکی از دو روحانی دستگیر شده در مورد چگونگی و علت ‏دستگیری پدرش به این سایت می گوید: "چند تن از نیروهای لباس شخصی با مراجعه به خانه ما حکم ‏دستگیری پدرم را به وی نشان دادند و بعد از آن حکم تفتیش خانه را هم نشان ما دادند. همه آنها وارد خانه ‏شدند و اقدام به قفل کردن در و پنجره ها کردند و تمام خانه را زیر و رو کردند. تمام نوارها، کتاب ها، اسناد ‏و مدارک و کامپیوتر و غیره را جمع کرده و به همراه پدرم با خود بردند."‏
وی در توضیحات بیشتر خود برای این منبع خبری می گوید:‏‎ ‎‏"غروب همان روز مردم درمقابل فرمانداری ‏تجمع کردند، بعد از چند ساعت فرماندار با حضور در جمع مردم قول داد که تلاش خواهد کرد تا چند ساعت ‏دیگر هر دو نفر را آزاد کنند اما تا به حال هیچ خبری از آزادی آنان نشده است. بارها برای ملاقات و آگاهی ‏از وضعیت آنان به اداره اطلاعات مراجعه کردیم اما هیچ جوابی به ما نداده اند. بار آخر به اداره اطلاعات ‏کرمانشاه مراجعه کردیم، در آنجا شخصی به ما گفت که هر دو نفر آنها اینجا هستند و به دستور ما و به دلیل ‏اینکه بدون اجازه ما اقدام به اقامه نماز برای مردم کرده اند، دستگیر شده اند. آنها همچنین به ما گفتند که بعد ‏از 15 روز تحقیقات هر دو نفر دادگاهی خواهند شد."‏

‏ تاکنون هیچ یک از مراجع امنیتی و قضائی به صورت رسمی اتهام و دلایل دستگیری این دو روحانی محلی ‏را اعلام نکرده اند. سید سیف الله حسینی عضو شورای مکتب قرآن در کردستان می باشد که تاکنون پنج بار ‏توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی دستگیر شده است. حسن امینی یکی از رهبران مکتب قرآن در سنندج و ‏حاکم شرعی سابق کردستان چند روز پیش ضمن محکوم کردن دستگیری این دو روحانی و تقاضای آزادی ‏آنان هشدارداده بود که دولت با این اقدامات اوضاع کردستان را بدتر نکند. گفتنی ست که رهبران این گروه ‏مذهبی بارها اعلام کرده اند که هیچ نوع گرایش سیاسی نداشته و وابسته به هیچ سازمان و گروه سیاسی داخلی ‏و یا خارجی نیستند. این گروه مذهبی در شهرهای سقز، کامیاران،چوانرو، دیواندهره و دهگلان طرفداران ‏زیادی دارد.‏

 «روز»

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:28
بیانیه دانشجویان سیستان وبلوچستان در حمایت از زندانیان سیاسی وفعال مدنی در بند جناب آقای مهرنهاد 

   
 دانشجویان استان سیستان وبلوچستان به مناسبت فرارسین عید سعید فطر بیانیه ای جهت حمایت از زندانیان سیاسی صادر نمودند که یک نسخه از آن به دست ما رسید ومتن بیانیه عینا بدین شرح می باشد:

در فضاي نيمه آزاد سياسي كه پس از رويداد دوّم خرداد در كشور پديدار شد، قشر عظيمي از جامعه ايران كه تا آن زمان خاموشي را برگزيده بودند و بويژه نسل جوان، به تكاپو و مشاركت جويي برخاسته و با تشكيل احزاب و نهادهاي مدني جديد به پيگيري مطالبات خود پرداختند. «انجمن جوانان صدای عدالت» (كه امروزه از تشکل های شناخته شده در سطح کشور ودارای بیش از چهار هزار عضو در سیستان وبلوچستان) از جمله حرکت های مدنی است كه در اين شرايط و به همّت گروهي از جوانان آزاديخواه و عدالت طلب تحت رهبری جوان متفکر وروشنفکر آقای یعقوب مهرنهاد می باشد،که نخست در استراتژيك‌ترين منطقه كشور (سیستان وبلوچستان) پايه گذاري شد و بتدريج عليرغم محدوديتهاي شديدي كه شرايط سياسي حاكم و نيز ويژگي جوان بودن اعضاي آن بر آن تحميل مي‌كرد، توفيق اين را يافت كه دفاتر و شعبات خود را در سراسر استان وبرخی نقاط کشور داير كند. رفته رفته فعاليت گسترده و چشمگير انجمن جوانان صدای عدالت در بُعد سازماندهي و هماهنگ سازي نيروهاي جوان در تشكيلاتي وسيع و منسجم در راستاي مبارزات وفعالیت های مسالمت آميز و كوششهاي آن در جهت پيامرساني‌هاي لازم در سطح جامعه و روشنگري و تنوير افكار عمومي كه بازتاب جهاني مي‌يافت، بر حاكميت گران آمد و حسّاسيت آنرا بنحوي برانگيخت كه در ماههاي اخير منجر به دستگيري دبيركل واعضای شورای مرکزی و احضار و بازجويي از شمار فراواني از اعضا و هواداران انجمن در شهرزاهدان توسّط وزارت اطلاعات،  براي آنان شد. یعقوب مهرنهاد دبيركلّ انجمن پس از حدود شش ماه همچنان در بازداشت بسر می برد.

دستگیری وبازداشت این عزیزان کاملا غیر قانونی می باشد وبنابر اصل۲۶و۲۷قانون اساسی مبنی بر آزادی تشکل ها واحزاب وانجمن های سیاسی وآزاد بودن گردهم آیی است.

علیرغم این دو بند از قانون اساسی آقای یعقوب مهرنهاد در۶/۲/۸۶پس از برگزاری همایش بزرگ وسالیانه جوانان پرسشگر ُمسئولین پاسخگو که با حضور بیش از۷۰۰نفر از مردم برگزار شد دستگیر شدند .

همچنین طولانی شدن بازداشت آقای مهرنهاد صریحا بر خلاف اصل۳۲قانون اساسی می باشد وبر اساس برخی گزارشات ایشون در زندان تحت شدیدترین شکنجه های روحی وجسمی جهت گرفتن اعترافات اجباری قرار دارد که این نیز بنابر بند۳۸قانون اساسی جمهوری اسلامی عملی کاملا غیر قانونی می باشد.

دانشجویان استان خواستار اجرای صحیح قانون  و ضمن محکوم نمودن دستگیری فعالان مدنی بلوچستان و در راس آنها دستگیری رهبر جوانان بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد خواهان آزادی سریع وبی قید وشرط ایشان می باشد واعلام می داریم آقای مهرنهاد به هر اتهامی محاکمه شود آن، راه وهدف ما خواهد بود چرا که ما الهام گرفته از راه مهرنهاد هستیم.

دانشجویان استان سیستان وبلوچستان

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:10
بلوچ ها برای حقوق ملی خود در ایران مبارزه میکنند | بلوچستان 

تاریخ جامعه بشری تاریخ دگرگونی و تاریخ تغییرات متداوم و مستمر است. دنیا امروز ما، حتی برای آنهاییکه  صد سال پیش زندگی می کردند، قابل تصور نبوده است.  خاورمیانه  کنونی و ایران  کنونی ما هم همچنین، عمرش حتی کمتر از صد سال است. یادآوری  این نکته  نه بخاطر تجزیه ایران است ، نه بخاطر جدای بلوچستان است  و نه توطئه ای از خارج است. بلکه  بخاطر آگاه کردن  امینی ها و دیگر نخبگان قوم فارس  به واقعیتی تجربی ، علمی و غیر قابل انکار.

برای من و برای هر انسان آزاد اندیش  و دمکراتی  امروز غیر قابل درک است، که چرا خواسته های بر حق ملل ساکن ایران وبه خصوص،  خواسته های ما بلوچها،  برای تغییرات،  بنفع ملل ساکن ایران، برای تمرکززدای قدرت سیاسی در ایران  و برای سهیم شدن ملل  در قدرت سیاسی در ایران ،  مساوی با تجزیه طلبی، همراهی با بیگانگان و یا بیگانه پرستی ، ضد ایرانی و ضد میهن پرستی تلقی میشود. و یا به ادعای امینی این توطئه نیوکان های آمریکای است. آیا این نظر توجیه گر کشت و کشتار ملل غیر فارس در ایران نیست. آخر این چه شیوه استدلالی است که نخبگان قوم فارس به آن چسبیده اند و هر صدای حق طلبانه ای را تجزیه طلبی و توطئه ایالات متحده آمریکا میدانند.

نه آقایان عزیز و محترم صداهای حق طلبانه و خواسته های بر حق ملت بلوچ نه خواستی تجزیه  طلبانه است و نه توطئه ایالات متحده آمریکا. هیچکس، چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران، نه ملت بلوچ و نه دولت  ایالات متحده آمریکا،  در حال برنامه ریزی برای تجزیه ایران نیستند.  این اتهامی است که رژیم اسلامی ایران و تعداد اندکی از نخبگان شونیست قوم فارس برای مقاصد شوم سیاسی خود از آن استفاده میکنند. بلوچ ها برای حقوق ملی خود در ایران مبارزه میکنند و نه برای چیزی دیگر.

میهن اسلامی و یا  نظام ولایت فقیه را همه ایرانی ها تجربه کرده و در حال تجربه کردن آن هستند. درآن از حقوق ملل خبری نیست. درآن جای برای مردم این مرز و بوم موجود نیست. همه چیز باید فدای  حاکمان مستبد و فاشیست و ایدولوژی  آنها بشود. مردم  قدرت بزیر سوال بردن سیاست  حکومت گزاران را ندارند  و هر چه که بر سرشان میاید بالاجبار تن به پذیرش آن میدهند.

آخوندها معتقد اند در بین امت مسلمان هیچ تفاوتی موجود نیست این تفاوتها را بیگانگان ساخته اند. آنها معتقد ند که کسانی که به این تفاوتها بپردازند و  خواسته هایشان را فراتر از آن چارچوبی که "ما" (بخوان قوم فارس )  ترسیم کرده ایم مطرح کنند،  نیست و نابود میشوند. این هم از دید حاکمان امروز این خاک و بوم. اما تعدادی از نیروهای  اپوزسیون  و یا بهتر بگویم روشنفکران هنوز محکوم از جمله آقای داریوش همایون و  محمد امینی ها  هم  معتقد اند که از تفاوتها نباید سخن گفت که ترفند بیگانه ها است و از خواسته مردم البته غیر فارس نباید چیزی گفت چونکه از آن چارچوب ترسیم شده توسط "ما" ( بخوان قوم فارس )   خارج  و قابل  سرزنش است. توصیه من به انها و دیگر فعالین قوم  فارس این است که تفاوتها و تضادها را باید دید،  آنها را باید  پذیرفت ،  به تفاوتها باید احترام گذاشت و تضادها را با روش و متدهای متمدنانه و امروزین حل  کرد.

آقای داریوش همایون تا آنجا پیش میرود که حتی حاضر است در کنار دشمنان خود یعنی آخوندها بر علیه مردم بلوچ و کرد و....بجنگد. هستند کسانی که  نظرات  مخدوش و تا حدی مشابه نظرات آقای داریوش همایون دارند و به آخوندها امید میدهند که در  جنگ افروزی های  رژیم تهران، جانب آخوندها را خواهند گرفت و  مدعی اند  که در جبھه اي جدا از جبهه حاکمان ولایت  فقیه بر علیه آمریکا به جنگ خواهند پرداخت !؟!؟  بنظر من مناسب ترین  اقدام، موازی عمل کردن و همراهی همه نیروهای اپوزسیون ایرانی با جامعه بین المللی، برای تضعیف استبداد و نجات ایران و همچنین برقرار کردن امنیت پایدار در منطقه، است.  

آقای امینی شک کرده بود که حاکمان ایران  آنقدر که میگویند وحشی نیستند. چرا شاید بهتر است بگویم که حاکمان  ایران در وحشیگری ، در جنایت ، در خونریزی ، در ضد انسان بودن ، در ضد زن بودن، در ضد روشنفکر بودن،  بودن بی نظیر هستند. آری لنگه ندارند. ضحاک مار بدوش هر روز یک هموطن را قربانی میکرد ولی حاکمان امروز ایران هموطنان بیشماری را هر روز به قربانگاه میبرند.   ما ایرانیها باید این را قبول کنیم که حاکمان  ایران در ضد انسان بودن دست همه را از پشت بسته اند. در زمان صلح در کشوری که ثبات و امنیت  به زعم خود رژیم  و حاکمان آن بیداد میکند، به بهانه های گوناگون و بی اساس ، اعدام،  سنگسار، زندان، شکنجه ربودن شهروندان، ترور کردن شهروندان و... غوغا میکند و به کار روزمره رژیم تهران بدل گردیده است.  آیا  وحشی تر از حاکمان ایران میشه پیدا کرد؟  یقین بدانید که نه.     

دیروز در بحبوحه انقلاب آخوندها،  به کردستان یورش بردند که مردم کرد سخن از حقوق  ملی خود  نزنند.  پاسداران را به آنجا گسیل دادند  و کشتار کردند خیلی از روشنفکران مذهبی و غیر مذهبی از گروهای  و احزاب  مذهبی و غیر مذهبی البته وابسته به  قوم فارس از آن یورش ضد انسانی و وحشیانه عملا طرفداری کردند. این روزها  هر هفته دهها نفر را در بلوچستان  به دار می آویزند. عوام ایرانی با صبر به تماشا می پردازد ولی چرا اکثر گرو ها و روشنفکران  قوم فارس  در ایران و بعضی ها در خارج بطور غیر مستقیم  بطرفداری و توجیح آن میپردازند. انحطاط تا چه حد! 

جامعه ایرانی چنان به انحطاط رفته،  چنان مبتذل و منحط   شده که قابل وصف نیست.  آیا عادلانه است  وقتیکه اعتراض از طرف بلوچ ها به گوش میرسد که  می خواهند خود را از این  انحطاط، ، ابتذال و قهقرا  نجات  بدهند،  بدارآویخته  شوند و یا  به بیگانه پرست، اشرار و تجزیه طلب و...  متهم  گردند؟

ندای بر حق و مساوات طلبانه ملل  ستمدیده بلوچ  با بانگ پرخاش کسی خاموش شدنی نیست.  حتی  با  کشت و کشتار...  توسط حاکمان تهران که هم اکنون، همه شاهد آن هستیم، خاموش شدنی نیست. بر سر عقل باید آمد و منطق انسان گرای را پیشه خود ساخت و  حقوق ملت ستمدیده بلوچ  و دیگر ملل  ساکن ایران را  قبول کرد تا  شاید کمکی باشد برای ایرانی بهتر. ایرانی بهتر برای بلوچ، کرد، فارس و ... چه بسا خوب بود که با گفتن فقط این جمله ساده ، که همه ما ایرانی بوده و هستیم ،  تفاوتها  به یکسانی میگرایید  و تضادها و مشکلات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ما ایرانیها حل میشد. ولی  متاَسفانه  وقایع   اتفاق افتاده در این چند دهه اخیر نشانگر حقیقت دیگری است.

نا برابری ها در میان ملل  ساکن ایران  بلوچ، کرد، ترک، عرب، فارس... واقعیتی غیر قابل انکار است. این امر خطیر را همه قبول دارند. راهکار پایان دادن به این نابرابریها باید با آگاه کردن روشنفکران قوم فارس به جایگاه واقعی خویش و به حقوق برابر با دیگر ملل  ایران و قبول کثرت گرای آغاز شود. هیچ گروهی،  فارس، ترک، بلوچ، عرب و کرد و...  نباید از دیگری برتری داشته باشد.  باید قوانینی وضع کرد که حقوق همه را تضمین کند. اجرای این قوانین غیر محتمل است  بجز بر قرار کردن  یک  حکومت  غیر متمرکز و جامعه ای دموکراتیک.

ما بلوچ ها   ایرانی میخواهیم که با ایران کنونی تفاوت داشته باشد. نه از نکته نظر مرزها،  که از نکته نظر مناسبات قدرت سیاسی.   ما ایرانی میخواهیم که ما بلوچها در آن زندگی شایسته ای  داشته باشیم. ما ایرانی میخواهیم که کسی ملت بلوچ را بخاطر یک اتهام بی اساس کشت و کشتار  نکند. ما بلوچ ها  ایرانی میخواهیم که نه در کاغذ پاره های نوشته نخبگان قوم فارس،  حقوق ما رعایت شده باشد،  بلکه حقوق ما باید در حیطه  سیاست، اقتصاد،  فرهنگ و  در زندگی روزمره و...   توسط خود ما  تعیین،  تدوین و عملا اجرا گردد. اینکه ما ایرانیها بخوان فارس، بلوچ و... صدها سال و یا هزاره ها  با هم می زیسته ایم  نباید توجیه گر تبعیض و ظلم و ستمی باشد  که بر ما روا میگردد

من فکر میکنم که  همه ما  بیشتر به مردم ایران که متشکل از بلوچ، فارس،  کرد، عرب ، ترک و ... است،  فکر میکنیم و این سرزمین را که امروز ایران مینامیم برای  مردم ساکن ایران،  برای بلوچ،  فارس و ... باید ساخت. ایران را باید برای مردمش ساخت و آباد کرد ونه مردمش را سرکوب و حقوق آنها را لگد مال کرد به بهانه ولی فقیه و  میهن اسلامی و یا بخاطر آزادی قدس و کربلا و ...

ایران دوستی ،  آزاد منشی و دمکرات بودن اینرا می طلبد که فارس ها باید با کردها و بلوچ ها و ...  بنیشینند و به مسایل سیاسی فردای ایران  بپردازند و هرگز نباید مثل حاکمان  تهران با تیر و تفنگ به مشکلات و معضلات  بلوچ ها  و کردها و...  بپردازند. نا برابری ها در میان ملل  ساکن ایران  بلوچ، کرد، ترک، عرب، فارس... واقعیتی غیر قابل انکار است. این امر خطیر را همه قبول دارند. راهکار پایان دادن به این نابرابریها باید با آگاه کردن روشنفکران قوم فارس به جایگاه واقعی خویش و به حقوق برابر با دیگر ملل ایران و قبول کثرت گرای آغاز شود. یکسانسازی اجباری پروژه ای استبدادی است. تفکری که ایران را یکسان و همگون فرض کند از ماهیتی استبدادی سرچشمه می گیرد. زمان آن رسیده که این تفکر را باید بدور انداخت.

برای ایرانی که همه ما خواهان آن و دوستدار آن هستیم  باید چاره جوئی کرد. باید اندیشید. باید به چالش ذهنیت گذشته خود پرداخت.  باید انسان گرا بود. باید کثرت گرای را پیشه کرد. در راه تمزکززدای  و توزیع قدرت و برای گسترش دموکراسی باید کوشا بود. تمزکززدای  و توزیع قدرت ماهیتا به گسترش دموکراسی کمک خواهند کرد. دنیای امروز را با عینک دیروز نگاه  کردن کار عاقلانه ای  نیست.  جنبش تجزیه طلبی و جدای خواه ،  نه در بلوچستان و نه در جاهای دیگر ایران ،  مشاهده نمی شود. این اتهامی است که رژیم اسلامی ایران و تعداد اندکی از نخبگان شونیست قوم فارس برای مقاصد شوم سیاسی خود از آن استفاده میکنند. بلوچ ها برای حقوق ملی خود در ایران مبارزه میکنند و نه برای چیزی دیگر.

 

رادیو بلوچی

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:7
توهین به اهل سنت زاییده بینش ارتجاعی رژیم است ابلوچستان 

توهین به اهل سنت زاییده بینش ارتجاعی رژیم است

 

سیمای جمهوری اسلامی ایران روز سه شنبه  ١٠ مهر ١٣٨٦ با پخش مصاحبه­ای با شخصی بنام تیجانی به اهل سنت توهین آشکار نمود که سبب اعتراضات گسترده ای را در بلوچستان و دیگر مناطق سنی نشین ایران شده است. مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه زاهدان بدنبال پخش این مصاحبه در سخنرانی نماز جمعه شدیداً به اعتراض پرداخت و خواستار پیگیری مسئله و پیگرد مجریان این برنامه شد.

مولانا عبدالحمید اینگونه برنامه ها را برنامه هایی ساختگی و جعلی دانست و آنرا برنامه ای بسیار ناپسند و نابجا دانست.

 

از اینکه این برنامه ها ساختگی و بسیار ناپسند و نابجا هستند جای هیچ شکی نیست. اما باید توجه داشت که برخلاف ارزیابی مولانا اینگونه برنامه ها بسیار هدفمند و در راستای اجرای سیاستهای رژیم در قبال مذهب سنی و پیروان آن در ایران است. رژیم هرازگاهی به دروغگویی متوسل شده و از وحدت شیعه و سنی سخنانی بمیان میاورد. نمونه بارز اینگونه فریبکاریها نامیدن سال جاری بعنوان سال اتحاد و انسجام ملی از سوی  شخص خامنه ای است. اما سنی ستیزی رژیم از نوع نگرش حاکمان شیعه ایران نشات گرفته است و گناه اجرای چنین سیاستی را به گردن مجریان صدا و سیما چشم پوشی از واقعیات است. این اولین باری نیست که رژیم به اهل سنت توهین آشکار میکند که پخش سریال "پروانه ها می نویسند" (این سریال در دادگاهی خیالی خلفا و صحابه را  مورد  سوال و سرزنش قرار می داد) و پخش سريال" امام علی " ( در این سریال به خلفای راشدین حضرت عـمر و عثمان و بسیاری از بزرگان وصحابه توهین میشود) نمونه مشتی از خروار است.

 

نکته و یا سوال قابل تامل نیز اینست که چرا رژیم در این شرایط بسیار بحرانی در ایران از سنی ستیزی و پخش برنامه های اهانت آمیز اندکی هم کوتاه نمیآید!؟   در یک کلام،جواب را باید در بینش فکری حاکمان شیعه ایران جستجو کرد. در نزد خامنه ای و هم مسلکان متعصب او اسلام چیزی بجز شیعه نمیتواند باشد، و مذهب سنی را خارج از دایره اسلام میبینند. از آنجاییکه پیروان اهل سنت در ایران زیاد هستند بناچار و بر اساس مصلحت اندیشی برخلاف فکر و میل باطنی شان بظاهر شعار وحدت شیعه و سنی را طرح مینمایند. رهبران اهل سنت به این امر نیز بخوبی آگاهند، اما میزان سرکوب و نابرابری از سوی رژیم بحدی است که آنها توان زیر سوال بردن و افشای فریبکاریهای رژیم را ندارند و به مصلحت اندیشی روی آورده اند.

 

رژیم جمهوری اسلامی اساساً یک رژیم بنیادگرای مذهبی است که برایری مذاهب در آن جایی ندارد. از این نظر سنی ها نمتوانند مستثنی باشند. از اینرو توهین به اهل سنت زاییده بینش ارتجاعی رژیم است. شاید زمان آن سررسیده باشد تا از حقایق آشکارتر سخن گفته شود و علمای اهل سنت مخالفت خود را با نابرابری های مذهبی و اجتماعی رژیم با صراحت با مردم درمیان بگذارند.

 

زرمبش(جنبش ملی بلوچستان)

چهارشنبه  ۱٨ مهر ۱٣٨۶ -  ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 4:4
يک گردشگر ژاپنی در جنوب ايران ناپديد شد» 

منتشر شده به وقت تهران در ساعت:
۲۱:۱۷ روز چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۶

ايران

در مردادماه سال جاری دو گردشگر بلژيکی در منطقه فهرج در نزديکی مرز استان های کرمان و سيستان و بلوچستان ربوده شدند که پس از مدتی با دخالت دولت ايران اين دو نفر آزاد شدند

«يک گردشگر ژاپنی در جنوب ايران ناپديد شد»

وزارت امورخارجه ژاپن روز سه شنبه اعلام کرد که  يک مرد ۲۳ ساله تبعه اين کشور در جنوب ايران «ربوده» شده و  از سرنوشت وی اطلاعی در دست نيست.

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، اين مقام وزارت امورخارجه ژاپن که نخواست نامش فاش شود، گفت سفارت اين کشور در تهران شامگاه روز دوشنبه از حادثه «ربوده شدن» اين شهروند ژاپنی مطلع شده و به نظر می رسد همچنان  اين فرد در اسارت «گروگانگيران» باشد.

اين مقام وزارت امورخارجه ژاپن حاضر نشد اطلاعات بيشتری درباره محل و نحوه ربوده شدن اين شهروند ژاپنی ارايه کند.

تاکنون خبر ناپدید شدن این شهروند ژاپنی در جنوب ایران به طور رسمی توسط دولت جمهوری اسلامی تایید نشده و اطلاعاتی در این زمینه ارایه نکرده است.

در همين حال خبرگزاری کيوتو گزارش داده است که اين شهروند ژاپنی شامگاه روز دوشنبه با سفارت ژاپن در تهران تماس تلفنی برقرار کرده و گفته است که هنگام مسافرت در جنوب ايران توسط يک گروه مسلح به گروگان گرفته شده است.

همچنین، اين مقام  وزارت امورخارجه ژاپن از تماس ماساهيکو کوميرا، وزير امورخارجه ژاپن، با منوچهر متکی، وزير امورخارجه ايران خبر داده است.

خبرگزاری کيوتو گزارش داده است که اين تبعه ژاپن  شامگاه روز دوشنبه با سفارت ژاپن در تهران تماس تلفنی برقرار کرده و گفته است که هنگام مسافرت در جنوب ايران توسط يک گروه مسلح به گروگان گرفته شده است

از سوی ديگر خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که اين جوان ۲۳ ساله ژاپنی دانشجو است و ازماه مه ( ارديبهشت ماه) تا کنون در سفر خارج از ژاپن به سر می برده است.

گزارش های دريافتی مشخص نکرده اند که اين گردشگر ژاپنی در کدام استان جنوبی ايران ناپديد شده است.

اين در حالی است که در مردادماه سال جاری دو گردشگر بلژيکی در منطقه فهرج در نزديکی مرز استان های کرمان و سيستان و بلوچستان ربوده شدند که پس از مدتی با دخالت دولت ايران اين دو نفر آزاد شدند.

بخش فهرج در ۶۰ کيلو متری بم واقع شده و آخرين نقطه شهری استان کرمان در حاشيه مرز سيستان و بلوچستان قرار دارد.

منطقه سيستان و بلوچستان که از مسيرهای اصلی عبور مواد مخدر از افغانستان به کشورهای ديگر است همواره از مشکل نا امنی و ربودن اتباع خارجی رنج می برددر سال های اخير ده ها نفر در جريان حملات افرادی که «اشرار» خوانده می شوند جان خود را از دست داده و يا توسط آنها ربوده شده اند. رادیو فردا

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 4:55
نگاهی بر مطلب تحلیل مذاکرات جندالله با دولت ایران 

نگاهی بر مطلب تحلیل مذاکرات جندالله با دولت ایران

چند روز پیش مطلب مفیدی از پیام امید راجع به مذاکرات جنبش مقاومت مردمی ایران و رژیم ولایت فقیه در سایتهای بلوچی منتشر شد که جا دارد نظرات خود را در مورد این مطلب بنویسم با اینکه باید از پیام امید و تلاشهایش در راستای حقوق مردم بلوچستان تشکر و قدردانی نمود اگر چه نمی توان با تمام نظرات مطروحه ایشان موافقت کرد.

تاریخ مذاکرات بین جنبش مقاومت مردمی و رژیم ولایت فقیه به آغاز فعالیت جنبش برمی گردد و چون جنبش مقاومت همیشه تلاشش اجتناب از درگیری و کشتار بوده است در طول مبارزات سعی نموده است از دیالوگ و گفتگو به عنوان اولین راه مبارزه استفاده نماید و جائی که تمام راههای گفتگو به بن بست می رسد از اسلحه به عنوان تاکتیک استفاده نماید به همین دلیل جنبش راه را برای مذاکره مسدود ننموده اگرچه هدف جنبش رسیدن مردم بلوچ به همه حقوق ملی و مذهبی می باشد ولی جنبش تا رسیدن به این هدف از تاکتیکهای مفید و مطابق با واقعیتهای موجود در منطقه استفاده می کند و اگرچه رژیم همانطور که شما دوست عزیز پیام امید بیان کردید دارای تیمهای ماهر مذاکره کننده داشته است ولی جوانان بلوچستان با درایت و تدبیر همیشه رژیم را در طرحهایش ناکام کردند و مذاکره و گفتگو را به نفع مبارزات ختم کردند.

گاهی شاید در کوتاه مدت مذاکرات بین طرفین روند مبارزات را کندتر نماید ولی این مذاکرات در دراز مدت به نفع مبارزات خواهد بود و شاید رژیم در این مدت به تجدید قوا و طراحیهای جدید بپردازد ولی در جنگهای چریکی فرصت بیشتر به نفع چریکهاست زیرا رژیم همیشه دارای اقتدار است و اغلبا به خاطر هماهنگی نیروها دارای استراتیژیهای نزدیک به هم است ولی گروههای چریکی دارای قدرت کم  و حملات غیر هماهنگ که در فرصت بدست آمده به تجدید قوا می پردازند و تاکتیهای خود را تغییر می دهند تا رژیم را سرگردان کنند و بعد از آن با تاکتیکی جدید به صحنه آیند  و در این فرصت بدست آمده در کنار تجدید قوا به فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی و آموزشی و عضو گیری  و اقتصادی می پردازند.

و هدف از مذاکرات توافق با رژیم غاصب و متجاوز ولایت فقیه نیست زیرا اولین هدف جنبش سرنگونی نظام دیکتاتور حاکم است و مذاکرات فقط به خاطر حل مسائل و مشکلات عمده به وجود آمده است که در صورت تن دادن رژیم به مذاکرات با حضور نمایندگان سازمانهای بین المللی خود به خود مسئله بلوچستان تبدیل به مسئله بین المللی می شود و مبارزات رسمیت پیدا می کند به همین دلیل است که جنبش این گزینه را رد نمی کند و در این میان استفاده های خود را از این مذاکرات می برد.

 دوستان بلوچ باید شرائط مبارزین را درک کنند و بدانند  که مبارزین در بلوچستان مشکلات خود را دارند و  همانطور که همه می دانند یکی از شرائط تاثیر گذار در جنگهای چریکی حمایت یک حکومت از چنین مبارزاتی می باشد ولی مبارزات در بلوچستان از پشتیبانی هیچ حکومتی برخوردار نیست  و هم از نظر اقتصادی و نظامی دارای مشکلات زیادی هستند ولی با این همه مشکلات مبارزه را ادامه می دهند.

دلاور بلوچ

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 4:29
فیلترینگ تاکی؟ | بلوچستان 
سالهاست که مسئله فیلترینگ سایت های    خبری به یکی از   بحران های  فکری روشنفکران جامعه  ایران تبدیل شده   . این مسئله در مورد سایت های  خبری   عمومی  بطور گسترده ایی رواج داشت اما طی دو سال اخیر   به سایت های  غیر عمومی و تقریبا مختص  طیف خاصی  از جامعه گسترش یافته است   . بعنوان نمونه سایت های خبری  بلوچی  که  اکثر  بازید کنندگان آنان  بلوچ ها هستند   در گذشته با این شدت فیلتر نمی شد ولی  همکنون  فقط کافیست یک سایت یا وبلاگ نام بلوچ را   در خود داشته باشد و کمی بوی سیاست بدهد .  مطمعنا  سریعتر از آنچه که فکر  می کنید  فیلتر خواهد شد  .  این  روند چنان باشدت در حال  گسترش است  که  به جرات می توان گفت  کمتر سایت بلوچی را در اینترنت خواهید یافت که فیلتر نباشد . با توجه به اینکه متاسفانه ملت بزرگ و  مظلوم  بلوچ  دارای هیچ شبکه تلوزیونی برای پوشش  اخبار  خود نیستند و بیشتر خبر های استان   با انعکاس مغرضانه   برخی تندروهای سیستانی جهت مخدوش کردن چهره بلوچ   بصورتی  غیر واقعی  انتشار پیدا می کنند  و همچنین کشتار و اعدام و ارعاب   توسط تندروها  به نهایت خود رسیده  و تنها راه  اطلاع رسانی صحیح این اخبار   برای جامعه خارج از استان  همین اینترنت است  که آن هم  چنین  در بحران فیلتر  غرق گشته      بیشتر می توان به عمق فاجعه پی برد   .

 

حال از مسئولان امر باید پرسید  که فیلترینگ تا کی  ادامه خواهد یافت آن هم با توجه به شعار های آزادی بیان و عقیده  آقایان   ؟ و  آیا این همه هزینه  دست آورد چندانی دارد  یا نه ؟ آیا آمار زیاد  بازدید کنندگان سایت های فیلتر شده  گویای  این مطلب نیست که  فیلتر و فیلترنگ در  جامعه  پیشرفته امروز هیچ معنا - جایگاه و  دست آوردی نداشته و   ندارد ؟  تاکی خود و دیگران را بفریبیم    

 

 اسم و آدرس برخی سایت های جالب و پر بیننده بلوچی که فیلتر شده اند   در پایین می آید

 

1- بی شک  بهترین و پربازیدکننده ترین  سایت بلوچی که همگان سالهاست  آن را می شناسند  رادیو بلوچی  اف ام  به مدیریت دکتر مسعود بلوچ    به آدرس www.radiobalochi.org  می باشد  این سایت به 4 زبان بلوچی فارسی انگلیسی و اردو اخبار را انعکاس می دهد

 

2- استمان و بلوچ پیپل  دیگر سایت  های پر بازدید کننده بلوچی اند  با مدیریت  اعضای حزب مردم بلوچستان به آدرس های www.ostomaan.org    و  www.balochpeople.org   این سایت ها نیز به 4 زبان  گفته شده  در بالا   اخبار را انعکاس می دهند

3-  سایت پربازدید دیگر  سایت   خبری زرمبش  با مدیریت  اعضای حزب راجی زرمبش است به آدرس www.zorombesh.org این سایت نیز دارای 4 زبان خبری فوق است

 

4-     وبلاگ های بسیار جالب و پر بیننده  دلاور -  تفتان خبر- پهره – بلوچستان سرافراز به آدرس های

www.delavar42.blogfa.com - 

www.taftaan.mihanblog.com

www.pahra.blogfa.com

www.balochistansarafraz.blogfa.com

 

و وبلاگ  کم بازدید کننده   و نازیبا  ی بنده  به آدرس   www.yekensan.mg-blog.comکه   مسئولان امر آز آن هم نگذشتند  و ده ها  وبلاگ  فعال  بلوچی دیگر

 http://yekensan.blogsky.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 23:3
فرھنگ توطئه و نھادينه شدن آن در بلوچستان و ايران 
فرھنگ توطئه و نھادينه شدن آن در بلوچستان و ايران

 تا به حال ميليونھا مقاله در مورد تيٶرى توطئه بيگانگان بر عليه ايران, ملت بلوچ و غيره نوشته شده است.اين تيٶرى توطئه به بدست ساواک ايران دوره پھلوى, و نطريه پردازان رضا شاه و محمد رضا شاه ساخته و پرداخته شد شايد قبل از آن نيز وجود داشته بود ولى در اين دوران نھادينه شد.از اين تئورى براى تخريب شخصيتھا, دستگيريھاى خودسرانه, تحميل ديکتاتورى بر مردم, نقض حقوق بشر, نقض حقوق شھروندى, نقض آزادى و دموکراسى, در ايران استعفاده شده است, ايران تنھا کشورى نيست از اين داروى درمان سياسى ھمه چيز استفاده کند, کشورھاى ديگر در بند ديکتاتورى نيز از آن استفاده ميکنند.

 اما در ايران و ميان ايرانى تباران حداکثر استفاده از آن ميشود. نظام جمھورى اسلامى نيز حداکثر استفاده را از اين ميکند و ھمه را  به دار اين تئورى خانمان سوز ميسوزد. ما بلوچھا نيز چون نمى خواھيم از اين قافله عقب بمانيم نيز شروع به استفاده آن کرده ايم. حال آنکه ما چيزى نداريم که اين اھرم را براى حفظ آن استفاده کنيم.  چونکه ما چيزى نداريم که اين اھرم قابل استفاده ما باشد,ما اين تئٶرى را ارتقاء درجه داده ايم و از آن حتى براى خلقت زمين,ماه و آسمان استفاده ميکنيم, چونکه اينھا تنھا موجوداتى ھستند که ما داريم. پس ما تأسيس ايران, ھند, پاکستان, مصر, سوريه را نيز به انگليس نسبت ميدھيم, اما حالا مد شده که ما احزاب  و جنبشھاى سياسى بلوچ را با اين چوب تئٶرى توطئه برانيم و فرھنگ ما تبديل به يک فرھنگ پرورش تئٶرى توطئه شده است. به مطلبى برخوردم که دانشمند بزرگوار ما دکتر ملک طوقى نوشته بودند که صحبت از خيانت حزب مردم, زرمبش, و به زعم ايشان ديگر خائنان به ايران و بلوچ ميکند. چونکه ايشان شخصيتى دانشمند و تحصيل کرده ھستند, لازم ديدم که ديدگاھھاى ايشان را مورد گفتگو قرار دھم البته نه نقد.

قبل از ينکه وارد گفتگوى نوشته دکتر طوقى شويم, اجازه بدھيد که اين موضوع پول گرفتن از دولت آمريکا و غرب را بشکافيم, چگونه آمريکا و غرب به خائنان پول ميدھد, چونکه ميدانم ھيچکدام از افرادى که من ميشناسم نه از دولت آمريکا پول گرفته اند و نه ميدانند که چگونه پول بگيرند, زيرا آمريکا به اين سادگى به کسى پول نميدھد, و در مقابل پولى که پرداخت ميکند نتيجه مثبت و قطعى ميخواھد.البته سازمان سيا و پنتاگون شيوه ھاى خاص پول دادن خودشان را دارند که بنده از شيوه آنھا اطلاعى ندارم. 

Currencies of the World

شيوه پول گرفتن از دولت آمريکا به قرار زير است:

بودجه دولت آمريکا از طرف کنگره آمريکا داده ميشود, و کنگره آمريکا بايد بودجه دولت آمريکا را تأييد کند و به GAO (general accounting office) ,  بفرستد که پول به دولت آمريکا پرداخت شود. اين سازمان حسابدارى کل آمريکا است.

ھيچ سازمان, حزب و گروھى نميتواند مستقيمأ از دولت آمريکا پول دريافت کند, سازمانھا, احزاب و گروھھايى که خواھان دريافت پول ھستند بايد سازمانھاى غير انتفاعى باشند, بعنى اين سازمانھا, احزاب و جنبشھايى که متھم به خاينت ھستند بايد رسمأ در آمريکا تحت قانون خزانه دارى آمريکا I.R.S   قسمت501(c)(3), و بخشCode section 170 بايد ثبت شوند, براى اطلاعات بيشتر به پيوند مراجعه شود..

 http://www.irs.gov/charities/charitable/article/0,,id=96099,00.html

 اگر ثبت نشوند اجازه دريافت کمک از عموم مردم را دارند و اگر کمک دريافت کنند بايد ماليات بدھند ولى معولأ مردم آمريکا به سازمانھايى که نتوانند کمک خود را از ماليات بر در آمد خود کم کنند, نميدھند. اما اين کمکھاى مالى به سازمانھاى غير انتفاعى چگونه به در آمد مردم آمريکا تأثير ميگذارد؟ يک مثال اين ابھام را روشن خواھد کرد.

ھر شخصى که در آمريکا کار ميکند, چه آمريکايى باشد يا غير آمريکايى که کلمه بيگانه در آمريکا خيلي کم استفاده ميشود زيرا بيشتر آمريکاييان مھاجرانى ھستند که از يک روز تا 500 سال پيش به اين قاره مھاجرت کرده اند, در اينجا در مورد سرخ پوستان آہريکايى ايراد نگيريد, چونکه در اينجا صحبت از سياست اشغال سرزمين سرخ پوستان نيست.  اما شخصى که در آمريکا کار ميکند, در صدى از حقوق خودرا به دولت فدرال به عنوان ماليات بر در آمد پرداخت ميکند, معمولأ از 12% به بالاست. در عين حال به دولت ايالتى نيز ماليات بر در آمد ميدھد که بستگى به قانون ھر ايالت دارد و بعضى از ايالتھا ماليات بر درآمد ندارند ولى ماليات فروش, ماليات مالکيت ارضى, ھتل, مسافرت و غيره دارند.

اگر شخص الف 100,000 دلار در سال در آمد داشته باشد و 16% ماليات بدھد , ماھيانه 1300 دلار پول ماليات به دولت فدرال ميدھد.

اين شخص الف تقريبأ 16000 دلار در سال به دولت فدرال ماليات ميدھد, بعنى او از 100,000 دلار ماليات ميدھد, حالا فرض کنيم که 4000 دلار به عنوان کمک به سازمان غير انتفاعى ماما کمک مالى ميدھد, حالا در مورد پداخت ماليات به دولت فدرال چه اتفاقى خواھد افتاد. اين آقاى الف به جاى پرداخت ماليات از 100,000 دلار, از 96000 دلار ماليات ميدھد و نه 100,000 دلار, در نيتجه 15000 دلار به جاى 16000 دلار ماليات به دولت فدرال ميدھد و قانون اين است که سازمانھاى غير انتفاعى کمکى را که دريافت ميکنند صرف کارھاى خيريه بکنند يعنى سازمان ماما يا بابا اين پول را صرف کارھاى خيريه بکند, کار خيريه ميتواند

تحقيقات علمى , کمک به يتيمان, سالمندان, تحقيقات فضايى, کامپيوتر, کمک به دارفور باشد. ولى قانون اين است که آنھا اين پول را خرج کارھاى خيرينه بکنند, آزاد ھستند که حقوق خود را و کارمندان خود را, خودشان تأيين کنند. مثلأ رييس يک سازمان  خيريه ميتواند به خودش حقوق 500,000 دلارى بدھد, ھر کمکى که جمع آورى ميکند اول به صرف پرداخت خقوق خودش و کارمندانش بکند و ھر چى که باقى ماند به مصرف کمک به دارفور٬ يتيم٬ سالمند و بى خانمان برساند. اين ھم خلاصه اى از سازمانھاى خيريه آمريکا.

اما ھيچ سازمان غير انتفاعى اجازه ندارد که در انتخابات نفوذ کند, يا از کانديدھاى سياسى پشتيبانى مستقيم, بکند, اگر از اين قانون تخلف کنند مورد پيگرد قانونى قرار خواھند گرفت و امتيازشان لغو خواھد شد.

دولت آمريکا برنامه کمک به سازمانھاى خيريه را دارد و ھر سازمان خيريه اى ميتواند در خواست GRANT يا به فارسي ھمان کمک پولى بخشيدن, يا اعطا بکند. در خواست اين پول ملزم به رعايت ھمه قوانين سازمانھاى غير انتفاعى است.

 مايکل ليدن,وAmerican enterprise institute  که در مقاله دکتر طوقى آمده است در رديف سازمانھاى غير انتفاعى ھستند که کمک مستقيم و غير مستقيم از دولت آمريکا و مردم آمريکا در يافت ميکنند. منبع ديگر در آمد

مايکل ليدن وAmerican enterprise institute , فروش مقالات تحقيقاتى آنھا در سياست, اقتصاد, جامعه شناسى , بحران, مديريت بحرانھا و غيره ھست که ھر مقاله تحقيقاتى به مبلغى کلان 1000 تا 12000 دلار, و گاھى به 200,000 دلار يا 500,000 دلار ھم فروخته ميشوند و شرکتھايى که قصد تجارت در کشورھاى خارجى دارند اين نوع مقالات تحقيقى را ميخرند, يا دولت آمريکا مقالات تحقيقى در مورد ايران, سعودى, خاورميانه, چين, ژاپن, و يا ھر کشورى که علاقه مند باشند مى خرد يا مقالات آنھا به صورت کتاب فروخته ميشوند. و انستيتوى بروکينگ به ھمين شکل اداره ميشود, يا شرکتھا و سازمانھاى ديگر از خدمات آنھا استفاده ميکنند. شرکت رند RAND  نيز از ھمين نوع است, و ھزاران مٶسسه ديگر وجود دارد, ھمه دانشگاھاى آمريکا, دانشگاھاى غير انتفاعى ھستند که به شکل يک شرکت اداره ميشنود.

بعضى از بازرسيھاى مسقل از دولت, و تحقيقى از طرف دولت آمريکا به اين نوع سازمانھا داده ميشوند يا کنگره بازرسيھاى ,مستقل را به اين نوع مٶسسات ميدھد, نظير

تحقيق در باره جنگ عراق و خط مشى موفقيت آمريکا در جنگ عراق به کميسيون بيکر-ھاميلتون داده شد که لى ھاميلتون رييس مرکز ويدرو ويلسون است که تحت نفوذ ايرانيان آمريکايى نظير ھاله اسفنديارى است, و جيمز  بيکر از انستيتيوى جيمز بيکر براى سياست مردمى, که اين تحقيق و بازرسى مشى جنگى آمريکا 5 ميليون دلار براى 4 چھار ماه مطالعه ھزينه برداشت.

يا کميسيون يازده سپتامبر که 10 ميليون دلار ھزينه برداشت که به ھمين مٶسسات تحقيقى داده شد که اشتباھات و  بى توجھى دولت نسبت به اين رويداد ھولناک را بررسى کنند. و اين ثابت ميکند که مٶسسات صرفأ براى استعمار ايران و کشورھاى ديگر ايجاد نشده اند بلکه اينھا مٶسسات مطالعاتى و تحقيقاتى ھستند که بيشتر براى مطالعات داخلى ايجاد شده اند تا خارجى و ھمه اينھا مٶسسات غير انتفاعى و خصوصى ھستند.

 سازمانھاى لابى و تحقيقاتى ايرانى در آمريکا نيز به ھمين شکل اداره ميشوند. اين سازمانھا اجازه دخالت مستقيم در سياست خارجى آمريکا ندارند ولى نفوذ زيادى در تدوين سياست خارجى آمريکا دارند. تا جايى که من اطلاع دارم, اين سازمانھا پول به کسى يا سازمان ديگرى نميدھند, افرادى مثل مايکل ليدن رييس A.E.I نيست که به کسى پول بدھد حتى رييس اين سازمان نميتواند به کسى مستقيم و بدون اجازه پول بدھد, ھيئت امناى اين مٶسسات

از سازمانھا و شرکتھاى ديگر ھستند و کارمند اين مٶسسات نيستند. پول  دادن به کسى يا سازمانى بايد مراحل تأييد را طى کند که اگر از ميکل ليدن شروع شده باشد, به تصويب ھيئت امنا, خزانه دار و حسابدار برسد. بايد به I.R.S  نيز گزارش شود, که اين گزارش آنھا جزء مدارک عمومى و قابل دسترسى عموم مردم مى باشد, پس اگر ما اتھامى به کسى بزنيم بايد اين گزارش را پيدا کنيم و به عنوان مدرک بر عليه خائنين استفاده کنيم. که من اين گزارش را در مقاله دانشمند گرانمايه آقاى دکتر طوقى نديده ام.

مراحل در يافت کمک به قرار زيراست:

1 – اول سازمان خيانتکار و خيانت پيشه بايد يک نمايه يا ھمان profile  خود را بنويسد و به دولت آمريکا ارايه دھد.

2 – يک پيشنھاد بنويسد موضوع را تشريح کند.

3 – سابقه فعاليت قابل اثبات داشته باشد.

4 – سند ثبت غير انتفاعى در آمريکا داشته باشد.

5 – پيشنھاد بايد مفيد و به درد دولت آمريکا به خورد.

6 – بايد ثابت کند که از بقيه احزاب و سازمانھاى ايرانى بھتر و مفيد تر است. 

اين تبليغات سوء که دولت آمريکا 75 ميليون دلار براى براندازى دولت ايران به اپوزيسيون ايران داده است

چيزى به جز از تبليغ نيست زيرا افرادى ايرانى که اين پول را دريافت کرده اند ھمان کسانى ھستند که سازمان غير انتفاعى و خيريه در آمريکا براى در يافت پولھاى مجانى درست کرده اند و ايرانيان فرصت طلب غير سياسى خيلى سريعتر و بھتر از سازمانھاى سياسى براى دريافت اين عمل کرده اند, و بيشتر ايرانيان آمريکايى  پيش کسوتى که از سياستھاى دولت ايران حمايت ميکنند نظير تريتا پارسى, راى تکيه, کريم سجادپور که ھرکدام از آنھا سازمانھاى غير انتفاعى خود را دارند و در عين حال با لابى ايرانى نيز کار ميکنند اين پول را دريافت کرده اند, ھمه آنھايى که در صداى آمريکا مصاحبه ميدھند اين پول را دريافت کرده اند, و خيلى از اين سازمانھاى غير انتفاعى مثل کاسمى CASMII که بدست سپاه پاسداران ايجاد شده اند اين پول 75 ميليون دلارى را دريافت کرده اند, در واقع بيشتر اين پول به جيب سپاه پاسداران رفته است و نه به جيب اقليتھاى ملى ساکن ايران زيرا سپاه پاسداران از قوانين سياسى و تجارى آمريکا کاملأ با خبر است.

بيشتر ايرانيان راديو و تلويزيون دار در آمريکا نيز از اين 75 ميليون دلار بھره گرفته اند.

ھمه اصول بالا که ذکر آن آمد براى دريافت اين 75 ميليون دلار ضرورى است و بدون آن وزارت امور خارجه آمريکا به کسى حتى يک ريال ھم نميدھد چونکه وزير امور خارجه بايد در مقابل کنگره براى  به مصرف رساندن اين پول جوابگو باشد. ھمه احزاب سياسى بايد ماليات بپردازدند و گزارش دوره اى به خزانه دارى بفرستند, رجوع به http://www.irs.gov/charities/political/article/0,,id=96355,00.html. و ھمه احزاب سياسى بايد

ثبت شوند و  EIN  از خزانه دارى دريافت کنند.

من از ثبت حزب مردم , زرمبش, جبھھ  به عنوان حزب سياسى  يا سازمان خيريه در آمريکا اطلاعى ندارم و بعيد

ميدانم که سازمان ھاى سياسى بلوچى از قوانين آمريکا براى احزاب سياسى خبرداشته باشند. اگر اين احزاب يا سازمانھا در آمريکا ثبت شده باشند, پيدا کردن مدارک ثبت آنھا بسيار آسان است, فقط کافى است که به دفتر

وزارت کشور ايالتى(نه فدرال) تلفن کنيد و مدارک را بدست بياوريد, بستگى دارد که مشکوک کدام ايالت باشيد, مثلأ مشکوک ثبت در دلاور باشيد به دفتر وزارت کشور دلاور زنگ بزنيد, يادآورى ميکنم که دلاور نام يک ايالت در آمريکا است و منظور دلاور بلوچ نويسنده نيست.

اين نشستى که آقاى ليدن با اين احزاب ايرانى داشته است به نظرم صرفأ جنبه جمع آورى اطلاعات در مورد

اقليتھاى ملى ساکن ايران را داشته است که آقاى مايکل ليدن بعدأ به شکل مقاله تحقيقى و کتاب به دولت آمريکا خواھد فروخت.

آقاى دکتر اگر در دانشگاه ميشيگان تدريس ميکنند يا کرده باشند, حتمأ ميدانند که براى تشکيل يک کلاس تاريخ جنابعالى بايد  Curriculumيا ھمان برنامه آموزشى به دانشگاه  ارائه بدھيد, دانشجو به حد نصاب 16 يا 20 نفر براى تشکيل کلاس داشته باشيد, حد اقل سرمايه تشکيل اين کلاس ر1 خودتان بايد تأمين کنيد, چه از طريق جذب دانشجو, چه از طريق ھمين اعطا يا Grant از شرکتھايى که حاضر به کمک دانشگاھاى ھستند يا دولت و غيره.

و اگر شما در اين مورد اقدام نکيند بيشتر از 25 يا 30 ساعت تدريس در دانشگاه به شما نخواھند داد.

يعنى شما کارمند دانشگاه ھستيد ولى خودتان بايد براى خودتان پروژه و کار پيدا کنيد, حالا بعضى از دانشگاھاى پولدار آمريکا مثل کلمبيا و ھاروارد شايد نيازى به اين نوع سرمايه نداشته باشند, زيرا آنھا پول فرانشيز حق ثبت و امتيازات اکتشافات  خودرا دارند و مثل ھاروارد که متعلق به قديمى ترين و پولدارترين سازمان مذھبى کاتوليکى بوده و اکنون مستقل عمل ميکند. شايد فقط فرانشيز امتيازات اکتشافات علمى M.I.T  به تواند مخارج ھاروارد را به پردازد. .

پس مى بينيد که خود شما چه مراحل مشکلى را فقط براى داشتن شغل استادى طى ميکيند و اين مراحل براى ھر ترم براى شما تکرار ميشود.در کنار آن بايد تحقيق علمى ھم بکيند, حالا ھمه ميدانند که استادى کار آسانى نيست. 

البته من ھم با شما موافقم که آمريکا به کسى ناھار مجانى به قول آمريکايھا(free lunch (  نميدھد. البته بنده در مورد گفتگوى آقاى بليده اى, اھوازى و غيره با مايکل ليدن خبرى ندارم و نداشته ام, برداشت من اين بود که جلسه مايکل ليدن يک کنفرانس علمى, تحقيقى سياسى در مورد اوضاع اقليتھاى قومى و چشم انداز فدراليسم در ايران بوده است. و نه اعطاى دلار سبز آمريکايى به بلوچ, اھوازى, کرد و ترکمن, زيرا خود مايکل ليدن نه پولى دارد و نه مقامى در دولت جرج بوش و دست گدايى به ميکروسافت, آى, بى ام, وال مارت, يورکشاير ھتفيلد  براى در يافت کمک مردمى دراز ميکند, ولى نميگويم که نفوذ ندارد. نميگويم که مشاور سياسى و لابى  شرکت ھاليبرتون نيست و شايد سالى يکصد ھزار دلار جھت  10 ساعت مشاوره  در سال  از ھاليبرتون که که بخشى از سھام آن متعلق به ديک چاينى, معاون رييس جمھور آمريکا است, دريافت نمى کند. ولى ما نبايد مخالف گفتگو باشيم.

اجازه دھيد که ھمه چيز را قاطى نکنيم چون اگر ھمه چيز را قاطى کنيم دجار آشفتگى سياسى ميشويم , مبارزات خودرا تقسيم بندى کرده و ھرکدام از ين قسمتھا را در مرحله مشخصى به اجرا بگذاريم که کنترل مبارزات از دست  خارج نشود, چونکه ميدانيد مديريت مبارزه, کار بسيار مشکل و پيچيده اى است. و نياز به  مدير مدبر دارد. به نظرم ما بايد در اندازه توان خود به جنبش بلوچستان شرقى کمک کينم, از مبارزات آنھا حمايت کنيم, اگر بتوانيم کمک مالى و جانى به آنھا بکنيم, ولى مبارزه آنھا را قاطى مبارزات بلوچستان غربى نکنيم و به مبارزه بلوچستان شرقى در بلوچستان غربى اولويت ندھيم, پاکستان و افغانستان را درگير بلوچستان غربى نکنيم. اگر ما سه دولت را بر عليه يک ملت 10 ميليونى بشورانيم, ھرگز موفق نخواھيم شد.

 گفتگوى شما با مايکل ليدن و اعتراض شما در باره حمايت آمريکا از مشرف و دولت پاکستان بسيار بجا بوده است و مايه قدر دانى است ولى پيش شرط گذاشتن که اول مشکلات و مبارزات بلوچستان شرقى در دستور کار گذاشته شود و بدون آن ھر نوع گفتگو منتفع است کارو خواست يک شخصيت فرزانه مثل شما نبايد باشد. زيرا اين نوع پيش شرطھا سد معبر در پيشرفت کانالھاى مبارزاتى بلوچستان غربى است. گفتگو با ملتھاى ديگر و کشورھاى ديگر به معنى دعوت بيگانگان در مداخله به امور داخلى ھم نيست. اگر ما گفتگو با ملتھاى ديگر را خيانت به ناميم پس در خواست کمک از ملل متحد و سازمان دفاع حقوق بشر بين الملل آن و سازمان عفو بين الملل براى جلوگيرى از کشتار مردم بلوچ نيز دعوت به مداخله امور داخلى و خيانت است! پس چرا ما اين نشستھاى خود با سازمان دفاع حقوق بشر و عفو بين الملل ادامه ميدھيم؟ کمک گرفتن از ملتھاى ديگر براى ايجاد دموکراسى و آزاديھاى مشروع انسانى چيز غريبى نيست و ھميشه جزء مبارزات ملتھا بوده است و ما ميخواھيم که ملتھاى ديگر دخالت کنند ولى شايد نه دخالت نظامى. آمريکا براى استقلال خود از يوغ انگليس,از فرانسه کمک  خواست و کمک گرفت, بنگلادش از ھند کمک خواست و کمک گرفت. تيمور شرقى از کشورھاى غربى کمک گرفت, بوسنى و ھرزگوين نيز از کشورھاى غربى و خاورميانه کمک گرفت. کره جنوبى از کشورآمريکا و انگليس بعد از جنگ جھانى دوم کمک گرفت, پاناما به کمک آمريکا استقلال گرفت, گرانادا در جنگ بر عليه اسپانيا و استقلال خود از آمريکا کمک گرفت. در خواست کمک به معنى وطن فروشى نيست.

يک سياستمدار آگاه و فرزانه ھميشه به منافع ملت خود آگاه است و ھميشه انعطاف پذير است, انعطاف پذيرى و تطبيق با شرايط به معنى ضعف و خودفروختگى نيست.

موفقترين ملت, ملتى است که در خط و مشئ خود انعطاف پذير باشد ولى منافع ملى خودرا قربانى انعطاف پذيرى نکند.

نوشته ايد که "من به عنوان يکنفر بلوچ ترجيح ميدھم که مرزھا و حکومت فعلى ايران باقى بماند و در مقابل نقشه ھاى نيوکانھا حمايت اخلاقى خودرا از ايران اعلام ناميم"

من فکر ميکنم شناخت شما از بلوچ و بلوچستان غربى, شناختى است که شما 35 سال يا 40 سال پيش تجربه کرده ايد ,توسعه سياسى در نسل جوان بلوچ را نديده ايد, اگر چه اين نسل جوان بلوچ تجربه سياسى به شکل غربى آن را ندارد ولى بعد از انقلاب 1979 اجتماع بلوچستان غربى بکلى عوض شده است به طورى که در زمينه در ھم شکستن روابط فئودالى و سردارى و قبيله اى از بلوچستان شرقى جلو زده است اگر چه اين توسعه سياسى, به دليل چکومت اسلامى حاکم در ايران و اشاعه خرافات و توھمات دينى, يک توسعه با کيفيت بالا نيست ولى توسعه اى است که بر خلاف خواست حاکمان ولايت فقيه عمل ميکند.

 شما نگران نخست وزيرى بليده اى و حکومت خوانين نباشيد زيرا در بلوچستان غربى حاکميت خوانين بعد از انقلاب ايران در سال 1979 به سر رسيد و احزاب و جنبشھاى بلوچى به شکل مدرن اداره ميشوند , بھتر است که نگران اميرى عبدالمالک ريگى و خليفه گرى او باشيد, که جامعه بلوجستان غربى با وجود محدوديتھايى که براى بلوچھاى سنى مذھب  بعد از انقلاب بھمن 1357 وجود دارد اما .افکار مذھبى و طالبانى سنى رشد چشمگيرى داشته است. زيرا ھر روز ھزاران نفر به نام تبليغ جماعت رھسپار شھرھا و دھات بلوچستان ميشوند و افکار طالبانى را ترويج ميکنند.

زيرا نه تنھا شما بلکه ھمه ما از جنبش مقاومت مردمى يا ھمان جنداﷲ, اساسنامه و مرامنامه آن چيزى نميدانيم,و اين باعث نگرانى است, متأسفانه چون ما بلوچھا قھرمان پرورى را دوست داريم, و چون که ما قرنھا تحت ستم بوده ايم, اين فرھنگ قھرمان پرورى در ما رشد کرده است و حالا اين فرھنگ توطئه در ما نيز رشد کرده است

زيرا ما از حل مشکلات خود عاجز شده ايم و دنبال يک شرى ميگرديم که مشکلات خودرا تقصير اين شر بدانيم, اين درست مثل ناتوانى بشر اوليه است که چون از جلوگيرى و درک حوادث طبيعت عاجز بود و يک ناجى ميخواست, ھزاران خدا از قبيل, ماه, کوه, سنگ, حيوان, خورشيد, مجسمه درست کرد ولى ھيچکدام از اين خدايان ساختگى به يارى او نيامد, تا زمانى که بشر رشد کرد و شروع به اختراع ابزار مقابله با اين حوادث را کرد و پس از آن بشر کم کم به سرنوشت خود تا حدودى حاکم گشت. 

حتى تحصل کردگان ما نميتوانند خود را از شر اين فرھنگ توطئه خلاص کنند. حفظ مرزھاى فعلى ايران مورد قبول ھمه ما ھست ولى به دليل اينکه نئو کانھا تصميم براندازى ولايت مطلقه فقيه را دارند, ما نميتوانيم ھمسنگر ولايت فقيه باشيم, زيرا توحش ولايت فقيه حاکم در ايران روى نه تنھا نئوکانھا را سفيد کرده بلکه روى حاکمان کاتوليک قرون وسطى را نيز سفيد کرده است. ما لزومى نداريم که که ھمسنگر نئوکانھا شويم, وظيفه اخلاقى ھمه ما است که اصول انسانى, دموکراسى, حزبى خود را نه فداى ملا کنيم و نه نئوکان. ما ميتوانيم جبھه دموکراسى خودرا به شکلى که با اصول ما ھمخوان باشد تشکيل دھيم و بر عليه ھمه اين آفتھاى نئوکان و ملا بجنگيم. ما نميخواھيم اشتباھات حزب توده و اکثريت را تکرار کنيم و به جبھه ولايت به پيونديم در آن صورت نه ملت بلوچ مارا خواھد بخشيد و نه ملت ايران. اگر ما امکان جنگ با نئوکانھا را نداريم, ضرورتى ندارد که ھمراه آنھا شويم, اگر ما امکان جنگ با ولايت فقيه را نداريم ھيچ دليل نداريم که از آنھا حمايت کنيم. اگر از دست ما ھيچى بر نمى آيد بھتر است دست به ھيچ اقدامى نزنيم, زيرا در اين صورت نه خيانت به بلوچ و نه به ايران ميکنيم. اين يک مقطعى از زمان است که اگر ما شريک ھريک از ملا و يا نئوکان شويم به بلوچ و ايران ظلم کرده ايم. در پايان اگر صواب نمى توانيم بکنيم٬ گناه ھم نبايد بکنيم.

پيام اميد

9        اکتبر 2007

payamomidvar@yahoo.com        

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 22:57
عید فطر 
عیدتان مبارک

پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به تمامی عزیزان در سراسر جهان و مردم خوب بلوچستان عزیز تبریک عرض میکنم طاعات وعبادات شما قبول حق .این حقیر را از دعاهایتان محروم نکنید

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:36
روز جهانی کودک بر تمام کودکان معصوم بلوچ گرامی باد 

روز جهانی کودک بر تمام کودکان معصوم بلوچ  گرامی باد

        قصه ی تلخی دارد

                       آسمان رویاهایت

                                          در چشم هایی که رنگ نداشت

                                                        تا

       چتر های سوخته ی نخلستان

                                                  ریگزار

                                                             یا گیسوان خونی مادرانت

             بلوچ کوچکم

                              کودک آبی ها

                                                   حالا در خیالی که از ابر بافته ام

                                                                                           تو را می بینم و لال می شوم! 

سازمان ملل متحد ۲۰ نوامبر را روز جهانی کودک اعلام کرده است. کشورهای مختلف این مناسبت را در روز‌های مختلف جشن می‌گیرند. در ایران ۶ اکتبر (۱۶ مهر) به کودکان اختصاص داده شده  روز جهانی کودک » از راه رسید ، اما کیست که نداند قربانیان اصلی فقر و ظلم و ستم کودکان هستند
یونیسف [صندوق كودكان سازمان ملل متحد ] سال ها پیش تعداد آنان را ۲۶۵ ميليون نفر برآورد کرده بود . کودکان مظلومی که در اوج محروميت وفقر « مجبورند با دست های کوچک و ظريف بار سهمگين معيشت خانواده را به دوش كشند .
آنان از طريق فروش يا اجاره توسط خانواده ،‌ و يا ربوده شدن توسط باندهای مواد مخدر و فحشاء ، به کار بردگی ، حمل مواد مخدر ، تجارت سکس ، مزارع پنبه و ديگر بخش های کشاورزی، کارخانه های بزرگ و کارگاه های کوچک، معادن ، ماهيگيری ، کار طاقت فرسا در کشتی، ماشين شوئی در گارژاها، فروشندگی در خيابان يا بازار ، حمل زباله ، خشت زنی ... و بسياری مشاغل ديگر در سرتاسر جهان مشغول به کارند »

به گفته یونیسف هر ساله در سراسر جهان متجاوز از ۱۰ میلیون کودک جان خود را بر اثر ابتلا به بیماری های قابل پیشگیری از دست می دهند ، بیش از ۱۵۰ میلیون کودک در سراسر دنیا از گرسنگی رنج می برند ، ۲ میلیون کودک جان خود را در جنگهای ۱۰ ساله اخیر از دست داده اند و همچنین متجاوز از ۱۲۰ میلیون کودک که در سنین مدرسه هستند ، هرگز به مدرسه نمی روند . ما شاهد نابرابری، بهره کشی و ستم روزافزون بر کودکان در گوشه و کنار دنيا هستيم 

         کودکان رقم بزرگی از جامعه ما را تشکیل می دهند

از آنجا که کودکان  رقم بزرگی ازجامعه ما را تشکیل می دهند و به عنوان زنان و مردان آینده سرنوشت جامعه را در د ست خواهند گرفت، رسیدگی به وضعیت و تربیت و آموزش صحیح آنها تاثیر زیادی در آینده جامعه مان به خصوص توسعه، صلح و آرامش جامعه بشری خواهد داشت . این امر ازیک سو و از سوی دیگر واقعیت های  موجود در مورد کودکان این مرز و بوم (بلوچستان) و نابسامانی ها  مصائب و تبعییض ها یی که وجود دارد اهمیت رسیدگی به مشکلات این قشر را  دو برابر می کند لذا ما به عنوان دلسوزان و حامیان  این قشر معصوم خواستار توجه و رسیدگی بیشتر در رابطه با حل مسائل  ومشکلاتشان هستیم.

 

بار ديگر روز جهاني کودک، روز پاسداشت کودک و کودکي، روز پاسداشت نيک سرشتي انسان و ارج نهادن به اين پاکي و مهر فرا رسيد. روزي که بايد انديشه‌اي دوباره به آينده کنيم و کودکان را که مظهر آينده هستند،
بيشتر دريابيم. اين روز بزرگ و اين رويداد مبارک را به همه کودکان
شادباش  مي گوييم.
نارویی

http://www.pahra.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:18
اینجا نه از سازندگی و اصلاحات خبری بود نه عدالت و مهرورزی!بلوچستان 

اواخر هفته گذشته به اتفاق معاونت آبخیزداری سازمان جنگل ها سفری داشتیم به استان سیستان و بلوچستان ، سرزمینی که 4/11 درصد از خاک کشور را به خود اختصاص داده اما یکی از کم تراکم ترین استان ها از نظر جمعیتی است .

مقصد ما : چابهار یعنی جنوب استان بود ، منطقه ای که بر خلاف شمال استان ، تقریبا کوهستانی است و همچون نگینی در کنار دریای عمان و خلیج صخره ای چابهار می درخشد .

کوههای مریخی ، یکی از جاذبه های طبیعی چابهار

اینجا سرزمین تضادها است ، سرزمینی که همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد! سرزمینی زیبا با طبیعتی شگفت آور و مهیج ، سرزمین کوه گل افشان و منطقه حفاظت شده گاندو و خلیج بی نظیر گواتر و جنگل های بی بدیل حرا،چابهار به دریایی ختم می سود که عمان نام دارد ، دریایی که 70 در صد ماهی تن ایران و 40 درصد آبزیان مصرفی ایران را تامین می کند ، سواحل صخره ای چابهار بزرگترین میگوهای جهان را میزبانی می کنند ، موجوداتی که از آن به عنوان شاه میگو یاد می شود و عمدتا هر یک عدد آن به مبلغ 90 هزار تومان به اروپایی ها فروخته می شود. اینجا سرزمین کوههای مریخی و خلیجی(خلیج چابهار) است که با آبسنگ های مرجانی زیبا مزین شده ، اینجا سرزمینی است که از هر گوشه آن یک اثر و بنای تاریخی و یا یک قلعه سر به بیرون آورده ، سرزمین دشتهای خشک و سبز ، بیابان ها و کوهستانها ،... و چه زیبا بود  درختان کنار و آکاسیا،

حوضه رودخانه مچکور(۱۰۰ کیلومتری شمال چابهار) ، یکی از سرشاخه های رودخانه سرباز، که محل زیست تمساح پوزه کوتاه است

 

اینجا چابهار است و هدف ما بازدید از طرح های آبخیز داری ، امابا وجود این همه موهبت طبیعی و تاریخی اینقدر سوژه زیاد بود که آبخیز داری برای من کمرنگ شده بود! فقر ، اعتیاد، بیکاری ، بی سوادی ، بدبختی ، خشکسالی، ناامنی و... همه آن چیزی بود که در مدت سفر 3 روزه ما از نگاه من حتی یک لحظه هم دور نبود.9 سال خشکسالی و بی آبی مردم را واقعا به ستوه آورده بود.

 

 

ورودی منطقه آزاد چابهار

اینجا چابهار است ، یعنی بهترین نقطه استان سیستان و بلوچستان! اما از یک قدمی "منطقه آزاد" که دور می شویم صحنه هایی را می بینیم که انتظار دیدنش رادر قرن 21 نداریم، آن هم در کشوری که از در و دیوارش عدالت می بارد!

 

 این قلعه پرتغالی ها در 5 کیلومتری چابهار است ، قلعه ای که درآستانه ویرانی کامل است و باوجودیکه دولت پرتغال آمادگی خود را برای مرمت این بنای تاریخی آن هم با هزینه خودشان اعلام کرده اند ، آقایان چنین اجازه ای صادر نکرده اند ! حکایت نه خود خورم ، نه کس دهم ، گنده کنم به سگ دهم !

 

 به روستا ی دشتیاری می رویم، روستایی که بیش از 4000 خانوار در آن سکونت دارند ، اما هنوز هم  یک مدرسه راهنمایی و دبیرستان در این منطقه وجود ندارد !

 

این کودک دشتیاری است ، نامش نسرین بلوچ ، و هر روز می بایست با سایر بچه ها فرسنگ ها پیاده روی کند تا به مدرسه برسد،

 

نمره ای بیستی که فقط مال همین امروز و فردا است ! فقر فرهنگی و اقتصادی و نبود امکانات اجازه نمیده بچه ها بویژه دخترها به ادامه تحصیل فکر کنند، چون ۱۴ ساله که شدند باید ازدواج کنند و توی سن ۳۰ سالگی صاحب نوه هم بشوند! حقیقت تلخی که متاسفانه واقعیت داشت! 

 

 

اینها کودکان مظلوم بلوچستان هستند ، کودکانی که برخی از آنها حتی از داشتن یک کیسه پارچه ای به عنوان کیف مدرسه محروم بودند، اینجا سالهاست که نه خبری از سازندگی است و نه اصلاحات ! اینجا کودک بدبخت و مظلوم بلوچ که سهمیه نفتش را هر بشکه ای 70 دلار می فروشند ، رنگ عدالت و مهرورزی را تاکنون ندیده است ، کودکان بلوچ نه بوی شیر و پنیر را در سر سفره خود حس می کنند و نه بوی نفتی که قراربود بر سر سفره هاشان آورده شود.

نسرین، سروناز، میترا، ... همه اسامی قشنگی داشتند

 

 

راستی آیا نمی شد ، به جای احداث این همه شهرک صنعتی و کارخانه و پتروشیمی ، آن هم در دل جنگل های باستانی شما یا حاشیه تالابهای بین المللی و مناطق حفاظت شده ، صنعت را به این منطقه خشک و بی آب و علف می آوردیم تا لااقل همه اینطور بیکار به تماشا ننشینند و مجبور نباشند قاچاق سوخت کنند؟!واقعا آنچه که در این ۲-۳ روز در بلوچستان دیدم یک تراژدی بود! اما چه راحت مسئولان از جمله فرماندار چابهار از کنار ان می گذشتند،

جنای آقای رییس جمهور! آقایان نمایندگان مجلس!شماها بهتر از هر کس دیگری می توانید پاسخ دهید که با گذشت ۳۰ سال از پیروزی انقلاب برا ی فقر زدایی و محرومیت زدایی از چهره بزرگترین و پهناورترین استان ایران چه کرده اید؟!

واقعا چه کرده اید؟؟جز فراموشی و بی تفاوتی نسبت به آنچه که بر سر مردم این خطه می آید آیا کار دیگری هم کرده اید؟! 

چرا در تهران باید قدم به قدم ایست بازرسی باشد اما در سراسر بلوچستان (جنوب استان) نباید یک ایست بازرسی باشد؟! مگر مرز سیستان مرز ایران نیست؟ مگر شکم گرسنه و لب تشنه سیستانی و بلوچ با ترک و تهرانی و شمالی فرق دارد؟چرا در سراسر این استان یک قطب صنعتی که هیچ، یک کارخانه هم وجود ندارد؟!

آقایان دولتمردان!! ویران کردن طبیعت ایران ، پارک های ملی ، تالاب ها  و جنگل های باستانی شمال و غرب کشور آنهم به بهانه توسعه صنعت هنر نیست! هنر در آباد کردن سرزمین های خشک و نابود شده است ، چراصنعتگران به این استان نمی آیند؟ جاییکه کشاورزی به سختی صورت می گیرد، و زمین نه توان کشت دارد نه چرای دام،  

"گالی" یا "گرگرو" همین شیار های عمیقی است که به شکل دره های عمیق در نتیجه فرسایش خاک و شسته شدن خاک در زمین ایجاد شده ، در دشتیاری گرگروها به شدت اراضی کشاورزی را تهدید می کنند.

 این کودک فقط ۱۲ سال سن داشت، اما معتاد بود، آن ماده سیاه رنگی که در داخل زر ورق در دستان اوست به گفته خودش و مسئولان همراه ما، وتکا نام داشت، یک چیزی شبیه به قرقوروت! اما سمی ! نباید اونو قورت داد! پسرک می گفت : چند دقیقه ای آن را زیر زبان نگه می دارد و بعد به بیرون تف می کند ،ظاهرا این ماده مخدر از پاکستان به ایران آورده می شود و برای هر ۱۰ بار مصرفش در داخل این زر ورق فقط باید ۱۰۰ تومان پرداخت کرد!در نزدیکی بخش "نوبندیان" به وفور این ماده مخدر یافت می شود! می گفتند این ماده مخدر بعد از مصرف حسابی گیج ات می کند !

 

تعجب نکنید! نه پاکستان است نه افغانستان ، اینجا "نوبندیان"است ! 

 

 

بازار کم رونق میوه و سبزی در "نوبندیان" در ۴۰ کیلومتری چابهار  

 

میوه درخت "کنار" یا "سدر"

در بوشهر این میوه به "سیب فقرا "معروف است،شکل سیب است با طعمی شبیه به سیب ، البته خیلی خوشمزه تر ، اینجا توی چابهار هر کیلو ۴۰۰ تومان در بازار عرضه می شد.

مژگان جمشیدی http://www.pahra.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 12:3
بلوچستان  

بلوچ توار

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 11:54
صدا و سیمای جمهوری اسلامی یک گام به جلوتر | ايران 

در پی اعتراضات گسترده اهل سنت از تفرقه افکنی سیمای جمهوری اسلامی . این هفته یک بار دیگر :

در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در راستای ایجاد وحدت میان امت اسلامی (؟!) یک گام دیگر به جلو گزاشتند این دفعه شخصی به نام تیجانی مرتد را نشان دادند که چرندیاتی گفت . البته برای ما تازگی نداشت و شگفت آور نبود اما بیچاره سنیهای ساده لوحی که از بغض و کینه برخی از برادران شیعه نسبت به اهل سنت بیخبر بودند و باورشان شده بود که شیعه و سنی با هم فرقی ندارند و یکی هستند شدیدا عصبانی و ناراحت بودند طوری که برخی افطار ننمودند.

تیجانی مرتد از دمکراسی سخن می گفت .

کسی نبود به او بفهماند که همین که او با هزاران افترا و دروغی که بر علیه پیامبر خدا و دین اسلام و اهل سنت گفته هنوز زنده است نشان تحمل و دمکراسی اهل سنت است زیرا اگر شیعه بود و سنی شده بود تاکنون صدها بار کشته شده بود همانگونه که :

دکتر مظفریان آیت الله برقه ایحجت الاسلام مرتضی رادمهر- احمد کسرویدکتر علی شریعتی و..... بهمین دلیل کشته شدند. 

اگر روزی گذرتان به شیراز افتاد حتمابه مسجد دکتر مظفریان سری بزنید و از مردمی که آنجا هستند در مورد ایشان و سرنوشتشان بپرسید تا معنی دمکراسی تیجانی را بفهمید .

(5- دکتر علی مظفریان: از پزشکان- جراح قلب- مشهور شیراز بود که در عهد شاه ( در بندر لنگه ) تغییر مذهب داده واز تشیع خارج شده و عقیده اهل سنت را پذیرفته بود و بعد از انقلاب در شیراز با همکاری اهل سنت شیراز منزلی را خریده و با اجازه رسمی به مسجد تبدیل کرده بودند که ایشان در انجا خطبه میخواند، ولی بعد از مدتی دستگیر شد و بعد از شکنجه های شدید در زندان و گرفتن اعترافات موهن در سال 1992 اعدام گردید.)

برادری اسلامی

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 11:52
تکرار اهانت به جامعه اهل سنت | عمومي 
به دنبال اعتراض شدید اهل سنت به حرکت توهین آمیز شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی . آنها به خیال خام خود با این تصور که  شاید این حرکات موجب تزلزل اعتقادی میان اهل سنت خواهد شد این هفته نه تنها اهانت قبلی را جبران نکردند که یک گام به جلو گزاشته مرد خائنی را به نام تیجانی نشان دادند و حرکات سبک بسیار زشتی نمایش دادند که موجب ناراحتی و خشم شدید بسیاری از جوانان اهل سنت گردید.

بنظر ما اگر چه این حرکات بسیار زشت و مسخره اند و نباید صورت گیرند اما حال که چنین شده بد نیستند زیرا موجب آگاهی و همبستگی جوانان اهل سنت خواهد گردید.

مرد مرتد و بیسوادی  که برادران تشیع حرفهایشان را بر ضد اهل سنت به نام ایشان می نویسند.

کسانیکه فیلم بازی ایشان را می دیدند شاید متوجه شده باشند که مجری خائن از ایشان خواست برایش دعا بکند و او دعای بعد از اذان را برایش خواند.

آوای بلوچستان


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 11:51
انفجاري صوتي در ميدان پرتردد "ميدان شهدا" زاهدان | بلوچستان 

انفجاري صوتي در ميدان پرتردد "ميدان شهدا" زاهدان

زاهدان:"س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام: از زاهدان خبر می رسد   امروز   سه شنبه  17 مهر 1386 برابر با  9 اکتبر 2007 حدود ساعت  11    در فلکه  بسیار پرتردد و شلوغ زاهدان بنام   "میدان شهدا "   (ارکیده  قدیم )     انفجاری  صوتی  روی داده   است    اخبار تکمیل تر متعاقبا ارسال می گردد 

  

 س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام  - زاهدان


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 18:59
انتقاد شدید مولانا عبدالحميد از اهانت به اهل سنت | بلوچستان 

حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دوم سخنانشان در روز جمعه از عملکرد شبکه سوم صدا و سيما در خصوص مصاحبه با فردی که اعلام داشته است قبلا سنی بوده و در حال حاضر شیعه شده است، به شدت انتقاد کردند.

 ايشان فرمودند:
«شبکه سوم سيما با فردی مصاحبه ای انجام داده است که ادعا کرده قبلا سنی بوده و در حال حاضر شيعه شده است. اين فرد ادعا کرده که قبلا نسبت به حضرت علی کينه و بغض و عداوت داشته و در حال حاضر خود را بر بالای مناره ای مرتفع و ديگران را در زير می بيند! اين شخص الفاظ نامناسب ديگری را نيز بر زبان رانده است. در ادامه مجری اين برنامه خطاب به اين شخص می گويد: شما قبلا دشمن ما بوديد و حالا دوست ما هستيد!».

حضرت شيخ الاسلام افزودند:
«اين شخص هيچ گاه سنی نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشیع یمنی بوده است. پخش اينگونه برنامه های ساختگی و جعلی از سوی برخی از فيلمسازان که افراد شايسته ای نيستند، در کانالهای ملی که مختص فرقه و مذهبی خاص نيست، بلکه مال تمام مردم اين کشور است، چه سنی باشند و يا شيعه، آن هم در مملکتی که در اين سال از سوی رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامی عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامی در آن قرار دارد،  بسيار ناپسند و نابجا است».

ايشان در ادامه سخنانشان  خواستار پيگيری اين مسئله از سوی مسئولين امر شدند و فرمودند:
«بعد از پخش اين برنامه مردم از سراسر ايران با ما تماس گرفتند وانزجار و اعتراض خود را نسبت به اين برنامه ابراز داشتند؛ بنابراين ما از مسئولين امر تقاضا داريم اين مسئله را پيگيری کرده و جلوی چنين افرادی را که باعث خدشه دار شدن وحدت ما می شوند، بگيرند و با آنان برخورد کنند. نبايد به هر بچه نادانی اجازه داده شود  تا اعتقادات يک ملت را بازيچه خود قرار دهد و باعث جريحه دارشدن قلبهای آنان گردد».

ايشان در ادامه سخنانشان در مورد اظهارات اين شخص فرمودند:
«من در اين جا اين مطلب را اعلام می دارم که اهل سنت بالاتفاق از دوستداران حضرت علی رضی الله عنه هستند و هرکس که نسبت به حضرت علی، اهل بيت ايشان، حضرت حسين، حضرت حسن، و حضرت فاطمه رضی الله عنهم محبت نداشته باشد صد در صد او سنی نيست. سنی به کسی می گويند که خلفای راشدين و فرزندان آن حضرت صلی الله عليه و سلم، ازواج مطهرات و همه مهاجرين و انصار رضی الله عنهم را دوست داشته باشد».

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 18:58
دانشجويان دانشگاه تهران به حضور احمدی نژاد اعتراض کردند 

Students opposing Ahmadinejad are holding placards calling for the release of jailed students. One sign reads: "We have questions too. why only Columbia?" (October 8, 2007)لحظاتی پيش از آنکه محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، سخنرانی اش را در دانشگاه تهران آغاز کند، دانشجويان دانشگاه بر عليه وی دست به اعتراض زدند.

بين يکصد تا پانصد دانشجو روز دوشنبه در صحن دانشگاه تجمع کرده و با دادن شعار و بدست گرفتن پلاکارد آقای احمدی نژاد را به عنوان يک ديکتاتور محکوم نمودند. اعتراض کنندگان همچنين از مقامات دولتی خواستار آزادی دانشجويانی شدند که بخاطر ابراز عقيده در زندان بسر می برند. به گزارش خبرنامه اميرکبير، شعارهايی که دانشجويان سر می دادند عبارت بود از: «توپ تانک بسيجی، ديگر اثر ندارد»، «حکومت حيا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خوايم، پليس مزدور نمی خواهيم»، «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعيض و فساد».

Tehran University students staging protests against Ahmadinejad. 16 mehr, (October 8, 2007)پليس و نيروهای انتظامی جلوی خروج دانشجويان از محوطه دانشگاه را گرفتند. رسانه های دولتی جمهوری اسلامی گزارش دادند که دانشجويان به سمت ماموران حفاظتی دانشگاه سنگ پرتاب می کردند.

يک گروه دانشجويی رقيب، که از آقای احمدی نژاد حمايت می کرد، با دانشجويان معترض به مقابله پرداخت، و آن ها را «منافق» خوانده و از ايشان خواست دانشگاه را ترک کنند. به گفته خبرنامه اميرکبير، «نيروهای امنيتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فيلمبرداری از تجمع و درگيری دانشجويان بودند. تعداد معدودی از دانشجويان بسيجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهايی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگليس»، «ما بيداريم» و... بسيجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمريکا». بسيجی ها همچنين با فرستادن صلوات و سينه زدن شعار «حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسيجی ها چندين بار با دانشجويان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگير شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در اين درگيری لباس های چند نفر از دانشجويان پاره شد و دانشجويان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجويان بعد از تجمع به بيمارستان مراجعه کردند.»

عليرغم اعتراضات دانشجويان، آقای احمدی نژاد سخنرانی اش را بمناسبت آغاز سال تحصيلی جديد ايراد کرد.

در ماه دسامبر گذشته نيز دانشجويان دانشگاه اميرکبير سخنرانی آقای احمدی نژاد را با آتش زدن عکس های وی، وارونه نگاه داشتن عکس ها، و سردادن شعارهای اعتراضی قطع کردند.

در ماه های اخير، آقای احمدی نژاد با انتقادهای داخلی فزاينده ای پيرامون سياستهای اقتصادی دولتش روبرو شده است. دريافتن ميزان محبوبيت وی در داخل ايران بدليل نبود نظرسنجی های قابل اتکا دشوار می نمايد. صدای امریکا

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 15:6
فعال مدنی بلوچستان یعقوب مهرنهاد هنوز در سلول است... 
اي هم‌قفس ، اي هم‌نفَس ، ما در قفس ، واي از نفَس
او در قفس ، رفت از نفَس ، يك فوج آهو در قفس
طوطي ، چو آمد در قفس ، الكن شد از اين قفل خس
يك همهمه در اين قفس ، كو صاحب قطع نفَس
يك ملتي اندر قفس ، تقويم عصري بي‌نفَس
سوز و گدازم در قفس ، آئين پاكم بي‌نفَس
من خانه سازم در قفس ، بيرون شوم از اين نفَس
من ناله كردم در قفس ، آواره كردم اين نفَس
صدپاره كردم اين قفس ، آزاده كردم اين نفَس
ني معبدم، ني مسجدم ، عاري شد اندر اين قفس
اشكم نگر ، خون جگر ، جوشد به فقدان نفَس
روزت گرامي ، شير ما ، افتاده‌اي اندر قفس
*
از غلظت زجر و تعب ، وامانده‌اي از هر نفَس
مي‌رفت موج ارجعي ، از آسمان اين قفس .http://mobarez58.blogfa.com/
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:54
تقويت مٽبت براى مجازات حداکٽر 

تقويت مٽبت براى مجازات حداکٽر

 

بھانه ساختگى حمله نظامى آمريکا به ايران تاريخ را براى ھمه ما ايرانيانى که درس عبرت از تاريخ نگرفته ايم را تکرار ميکند و بخشى از جنبش چپ کمونيستى٬ دموکراسى خواه٬ جمھورخواه که به تحکيم قدرت ولايت فقيه در سالھاى ۱۳۵۸ به بعد کمک کرد دوباره به صحنه آمده است که اين رژيم جھل و جنايت را نجات دھد٬ در آن سالھا جنگ تحميلى ۸ ساله عراق بھانه موجھى بود آن زمان بعضى از نيروھاى آزاديخواه مرز وطن پرستى و ملا پرستى را مخدوش کردند و خود و ديگران را قربانى ملايان رژيم کردند٬ ولى اين بار بھانه حمايت از رژيم جھل و جنايت موجه نيست ولى بدنه نامرٸ ولايت فقيه کم کم خودرا بروز ميدھد و در برابر مبارزات آزاديخواھى و حقوق برابر شھروندى قد علم ميکند. زمزمه اشتباھات گذشته بالا گرفته است که مبارزه با آزاديخواھان حقوق برابر شھروندى ايران را عمده کرده که بقاى ولايت فقيه را تضمين کنند.

ناسيونالسيتھاى پان ايرانيست و پان کمونيستھاى سابق و پان ملايان فعلى ايران براى کشتار خلقھاى ايران خط و نشان ميکشند. اين گروه اھداف جنگى خودرا انتخاب کرده است و بدون تحريک آمريکا و خلقھاى تحت ستم٬ اقليتھاى ملى ساکن ايران را نشانه رفته است.

رژيم جمھورى اسلامى در زمان جنگ ۸ ساله عميق ترين شکاف را بين مبارزين راه آزادى به وجود آورد٬ فرزاندان راستين خلق ايران را به چندين دسته تقسيم کرده و در نھايت نابود کرد و از بقاياى اين فرزندان برومند خلق به شکل چندش آورى سوء استفاده کرد و فداييان اکٽريت٬ و توده را مأمور از ھم پاشى فداييان ديگر٬ مبارزان کرد٬ ترک٬ بلوچ٬ ترکمن٬ عرب٬ لر٬ بختيارى٬ جمھوريخواھان دموکرات سکولار و بقنيه مبارزان کرد و به چنان موفقيتى دست يازيد که اين بازى را دوباره تکرار ميکند و چماقداران پان ايرانيست و بعضى از جمھوريخواھان را دو باره به صحنه مى آورد تا به پايه ھاى سست خود استحکام بخشد.

جمھورى اسلامى با دکترين شکست خورده اقتصادى٬ اجتماعى خود جنگ با آمريکا و غرب را بھانه کرده تا به بقاى خود ادامه دھد و اين مبارزان انحصار طلب دروغين آزادى اصل تقيه شيعه را که اصل دو رويى و دروغ است بکار گرفته اند که اقليت مليتھاى ساکن ايران را به

مسلخ به فرستند. نمونه گوياى اين خط و نشان کشيدن آقايان على کشگر٬  دکتر حسين باقرزاده و داريوش ھمايون ھستند که در مقالات خود به بسيج نيروى جلاد مشغول ھستند٬ مقالات ايشان از يک طرح پشت پرده شبه ژنوسيدى بر عليه اقليتھاى ملى ساکن ايران حکايت دارد از اين رو اقليتھاى ملى ساکن ايران بايد آماده جلوگيرى از اجراى اين طرح و دفاع از خود باشند.  مقالات نامبردگان در اين پيوندھا قابل دسترس است:

http://politic.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/14199/ مقاله آقاى باقرزاده٬ مقاله آقاى على کشگر http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=11557 ٬ مصاحبه آقاى داريوش ھمايون با صداى آمريکا http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=11314٬

توجه شود که نام آقاى على کشگر با نام آقاى على کشتگر اشتباه نشود به نظر ميرسد که اين مقاله متعلق به آقاى على کشتگر نيست بلکه متعلق به آقاى على کشگر٬ على کشگر بدون 'ت' و تلفظ اين اسم فکر ميکنم kashgar, keshgar, koshgar  باشد که با تلفظ

keshtgar  فرق دارد.

اگر اين مناديان دروغين آزادى عقيده بر پياده کردن حقوق شھروندى و دموکراسى بر اساس منشور سازمان ملل متحد دارند

نه تنھا از ساختن بمب اتمى بدست ولايت فقيه جلوگيرى کنند بلکه از تأسيس نيروگاھھاى اتمى نيز بايد جلوگيرى کنند. اگر چه استفاده

از انرژى ھسته اى سلح آميز حق مسلم ايران طبق پيمان بين المللى جلوگيرى از گسترش سلاحھاى ھسته اى است ولى انرژى ھسته اى حق مسلم مردم و دولتى است که داراى دموکراسى مشروطه و مسوٴليت پذيرى و جوابگويى در مقابل خطرات انفجار و سانحه اتمى باشند.

بزرگرتين خطرى که ايران را تھديد ميکند نه حمله آمريکا به ايران و مبارزات واھى و ساختگى جدايى طلبى که ساخته پان ايرانيستھاى ايران است بلکه خطر انفجارات اتفاقى ھسته اى در اين نيروگاھھا است٬ اگر انفجارى صورت گيرد٬ نه تنھا ھزاران انسان ايرانى جان خود را از دست خواھند داد بلکه محيط زيست ايران آلوده به تشعشعات اتمى خواھد بود که براى قرنھا و نسلھاى آينده ايران را تھديد خواھد کرد٬ که بچه ھاى ايران بدون دست٬ يا پا٬ کله٬ يک چشم به دنيا خواھند آمد٬ و جان ھزاران انسان کشورھاى ھمجوار را نيز خواھد گرفت. ولى در ايران فعلى با اين حکومت ولايت وقيه و سفيه کسى را ياراى باز خواست از دولتمردان ايران نيست٬ و دولت ايران به کسى جوابگو نخواھد بود.

اگر ما انرژى ھسته اى ميخواھيم بايد اول مقدمات نجات جان انسان ايرانى و جوابگويى آن را فراھم کنيم به اين معنا که دموکراسى مشروطه را جايگزين حکومت ولايت فقيه کنيم٬ قوانين تخلفات را در قانون اساسى خود درج کنيم و خيلى شفاف تخلف از قانون محيط زيست و انفجار ھسته اى اتفاقى و مجازات آن را تأيين کنيم٬ و در آن زمان ھمه ما در جھت تأسيس نيروگاھھاى ھسته اى اقدام بکنيم.

پس مى بينيد که لازمه بدست آوردن انرژى ھسته اى استقرار دموکراسى است و نه رفتن به جنگ اقليتھاى ملى ساکن ايران.

اين نظام جمھورى اسلامى ھم بحران زى است و ھم بحران زا٬ به اين معنى که بحران مى آفريند که به زندگى و بقاى خود ادامه دھد و در کنار آن پان ايرانيستھاى ايران را براى قتل عام اقليتھاى ملى ساکن ايران اجير کند. اين ملايان شياد از شيوه روانشناسى تقويت مٽبت ذھنى براى گمراه کردن چماقداران پان ايرانيست ھا استفاده ميکنند٬ ھمان شيوه اى که در ايران در ھر ھفته از منبر

مساجد و حسينينه ھا براى تقويت مٽبت اطاعت مردم از آخوندان استفاده ميکنند٬ در غرب اين شيوه را از طريق بلندگوھاى جمھورى اسلامى ايران مٽل راديو صداى آمريکا٬ بى بى سى فارسى٬ راديو فردا که بدست نفوذيان اطلاعات جمھورى اسلامى ايران اداره ميشوند و اعتراضات ضد جنگ و سازمانھايى نظير کسمى(CASMII)   که بدست سپاه پاسداران داير شده به پان ايرانيستھاى خارج از کشور القاء ميکند که از اين پان ايرانيستھا٬ جمھوريخواھان و کمونيستھاى سابق کاپيتاليست شده تازه حداکٽر استفادن را بکند بدون آنکه رد پاى ملايان ولايت فقيه در اين طرحھا ديده شود.

 

ھمه کشورھاى داراى انرژى ھسته اى به جز از کره شمالى٬ پاکستان٬ داراى دموکراسى ٬ جوابگوي و مسٶليت ھسنتد٬ که دولت در مقابل سوانح و اتفاقات انفجار اتمى مسٶل و جوابگو به مردم است٬ مردم ميتوانند دولت را به محاکمه بکشند و در صورت لزوم

وزيران٬ مديران مسٶل نيروگاھاى اتمى را محاکمه کنند٬ به زندان بفرستدن و جريمه کنند٬ حتى روسيه نيز يک دموکراسى

نيم بندى دارد که مسٶلين دولت را در مقابل انفجارات اتمى جوابگو ميکند. در جريان فاجعه انفجار ھسته اى چرنوبيل در شوروى سابق و روسيه فعلى که در ۲۶ اپريل ۱۹۸۶ رخ داد٬ ۵۶ نفر در ھمان لحظات اول انفجار ذوب و زغال شدند و ۴٠٠٠ نفر بر اٽر ابتلا به بيمارى سرتان جان خود را در سالھاى اول بعد انفجار از دست دادند٬ ۶ ميليون و ۶٠٠٬٠٠٠ ھزار نفر ديگر ھنوز دچار سرطان ھستند و در انتظار مرگ بسر مى برند٬ و ۴٠٠٠ ھزار کودک تازه بدنيا آمده در سال ۲٠٠۲ ميلادى مبتلا به بيمارى سرطان تيروييد ھستند و در انتظار مرگ نيز به سر ميبرند و محيط اروپاى شرقى٬ اروپاى غربى٬ اروپاى شمالى٬ اکرايين٬ بلاروس٬ روسيه و شمال آمريکا را آلوده کرد که باعٽ مھاجرت دادن ۳۳۶٬٠٠٠ نفر شد که ۶٠٪ آلودگى نصيب فقراى بلاروس شد٬ که آٽار مخرب اين فاجعه ھسته اى بعد از ۲۱ سال ھنوز ادامه دارد٬ از آن به بعد امنيت نيروگاھاى ساخت شورى زير سٶال رفت و نيروگاھھاى ھسته اى ايران بدست ھمان مھندسان شوروى سابق ساخته شده اند که ضريب امنيتى خيلى پايينى دارند٬ آيا اين نيروگاھھاى ساخت روسيه براى ايران خطرناکتر از حمله ساختگى آمريکا به ايران بدست چماق داران خارج کشور حاکمان ولايت فقيه نيست؟

اول  بايد جلوى اين فاجعه درحال تکوين ھسته اى در ايران گرفته شود تا بھانه حاکمان ولايت فقيه براى دعوت حمله آمريکا به ايران

از ميان برداشته شود٬ نه اينکه به جنگ اقليتھاى ملى تحت ستم مضاعف ساکن ايران رفت.

اقليتھاى ملى ساکن ايرن ھيچ نقشى در حمله آمريکا به ايران ندارند ويقين دارم که در جبھه اي جدا از جبھه حاکمان ولايت فقيه بر عليه مھاجمان  آمريکاي براى حفظ يکپارچگى ايران عزيز  به مبارزه خواھند پرداخت. براى نجات ايران در صورت حمله آمريکا به ايران نيازى به ھمسنگرى و ھمسويى با حاکمان ولايت فقيه نيست بلکه ما بايد در جبھه اى جداگانه براى حفظ يکپارجگى ايران متحد شويم و جلوى تھاجم آمريکا به ايران و تخريب ايران را بدست آمريکاييان بگيريم.

 

 

 

پيام اميد

اکتبر ۲٠٠۷

payamomidvar@yahoo.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 4:32
در گفت‌وگو با فارس: نراقي: فرح پهلوي نمرده است  
نسخه چاپي ارسال به دوستان

 

 

خبرگزاري فارس: يكي از نزديكان خانوادگي فرح پهلوي، همسر شاه مخلوع ايران خبر فوت وي را كه امروز انتشار يافته بود،‌ تكذيب كرد.

"احسان نراقي" از نزديكان فرح در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در پاريس با تكذيب خبر فوت وي اعلام كرد شب گذشته با وي تماس داشته و فرح در سلامت به سر مي‌برد و فردا قصد سفر به خارج از فرانسه دارد.
وي گفت: «از منابع ديگر اين شايعه را شنيده‌ام. اما تا اين لحظه مشكلي براي فرح وجود ندارد.»
پيش از اين برخي منابع خبري اعلام كرده بودند، فرح كه به همراه خانواده خود پس از فرار در فرانسه زندگي مي‌كرد صبح امروز، مرد.لذا با اين اظهار نظر نراقي وضعيت فرح تا حدي نامعلوم است.
فرح همسر سوم محمدرضا پهلوي، شاه معدوم بود

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:4
جنگ شیعه و سنی" در کشور به نفع کیست؟ 


در روزهای اخیر شاهد بودیم که در مناطق سنی نشین کشور مبلغان روحانی شیعه عازم روستاها و شهرهای سنی نشین شدند تا به تبلیغات "شیعی گری" بپردازند. این امر سبب نارضایتی بسیاری از مردم اهل سنت گشته است. آگاهان هشدار می دهند که ادامه چنین روندی می تواند به اختلافات شیعه و سنی دامن بزند و موجب ناامنی و جنگ و جدال مذهبی میان آنان گردد.

سیاسیت دینی ایران نه بر اساس "گفتگوی دینی" و یا "گفتگوی تمدن ها"، بلکه بر اساس فشار و زور استوار است. روحانیون شیعه قصد دارند فعالیت های دینی و مذهبی اهل تسنن در کشور را تحت کنترل داشته باشند.

مساجد اهل سنت بسته می شود، قضات سنی استخدام نمی شوند و یا به شهروندان سنی در تهران اجازه ساختن مسجد داده نمی شود.
هرچند مشکلات اهل تسنن با ساختن مسجدی در تهران و یا انتخاب آزادانه یک امام جمعه و یا استخدام یک قاضی سنی برطرف نمی شود. مشکل اصلی آنها ستم ملی و پایمال شدن حقوق شهروندی و مدنی آنهاست. ولی اعتراضات اهل تسنن به دخالت در اعتقادات و همچنین دخالت در اجرای مراسم های مذهبی آنها نیز ادامه دارد.
روحانیون اهل تسنن و نمایندگان سنی در مجلس نیز تا بحال چندین بار علیه اقدامات تحریک آمیز دست به اعتراض زده اند. آنها معترض هستند که جمهوری اسلامی برای کنترل شدید فعالیت های دینی و مذهبی آنان "مراکز بزرگ اسلامی" دائر کرده است.

در ترکمنصحرا نیز اکنون همچون کردستان و بلوچستان و دیگر نقاط سنی نشین کشور "مرکز بزرگ اسلامی شمال" را بوجود آورده اند و تبلیغات مبلغان و روحانیون شیعه در مساجد و اماکن ترکمن ها سبب نارضایتی مردم شده است. انتخاب ائمه جمعه و همچنین فعالیت مدرسین حوزه های علمیه ترکمنصحرا مستقیما در دست ارگانهایی هست که در راس آن یک روحانی شیعه قرار گرفته است.

سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمنصحرا ضمن محکومیت فشار به اهل سنت در ترکمنصحرا و دیگر مناطق سنی نشین کشور اعلام می دارد که حساسیت روحانیون سنی بسیار جدی است و خواستار بسته شدن مراکز کنترل و تصمصم گیری "مراکز بزرگ اسلامی" است.

پنجشنبه 12 مهر 1386، برابر با 4 اکتبر 2007
سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمنصحرا
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 17:59
بیانیه جمعیت مردمی حمایت از آیت الله بروجردی 
بیانیه جمعیت مردمی حمایت از آیت الله بروجردی
یکسال از واقعه بازداشت و شکنجه روحانی مبارز، آیت الله کاظمینی بروجردی در زندان اوین می گذرد. ایشان به عنوان چهره ای اندیشمند و آزادیخواه، مقبول عده کثیری از ملت ایران می باشد. حکومت، طی سالیان گذشته همواره این فرزند رسول را در حصر و بایکوت قرار داده بود تا بدینوسیله ایشان را با خود همراه سازد؛ اما ایشان هیچگاه به مملکت و اعتقاد خود پشت نکرد. اززمانی که این چهره مبارز و دیکتاتور ستیز در نیمه رمضان سال گذشته توسط نیروهای حکومتی بشدت سرکوب شد، هاج و واج ماندیم که چگونه امکان دارد یک روحانی شیعی شناخته شده، در حکومتی که حکّامش داعیه رهبری تشیع در جهان را دارند، با این قساوت کم نظیر سرکوب می گردد! بنظر میرسد جرم بزرگ ایشان از نظر حکومت، مردمی بودن و در عین حال عدم وابستگی ایشان به نظام بوده است.
اقبال عمومی از این روحانی غیر حکومتی، نشان از این واقعیت دارد که مردم ایران از دین حکومتی و اسلام سیاسی به ستوه آمد و خواهان آیینی هستند که نه تنها خشونت حکومتی در آن راهی ندارد، بلکه مظهر نوازشگری، عدالت و مهرورزی بوده و برپایه اصل زیبای لا اکراه فی الدین استوار باشد.
سالیانی ست که با وجود دارا بودن ثروتهای سرشار نفت و گاز، در اوج فقر و بیچارگی گذران عمر می کنیم. شعار آیت الله بروجردی، خواسته اکثریت مردم ایران است.ما خواهان برابری و آزادی پرستش ادیان و مذاهب در این سرزمین هستیم. حمایت ما از آیت الله بروجردی برخواسته از روح ملی و میهنی ماست. ما فرزندان آن کوروش کبیر هستیم که در مملکت خود آزادی اعتقادی را حق مسلم همگان می دانست و همواره این زمزمه را بر لب داشت که خداوندا سرزمین مرا از دروغ حفظ کن.
در کمال تاسف، دیگر از آن تاریخ پر شکوه خبری نیست و مملکت ما تا به الان در آتش حکام مستبد می سوزد. در طول دوران 28 ساله این حکومت، علاوه بر اعمال محدودیتها و بی احترامی ها به اقلیتهای مذهبی، تریبونهای رسمی این حکومت مذهبی، محل دروغ پراکنی های بی حد و مرز ملایان بوده و براحتی احساسات و عواطف این مردم ستمدیده به بازیچه گرفته می شود.
در این برهه ی حساس تاریخی که کشورمان ایران به خاطر ماجراجویی های مسئولین این رژیم در خطر جنگ و نابودی قرار دارد ، اتحاد و همدلی ما در برابر عاملان این جنگ خانمانسوز امری حیاتی است.
ما علاوه بر آزادی فوری آیت الله بروجردی، خواهان اجرایی شدن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، مبنی بر آزادی اعتقادی و مذهبی در ایران زمین می باشیم و از تمامی سازمانها و فعالان حقوق بشر دنیا می خواهیم که در برابر این بی عدالتی ها ، لحظه ای دست از تلاش بر ندارند.
پاینده باد وطن
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 17:58