تبليغاتX
بلوچستان سرافراز.مهر نهاد را ازادکنید
دستگیری و شناسایی برخی از مزدوران 

 

چند مزدور که با توزیع  بیانه و شبنامه  بر ضد حافظ محمد علی    مدیر  حوزه علیمه  زابل   قصد اختلاف افکنی   بین  علما را داشتند و  در آن شب نامه ها تمام  وقایع  آن مدرسه  زیر سر وی و شیخ الاسلام    معرفی کرده و   افراد  خود فروخته و منفور  را  از تمام ماجرا مبرا   دانسته بودند  توسط عده ایی از جوانان  دستگیر و تحویل حوزه علمیه اهل سنت   گشتند 

لازم به  یا آوریست   که  چندی قبل و پس از  شهادت  مولوی محمد عمر سربازی   حوزه علمیه  تلاش های گسترده ایی برای شناسایی عوامل نفوذی انجام داد  و  بحمدالله   اکثر عوامل نفوذی  و مزدور بدون آنکه خود بدانند شناسایی شده اند  و همکنون  تمام حرکات آنها زیر نظر حوزه می باشد

یک انسان

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:51
مدرسه دینی اهل سنت عظیم آباد زابل افتتاح شد 
چاپ آدرس ایمیل
20 آبان 1386 ساعت 15:40

پس از اشغال مدرسه علمیه محمدیه اسلام‌آباد لوتک توسط افراد مسلح، طلاب و مدرسین این حوزه که حدود 16 سال در آنجا مشغول تعلیم و تعلم بودند مجبور به ترک این مدرسه شده و در روستای همجوار که عظیم‌آباد نام دارد استقرار یافتند و پس از ثبت‌نام طلاب،روز شنبه دروس حوزه آغاز گردید.

 

.................................................................................

به گزارش خبرگزاری سنی‌آنلاین با حضور حضرت شیخ الحدیث مولانا محمدیوسف حسین‌پور مدیر مدرسه دینی عین‌العلوم گشت سراوان و دبیر کل شورای هماهنگی مدارس اهل‌سنت استان وجمعی از علما ومعتمدین و اقشار مختلف مردم سیستان، حوزه علمیه امام اعظم عظیم‌آباد زابل افتتاح گردید.
پس از اشغال مدرسه علمیه محمدیه اسلام‌آباد لوتک توسط افراد مسلح، طلاب و مدرسین این حوزه که حدود 16 سال در آنجا مشغول تعلیم و تعلم بودند مجبور به ترک این مدرسه شده و در روستای همجوار که عظیم‌آباد نام دارد استقرار یافتند و پس از ثبت‌نام طلاب، کلاس بندی و تقسیم کتب، روز شنبه 19/8/83 دروس طلاب آغاز گردید.
مولانا حسین‌پور طی سخنانی در مراسم افتتاحیه دروس این حوزه، طلاب را به صبر و استقامت در راه کسب علم و دانش توصیه نموده و افزودند: اینکه فرد مظلوم محکوم شود و به زندان بیفتد و آنانی که دیگران را آواره کرده‌اند بدون دغدغه آزاد باشند مورد تعجب است! اما وقتی به تاریخ برمی‌گردیم موارد مشابه را مشاهده می‌کنیم.
مدیر حوزه علمیه عین‌العلوم گشت بازداشت و زندانی شدن مسئول این حوزه را به واقعه حضرت یوسف علیه‌السلام تشبیه نمودند که چگونه زلیخا بدون هیچ گناهی وی را به زندان انداخت.
پس از مولانا محمد یوسف معاونت اداری حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان مولانا احمد ناروئی که به نمایندگی از شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در این مراسم حضور یافته بودند طی سخنانی کوتاه مواردی را به طلاب  یادآور شدند.
ایشان ابتدا در راستای اهمیت مدارس دینی سخنانی را ایراد نموده و فرمودند: منبع و سرچشمه همه مدارس دینی اولین مدرسه‌ای است که توسط پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم در مسجد النبی به نام «صفة» بنیان‌گذاری شد. اصحاب صفة برای تحصیل علوم نبوت مشکلات فراوانی را تحمل کردند، لذا همه کسانی که در این راستا قدم گذاشتند همانند نیاکان و اسلاف خویش در راه کسب علم و دانش خود را برای تحمل مصائب ومشکلات آماده کنند.
مولانا احمد ناروئی طلاب را به صبر و استقامت و اساتید بزرگوار را به هوشیاری هرچه بیشتر و تدبیر و حکمت برای غلبه بر مشکلات توصیه کرده و گفتند: مدرسه صرفاً نام چهاردیواری نیست بلکه مدرسه عبارت است از مغز و قلبی که مرتبط  با خدا است و برای اعلای کلمة الله تلاش می‌کند.
وی در ادامه سخنانشان افزودند: وسعت منطقه سیستان، محرومیت فرهنگی و دینی منطقه و نیاز مردم غیور، مرزدار و زحمت‌کش این خطه از ایران اسلامی از یک طرف، تهاجم فرهنگی غرب که با ابتذال و اعتیاد تلاش دارد بی‌دینی را به اشکال مختلف در دورترین روستاها رواج دهد، وجود نه یک مدرسه دینی بلکه چندین مدرسه را می‌طلبد؛ زیرا عمل بر احکام دینی بدون علم امکان پذیر نیست و علم بدون مکان و اساتید و طلاب علوم دینی که در آن به تعلیم وتعلم مشغول باشند میسر نخواهد بود.
مولانا احمد در پایان ضمن اعلام پیام حضرت شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید به طلاب مبنی بر کسب اخلاص و للهیت و تلاش هرچه بیشتر برای بدست آوردن علم و دانش، خواستار رفع مشکل پیش آمده برای حافظ محمدعلی (مسئول و سرپرست این حوزه از طرف دارالعلوم زاهدان) که در حال حاضر در بازداشت به سر می‌برند شد و اظهار داشتند مردم منطقه انتظار دارند مسئولین امر موضوع را با درایت کامل حل و فصل کنند.
قابل ذکر است که مدرسه در حال حاضر با حدود 300 نفر طلبه در کلاس‌ها و سطوح مختلف سال تحصیلی جدید را آغاز نموده است.

 
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:41
ضرب و شتم يک معلم بلوچ توسط نیروی انتظامی در اطراف خاش 

ضرب و شتم يک معلم بلوچ توسط نیروی انتظامی در اطراف خاش

  طبق گزارشي از "س. س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان,نیروهای انتظامي رژيم هفته قبل یک معلم بلوچ از طایفه "عیسی زهی" را در نواحي اطراف خاش مورد ضرب و شتم شديد قرار دادند.

 فرد مضروب که از روستاي "چانعلی " واقع در نوک آباد خاش ميباشدزمان بازگشت از محل کار , خودرویش در وسط راه در نزديکي يک "ايست بازرسي" بنزین تمام ميکند, او به اين قصد که شايد بتواند کمي بنزين تهيه کند پيش نيروهاي انتظامي در ايستگاه بازرسي ميرود.نتنها به او کمک نميشود, بدون دليل مورد ناسزاهاي همچون "بلوچ سگ  -  وحشی, بی فرهنگ و ... " از سوي آنها قرار ميگيرد 

وی بخاطر عمل زشت مامورين لفظا درگير ميشود-در عوض فورا دو  تن از ماموران  با قنداق تفنگ چنان به سر و صورت  وی می کوبند که سر و صورت و لباسهاي او پر از خون ميشود.بعد از ضرب و شتم دست و پای وی را بسته و پشت خودرو می اندازند - معلم بلوچ  به آنها ميگويد :"به من بنزین که ندادید من را هم که اینگونه  زدید  لااقل بگذارید,بروم!"- آنها چنين جواب ميدهند: "به مامور دولت توهین می کنی, فکر کردی به همین راحتیست!"-فرد مضروب توضيح ميدهد که او يک معلم است و در اينروزها مشغول امتحان گرفتن شاگردان خود ميباشد و بايد روز بعد در مدرسه باشد

 ماموران وقتي متوجه می شوند که او يک فرد باسواد و کارمند دولت است در نتیجه  در همانجا نوشته ایی مبنی بر اینکه "بنده از اینکه به ماموران دولت توهین کردم پشیمانم و از آنها می خواهم من را ببخشند  -آنها با من هیچ کاری نداشته بلکه من به انها حمله ور شدم "  تنظیم کرده و از او ميخواهند که زير آنرا امضا کند. او ابتدا  امتناع ميورزد, ولي بعد از تهديد شدن به مرگ نامه را امضا می نماید  

مردم محل قبلا چندين دفعه بخاطر برخوردهاي مشابه اي که از طرف نيروهاي انتظامي در اين منطقه صورت گرفته بود به بخشدار نوک آباد (علی کرد) شکایت کرده بودند- گويا ايندفعه بخشدار  شکایت نامه ایی براي رسيدگي موضوع به ارگانهاي بالاتر ارسال مينمايد

این اولین بار نیست که مردم بلوچ شاهد اینچنین وحشیگریها و برخوردهای غیرمنصفانه از طرف ارگانهای نظامی و غیر نظامی حکومت میباشند. در مقابل  شکايت نامه, اعتراضات و  رنجنامه‌هاي مردم يا بيمحلي نشان داده شده و يا با خشونت جواب داده میشود.

 همچنين  روز چهارشنبه (هشت آبان) مردي در ایرانشهربدليل آنکه نميخواست دستگاه جرثقيل وي براي "اعدام" استفاده شود مورد ضرب و شتم نيروهاي انتظامي قرارگرفت

متاسفانه فعالین حقوق بشر و همچنین احزاب سیاسی سرتاسری ايران که دم از حقوق برابر برای همه اقوام و ملیتهای موجود در ایران میزنند سکوت اختیار کرده اند.  ملت بلوچ چگونه میتواند به ادعاهای آنها باور داشته باشد و یا چگونه میتواند احساس تفاهم و همنوعی با آنها داشته باشد!! فراموش نکنیم که سکوت در مقابل سرکوب و پایمال شدن حقوق یک ملت تنها ضربه به آن ملت نیست بلکه ضربه ایست به حقوق بشر , ضربه ایست به مدافعین حقوق بشر و حتی ضربه ایست به تک تک انسانهای آزایخواه و......ه

 

گزارش راديو بلوچي اف ام

"س.س" از زاهدان

20071110

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:38
با تخریب مسجد جوادیه ترکمنهای بجنورد جمهوری اسلامی جنگ مذهبی را به اوج رسانده است 
هفته گذشته، مأموران جمهوری اسلامی مسجد جوادیه بجنورد در شرق ترکمن صحرا را با خاک یکسان کردند.به گفته اهالی بجنورد، ترکمنهای این شهر در سال 1383 جهت اقامه نماز و آموزش قرآن کریم تصمیم به احداث این مسجد در محله جوادیه گرفتند.

تمامی امور اداری ساخت مسجد از طرف هیأت امنای آن در مشهد انجام شده و تنها امضای یکی از روحانیون شیعه حکومتی باقی مانده بود. هیأت امنای مسجد به رغم چندین ماه پیگیری، با کارشکنی ها مواجه شدند. با توجه به اهمیت احداث عبادتگاه، اهالی محل تصمیم به بنای مسجد می کنند.

بعد از احداث مسجد، نمازهای یومیه به جماعت اقامه می شود و کودکان ترکمن برای آموزش قرآن و نماز به مسجد می روند.

دستور تخریب این مسجد از سوی وزارت اطلاعات و امور روحانیون آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی صادر می شود. بعد از این دستور، مأموران از نمازگزاران ترکمن می خواهند که رأسا نسبت به تخریب مسجد اقدام کنند! با عدم قبول تخریب مسجد از سوی ترکمن ها، نیروهای امنیتی – انتظامی جمهوری اسلامی با یورش به محله، امام جماعت و برخی از نمازگزاران را دستگیر می کنند و در یک شب، مسجد اهل سنت را با خاک یکسان می کنند.

ساکنین محله جوادیه صبح که از خواب بر می خیزند، بجای مسجد با یک فضای خالی مواجه می شوند.

این یک ننگ برای جمهوری اسلامی است که ادعای اسلام و دین را دارد. رژیمی که از اسلام تنها یک پوست باقی گذارده و به بهانه اسلام، می کشد، شکنجه می کند و دست به ناامنی در سطح منطقه و جهان می زند.

اولین بار نیست که این رژیم دست به تخریب مسجد می زند. قبلا نیز، مسجد فیض ترکمنها و اهل سنت در شهر مشهد به دست عمال رژیم در عرض یک شب تخریب شده بود. مسجدی که برای ترکمنها و اهل سنت بسیار مقدس بود به طوری که آنان، قبل از رفتن به حج، آنجا احرام می بستند.

آیا اسلام ادعایی جمهوری اسلامی این است؟ در کجای آئین اسلام آمده است که مساجد باید تخریب شوند؟

رژیمی که دم از وحدت اسلامی می زند، در عمل، زندگی را برای جمعیت 25 درصدی اهل سنت در ایران غیرممکن ساخته است.

ترور امام جمعه اهل سنت کرمانشاه تنها به دلیل انتقاد از یک سریال تلویزیونی، ترور مولوی خطیب اولین دکترای حدیث از دانشگاه عربستان در بندر عباس، ترور بسیاری از رهبران اهل سنت بلوچ، عدم اجازه نشر کتب به علمای اهل سنت وتولید سریالهایی که سرشار از اهانت به علما و بزرگان دینی اهل سنت است گوشه هایی از فشار و ظلمی است که این رژیم به اسم اسلام بر اهل سنت وارد می کند.

بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی فشارها بر اهل سنت به طور بی سابقه ای افزایش یافته است. در منابر علنا خلفای راشدین سب و لعن می شوند. سریالهای توهین آمیز توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته می شوند. برای شیعه کردن اهل سنت میلیاردها خرج می شود، در حالی که مردم کشور در فقر و بدبختی به سر می برند.

حال با تخریب مساجد اهل سنت و ترکمنها، جمهوری اسلامی فاز دیگری از مبارزه با عقاید متفاوت از عقیده رسمی را آغاز کرده است.

همان گونه که تخریب مسجد جوادیه ترکمنهای بجنورد اولین سند جنایت این رژیم نبوده است، به یقین آخرین آن نیز نخواهد بود. زندگی در سایه این رژیم برای اهل سنت غیرممکن شده است. اهل سنت ایران اعم از فارس، بلوچ، بندری، تالشی و ترکمن و... کارد به استخوانشان رسیده است. جمهوری اسلامی تمامی راههای مشروع برای ادامه حیات آنها را بسته است.

به جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که از وقایع افغانستان، عراق و پاکستان درس بگیرد چرا که اهل سنت بر سر عقاید خود معامله نخواهد کرد. چرا که اگر آتش در نیستان بیفتد، خشک و تر باهم خواهند سوخت. اهل سنت باکی از مرگ بر سر عقاید خود نخواهند داشت.

به عنوان سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا، خواستار آزادی بی قید و شرط دستگیرشدگان ترکمن و عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی از ملت ترکمن و امت اهل سنت هستیم و از عموم سازمانها و ارگانهای حقوق بشری می خواهیم از محکومیت این عمل غیرانسانی و مغایر با حقوق آزادی عقیده دریغ نکنند.

از سازمانها و احزاب ترکمن نیز می خواهیم با وحدت عمل، یک صدا و قاطعانه این اقدام ضدبشری را محکوم کنند و از هر اقدامی برای بازستاندن حقوق ملت ترکمن دریغ نکنند.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:33
آخرین تحرکات رژیم با محوریت حفاظت اطلاعات سپاه خاش  
- سرهنگ پاسدار حسینعلی کول فرمانده سپاه خاش که در حال حاظر سه هفته از بازداشت وی میگذرد
2- سروان پاسدار حسین حیدری فرمانده عملیاتهای سپاه خاش که یک ماه از بازداشت وی میگذرد
3- سروان پاسدار عباس ابراهیمی فرمانده بسیج عباس آباد که هم اکنون 45 روز از بازداشت وی میگذرد
4- سروان پاسدار محمد تقوی فرمانده حوزه بسیج پشتکوه که سه هفته از بازداشت او میگذزد و تعداد دیگری از این قبیلکه برخی پاسداران خاش ترک خدمت و برخی نیز جذب گروه عبدالمالک و تعدادی نیز در حال انتقال به به زاهدان و زابل هستند که باتوجه به اینکه سپاه خاش در حال حاظر هیچ توان رزمی ندارد انتقال آنان موافقت نشده است
در حال حاظر سپاه خاش فرمانده ندارد و پرسنل عملیاتی نیز ندارد و آمادگی ضربه پذیری خوبی را در حوزه های پشتکوه و امام حسین عباس آباد دارد

همچنین با توجه به وضعیت جدید و لورفتن ماهیت پاسدار محمد جهانتیغ در جلسه محرمانه پنج شنبه 17/8/86 پاسدار محمد جهانتیغ به استان دعوت شد و به خاطر عملکرد خوبش در مدت این دوماه مورد تشویق سرهنگ پارسا فرمانده ارشد حفاظت اطلاعات استان قرار گرفت حال برخی از این موفقیتها عبارتند از
1- ترور شیخ مهدی توکلی در شب بیست و یک رمضان در مسجد افتخار آباد خاش
2- ترور یکی از علمای اهل سنت به نام مولوی عمرزهی که هیچ کس از ماهیت این مولوی عزیز مطلع نشد و غریبانه و مظلومانه به خاک سپرده شد
3- تسلیح و اعزام گروههایی از ارازل و اوباش شهرستان خاش با لباسهای محلی و بلوچی به مدرسه علمیه لوتک شهرستان زابل با هماهنگی سرهنگ پارسا جهت ایجا تفرقه و از بین بردن عالمان دینی اهل سنت
4- جذب بلوچهای خود فروخته و تسلیح آنان و آموزش برای آدم کشی و قتل غارت تحت عنوان گروه عبدالمالک ریگی و مولوی جلیل قنبر زهی
5- گذاشتن مخبر با فلش و زبط های جاسوسی و ظبط صدای عالمان دینی و ائمه جماعت اهل سنت در حین سخنرانی
6- شناسایی نخبگان بلوچ و تهیه لیست اسامی آنان و ارسال این لیست به استان برای قتل این نخبگان که سرمایه های اصلی قوم بلوچ میباشند
7- هماهنگی با مراجع ذیصلا ح در عدم همکاری با برادران اهل سنت و به کار نگرفتن آنان در پستهای مسئولیتی و مدیریتی
8- و...
ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:28
آخرین تحرکات رژیم با محوریت حفاظت اطلاعات سپاه خاش 
به نام خداوند بلوچستان
آخرین تحرکات رژیم با محوریت حفاظت اطلاعات سپاه خاش
همانگونه که همگان مطلع هستند با تغیر مدیریت در سیستم فرماندهی کل سپاه پاسداران و جابجایی سرلشکر صفوی و انتصاب سرلشکر عزیز جعفری سپاه تحرکات درون مرزی و برون مرزی جدیدی را آغاز کرده است که بخشی از این تحرکات را به وضوح میتوان در استان سیستان و بلوچستان مشاهده کردو به جرات میتوان گفت سپاه پاسداران که مستقیما زیر نظر شخص رهبری و نهادی انقلابی و وابسته به هیچ حزب و گروهی نیست و خود را سرباز سبز پوش امام زمان دارد اخیر با جابجایی های زیاد نیروی انسانی و چیدن نیروهای عقده ای در سطح بلوچستان و برگزاری آموزشهای ویژه برای آنان مبنی بر از بین بردن قوم بلوچ و سران و طوایف و ریشفیدان این قوم هستند من جمله این انتصابات عبارتست از
1- جابجایی سردار مولوی حقیقی و انتصاب سردار غلامی فرمانده منطقه بلوچستان
2- جابجایی سرهنگ اسماعیل زاده و انتصاب سرهنگ پارسا در حفاظت اطلاعات
3- جابجایی سرهنگ سجاد و انتصاب سرهنگ مودب به عنوان ریئس اطلاعات سپاه
4- جابجایی سروان هاشمی و انتصاب سروان محمد جهانتیغ به عنوان فرمانده حفاظت اطلاعات سپاه خاش که تحرکات وی بر علیه قوم بلوچ برهمگان آشکار است
در این بین برخی از فرماندهان سپاه به دلیل مخالفت با طرح ترور سران قبایل علما و ریش سفیدن و اصرار محمد جهانتیغ فرمانده حفاظت اطلاعات خاش با همکاری و حمایت سرهنگ پاسدار پارسا اقدام به بازداشت نامبردگان در بازداشتگاههای مخفی حفاظت اطلاعات در استان و تهران نمود و هم اکنون هیچ اطلاعی از آنان در دست نیست و خانواده آنان به هرکجا مراجعه مینمایند هیچ جوابی دریافت نمیکنند من جمله
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:25
اتحاد ملي و انسجام اسلامي از شعار تا عمل  
 ملي و انسجام اسلامي از شعار تا عمل

محمدقاسم بنی کمال (قاسمی)

به پيشنهاد رهبر معظم انقلاب، سال جاري هجري شمسي در ايران اسلامي، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام گرفته است. قطعاً انگيزه‌هاي خاص و اهداف بلندي از اين نام‌گذاري مدنظر بوده است.

بدون ترديد اين عنوان، معاني و مفاهيم ويژه‌اي را در اذهان مردم ايران اعم از مذاهب، قوميت‌ها و طيف‌هاي مختلف سياسي، و مردم كشورهاي اسلامي، خصوصاً عالمان و آگاهان تداعي ‌نموده و انتظارات مطلوب و مناسبي را باعث شده است.

مسلماً كسي منكر ضرورت اتحاد و انسجام در بين كوچكترين مجموعه‌ها، در سطح ملي و كل جهان اسلام نيست، بلكه آرزوي قلبي و آرمان هر ايراني و مسلماني تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي و پذيرش بايدها و نبايدهاي آن است.

خداوند متعال در آخرين كتابش مؤكد فرموده است: «يا أيها الذين آمنوا اتقوالله حق تقاته و لاتموتن إلا و أنتم مسلمون. و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا»؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، بترسيد از خدا چنانكه حق ترسيدن از اوست، و نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد. و همگي به ريسمان (ناگسستني دين) خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

علامه مفتي محمدشفيع عثماني، صاحب تفسير گرانسنگ معارف‌القرآن، در تفسير آية فوق نكتة جالبي را متذكر شده است: «تقوا و اتحاد دو اصل مهمي هستند كه نيروي جمعي مسلمانان در گرو آنها مي‌باشد».

براستي كه تقوا و ترس از الله به تلاشهاي اتحاد روح مي‌بخشد و اگر ترس از الله نباشد، سخن از اتحاد اغلب جنبة‌ تعارف و تشريفات پيدا مي‌كند و كم نتيجه مي‌گردد و گاهي اثرات آن از محدودة سالن‌هاي سخنراني و كنفرانس فراتر نمي‌رود.

تاريخ گواه است كه همواره بدخواهان كوشيده‌اند اين دو اصل را، كه رمز قوت و نيرومندي ملت‌هاي مسلمان و جهان اسلام در آن است، در زندگي مسلمانان كم‌رنگ و عملاً بي‌اهميت جلوه دهند تا به راحتي بتوانند آنها را آماج حملات بي‌امان و پيدا و پنهان خويش قرار دهند.

دين اسلام با توجه به جهان‌شمول بودنش، هيچ‌گونه مرز جغرافيايي براي پيروان خود نمي‌شناسد، اما پيروانش در 60 كشور كوچك و بزرگ پراكنده شده‌اند؛ و تراژدي اينجاست كه بسياري از دولتمردان كشورهاي اسلامي به جاي تقويت همبستگي ملي و تكيه بر الله و به كشورها و ملتهاي مسلمان، با اقتدارگرايي و حاكم كردن استبداد و خفقان، در پي وابستگي هر چه بيشتر به قدرتهاي سلطه‌طلب و جنايتكار هستند، و بر اثر اختلاف و نفرت از يكديگر، تيشه به ريشة هم مي‌زنند؛ و حال‌‌شان مصداق اين شعر اقبال است: امتي بودي امم گرديده‌اي/ بزم خود را خود ز هم پاشيده‌اي/ من شنيدستم ز نبّاض حيات/ اختلاف تست مقراض حيات.

اينجاست كه امروز بايد انديشمندان جهان اسلام، سازمانهاي بين‌المللي اسلامي و رهبران و دولتمردان كشورهاي اسلامي، با در نظر داشتن تقوا و ترس از الله، از سر نو انديشه و تدبير نمايند، و پس از سال‌ها گفت‌وگو و برگزاري كنفرانس‌ها و اجلاس‌هاي رسمي، در راستاي مصداق بخشيدن به شعارها و مفاهيم اتحاد و انسجام، سعي نوين و همه‌جانبه‌اي مبذول دارند.

يقيناً با درك چنين ضرورتي امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام گرفته است. اما بديهي است كه تنها نامگذاري يكسال به اين عنوان كافي نيست، آن هم در كشوري كه همواره شعارهاي وحدت در آن تكرار شده و شكل عادي به خود گرفته است، و شايد بسياري به چنين شعارهاي كم ‌اعتماد شده‌اند. پس لزوماً بايد شيوه‌اي اتخاذ گردد تا اقشار مختلف ملت ايران اعم از قوميت‌ها، مذاهب، اقليت‌ها و طيف‌هاي مختلف فكري و سياسي و نيز مردم كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان، احساس و اذعان نمايند كه اكنون قدم‌هاي جدي‌تري از سوي حاكميت نظام جمهوري اسلامي ايران به سوي اتحاد و انسجام عملي برداشته خواهد شد. آنگاه است كه تصوير نظام جمهوري اسلامي ايران، در نظر همگان، تماماً تصوير يك نظام مردم‌سالار اسلامي وحدت‌گرا خواهد بود نه چيزي غير از اين.

نخستين گام در اين خصوص، برداشتن موانع اتحاد و انسجام و از بين بردن موجبات نفرت و تفرقه است. زيرا بسا ديده شده كه وجود يك مانع حاصل تلاش‌هاي چندين ساله را برباد و تباه كرده است و به جاي نزديكي فاصله‌ها را بيشتر نموده است. گذشته بر نمي‌گردد، اما به راحتي مي‌شود از تكرار سخنان و عملكردهاي نامطلوب جلوگيري به عمل آورد، و مسلماً چنين اقداماتي مقتضي اخلاص و شهامت ويژه‌اي است.

بر شمردن كلية موانع اتحاد و انسجام امت اسلامي از حوصله اين نوشتار خارج است، اما دو مانع چنان‌‌اند كه در صورت ناديده گرفتن آنها هر تلاش و سخني بي‌اثر خواهند ماند.

مانع اول، در حوزة انسجام اسلامي، اهانت و عدم احترام به مقدسات و شخصيت‌هاي مورد احترام طرفين است. چه اين اهانت به اصحاب پيامبر باشد و چه به شخصيت‌هاي مورد احترام شيعه باشد.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:38
بیانیه جوانان اهلسنت اسلام آباد(زابل) 

تلاش غیر مسئولا نه ی حکومت ایران از ساخت مدرسه ی  جدید التاسیس زابل

روز یکشنبه 23 شوال 1428 /13 آبان ، جناب حافظ محمد علی شه بخش همراه تعدادی از مردم متدین و غیور زاهدان به عظیم آباد سر زدند ، ایشان در بدو ورود با استقبال گرم همراه تکبیر طلاب و جوانان موحد و دیندار سیستان مواجه شدند و از زمین های خریداری شده بازدید نمودند پس از آنکه به مسجد تشریف بردند متوجه شدند که عوامل وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی هم به منطقه آمده اند و جالب اینکه مأموری که در شب درگیری اسلام آباد ( زابل )از ناحیه ی سر زخمی شده بود به بهانه نماز ( آنهم نماز عصر که اهل تشیع با ظهر جمع می کنند ) به مسجد روستا آمد ! و جالبتر اینکه به اتاق طلاب رفت و چای هم سفارش داد !! بعضی ها عجب روی دارند ؛

 اهالی روستا و معتمدین خدمت استاد مولانا محمد علی اظهار داشتند عوامل نیروی انتظامی با مراجعه به آنها آنها را از بنای مدرسه جدید باز داشته اند ، معتمدین که مالکان قبلی زمین های فروخته شده جهت بنای مدرسه بوده اند در پاسخ گفته اند : ما زمین ها را فروخته ایم حالا این اراضی از مالکیت ما خارج شده اند و ما مسؤل هیچ نوع ساخت و سازی نیستیم و شما به علماء طرف حساب مراجعه کنید .

   مأموران همچنین تهدید کرده اند که اگر مصالح ساختمانی جمع آوری نشود و شما قصد کار داشته باشید مأموران ویژه قرارگاه وارد عمل می شوند ؛ که مولانا حافظ محمد علی ضمن توصیه به صبر و استقامت و مجاهدت عرض کردند : ما پیگیر قضیه می شویم ولی تا آن زمان چادر بزنید  پلاس بزنید مشکلی نیست ما در همین پلاسها بزرگ شده ایم .

   ایشان سپس همراه هیأت همراه قبل از نماز عشاء به زاهدان باز گشتند ناگفته نماند بعضی از مسؤلان با تماس تلفنی از حافظ مولانا عبد الرشید هم همین درخواست ( عدم ساخت وساز ) را کرده اند .


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:33
دخالت آشکار ارگانهای دولتی درامور اهلسنت منطقه سیستان 

 

بعدازجنجال اشغال حوزه علمیه اهلسنت درسیستان این امرسوالات زیادی را دراذهان مردم چرخاند ازآنجمله اینکه چرادولت از اراذل واوباش اشغالگرحمایت میکند؟

چرا آنهارامسلح می کندوپای اساتیدآواره رابه دادگاههاودادسراهامیکشاند؟

چرا ازتاسیس حوزه جدید که ازناچاری ساخته میشود جلوگیری میکند؟

اقشارمختلف مردم اشغالگران راعوامل موردحمایت دولت دانسته وحرکت ناشایست آنهارامحکوم میکنند وازتاسیس حوزه جدیدحمایت همه جانبه می کنند؛ پس چرادولت میخواهد ازتاسیس حوزه جدیدجلوگیری کند وباعث جریحه دارشدن قلوب صدهاهزارمسلمان شود؟؟

حقیقت این است که افراطیون سیستانی وبعضی ازمقامات بالای کشوری حاضر نیستندبپذیرند اهل سنت سیستان که40درصدجمعیت منطقه راتشکیل میدهند مرجع دینی ومرکزآموزش مذهبی داشته باشند! باتوجه به اینکه قدرت دراستان سیستان وبلوچستان بدست سیستانیهای افراطی وکوتاه فکرافتاده آنهاحاضرند به هر دری بزنند ولی مولاناحافظ محمدعلی ودیگرتلامیذ حضرت شیخ الاسلام درمنطقه سیستان حضورفعال داشته نباشند چنانچه با ترفندهای مختلف واردعمل شده وباتهدیدوتطمیع وارعاب میخواهندجلوی ندای توحیدوپیام حق وهرگونه فعالیت دینی رابگیرند غافل ازاینکه این مکاریها وفریبکاریها برمردم غیورسیستان وبلوچستان واضح شده است، آنهاحاضرندجان خودرا ازدست بدهندولی سرنوشت خودرابدست چندتنگ نظرفاشیست ندهند.

دست ازطلب ندارم تاکام من برآید:::یاجان رسدبه جانان یاجان زتن برآید

فاشیست های سیستانی بدانندعلماء حقانی وربانی ما از زندان وتهدیدوتبعید هراسی ندارندوهمه اهل سنت ایران همراه آنها هستندوبهیچ وجه حاضرنیستند مرکزآموزشی ودینی خود رادرسیستان ازدست بدهند. انشاءالله

نداریم غم جا  غم آب ونان  :::  غم ما  غم دین وآئین ما

توصیه مابه سیستانیها این است که لجاجت راکنارگذاشته وباسعه صدربه بیانات حضرت شیخ الاسلام درمسجدمکی(جمعه 11آبان) گوش بدهند، امیداست سرعقل آیند.http://www.warnaonline.blogfa.com/

"یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولوکره الکافرون"الآیِة

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:31
طومار تدریس به زبان مادری در ایران 

طومار تدریس به زبان مادری در ایران
75 Signatures

Created by Iran on Nov 01, 2007
Category: Human Rights
Region: Iran
Target: Iranian va Jahanin
Description/History:


از کلیهء هموطنان گرامی که معتقد به ایرانی دمکراتیک هستند، تقاضا می شود که طومار تدریس به زبان مادری در ایران را با امضاء خویش پشتیبانی نمایند. تدریس زبان مادری در ایران هر کشوری به دست مردم آن کشور خراب یا ساخته می شود. اگر ما می خواهیم ایران را بسازیم، ناگزیر باید با ساختن مردم آن آغاز کنیم. مردم را بسازیم، مردم ایران را خواهند ساخت.

مردم سازی با تحصیل و آموزش موثر و مفید شروع می شود. آموزش هم زمانی به آسانی انجام می گیرد که به زبان مادری آغاز بشود زیرا که کودکان زبان مادری خود را می دانند و می توانند مفاهیم را با آن زبان بهتر یاد بگیرند. بهمین دلیل است که اکنون کلیهء کارشناسان تعلیم و تربیت به این نتیجه رسیده اند که زبان مادری بهترین و موثر ترین زبان برای تحصیل و آموزش است.

اگر کودکی زبانی را نمی داند چگونه می تواند با آن زبان چیزهای دیگر را یاد بگیرد؟ در واقع سالها طول می کشد تا یک کودک زبانی را یاد بگیرد که زبان مادری او نیست و در خانهء او صحبت نمی شود، اینگونه است که بسیاری از ایرانیان غیر فارس که زبان فارسی را نمی دانند سالها از آموختن درسهای خود عقب می مانند و این عقب افتادگی، به حساب کم هوشی و کم استعدادی آنها گذاشته می شود. هر ایرانی که زبان فارسی زبان مادری او نیست، در ایام کودکی چنان رنجی برای آموختن زبان فارسی در مدرسه کشیده است که بیشتر شبیه شکنجه است. معلمی وارد کلاس می شود و به زبانی صحبت می کند که کودکان عرب، بلوچ، ترک، کورد، ترکمن و بسیاری دیگر نمی فهمند. وقتیکه آنها زبان را نمی دانند چگونه می فهمند که معلم چه گفته است ؟

در طول 40 سال گذشته بیش از 200 تحقیق معتبر در باره نقش زبان مادری در سرنوشت افراد انتشار یافته است، همهء این تحقیقات شروع تحصیل را به زبان مادری در جوامع چند فرهنگی و چند ملیتی قویأ سفارش و توصیه می نمایند.
سازمان یونسکو بعنوان نمایندهء سازمان ملل در امور آموزشی و فرهنگی اهمیت زبان مادری را بدرستی تشخیص داده و در بارهء آن منشوری تهیه و تصویب کرده است. این منشور در اصل یکم، بند اول تصریح می کند،"همهء شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری خود آغاز کنند".

بند دوم می گوید، "همهء دولتها موظف هستند که برای تقویت و آموزش زبان مادری کلیهء منابع، مواد و وسایل لازم را تولید و توزیع نمایند". یونسکو در بند سوم تأکید می کند، " برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازهء کافی تربیت و آماده شود ... زیرا تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده می شود".
گوته فیلسوف آلمانی می گوید، " شخصی که فقط یک زبان می داند حقیقتأ آن زبان را نمی داند"، بهمین خاطر تدریس به زبان مادری در کنار زبان سرتاسری باعث می شود که قدرت یادگیری کودک گسترش یابد و استعدادهای او در زمینه های مختلف منجمله تفکر چند بعدی بهتر شکوفا بشود.

در همین راستا، سازمان ملل در روز 7 سپتامبر 2007 منشور مربوط به مردم بومی را تصویب و انتشار داد. در منشور سازمان ملل در بارهء مردمان بومی مکررأ تأکید شده است که حقوق مردم بومی چه بعنوان فرد و چه بعنوان یک مجموعه باید در همهء زمینه ها منجمله فرهنگ، ادبیات، زبان و نظام آموزشی مورد توجه دولتها باشد.
مادهء 13، بند یکم این منشور می گوید، "مردمان بومی حق دارند که تاریخ، زبانها، سنتها، فلسفه ها، روشهای نوشتاری و ادبیات خود را احیاء، تقویت و استعمال کنند و آنها را به نسلهای بعدی منتقل سازند".بند دوم مادهء 13 اضافه می کند که همهء دولتها باید اقدامات موثری را انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که این حقوق نگهداری و تحقق یابد.

کشورهایی که سیاست تدریس زبان مادری و زبان سرتاسری را در کنار هم پیش برده اند به نتایج درخشانی در زمینهء پیشرفتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست یافته اند. در هندوستان 80 زبان مادری تدریس می شود. این امر نه تنها باعث تزلزل در وحدت ملی این کشور نشده، بلکه باعث پدید آوردن بزرگترین دمکراسی جهان شده است، از سوی دیگر 80 ملیت هندی در 80 نقطهء این کشور، در پیشرفتهای اقتصادی این کشور سهم فوق العاده و مهمی پیدا کرده اند.

در ایران تدریس زبانهای مادری ترکی، کوردی، بلوچی، ترکمنی, لوری و عربی در کنار زبان فارسی نه تنها کمک عمده ای به شکوفائی کودکان ایرانی می کند، بلکه سبب رضایت جمعیت کثیری می گردد که در سرنوشت ایران نقش حیاتی دارند.
همبستگی ملی در ایران در گرو برخورداری همهء ایرانیان از حقوق مساوی در همهء زمینه هاست و تدریس به زبانهای مادری مهمترین عامل این مساوات است.

Petition:


ما حق جویان، برابری طلبان و عدالت خواهان ایرانی که زیر این نامه را امضاء کرده ایم، خواهان تدریس زبانهای مادری ترکی، کوردی، بلوچی، عربی، لوری و ترکمنی و زبانهای دیگر هستیم. ما از همهء کسانیکه به سرنوشت ایران و تمامی مردم آن فکر می کنند مصرأ میخواهیم که با امضاء این طومار بر دولت ایران فشار وارد کنند تا مطابق میثاقهای بین المللی و مادهء 15 قانون اساسی خود جمهوری اسلامی، امکانات لازم را برای تدریس زبانهای مادری فراهم سازد.

کنگره ملیتهای ایران فدرال
----------------------------------------------------


1- رضا حسین بر جبههء مردم بلوچستان
2- افراسیاب شکفته انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان
3- حمزه بایزیدی حزب دمکرات کردستان ایران
4- عدنان سلمان حزب همبستگی دمکراتیک اهواز
5- ناهید بهمنی کومله
6- رحیم بندوئی حزب مردم بلوچستان
7- فرامرز بختیار حزب اتحاد بختیاری و لرستان
8- جوما بورش سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن
9- داوود ساوالان اقلو حرکت بیداری ملی آذربایجان، گاموح
10- علیرضا نظمی افشار کمیسیون دیپلماتیک آذربایجان جنوبی
11- رحیم شیخ حرکت ملی- دمکراتیک ترکمن
12- وفا رستم زاده پارت آزادی کردستان
13- کریم آتا حرکت ملی ترکمنستان ایران
14- ضیاء صدر کانون فرهنگی آذربایجان
15- عبداله سیاهوئی جنبش ملی بلوچستان ایران
16- جمشید امیری جبهه متحد بلوچستان، جمهوریخواهان

لطفا در پایین صفحه این طومار را امضا کنید


با تشکر فراوان


 

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:26
تعرض رژیم تهران به اعتقادات ملت بلوچ را شدیداً محکوم میکنیم! 

تعرض رژیم تهران به اعتقادات ملت بلوچ را شدیداً محکوم میکنیم!

روزشنبه ۵، آبانماه عوامل اداره اطلاعات شهر زابل، با در دست داشتن اسلحه های سپاه پاسداران، به یکی از مساجد و مدارس دینی بلوچها حمله ور شده و آنرا به تصرف خود در آورده و از ادامه کار آن جلوگیری کردند. پس از این حادثه تاَسف بار، مسئولین مدرسه به ناچار آنرا به ناحیه ای دیگر منتقل ساختند.

چند روزبعد ازاین واقعه، شب سه شنبه ۸ آبانماه، ماَمورین رژیم جمهوری اسلامی ایران دراقدام دردناک دیگری درشهر بجنورد، بیشرمانه یکی از مساجد اهلسنت را ویران ساختند.

تمامی این اقدامات ننگین حکومت آخوندها، درحالی جریان دارند که تبلیغات دروغین و عوامفریبانه رژیم، مبنی بر برابری شیعه و سنی گوش فلک را کر میکند. خامنه ای،این شیاد پشت پرده نظام فاشیستی تهران، سال ۱۳۸۶ را ظاهراً سال وحدت اسلامی نامگذاری میکند و ازسوئی دیگربه عواملش،مبارزه با اهل تسنن و نابودی آنرا توصیه مینماید. این دیدگاه یکشبه ظهور نکرده است، بلکه بخشی از استراتژی ۵۰ ساله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر شیعه ساختن تمامی منطقه، چه بطور مسالمت آمیز و چه با توسل به قوه قهریه میباشد.

بلوچستان وملت بلوچ، درطول تاریخ فجایع دردناکی رامتحمل گشه ا ند. اما به جراَت میتوان گفت که رژیم ننگین جمهوری اسلامی ایران، ازسیاهترین دورانی است که مردم بلوچستان درحال تجربه کردن آن میباشند.

۲۸ سال حیات فاشیستی حکومت آخوندها برایران، سرشار ازجنایت، قتل وکشتار، اعدام، شکنجه و پایمال کردن ابتدائی ترین حقوق شهروندی دربلوچستان است. دستاورد انقلاب دروغین خمینی برای ملت بلوچ، چیزی بجزکشتاردهها هزارجوان ونوجوان و روحانیت بلوچ که نسبت به ستم و اجحاف آخوندها اعتراض کرده اند، نبوده است. به لحاظ اقتضادی وضعیت به قهقرا رفته و درصد بیکاری دربین بلوچها بیداد میکند. بلوچها در اداره جات دولتی استخدام نمیشوند و عمداً از تحصیل باز داشته میشوند و ....

ما ضمن محکوم ساختن شدید تعرض وگستاخی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به اعتقادات مردم بلوچ وسایرپیروان اهل سنت ایران، از تمامی احزاب و سازمانهای معتقد به آزادی عقیده و دمکراسی ایرانی و بین المللی، مصرانه میطلبیم تا نسبت به اینگونه جنایات آخوندهای حاکم برایران که قصد شیعه کردن سنی مذهبان ساکن ایران رابا توسل به زور دارند، سکوت نکنند و به هر طریق ممکن چنین توطئه کثیفی را افشا وسران حاکمیت تهران را تحت فشار قرار دهند.


حزب مردم بلوچستان


یکشنبه ۱۳ آبانماه ۱۳۸۶
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:24
درگیری داخلی بین عوامل رژیم 
پس از افشا گري آژانس خبري تفتان در خصوص عوامل قتل شيخ مهدي توكلي روحاني مسجد افتخار آباد خاش كه در مناطق سني نشين تبليغ تشيع ميكرد خانواده اين روحاني بسيجي وابسته به رژيم از سروان محمد جهانتيغ فرمانده حفاظت اطلاعات خاش به جرم قتل عمد به دادسراي نظام شكايت كردند اما بر اثر فشارها و اعمال نفوذ و تهديدهاي سرهنگ پارسا فرمانده حفاظت اطلاعات استان پرونده مسكوت و سپس مختومه و بايگاني شد پس از آن خانواده شيخ توكلي به استانداري و اداره اطلاعات شكايت كردند كه همانگونه كه پيش بيني ميشد نه تنها به شكايت آنها رسيدگي نشد بلكه تهديد به مرگ نيز شدند به اعتقاد سرهنگ پارسا مدافع اصلي آقاي محمد جهانتيغ براي موفقيت در پروژه سني كشي و برخورد با علما و ريش سفيدان و سران قبايل بلوچ بايد ابهت حفاظت اطلاعات سپاه و شخص فرمانده آن حفظ شود و براي شروع قائله ملا كشي حتي اگر لازم باشد يكي از روحانيون شيعه نيز بايد فدا شود .
با توجه به اينكه فرمانده سپاه خاش با اين امر مخالف بود توسط حفاظت اطلاعات در تهران بازداشت ميباشندو در حال حاضر سپاه خاش فرمانده ندارد تعدادی از پاسداران نیز ترک خدمت نموده و با توجه به فشار محمد جهانتیغ فرمانده حفاظت اطلاعات سپاه خاش برای فرار از این ملعون جذب گروه شیر بلوچستان عبدالمالک ریگی شده اند و هرکدام مبلغ 50 میلیون تومان از شخص رهبر جنبش مقاومت دریافت کردند همچنین توصیه رهبری این جنبش به دیگر پاسداران سپاه خاش این است که هرچه سریع تر به این گروه پیوسته و از امتیازات ویژه برخوردار و مورد رحمت و رافت او قرار بگیرند.
خاطر نشان ميگردد در شب بيست و يكم رمضان روحاني بسيجي وابسته به رژيم مهدي توكلي با هدف ايجاد بهانه براي شروع پروژه ملا كشي در محل مسجد افتخار اباد خاش با تير مستقيم سروان محمد جهانتيغ فرمانده حفاظت اطلاعات سپاه خاش به قتل رسيد و هم اكنون نامبرده با هماهنگي فرمانده حفاظت اطلاعات استان گروهي از اراذل و اوباش شهرستان خاش را با پوششهاي محلي و بلوچي مسلح و جهت ايجاد اختلاف به مدرسه علميه لوتك فرستاده استو از آنجاييكه ماهيت پاسدار محمد جهانتيغ براي مردم خصوصا قوم بلوچ فاش شده است و نامبرده به مهره اي سوخته براي حفاظت تبديل شده است رژيم به دنبال قتل اين پاسدار و محاكمه خانواده شيخ توكلي به جرم قتل آن ميباشد
این مطلب توسط یکی از خوانندگان به نام دلاور به ایمل بلوچستان سرافراز ارسال گردیده است
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 6:23
تخریب مسجد بجنورد  

بسم الله الرحمن الرحیم

چند سال پیش وقتی هندوهای هندوستان مسجد بابری را تخریب نمودند جمهوری اسلامی ایران به این عمل ضد انسانی شدیدا اعتراض نمود و در یک روز معین در سراسر ایران  مردم غیور ایران راهپیمایی نموده خشم و انزجار خویش را اعلام نمودند اما مدتی بعد که ایادی استعمار مسجد شیخ فیض مشهد را تخریب نمودند ملت ایران هیچ اعتراضی ننمودند.

و اکنون که باز ستمگران بی دین و و حیوان صفت مسجد بجنورد را تخریب نموده اند همان حالت برقرار است یعنی سکوت و رضا .

اگر مسجد بجنور در خاک اروپا یا آمریکا واقع شده بود و توسط خود آن کفار (و نه مزدورانشان) تخریب می شد آیا ملت ایران همین برخورد را می نمود؟؟؟

اگر مسجد بجنورد مال شیعیان بود و در یک کشور سنی تخریب می شد برادران ما چه سر و ضدایی به راه می انداختند و چقدر مظلوم نمایی می نمودند.

اما مسجد بجنورد متاسفانه در خاک جمهوری اسلامی واقع شده و متاسفانه مربوط به تسنن است که زبانی برای اعتراض ندارند.   

راستی چه فرقی است میان مسجد بجنورد و مسجد قدس که دوستان ما همه ساله برایش راهپیمایی می کنند؟

بریده باد دست ستمگران بی وجدان و نامرد انسان نما. http://www.taftan2.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 18:13
تسلیم مخالفین یا سناریوی رژیم؟/گزارشي تفسيري از گزارشگر راديو بلوچي اف ام  

چندی پیش  شبکه استاني رژيم  "هامون " در دو روز متوالي,در روز اول تصاوير نوزده نفر و در روز دوم بيست وسه نفر "بلوچ ساکن ایرانشهر" را نشان ميداد که در حال تحویل سلاحهايشان به ماموران حکومتی بودند و  بصورت  عاجزانه ایی در مقابل یک آخوند چهار زانو نشسته و متن  " توبه نامه " که توسط او خوانده می شد را تکرار می نمودند. در اين برنامه "دادستان ایرانشهر"  آنان را نیز " اشرار" خواند و با خط و نشان کشیدن اعلام نمود"تاکنون بیش از 42 شرور مانند این اشرار ها اسلحه را به زمین گذاشته اند –اینها   می دانند توانایی مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی را ندارند و به بقیه توصیه می کنم به دامان نظام برگردند وگرنه دیر یا زود به هلاکت خواهند رسید"ه 

با توجه به سوابق بد نظام و وزارت اطلاعات در ترور يا قتل "افراد يا اشرار تاميني",آيا چنين اخباري ميتواند هنوز صحت داشته باشد?-باور کردنش بسيار مشکل است!! در بلوچستان کسي نيست که عاقبت "تامین گرفتن" را نداند. حتي مردم عام اين تاکتيکهاي "اطلاعات"را دريافته اند.

بسیاری بر این عقیده اند که "تسلیم شدگان" در واقع مخبرین محلي و پيشين بسیج اند. مدتی بدون مصرف بوده اند و اکنون برای اجرای عملیاتهای ویژه مانند مقابله با گروه های مسلح مخالف رژيم در منطقه و يا ترور و گروگانگیری مخالفین نظام در داخل و خارج  برای سازماندهی فرا خوانده شده اند- و در آينده دور يا نزديک از اين افراد بعنوا ن جاسوس و يا باند گروگانگير براي ربودن فعالين و افراد سياسي بلوچ در کشورهاي مانند پاکستان ،افغانستان و کشورهاي نواحي خليج فارس استفاده کند

البته اگر به

وزارت اطلاعات مدتيست که بیشترین توجه خود را صرف تعلیم نیروهای بلوچ برای اجرای طرح های خود کرده است. وقايع مسجد لوتک ،شهادت مولانا سربازي ، قتل آخوند توکلي ، تلاش براي ترور افراد در "جنبش مقاومت مردمي "و و ... همگي توسط خودفروختگان محلي و يا در لباس محلي صورت گرفته اند رويدادهاي اخير نگاهي بيندازيم درمييابيم که اظهارات مردم محل بدور از واقعيتها نيست.

تعدادي بر اين باور هستند که حتي "جما گمشادزهي" از مخالفين رژيم که در کشور دبي سکونت داشت توسط "باند گروگانگير اطلات" رژيم از آن کشور ربوده شد و به تهران منتقل شد و به اسم "قاچاقچي بين اللملي" در زندان مرکزي زاهدان بدار آويخته شد

 از آنجائيکه  مهارت رژیم در صحنه سازی و اجرای سناریوهاي از پیش تعیین شده در سطح بالاست شايد به نوعی با چنين تبلیغات گسترده اي ميخواهد به مخالفان و "گروه های  مسلح" موجود در منطقه بقبولاند که آنان در مقابل رژيم  ضعیفند

گزارشي تفسيري از گزارشگر راديو بلوچي اف ام

"س.س." زاهدان


|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 18:10
تا كي جنايت ميكنيد؟ 
تا كي جنايت ميكنيد؟

تا كي ؟ تا كي؟

 تا كي جنايت ميكنيد؟ (2)ه

 تاكي به اين خاك وطن

يكسر خيانت ميكنيد؟

 از بيم مردان بلوچ صد فتنه برپاميكنيد ؟

 (2)ه تاكي جنايت ميكنيد؟

ْآن شِي مريد و حاني را از يكدگركرديد جدا

 هم آتش وهم خشم را يكسر به ماداشتيد روا

 ما را رياضت پيشه است

ما را صبوري پيشه است

اما به وقت انتقام

هم تيشه است هم ريشه است

 گيريم انتقام خون هر شهيد شنبه زهي هر شي مريد

رويند ز نو گلهاي ما

 (2)ه تابنده باد خورشيد ما

 خورشيد عالمگير ما

پاينده باد خاك وطن خاك بلوچستان ما


           
   فرستنده:بلوچ از مکران

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 11:38
نامه دانشجویان و جوانان استان سیستان و بلوچستان به ریاست محترم دادگستری کل استان سیستان و بلوچستان . 
 سلام

ریاست محترم دادگستری استان سیستان و بلوچستان

احتراما ، ضمن تشکر از اهتمام جناب عالی به امور جوانان و توجه به اجرای صحیح عدالت و گذشت و مهرورزی به استحضار می رساند که : انجمن صدای عدالت نهادی بود مدنی ، مستقل و داوطلب مردمی که توسط جوانان اداره می شد و از اجتماع دانشجویان و جوانان تشکیل گردیده بود . تمام فعالیتها و برنامه های اجتماعی و فرهنگی این تشکل مدنی مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هیچ گونه نقص قانونی نداشته است اما علی رغم اینکه فعالیتهای انجمن در راستای اجرای عدالت که شعار دولت فهیم نیز می باشد ، در مورخ ۶/۲/۸۶ پس از برگزاری پنجمین همایش سالانه جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو تعدادی از اعضای شورای مرکزی انجمن از جمله جناب آقای یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن دستگیر و بازداشت شدند . ۵ تن از آنان با عنایت و لطف نظام مقدس آزاد شده اند اما آقای مهرنهاد با گذشت ۶ ماه همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد . ما جوانان و دانشجویان بر بی گناهی آقای مهرنهاد باور داریم لذا از حضرت عالی خواسته ای مشترک داریم که آن آزادی آقای یعقوب مهرنهاد می باشد . از شما خواهشمندیم دستور فرمائید هر چه سریعتر اقدامات لازم در رابطه با آزادی نامبرده صورت گیرد  . پیشاپیش از تشریک مساعی حضرتعالی کمال تشکر و قدردانی را داریم .

دانشجویان و جوانان استان سیستان و بلوچستان

ضمن تبریک روز دانش آموز به تمامی دانش آموزان کشور عزیزمان ایران  به اطلاع عموم حامیان و دوستداران یعقوب مهرنهاد می رسانیم که این نامه مورخ ۱۳/۸/۸۶ توسط دانشجویان و جوانان به دادگستری کل استان سیستان و بلوچستان فرستاده شد . این نامه بر روی پارچه نوشته شده است و ضمیمه آن صدها امضاء از طرف جوانان و دانشجویان استان سیستان و بلوچستان بوده است .

به امید آزادی یعقوب مهرنهاد http://www.lasharbaloch.blogfa.com/

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 11:31
به یاد زند یاد شادروان مسعود هاشم زهی  

 

 095196.jpg

مرا عهدیست با جانان که تاجان در بدن دارم

 

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 11:26
فرزاد کمانگر معلم بازداشتی که در بیمارستان به مدت نامشخص بستری بوده است به زندان اوین انتقال یافت  

 فعالان حقوق بشر در ایران  : بنا برگزارشات رسیده از زندان اوین آقای فرزاد کمانگر معلم بازداشتی که در بیمارستان به مدت نامشخص بستری بوده است به زندان اوین انتقال یافت .
فرزاد کمانگر معلم بازداشتی در اداره اطلاعات سنندج به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بطوری که از ناحیه فک ، گردن ، دندان ها دچار شکستگی و آسیب دیدگی جدی واقع شده است وی به مدتی نا معلوم در یک بیمارستان و در حالت کما بسر برده است و پس از مشخص شدن محل محاکمه ،  به زندان اوین انتقال یافته است .
نگهداری آقای فرزاد کمانگر در زندان اوین برای سلامت جان ایشان مخاطره آمیز است و باید فورا به بیمارستانی مجهز انتقال یابد.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 10:12
سفرنماینده تام الاختیارشیخ الاسلام به محل تاسیس مدرسه جدیدومداخلت مسئولان محلی درامر تاسیس حوزه 
سفرنماینده تام الاختیارشیخ الاسلام به محل تاسیس مدرسه جدیدومداخلت مسئولان محلی درامر تاسیس حوزه

مولاناحافظ محمدعلي(حفظه الله)يكشنبه سيزدهم آبان همراه جمعي ازعلماءومردم ديندار زاهدان يه "عظيم آباد"سيستان تشريف بردند؛كاروان حامل اسباب ومصالح جهت اسكان طلاب حوزه جديدالتاسيس نيزبه روستاي عظيم اباد رسيده بودند.

 اساتيد،طلاب ومردم دين دوست سيستان عاشقانه درانتظار استاد وعالم فرزانه خودبودندودر ورودي روستا باسردادن نعره تكبيراز ابرمردسيستان استقبال كرده ولرزه براندام بدخواهان انداختند.

ايشان بعداز ديدارمردم همراه جمع از زمينهاي خريداري شده بازديدنمودندودرمسجدروستا درفضائي دوستانه بااساتيدوطلاب آواره اما آزاده حوزه ملاقات كردند.

معلوم شدعده اي ازعوامل ومسئولان اطلاعاتي وانتظامي درمحل تاسيس حوزه آمدندوبزعم خودخواستندمردم خير غيورومتدين منطقه سيستان راتحت فشارقراردهندتابتواننداز تاسيس يك مركزديني وفرهنگي كه بتواندخدماتي انجام دهدجلوگيري كنند؛چنانچه با اهالي روستاملاقات كرده وگفتندكارشمابدون مجوز است ونبايددراين منطقه حوزه اي ساخته شود!! مردم غيور روستاجواب دادندما كاره اي نيستيم زمينهافروخته شده وازملكيت ماخارج شدند وسبب هجرت اين طلاب وعلماء ازحوزه علميه محمديه هم شمابوديد!

عوامل حكومتي درحالي اين درخواست غيرمسئولانه را اظهارميكنندكه اكثربناهاي مناطق روستائي سيستان بدون مجوزساخته شده اند ازطرفي خوددستگاههاي دولتي باعث تعطيلي حوزه سابق شدند.  رئيس پاسگاه لوتك درحضوردههاطلبه واستاداذعان كرده بود افراداشغالگربسيجي هستندوسپاه پاسداران به انها اسلحه داده است!

اشغال يك حوزه توسط اراذل واوباش ازخدابيخبر غيرقانوني نيست اماساخت مدرسه آنهم ازروي مجبوري وناچاري غيرقانوني است؟؟!! بنظرما اگرساخت مركزديني وآموزشي درقانوني "غيرقانوني ومحتاج كسب اجازه"عنوان شده است خودآن قانون غيرقانوني است وبايداصلاح گردد%

مداخلت افراطيون سيستاني باوجوددستور حضرت شيخ الاسلام برساخت مدرسه اي جديد گستاخي محض است ودخالت دراموراهلسنت ديگربه اوج خودرسيده است واين كارهاي گستاخانه غيرازاينكه مردم رابيشتربه نظام بدگمان ودلسردميكنندفائده اي ديگرندارند.

 

مولاناحافظ محمدعلي (دامت بركاته) مردم را توصيه به صبرواستقامت ومجاهدت نمودند وقبل ازنمازعشاءطلاب راباچشماني اشكبارترك كرده وهمراه ديگرهمراهانش بسوي زاهدان حركت كرده وبسلامتي به زاهدان رسيدند.

|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 10:10
شگرد تازه رژیم در بلوچستان 
چندیست رسانه های رژیم خبرهایی مبنی بر تسلیم شدن آنچه که آنها را اشرار با سابقه بلوچستان میخوانند منتشر می کنند
و مدعی هستند هر کسی که سابقه تعقیب توسط جمهوری به اصطلاح اسلامی داشته میتواند چنین فرصتی را غنیمت شمرده
و از رافت و رحمت جمهوری اسلامی برخوردار شود سوال اینجاست که رافت و رحمتی که آنها دم از آن میزنند چیست؟
آیا به رگبار بستن رویا سارانی  بی دفاع و مظلوم که هرگز معنی بغض وعداوت را در قلب پاکش ندیده بود نوعی رحمت بود؟
آیا شهادت سه نوجوان که اندکی قبل از عملیات تاسوکی در مقابل نمایشگاه اتومبیل قصر واقع در بلوار خرمشهر زاهدان به آن طرز
وحشتناک توسط مزدوران خونخوار رژیم به شهادت رسیدند هم نوعی احسان از طرف رژِم به اصطلاح اسلامی بود؟
افرادی که رژیم آنها را اشرار با سابقه می نامد و مدعی است آنها اکنون از کرده خود پشیمان شده اند و به جمهوری اسلامی روی
آورده اند چه کسانی هستند؟ آیا کسی که سالهاست در مقابل ظلمهای رژیم به مبارزه مسلحانه مشغول است با وجود گسترش این ستم ها اسلحه خود را بر زمین میگذارد و به رژیمی می پیوندد که روز به روز به جنایت علیه مردم بلوچ می افزاید؟
این افراد را میتوان به دو گروه تقسیم کرد یا اینکه آنها  در دامان خود رژِیم پرورش یافته اند و رژیم از آنها همواره جهت رسیدن به مقاصد خود استفاده نموده است واین شگرد رژیم هم نوعی ادای وظیفه محسوب میشود که به آنها محول شده است و آنها در قبال این کار مبلغ اندکی دریافت میکنند دوم اینکه آنها واقعا کسانی هستند که مسلح بوده اند و اکنون دستگیر شده و رژیم از آنها تعهد گرفته است که در قبال عفو آنها بتواند از آنها به عنوان مزدوران جدید خوداستفاده کند که این گونه افراد مطمئن باشند که رژیم هر وقت کوچکترین کم کاری از جانب آنها احساس کند آنها را توسط مزدوران دیگرش به سر به نیست میکند
منصور ناروئی زاهدان
|+|
نوشته شده توسط سعيد بلوچ در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 9:59