تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
مواظب باشید سنی ستیزی را به سنی کشی نکشانند 
یعقوب

تحلیل گر مسایل سیاسی

مواظب باشید سنی ستیزی را به سنی کشی نکشانند

در مناطق سنی نشین ایران نیز هیچیک از مسئولین منطقه سنی نیستند و یا روحانیت سنی حق برگزاری نماز جمعه بدون تاً ئید روحانیت شیعه را ندارند و تمامی سخنرانیها در نماز جمعه های سنی نشین به وسیله نمایندگان رهبری دیکته میشود . سنیها در تمامی مرحله سکوت کرده اند اگر هم سکوت نکنند در آستین هر حرکت اعتراضی آنها دستان بلند اسرائیل و یا آمریکا را پیدا میکنند و با نام و نشانهای فراوان آنها را سرکوب، اعدام و یا روانه ی زندانهای بی نام و نشان میکنند، اگر اعتراض آنها خیلی منطقی باشد بر آنها مهر وهابیت میزنند و به نحوی مردم معترض را نیست و نابود میکنند.


در این که حکومت شیعه ایران سنی ستیز است حرفی در آن نیست، در این رابطه احتیاج به مدارک و اسنادی نمیباشد، در شهرهای غیر سنی نشین ایران، سنیها حق دایر کردن مسجدی  و یا حق برگزاری نماز جماعت را ندارند، در مناطق سنی نشین ایران نیز هیچیک از مسئولین منطقه سنی نیستند و یا روحانیت سنی حق برگزاری نماز جمعه بدون تاً ئید روحانیت شیعه را ندارند و تمامی سخنرانیها در نماز جمعه های سنی نشین به وسیله نمایندگان رهبری دیکته میشود . سنیها در تمامی مرحله سکوت کرده اند اگر هم سکوت نکنند در آستین هر حرکت اعتراضی آنها دستان بلند اسرائیل و یا آمریکا را پیدا میکنند و با نام و نشانهای فراوان آنها را سرکوب، اعدام و یا روانه ی زندانهای بی نام و نشان میکنند، اگر اعتراض آنها خیلی منطقی باشد بر آنها مهر وهابیت میزنند و به نحوی مردم معترض را نیست و نابود میکنند. در هفته های پیش سنی ستیزی از جانب رهبر و نمایندگان آن در مناطق سنی نشین ایران بسیار شدت گرفته است. اگر به سنی ستیزی رهبران ایران اعتراض نشود و جلو سنی ستیزی رهبران ایران گرفته نشود احتمال اینکه سنی ستیزی به سنی کشی گذار کند خیلی زیاد است و خطر سنی ستیزی در ایران و گذار آن به سنی کشی بسیار بزرگتر، خونبارتر و مخربتر از حمله کشورهای خارجی به ایران خواهد بود. مناطق سنی نشین ایران دیگر خسته هستند و شرایط آنها بسیار غیر انسانی میباشد، یک جرقه میتواند این آتش زیر خاکستر را شعله ور کند، در آغاز هفته حافظ محمد رئیس مدرسه اسلام آباد زابل که مدرسه سنی است به ارگانهای اطلاعاتی احضار و بازجوئی شد ولی با قید وثیقه موقتاً آزاد گردید، مدرسه به دستور نماینده رهبری آقای خامنه ای همچنان در کنترل نیروهای مسلح حکومت است با این تفاوت که آنها خود را بازوی مسلح امام زمان خطاب میکنند و هنوز هم تعدادی از طلاب سنی مدرسه در اسارت سربازان امام زمان که دست پرورده و در زیر رهبری نماینده امام در منطقه رهبری میشود میباشند، در آغاز این هفته یعنی روز شنبه نیز مسجد اهل تسنن در بجنورد به وسیله بازوی مسلح امام زمان به رهبری نماینده امام به محاصره در آمد امام جماعت مسجد و تعدادی از نمازگزاران آن دستگیر و مسجد به وسیله بولدزرهای دولتی تخریب شد ، مسجد سنیها در بجنورد خود داستان غم انگیز سنی ستیزی را به همراه داشت برای ساختن این مسجد در سال 82 تقاضای مجوز شد مسئولین منطقه برای ساختن آن مجوز ندادند بعد پرونده به تهران ارسال شد و در تهران هم جواب نه گرفت و بالاخره سال 84  از مشهد شهروندان سنی بجنورد اجازه ساخت مسجد را دریافت کردند. از همان اولین روز اجازه ساخت مسئولین منطقه به رهبری نماینده رهبری در منطقه با ساخت مسجدی برای سنیها مخالفت کردند و هزار سنگ و هزاران مانع جلو آن ایجاد کردند، ولی  شهروندان سنی بجنورد که غالباٌ ترکمن هستند با همت خود مسجدی برای خود ساختند و چند ماه پیش به شکل نیمه تمام از آن برای برگزاری نماز جماعت استفاده میکردند که آتش رهبران شیعه در بجنورد شعله ور شد و این مسجد را به شکل غم انگیزی در روز شنبه دوازدهم آبان ماه، تخریب کردند. در تخریب مسجد سنیها در بجنورد و یا در محاصره مدرسه سنی ها در زابل نه سربازان اسرائیل دخیل بودند و نه دستان آمریکا در آستین سربازان امام زمان پیدا بود، خیلی ساده آستین و دستان مخرب همه متعلق به رهبران سنی ستیز ایران بودند آنها با این کار خود مایل هستند دایره سنی ستیزی خود را گسترش دهند و آن را به سنی کشی گسترده گذار دهند، اگر نیروهای دمکرات و دل سوز ایران بیدار نباشند ، و به سنی ستیزی در ایران اعتراض نکنند، سنی ستیزی و سنی کشی در ایران خطرش بسیار گسترده تر، خطرناکتر، خونبارتر و مخربتر از حمله ی خارجی خواهد بود و ادامه ی سنی ستیزی در ایران میتواند آرزوی ایران یک پارچه را همه با خود به گور ببریم.

14 آبان 1386 http://www.turkmenilim.org/

 

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 18:48
 

A Baluchi Musician playing His flute.

Pakistan flood 07 - 7

Chaman Passenger train emerging from Kojak Tunnel.

Baluchi Girl

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 15:24
آزادی میراث ۲۵۰۰ ساله ایرانیان 
ForOneIran - Sun 04 11 2007 - 14:06
متن سخنرانی محمود براهویی نژاد در گردهمایی پاسداشت آزادی ( شاخه جوانان جبهه مشارکت استان سیستان و بلوچستان – ۸ آبان ۱۳۸۶ )

۲۵۰۰ سال پیش پادشاه ایران کوروش بزرگ نخستین منشور حقوق بشر را آن چنان تدوین و پایه‌ریزی کرد که اصول آن برای همیشه در تاریخ بشر جاودانه خواهد ماند. در منشور کوروش بزرگ چنین آمده است :
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غصب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

1400 سال پیش آئین آسمانی اسلام در سرزمین عرب که جاهلیت مردمان آن در آن روزگار زبانزد بود بر بنای آزادی استوار شد تا رسم بردگی و جهل و اسارت را از میان بردارد و آئین صلح و آزادی و آزادگی را در جهان حکمفرما کند. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی... پیامبر اسلام در اقدامی بینظیر اسرای جنگ را در قبال آموختن سواد و دانش به مسلمانان نوید آزادی می‌دهد . ابوبکر در هنگام اعزام سپاه اسامه به میدان جنگ حقوق مردم عادی ، پیران و چوانان ، زنان و کودکان و حتی دشمنان را به وی و سپاهش یادآور می‌شود و عمر بن خطاب در روز آغاز خلافت خود از مردم پرسش می‌کند که اگر راه به خطا رفت با او چه می‌کنند و در برابر دلاور مردی که شمشیر از نیام می‌کشد و می‌گوید که با همین شمشیر راستت می‌کنیم ، سر تعظیم در برابر خدای خم می‌کند و سپاس او را بجای می‌آورد و حکم به بستن و کشتن او و زبان از حلقوم کشیدنش صادر نمی‌کند و در جایی دیگر فریاد برمی‌آورد که چگونه انسانها را به بردگی می‌گیرید در حالیکه مادرانشان آنها را آزاد آفریده‌اند و علی که در مقام قدرت و خلافت مسلمانان بر همان اصول آزادی و عدالت پیامبر و یارانش استوار می‌ماند و حاضر نمی‌شود آزادی را فدای منافع شخصی و گروهی خویش کند . اما تاریخ را بنگریم که پس از آنان حکومتها به نام اسلام چه جنایتها که نکردند . آزادی را چگونه به مسلخ بردند و آزادیخواهان را سلاخی کردند. تاریخ پر از کینه و عداوت حکومتهای مستبدی را که برای بقای عمر ناپایدارشان گوش و زبان و بینی‌شان را می‌بریدند و چشمانشان را درمی‌آوردند تا نبینند و نشنوند و نگویند . اما هرگز نتوانستند اندیشه آزادی و آزادگی را بکشند و انبود کنند. هرگز موفق نشدند شعله روشنگر اندیشه را خاموش کنند و هیچکس عاشق جنایتهای آنان نشد :
گفتید : نشنوید و نبینید
گفتیم : ما به چشم
گفتید : منکر به فهم خویش شوید و شعور خویش
گفتیم : دشوار حالتی‌ست ، ولی چشم
دیدیم اینک شما ز ما
باری توقع عاشق بودن و دوست داشتن دارید
آری شما که روی ز سنگ
آری شما که دل از آهن دارید.

شادروان حمید مصدق
اینک سرزمین ما ایران با پیشینه تمدنی کهن و غنی که 2500 سال پیش مفتخر به تدوین و احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی بوده است و نظام حکومتی آن مبتنی بر اسلام است پس از مبارزات طولانی علیه استبداد و با تجربه نه چندان دور مشروطیت و انقلاب بزرگ بهمن 57 همچنان در حسرت دستیابی به دموکراسی واقعی و آزادی است و از تنگ‌نظریها ، تعصبات و قیم‌ مآبیها رنج می‌برد. برخوردهای فراقانونی با اصحاب اندیشه و خرد ، توقیف مطبوعات مستقل ، رد صلاحیت دگراندیشان و حبس نویسندگان و فعالان مدنی و سیاسی در زندانها و بازداشتگاهها نمونه‌هایی از موانع بیشماری هستند که عملا بر سر راه آزادی و دموکراسی در این سرزمین قرار دارند.
در ادامه اینگونه برخوردها و دستگیری و بازداشتهای غیرقانونی دانشجویان و فعالان سیاسی در کشور 23 مهر ماه امسال رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان آقای عمادالدین باقی پس از 23 بار احضار و محاکمه در 4 سال اخیر بار دیگر بازداشت و روانه زندان شد.و تا کنون علیرغم پیگیریهای مکرر وکیل مدافع ، خانواده و سازمانها و گروههای مدافع حقوق بشر همچنان در حبس بسر می‌برد.

روشن است که فعالیتهای آقای باقی در چارچوب قانون و با نهایت تلاش برای حفظ تعامل با مسئولان قوه قضائیه در جهت پیشبرد اهداف انجمن دفاع از حقوق زندانیان بوده است و دستگیری و بازداشت ایشان همچون موارد دیگر چیزی جز اعمال فشار بیشتر بر فعالان مدنی و آزادیخواهان ایران نیست.

در منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد که ایران یکی از امضا کنندگان است و متعهد به عمل به آن می‌باشد چنین می‌خوانیم :

مادهء ۱ تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.
مادهء ۲ هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده ء سياسی يا هر عقيده ء ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همهء آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

مادهء ۳ هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.

مادهء ۵ هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.
مادهء ۷ همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلا ميهء حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.

مادهء ۹ هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.

مادهء ۱۹ هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

مادهء ۲۰ هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
اصول نوزدهم تا چهل و دوم قانون اساسی که فصل سوم آن تحت عنوان حقوق ملت بر آزادیها و حقوق اساسی و مشروع مردم تاکید دارند.نگاهی به عناوین این اصول و مقایسه آن با آنچه در عمل مشاهده می‌شود بیانگر اوجگیری رفتارها و عملکردهای غیرقانونی برخی نهادهای حاکمیت است :
اصل 19 حقوق مساوی مردم ايران
اصل ۲۰ حمايت يکسان قانون از زنان و مردان
اصل ۲۲ مصونيت حيثيت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص
اصل ۲۳ ممنوعيت تفتيش عقايد و مصونيت افراد از تعرض يا مواخذه بخاطر داشتن عقيده
اصل ۲۴ آزادی بيان مطالب توسط مطبوعات و نشريات
اصل ۲۵ ممنوعيت استراق سمع
‌اصل ۲۶ آزادی احزاب، جمعيت‌ها و انجمن‌های سياسی و صنفی
اصل ۲۷ آزادی راه‌پيمايی بدون حمل سلاح
اصل ۲۸ حق شغل
اصل ۳۲ ممنوعيت بازداشت بيش از ۲۴ ساعت و تفهيم اتهام کتبی و با ذکر دلايل در مدت احضار يا بازداشت
اصل ۳۴ حق دادخواهی و شکايت
اصل ۳۵ اطلاق حق وکيل گرفتن
اصل ۳۷ اصل برائت
اصل ۳۸ ممنوعيت هر گونه شکنجه و اصل ۳۹ ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت فرد زندانی يا بازداشت شده
همچنین در بخشنامه موسوم به حقوق شهروندی که در فروردین 1383 توسط رئیس قوه قضائیه صادر شد و متعاقب آن تصویب قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی مشتمل بر مفاد همین بخشنامه آمده است :
از آنجا كه حفظ كرامت و ارزش والاي انساني و احترام به آزاديهاي مشروع و حقوق شهروندي و رعايت اصول و ارزشهاي اسلامي در گرو اقدامات صحيح و عادلانه مسئولان قضائي، انتظامي و اطلاعاتي كشور مي باشد، توجه كليّه قضات شريف ضابطين، بازجويان و ناظران زندانها و بازداشتگاههاي سراسر كشور را به نكات ذيل جلب مي نمايم.
1- كشف و تعقيب جرائم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تأمين و بازداشت موقت مي بايد مبتني بر رعايت قوانين و باحكم و دستور قضائي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت غيرقانوني و يا بازداشتهاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.
2- محكوميت ها بايد بر طبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هركس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد.

3- محاكم و دادسراها حق دفاع را از متهمين و مشتكي عليهم سلب نكنند و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان همواره فراهم نمايند.

4- با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرائم و مطّلعان از وقايع و كلاً در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملاً مراعات گردد.
5- اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرر، پرونده به مراجع صالح قضائي ارسال شود و حتي الامكان خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.

6- در جريان دستگيري و بازجوئي يا استطلاع و تحقيق از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7- بازجويان و مأموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا ً اقدامهاي خلاف متعارف، خودداري ورزند و بجاي آن از شيوه هاي علمي و فنّي تحقيق و بازجوئي و تكنيكهاي مدرن استفاده شود.

8- بازرسيها و معاينات محلّي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيائي كه ارتباطي به جرم نداشته يا به متهم تعلق ندارد و افشاي مضمون نامه ها و نوشته ها و عكسهاي فاميلي و فيلمهاي خانوادگي و ضبط بي مورد آنها خودداري گردد.

9- هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ قرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيّت شرعي و قانوني نخواهد داشت.
با وجود اینهمه اصول و قوانین و بخشنامه‌هایی که نظام جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به رعایت و حفظ آن می‌داند در عمل آزادی بیان و هرگونه فعالیت سیاسی و مدنی از شهروندان سلب گردیده ، و زندانیان از حقوق اولیه و ابتدایی خود در بسیاری موارد حتی حق داشتن وکیل محروم می‌گردند. وسایل و اشیاء و کتابهای افراد مصادره و توقیف می‌گردد. و بنا به نوشته عمادالدین باقی در شکوائیه‌اش خطاب به آیت‌الله شاهرودی تلفنهای وی شنود شده و خانه‌اش مدتها تحت مراقبت امنیتی قرار داشته است.
بر خلاف اصل 28 قانون اساسی و ماده 23 منشور حقوق بشر ملل متحد افراد از شغل خود برکنار شده و یا مجوز فعالیتهای شغلی و فرهنگی آنان باطل می‌شود ، بر خلاف دیگر اصول مسلم حقوق بشر و حتی قانون اساسی بسیاری از احزاب از آزادی فعالیت سیاسی برخوردار نیستند و حتی مجوز فعالیت ندارند و با بسیاری از احزاب و تشکلها بر اخلاف اصل 26 قانون اساسی برخورد می‌شود و از زندانیان به زور اقرار و اعتراف گرفته می‌شود و ...
و چه جای تاسف است که در نظام اسلامی مرجعی برای رسیدگی به اینهمه ستم و قانون‌شکنی و زیر پا گذاشتن حقوق و آزادیهای اساسی یافت نمی‌شود.

براستی چرا ملتی با چنان تمدن و پیشینه‌ای هنوز اندر خم یک کوچه‌اند؟ ملت ایران سزاوار آزادی اند و برای آن هزینه‌های گزافی پرداخت کرده‌اند. مباد که مردم ما از تحقق آزادی و حقوق خود مایوس و دلسرد شوند که آنروز ، دیگر خیلی دیر است http://www.foroneiran.com/
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 20:44
حضور مولانا عبدالحمید در نشست شورای فقه اسلامی  
حضور مولانا عبدالحمید در نشست شورای فقه اسلامی چاپ آدرس ایمیل
1

شیخ الاسلام مولانا عبدالحميد امام جمعه اهل‌سنت زاهدان به دعوت رسمی از سوی "انجمن جهانی مسلمانان" (رابطة العالم الاسلامی) به نمایندگی از اهل‌سنت ایران جهت شرکت در نوزدهمین نشست شورای فقه اسلامی مکه مکرمه، عازم عربستان سعودی شد.

نوزدهمین نشست شورای فقه اسلامی «رابطة العالم الاسلامی» روز شنبه 12/8/86 با حضور خالد فیصل آل‌ سعود (امیر مکه مکرمه) به نیابت از پادشاه عربستان و بیش از هفتاد شخصیت بزرگ علمی، تعدادی از ائمه مساجد و فقهایی از بزرگترین کشورهای اسلامی در مقر "انجمن جهانی مسلمانان" در مکه مکرمه آغاز شد.
به گزارش خبرگزاری "سنی‌آنلاین" به نقل از سایت "رابطة العالم الاسلامی" مراسم افتتاحیه اين نشست‌ روز شنبه 12 آبان ساعت دوازده و نیم به وقت مکه مکرمه (بعد از نماز ظهر) در سالن اصلی "انجمن جهانی مسلمانان" در مکه مکرمه با سخنرانی دکتر"صالح بن زابن المرزوقی البقمی" دبیر کل شورای فقه اسلامی برگزار شد.
این نشست‌ها به منظور بررسی مسائل فقهی مسلمانان در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، طی شش روز در دو وقت صبح و عصر در مقر "انجمن جهانی مسلمانان" در مکه مکرمه برگزار خواهد شد.
در این نشست‌ها شش موضوع  از مسائل مستحدثه معاصر، و موضوعاتی چون زندگی اقتصادی، سیاسی و بهداشتی مسلمانان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
از موضوعات مهم این نشست‌ها می‌توان به استفاده از آیات قرآن برای زینت، استفاده از آیات قرآن در وسایل ارتباطی معاصر، تعیین اوقات نماز در کشورهای اروپایی، برپایی مراکزی برای بررسی و رسیدگی به امور طلاق زنان مسلمانی که حکم طلاق آنان از دادگاه‌های غیراسلامی صادر می‌شود، مشارکت مسلمانان در انتخابات غیرمسلمانان و تعیین جنسیت جنین، اشاره داشت.http://sunnionline.net/main.html

 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 20:31
سیاست "وقت کشی" دولت برای به تعویق انداختن مسئله حوزه لوتک 

 

شنبه 12 آبان قرار بود  عبدالله و عبد الباسط حسن زهی که شاکیان جریان حوزه لوتک هستند جهت بررسی پرونده ساختگی به دادگاه ویژه روحانیت زاهدان بیایند ولی مثل همیشه وعده خلافی کرده و دردادگاه حاضر نشدند ، شاید هم عوامل خود فروخته اصلا از احضاریه دادگاه خبری ندارند و مسئولان بخاطر اذیت رساندن به مولا نا حافظ محمد علی به او دروغ می گویند و به دادگاههای مختلف ایشانرا می کشانند ؛ از طرفی دیگر قاضی هم مرخصی چند هفته ای رفته بود ، در حالیکه هاشمی معاون نماینده ولی فقیه و امام جمعه اهل تشیع زاهدان در جلسه مشترک با اساتید حوزه و مردم منطقه سیستان در جمع دهها نفر قول داد که دستور می دهد تا قاضی ویژه ای از مشهد به زاهدان فرستاده شود ، تا به پرونده شکایات دروغین عوامل دین فروش رسیدگی کند و مسئله حوزه لوتک در کمتر از یک هفته حل شود ، ولی وعده هایش مثل همیشه دروغی از آب در آمد ! چنانچه دفتردار دادگاه ویژه چند برگ از پرونده را به دادگاه ویژه روحانیت مشهد فاکس کرد ؛ از آنطرف هم جواب آمد که استاد  گرانقدر مولانا حافظ محمد علی ( حفظه الله ) باید دوشنبه ساعت 10 صبح در دادگاه ویژه روحانیت مشهد حضور بیابد .

قبل از این قرار بود پرونده ساختگی در دادگاه زابل بررسی شود ولی سیاست مکارانه و جابرانه دولت همیشه همین بوده تا از آخوندهای سوء و درباری حمایت همه جانبه کند و علماء ربانی و حق گو را به بهانه های مختلف اذیت و تحت فشار قرار دهد ،‌چنانچه چندین پرونده برای تحت فشار قرار دادن نماینده تام الاختیار شیخ الاسلام در سیستان تشکیل و ساخته شده است که همگی مبتنی بر اکاذیب و اتهامات بیجا و مغرضانه هستند .

امیدواریم حضرت استاد سفری بی خطر و موفقی داشته باشند و با کامیابی و خوش نامی به آغوش خانواده ،‌ دوستان و معتقدین برگردند. ان شا ء اللهhttp://www.warnaonline.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:34
کودکان مظلوم بلوچستان عزیز 
قصه ی تلخی دارد

                       آسمان رویاهایت

                                          در چشم هایی که رنگ نداشت

                                                        تا

       چتر های سوخته ی نخلستان

                                                  ریگزار

                                                             یا گیسوان خونی مادرانت

             بلوچ کوچکم

                              کودک آبی ها

                                                   حالا در خیالی که از ابر بافته ام

                                                                                           تو را می بینم و لال می شوم! 

 

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:31
ما پیرو قرآن و سنت رسول الله می باشیم  

شخصی به نام امیر احمدي  مدیر وبلاگ  تفتان خبر  

http://www.taftankhbar.blogfa.com/

 

 در نظرات مطلب

 ((بيش از دو هزار دانش آموز استثنايي از تبعیض مسئولین در بلوچستان رنج می برند ))

 اعلام نموده :

 

مثلا به شما راستگویی در مکتبخانه ها می اموزند . اگر در بیان حقیقت تا این اندازه جو زده و منفعل دروغ سر هم میکنید وای بر دروسی که می خوانید که معلوم نیست به شما چه می اموزاننددروغ هم اندازه ای دارد.

 

بطور مختصر و خلاصه به این جناب و سایر کسانی که از اینگونه مطالب نگران و هراسانند و یا اگر فکر می کنند دروغ است من مستنداتی و مدارک دارم و خودم شاهد عینی بوده ام لذا اینها واقعیت دارند و درد دلم بود و دروغ نبوده  و نیاز ی هم نداریم که شما  باور کنید یا نه . اینجانب فقط مردم مظلوم استانمان را دعوت به علم داده ام  واین دعوت را تا آخر عمرم هم ادامه می دهم .

در مکتب خانه ها ما مثل شما دروغ یادنمی دهند فقط علم قرآن و حدیث است که شما از اینها گریزانید

اگر گریزان نیستید می تواند با کسب اجازه در کلاسهای حدیث حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید مدظله و سایر کلاسهای اساتید دیگر  شرکت نماید تا ببنید که قرآن و حدیث دروغ نیستند آگر واقعا" به الله و رسولش ایمان دارید.

من به عنوان یک  مسلمان سیستانی اصیل که چندین نسل  گذشته مان در لوتک زابل زندگی میکردند  واقعا"  برای شما و امثال شما تاسف می خورم که بعد از انقلاب اسلامی ضد اهل سنت شدید و فکر می کنید اهل سنت دشمنان شما هستند تعصب خشک و بیجا دارید 

بهتر است که از وبلاگ تفتان خبر تغییر نام دهی تا از هم نام  بودن با وبلاگ دیگران  متمایز باشی مثل افکارت.  تفتان و مردمانش در بلوچستان سربلند پراستقامت  و پایبند به سنت رسول الله می باشند برعکس مطالب وبلاگت!!!!!!!!!!!!

لذا از خداوند منان برای شما وخودم وسایر مسلمانان جهان آرزوی هدایت دین ناب محمدی  و حق طلبی و حق جویی در سایه اسلام ناب محمدی  با اتحاد و اخوت مسلمین را خواستارم  

 

یارب به امید تو  حسبنا الله و نعم الوکیل      

رخشانی لوطکی

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:4
اینجا قطره کار دریا را می کند  

 (((( انا لله و انا اليه راجعون))))

 

 

 

 مَن اظلَمُ مِمَّن مَنعَ مساجدَالله اَن يُذكرَ فيها اسمهُ وسعي في خرابِها اولئك مَا كانَ لهم الا خائفينَ لَهمْ في الدُنيا خِزيٌ ولَهمْ فِي الاخره عذابٌ عظيمٌ   

بقره /114

 

« كيست ستمكارتر از آن كه ،  مردم را از ذكر نام خدا در مساجد منع كند ودر خرابي آن اهتمام وكوشش نمايد ؟ چنين گروه را  ، روا نيست كه در مساجد مسلمين وارد شوند ، جز باترس ووحشت ،  اين گروه را در دنيا ذلت وخواري ودر آخرت عذابي بزرگ است » .

شهيد نمودن مسجد بجنورد در استان خراسان شمالي  را به تمامي  اهل سنت مظلوم  ايران تسليت عرض مي نمايم تا اثبات مظلوميت اهل سنت ايران برا ي جهانيان باشد  نمي دانم آنها چطوري دلشان مياد  خانه الله را شهيد نمايند جائيكه انسانها رب خود را سجده مي نمايند تخريب نمايند و يا از خواندن نمازگذاران جلوگيري كنند آيا آنها در قران نخوانده اند كه الله (ج) در كلام پاكش مومنين را دستور به ساخت مسجد مي دهد نه تخريب مساجد  آن آنها نمي دانند كه دستور به پرپايي نماز داده شده نه خواندن نماز انفرادي. مساجد كه ريشه قرآني دارد اين اعلام جنگ است با الله  و بيداري ما . آري با شهيد نمودن مسجد شيخ فيض مشهد بيداري اسلامي  براي اهل سنت ايران بوجود آمد  وآنها  دشمني خود را با مسجد و دين اسلام اعلام نمودند آيا فرقي با آن اسرائيلي ها و كساني كه در جاهاي ديگر مشغول به تخريب مساجد هستند  دارند يا نه؟

چرا از نماز ما مي ترسيد نماز ما چه ضرري به شمامي رساند ؟ چرا از نمازخانه هاي مي ترسيد چرا از جائيكه نماز ما برگزار مي شود (مدرسه سفارت پاكستان ) مي ترسيد ؟چرا ازمساجد ما مي ترسيد مساجد ما چه ضرري براي شما دارند؟  چراي از حضور ما در نماز جماعت مي ترسيد ؟ چراي از صداي اذان  ما مي ترسيد ؟ چرا از دعوت الي الله مي ترسيد ؟ مساجد ما  براي شما چه ايجاد مزاحمتي مي كنند ما كه فقط در ماه محرم در مساجد كه نيستيم و در نصف شب طبل نمي زنيم  ما در مسجد فقط الله را عبادت مي كنيم حتي حق حرف زدن از امور دنيوي را نداريم   ظاهرا"  آسايش كسي را كه برهم نمي زنيم  چرا مي ترسيد از مسجد. مسجد كه خانه امن الله (ج) است از خانه امن الله (ج) چرا مي ترسيد چرا هراسانيد؟  چرا كار غير اسلامي مي كنيد؟ شما كه خودتان را مسلمان داريد !!! چرا كار غير انساني مي كنيد ؟ 

آري دست آوردهاي انقلاب اسلامي براي ملت اهل سنت  همچون تخريب مساجد و ندادن حق نماز در شهرهاي بزرگ كشور و تاليف كتب تفرقه افكن و.....................................

 آري  مي ترسند چون  مساجد ما پيام آوران رحمت هستند  در مساجد ما رحمتهاي الله سرازير است در قلوب مومنين ما آرامش است   ما پيام آوران  رحمت و نجات براي شما  هستيم  چراي مي ترسيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در تاريخ بشر هيچ كسي اذار واذيت به اندازه سرور دو جهان نكشيده تا كه اين دين  به ما رسيده آري اين قيمت دين است  ديني كه با محنت و رنج و سختي  و خون مبارك  سرور كائنات وشهيد شدن دندان مباركش  به مارسيده است لذا  اين صحنه ها   روح اطهر سرور دوجهان را  آزرده  مي نمايد بترسيد از الله ؟ 

آري مثال ما  مثل شيشه  مي ماند كه اگر شكسته شو د تيزتر و برنده تر مي شو د  تمام قدرت هاي باطل مانند تار عنكبوتند در مقابل قدرت الله لذا تقاضاي  دعا  دارم از مومنين كه از الله عاجزانه  بخواهند  كه الله هر چه زودتر اين سفاكان كه خانه الله را شهيد نموده اند  باقدرت خودش مثل تار عنكبوت سست و  از بين  ببرد  هرچه زودتر پاسخ اين گستاخي آنها را بدهد

   

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

موجيم كه آسودگي ما عدم ماست 

یارب به امید تو  حسبنا الله و نعم الوکیل      http://lootakian.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:2
افت تحصيلى در سيستان و بلوچستان موجب محروميت درصدى از جوانان روستايى از ورود به دانشگاه شده است  
 
زاهدان - خبرنگار رسالت:
آخرين آمار اخذ شده از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالى سيستان و بلوچستان نشان مى‌دهد در حال حاضر بيش از 70 هزار دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالى اين استان مشغول به تحصيل هستند که کمتر از 40 درصد آنها را جوانان بومى اين منطقه تشکيل مى‌دهند. گزارش خبرنگار ما حاکى است در حالى که آمار دانش‌آموزان پسر دوره پيش دانشگاهى به مراتب بيشتر از دختران است ولى شرکت کنندگان دختر در کنکور بيش از 60 درصد است که درصد بالايى از آنها در شهرهاى بزرگ استان بويژه در شمال سيستان و بلوچستان تحصيل مى‌کنند.
پايين بودن سطح سواد و معلومات عمومى دانش‌آموزان مدارس مناطق دور دست و صعب‌العبور به دليل کمبود دبير متخصص موجب گرديده تا امکان راهيابى جوانان اين مناطق به دانشگا‌ه‌ها و مراکز آموزش عالى ميسر نشود.
در بعضى از مراکز بخش‌هاى نقاطى از اين استان امکان گذراندن دوره پيش دانشگاهى براى دانش‌آموزان نيست لذا جوانان بايد در نقاط دور دست و در فواصل صد کيلومتر از زادگاهشان تحصيل نمايند که اين مسئله موجب مى‌گردد تا اين‌گونه دانش‌آموزان قدرت رقابت با همکلاسى‌هاى شهرنشين خود را نداشته باشند.
يکى از فرهنگيان در اين زمينه به خبرنگار ما گفت: کمبود دبير متخصص در اکثر نقاط محروم و دور دست موجب مى‌گردد تا دانش‌آموزان در حالى که در امتحان نمره قبولى را نمى‌گيرند و بعضى از آنها حتى يک کلمه در برگ امتحانى نمى‌نويسند ولى کارنامه قبولى بگيرند.
الله‌داد ريگى‌نژاد افزود: اگر در پايان سال تحصيلى کمتر از 80 درصد دانش‌آموزان هر کلاس نمره قبولى در کارنامه آنها ثبت نشود مدير و معلم مربوطه مورد بازخواست آموزش و پرورش منطقه قرار مى‌گيرند و نمره ارزشيابى آنها از حد نصاب پايين‌تر است. وى اظهار داشت: ادامه اين روش موجب خواهد شد تا روز به روز دانش‌آموزان معلومات کافى را در طول سال کسب نکنند که نتيجه آن عدم موفقيت آنها در کنکور دانشگاه‌ است لذا بايد براى حل اين معضل چاره‌انديشى شود.
وى گفت: در بعضى از مراکز بخش‌ها دوره پيش‌دانشگاهى نيست و دانش‌آموزان خانواده‌هاى فقير بايد در نقاط ديگرى که بعضا بيش از صد کيلومتر از زادگاهشان فاصله دارد ادامه تحصيل دهند که به علت مشکلات مالى اکثريت آنها ترک تحصيل کرده و اکثر اين افراد براى تامين معاش جذب مشاغل کاذب مى‌شوند.
الله‌بخش ريگى‌نژاد گفت: درست است که در چند سال اخير دانشجويان بومى دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالى بومى استان افزايش داشته ولى جوانان مناطق محروم بويژه دانش‌آموزانى که در مراکز بخشهاى دور دست و صعب‌العبور تحصيل مى‌کنند از رفتن به دانشگاه محروم هستند و اگر بررسى دقيقى در اين زمينه شود ملاحظه خواهد شد که از بعضى بخش‌ها حتى يک نفر هم راهى دانشگاه نشده است.
وى افزود: در نقاطى که نيروى مورد نياز براى تدريس در دبيرستان‌ها وجود ندارد دروس تخصصى را به رياست آموزش و پرورش واگذار مى‌کنند که متاسفانه روسا نيز به دليل مشکلات کارى که دارند وقت کلاس رفتن را ندارند.
وى افزود: براى کاهش اثرات افت تحصيلى بايد از نيروهاى متخصص و کارآمد در مدارس استفاده کرد هرچند آموزش و پرورش مدعى است در چند سال اخير با استخدام تعداد زيادى معلم بويژه حق‌التدريسى‌ها اين مشکل را حل کرده ولى در نقاط دور دست هم اينک با کمبود شديد نيروى انسانى متخصص روبرو هستيم
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 15:50
بیانیه جمع کثیری از جوانان تبلیغی /رژیم تصور نکند جنایاتش بی پاسخ می ماند 

بسم الله الرحمن الرحیم

نحمده ونصلی علی رسوله الکریم

اما بعد:

بیش از سی سال هست مردم ما از اعمال وسیاست های ددمنشانه این رژیم فاجر درد می کشند وجوانان ما هر روز جلوی هزاران چشم اعدام می شوند وزندانها وسیاهچالهای رژیم مملو از جوانان مستعدی هستند که هر کدام می توانند در المپیادهای مختلف شرکت کنند.هزاران زن در طول تاریخ ننگین این رژیم فاجر بیوه شده اند وهزاران کودک یتیم شده اند و حتی امروز کودکان هم از جنایات رژیم رنج های مستقیمی را متحمل می شوند و رویا سارانی نمونه بارز مظلومیت ملت تحت ستم ایران وبلوچ هست .

رویاکوچک ان شاءالله سردار کودکان بهشتی خواهد بود و شهادت وی ضربه ای مهلک به بدنه پوسیده این رژیم از خدا بی خبر وارد نموده است.

در همین میدان جوان برومند وشیر بلوچستان یعقوب مهرنهاد بخاطر سخنان به حقش زندان وشکنجه می شود وهم اینک حدود ۷ماه از بازداشت غیرقانونی این بزرگوار می گذرد .در کشور های دیگر به امثال مهرنهاد جایزه های کلان می دهند اما جمهوری اسلامی با شلاق وتهمت و افتراء وبازداشت از این جوانان برنای وطن قدر دانی می کند!!!!!!!!!!!!

حال پس از اینکه دریافتند بلوچ های دیگر اون غیرت اجدادی ودیرینه خود را ندارند با گستاخی هرچه تمام به خانه های الله تعالی یورش می برند ومسجدی در مشهد یک شبه کاملا تخریب می شود ومسجد ومدرسه علمی دیگر در سیستان به آشغال مدعیان آزادی قدس در می آید وآلان خنجر را بر قلب اهلسنت وارد نموده ومسجدی را در بجنورد تخریب نموده اند...

ایا این اسلامی است که خمینی آن را فریاد می زد وایا این تعریف وحدت وسلامی است که شبانه روز از رسانه ای پخش می شود که بزرگترین سد در راه ایجاد وحدت حقیقی است...

بار دیگر دانشجویان بلوچ واهلسنت به سران ستمگران هشدار می دهند که دست از این همه جنایات بر دارند وگرنه ما جوانان وارد میدان خواهیم شد وشما بدانید کار از اعتراض گذشته وتنها چیزی که آرامش را  به قلب ما باز می گرداند عملیات های استشهادی است که در این راه جوانانی برومند اعلام آمادگی نموده اند قبلا گفته بودیم وقوق عراقی دیگر از جنوب شرق کشور نزدیک است حال این موعد فرا رسیده است...

این هشدار ما را جدی بگیرید که هر ساله رسم بر این بوده در عیدهای قربان مسلمانان گوسفندانی در راه الله قربانی می کنند اما بدانید عید قربان جدید عیدی متفاوت خواهد بود ونه تنها شما را ذبح خواهیم کرد بلکه با رشته عملیات های اسشهادی خود را نیز فدای آرمانهای اسلامی ومذهبی خواهیم کرد ودنیا وافکار عمومی نیز نمی تواند جلودار ما شود چرا که اینها خود اجازه فعالیت های مدنی را از ما سلب نموده اند وهر انتقادگری را به سلولها می افکنانند...

جمع کثیری از جوانان داعی الی الله

http://www.mobarez58.blogfa.com

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 15:25
نهضت sms بر عليه تركيه 
حمله احتمالي تركيه به كردستان عراق،نهضت ارسال sms را در بين شهروندان سقزي و ديگر اهالي مناطق كردنشين به راه انداخته است و از اين طريق مراتب نگراني خود را ابراز داشته اند. در نبود رسانه اي پي گير براي انعكاس نظرات، مردم به اين امكان جديد پناه بردند تا شايد صدايشان شنيده شود و از مسئولان كشور بخواهند دست از حمايت خود از حمله تركيه به كردها بردارند. اميدواريم اين جريان ختم به خير شود و اين مردم دوباره جنگ را در منطقه تجربه نكنند.در اين خصوص جبهه متحد كرد و اصلاح طلبان كرد بيانه اي در محكوميت تصميم تركيه صادر كرده اند
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 22:5
پیام رهبراهلسنت ایران به سیستانیها 
شیخ الاسلام مولاناعبدالحمیداسماعیل زهی(مدظله)بعد ازیادآوری جریانات حوزه سیستان در سخنرانی روزجمعه خطاب به سیتانیهافرمودند: بالیقین بدانیدکه اوضاع همیشه یکجورنیست شماهمیشه دراین استان بالادست نخواهیدبود  "وتلک الأیام نداولها بین الناس"الآیه   لهذا حق مارانخورید! ازبرابری وعدالت کاربگیریدمباداتاریخ شمارا ناانصاف وظالم معرفی نکند! یک روزی می آیدکه برادران بلوچ یابیرجندی بالادست باشندودستشان به دوردورهابرسد.

برادران سیستانی براحتی ازچابهارتازاهدان سفرمیکنندپس چراما نتوانیم درسیستان جای امنی برای تعلیم وآموزش فرزندان اهلسنت داشته باشیم؟؟ کارما تعلیم دین وتربیت فرزندان مسلمانهاست ونباید کسی دراین وظیفه مادخالت وسنگ اندازی کند.

در این میان مردم غیور ومتدین زاهدان با دهها"تکبیر"احساسات خودرا ابرازکردند.http://somalzi3km.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 21:1
وبلاگ دلاور فیلتر ا بلوچستان 

وبلاگ دلاور فیلتر

وبلاگ خبری و تحلیلی دلاور که فقط حقایق بلوچستان را بیان میکندپس از مدتی فعالیت توسط رژیمی که همواره دم از آزادی بیان در ایران میزند فیلتر شد همانطور که می دانید رژیم جهت مبارزه با افشاگریها در کشور اقدام به فیلترگذاری بر سایتها و وبلاگهایی که جنایات و بی عدالتی های رژیم آخوندی را بیان میکنند کرده است وهدف از این کار را مبارزه با سایتهای غیر اخلاقی می نامد عزیزانی که از مخاطبان پرو پا قرص وبلاگ دلاور هستند بخوبی میدانند که رژیم تنها به خاطر افشا گریهای نویسنده این وبلاگ اقدام به فیلتر گذاری این وبلاگ کرده است

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:51
بلوچ و بلوچستان 
 Chawat/Swas=Marri Bur

 

بلوچ و بلوچستان
كلیات
جغرافیا
1) بلوچستان بزرگ
2) بلوچستان ایران
اصل و منشأ بلوچها
تاریخ
بلوچها در مناطق مختلف
قومشناسی
دین و معتقدات
باستانشناسی
زبان بلوچی
ادبیات بلوچی
موسیقی
كلیات
تعداد كل بلوچهای بلوچستان (در افغانستان و ایران و پاكستان) و شیخنشینهای خلیجفارس و مناطق دیگر آسیا و افریقا را به تفاوت میان سهتا پنج میلیون نفر تخمین میزنند. تاریخ آنها تا زمانی كه در قرن سیزدهم/ نوزدهم به تاریخ استعمار غرب پیوند میخورد چندان روشن نیست. از آن زمان به بعد مطالب فراوانی بویژه به زبان انگلیسی و نیز به فارسی و چند زبان اروپایی و زبانهای محلی دربارة آنها نوشته شده است. ولی تاكنون كوششی در جهت تألیف و تفسیر تمام مواد موجود به عمل نیامده است.
بلوچستان در نظر بلوچها و همسایگان آنها به طور كلی مشتمل بر منطقهای است به وسعت بیش از نیم میلیون كیلومتر مربع واقع در بخش جنوب شرقی فلات ایران و جنوب كویرهای مركزی و رود هیرمند و در اراضی پست ساحلی میان فلات ایران و خلیجعمان. حدود آن دقیقا مشخص نیست و با حدود استانهای امروزی مطابقت ندارد. ظاهرا در طول تاریخ ارتفاعات آن در منطقة نفوذ ایران و نواحی كم ارتفاع آن در منطقة نفوذ هند قرار داشته و از 1287/1870 رسما میان افغانستان و ایران و هند (بعدها پاكستان) تقسیم شده است. معلوم نیست كه نام بلوچستان از چه زمانی رواج یافته است شاید از قرن دوازدهم/ هجدهم یعنی هنگامی كه نصیرخان اول كلاتی طی حكومت طولانی خود در نیمة دوم آن قرن نخستین حاكم بومی منطقه شد و در بخش عظیمی از آن نواحی حكومت خودمختار تشكیل داد.
اصل و منشأ بلوچها و نام ایشان نامعلوم است. گویا هنگام ورود مسلمانان در شمالغربی منطقه (جنوب شرقی كرمان) میزیستهاند اما احتمالا حوزة فعالیت ایشان به نواحی دورتری در شرق آنجا میرسیده است. ظاهرا مقارن با ورود سلجوقیان به كرمان در قرن پنجم بلوچها مهاجرت به سوی شرق و آن سوی مكران را آغاز كردند و این امر را تا زمان گسترش قدرت صفویان ادامه دادند و احتمالا مهاجرتهای عمدة ایشان در قرنهای ششم و نهم به وقوع پیوسته باشد.
این كه بلوچها چگونه و در چه زمانی به منطقة كرمان رسیدند معلوم نیست. ادعای ایشان (در اشعار حماسی) دایر بر این كه عرباند و پس از شركت در نبرد كربلا از حلب مهاجرت كردهاند چندان معتبر نیست. لانگ ورث دیمز (1904 ص 7ـ16) آرای متفاوت و غیرقطعی راجع به منشأ ایشان را بررسی كرده است.
از آغاز سیطرة اسلام تا ورود سلجوقیان دربارة بلوچها شواهد اندكی در دست است كه به آسانی نمیتوان ارزیابی كرد زیرا تا حدی معلول تعصب نویسندگان شهرنشین نسبت به عشایر چادرنشین است. ولی از این شواهد چنین بر میآید كه ایشان تنها چند ده هزار تن و گلهدارانی بودهاند كه گوسفند و بز پرورش میدادهاند و مانند دیگر گلهداران خاورمیانه اگر هم كاملا كوچرو نبودهاند تحرك بسیار داشتهاند و در گروههای عشیرهای براساس معیارهای پدرتباری میزیستهاند و با جمعیت آبادینشین ـ كه غالبا در معرض آزار بلوچها بودند ـ كمتر میآمیختند.
از دیدگاه ارزشهای عمومی فرهنگی و جهانی بلوچها در دورههای اخیر از نظر سوابق تاریخی و نژادی به گروههای مسلمان همسایه شباهت دارند. گذشته از زبان مشخصة بلوچها ساختار پیوندهای اجتماعی و سیاسی آنهاست. ولی احتمال بیشتر آن است كه این ساختار مولود نزدیكی گروههای متعدد در بلوچستان باشد نه میراث تاریخ كهن آنها (جذب ایشان در ساختارهای ایالتی جدید تغییر چندانی در آن نداده است). هویت بلوچها در بلوچستان با كاربرد زبان بلوچی در مناسبات میان قبیلهای پیوندی نزدیك داشته است. زبان بلوچی امروز دارای شجرهنامهای روشن با تعدادی ویژگیهای دستوری و واژههای رایج در «شمال غرب» ایران است (رجوع کنید به  اصل و منشأ بلوچها) ولی بلوچهای امروز را از نظر نژادی نمیتوان با این وضوح تعریف كرد. از طرفی بسیاری از گروههایی كه معمولا خود و دیگران آنها را بلوچ میخوانند اصل و نسب بیگانه دارند و طی چهار قرن اخیر در بلوچها ادغام شدهاند. از طرف دیگر دلیلی در دست نیست كه همه گروههای پراكندة متعددی كه در دیگر قسمتهای ایران و افغانستان و تركمنستان به بلوچ معروفاند (و بیشتر آنها امروزه به زبان بلوچی تكلم نمیكنند) از نظر تاریخی با یكدیگر نسبت داشته باشند یا اگر نسبت دارند در بلوچستان از یكدیگر جدا شده باشند.
در داخل بلوچستان جمعیت از نظر قومی یكدست نیست برخی از گروهها را خودشان و دیگران بلوچ میخوانند (رجوع کنید به  بلوچها در مناطق مختلف) با این معنای ضمنی كه ایشان اعقاب كسانی هستند كه هنگام ورود به منطقه بلوچ بودهاند در حالی كه دیگران ـ گرچه اكنون عضو جامعة بلوچ شناخته میشوند و در قیاس با جهان خارج بلوچ بهشمار میآیند ـ در درون جامعة بلوچ به نامهای عشیرهای (مانند نوشیروانی گیچْكی باركزایی * ) و تیرهای (مانند برهویی * دهوار غلام جطگال/ جدگال مید) شناخته شدهاند با این معنای ضمنی كه ایشان در دوران بالنسبه متأخر هویت بلوچی یافتهاند نه بدان معنی كه بدین سبب غریبه به حساب میآیند. برخی از این «بلوچها» قبل از ورود بلوچ در این منطقه وجود داشتهاند دیگران (مثلا باركزایی كه تا همین اواخر اصل و نسب ایشان افغان بود) بعدا آمدهاند. بازماندگان دوران خودمختاری بلوچها و دوران سلطة انگلیسیان (1077 ق ـ1326 ش/ 1666ـ1947) ـ كه عمدتا بازرگانان هندو سیك یا اسماعیلیاند ـ بلوچ به شمار نمیآیند. بلوچی زبان مكالمة میان قومها و قبیلههای مختلف بوده است. اگرچه تكلم به زبان بلوچی معمولا به جذب شدن فرد یا گروه در بلوچها میانجامیده ظاهرا مسلمان بودن از شرایط لازم آن بوده است. با وجود این بلوچهای مكران كه در قرن دهم به فرقة ذكری * گرویدند باز هم بلوچ شمرده میشدند. بلوچها كلا مدعی هستند كه همه مسلمان حنفی مذهباند گو اینكه گذشته از ذكریان (كه هنوز هم وجود دارند ولی بندرت سخنی دربارة ایشان گفته میشود) گروههای شیعیمذهب كوچكی نیز در حواشی شمال غربی بلوچستان ایران وجود دارند ولی در نقاط شرقیتر دیده نمیشوند.
سرزمین وسیع بلوچستان بزرگ در طول تاریخ به چند ناحیه تقسیم شده كه مهمترین آنها عبارت است از مكران (در جنوب) سرحد (در شمال غربی) و ناحیهای كه در قدیم بهتوران/ طوران معروف بوده و امروزه شامل شهرهای كلات و خزْدر (قصْدار/ قزدار در شرق) است.
ظاهرا در اواخر قرن نهم بلوچها از نظر فرهنگی بر این منطقه تسلط یافتند و زبان بلوچی نیز زبان مكالمة اقوام مختلف آن گردید ـ البته جزئیات و علل و اسباب یكایك این تغییر و تحولها بوضوح معلوم نیست. مدتها طول كشید تا غالب جمعیت منطقه هویت بلوچی را پذیرفتند و این احتمالا تا حدودی معلول توفیق سیاستهای نصیرخان و تا حدودی نیز بعدا به سبب نحوة ردهبندی مناطق و اقوام از جانب انگلیسیان بود. تشریح دلایل ادغام تقریبا تمام جمعیت در زیر لوای هویت بلوچ و سلطة زبان بلوچی مشكل است زیرا عشایری كه در نیمة قرن یازدهم خاننشین كلات را تشكیل دادند و به تبع آن بدین ناحیه خودمختاری سیاسی و هویت بخشیدند به زبان بلوچی تكلم نمیكردند بلكه زبان آنها برهویی بود و حكومت خویش را به یاری كارمندانی كه از میان دهوارها (دهقانان تاجیك) استخدام كرده بودند به زبان فارسی اداره میكردند. مهاجرانی كه به زبان بلوچی تكلم میكردند بجز ساكنان بخشهای غیر زراعی منطقه محتملا از نظر عده از دیگران بیشتر نبودند.
در مجموعة آثار بازمانده از فرهنگ و زبان بلوچستان گسستگیها و خلاهایی وجود دارد. هر چند مواد موجود دربارة آن بمراتب از دیگر نواحی ایلی مشابه در ایران بیشتر است عدمتجانس آنها مسائل بسیاری فرا راه بررسیهای روشمند دربارة بلوچستان و بلوچها قرار میدهد و هنوز نمیتوان با قاطعیت به حل این مسائل پرداخت زیرا پژوهشهای تاریخی و قومشناختی بسیاری لازم است. آنچه در سطور بعد خواهد آمد از نوعی جمعبندی مقدماتی فراتر نمیرود.
جغرافیا
1)  بلوچستان بزرگ. جغرافیدانان عنایت چندانی به بلوچستان نكردهاند. گذشته از شرحهای مقدماتی دانشمندانی چون وردنبرگ برای فرهنگهای جغرافیایی و هریسون برای > راهنمای نیروی دریایی انگلیس (بخش ایران) < اسنید در 1338ـ 1339 ش/ 1959ـ1960 در امتداد ساحل مكران و ویتا فینتزی در اواسط دهة 1350 ش/ 1970 در نواحی غربی مكران به تحقیق پرداختند (هر دوی آنها «زمین ریختشناس » بودند) و شولتس متخصص جغرافیای فرهنگیاز پایگاه خود در كویته به سفرهای مطالعاتی كوتاه مدت رفت. معتبرترین منبع دربارة جغرافیای افغانستان اثر هوملوم است كه در آن چند صفحهای را به نواحی بلوچنشین در جنوب غربی آن كشور اختصاص داده است. شرح آتی عمدتا مبتنی بر فرهنگهای جغرافیایی و یادداشتهایی است كه مؤلف در سفرهای خود تهیه كرده است.
بیشتر سرزمین بلوچستان پستی و بلندیهای بسیار دارد و كوهستانی است. ارتفاع اراضی آن بین 500 1 تا 000 2 متر (در جلگة حاشیة فلات ایران در قاعدة كوهها) تا بیش از 500 3 متر (در شمال و شمال شرقی) و همسطح با دریا (در دشت ساحلی) متغیر است. در بخشی كه امروزه در جنوب غربی افغانستان قرار دارد و در منطقهای به عرض پانصد كیلومتر میان مرز افغانستان و پاكستان تا ساحل اراضی وسیع كویری و نیمه كویری بدون هیچ مشخصهای دیده میشود. آب و هوای ارتفاعات بری است و نواحی كم ارتفاع و ساحلی دمای مناطق نیمه حاره را دارند. گرمای مفرط تابستانی در مناطق كم ارتفاع و دور از ساحل در دشت كچهی ـ سیبی و درههای وسیع مكران دیده میشود. بادهای تندی كه میوزد به پدیدة باد 120 روزة سیستان برمیگردد. میزان بارندگی در ارتفاعات و كوههای بلند در شرق و شمالشرقی گاه چهارصد میلیمتر و حتی در بعضی از بلندیهای شرقی بیش از آن است. در بیشتر نواحی دیگر میانگین باران سالانه یكصد میلیمتر یا كمتر است ـ گو اینكه به سبب وجود نوسانات شدید سالانه ذكر حد متوسط گمراهكننده است. باران (و برف در كوههای بلند) بیشتر در زمستان میبارد. بادهای موسمی سبب رطوبت تابستانی و گاهی باران فراوان در سواحل و اراضی كمارتفاع میشود. باران تابستانی گاهی سیلآسا است و در كوهستانها خسارات فراوان به بار میآورد. باران شدید دشت ساحلی را به باتلاقی از گل رس تبدیل میكند كه عبور از آن گاه به مدت یك هفته برای انسان و حیوان و وسایل موتوری ناممكن میشود. در بعضی از آبگیرهای بالنسبه عمیق رودهای نهنگ و سرباز تمساح وجود دارد و در كوههای مرتفع بز كوهی. كبك و پرندگان كوچكتر مانند كبوتر و باقرقره و بلدرچین در همهجای این منطقه یافت میشود. قوچ وحشی آهو خرس سیاه گراز گرگ شغال كفتار روباه و خارپشت نیز میتوان یافت. آب جز در چند محل در تمام سال وجود ندارد ولی مشكل عمدة كشاورزی در كوهها خاك است. خاك دشتهای ساحلی غالبا مساعد است ولی گذشته از باران و زهاب آب دیگری موجود نیست بندرها نیز دارای منابع آبی شایان اعتماد نیستند.
تاریخ اسكان در بلوچستان در نامگذاری جایهای آن منعكس است. اسامی جایها به سه نوع تقسیم میشود: نامهایی كه از اصل بلوچیاند یا به آنها رنگ بلوچی داده شده است. این نامها بیشتر به پدیدههای طبیعی كم اهمیتتر مانند رودها و ریزابهها و صخرهها و كوهها اطلاق میشوند نام آبادیهای كهن و پدیدههای طبیعی مهمتر كه به قبل از ورود بلوچها تعلق دارد و آبادیهای جدید كه از نیمة قرن سیزدهم به بعد در ایران و از نیمة قرن چهاردهم در پاكستان عموما اسامی فارسی یا اردو دارند. امروزه شهرنشینی در بلوچستان كلا نتیجة اقدامات دولتهای ایران و پاكستان و (در ایام متأخرتر) فعالیتهای عمرانی است. بلوچها هرگز به شیوة زندگی شهری توجهی نداشتهاند و اگر چه بسیاری از آنها اكنون در شهرها زندگی میكنند شهرها در اصل صبغة غیربلوچ دارند. بسیاری از آبادیهای زراعی بلوچ در محل شهرهایی قرار دارد كه قبل از ورود بلوچها وجود داشته است. از آن دوران چه قبل و چه بعد از ورود بلوچها فعالیت كشاورزی متكی به حمایت حاكمان بوده است. معدودی پیشهور نیز پیرامون قلعهها گرد میآمدهاند ولی گرانیگاه فرهنگی حیات بلوچها در میان چادرنشینانی قرار داشته كه بر نواحی وسیع میان آبادیها مسلط بودهاند.
از درون تنوع جغرافیایی و فرهنگی بلوچستان در طول تاریخ چند ناحیه با ویژگیهای جغرافیایی خود پدید آمده است. اگر از فلات ایران در شمال آغاز كنیم این بخشهای مهم طبیعی و فرهنگی را میتوان چنین نام برد (تقسیمات حكومتی امروز نیز كم و بیش همین است): فلات سرحد هامون ماشكید (ماشكیل) زهاب ماشكید از سراوان ـ پنجگور ارتفاعات شمال شرقی كویته پشین ژوب لورالایی و سیبی تپههای مری ـ بوگطی ارتفاعات شرقی سراوان ـ جهلاوان هامون جزموریان * (جازموریان) مكران اراضی كم ارتفاع كچهی ـ سیبی و دشت ساحلی شامل لسبلا و دشتیاری.
نام «سرحد» ظاهرا در قرون نخستین اسلام به «اراضی سرحدی» سیستان اطلاق شده است. سرحد فلاتی مرتفع است (به طور متوسط از 500 1 تا000 2 متر) كه حدود آن در طول تاریخ دقیقا مشخص نبوده و به نوسانات قدرت نسبی حكام محلی بستگی داشته است. گاهی گسترش حدود آن را تا بخش شمال شرقی هامون جزموریان و زهاب ماشكید از سراوان و در سمت غرب تا جنوب ایالات نیمروز و هلْمند و چاغی و حتی تا خاران میدانستند. در دو سوی مرز سرحد و افغانستان نواحی وسیع شنی وجود دارد. گذشته از پوشش گیاهی جلگهای درختهای پسته و بادام وحشی در دشتها بویژه میان خاش (یا خواش در بلوچی: واشت) و گشت (گْوشْت) و سرو كوهی در كوهستانها یافت میشود. تپههای جدا از هم و فروبارهایی كه به منزلة زهابهای داخلی عمل میكنند جنبههای شاخص ناحیهاند. آب در فروبارهای وسیعتر («هامون») شور و در بعضی از فروبارهای كوچكتر («نوار») شیرین است. آثاری از بندهای كهن در دشت جنوبغربی كوه تفتان و جاهای دیگر دیده میشود. خاش در جنوب تفتان تنها آبادی زراعی است كه قدمتی دارد. چند روستای كهن در دامنة كوه عمدتا در جانب شرقی آن وجود دارد كه مهمترین آنها لادیز و سنگان است. اراضی خاش با قناتهایی آبیاری میشود كه گرچه احتمالا از زمان قدیماند در زمان سلطنت رضاشاه (1304ـ1320 ش) متخصصان یزدی آنها را مرمت كردند. در آن سوی مرز در چاغی پاكستان نیز چند قنات هست.
از همان دوران قدیم سرحد بین چند ایل تقسیم شده كه مهمترین آنها عبارتاند از: اسماعیلزایی (در زمان رضاشاه نامشان به شهبخش تغییر یافت) میربلوچزایی ریگی یارمحمدزایی (در زمان رضاشاه به شهنوازی تغییر نام یافت) گمشادزایی ناروئی و گورگیچ. آن سوی مرزهای كنونی در افغانستان و پاكستان ایلهای مهم عبارتاند از: سنجرانی جمالالدینی بادینی محمد حسنی و منگل كه به گویش برهویی تكلم میكنند.
هامون رود ماشكید در جانب جنوب غربی فروباری به وسعت حدود 000 38 كیلومتر مربع است كه گرچه از نظر جغرافیایی ادامة سرحد است معمولا زیر سلطة قلعهای موسوم به خاران در جانب شمال شرقی آن بوده است. در دورة انگلیسیان خاران امیرنشینی مجزا بود كه زیر نظر كلات قرار داشت قبل از آن زیر نظر قندهار بود بیشتر آن كویر و مشتمل بر ناحیة وسیعی از تلماسهها در قسمت جنوبی آن است. حد شمالی آن رأسكوه است كه آن را از چاغی جدا میكند و در جنوب به رشته كوههای سیاهان محدود است كه آن را از پنجگور و مكران مجزا میسازد. در دو سوی قسمت سفلای رودی كه زمانی سدی بر آن بسته شده و با آب آن زراعت در همه فصول سال ممكن است پس از مركز امیرنشین (خاران ـ كلات) جنگل انبوهی از درختان گز وجود دارد. در قسمت غربی هامون ماشكید در ناحیة وسیعی درختان خرما با كیفیتی نازل وجود دارد كه در بومشناسی برخی از ایلهای سرحد ـ كه در غرب آن در ایران زندگی میكنند ـ نقش مهمی داشته است. تعدادی سد كه با قطعه سنگهای بزرگ ساخته شده و امروزه در نوشتههای باستانشناسان به «گبربند» معروفاند ظاهرا در گذشته كشاورزی در زمینهای پلكانی تپههای مشرف بر فروبار اصلی را ممكن میساخته است (استاین ص 7 15ـ34 145ـ147 ریكس 1964ـ1965). این نوع مهندسی هنوز هم در مقیاسی محدود در سراسر بلوچستان (و دیگر قسمتهای افغانستان و ایران و پاكستان) معمول است ولی احتمالا در دورههای متقدم اهمیت بیشتری داشته است.
نوشیروانیها ایل حاكم در خاران مدعیاند كه اصل آنها ایرانی است. ایلهای مهم دیگر عبارتاند از: رخشانی محمدحسنی ساسلی سملاری (دو ایل اخیر به گویش برهویی تكلم میكنند).
ارتفاع فلات در جنوب كوه تفتان و در امتداد مسیر رود ماشكید و ریزابههای آن به پایینتر از هزار متر از سطح دریا كاهش مییابد و قبل از اینكه مجددا به سمت شمال و به خاران برود بخشهای سراوان و پنجگور را تشكیل میدهد. در حال حاضر این رود فقط پس از بارندگی دارای آب میشود. در جایی كه ریزابههای عمده به رودخانه میپیوندند رود از میان شنهای فرسایشی دشت و دشتگونی میگذرد كه جز دستههایی از «پیش» ] نوعی از خرما [ در وادیهای معدود كاملا خشك و لمیزرع است. كوه بیرك كه در جهت شمالغربی به جنوب شرقی 150كیلومتر ادامه دارد سراوان را از هامون جزموریان جدا میكند. مگس (كه در زمان رضاشاه به زابلی تغییر نام یافت) در ارتفاع 200 1 متری در پایین منتهاالیه جنوبی كوه بیرك دارای بهترین خرمایی است كه در سمت ایرانی مرز به دست میآید. در شرق آن دو درة طولانی و موازی وجود دارد كه در یكی آبادیهای زراعی قدیم پسكوه سوران و سیب و در دیگری گشت شستون (شهر امروزی سراوان) و دزك (كه در زمان رضاشاه به داورپناه تغییر نام یافت) قرار دارد. آبادیهای قدیم دیگر در پایین آب این ناحیه و در كوههای دو سوی آن قرار گرفتهاند كه عبارتاند از: كلكان اسفندك كوهك ناهوك جاْلق كنْت هیدوچ آشار افشان و ایرافشان. بمپشت یكی از نواحی عمدة چادرنشینی و زراعت «آپبند» (آببند) در جنوب ماشكید واقع است. هر دو بخش به قنات متكیاند و جمعیت ساكن در محل احتمالا در تمام طول تاریخ بر چادرنشینان كوچرو غلبه داشتهاند. دهوارها قسمت اعظم زارعان سراوان و سیب ـ سوران را تشكیل میدهند. ایلهای دیگر مشتملاند بر باركزایی (كه اخیرا گروه غالب بوده است) سلف ایشان در قدرت یعنی بزرگزاده (كه یك شعبة آنها میرمرادزاییها قلعههای سیب سوران پسكوه كنْت گشْت و هوشك و شعبة دیگری یعنی نعمتاللهیها جالق و دزك را در اختیار داشتند) نوشیروانی (در ناهوك كوهك اسفندك) صاحبزاده (كه سید هستند) ملكزاده لری نوتیزایی سپاهی (كه تفنگچیان ایل بزرگزاده بودند) ارباب (كه خرده مالكاند) ایلهای بلوچ معروف به سیاهْبر چاكربر عبدالزایی چاریزایی درهزایی (در بمپشت و هیدوچ) كرد (در مگس). بلوچهای سلاهكوه و كوههای مجاور عبارتاند از: آسكانی پركی و سیْپادك شهریها در ایرافشان عبارتاند از: رئیس و وتْكار.
در پنجگور ـ كه در آن سوی مرز در پاكستان قرار دارد و از جهات بسیار شبیه سراوان است ـ جمعیت كمتر است. رود رخشان بیش از 240كیلومتر امتداد دارد ولی از ناگ در منتهاالیه شمال شرقی دره تا ملتقای ماشكید در نزدیكی مرز ایران (كه نواحی وسیع آبیاری كرتی وجود دارد) فقط در حدود پنجگور (چه به صورت مستقیم و چه از طریق قنات) به آبیاری مزارع كمك میكند. در محلی به نام بنستان در پایین پنجگور حدود صد سال پیش بقایای سدی متعلق به دوران قبل از ورود بلوچها موجود بوده است. سراوان ارتباط بسیار نزدیكی با سرحد و بمپور * داشته است. پنجگور با كچ رابطة نزدیكی داشته و ازینرو بخشی از مكران شمرده شده است ولی خاران همواره با این نفوذ مكران به مقابله برخاسته و تسلط خود را بر ناحیة مرزی اسفندك و كوهك حفظ كرده است.
بخشهای ژوب لورالایی پشین و كویته در شمال شرقی در درههای رودخانهای قرار دارند كه آب رودهای آن از كوههای پیرامون كویته تأمین میشود این كوهها شامل دو قله به ارتفاع بیش از 400 3 متر است. تا دویست سال پیش این بخشها با قندهار رابطة نزدیكتری داشتند تا با كلات و بر اثر رابطة سیاسی میان كلات و قندهار به بخشی از بلوچستان تبدیل شدند. بلوچها جز لورالایی در هیچیك از این بخشها سكونت نكردهاند و جمعیت آنها عمدتا مركب از پشتوهایی است كه جذب هویت بلوچ نشدهاند. اگرچه میزان بارندگی در این ناحیه بالنسبه زیاد است تا همین اواخر كه باغداری به شیوة تجاری در آنجا آغاز شده بلوچها عمدتا به كار شبانی اشتغال داشتند. نواحی جنگلی مهمی بویژه از سروكوهی در ارتفاع دو تا سههزار متری و زیتون وحشی هنوز در كوهها موجود است. در سالهای 1306 و 1310 و 1318 و 1320 ( > فرهنگ جغرافیایی < ج 5 ص 30ـ31) و نیز در 1315 ش زلزلههای عمدهای در این منطقه ثبت شده است. ایلهای مهم پشتو عبارتاند از: كاكر ترین پنی و آكاكزایی. ایلهای بلوچ در لورالایی عبارتاند از: بزدار لیگری و غورچانی. در كویته ـ پشین تنها معدودی شبان بلوچ یافت میشوند كه بیشتر آنها از ایلرنْد هستند (همان ج 5 ص 77). امروزه در حوالی كویته مهاجرانی از بسیاری از ایلهای بلوچ دیده میشوند.
زبانهای از مرتفعات و كوهها در جنوب كویته تقریبا تا ساحل ادامه دارد و قسمت سفلای درة سند را از مكران جدا میكند. رودهای عمده عبارتاند از: هنگل پورالی بدو هب. این منطقه همان توران دوران باستان است كه نظیر سراوان و جهلاوان جایگاه عمدهای در تاریخ بلوچها دارد. معنای تحتاللفظی سراوان «بالازمین» و جهلاوان «پایین زمین» است (در اردو: جهلوان) ولی این اسامی به وضع طبیعی محل ربطی ندارد بلكه به دو گروه ایلهایی اشاره دارد كه در آنجا زندگی و به گویش برهویی تكلم میكنند. كلات مركز سراوان و خزدر مركز جهلاوان است. نلْ و ود از دیگر مراكز عمدة ایلی هستند. زلزلة 1315 ش قلعه احمدزایی (میری) را در كلات و نیز شهر كویته را ویران كرد (بلوچ 1975 ص 121). اگرچه میزان بارندگی در این بخشها كمی بیش از اغلب نواحی واقع در جنوب و غرب كویته است تا ایام اخیر كه شبكة برق سراسری بدانجا رسید و سرمایهگذاری در حفر چاه و نصب موتور و زراعت و یكجانشینی را ممكن ساخت و به بیتوجهی به بندها و قناتهای سنتی منجر شد بیشتر اهالی شبان و چادرنشین بودند. كوچ شبانان به اراضی كم ارتفاع كچهی در غرب چون گذشته دارای اهمیت است. ایلهای عمده عبارتاند از: رئیسانی شهوانی بنگلزایی لیهْری لنگو رستمزایی منگل بیزنجو كمبرانی (قمبرانی/ قنبرانی) میروری گرگْناری نچتی ساسلی خدرانی زاركزایی و زیهری (تنها ایل اخیر به زبان بلوچی تكلم میكنند).
حدود بیست كیلومتری شرق سراوان و جهلاوان دشت كوهپایة كچهی قرار دارد كه قسمت شمالی آن متعلق بهبخش سیبی است (دامنة كچهی تا درههای كوههای شرق كویته ادامه مییابد). وسعت كچهی حدود دوهزار كیلومترمربع است و ارتفاع آن از حدود 150 متر در سیبی در شمال به پنجاه متر در جیكوبآباد در جنوب كاهش مییابد. از دهة 1310 ش كه آبراههای از رود سند بدانجا كشیده شد قسمت جنوبی آن از حاصلخیزترین قسمتهای بلوچستان شده است. بیشتر ساكنان آن را كه سراسر سال در آنجا اقامت دارند جت * (جط)ها تشكیل میدهند. در كچهی كشاورزی متكی بر ذخیره كردن سیلابهایی است كه بر اثر بارانهای موسمی تیر و مرداد از تپهها به سوی دشت سرازیر میشود. میزان بارندگی در دشت كمتر از یكصد میلیمتر است. رودهای عمده عبارتاند از: بولان و ناری. مقدار آبی را كه مسیلهای فصلی به زمینهای كشاورزی سیبی كچهی لسبلا باهو و بمپور میریخت به طور سنتی ـ همچون آبدهی هلمند به زمینهای دلتای سیستان (گرچه به اندازهای كمتر) مهار میكردند (تیت 1909 ص 224ـ226 مرمت سالانة بندهای سیستان را وصف كرده است). در این كار ـ كه مهمترین رویداد سال به شمار میآید ـ از تمام كارگران موجود استفاده میشد. محصول عمدة كچهی ذرت و حبوبات و كنجد است. جتها آببندهای عظیمی در بستر رودخانهها میسازند تا آب سیلهای خروشان را مهار و مسیر آنها را منحرف كنند. چون مزرعهای پر از آب شد یكی از بندها را میشكنند تا آب به مزرعه دیگر برود. ناریها بیش از پانزده بند از این نوع دارند كه بیشتر آنها هر ساله در زمستان نیاز به مرمت دارد. ایلهای عمده عبارتاند از: رند مگسی دمْبْكی امْرانی بلیدی خوسه جاتویی كیباری مگاری دیناری چالْگْری مری بوگطی.
ناحیة جدا افتادهای متشكل از تپه ماهورها در جنوب لورالایی به سمت جنوب تا كرانههای رود سند ادامه مییابد و در شرق نیز به منتهاالیه جنوبی رشته كوههای سلیمان محدود میشود. اینها تپههای مری ـ بوگطی است و به نام ایلهایی خوانده شده كه تا زمان حاضر با خودمختاری بالنسبه قابل ملاحظهای سلطة خود را بر آنها حفظ كردهاند. درههای این منطقه بهطور كلی خشك و بیآب و علف است ولی جای ـ جای مرتعهای كوچكی یافت میشود چند دره را نیز زیر كشت بردهاند. مریها بزرگترین ایل بلوچاند و جمعیت آنها شصت هزار تن تخمین زده شده بود (پرسون ص 2). آنها به هویت بلوچی خود میبالند و خود را از اخلاف شعبهای از ایل رند میدانند. به گویش ویژهای از زبان بلوچی سخن میگویند و همواره استقلال خود را در برابر جامعة بلوچها بویژه در برابر كلات با توجهی قریب به وسواس حفظ كردهاند. در سازمان سیاسی آنها جنبههایی نظیر شورای ایل دیده میشود كه یادآور همسایگان پشتون ایشان است.
در شمال غربی مرز تاریخی میان بلوچستان و كرمان سرزمینی است در هامون جزموریان با حدودی نامشخص كه در حیطة گروه خاصی قرار ندارد. جزموریان هامون وسیعی به طول تقریبی سیصد كیلومتر و مساحت هفتاد هزار كیلومترمربع است كه رود بمپور از شرق و هلیلرود از غرب به آن میریزد. رشته كوههای كمارتفاعی آن را از نرماشیر و دشت لوت در شمال جدا و ناحیة وسیعی از تلماسهها راه مواصلاتی با آن را از سوی جنوب شرقی سد میكند. در كرانههای رود بمپور در قسمت سفلای شهر بمپور بیشهزارهای متراكمی وجود دارد كه عمدتا از درختان گز تشكیل شده است. قسمت اعظم باقیماندة آن بیابانی و هموار است. ] در اوایل قرن چهاردهم/ بیستم از طایفة برهانزایی دامنی و كلگی بهعنوان ایلات اطراف ایرانشهر * (فهرج سابق پهره در بلوچی) نام برده میشد [ . در ایرانشهر و بمپور تعدادی روستای كشاورزی غنی وجود دارد كه اپتر بزرگترین آنهاست. این روستاها از آب قنات و نیز از آب سدی استفاده میكنند كه در بالای بمپور محل بزرگترین قلعة بلوچستان غربی واقع است. مركز ایل بامری در حاشیة شمال شرقی هامون مركزی و یكصد كیلومتری غرب بمپور است. این ایل سریعترین جمازهها را پرورش میدهند مختصر زراعتی نیز دارند و آب را از چاههای كم عمق با اهرمهایی كه وزنهای در یك سر آن تعبیه شده است (عربی: شادوف بلوچی: شدف) تأمین میكنند.
در جنوب جزموریان و سراوان كوههای مكران در منطقهای به پهنای 150 تا 220 كیلومتر از بشاگرْد * در غرب تا مشكای در جهلاوان در شرق امتداد دارد. چندین رشته كوه و درههای متوازی به پلههایی شباهت دارند كه گویی از فلات ایران به سوی ساحل كشیده شدهاند. این كوهها ـ گرچه ارتفاع قلههایشان بندرت از دوهزار متر تجاوز میكند ـ بسیار صعبالعبورند. مهمترین رودهای این منطقه عبارتاند از: جاگین گبْریگ سدیچ راپیچ سرباز كچ و ریزابة آن نهنگ. رودهای غربی از طریق تنگههای عمیق از میان كوهها عبور میكنند و سرباز از این نظر دیدنیترین آنهاست. در مشرق رود عمده كچ است كه 150كیلومتر به طرف غرب از میان دو رشته كوه جریان دارد سپس به نهنگ میپیوندد و به سوی جنوب تغییر مسیر میدهد و از میان تنگی به دریا میریزد. میزان بارندگی اندك و نامرتب و دما در تابستان بالاست ولی بادهای موسمی شبه قارة هند رطوبت هوا را افزایش میدهد و گاهی اندك بارانی نیز همراه میآورد كه موجب كاهش دما و تجدید حیات گیاهی میشود. كوههای مكران سكونتگاه چوپانان كوچرو بلوچ است و ایشان بخشی از وقت خود را صرف دامداری (عمدتا بز) و «آپبند» میكنند. معدودی آبادی كوچك دایمی در كرانة رودها قرار دارد. مراكز عمده عبارتاند از: بنْت فنوج گه (از زمان رضاشاه نیكشهر) قصرقند بگ راسك چامپ لاشار اسپكه منْد وتمْپ. در هر سوی تنگهای كه رود سرباز از آن میگذرد بیش از پنجاه روستا وجود دارد و بر كرانههای رود كچ نیز رشتة به هم پیوستهای از واحهها با مزارع و نخلستانها قرار دارد كه با كاریزها و نهرهایی (بلوچی: كورجو كور در بلوچی به معنای رود است) كه آب آنها را آبگیرهای وسیع بستر رودها تأمین میكنند آبیاری میشود. تمپ و مند نیز وضع مشابهی دارند. كلْوه ادامة طبیعی دره كچ به سمت مشرق است كه 130 كیلومتر طول دارد و با آبپخشانی از آن جدا شده است. بیشترین مقدار كشاورزی دیم مكران در این ناحیه است. رودهای كچ و نهنگ به هم میپیوندند و از درة دشت به سوی ساحل و دریا جریان مییابند. در درة بلیده واقع در شمال تربت و نیز در برخی از نواحی تپههای زمرن در شمال رود نهنگ كه آب بهاره دارند كشاورزی مختصری دیده میشود. از اینها گذشته و جز پرم و بلگتر كه شورهزارند در مكران تنها گلهداری ممكن است. محصول عمده در مناطق كوهستانی برنج و خرماست. انواع مختلف میوه و سبزی نیز به مقدار اندك به دست میآید و بویژه از انبه باید یاد كرد. در > فرهنگ جغرافیایی < مكران غیر از گونههای وحشی خرما («كروچ») از 109 گونه خرمای پرورشی («نسبی») نام برده شده است. «پیش» برجستهترین نمونة خرمای مكران است. ایلهای عمده در كوهستانهای مكران عبارتاند از: گیچكی بلیدی هوت بیزنجو نوشیروانی میرواری رند رئیس لانْدی كتهوار كینه گیزایی ملا زایی شیرانی مباركی لاشاری آهرانی جطگال ] جدگال [ و سردارزایی. گه و فنوج و بنت در دست شیرانیهاست مباركیها كه شعبهای از شیرانیها هستند چامپ و لاشار را در اختیار دارند. قلعههای راسك قصرقند بگ و هیت در دست بلیدیها بود و برها تفنگچیان («زات» جنگی) آنها بودند. كتْریها و باپاریها سوداگران غیر بلوچاند. غالب كشاورزان مكران صاحب زمین نیستند.
عرض دشت ساحلی تقریبا از صفر تا یكصد كیلومتر در دشتیاری و بیش از یكصد كیلومتر در لسبلا در نوسان است. منابع مطمئن آب در آن نیست ولی مقدار زیادی بیشه و جنگل درختان كهور و كنار و آكاسیا وجود دارد. خط ساحل را خلیجهای متعدد عمیقا مضرس كرده و لنگرگاههای مناسبی برای بندرها از جمله چابهار * (قبلا تیز ] طیس كنونی [ كمی بالاتر از آن) و گوادر فراهم آوردهاند. باد و باران ماسهسنگها را به شكلهای خارقالعادهای در آورده است. در برخی جاها این سنگها در نزدیكی آب بر اثر فرسایش به وضعی در آمده كه عبور و مرور از روی آنها مشكل است. زنجیرهای از گلفشانها در امتداد ساحل وجود دارد كه بزرگترین آنها نپگ (شانزده كیلومتری شمال رأس تنگ) بر اثر فوران دایم گلی سبز رنگ قلة مخروطی شكلی به ارتفاع پنجاه متر دارد ( > ایران < ص 141). در خلیج گواتر و رودهای غرب آن زمینهای باتلاقی وسیعی وجود دارد كه درخت كرنا در آن روییده است. خاك دشتیاری و بلا نظیر خاك كچهی و قسمتهایی از مكران مانند پرم و در امتداد رود دشت دارای خاصیت عجیب حفظ رطوبت است یعنی پس از بارندگی كافی آنقدر رطوبت را در خود حفظ میكند تا محصول ذرت به دست آید. دشتیاریها برای آبیاری اراضی خود به كارجوكور و باهوها به مزنكور (دنبالة رودسرباز) متكی بودند. ولی حدود یك قرن پیش آب این دو رود كاهش یافت و جز هنگام سیلهای استثنایی آب آنها به اراضی كشاورزی نمیرسید. منبع سنتی آب تمام اهالی این منطقه باران و آبگیرهایی بوده كه از آب باران پر میشده است.
برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به  منابع مندرج در پایان بخش قومشناسی در ادامة همین مقاله.

منبع وبلاگ پهره
http://pahra.blogfa.com/
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:50
ضرب و شتم يک زندانی بلوچ در زندان گوهردشت کرج 

فعالان حقوق بشر در ايران

بنا بر گزارشات رسيده از زندان رجايي شهر آقاي اسدالله وفايي از زندانيان محبوس در اين زندان به دستور رئيس زندان مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته است.

آقاي اسد الله وفايي از زندانيان عادي زندان گوهردشت کرج مي باشد که در اندرزگاه 6 اين زندان توسط پاسدار بندها به شدت مورد حمله قرار گرفته است تا به عمل ناکرده اي اعتراف نمايد.

علت ضرب و شتم وحشيانه اين زنداني علت سياسي داشته است، پاسداران به دليل بلوچي بودن اين زنداني وي را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا خود را از اعضاي گروه جند الله و بمبگذار معرفي کند.

وي قرباني يکي از طرح هاي وزارت اطلاعات است که در زندان زاهدان ده ها قرباني گرفته است. بسياري از زندانيان عادي تا کنون با اتهاماتي چون بمبگذاري در ملا عام و يا در زندان ها اعدام شدند.

رژيم جمهوري اسلامي از زندانيان عادي براي ساختن جرايمی که منتهي به صدور اعدام مي شود استفاده مي کند.

در تابستان امسال همچنین دو تن از زندانيان سياسي زندان گوهردشت از ايل بختياري تحت عنوان "اراذل و اوباش" اعدام شدند.

فعالان حقوق بشر در ايران نسبت به وضعيت وخيم زندان هاي ايران اعلام نگراني مي کند و خواهان برخورد قاطع سازمان هاي حقوق بشري در اين مورد است.

http://www.iranpressnews.com

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:44
ضرب وشتم صاحب جرثقیل بلوچ  

ضرب وشتم صاحب جرثقیل بلوچ                         

   به گفته آقای کشاورز صاحب جرثقیل وشاهدان اعدامی روز چهارشنبه مورخ 9/8/1386 درحالیکه وی با پیشنهاد فرمانده منطقه انتظامی ایرانشهر و دیگر مجریان حکم اعدام عبدالمجید جهت استفاده از جرثقیلش که به آنها جواب داده بود این جرثقیل برای کسب رزق من وخانواده من است  ومن آن را برای اعدام در اختیارتان نخواهم گذاشت با فحاشی و ضرب وشتم وی در محل اجرای حکم اعدام وبا تهدید به مرگ  وی او را تسلیم خواسته پلیدشان کردند و با کنترل جرثقیل بوسیله فرمانده انتظامی ایرانشهر حکم اعدام اجرا شد .

خبرنگار وبلاگ پهره http://www.pahra.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:36
مسجد ای خانه آباد خدا 

نمی دانم از  ستم  یهود بر مسجد الاقصی بنالم یا  ...

نمی دانم  بر  هندو ها ی  ویران کننده  مسجد بابری که یک بار فقط دست به جنین کاری زدند  نفرین فرستم یا...

نمی دانم  آمریکا و انگلیس را  عامل تفرقه مسلمین  بنامم یا...

نمی دانم   جهاد  با کفار که روبرو با مسلمین در جنگ اند مقدمتر است   یا ...

نمی دانم  زمین  جا ندارد که  حتی  نمی شود قطعه کوچکی به مسجد داد یا...

و هزاران "یا " و "اما" و" اگر" بی پاسخ

 

پس

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

                                      کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

و اینبار نیز جامعه اهل سنت وداعی   دیگر دارد با مسجدی دیگر   به حق باید گفت ما فراموش شدگان خاموشیم                          http://yekensan.blogsky.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:25
قول پیغمبر نکردستی قبول 

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به دفعات و طی برنامه های مختلف یاران گرامی رسول خدا (ص) را مورد اهانت قرار داده است.این بار نیز یک برنامه رادیویی صبحگاهی صحابه رسول الله (ص) را مورد بی مهری قرار داده است.

برنامه رادیویی ((یک صبح یک سلام)) هر روز صبح رأس ساعت هفت بامداد کار خود را با پخش آیة الکرسی با ترتیل استاد ((سعد الغامدی)) آغازمی کند. و بلا فاصله بعد از آن بخشی از تصنیفی از سامی یوسف را که شامل این جملات است ادامه می داد. اللهم صل علی سیدنا محمد النبی الامی و علی آله و صحبه وسلم.چند روزی است که عوامل برنامه با حذف کلمه صحبه  (یاران پیامبر(ص)) بار دیگر کینه خود را نسبت به یاران گرانقدر رسول گرامی اسلام (ص) ابراز کرده اند. نمی دانم چگونه پس از مدتها به این نتیجه رسیده اند که اصحاب رسول الله (ص) را رد صلاحیت کنند. آن یارانی را که خداوند متعال رضایت خود را از ایشان این چنین بیان می فرماید:

پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان راضی است و آنان نیز از خداوند راضی هستند.و خداوند برای آنان بهشتی را آماده ساخته است که در زیر درختان آن رودخانه ها جاری است و جاودانه در آن می مانند. این است رستگاری بزرگ. (توبه-100)

و از ما می خواهد در قبال ایشان چنین موضعی داشته باشیم:

کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می آیند، می گویند: پروردگارا ما را و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته اند بیامرز، و کینه ای نسبت به مومنان در دلهایمان جای مده، پروردگارا تو دارای رأفت و رحمت فراوان هستی.(حشر-10) 

اگر مسئولین محترم صدا و سیما بغض یاران و اصحاب پیامبر عظیم الشأن اسلام را در دل دارند پس چرا مسجد صدا و سیما را با نام مبارک مؤذن رسول الله (ص)، حضرت بلال حبشی (رض) نامگذاری کرده اند؟ مگر بلال از بهترین و نزدیکترین یاران حضرت رسول (ص) نیست؟ چرا به ایرانی بودن حضرت سلمان فارسی (رض) مباهات می کنند؟ مگر حضرت یاسر(رض) و حضرت سمیه (رض) چه گناهی را مرتکب شده اند جز اینکه اولین شهدای اسلام می باشند؟ این ستارگان درخشان تاریخ بشریت چه گناهی مرتکب شده اند که اینچنین مورد غضب مسئولین صدا و سیما قرار گرفته اند؟

مسئولین محترم صدا وسیما می توانند هر موضعی در قبال این عزیزان داشته باشند، اما آیا حق دارند به عنوان یک ارگان دولتی (هرچند ربطی به دولت ندارد) کار یک هنرمند را سلاخی کنند؟؟؟ و حق مالکیت معنوی را که قوانین بین المللی قویا از آن حمایت می کنند را نادیده بگیرند؟ اگر سامی یوسف در دادگاهی ذی صلاح به خاطر این عمل ضد اخلاقی و ناجوانمردانه از صدا وسیمای جمهوری اسلامی شکایت کند مسئولین محترم این سازمان چه دفاعی خواهند داشت؟؟؟

سخنم را با کلامی از عارف بزرگ شیخ فریدالدین عطار نیشابوری (رح) به پایان می رسانم

ورکنی تکذیب اصحاب رسول                  قول پیغمبرنکردستی قبول

گفت هر یاریم نجمی روشن است          بهترین قرنها قرن من است

بهترین خلق یاران منند                          اقربا و دوستداران منند

http://kolger.blogsky.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 20:16
پیام تسلیت 
بنام خداوند بخشنده ومهربان
                   
                     انا لله و انا الیه راجعون                 
  شهادت طلاب حوزه علمیه لوتک  زابل رابه کلیه هموطنان   خصوصا اهل تسنن و به ویژه مردم مظلوم بلوچستان و خانواده  محترم شهدا تسلیت عرض نموده و بدین وسیله  تنفر و انزجار
خود رانسبت به هتک حرمت خانه خداو مدرسه دینی از رژیم منفورو سفاک ولایت فقیه آخوندی خامنه ای روضه خوان و مزدوران بی دینش آن اطلاعاتی های آدم کش خونخوار و از خدا  بی خبر اعلام نموده واین عمل ناجوانمردانه ودیگر اعمال جنایتکارانه رژیم رامحکوم می نماییم  وازخداوند متعال برای شهدا  مغفرت  و برای سفاکان بی دین رژیم  علاوه بر جهنم  سوزان . سزای عمل  در این دنیا (واگذار به مبارزان) و برای خاینان  خود  فروخته  علاوه بر رسوایی.سزای عمل(واگذاربه  دلیر مردان راه الله همانا مبارزان) آرزومند یم . ان شاء الله تعالی
دانشجویان-فرهنگیان-اصناف-بازاریان-کارمندان-دانش آموزان  و ...... بلوچ - کرد- ترکمن وبندری های مقیم تهران و استانهای اصفهان و فارس  .      http://www.delaavar.blogfa.com/   
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 23:18
چرا باید با فعلان مدنی برخورد خشونت آمیز صورت گیرد؟؟؟بلوچستان 
این سوالی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است چرا به ما اجازه فعالیت مدنی نمی دهند وچرا با فعالان مدنی برخورد خشونت آمیز صورت می گیرد؟

فقط دولت های مستبد با سوال وانتقاد مخالفند واز آن هراس دارند و انتقاد را با شدیدترین شیوه های ممکن پاسخ می دهند...

همچنان یعقوب مهرنهاد در بازداشت هست و۷ماه از اسارت ایشان می گذرد و زندانی کردن ایشان هیچ دلیل قانونی ندارد...

مهرنهاد چهره ای شناخته شده برای همگان هست و با دستگیری ایشون همه دریافت اند هر اقدام غیر مدنی که در استان بوجود آمده وخواهد آمد سبب آن چیزی جز عملکرد بد مسئولین نیست و سرکوب این گونه فعالیت های مدنی قطعا باعث بوجود آمدن حرکت های کور زیر زمینی خواهد شد که این نه به صلاح دولت است ونه به صلاح کشور ومردم ...http://mobarez58.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:56
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید.مدرسه دینی نیاز اهل سنت سیستان است  

این مدرسه نیاز اهل سنت سیستان است و تعطیلی آن به هیچ صورت امکان پذیر نیست. ما برای اینکه تنشی ایجاد نشود و تلفاتی پیش نیاید و آموزش و تعلیم در فضایی کاملاً آرام انجام گیرد، تصمیم گرفتیم آنجا را ترک کرده و طلاب بی پناه به مسجد روستای عظیم آباد (ده حاج عظیم خان) منتقل شوند.

 

.............................................................................................

 امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های جمعه این هفته، ابتدا نعمت های بی پایان الله تعالی بر بندگانش را یادآور شد و استفاده صحیح از نعمت های الهی، انتخاب مسیر درست زندگی، اهتمام به عبادت و بندگی خالصانه، خصوصاً اهتمام به نماز و دوری جستن از غفلت، هواهای نفسانی و گناه و معصیت را ضامن سعادت و کامیابی دنیوی واخروی هر انسان عنوان کرد.
وی کسب علم و دانش و حمایت از فرزندان و جوانان برای رفتن به حوزه های علمیه و دانشگاهها را یک ضرورت حیاتی دانست و از خانواده ها خواست که به این مهم بیشتر بها دهند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دوم سخنانش به واقعه ناگوار و تلخی که  شنبه شب گذشته در مدرسه دینی محمدیه اسلام آباد لوتک اتفاق افتاد وعده ای شبانه و با در دست داشتن اسلحه به این مدرسه یورش برده و پس از بیرون راندن طلاب بی پناه به اشغال این مدرسه دینی اقدام کردند، اشاره کرد و گفت : قضیۀ مدرسه دینی اسلام آباد لوتک زابل به 16 سال پیش بر می گردد که مرحوم مولانا محمدگل رحمه الله، بانی این مدرسه، از ما خواستند این مدرسه را از ایشان تحویل بگیریم و به عنوان شعبه ای دایمی از حوزه علمیه درالعلوم زاهدان در آورده و فعال کنیم. مولانا محمدگل گفت که من پیر شده ام وامکاناتی در دست ندارم که مدرسه را فعال کنم، در حالی که مردم اهل سنت سیستان با توجه به محرومیتشان حق دارند خدمتی برای آنان انجام گیرد و نیازهای دینی و مذهبی شان تأمین شود. به هر حال طی قراردادی ما این مدرسه را از مولانا محمدگل رحمه الله تحویل گرفتیم. الحمدلله طی این 16 سال این مدرسه سیر صعودی داشته، در حد مطلوبی ترقی کرده و به یکی از مدارس دینی نمونه استان تبدیل شده است. نظم و ترتیب، برنامه های تعلیمی و آموزشی و فضای معنوی وعبادی حاکم در این مدرسه نمونه بوده است. خداوند متعال برادر عزیزمان مولوی حافظ محمدعلی و سایر همکاران و مدرسین این مدرسه را جزای خیر دهد که بحق زحمت کشیده و از این بابت برگردن ما حق دارند. هر کس برای اسلام خدمت کند و خالصانه زحمت بکشد، چه عالم باشد و چه غیرعالم، حوزوی باشد یا دانشگاهی، کاسب و کارمند باشد یا تاجر، ما کفشهایش را بالای سرمان می گذاریم.
رئیس شورای هماهنگی مدارس دینی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان افزود: متأسفانه از همان ابتدا در حول و حوش این مدرسه مصایب و مشکلاتی دامن زده شده است. علت این امر نیز چیزی جز تنگ نظری نبوده است؛ تنگ نظریهای قومی و مذهبی و جناحی و گروهی، که می گوید اینجا سیستان وآنجا بلوچستان است و به ایجاد مشکل دامن می زند. در حالی که برنامه های استکبار جهانی و تهدیداتی که متوجه اسلام عزیز و تمامیت ارضی کشور ما است اقتضایی جز این دارد و باید ما با دید وسیع و نظر بلند برنامه هایمان را پیش ببریم واز تنگ نظری و تمامیت خواهی بپرهیزیم.
وی افزود: همواره طی این سالها ما نگران بودیم که برای این مدرسه مشکلی پیش نیاید واین مدرسه بتواند به فعالیت خود در راستای آگاهی های دینی مردم منطقه، وحدت و برادری اسلامی گام بردارد. اما سرانجام شنبه شب گذشته، افرادی مسلح وارد مدرسه شدند و مدرسین و طلاب را از مدرسه بیرون رانند و به مدت دو شبانه روز در حالی که وسایل شخصی و مورد نیاز طلاب در مدرسه مانده بود، آن محل را در تصرف خود نگه داشتند. مذاکرتی برای حل مسالمت آمیز این اتفاق ناگوار انجام شد اما مع الأسف نتیجه نداد و مشخص شد که این برنامه از قبل طراحی شده و دست های پنهانی در کار است که مایل به حل این قضیه نیستند؛ این امری است که یقینی بودن آن همچون واقعیت این روز برای ما روشن شده است.
مولانا عبدالحمید گفت: ما از مدیریت استان و از نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در استان انتظار داشتیم که با تدبیر این مسئله را حل کنند. جریان پیش آمده را به آنان گزارش دادیم و گفتیم که این مسئله در جاهای دیگر منعکس می شود و کسی باور نمی کند که بدون عوامل پشت پرده و دستهای پنهان چنین اتفاقی رخ داده باشد. همچنین شرایط حساس کشور و جهان اسلام را یادآور شدیم و گفتیم که این شرایط ایجاب می کند که این مسئله به طور جدی و با تدبیر و درایت حل شود. اما متاسفانه نتیجه رضایت بخشی حاصل نشد.
وی افزود: این مدرسه نیاز اهل سنت سیستان است و تعطیلی آن به هیچ صورت امکان پذیر نیست. ما برای اینکه تنشی ایجاد نشود و تلفاتی پیش نیاید و آموزش و تعلیم در فضایی کاملاً آرام انجام گیرد، با وجود اینکه این مدرسه شعبه ای از دارالعلوم زاهدان است و خوابگاهها و تمام امکانات موجود در آن متعلق به دارالعلوم زاهدان است، تصمیم گرفتیم آنجا را ترک کرده و طلاب بی پناه به مسجد روستای عظیم آباد (ده حاج عظیم خان) منتقل شوند. الله تعالی به اهل این روستا جزای خیر دهد و رحمت های خاص خود را بر آنان نازل کند که واقعاً فداکاری کرده و در منازل خود از این مهمانان مکتب نبوی پذیرایی می کنند. ان شاء الله این مدرسه برای همیشه در روستای عظیم آباد خواهد ماند و به محل پیشین که در آنجا اختلاف پیش آمده باز نخواهد گشت.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: ان شاء الله خبر این جریان هم از جانب ما و هم مردم به اولیای امور و مسئولین و بزرگان نظام خواهد رسید. اما آنچه اکنون از شما مردم انتظار می رود دو چیز است: اول اینکه برای طلاب و علمایی که در آنجا خدمت می کنند دعای خیر بکنید. و دوم اینکه برای تهیه خیمه و اتاقهای پیش ساخته و ایجاد سر پناه نیاز به کمک مالی شما عزیزان است تا در این هوای سرد طلاب سرپناهی داشته باشند.
وی افزود: ما اهل اختلاف نیستیم وهرگز اختلاف بین شیعه و سنی را نمی خواهیم وهمواره مردم را به اتحاد فراخوانده ایم. ما از این تریبون اعلام می کنیم که با هیچ کسی اختلافی نداریم و آنچه را که در آنجا برای ما پیش آمده به الله سبحانه و تعالی واگذار کرده ایم. ما نه اهل فتنه ایم و نه اهل اختلاف و الله تعالی ما را از فتنه و اختلاف نجات بدهد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه خطاب به مردم استان خصوصاً مردم سیستان و سیستانیها گفت: سیستانیها و بلوچها تاریخ بسیار طولانی ای از زندگی برادرانه با هم دارند و قرون متمادی است که در این استان بین شیعه و سنی مشکلی نبوده است. الآن شرایطی در کشور پیش آمده که برادران سیستانی از برادران بلوچ دستشان جلوتر افتاده است و این هم آزمایشی از جانب پروردگار است. برادران سیستانی این پیام را از بنده دریافت کنند که این شرایط برای همیشه باقی نمی ماند پس کاری کنید و به نحوی برخورد کنید که برادری و اخوت بین ما ضربه نخورد. خدای متعال در قرآن آورده است که « و تلک الأیام نداولها بین الناس». همه ما به پیام این آیه که سخن الله است باور داریم و آن این است که  همیشه فرصتها در دست یک نفر و یک گروه باقی نمی ماند. امروز این فرصت برای شما برادران سیستانی فراهم شده است، فردا همین فرصت برای برادران بلوچ و برادران بیرجندی فراهم خواهد شد و سررشته امور به دست آنها خواهد افتاد. لذا به نحوی رفتار نکنید که در تاریخ بنویسند ما و شما با هم بدرفتاری کردیم. امروز حرف برادران سیستانی ما در تهران و قم بیشتر خریدار و مشتری دارد. مراکز قدرت حرف شما را می پذیرند و حرف ما یا اصلاً خریدار ندارد و یا کمتر پذیرفته می شود. اگر شما برعلیه ما و ما بر علیه شما گزارشی به مرکز بفرستیم، نقصان و تبعاتش به هر دوی ما بر می گردد.
وی افزود: عزیزان سیستانی! به نحوی رفتار کنید که تاریخ گذشته ما و شما، قرابت و خویشاوندی و تعاون و دوستی ما با یکدیگر ضربه نخورد و تاریخ و آیندگان نسبت به ما بد قضاوت نکنند. سیستان و بلوچستان یک استان است و متعلق به همه ساکنان آن از سیستانی و بلوچ است. انصافاً مناسب نیست که ما برای فعالیت یک مدرسه در سیستان که کاری جز تعلیم و تربیت و خدمت به مردم منطقه ندارد با مشکل مواجه شویم.
برادران سیستانی ما از اینجا تا چابهار مناصبی دارند و با اطمینان به کار و زندگیشان مشغول هستند. در شرایط فعلی بیشتر پست ها و مناصب در سطح استان نیز در دست برادران سیستانی است و از سهمیه استخدامها، بیشترین بهره از آن آنهاست. به هر حال هم در سیستان  و هم در بلوچستان، بلوچ و سیستانی باهم زندگی می کنند و ما نمی خواهیم که مسائل قومی بالا بگیرد و برای ما در سیستان و برای سیستانی ها در بلوچستان مشکل پیش بیاید. چنین امری خواست دشمنان این مردم است.
مولانا عبدالحمید خاطرنشان کرد: خواست ما این است که فعالیت دینی و خدمت به قرآن و سنت بدون هیچ دغدغه، مشکل و تهدیدی در منطقه سیستان و برای مردم اهل سنت آن منطقه انجام بگیرد. خدمات عمرانی، راهسازی، برق رسانی و سایر خدمات مورد نیاز مردم را دولت جمهوری اسلامی انجام می دهد؛ وظیفه ما تعلیم دین به مردم است و اگر ما به فکر این نیاز اهل سنت مناطق سنی نشین کشور نباشیم با قهر خداوند مواجه خواهیم شد. امت اسلامی نیاز به تعلیم دارد و تعلیم وظیفه علما است. همانطور که فعالیت دینی و مذهبی برای برادران شیعه در سطح کشور آزاد است، قانون اساسی این اجازه را به ما نیز داده است.
وی افزود: آن گونه که بعضی تبلیغ می کنند ما انسانهای عصیانگر و متمردی نیستیم، بلکه راه و روش ما همواره بر اعتدال و میانه روی مبتنی بوده و هست. هر جا که به برادران شیعه ما ظلمی شده سکوت نکردیم و از این پس نیز سکوت نخواهیم کرد. شیعه و سنی هر دو مسلمان اند و نباید بر هیچ یک ظلمی برود و آزادی هایشان سلب گردد. حقوق و آزادیهایی که در قانون اساسی آمده باید مراعات گردد و محترم شمرده شود. این انتظاری است که ما همواره از مسئولین نظام و دولت داشته و داریم. ما نمی پذیریم که به هر بهانه ای حقوق و آزادیهای ما نادیده گرفته شود.
به هر حال ما امیدواریم که مشکل پیش آمده به خیر و عافیت رفع شود و با حمایت شما مردم مومن درهمان روستای عظیم آباد که اکنون علما و طلاب در آنجا ساکن هستند بتوانیم سرپناهی برای آنها فراهم کنیم و کار تعلیم و تعلم که از مهم ترین نیازهای دینی ومعنوی مردم منطقه و فرزندان آنهاست و از نان و آب نیز برای آنان حیاتی تر است جریان بیابد. 
در پایان همه مردم استان را به مراعات امنیت توصیه می کنم. ما با بیداری و از راه قانون مسائل خود را پیگیری می کنیم و امیدواریم که الله سبحانه و تعالی همه مشکلات را حل و گرفتاری ها را رفع نماید. والسلام علیکم و رحمة الله

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:50
دستگیری شیخ عبدالحمید دوسری در اهواز 

شیخ "عبدالحمید دوسری" امام جمعه مسجد اروندکنار که ازعلما و شخصیتهای برجسته و باسواد منطقه اهواز هستند، مدتی قبل دستگیر و روانه زندان شده و پس از مدتی به قید ضمانت آزاد شدند. طبق گزارشهای رسیده از اهواز ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!

 

 

..................................................................................................

به گزارش خبرگزاری سنی‌آنلاین شیخ "عبدالحمید دوسری" امام جمعه مسجد اروندکنار که ازعلما و شخصیتهای برجسته و باسواد منطقه اهواز هستند، مدتی قبل دستگیر و روانه زندان شده و پس از مدتی به قید ضمانت آزاد شدند. چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
اهل‌سنت مناطق اهواز و آبادان با مشکلات بسیاری مواجه بوده و تحت فشار شدید زندگی می‌کنند و همواره از بسياری آزادی‌های قانونی خود محروم گردیده و اجازه هیچ‌گونه فعالیت مذهبی را ندارند. آنان برای برگزاری مراسمشان از قبیل مراسم دینی، بسیار احساس ترس و وحشت کرده و فعالیتهای دینی و مذهبی‌شان را به صورت مخفیانه انجام می‌دهند.

  سنی انلاین
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:35
تخریب یکی از مساجد اهلسنت در بجنورد  
 تا اینکه شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!

 

 

........................................................................................................................

مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی می‌ماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجه‌ای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته می‌شود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!
این اتفقات و از قبیل آن در حالی رخ می‌دهد که اهل‌سنت در بسیاری مناطق برای گرفتن مجوز ساخت مسجد مشکلات فراوانی دارند. مشکل ساخت مسجد برای اهل‌سنت فقط  در تهران وجود ندارد بلکه در بسیاری مناطق دیگر، جامعه اهل‌سنت در این زمینه  با مشکل مواجه هستند و گاهی مجبورند که پس ا ز نا امید شدن از گرفتن مجوز، مسجد مورد نیازشان را بسازند و با چنان سرنوشتی روبرو شوند.                                                   

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:34
اطلاعيه جنبش مقاومت مردمی .جندالله در مورد تخريب مسجد اهلسنت بجنورد 

لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت مساجد.

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم ایران و خصوصا جامعه اهلسنت می رساند که رژیم پلید ولایت فقیه شب سه شنبه  در اقدامی ننگین و شرمناک یکی از مساجد اهلسنت را در شهر بجنورد تخریب کرد.

 

رژیم ولایت فقیه که خود را مدافع مسجد الاقصی می داند و بانگ وحدت دروغین می دهد  و فریاد واه اسلاماه و واه قدساه می زند با تخریب مسجد اهلسنت پرده از چهره شیطانی خود برداشت و حقیقت اسلام دشمنی و تفرقه افکنی خود را برای جهانیان آشکار نمود.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران این اقدام شرمناک رژیم را به شدت محکوم نموده و از جامعه اهلسنت ایران می خواهد تا در برابر این جنایت  از خود واکنش نشان دهند و سکوت نکنند زیرا سکوت در برابر تخریب مسجد و خانه خدا جرمی نابخشودنی و گناهی بسیار سخت است و کسانی که در این زمینه درنگ و سکوت کنند باید روز قیامت در برابر دادگاه الهی پاسخگو باشند و تاریخ هم چنین انسانهائی را نخواهد بخشید.

 

مسجد ،خانه خداست و تعرض به آن تعرض به خدا و تعرض به مقدسات مسلمانان است و سکوت و بی توجهی در برابر تعرض به الله همانند خود تعرض جرم به شمار می آید و در هیچ صورت قابل بخشش نیست لذا باید مسلمانان ایران با خروج از خانه هایشان  از خانه الله دفاع کنند و به وظیفه الهی و اسلامی خود جامه عمل بپوشانند.

 

در این میان علمای اهلسنت  وظیفه بس بزرگتری بر دوش دارند و حد اقل  باید مردم را به تظاهرات و اعتصاب در برابر این جنایت فراخوانند و لحظه ای درنگ به خرج ندهند و بدانند که تجاوزی بزگتر از تخریب مسجد (خانه خدا ) وجود ندارد و سکوت در برابر آن ، جنایتها و تجاوزهای بیشتری به همراه خواهد داشت ؛ چنانچه ما شاهدیم که طی چند روز گذشته اولا از طریق صدا و سیما به عقائد اهلسنت تاختند و بعد از آن حوزه علمیه اسلام آباد را تصرف کردند و الان مسجد اهلسنت را در بجنورد تخریب کردند.

 

همچنین جنبش مقاومت مردمی ایران از جوانان غیور اهلسنت ایران می خواهد برای دفاع از دین و عقیده و مقدسات خود به صف مبارزین و مجاهدین بپویندند زیرا به فرموده الهی یکی از مضرات ترک جهاد خراب شدن مساجد و خانه های عبادت توسط ظالمان و مستکبران می باشد و اگر توانائی خروج و جهاد را ندارند حداقل برای نشان دادن عشق و محبت  با الله و اسلام و اظهار غیرت دینی و ایمانی  به خیابانها بریزند و بدین طریق اعتراض خود را نسبت به این عمل شیطانی اعلام نمایند.

 

در آخر جنبش مقاومت مردمی ایران به رژیم جهل وجور ولایت فقیه اخطار می دهد  این جنایت و دیگر جنایتهای مزدوران خمینی  بی پاسخ نخواهند بود  و سربکفان جنبش ضربه های فراموش نشدنی بر پیکر پوسیده نظام وارد خواهند ساخت و تخریب و تصرف مساجد و مدارس تبدیل به خشمی آتشین خواهد شد که عشرتکده های سران رژیم را تبدیل به آتشکده های سوازن خواهد کرد.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:30
توطئه سپاه پاسداران بر علیه قوم بلوچ ادامه دارد 
توطئه سپاه پاسداران بر علیه قوم بلوچ ادامه دارد

یک مقام آگاه در سپاه پاسداران عنوان نمود اخیرا سپاه پاسداران به دنبال ماموریتها ویژه و ترورهای کور ماموریت گرفته و پس از بازداشت سرهنگ حسینعلی کول فرمانده سپاه خاش به همراه سروان ابراهیمی فرمانده بسیج عباس آباد و سروان حیدری فرمانده عملیاتهای سپاه خاش و سروان هاشمی فرمانده اسبق حفاظت اطلاعات سپاه خاش به دلیل لغو دستور و نکشتن روحانی مسجد افتخار آباد خاش
در زندانهای مخفی حفاظت اطلاعات استان و تهران سروان تقوی فرمانده سپاه پشتکوه را شبانه دستگیر و چشمان وی را بسته و داخل آمبولانس انداخته و نامبرده را به مکانی نامعلوم که توسط حفاظت اطلاعات استان پیش بینی شده است انتقال داده اند و هم اکنون خانواده این پاسدار هیچ اطلاعی در دست ندارند و عنوان نموده اند که سروان تقوی را سروان پاسدار محمد جهانتیغ به جرم لغو دستور و نکشتن چند تن از ریش سفیدان منطقه پشتکوه من جمله ... دستگیر کرده است .
در حال حاظر هیچ یک از پاسداران و فرماندهان سپاه خاش امنیت شغلی ندارند و برخی از آنها اقدام به فرار از خدمت نموده اند و این عمل به خاطر فشارهای زیاد حفاظت اطلاعات خاش برای ایجاد تفرقه و بین اهل سنت و درگیری میان آنها و حتی نسل کشی قوم بلوچ میباشد که این مطلب خود پاسدارن سپاه خاش را روانی کرده است و درحال انتقال به زابل و زاهدان برای فرار از فشارهای حفاظت اطلاعات سپاه بر روی خود و خانواده خود هستند
حفاظت اطلاعات سپاه عنوان نموده است در شهرستان خاش که تمام سران قبایل و طوایف هستند باید این درگیریها به شدت ادامه یابد و از این شهرستان به خارج از استان کشیده شود.
همچنین حفاظت اطلاعات سپاه خاش به فرماندهی سروان محمد جهانتیغ گروههایی را پیش بینی نموده است تا شب هنگام اقدام به تیر اندازی و زاهبندی کنند و مسافران بی گناه را به نام عبدالمالک بلوچ و مولوی جلیل قنبر زهی بکشند اعم از بلوچ و زابلی را
چرا این تغیرها در سپاه به وجود آمده مسئولان بایند جواب بدهند؟این مطلب توسط یک جوان بلوچ به ایمیل بلوچستان سرافرازارسال گردیده است
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:25
پخت نان در بلوچستان 

پیک ایران

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 2:47
رژیم مستبد حاکم بر ایران با ساختن "دیوار برلین" بر مرز، پیوند ملت بلوچ را از هم میگسلد 

دیوار برلین که با زور ساخته شده بود به حکم تاریخ با خاک یکسان شد. جهان بشری از این جنایت تاریخی آموخت که حصار کشیدن بین انسانها ممکن و پایدار نمیباشد، اما رژیم ظالم و مستبد حاکم بر ایران گویا ازوقایع جهان بی باک است و چند سال است که در حال ساختن "دیوار برلین" بر مرز در بلوچستان است.

 

 محمد غفاری فرمانده نیروهای سرکوب رژیم در بلوچستان روز دوشنبه ٣٠ مهرماه به نیروهای بسیج رژیم در زاهدان گفت: امسال 28 میلیارد تومان اعتبار برای طرح انسداد مرز اختصاص یافت .

رژیم مستبد حاکم بر ایران سخت در تلاش است تا با صرف میلیاردها تومان در سال با ساختن "دیوار برلین" بر مرز در بلوچستان، پیوندهای خونی و خویشاوندی ملت بلوچ را برای همیشه از هم بگسلد.

 

بلوچستان دارای ١٦٠٢ کیلومتر نوار مرزی است که ملت بلوچ در هر سوی آن با ایجاد ارتباط تنگاتنگ خانوادگی  و برادری زندگی میکنند. ملت بلوچ بجز از سرکوب و قتل و فقر از سوی رژیم دیگر هیچ عایدش نشده است. حال غفاری فرمانده سرکوبگران رژیم با آب و تاب چنان از این طرح شوم ضد بلوچ سخن میگوید که گویا مژده ای را برای بلوچستان آورده است.  وی میخواهد این تصور را در بین مردم ساده غیربلوچ در بلوچستان بوچود بیاورد که با صرف میلیاردها  پول در ساختن این حصار امنیت را برایشان به ارمغان میاورد!

 

غفاری بر مسئله امنیت(برای خوشان) تاکید کرد و گفت: : امنیت برای ما یک ضرورت محسوب می شود.

وی در همانجا اعتراف نمود که: زمانی امنیت عمومی در یک جامعه جامعه تحقق می یابد که افراد آن احساس امنیت و ذهنیت خوشایند و آرامش بخش داشته باشند و بپذیرند که با هیچ تهدیدی روبرو نیستند و زمینه رشد آنان فراهم است. حال باید به رژیم و سرکردگان آن گفت که آیا نقش رژیم جز تهدید، سرکوب، مزاحمت، زندانی، شکنجه و اعدام در مقابل خواست و مقاومتهای برحق ملت بلوچ در بلوچستان بوده است.

بدون تردید امنیت از مهمترین مسئله ملت بلوچ است که رژیم با گسیل صدها هزار نیرو سرکوبگر آنرا از بین برده است. رژیم راه برقراری امنیت(برای خودشان) را در بلوچستان سرازیر کردن نیروهای سرکوب میداند. از اینرو غفاری خبر از حضور افزاینده فیزیکی پلیس را برای احساس امنیت شان داد. پس پرواضح است که ملت بلوچ بعلت نداشتن تمامی شاخصهایی را که غفاری ملاک برقراری امنیت در یک جامعه میدانند، از هیچگونه امنیتی برخودار نیست.  امنیت در بلوچستان زمانی تحقق مییابد که ملت بلوچ با تهدید و سرکوب رژیم روبرو نباشد و رژیم به مطالبات و حقوق دمکراتیک ملت بلوچ تن دردهد.

 

 از منظر ملت بلوچ، ساختن "دیوار برلین" بر مرز در بلوچستان کاملاً در جهت خلاف منافع ملی و خواست او  و نیز یک دهن کجی  آشکار به هویت ملی اش است.  ملت بلوچ هرگز تن به قبول گسستن پیوندهای خونی و خویشاوندی با برادران بلوچ خود در دیگر بخشهای بلوچستان نیست. طرح ساختن "دیوار برلین" بر مرز در بلوچستان از سوی رژیم با نفرت شدید ملت بلوچ روبروست. مبارزان ملی بلوچستان آنرا بکرات محکوم کرده و با رژیم در حال مبارزه اند. رژیم برای از بین بردن هویت ملی بلوچ هزاران دسیسه و نیرنگ بکار برده و میبرد. برای رژیم احساس امنیت در بلوچستان زمانی ممکن است که اثری از بلوچی در بلوچستان نباشد. برای نیل به این هدف شوم، رژیم تشویق به مهاجرت از دیگر مناطق به بلوچستان میکند. اجرای پروژهای کلان مسکونی در بلوچستان و فراهم نمودن وام آسان با وعده های اشتغال در مراکز پردرآمد در راستای سیاست بلوچزدایی است. اینگونه سیاستهای محتوم رژیم، بحق  با مقاومت و مبارزه مبارزان بلوچ روبروست که امنیت مورد نظر رژیم را غیرممکن کرده اند. به یقین که هیچ  دژ و دیواری سبب گسستن پیوندهای خونی و خویشاوندی ما بلوچها نخواهد گشت اگرهم  بلندی­اش به ثریا برسد و میلیاردها تومان که هیچ  میلیاردها دلار خرج آن شود.

 

بلوچستان راجی زرمبش دست اتحاد به تمامی نیروهایی که به ملت بلوچ و بلوچستان مهر میورزند دراز میکند تا  ما با هم با مبارزه­ای متحد و پیگیر، تمامی سیاستهای شوم ضدبلوچی و ضددمکراتیک رژیم را ناکام و بکلی از شر رژیم مستبد خلاص شویم. ما باید و باید نهایت تلاش و مبارزه­ را در ناکامی انسداد مرز و بعبارتی گسستن پیوندهای خونی و خویشاوندی مان بکار ببریم تا بقای هویت بلوچی­مان تثبیت شود.

 

 

بلوچستان راجی زرمبش آبان ١٣٨٦

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 2:33
آخرین اخبار ازتحولات حوزه علمیه اهل سنت زابل .اسلام ابادلوتک 

مولانا حافظ محمد علی:طلاب وپرسنل ما همه شهادت طلبند

 

طبق آخرین گزارشها از مدرسه لوتک خائنین واشغالگران مشغول تاراج اموال واجناس فروشگاه وانبارهای حوزه می باشند درمقابل طلاب وارد اتاقهایشان می شوند ووسایلشان را جمع می کنند تا درروستای عظیم آباد درمدرسه تازه تاسیس ثبت نام کنند وخائنین با اصرار فراوان سعی می کنند طلاب رانگه دارند طوری که حاضر شده اند به هر طلبه مبلغ 30هزارتومان بدهند

تا نزد آنها بماند ودر مدرسه ای که از اختیار شیخ الاسلام بیرون رفته ودر اختیار کامل ولایت سفیه ایران با سرپرستی عبدالله حسن زهی عامل دست نشانده ودین فروش اداره خواهد شد،ثبت نام کند! لاحول ولا قوه الابالله.......

 

واما اخبارمربوط به دادگاه شیرمرد سیستان:استاد مولانا حافظ محمد علی همان طور که در خبرهای قبلی  به عرض شما رساندیم امروز صبح( چهارشنبه) جناب مولانا حافظ محمد علی به  دفتراطلاعات ودادگاه شهر زابل احضار شدند

که ازصبح تا ساعت2 بعدازظهرهمراه ده ها نفر از مردم غیور زاهدان وزابل مراجعه کردند اما خبری از اشغالگران ومدعیان دروغین وراثت حوزه لوتک نشد وبالاخره رئیس دادگاه زابل پرونده را به دادگاه زاهدان ارجاع داد تا به آن رسیدگی شود.

سپس مولانا حافظ محمد علی  همراه جمعی از مردم وعلماء منطقه به روستا ی عظیم آباد تشریف بردندکه با استقبال گرم وپرشور مردم وطلاب مواجه شدند درحالی که از شدت شوق اشک می ریختندونعره تکبیرسرمیدانند؛ ایشان سپس در جمع مردم ،طلاب ومعتمدین فرمودند: بنده بارها وبارها مخصوصا در آخرین جلسه سخنرانی سال تحصیلی قبل عرض کرده ام که مدرسه اسم آجروسیمان وساختمانها نیست بلکه مدرسه به فکر وانگیزه وعقیده می گویند، هر کجا که کار دین باشد همانجا مدرسه است

همانطور که به جسم بی روح انسان ،انسان گفته نمی شود بلکه تا زمانی که روح ونفس در کالبد باشد به آن انسان می گویند  حوزه هم  بدون اخلاص وانگیزه وفکر ساختمان محض است.

گر به صورت آدمی انسان بودی                    بوجهل واحمد یکسان بودی  

 

 ایشان سپس خطاب به طلاب فرمودند:  تقوا وخداترسی پیشه کنید واز نماز تهجد وذکروعبادت غافل نباشید ودرعوض غیبت وبد گویی مخالفین به فکر دینداری مردم باشید، ایشان همچنین اظهار داشتند خیلی از علماء ومسئولان مدارس بزرگ بلوچستان تماس گرفته وابراز همدردی کردند.  نماینده تام الاختیارشیخ الاسلام درسیستان افزودند: به فکر معاش خود ومدرسه نباشید خداوند همه چیز را خودش درست می کند

مثلا دو سه نفرفقط ازطایفه شه بخش هزینه آجرها وآهن ها را تقبل کرده اند.

 

   اینجا مرد میدان می خواهد و لازم است همه آمادگی کامل برای رویاروئی با تمام مشکلات را داشته باشند ومردم بدانند که طلاب وپرسنل ما هراسی از مرگ نداشته وعاشق شهادت هستند (تکبیر حضار)،مارااز مرگ وپرونده سازی نترسانید اکنون الحمدلله ماهمه احساس آزادی می کنیم درگذشته مثل مهمان بودیم گرچه مسئولیت ها ومخارج دست ما بود ولی سایه سنگین شیطنت و جوسازی برسر مابود ودلهره داشتیم، دائما گزارش ردمی کردند ودرکارما سنگ اندازی می کردند.

ایشان در پایان متذکر شدند:آنجا روزانه قران تلاوت می شد طوری که ششصد نفر بدون استثنا روزی یک بار سوره یس راتلاوت می کردند که برکاتش به اهالی آبادی می رسید ولی افسوس که این نعمت عظیم از آنها سلب شد وافتخار آن نصیب شما مردم غیوروموحد عظیم آباد شد.

 

لازم به ذکر است پرونده ساختگی چهارم مولاناحافظ محمدعلی شنبه هفته آینده دردادگاه ویژه روحانیت زاهدان بررسی خواهدشد

http://somalzi3km.blogfa.com/


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 1:58
در درگيری مسلحانه در نقاط مرزی ايران 8 تن کشته شدند 
اييسنا: رييس پليس خراسان رضوى اعلام كرد: طى 24 ساعت گذشته در سه عمليات مختلف، هفت تن از اشرار مسلح به هلاکت رسيده و مقدار 515 کيلوگرم مواد مخدر از نوع ترياک کشف شد.

سردار حميد فهيمي‌راد در اين رابطه افزود: در راستاى مبارزه با اشرار و قاچاقچيان مسلح و با توجه به کسب اخبارى مبنى بر ورود گروهى از اشرار به داخل کشور، بلافاصله طرح عملياتى تهيه شد و تيم‌هاى اطلاعات و عمليات پليس مبارزه با مواد مخدر خراسان رضوي، در دو مرحله عمليات منظم و هماهنگ، اشرار مسلح را زمين‌گير کردند.

وى گفت: در پوشش نخستين مرحله از عمليات‌هاى منظم، تيم‌هاى ورزيده مجهز عملياتى مستقر در ارتفاعات باغک که متشکل از نيروهاى انتظامى شهرستان‌هاى خواف و تايباد بودند، در دامنه نقاط کمين خود با اشرار درگير شده و آنها را غافلگير کردند.

رييس پليس خراسان رضوى خاطرنشان كرد: در اين عمليات، هفت تن از عوامل اصلى قاچاق مواد مخدر به کشور به هلاکت رسيده و مقدار 135 کيلوگرم ترياک نيز کشف شد.

وى ادامه داد: در مرحله دوم و سوم از اين عمليات‌ها نيز به طور همزمان با انجام اقدامات اطلاعاتى دقيق و حساب شده، دو باند تهيه و توزيع مواد مخدر که از استان سيستان و بلوچستان اقدام به حمل مواد مخدر مي‌کردند، متلاشى و در اين رابطه نيز 380 کيلوگرم ترياک کشف و هفت تن از سوداگران مرگ دستگير شدند.

سردار فهيمي‌راد اظهار كرد: دو دستگاه خودرو و سه دستگاه تلفن همراه نيز در اين عمليات‌ها کشف شد.

رييس پليس خراسان رضوى با تاکيد بر اين که اين استان از امن‌ترين مناطق کشور است، گفت: انجام اقدامات اطلاعاتى و ردزنى دقيق، استفاده از تجهيزات پيشرفته و هماهنگى بين تيم‌هاى عملياتى و همچنين همکارى مطلوب مردمى با پليس از نکات برجسته اين عمليات‌هاى موفقيت‌آميز بوده است.


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 22:39
اعدام و قتل سه جوان بلوچ در يک روز 

 به گزارش "باشگاه خبرنگاران" و به نقل از روابط عمومي دادگستري رژیم در استان سيستان و بلوچستان یك نفر روز سه‌شنبه در محل زندان مركزي ايرانشهر به اتهام "قاچاق مواد مخدر" اعدام گرديد.. وی " اسماعيل باراني پيرانوند " فرزندعلي راست نام داشت

در اين روز همچنين يکنفر با نام "جما گمشادزهي "در زاهدان مرکزي زاهدان به اسم "قاچاقچي بين اللملي" بدار آويخته شد-و يک نفر ديگر در منطقه "جکيگور" سرباز به اسم "شرور مسلح" با رگبار گلوله توسط نيروهاي انتظامي رژيم بقتل رسيد

سايت حکومتي "باشگاه خبرنگاران" در مورد اعدامي ديروز در ايرانشهر چنين نوشت:در راستاي مبارزه با سوداگران مرگ و قاچاقچيان، صبح امروز (9 آبان) يكي ديگر از قاچاقچيان مواد مخدر شهرستان ايرانشهر به دار مجازات آويخته شد.
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران و به نقل از روابط عمومي دادگستري استان سيستان و بلوچستان، در راستاي مبارزه بي امان با سوداگران مرگ و قاچاقچيان اسماعيل باراني پيرانوند، فرزند علي راست به اتهام حمل نگهداري دو كيلو و 450 گرم هروئين به اعدام محكوم كه حكم صادره پس از تاييد مراجع عالي قضايي، صبحگاه در محل زندان مركزي ايرانشهر به مرحله اجرا درآمد.
گفتني است، نامبرده قبلا به جرم حمل 40 كيلوگرم ترياك به تحمل 15 سال حبس محكوم گرديده بود./اص
گزارش : راديو بلوچي اف ام

اعدام يک نفر ديگر در زاهدان

قتل يک جوان دیگر از جوانان بلوچ توسط نیروهای انتظامی رژیم

در بلوچستان ایران  9 نفر دستگیر و 2 نفر  اعدام  و ۱ نفر کشته شد

 

اسامي تعدادي از اعدام و کشته شدگان بلوچ توسط نيروهاي انتظامي رژيم جمهوري اسلامي ايران....اينجا را کليک کنيدگزگزارش : راديو بلوچي اف امارش : راديو بلوچي اف ام

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 22:33
توطئه سپاه | بلوچستان 
سم الله الرحمن ارحیم
شیخ مهدی توکلی به دستور سپاه پاسداران و با تیر مستقیم سروان محمد جهانتیغ مسئول حفاظت اطلاعات سپاه خاش انجام گرفت
قضیه از آن قرار بود که رژیم آخوندی و مسئولین ارشد سپاه حفاظت به مسئول اسبق حفاظت اطلاعات خاش سروان هاشمی دستور دادند که تحرکاتی جدیدی را برای از بین بردن قوم بلوچ و علما و ریش سفیدان انجام دهد که نامبرده پس از درمیان گذاشتن این قضایا با سرهنگ کل فرمانده سپاه خاش و حیدری فرمانده عملیاتهای سپاه خاش به نتیجه ای در این خصوص نرسیدند و در ابتدا سروان هاشمی از مسئولیت برکنار شد و پس از آن سروان جهانتيغ بر روی کار جهت انجام این ماموریت به کار گمارده شد با توجه به اینکه با مخالفت شدید سرهنگ کول و سروان ابراهیمی و فرمانده عملیاتها مواجه شد پس از شلیک گلوله ها به روحانی مسجد افتخار آباد نامبردگان را به استان معرفی نمود و باعث شد سروان هاشمی و سرهنگ کول و حیدری فرمانده عملیاتها و ابراهیمی فرمانده سپاه عباس آباد از مسئولیت برکنار تا مدتی برای کتمان حقایق در بازداشتگاههای مخفی حفاظت سپاه به سر ببرند در حال حاظر سروان جهانتیغ فرمانده حفاظت سپاه خاش مسئولیت را در این شهرستان به دست گرفته و بدنبال خلع سلاح قوم بلوج و ایجاد نزاعها و درگیرهای طایفه ای و مخبر پروری میباشدکه قو بلوچ باید هوشیار باشند
فرمانده حفاظت سپاه خاش بدنبال این بوده است که برادر شهید نصرالله شنبه زهی را به عنوان قاتل معرفی کند که موفق نشد در حال حاظر طرح ترور سران طوایف را در حال پیگیری میباشد . بدنبال تسلیح بلوچهای خود فروخته است تا آنها را مسلح و در پایان نیز جنگ و نزاع طایفه ای راه بیندازدhttp://www.taftaan.mihanblog.com/


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 22:25
علمائ اهل سنت جوانرودهمچنان در سیاهچاله های دولت! 

پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال  این  اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً  غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست   آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین  جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم...  فاعتبروا یا اولی الأبصار

 

نقل از اسلام کورد

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 14:4
حمله به حوزه علمیه اهل سنت زابل جنایت رژیم خیانت مزدوران  
 باری دیگر دژخیمان زمان با حمله و یورش به حوزه علمیه اسلام آباد لوتک و تصرف آن چهره مکار مآبانه خود را برای مردم رو کردند و دشمنی خود را با اهلسنت و ملت بلوچ نشان دادند و ثابت کردند که به هیچ صورت تحمل اهلسنت را ندارند و در پی تحلیل و از بین بردن اهلسنت هستند.

آری حمله به حوزه علمیه اسلام آباد زابل ، حمله به اهلسنت بود ، حمله به مقدسات مردم بود ، حمله به عقائد و افکار مردم بود و حمله به 20 ملیون ایرانی بود که با روی کار امدن انقلاب روی سعادت و خوشبختی را ندیدند و در طول سه دهه به طرق مختلف مورد تبعیض و تحقیر و توهین قرار داشتند و هیچ وقت شهروند ایرانی به شمار نیامدند و از حقوق شهروندی خیلی به دور بودند و حتی شهروند درجه 4 هم نبودند مردمی که به امید عدالت و برابری و آزادی و حقوق مساوی انقلاب را همراهی کردند اما جز بی عدالتی و نابرابری و قید و بند و محرومیت از حقوق ابتدائی بشری چیزی گیرشان نیامد و این انقلاب برایشان بدترین روزها را به ارمغان آورد و تا جائی پیش رفت که هستی اقوام سنی را تهدید کرد و مردم سنی و خصوصا ملت بلوچ جز رنج و غم ، فقر و فلاکت سودی دیگر از انقلاب خمینی دریافت نکردند.

همان علمای اهلسنت که فکر می کردند با این انقلاب مردم به حقوقشان می رسند و انقلاب را همراهی کردند نه تنها مایوس و نا امید شدند که خود قربانی شدند و به زندانها انداخته شدند و اعدام شدند و هزاران مشکل دیگر که تصور ان را قبلا نمی کردند برایشان آفریده شد و حتی از بیان افکار و عقائد خود ممنوع شدند.

انقلابی که شعار آزادی بیت المقدس سر می داد و روز جهانی قدس بنا نهاد تا از بیت المقدس حمایت کند خود ویرانگر مساجد شد

انقلابی که شعارهای دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان را سر می داد خود مرتکب بدترین جنایات بر مردم اهلسنت شد و چنان ظلم و ستم بر سرشان فروریخت که نمونه اش در تاریخ اسلام خیلی کم است.

انقلابی که ندای وحدت مسلمین سر داد و ایران را لقب ام القرای جهان اسلام نامید وحدت ایرانیان را به خاک مالید و اتحاد ملت ایران را نابود کرد و تخم نفاق و کینه و عداوت در بین مردم کاشت و به جای ممنوع کردن سب و دشنام و اهانت به مقدسات اهلسنت خود مجری آن شد و شبکه های وابسته به نظام اهلسنت را فرقه ای کافر قلمداد کردند و تفرقه اندازانی جون تیجانی دروغگو رهبر و پیشوایشان شد.

 

 اما این بار دیگر مرتکب جنایت سنگینی شد و در قلب بلوچستان  و در قلب جامعه اهلسنت به مدرسه و پایگاه مذهبی مردم حمله ور شد و با همکاری مزدوران محلیش به مرکز علم و عرفان و فقه و قران حمله کرد و در حقیقت با این عملش گور خود را با دستان خود کند و از این به بعد باید منتظر واکنشهای تندی در برابر این جنایتش باشد و همچنین مزدورانش باید بدانند که با اینکه آبرو و حیثیت خود را به باد دادند و ایمان خود را در برابر دراهم معدوده فروختند که از این به بعد هرگز نخواهند توانست با امنیت در اسلام آباد زندگی کنند و فرزندان همان روستا این خیانت مزدوران و جنایت رژیم را هرگز نخواهند بخشید.

دلاور بلوچ


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 13:50
ماجرای حمله به مدرسه اهل سنت زابل. لوتک با قلم یکی از طلاب  
بنده از نزدیک شاهد درگیری دیشب مدرسه اسلام اباد بودم کسی از صدای گلوله ها متفرق نشد بلکه با سنگ واجر عبد الباسط را جوانان که عموما زاهدانی وطلاب بودند هدف قرار دادند که او مجبور به عقب نشینی به داخل منزلش شد گر چه حدود دو خشاب فشنگ به سمت مردم وطلاب شلیک کرد و آجری هم به پایش اصابت کرد واخر سر فرار کرد ودرب منزلش را بست ولامپها را هم خاموش کرد! که طلاب وفادار به استاذ محترم مولانا حافظ محمد علی حفظه الله جا جلو درب منزلش رفتند وحتی به داخل منزلشان تعداد زیادی اجر انداختند که بنده به خاطر وجود زنان واطفال مانعشان شدم! در ضمن شعار هایی با صدای بسار بلند مثل مرگ بر خامنه ای مرگ بر منافق والله اکبر داده شد وبه خودروی ماموران اطلاعاتی هم خسارات شدید وارد شد که سر نشینانش طوری فرار کردند که حتی نتوانستند درب های ماشینشان را ببندند !!

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 13:48
دارالعلوم محمدیه زابل با اسم جدید به دستور شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظ الله انتقال می یابد 

حضرت مولانا عبدالحمید طی نشستی با اساتید حوزه ی دارالعلوم زاهدان وعلماء حقانی سیستان اظهار کردند دیگربه هیچ عنوان حاضر نیستم دراسلام آباد حتی یک  کلاس از طرف ما دایر شود.

با توجه به مشکلات امنیتی و دخالت های ارگانهای مختلف دولتی در امورحوزه ی دارالعلوم محمدیه و اصرارمردم مناطق دیگربراستقرار مولانا حافظ محمد علی دران مناطق؛شیخ الاسلام تصمیم گرفتند این حوزه را به روستای عظیم آباد در یک کیلومتری شرق روستای اسلام اباد منتقل نمایند.

فعلا برای تهیه کردن اتاق موقت (کانتینر)اقدام شده است ویکی ازافراد خیٌرمنطقه قول داده است صد بار آجر جهت احداث ساختمان جدید مسجد حوزه ی جدید التاسیس فراهم خواهد کرد.

مولانا حافظ محمد علی فرمودند:مدرسه نام آجر وساختمان نیست مدرسه نام فکروعقیده است هرجااستاد وشاگرد باشند مدرسه همانجاست چه دراتاقی باشند چه در خیمه چه زیر درخت!پس مردم دیندار اهل سنت ناراحت نشوند که بنای ظاهری مرکز دینی را از دست دادند.

لازم به ذکر است خشت اول این حوزه توسط دولت رافضی بعد از انقلاب گذاشته شده است که بعد ازتحویل به دارالعلوم زاهدان ساختمان آن توسعه یافت وزمین موقوفه آن توسط مرحوم حاج رحمان خان براهویی وقف شده است واگر بنا باشد مدرسه به کسی ارث برسد باید به بازماندگان آن مرحوم برسد نه به فرزندان ملائی که فقط متولی حوزه تا سال ۱۳۶۹بوده است.

والسلام 

http://somalzi3km.blogfa.com/


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 13:46
مُنقاد 

قـصه  د لـبـــريـم  يا ر  مـن  از  يا د  بـبُـرد       رو بگـردانـد ز مـن  قه قه  شاد بـبُـرد

امـد م نالـه  كـنـان  چـنـگ  زنــم  دامـن  او      دهنـم دوخت هـم او ناله و فـريا د ببُرد

خواســتم گريه  كـنم  تا  كه ز مـن  يا د كـند      اشك بخُشكيد و همان  مهره  نراد ببُرد

من  گنه  كار و غم الوده ز افســانه خـويـش     هر چه  كردم همگي  كاه بُد و باد ببُرد

اين همه قهر خدا از سر خود خواهي ماست     كه همه نعمت خود از كف  مُنقاد  ببُرد

دانست  كه  دانستم  و امد  به  محبّت  باري      چشم جوشيد ز شادي و غم از ياد ببُرد

 شاعر محمد صديق حسني

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 23:2
بلوچستان 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 22:42
در بلوچستان ایران 9 نفر دستگیر و 2 نفر اعدام و ۱ نفر کشته شده 
 

جمعه گمشادزهی

طبق  گفته سردار غفاری   اعضای گروه مسلحی که قبلا وارد استان شده  و  قصد   ایجاد ناامنی داشتند دستگیر شده اند و دو خودرو  نیز از آنان کشف گشته  همچنین دو نفر در زاهدان و ایرانشهر اعدام گردیده اند  که اسامی آنها :

1 – جمعه      این شخص همان –صاحب عکس -جمعه  گمشادزهی   می باشد که  چندی پیش بعد از  ورود به فرودگاه  تهران  دستگیر شد لازم به ذکر است وی ساکن دبی و در کار  تجارت پارچه و  اقلام  لوکس   بوده است .) به جرم  قاچاقچی  بین المللی  در زاهدان اعدام گردید

2-  اسماعیل  بارانی   به جرم حمل دو کیلو هروئین در ایرانشهر اعدام گردید

همچنین یک نفر نیز بگفته منابع حکومتی در جکیگور کشته شده

 در ضمن   طی هفته گذشته 7 نفر نیز در  خراسان جنوبی   توسط قرارگاه  های تابعه رسول اکرم بقتل رسیده اند . یک انسان

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 22:10
تحقق یافتن اهداف و برنامه های کسانی که حوزه های علمیه مثل خاریست درچشمانشان  

طبق اخبار و گزارشهای رسیده از حوزه درالعلوم محمدیه لوتک زابل  طلاب به حوزه های دیگر برای ادامه تحصیل انتقال یافته اند ولی هنوز وسایل آنها در تصرف خدانشناسان مزدور می باشد کسانی که درحوزه علمیه محمدیه زابل مشغول به تحصل بوده اند فقط به خاطر حضور علمای حقانی و ربانی بر حق به آن حوزه رفته اندتا جائیکه علمای بزرگ منطقه همچون علامه شهیدمولانا نعمت الله  توحیدی (ره)  فرزندش را به آن حوزه جهت تحصیل فرستاده بودندو بعد شهادت رسیدن آن بزرگوار فرزندش به خاطر خانواده اش مجددبه حوزه دارالعلوم زاهدان برگشت آری دیگر چه چیزی می خواهند به دست بیاورند حوزه ای که حتی هزینه هایش توسط حضرت شیخ الاسلام پرداخت میشد تا خدمات  دینی به مردم منطقه داشته باشد ولی همکنون رحمت های  ونعمت های خداوندی از لوتک دور می شوند و این زیان بزرگی به آن منطقه می باشد مردم لوتک باید هوشیار باشند که ان شاءاله هستند چون طلاب را مثل فرزندانشان دوست دارند ویابیشتر و آن کسانیکه این کارها را نموده اند  حتی اجدادشان را بدنام نموده اند و این کار نه به نفع دولت است و نه به نفع مردم چون طلاب برای ادامه تحصیل به کشورهای همسایه همچون پاکستان می روند. وانجا استادی همچون حضرت شیخ الاسلام نیست که همیشه بفکر وحدت و حتی حقوق  شعیه باشد  شعیه یانی که حقوق اهل سنت را از بین برده اند (البته بعضی ها )و به هیچ نحو حتی به کاندیدای اهل سنت رای نمی دهند در شهرهای همچون چابهار و شهر های دیگر بلوچستان کاندید می شوند می دانند که رای نمی آورند ولی بخاطر اینکه به اهل سنت رای نمی دهند این کار را می کنند ولی همه ساله حضرت شیخ الاسلام (حفظه الله ) مردم منطقه را دستور به رای دادن به انها می کند چون حق آنها تضییع نشود ولی آنها در جواب چه کارهای که نمی کنند  یارب به امید تو  حسبنا الله و نعم الوکیل http://lootakian.blogfa.com/post-4.aspx

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 22:8
آخرین اخبار اشغال دارالعلوم محمدیه اهل سنت اسلام آباد زابل  

طبق آخرین اطلاعات حوزه دارالعلوم محمدیه همچنان دراشغال اراذل واوباش است. عوامل سپاه واطلاعات قفل انبارومغازه حوزه راشکسته وبه کالاهای حوزه دستبرد زدند.

 "هاشمی" معاون آقای سلیمانی روز دوشنبه همراه مولوی الیاس اسماعیل زهی و"قاسمی" ازمسئولان اطلاعاتی امنیتی زاهدان اسلام آبادآمدند، این هیئت إبتدا با اشغالگران (مزدوراطلاعات) وسپس با اساتیدومردم منطقه دیدار کردند. 

اراذل واوباش که توسط سپاه پاسداران مسلح شده اندبهنگام ملاقات با معاون وفرستاده سلیمانی اسلحه خود رامخفی ومظلوم نمائی کردند وازصحبت هایش با مولانا حافظ محمدعلی چنین معلوم میشدکه گویا وکیل مدافع اشغالگران است  ناگفته نماند مولانا حافظ محمدعلی باکمال شجاعت تمام ماجرا راتعریف کرده واشغالگران را مزدور نظام قرار دادند وجریان بازداشتی خود رابازگوکرده وگزارشهای کذب عوامل خودفروخته را تکذیب کردند.ایشان خاطرنشان کردند اگربنده فتوای جهادمیدادم تاحالایکی ازعوامل اطلاعات زنده نبود ولی عده ای ازجوانان وطلاب که کاسه صبرشان لبریزشده بودبدون اطلاع اساتیدحوزه باپرتاب سنگ وآجر بسوی اراذل ومامورین اطلاعات که درلباس شخصی بودند آنها را مجبور به فرارمفتضحانه کردندتاجائیکه شخصی باوجودتیراندازی وخالی کردن دوخشاب گلوله بسوی جوانان خشمگین بازهم فرار رابرقرارترجیح داده وازخانه خودهم گریخت.

لازم بذکر است مولاناحافظ محمدعلی فردا(چهارشنبه) جهت شرکت درجلسه دادگاه زابل بالاجبار به زابل سفرخواهندکرد ایشان قبل ازاین هم احضارشده بودند.

توضیح:حوزه محمدیه اسلام آبادزابل درسال۱۳۶۹ توسط مولوی محمدگل به سرپرست شورای هماهنگی مدارس اهلسنت استان تحویل داده شدوایشان درسمت امام جمعه مسجدجامع روستای اسلام آبادماندند؛ ولی بعداز وفات مرحوم دوفرزندبزرگترش(عبدالله،عبدالباسط) ادعاکردند حوزه ومسجد ملک شخصی پدرشان بوده وآنهامستحق ارث پدرشان هستند!! ومولانا عبدالحمید میراث آنهاراتصرف کرده است!!!! چنانچه باحمایت وپشتیبانی حکومت سبب زندانی شدن نماینده تام الاختیارحضرت شیخ الاسلام جناب مولاناحافظ محمدعلی شدند سپس بعدازگذشت یکسال کتبا از ادعای خود عقب نشینی کرده واعلان کردند در امورحوزه هیچ گونه دخالتی نخواهندکرد اما طبق عادت همیشگی خودعهدشکنی کردندوباحمایت دستگاههای مختلف دولتی حوزه را اشغال کرده وبسیاری از طلاب را اسیرکردند که بعدازچندین ساعت اسارت آزادشدند.

منتظراخباربعدی باشید٪

http://somalzi3km.blogfa.com/

 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 22:4
جمعه خان گمشادزهی در زاهدان اعدام شد | بلوچستان 

به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان بامداد سه شنبه یک جوان بلوچ به نام جمعه خان گمشادزهی در صحن زندان زاهدان به اتهام خرید و فروش مواد مخدر اعدام شد.

جمعه خان از طایفه گمشازهی و ساکن شهرستان سروان بود که به خاطر درگیری با نیروهای انتظامی از کشور فرار کرده بود و مدتها در امارات متحده عربی زندگی می کرد و تقریبا چند ماه قبل از دستگیری نمایندگان وزارت اطلاعات با وی در امارات ملاقات کرده و به او وعده تامین دادند چنانچه جمعه به قصد تامین گرفتن به طور مخفی به تهران می آید اما از قبول کردن شرائط تامین سر باز می زند و انکار می کند که یکی از شرائط تامین همکاری وی جهت از بین بردن مبارزین بوده است و گمشادزهی این شرط و دیگر شرائط را قبول نمی کند و در نتیجه ماموران وزارت اطلاعات بر خلاف وعده هایشان وی را بازداشت می کنند و بعد از چند ما بازداشت امروز در زندان زاهدان اعدام شد.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 15:52
یعقوب مهرنهاد به زندان مرکزی منتقل شد/حملات گسترده رژیم به اهلسنت 

 
 
بنا بر گزارشات رسیده در هفته گذشته آقای یعقوب مهرنهاد دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت واز فعالان مدنی کشور به زندان مرکزی منتقل شده است.

آقای مهرنهاد هم اینک وارد هفتمین ماه اسارت خود شده شده است وسکوت رسانه ها وسازمانهای بین المللی از عمده ترین دلایل تداوم بازداشت این رهبر جوانان بلوچستان گشته است.

همچنین گزارشات حاکی از آن است که رژیم با دستگیری مهرنهاد با طمع بیشتر بر دیگر بزرگان بلوچ می تازد وبه مدرسه ای دینی در زابل حمله ور شده وبسیاری از اساتید وطلاب آن را اسیر کرده وعلما وبزرگان را بارها به شیوه های خود تهدید به ترور نموده است ...

در این برهه از زمان که بلوچستان عزیز وارد فاز تازه ای شده است نیاز به یک قیام عمومی است تا برخیزیم وحقوق خود را مطالبه نماییم.

مبارزبلوچ

http://mobarez58.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 15:50
تصرف یکی از مدارس بزرگ اهل‌سنت بدست افراد مسلح  
چاپ آدرس ایمیل
07 آبان 1386 ساعت 19:05

در شب پنجم آبان‌ماه، نیروهای مسلح ناشناسی که ملبس به لباس شخصی بودند  اقدام به تصرف و بستن مدرسه محمدیه اسلام آباد لوتک (یکی از بزرگ‌ترین مدارس اهل‌سنت ایران) نمودند. طبق اخبار و گزارشهای رسیده از منطقه، نیروهای مسلح ناشناس، ساعت دوازده شب به مدرسه دینی محمدیه حمله‌ور شده  و با ایجاد رعب و وحشت و تیراندازی،

اساتید و طلاب را مجبور به ترک مدرسه کرده، درب‌های مدرسه را بستند.
تا کنون که دو روز از تصرف مدرسه بدست افراد مسلح می‌گذرد هنوز این افراد مدرسه را در کنترل خویش داشته و به هیچ‌کس اجازه ورود به مدرسه را نمی‌دهند.
طلاب مدرسه که دو روز را در مسجد و اطراف حوزه گذرانده بودند، امروز (دوشنبه) مجبور شدند تا به روستای مجاور رفته و در منازل مردم موقتا سکنی گزینند.
برای حل هرچه زودتر این مشکل از تمامی مسلمانان تقاضای دعا داریم.
اخبار تکمیلی متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.
لازم به ذکر است که مدرسه محمدیه زابل، یکی از بزرگ‌ترین مدارس دینی اهل‌سنت ایران می‌باشد که شانزده سال پیش توسط مولانا محمد گل به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان واگذار شد، و از آن زمان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان بوده است، و خدمات دینی شایانی که به جامعه نموده بر هیچ‌کس پوشیده نیست. مسئول و نماینده تام الاختیار حضرت شیخ الاسلام در آن حوزه، جناب حافظ محمد علی بودند.
از خداوند می‌خواهیم هرچه زودتر این مشکل را حل بفرماید.
حسبنا الله و نعم الوکیل

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 13:10
ما بلوچیم این است سخن آخر  
زبان و مذهب

بجار نیازی


زبان:

ملت اشتراک پایداری است از افراد ، که در اثر عوامل تاریخی ترکیب یافته اند و بر اساس زبان ، سرزمین ، زندگی اقتصادی و ساختمان روحی بوجود آمده است . هیچیک از مشخصه های نامبرده به تنهائی برای تعریف ملت کافی نیست ، فقط وچود یکجای تمام این مشخصه هاست ، که تعریف درستی از ملت ارائه می دهد.

زبان مهمترین وسیله آمیزش بشری ، روابط میان افراد یک ملت ، بیان احساسات ،ادبیات ، شعر ، موسیقی ، آداب معاشرت و وصلت می باشد و یا به بیانی دیگر ، زبان مجموعه نشانه هاست و نشانه ها و سایلی هستند که بشر با آنها می تواند مقصود خود را به دیگران تفهیم کند.

ستم پیشگان شوینیسم فارس ، زبان بلوچی را لهجه ویا گویشی از زبان فارسی و عمدا ناقص وعقب مانده می دانند ! اینها یا از قانون تکامل زبانها ، نظم آنها و زبانشناسی بی اطلاع هستند ویا اینکه نمی خواهند، وجود زبانهای دیگری را در جوار زبان فارسی تحمل کنند.

زبان بلوچی زبانی کامل است ، زیرا که به لفظ در آمده ، توسط اعضای گفتار و به وسیله دستگاه گفتار بیان می شود . کامل ترین زبانها نظیر ، انگلیسی ، فرانسه ، عربی و فارسی هم بوسیله دستگاه گفتار بیان می شوند.

زبان بلوچی دارای قاعده و دستور زبان است و از نظر جایگاهش در زبانهای جهان مطالعه و خانواده آن مشخص شده است. وجه مشترک تمام زبانها این است ، که همه آنها دارای ساختمان هستند و تفاوت آنها چگونگی بنای ساختمان است ، کلمه ها با هم تفاوت دارند ، اصوات با هم تفاوت دارند و قاعده و دستور زبان آنهانیز متفاوت است .

زبان بلوچی با وجود خویشاوندی با زبان فارسی ، شاخه و لهجه ای ازآن زبان نیست ، زیرا که زبان بلوچی با پیمودن سیر تکاملی خود ، زبانی است یکپارچه و دارای وحدت درونی که لهجه ها گویش هائی نیز از آن بیرون آمده اند.

روش بیگانه سازی مردم بلوچ از فرهنگ خود ، بویژه زبان بلوچی ، توسط حاکمان زمان بوسیله ملت غالب بطور کامل رایج بوده است . این دشمنان ملیتها ، نه اینکه تنها اجازه تدریس و آموزش به زبان مادری را از ما سلب کرده اند ، بلکه ارزش آنرا تا حد گویشی از زبان فارسی پایین آورده و به خاطر نبودن بعضی از حروف در زبان بلوچی ، آن را به باد تمسخر واستهزا می گیرند و بدترین اهانتها را به مردم بلوچ زبان روا می دارند . متاسفانه تبلیغات سوء شوئینیستهای فارس و کارگذاران آنها تاثیرات مخرب خود را بر زبان بلوچی گذاشته است ، تا جائی که هر بلوچی که بیشتر الفاظ و کلملت فارسی در مکالمات و محاورات روزانه خود بکار می برد ، با سوادتر و شاید هم مترقی تر از سایرین است ! چون از نظر آنها ئی که قرنها تحت تسلط و آموزش زبان اغیار بوده اند ، به غنای فرهنگ وزبان خویش آگاهی ندارند وتکلم به زبان بلوچی ناب را از آن کسانی می دانند ، که در دهات و روستاهای دور دست زندگی می کنند و نه زبان شهر نشینان و تحصیل کرده ها!!

مطابق تحقیقات امور آموزشی ، آموزش زبان مادر ی به نوآموزان مدارس ابتدائی ، کمک موثری در فراگیری زبان دوم بدانها می کند و اگر بزبان ماری کودکان توجه نشود ، آنها در یادگیری زبان دوم با مشکل دچار می شوند ومدت زمان زیادی را صرف فراگیری آن می کنند .

در کشورهای دمکراتیک و جوامغ آزاد ، همه اقلیتای ملی ، قومی و حتی مهاجرین از حق آموزش به زبان مادری در دوران ابتدائی بر خوردار هستند ، در حالی که در ایران بعلت وجود بی حد وحصر ستم ملی ، مردم ما به خاطر اینکه بچه هایشان در مدرسه مورد تمسخر و اذیت وآزار همکلاسی هایشان قرار نگیرند ، لازم می دانند در خانه با فرزندانشان بزبان فارسی و یا زبان غالب و اجباری صحبت کنند ، تا کمکی به یاد دادن آن زبان به آنها کرده باشند .

اما بعضی دیگر دانسته ویا ندانسته و یا بخاطر داشتن روابط خانوادگی با غیر بلوچها ، تکلم بزبان بیگانه در خانه نشان پیشرفتگی و ابراز وجود می باشد .

زبان مهمترین رکن فرهنگ و نشان بارز هویت ملی هر ملت است وبی توجهی به زبان ، مترادف است با نفی هویت و محو شدن در فرهنگ اغیار . ملت بلوچ بسبب همین بی توجهی ها ، فشارهای اقتصادی و مهاجرتهای اجباری همیشه دچار این مصیبت بوده است . چه بسا طوایفی همچون چاند بلوچ ، زرداری ، لغاری ، جتوئی و،،،،، بعلت مهاجرت و

و محو شدن در فرهنگهای دیگر ، با زبان بلوچی کاملا بیگانه شده اند و تنها ، نام بلوچ را با خود یدک می کشند و برخی از آنها نیز عملا تبدیل به ضد بلوچ شده اند ودر پیشبرد منویات ملت ستمگر در دست اندازی به منافع مردم بلوچ از اربابان خود پیشی می گیرند و بخش مهمی از آنها ، از ملت خود بریده و در مکان حاکمان ستمگر بدترین ستمها را بر ملت بلوچ روا می دارند .

زبانی که طی قرون متمادی ، اجازه کتابت ویا تکلم بدان را میان حامیان خود آنچنان که شایسته است ودر روابط بورکراسی و اداری نداشته و تنها با همت وتوانمندی خود بلوچها ، از طریق محاوره توانسته تا به اکنون به حیات خود خود ادامه دهد ، هر گز از میان نخوهد رفت ، چون با نضج جنبش ملی و آزادیخواهی مردم بلوچ و نهایتا دستیابی به حاکمیت ملی ، در پرتو مبارزات مردم ، توجه خاصی به زبان بلوچی مبذول خواهد شد و زبانی رسمی اداری و تحصیلی در همه سطوح آموزشی در بلوچستان زبان بلوچی خواهد بود .

مذهب :

مردم بلوچ اکثرا مسلمان و سنی مذهب هستند و در مناطق بزمان و دلگان نیز شماری شیعی مذهب زندگی می کنند . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هیچگونه حقوقی برای سنی مذهبان ، که ملیتهای کرد ، ترکمن و بلوچ عمدتا از پیروان آن هستند ، در نظر گرفته نشده است و سوای مقام سفاهت وقیح ، رئیس جمهور هم باید حتما شیعی مذهب باشد و پیروان مذاهب دیگر ، از حق داشتن رئیس جمهور در دولت محروم هستند و این حق مسلم بوضوح از آنان سلب شده است و این در حالی است که ستم پیشگان حاکم دائم از برابری ، برادری وعدالت میان شیعیان و سنی ها سخن می گویند.

در تهران صدها هزار سنی مذهب زندگی می کنند ، در حالی که از داشتن یک مسجد جهت انجام مراسم مذهبی بی بهره اند . برای تعداد معدودی شیعی مذهب در شهرها و اماکن سنی نشین مساجد وتکیه های متعدد بنا می شود . در حالی که بخش وسیعی از جمعیت استان خراسان را سنی مذهبان و شهرهای سنی نشین تشکیل می دهد ، مسجد شیخ فیض متعلق به سنی ها یک شبه تخریب و تبدیل به پارک می شود .

در زاهدان مرکز بلوچستان ، از سفر مولوی عبدالحمید رهبر و پیشوای مذهبی مردم آن شهر به استانهای دیگر جلوگیری می شود . در راسک برای مهاجرین بلوچی که قبل از انقلاب در آنجا سکونت گزیده اند ، به خاطر گرایش به مذهب شیعه شهرک (احمدآباد) ساخته می شود و در در خانه های نو ساخته اسکان داده می شوند ، در حا لی که در بزمان معلمی بخاطر گرایش به مذهب سنی از شیعه در دوران قبل از انقلاب ، تا چندین سال از کار بر کنار و بارها مورد تهدید و باز خواست قرار می گیرد .

به مناطق شیعه نشین بزمان و دلگان از نظر ، امکانات رفاهی ، آبادانی و کار بیش از مناطق دیگر بلوچستان توجه می شود و زمینهای آبرفتی و حاصلخیز دلگان بین سردمداران رژیم تقسیم می شود ، تا با اسکان غیر بومیان در دلگان بهتر و آسانتر آنجا را کاملا تصاحب نموده و به مراکزی کاملا شیعه نشین تبدیل کنند .

رژیم با ترویج و تبلیغ مذهب شیعه در میان مردم سنی مذهب بلوچستان و تشویق آنان به گرویدن به این مذهب ، امتیازاتی به لحاظ شغلی و انتصاب درمسندهای پائین برای آنان در نظر گرفته است . آنان که از روی فقر و یا تطمیع اسیر تبلیغات می شوند ، پس از گذشت مدت زمانی کوتاه در می یابند که ، آلت دست قرار گرفته و فریب خورده اند وقصد رژیم را از این این جهت فهمیده اند ، شاید از قبول مذهب شیعه پشیمان هم شده اند ، ولی بخاطر ترس از اتهام مرتد و مفسد فی الارض بودن قادر باز گشت مجدد به مذهب سنی نیستند .

رژیم ضد ملی جمهوری اسلامی به خوبی می داند ، که احساس بلوچ بودن و عرق ملی بلوچی ، در نهاد یک بلوچ شیعی مذهب سبب خواهد شد ، که او برای مردم خویش خواهان رفاه و حقوق بیشتری از یک شیعه غیر بلوچ برای مردم بلوچستان باشد ، به همین دلیل از سپردن پستهای مهم کشوری و لشکری به آنان خود داری می کند . نتیجه اینکه ، هراس رژیم از ملت بلوچ در این است ، که به هر طریق ممکن از آن سلب هویت کند و برای رسیدن به این هدف، در پوشش گسترش مذهب شیعه ، فرهنگ زدائی ، اسکان افراد غیر بومی در بلوچستان و سپردن همه امور به دست آنان و بیگانه ساختن مردم بلوچ از خود و سرزمینشان از هیچ کوششی فرو گذار نمی کند.

تا هنگامی که این رژیم ملت ستیز در ایران روی کار است ، هیچکدام از مردم و ملل ساکن ایران ، روی آسایش و خوشبختی بخود نخواهند دید و هر روز حیات ننگین این حکومت جفا پیشه و منفور مترادف است با ، فقر، اعتیاد ، آزادی کشی ، زندان ، شکنجه ، اعدام و ستم بیشتر برای آنان .

بر ماست تا با اتحادی گسترده و مبارزه ای پیگیر ، با سایر ملتهای تحت ستم در ایران ، مبارزان راه آزادی و دمکراسی و همه آن کسانی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر معتقد و پایبندند ، بساط ننگین ای تاریک اندیشان قرون وسطائی را از صحنه ایران محو ، و نظامی ملی ـ دمکراتیک ( فدرالیسم ملی) که ضامن کلیه حقوق برای آحاد مردم باشد بر پا سازیم.
http://www.pdki.org/articles4-115-6.htm
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 13:9
سه جوانمرد بلوچ  

سه جوانمرد بلوچ

در هشتم آبان

چه مردانه

بوسه بر چوبه دار زدند

در صبحدم هشتم آبان

تکرار تپش

در دل تاریخ بلوچ

آسمان گشت کبود

از نامردی فرعون زمان

نسل یهود

*****

چون در این روز

حنظله با

مهاجر و عمران

سه مجاهد

سه جوانمرد بلوچ

از دسته مردان

در زاهدان مرکز استان

بدستور فرعون زمان

وارد صحنه اعدام شدند

در آنجا

بر جمع تماشائی خموش

گرد آمده همچون موش

با نعره تکبیر به الله

با جوش و خروش

فریاد به پیکار زدند

با لعنت به شیطان بزرگ

چه مستانه

بوسه بر چوبه دار زدند

پای دار

مرد مردانه لگد

بر سینه جلاد ستمکار زدند

با عشق به دیدار خدا

همچون منصور

فریاد اناالحق

بر سر دار زدند

در واپسین دم عمر

با پیامی

به ملت مظلوم بلوچ

نعره پیکار زدند

 *****

ای جنظله

ای مهاجر و عمران

صد عز و شرف

بر غیرت تان

بر مردانگی و همت تان

 بر ایمان قوی

بر جرات تان

بر نام نکو

بر شهرت تان

ای مردان جوان!

نامتان جاوید بود

در دل فرد فرد بلوچ

تا هست جهان

ای قهرمانان جوان!

جمع باشد خاطرتان

که رایگان نرود

خون با ارزش تان

چون بیایند در این راه

هزاران یار دگر

مطمئن باشید

کز این سه دار

بروید صدها دار دگر

بر سر هر دار

جسدی یابی

با حالت زار

زین باند تبهکار

از مشهدی نامرد

و ز زابلی بی شرف

و ز هر ظالم و جبار

غافل از کیفر کردار

اینها ندانند مگر

این قانون خداست

کز خار بروید خار

و زدار نه روید جز دار!؟

 *****

تسلیت و تبریک ،

از رحلت این یاران با وفا

تسلیت و تبریک

بر امیر عبدالمالک سردار

تسلیت و تبریک بر مجموعه جند خدا

تسلیت و تبریک

بر قوم بلوچ

تسلیت و تبریک

بر همه اهلسنت ایران

ای مسلمین جهان!

ای مردم ایران

بار دگر جمع شود خاطرتان

خون این مردان جوان

خود ضامنی مطمئن است

از پیروزی توحید و قران

بر حکومت مشرک ایران

ای مردم صاحب ایمان!

کار ما کار جهاد است

تا حد توان

هیچ اشراری نباشد به میان

این تلاشیست بحق

از جانب مظلومان زمان

پس ای حامیان حق و عدالت

یادمان دارید هنگام دعا

در محضر آن خالق سبحان

این بود تنها خواهش مان

از تمامی اهل شرف

از همه مردم با وجدان

در کشور ایران

ای حنظله با مهاجر و عمران!

یادتان زنده هست

در دل مظلومان بلوچ

تا هست جهان

*****

م بلوچ از مکران

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 13:6