| سه شنبه 6 آذر 1386 | |
| بر اساس فتوای مجمع فقه اسلامی | |
|
تحریم استفاده از آیات قرآن به عنوان زنگ تلفن همراه
مجمع در این فتوا دلیل تحریم را "قرار گرفتن قرآن در معرض بی احترامی به علت قطع شدن تلاوت و همچنین اهمال آن اعلام کرد زیرا ممکن است آیات قرآن در مکان و زمانی نامناسب پخش شود" این فتوا در دوره 19 مجمع که در جده برگزار می شود، صادر شد. اما در مورد استفاده از مصحف الکترونیک و گوش دادن به قرآن از طریق موبایل، در این فتوی آمده است: "این مورد اشکالی ندارد، بلکه حتی این کار کمکی است در جهت انتشار قرآن و استماع و تدبر در آن..." قبل ازاین نیز تعدادی از فقها و موسسسات اسلامی استفاده از آیات کلام الله را به عنوان زنگ موبایل یا حالت انتظار جایز ندانسته و آن را نوعی بی احترامی به قرآن کریم عنوان کرده بودند. |
به تعلیق درآوردن فعالیتهای انجمن جوانان صدای عدالت و زندانی کردن یعقوب مهرنهاد ، نخبه ی بلوچستان و جوان نمونه کشور قطعا آسیبهای جبران ناپذیری بر جامعه و افکار جوانان و بالاخص فعالان مدنی وارد خواهد کرد و باعث خواهد شد که جوانان به سمت و سویی غیر از مدنیت و منطق و گفتگو پیش روند و در قبال این پیامدها دولتمردانی که نسبت به درخواستهای منطقی و معقول جوانان و دانشجویان بی تفاوتند باید پاسخگو باشند و بدانند که اگر امروز به درخواست این قشر عظیم مبنی بر آزادی یعقوب مهرنهاد پاسخ مثبت ندهند خدا می داند فردا شاهد چه مصیبتهایی باشند .
1- پيمان کريمي از اعضاي انجمن پادشاهي به دليل عضويت ، ارتباط و تبليغات براي انجمن پادشاهي ايران به يک سال زندان محکوم شده است . دادگاه بدوي وي در شعبه 15 دادگاه انقلاب تشکيل شده است و شعبه 36 دادگاه تجديد نظر وي بوده است .
2- قرار بازداشت عبدالله حيدريان و شکرالله حيدري توسط دادگاه انقلاب به مدت دو ماه تمديد شد عبدالله حيدريان و شکرالله حيدري توسط اطلاعات نيروي انتظامي بازداشت و به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند و سپس با وضعيت بسيار نامساعد به اداره اطلاعات سنندج منتقل شدند .
3- شکايت اکثر زندانيان سياسي از غذاهاي زندان ، آنها مي گويند که مدت دو ماه است که گوشت از برنامه غذاي زندان حذف شده است و سويا جايگزين آن شده است ، همچنين بنا بر گزارشي ديگر داروخانه زندان اوين بتازگي برخي از داروها را به فروشگاه زندان مي فروشد و از متقاضيان مي خواد که دارو ها را از فروشگاه زندان خريداري کنند . وضعيت غذاي زندان گوهردشت نيز تقريبا به همين شکل مي باشد .
4- آقاي ايوب پرنياني همراه همسر و دو فرزندش در اواخر آذر ماه توسط دولت ترکيه به ايران استرداد شد اين خانواده کرد ايراني از پناهندگان سياسي موسوم به شمال عراق بودند ، آقاي ايوب پرنياني از سوي دفتر سازمان ملل (امور پناهندگان) در کشور عراق به عنوان يک پناهنده سياسي شناخته شده بود وي پس از تعطيلي سازمان ملل در عراق به همراه يک گروه 3000 نفري خود را به دفتر سازمان ملل در ترکيه معرفي کرد.۵-همچنین یعقوب مهر نهاد دبیر انجمن صدای عدالت در بلوچستان به مدت هشت ماه در بازداشتگاهای زاهدان بدون هیچ تفهیم اتهامی بسر میبرد
به مامی گویندحقیقت رانگوئیددیدبان مادرآذربایجانغربی رابه یکسال زندان محکوم کرده ودرحبس خانگی بدورازخانواده اش نگه داشته اند(جوادعظیمی)همکاردیگرکمیته فرزندمقاوم آذربایجان (شاهین اسماعیل پور)که تصاویربدن شکنجه شده اش رادراینجا می بینیداز۴روزقبل دوباره دستگیر کردند.
ودیشب ساعت۳بامدادبیشرمانه واردآپارتمان امیرحسین موحدی شدندوبعدازدرگیری و مقاومت همراهان دبیراجرائی کمیته ازترس مردم متواری شده اند هفته گذشته به ما گفتنداگرساکت نشوید ماقادربه مهار حزب الله نخواهیم بود اکنون به پشتوانه شما مردم قهرمان به آنها پاسخ میدهیم هیچ چیز حتی مرگ وتکه تکه شدن نمیتواند اعضاودیدبانان کمیته بحران زندانیان سیاسی را که عموماازغیورمردان آذربایجان هستند وادار به سکوت کنداین نهاد مدافع حقوق بشر متکی به فردوافرادنیست وبه هیچ حزب وگروهی وابسته نیست ماافتخار داریم که ازمردم هستیم ودرمیان ملت ودرراه ملت جان برسر پیمان نهاده ایم
اطلاعیه کمیته بحران زندانیان سیاسی-۶/۹/۱۳۸۶-شورای سیاستگزاری
اعتراض بیش از یک هزار تن از مدافعان حقوق برابر به بازداشت مریم حسین خواه
همه ما مثل مریم گزارشگر درد و رنج زنان هستیم
روز 26 آبان ماه مریم حسین خواه، یکی از صدها فعال کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و یکی از بی شمار روزنامه نگاران و نویسندگان مدافع حقوق زنان را در پی احضاریه ای کتبی در دادگاه انقلاب بازجویی کردند و به خاطر نوشته ها و فعالیت هایش در سایت «تغییر برای برابری» (سایت کمپین یک میلیون امضاء) و سایت «زنستان» (ارگان مرکز فرهنگی زنان) به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کردند و پس از تعیین قرار وثیقه ای 100 میلیون تومانی، به خاطر نداشتن وثیقه به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند. این درحالی است که سایت تغییر برای برابری یکی از سایت های کمپین گسترده و پرتنوع یک میلیون امضاء و متعلق به همه اعضا و هواداران آن است و بسیاری از معترضان به قوانین تبعیض آمیز موجود علیه زنان، در آن قلم می زنند، گزارش تهیه می کنند و در مجموع آن را اداره می کنند. ما فعالان حقوق برابر همگی با برداشتن گام هایی هرچند کوچک در جهت آگاهی رسانی به مردم و هموطنان خود در مورد نظام حقوقی تبعیض آمیز کنونی سعی کرده ایم تجربه ها و گزارش ها و دردهای جامعه زنان را هر جا امکان پذیر بوده مکتوب سازیم، چه در سایت های خود همچون تغییر برای برابری، زنستان، کانون زنان ایرانی، میدان و... چه در وبلاگ های خود و چه در روزنامه های رسمی کشور و چه به صورت شفاهی و چهره به چهره.
از این رو اگر مسئولیت و گزندی از فعالیت های قانونی و خبررسانی شفاف و انتشار مکتوبات و مقالات در سایت «تغییر برای برابری» یا سایت «زنستان» متوجه هر یک از کنشگران این جنبش باشد قطعا بر دوش تک تک ما امضاء کنندگان این نامه که خود را متعلق به جنبش حقوق برابر و مدافع آن می دانیم، قرار دارد. همه ما مدافعان و فعالان جنبش حقوق برابر، همچون مریم حسین خواه، گزارشگر درد و رنج زنان کشورمان هستیم، همه ما می نویسیم و به نظام حقوقی ناعادلانه کنونی، معترض ایم. ما نیز با انعکاس رنج و درد جامعه زنان و مکتوب نمودن روند فعالیت های مسالمت آمیز و مصلحانه خود در سایت ها، وبلاگ ها و روزنامه های مختلف از جمله تغییر برای برابری و زنستان، با مریم حسین خواه شریک ایم از این رو همه سایت هایی که از حقوق برابر می نویسند را متعلق به خود می دانیم و بی شک این سایت ها نه از آن یک فرد (مریم حسین خواه) و نه از آن هیچ یک از فعالان جنبش حقوق برابر (به تنهایی) نیست بلکه متعلق به همگی کسانی است که در آن قلم می زنند و اعتراض خود را نسبت به قوانین تبعیض آمیز فریاد می کنند. بنابراین، همگی ما مسئول همه آنچه در این سایت ها و در دفاع از حقوق زنان انتشار می یابد، هستیم. ما امضاء کنندگان این بیانیه در جهت انعکاس درد و رنج زنان و به منظور اصلاح قوانین تبعیض آمیزی همچون تعدد زوجات، دیه نابرابر، افزایش سن مسئولیت کیفری دختران و... مانند مریم حسین خواه در راه احقاق حقوق زنان و بهبود زندگی آنان سعی می کنیم آموزه های خود را از زنانی که دچار معضلات ناشی از وجود این قوانین تبعیض آمیز شده اند در سایت های زنانه و روزنامه ها و مجلات مکتوب و منعکس سازیم. بی شک اگر «مریم حسین خواه» مسئول نوشته ها و فعالیت های خود در سایت های زنانه، از جمله سایت های زنستان و تغییر برای برابری و فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء است ما نیز کمتر یا بیشتر، قبل یا بعد از او، در این راه قدم برداشته ایم و حال اگر قرار است او در زندان باشد برای همان کاری که همه ما نیز کرده ایم، پس هزاران فعال و مدافع حقوق برابر در ایران باید راهی زندان ها شوند. از این رو ما امضاء کنندگان این نامه با صدای بلند اعلام می کنیم که: همه ما همچون مریم حسین خواه در مقابل احقاق حقوق شهروندی زنان هموطن مان، خود را مسئول می دانیم و از این رو دست به قلم می بریم و مشکلات را منعکس می سازیم و آن که اکنون در زندان بسر می برد خواهر ماست که بی گناه و به جرمی به زندان برده شده که همه ما هر روز و هر ساعت انجام می دهیم. ما مسئولیم و مانند مریم حسین خواه نگران شرایط دردناک و اسف بار زنان کشورمان هستیم از این رو می نویسیم، گزارش می دهیم و برای حساس کردن افکار عمومی جامعه مان به معضلات زنان، اخبار تهیه می کنیم و اگر ظلمی به دختری در هر جای سرزمین مان روا شود به آن اعتراض خواهیم کرد. چون ما خود را مسئول و دلسوز شهر و کشوری می دانیم که در آن زندگی می کنیم حتا اگر زن باشیم و نظام حقوقی کشورمان حقوق زنان را نیمی از حقوق شهروندان مرد به حساب آورد.
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (نام کوچک):
برای مشاهده اسامی به سایت تغییر برای برابری مراجعه کنید
روز 26 آبان ماه مریم حسین خواه، یکی از صدها فعال کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و یکی از بی شمار روزنامه نگاران و نویسندگان مدافع حقوق زنان را در پی احضاریه ای کتبی در دادگاه انقلاب بازجویی کردند و به خاطر نوشته ها و فعالیت هایش در سایت «تغییر برای برابری» (سایت کمپین یک میلیون امضاء) و سایت «زنستان» (ارگان مرکز فرهنگی زنان) به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کردند و پس از تعیین قرار وثیقه ای 100 میلیون تومانی، به خاطر نداشتن وثیقه به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند. این درحالی است که سایت تغییر برای برابری یکی از سایت های کمپین گسترده و پرتنوع یک میلیون امضاء و متعلق به همه اعضا و هواداران آن است و بسیاری از معترضان به قوانین تبعیض آمیز موجود علیه زنان، در آن قلم می زنند، گزارش تهیه می کنند و در مجموع آن را اداره می کنند. ما فعالان حقوق برابر همگی با برداشتن گام هایی هرچند کوچک در جهت آگاهی رسانی به مردم و هموطنان خود در مورد نظام حقوقی تبعیض آمیز کنونی سعی کرده ایم تجربه ها و گزارش ها و دردهای جامعه زنان را هر جا امکان پذیر بوده مکتوب سازیم، چه در سایت های خود همچون تغییر برای برابری، زنستان، کانون زنان ایرانی، میدان و... چه در وبلاگ های خود و چه در روزنامه های رسمی کشور و چه به صورت شفاهی و چهره به چهره.
از این رو اگر مسئولیت و گزندی از فعالیت های قانونی و خبررسانی شفاف و انتشار مکتوبات و مقالات در سایت «تغییر برای برابری» یا سایت «زنستان» متوجه هر یک از کنشگران این جنبش باشد قطعا بر دوش تک تک ما امضاء کنندگان این نامه که خود را متعلق به جنبش حقوق برابر و مدافع آن می دانیم، قرار دارد. همه ما مدافعان و فعالان جنبش حقوق برابر، همچون مریم حسین خواه، گزارشگر درد و رنج زنان کشورمان هستیم، همه ما می نویسیم و به نظام حقوقی ناعادلانه کنونی، معترض ایم. ما نیز با انعکاس رنج و درد جامعه زنان و مکتوب نمودن روند فعالیت های مسالمت آمیز و مصلحانه خود در سایت ها، وبلاگ ها و روزنامه های مختلف از جمله تغییر برای برابری و زنستان، با مریم حسین خواه شریک ایم از این رو همه سایت هایی که از حقوق برابر می نویسند را متعلق به خود می دانیم و بی شک این سایت ها نه از آن یک فرد (مریم حسین خواه) و نه از آن هیچ یک از فعالان جنبش حقوق برابر (به تنهایی) نیست بلکه متعلق به همگی کسانی است که در آن قلم می زنند و اعتراض خود را نسبت به قوانین تبعیض آمیز فریاد می کنند. بنابراین، همگی ما مسئول همه آنچه در این سایت ها و در دفاع از حقوق زنان انتشار می یابد، هستیم. ما امضاء کنندگان این بیانیه در جهت انعکاس درد و رنج زنان و به منظور اصلاح قوانین تبعیض آمیزی همچون تعدد زوجات، دیه نابرابر، افزایش سن مسئولیت کیفری دختران و... مانند مریم حسین خواه در راه احقاق حقوق زنان و بهبود زندگی آنان سعی می کنیم آموزه های خود را از زنانی که دچار معضلات ناشی از وجود این قوانین تبعیض آمیز شده اند در سایت های زنانه و روزنامه ها و مجلات مکتوب و منعکس سازیم. بی شک اگر «مریم حسین خواه» مسئول نوشته ها و فعالیت های خود در سایت های زنانه، از جمله سایت های زنستان و تغییر برای برابری و فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء است ما نیز کمتر یا بیشتر، قبل یا بعد از او، در این راه قدم برداشته ایم و حال اگر قرار است او در زندان باشد برای همان کاری که همه ما نیز کرده ایم، پس هزاران فعال و مدافع حقوق برابر در ایران باید راهی زندان ها شوند. از این رو ما امضاء کنندگان این نامه با صدای بلند اعلام می کنیم که: همه ما همچون مریم حسین خواه در مقابل احقاق حقوق شهروندی زنان هموطن مان، خود را مسئول می دانیم و از این رو دست به قلم می بریم و مشکلات را منعکس می سازیم و آن که اکنون در زندان بسر می برد خواهر ماست که بی گناه و به جرمی به زندان برده شده که همه ما هر روز و هر ساعت انجام می دهیم. ما مسئولیم و مانند مریم حسین خواه نگران شرایط دردناک و اسف بار زنان کشورمان هستیم از این رو می نویسیم، گزارش می دهیم و برای حساس کردن افکار عمومی جامعه مان به معضلات زنان، اخبار تهیه می کنیم و اگر ظلمی به دختری در هر جای سرزمین مان روا شود به آن اعتراض خواهیم کرد. چون ما خود را مسئول و دلسوز شهر و کشوری می دانیم که در آن زندگی می کنیم حتا اگر زن باشیم و نظام حقوقی کشورمان حقوق زنان را نیمی از حقوق شهروندان مرد به حساب آورد.
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (نام کوچک):

انتشاردهنده: فعالان حقوق بشر در ایران
صداي گريه ها و ناله هاي زندانيان ديگر كه اكثراً دختر بودند شنيده ميشد و روح هر انساني را آزار ميداد . شبها پنجره ها را باز ميگذاشتند ، لباسهايم را در دستشويي كه در زيرزمين بود بعد از كتك كاري خيس ميكردند و به همان صورت مرا به سلول ميبردند ، بعلت سردي هوا مجبور بودم خودم را لاي پتوي كثيف سلول بپيچانم.
رنجنامه زنداني سياسي و فعال حقوق بشري، فرزاد كمانگر
اينجانب فرزاد كمانگرمعروف به سيامند معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بودم و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان بودم و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بودم . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) بودم كه بعدها بوسيله حراست آموزش و پرورش اين نشريه نيز تعطيل شد . مدتي نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) بوده ام و از سال 1384 نيز با آغاز فعاليت سازمان حقوق بشر به عضويت خبرنگاران اين سازمان درآمدم . در مرداد 1385 براي پيگيري مسئله درمان بيماري برادرم كه از فعالين سياسي كردستان مي باشد به تهران آمدم و دستگير شدم . در همان روز به مكان نامعلومي انتقال داده شدم. زيرزميني بدون هواكش ، تنگ و تاريك بردند ، سلولها خالي بود نه زيرانداز نه پتو و نه هيچ شي ديگري آنجا نبود . آنجا بسيار تاريك بود مرا به اتاق ديگري بردند . هنگامي كه مشخصات مرا مي نوشتند از قوميتم مي پرسيدند و تا مي گفتم <كرد> هستم بوسيله شلاق شلنگ مانندي تمام بدنم را شلاق ميزدند . به خاطر مذهب نيز مورد فحاشي ، توهين و كتك كاري قرار ميدادند . بخاطر موسيقي كردي كه روي گوشيم موبايلم بود تا مي توانستند شلاقم ميزدند . دست هايم را مي بستند و روي صندلي مينشاندند و به جاهاي حساس بدنم ... فشار وارد مي كردند و لباسهايم را از تنم به طور كامل خارج مي كردند و با تهديد به تجاوز جنسي با چوب و باتوم آزارم مي دادند .
پاي چپ من در اين مكان بشدت آسيب ديد و بعلت ضربه هاي همزمان به سرم و شوك الكتريكي بيهوش شدم و از هنگامي كه به هوش آمدم . تاكنون تعادل بدنم را از دست داده ام و بي اختيار مي لرزم ، پاهايم را زنجير مي كردند و بوسيله شوك الكتريكي كه دستگاهي كوچك و كمري بود به جاهاي مختلف و حساس بدنم شوك مي زدند كه درد بسيار زياد و وحشتناكي داشت بعدها به بازداشتگاه 209 در زندان اوين منتقل شدم . از لحظه ورود به چشمانم چشم بند زدند و در همان راهروي ورودي (همكف - دست چپ بالاتر از اتاق اجراي احكام) مرا به اتاق كوچكي بردند كه در آنجا نيز مرا مورد ضرب و شتم (مشت و لگد) قرار دادند . روز بعد به سنندج منتقل شدم تا برادرم را دستگير كنند . در آنجا از لحظه ي ورود به بازداشتگاه با توهين و فحاشي كردن و كتك كاري روبه رو شدم . مرا به صندلي بستند و در اتاق بهداري از ساعت 7 صبح تا روز بعد همانگونه گذاشتند . حتي اجازه ي دستشوئي رفتن نيز نداشتم . به گونه اي كه مجبور شدم خودم را خيس كنم . بعد از آزار و اذيت بسيار دوباره مرا به بازداشتگاه 209 منتقل كردند . در اتاقهاي طبقه اي اول (اطاقهاي سبز بازجويي) مورد بازجويي و كتك و آزار و اذيت قرار دادند .
در 5 شهريور ماه 1385 بعلت شكنجه هاي بسيار ناچاراً مرا به پزشك بردند كه در طبقه اول و در مجاورت اتاق هاي بازجويي قرارداشت كه پزشك آثار كبودي و شكنجه و شلاق زدن ها را ثبت كرد كه آثار آن در كمر ، گردن ، سر ، پشت ، ران ، پاها كاملاً مشهود بود . مدت دوماه شهريور و مهرماه در سلول انفرادي شماره 43 بودم . كه چون شدت شكنجه ها واذيت و آزار خارج از تصور و بسيار زياد بود مجبور شدم 33 روز اعتصاب غذانمايم و هنگامي كه خانواده ام را تهديد و احضار مي كردند براي رهايي از شكنجه و اعتراض به اذيت و فشار بر خانواده ام خودم را از پله هاي طبقه ي اول پرت كردم تا خودكشي نمايم . مدت نزديك به يكماه نيز در سلول انفرادي كوچك و بدبويي در انتهاي طبقه اول (113) حبس بودم . كه در اين مدت اجازه ي ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم . در مدت 3 ماه انفرادي اجازه هواخوري را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره 10 (راهرو) منتقل شدم و 2 ماه نيز در آنجا بودم . اجازه ملاقات با وكيل يا خانواده را نيز نداشتم . در اواسط ديماه از 209 تهران به بازداشتگاه اطلاعات كرمانشاه واقع در ميدان نفت انتقال داده شدم در حاليكه نه اتهامي داشتم و نه تفهيم اتهام شدم . بازداشتگاهي تنگ و تاريك كه هرگونه جنايتي در آن ميشد . همه لباسهايم را در اتاق بيرون آوردند و بعد از ضرب و شتم لباسي كثيف و بدبو به من دادند و با ضرب و شتم مرا از راهرو و بازداشتگاه به اتاق افسر نگهباني و از آنجا به راهرو ديگري كه از در كوچكي وارد مي شد بردند . سلول بسيار كوچكي كه در واقع از همه كس مخفي بود و صدايم به جايي نمي رسيد . سلول تقريباً يك متر و شصت سانتيمتر در نيم متر بود . دو لامپ كوچك از سقف آويزان بود . هواكش نداشت . آن سلول قبلاً دستشوئي بود و بسيار بدبو و سرد . يكعدد پتوي كثيف در سلول بود . هنگام بيدارشدن بي اختيار سرت به ديوار مي خورد . اتاق سرد بود . براي نفس كشيدن مجبور بودم صورتم را روي زمين بگذارم و دهانم را به زير در نزديك بكنم تا نفس بكشم . و هنگام خواب يا استراحت هر ساعت چند بار با صداي بلند در را مي زدند تا از استراحت جلوگيري كنند و يا لامپ هاي كوچك را خاموش مي كردند . دو روز بعد از ورود مرا به اتاق بازجويي بردند و بدون هيچ سئوالي مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و توهين و فحاشي كردند . دوباره مرا به سلول بردند صداي راديويي را تا آخر باز مي گذاشتند تا قدرت استراحت و تفكر را از من بگيرند در 24 ساعت 2 بار اجازه دستشويي رفتن داشتم . ماهي یكبار نيز اجازه استحمام چند دقيقه اي داشتم . شكنجه هايي كه در آنجا مي شدم مثل :
1- بازي فوتبال : اين اصطلاحي بود كه بازجوها به كار مي بردند ، لباسهايم را از تنم در مي آوردند و چهار -پنج نفر مرا دوره مي كردند و با ضربات مشت و لگد به همديگر پاس ميدادند . هنگام افتادن من روي زمين مي خنديدند و با فحاشي كتكم مي زدند. 2- ساعتها روي يك پا مرا نگه مي داشتند و دستهايم را مجبور بودم بالا نگه دارم هرگاه خسته مي شدم دوباره كتكم مي زدند . چون مي دانستند كه پاي چپم آسيب ديده بيشتر روي پاي چپم فشار مي آوردند . صداي قرآن را از ضبط صوت پخش مي كردند تا كسي صدايم را نشنود .3- در هنگام بازجويي صورتم را زير مشت و سيلي مي گرفتند ، 4- زير زمين بازداشتگاه كه از راهروي اصلي به طرف در هواخوري پله هاي آن با زباله و ريزه هاي نان پوشانده مي شد براي اينكه كسي متوجه آن نشود ، اتاق شكنجه ديگري بود كه شبها مرا به آنجا مي بردند ، دستها و پاهايم را به تختي مي بستند و بوسيله ي شلاقي كه آنرا <ذوالفقار> مي ناميدند به زير پاهايم ، ساق پا ، ران و كمرم مي زدند . درد بسيار زيادي داشت و تا روزها نمي توانستم حتي راه بروم .5- چون هوا سرد بود و فصل زمستان ، اتاق سردي داشتند كه معمولاً به بهانه بازجويي از صبح تا غروب مرا در آن حبس مي كردند و بازجويي هم در كار نبود.6- در كرمانشاه نيز از شوكهاي الكتريكي استفاده ميكردند و به جاهاي حساس بدنم شوك وارد ميكردند.
7- اجازه استفاده از خميردندان و مسواك را هم نداشتم ، غذاي مانده و كم و بدبويي به من ميدادند كه قابل خوردن نبود.
در اينجا نيز براي فشار وارد كردن به من اجازه ملاقات ندادند و حتي دختر مورد علاقه ام را نيز دستگير كردند . براي برادرهايم مشكل ايجاد ميكردند و آنها را بازداشت مي كردند . بعلت سلول و پتو و لباسهاي غير بهداشتي كثيف و بدبو . دچار ناراحتي پوستي (قارچ) شدم و حتي اجازه ديدن پزشك را هم نداشتم . بعلت فشار شكنجه ها مجبور شدم . كه 12 روز اعتصاب غذا نمايم . 15 روز آخر بازداشتم سلولم را عوض كردند و به سلول بدبوتر و كثيف تري كه هيچگونه وسيله گرمايي نداشت انتقال دادند . هر روز مورد فحاشي و هتاكي قرار مي گرفتم حتي يكبار بعلت ضربه هايي كه به بيضه هايم زدند بيهوش شدم . شبي نيز لباسهايم را در همان شكنجه گاه (زيرزمين) در آوردند و به تجاوز جنسي تهديدم نمودند و.. براي رهايي از شكنجه چند بار مجبور شدم . كه سرم را به ديوار بكوبم . مرا وادار به اعتراف به مسائل عاطفي و روابط و.. وادار ميكردند . صداي آه و ناله سلول هاي ديگر مرتب شنيده ميشد وحتي گاهاً بعضي اقدام به خودكشي مينمودند .28 اسفندماه به تهران بازداشتگاه 209 منتقل شدم و هر چند به سلول جمعي 121 منتقل شدم ولي باز اجازه ي ملاقات نداشتم . هنوز فشارهاي روحي - رواني مانند بازداشت خانواده و جلوگيري از ارتباط با آنها فحاشي ، هتاكي و... بر من وارد ميكردند.
پرونده ام بعد از ماهها بلاتكليفي خردادماه 86 به دادگاه انقلاب شعبه 30 فرستاده شد . بازجوها تهديد ميكردند كه نهايت سعي آنها گرفتن حكم اعدام يا زنداني درازمدت مي باشد . و در صورت اثبات بي گناهيم در دادگاه و آزادي در بيرون از زندان تلافي !؟ مي كنند . نفرت عجيبي كه از من به عنوان يك كرد ، ژورناليست و فعال حقوق بشر داشتند . با وجود همه ي فشارها از شكنجه دست بردار نبودند .
دادگاه عدم صلاحيت رسيدگي به پرونده را در تهران اعلام نمود . و رسيدگي پرونده را به سنندج واگذار نمود . با هر بار حمايت مردمي و سازمانهاي حقوق بشراز من و اعتراض به بازداشت و شكنجه هاي قانوني آنها عصباني تر ميشدند و فشارها را بيشتر مي كردند . در شهريور ماه 86 به بازداشتگاه سنندج منتقل شدم جايي كه برايم <كابوس وحشتناكي> شده كه هيچگاه از ذهنم و زندگيم خارج نخواهد شد . در حاليكه طبق قانون خودشان من اتهام جديدي نداشتم . از همان لحظه ورود كتك كاري و آزار و اذيت جسمي و رواني ام آغاز شد .
بازداشتگاه ستاد خبري سنندج يك راهرو اصلي و 5 راهرو مجزا داشت كه در آخرين راهرو و آخرين سلول مرا جاي دادند . جايم را مرتب عوض ميكردند تا روزي رئيس بازداشتگاه همراه چند نفر ديگر مرا بدون دليل ضرب و شتم نمودند و از سلول خارج نمودند روي پله هايي كه 18 پله بود به زيرزمين و اتاقهاي بازجويي منتهي ميشد با ضربه اي كه بر بالاي پله ها از پشت به سرم وارد نمودند به زمين افتادم و چشمانم سياهي رفت با همان حالت مرا از پله ها به پائين كشيده بودند ، نمي دانم چگونه 18 پله مرا به پائين آورده بودند . چشمانم را باز كردم . درد شديدي در سر وصورت ، پهلويم احساس ميكردم با بهوش آمدنم دوباره مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و بعد از يك ساعت كتك كاري دوباره مرا كشان كشان از پله ها بالا كشيدند و به راهروي دوم و سلول كوچكي بردند و به داخل آن پرت كردند . و 2 نفر باز هم مرا زدند تا مجدداً بيهوش شدم . هنگامي كه به هوش آمدم كه صداي اذان عصر را مي شنيدم . صورت و لباسهايم خوني بود . صورتم متورم شده بود . تمام بدنم سياه و كبود شده بود . قدرت حركت كردن نداشتم بعد از چند ساعت بزور مرا به حمامي انداختند تا صورت خونين و لباسهايم را تميز كنم .لباسهاي خيسم را تنم كردند و به علت وخامت جسميم ساعت 12 شب چند نفر از روساي اطلاعات در حاليكه چشمانم را بسته بودند وضيعت وخيم جسمي ام را ديدند .و فرداي آن روز مجبور شدند مرا به پزشكي خارج از بازداشتگاه و مستقر در زندان مركزي نشان دهند . بعلت آسيب ديدگي دندان ها و فكم تا چند روز قدرت غذا خوردن هم نداشتم . شبها پنجره سلول را باز ميكردند تا سرما اذيتم كند . به من پتو نميدادند بناچار مجبور بودم موكت را دور خود بپيچم . اجازه هواخوري ، ملاقات و تلفن نداشتم و بارها و بارها در اتاقهاي بازجويي واقع در زيرزمين مورد ضرب و شتم قرار مي گرفتم . مجبور شدم 5 روز اعتصاب غذا نمايم . بارها سرم را به ديوارهاي زيرزمين مي كوبيدند . و از زير زمين تا سلول با ضربات مشت و لگد مي بردند . هيچ اتهامي نداشتم نه دركرمانشاه و نه در سنندج شكنجه مشهور <جوجه كباب> اصطلاحي بود كه رئيس بازداشتگاه اطلاعات سنندج به كار ميبرد و اكثر شبهايي كه خودش آنجا بود انجام ميداد . دست و پا را مي بست و كف زمين مي انداخت و شلاق ميزد .صداي گريه ها و ناله هاي زندانيان ديگر كه اكثراً دختر بودند شنيده ميشد و روح هر انساني را آزار ميداد . شبها پنجره ها را باز ميگذاشتند ، لباسهايم را در دستشويي كه در زيرزمين بود بعد از كتك كاري خيس ميكردند و به همان صورت مرا به سلول ميبردند ، بعلت سردي هوا مجبور بودم خودم را لاي پتوي كثيف سلول بپيچانم.نزديك به 2 ماه نيز در انفرادي هاي سنندج بودم ، پرونده ام در سنندج نيز عدم صلاحيت رسيدگي گرفت و دوباره به تهران منتقل شدم . نزديك به 8 ماه انفرادي و آزارهاي جسمي و روحي در اين مدت روي جسم و اعصاب و روانم تاثير بسيار بدي گذاشته . بعد از يك شب بازداشت در 209 به اندرزگاه 7 زندان اوين در جايي كه مواد مخدر سرگرمي زندانيان محسوب ميشود منتقل شدم و از 27 آابان به زندان رجايي شهر زنداني كه در طبقه بندي سازمان زندانها متعلق به زندانيان خطرناكي چون قتل ، آدم ربايي و سرقت مسلحانه و... منتقل شده ام .
بااحترام فرزاد كمانگر2 آذر 1386- زندان رجائي شهر كرج
به آگاهی هم میهنان میرساند که در تاریخ 1386.07.01 سایت حزب دمکرات ایران به وسیله دستگاه سانسور رژیم جمهوری اسلامی هک شده بود، وزارت اطلاعات اقدام به راه اندازی سایت کرده است حال ما اعلام میداریم که ا طلاعات و بیانیه های موجود در سایت نظرات و دیدگاه حزب دمکرات ایران نمیباشد.
آدرس سایت حزب دمکرات تغییر پیدا نموده و به زودی راه اندازی میگردد
پاینده باد آزادی اندیشه و قلمپگاه پیروزی نزدیک استفردا از آن ما است
دبیرخانه حزب دمکرات ایران86.09.02
دیدار هیأت بلندپایهی حزب دمکرات کردستان ایران از قرارگاه مرکزی کومه له
یک هیأت بلندپایهی حزب دمکرات کردستان ایران به ریاست آقای مصطفی هجری، دبیرکل این حزب با همراهی آقایان، محمدنظیف قادری، عضو دفتر سیاسی، سیدابراهیم هاشمی و احمد رحیمی، اعضای کمیتهی مرکزی و عرفان رهنمون، عضو مشاور کمیتهی مرکزی روز سهشنبه، مورخهی 29/8/1386 از قرارگاه مرکزی کومه له سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران دیدار نمود و از سوی آقای عبدالله مهتدی و اعضای رهبری آن سازمان به گرمی مورد استقبال قرار گرفت. در این نشست، وضعیت جهان، ایران و کردستان بررسی شد و طرفین دربارهی مسائل مربوطه، به تبادل نظر پرداختند. در پایان دیدار، طرفین بر مذاکره، همکاری و مشورت بیشتر با همدیگر تأکید دوباره نمودند.
taha



زھرا کاظمی - زھرا بنی یعقوب - رویا طلوعی
معروف ترين قربانيان تجاوز
در سلولهای انفرادی بازداشتگاه های رژیم منفور اسلامی ایران
گزارش فرانس پرس از:
براساس اطلاعيه اي که روز دوشنبه توسط فرانس پرس از سوي کانون مدافعان حقوق بشر دريافت شده، دولت رييس جمهور احمدي نژاد ميزان سرکوب و فشار عليه دانشجويان، استادان و اعضاي اتحاديه ها را در ماه هاي اخير افزايش داده است.
ادامه مطلب
به گزارش شه بخش خبرنگار آژانس خبری تفتان از ایرانشهر دیشب ماموران وزرات اطلاعات با یورش به یک منزل مسکونی در ایرانشهر چند جوان ساکن منزل را دستگیر کرده و با خود بردند طی گزارشها حاکیست که این جوانان متعلق به یک گروه تازه به نام سپاه اسلام بودند که قصد عملیات علیه رژیم و ایادیش در بلوچستان داشتند.
چند شب پیش اطلاعیه هائی از این گروه در سطح شهر ایرانشهر منتشر شده است که مردم را دعوت به جهاد علیه رژیم و مزدوران محلیش دادند و از جوانان منطقه خواستند تا به این گروه بپیوندند و بلوچستان را از لوث فارسهای مجوسی پاک کنند.
بلوچستان طی دو سال گذشته میدان درگیری بین رژیم و گروهها مسلح بلوچهای سنی بوده است که طبق اعلام فرماندهان نیروی انتظامی بیش از 25 گروه مسلح در این منطقه فعالیت می کنند که در راسشان جنبش مقاومت مردمی بلوچستان یا همان جندالله می باشند که تا سعی کرده این گروهها را به هم پیوند زند و تا اندازه ای هم موفق شده و توانسته گروههای معروف مسلح مثل سپاه رسول الله و ... را با خود همراه نماید و ضربه های سهمگینی به رژیم وارد ساخته است موفقیتهای جندالله موجب موج بیداری در جوانان شده و به تبع ان گروههای دیگری با اندیشه های دیگری در بلوچستان در حال شکل گیری هستند.
اخیرا گروه جدید دیگری به نام جمعیت جوانان اهلسنت ایران هم فعالیت خود را به شکل مبارزه مدنی و سیاسی و با در نظر داشت قوانین رژیم حاکم آغاز کرده است.
که به هر حال لازم است رهبری جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) در راستای هر چه بیشتر شدن اتحاد بین نیروهای جوان بلوچستان تلاش نمایند و نگذارند جوانان منطقه طعمه ای برای دیگران شوندhttp://www.taftaan.blogfa.com/
دبیر کل انجمن صدای عدالت دیگر تنها نیستی ونبودی.بخند...
اری بخند که تنهای وسکوت تو .رنج ودرد بی درمان ما. بزودی به پایان می رسد وتو با لبانی خندان...به کاخ با شکوه امید وارزوی پایدار قدم خواهی گذاشت وبه زودی به جمع ما چون شمع فروزان روشنی خواهی بخشید...
انجا دیگر رنجی احساس نخواهی کرد...چون همه فهمیدند تو بی گناهی http://havadaran87.blogfa.com/
|
محمدرضا نعمتزاده در ادامه افزود: سهميه بنزين خودروهاي دوگانه سوز از ابتداي ماه آينده، با توجه به نوع خودرو، ماهانه بين 60 تا 90 ليتر خواهد شد. وي گفت: سهميه سوخت خودروهاي دوگانه سوز از ماه آينده از بنزين به دوگانه سوز با اولويت خودروهاي عمومي(وانت ، تاكسي و غيره) تغيير ميکند. معاون وزير نفت و مديرعامل شرکت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي ايران افزود: خودروهاي دولتي دوگانه سوز نيز شامل اين طرح ميشوند. نعمتزاده درباره علت اجراي اين طرح تصريح کرد: با توجه به افزايش جايگاههاي عرضه سوخت گاز طبيعي فشرده (CNG) و تکميل خودروهايي كه تا کنون سيلندر سي ان جي آنها نصب نشده بود، بنا بر اين بهتر است سهميه بنزين خودروهاي دوگانه سوز کاهش يابد. وي همچنين درباره سهميه خودروهاي شخصي دوگانه سوز گفت: سهميه خودروهاي دوگانه سوز شخصي نيز با يک ماه فاصله از ابتداي بهمن کاهش مييابد. |
گذشت خانواده مقتول از اعدام قاتل
خبرگزاري فارس: داديار اجراي احكام دادسراي عمومي انقلاب ايرانشهر گفت: پيرمرد ايرانشهري در دقيقه 90 در حاليكه طنابدار بر گردن قاتل پسرش بود از اعدام وي گذشت كرد.
محمد خاني امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در ايرانشهر گفت: مسلم آسكاني در تاريخ 4/7/78 عبدالرئوف آسكاني را به قتل رسانده است كه قاتل پس از 8 سال تحمل در زندان حكم قصاص نفس براي وي صادر و مورد تأييد شعبه دوم ديوانعالي كشور قرار گرفته كه در زمان اجراي حكم اعدام در زندان ايرانشهر با رضايت اولياي دم طنابدار از گردن قاتل برداشته شد.
صياد محمد آسكاني پدر مقتول نيز در گفتوگويي اظهار داشت: علت گذشت از قاتل فرزندش جلب رضايت خداوند و رايزني علما و معتمدين منطقه بوده است.
وي افزود: فرزند من كشته شده و با كشتن قاتلش هم زنده نميشود، ما كه عزادار هستيم پس او را ميبخشيم تا خانواده ديگري عزادار نشود و عبرتي براي ديگران باشد.
وي همچنين گفت: فرزندم پسري 9 ساله دارد كه پدرش را به خاطر نميآورد چون در هنگام قتل پدرش، كمتر از يكسال داشته است
خبرگزاري دانشجويان ايران - بلوچستان
سرویس حوادث
صبح امروز با تلاش پرسنل هنگ تکاور عمار و منطقه انتظامی ایرانشهر ٬بخشک شهلی بر که سالهاست در منطقه شرارت می کند به هلاکت رسید .
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه بلوچستان بخشک شهلی بر چند سالی است که به جرم راهبندان ٬سرقت های مسلحانه و گروگان گیری تحت تعقیب است .
این شرور در دو هفته گذشته همچنین با راهبندان مسیر بزمان به ایرانشهر اموال مسافران عبوری را از جمله اتوبوس شیراز به ایرانشهر را به سرقت برده بود .
از این شرور سابقه دار یک قبضه اسلحه کلاش همراه با مقادیری مهمات کشف و ضبط شد
|
اجساد دو دختر دانشجو به مدت چهار روز به فاصله 500 متري از يكديگر در كانال آبي در قزوين پيدا شد. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، غروب بيست و دوم آبان ماه سال جاري، سه دختر دانشجوي دانشگاه كار شهر الوند پس از اتمام كلاس، در پايان روز به قصد مراجعت به تهران در ميدان وليعصر (عج) قزوين سوار يك دستگاه سمند نقرهاي رنگ شخصي شدند و در ميانه مسير، بنا بر درخواست راننده سمند مبني بر وجود مشكلاتي در پلاك خودرو از تردد در اتوبان «قزوين - تهران» منصرف و به اين ترتيب وارد جاده قديم شدند، اما حين حركت در اين مسير، به نيت راننده مشكوك شده و درخواست توقف خودرو را مطرح كردند. اين در حالي بود كه هنگام پياده شدن، دو دانشجويي كه از طرف مقابل راننده پياده شدهاند، به دليل تاريكي هوا و نداشتن شناخت نسبت به مسير داخل كانال آب پرتاب و «سميه» دانشجوي ديگر از طرف ديگر خودرو پياده شده و به ترمينال بازگشته و از اين طريق به تهران مراجعت كرد. |
ادامه مطلب
مقام صحابه و ياران پيامبر اسلام از دیدگاه قرآن و سنت
عدالت صحابه، حقیقتی انکارناپذیر
[بخش دوم]
عبدالعزيز نعماني
ادامه مطلب
یَِا اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اَتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لاَ تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ انتُم مُسلِمُون وُ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمِیعَا وَلاَ تَفَرَّقُوا
امروز به عنوان -شاید- آخرین سخنرانی در این مقطع زمانی می خواهم به موضوع مهمی اشاره کنم ،شاید لطف خداوندی شامل حال شود و از خواب غفلت بیدار شویم و حرکتی نو انجام دهیم
ادامه مطلب
استاد ايوب گنجي فعال اهل سنت در ايران با وثيقه صد و يست ميليون توماني ازاد شد ،ايشان كه در پي احضاريه دادگاه ويژه روحانيت همدان روز يكشنبه 4/۹/1386 در اين دادگاه حضور پيدا كرده بودند به اتهامات خود جواب دادند . وب سايت سلفي در تماسي اختصاصي با ايشان ازچگونگي برگزاري دادگاه سوال نمودند كه ايشان نيز در جواب افزودند : كه جلسه اول دادگاه بيشتر در مورد كتابها و تاليفاتم بوده است كه گويا انان اين كتابها را اهانت به مقدسات شيعه تلقي كرده اند ، همچنين قاضي اعلام داشته كه جرمم بسيار سنگين است !! ماموستا ايوب گنجي افزودند كه حكم بازداشتم صادر شد كه با وثيقه صد وبيست ميليون توماني ازاد شدم!! استاد گنجي همچنين در خطبه قبل از نماز جمعه ۲/9/86 در مسجد قبا سنندج ياداور شدند كه كه سرنوشت بنده يا زندان است كه در انجا به تزكيه وخودسازي و اصلاح درون ميپردازم ويا ازادي است كه در اين صورت پيش از پيش براي راهنماي علاقه مندان فعاليت خواهم نمود. ايشان از دوستان ومسلمان خواست صبور بوده ودعاي خير نمايند. بسياري از كتابهاي استاد گنجي كه در پاكستان چاپ شده اند وبه ايران اورده شده بودند توسط عوامل حكومت جمع اوري شدند كه ميتوان به توقيف چهل هزار جلد كتاب حقايقي تاريخي براي نسل جوان نام برد، تاليفات با ارزش استاد گنجي اكثرا در مورد مسائل تاريخي واختلافي بين شيعه وسني ميباشد كه خشم محافل شيعي را به دنبال داشته است. لازم به ياد اوري است كه اخيرا بعد از ربوده شدن استاد گنجي توسط گروههاي فشار شيعي وضرب وشتم وتزريق مواد سمي در بدن ايشان شايع شده بود كه به وي ويروس ايدز تزريق شده كه استاد گنجي در تماس سايت سلفي با ايشان اين موضوع را تكذيب كردند واعلام داشتند كه مواد تزريق شده يك نوع سم خفيف بوده كه به خاطر ان هم اكنون نيز تحت معالجه ميباشم استاد گنجي ياد اور شدند كه اخير در مناطق بلوچستان وخراسان جنوبي شايعه ترور وشهادت بنده پخش شده بود كه به خاطر ان دوستان زيادي از ان مناطق در پي تماس با دوستانمان در سنندج خواستار اعلام زمان تششيع جنازه من شده بودند كه دوستان وخود بنده ضمن تشكر از انان خبر را شايعه وپخش ان را صرفا به خاطر سنجش افكار و احساسات مردمي اعلام كرديم.

سرويس خبر: روز يكشنبه 4 آذر اولين جلسه دادگاهي استاد گنجي در دادسراي ويژه روحانيت همدان از ساعت 10.30 صبح آغاز و تا ساعت 3 بعد از ظهر به طول انجاميد. قاضي اين دادگاه حاجي آقاي ابراهيمي دادستان كل همدان بود. موارد اتهام در اولين جلسه عبارت بودند از:
1ـ ايجاد تفرقه و اختلاف و ضربه زدن به وحدت شيعه و سني با نوشتن كتابهاي تفرقه آميز.
2ـ توهين به مقدسات اهل تشيع و اهانت به علما و بزرگان شيعه در اين كتابها.
3ـ استفاده از شماره شابك و فهرستنويسي كتابخانه ملي ايران و ... كه جعل سند محسوب ميشود.
4ـ چاپ و انتشار كتابهايي كه از نظر وزارت ارشاد ممنوع اعلام شده بودند در سطح وسيعي در كشور
دفاعیات استاد گنجی در مقابل اتهامات :
استاد گنجي در مقابل اين اتهامات مفصلاً به دفاع از خويش پرداخت كه چكيده اي از آن اين بود
ادامه مطلب
گرچه قريب به 400 سال پيش از تولد مسيح ، تئوفراست از ليمو سخن گفت ،اما تنها در قرن چهارم ميلادي ، هنگامي كه جنگجويان مسيحي در جنگ هاي صليبي به فلسطين رسيدند، ليمو را ديدند كه در باغ هاي آن سرزمين كشت شده بود .
پلين، گياه شناس معروف ، ليمو را به عنوان پادزهري قوي مي شناخت . نظريه پلين در پايان قرن دوم مسيحي دوباره بررسي شد و به اثبات رسيد و معلوم گشت كه ليمو واقعاً سموم بدن را از بين مي برد .
در آن زمان اين داستان بر سر زبان ها بود كه : 2 نفربه خاطر جرمي كه مرتكب شده بودند، از طرف دادگاه به مرگ با نيش افعي محكوم شدند . زني به آنها رحم كرد و چند ليمو به آنها داد و آنها با خوردن ليمو از نيش افعي ها مصون ماندند و زهر در آنان اثر نكرد .
ابن سينا پزشك معروف ايراني آب ليمو را بهترين دارو براي تشنجات ناشي از تب مي دانست و يرقان را هم با ليمو معالجه مي كرد . سنت هيلدگر نيز مصرف پوست ليمو را به زنان باردار تجويز مي كرد تا ويار آنها فروكش كند ، قوه هاضمه آنها تقويت شود و دل به هم خوردگي و تهوع آنان برطرف گردد .
استفاده از ليمو براي معالجات

1- معالجه آنژين با ليمو : براي شستشوي حلق و حنجره از ليمو كمك بگيرد . كمي آب ليمو و آب مقطر را مخلوط و هر ساعت يك بار آن را قرقره كنيد .
2- معالجه زخم و خراش هاي سطحي پوست با ليمو : به جاي آب اكسيژنه براي شستشوي زخم و خراش هاي سطحي پوست ، مي توانيد آب ليمو را بگيريد و دو برابر آن آب بيفزاييد و با آن زخم ها و خراش هاي سطحي پوست را بشوييد .
3- درمان اختلالات هاضمه با ليمو : در تمام مواردي كه اختلال هاضمه به وجود مي آيد از قبيل دل به هم خوردگي و نفخ شكم ، معالجه با ليمو تجويز شده است . در اين مورد 2 ليمو را با پوست و هسته برش بزنيد و آن را در يك ليتر آب داغ ، يك يا دو ساعت خيس كنيد ، بعد آن را بفشاريد و آب فشرده آن را با قند و يا شكر شيرين كرده و هر روز يك ليوان بنوشيد .
4- درمان خونريزي لثه ها : يك قطعه پنبه را در ليواني كه محتوي آب ليمو است ، فرو كرده و روزي دو بار صبح و شب آن را به لثه هاي خود بماليد و با انگشتان خود ماساژ دهيد ولي مواظب باشيد آب ليمو به دندان هاي شما نرسد .
5- معالجه ميگرن و سردرد : وقتي ميگرن و سردرد داريد در يك فنجان قهوه يا چاي غليظ يك برش ليمو بيندازيد و بنوشيد ، مصرف آن موجب تسكين درد و ميگرن مي شود .
6- رفع سرگيجه و دل شوره : استفاده از ليمو ترش سرگيجه را رفع مي نمايد ، و نيز اگر ليمو با كمي عسل خورده شود ، باعث آرامش شده و دل شوره را برطرف مي كند .
در نهايت اينكه ، ترشي معده ، سو ءهاضمه ، تب و گريپ را هم مي توان با ليمو درمان و يا مهار نمود
جناب آقای شهریاری ، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی:
ما دانشجویان استان سیستان وبلوچستان خواستار آزاذی آقای یعقوب مهرنهاد هستیم.که متاسفانه در تاریخ ۸۶.۲.۶بازداشت وهم اکنون در زندان مرکزی بسر می برد.آیا جرم ایشان فقط همین است که برای جوانان فعالیت داشته است ؟ مگر این جرم است ؟ حتما دفاع از حقوق جوانان ومردم جرم است؟ ما آزادی ایشان را خواستاریم این درخواست باید به گوش شما مسئولین محترم برسد.ما دانشجویان ازشما نماینده محترم خواستار همکاری هستیم.
نبرد با مهرنهاد به این معنی است که صدها جوان به بیراهه کشیده شوند .آیا شما خواهان این امر هستید ؟جوانی که شوق این را دارد که دراین انجمن عضو شود واوقات فراغت خود را در این انجمن با کارهای فرهنگی سپری کند الان ممکن است در دام اعتیاد افتاده باشد !!! آیا این عدالت است که ما از آن دم می زنیم؟آیا جای چنین شخصی در زندان می باشد؟زندان مکانی برای دزدان وجنایتکاران است نه مهرنهاد که صدها جوان را از بیراهه به بیرون کشیده و آنها را به آینده امیدوار کرده است؟
اگر ما دانشجویان فقط یک خواسته داشته باشیم ان
هم آزادی مهرنهاد است...
حدود سه دهه است که جامعه اهل سنت عموما وقوم ستمدیده بلوچ خصوصا توسط حکومت سرکوبگر صفوی وبا هدایت بعضی از عوامل خود فروخته وملحد وبی دین به عناوین مختلف مورد ستم قرار گرفته است ،جه بسا به خاطر وجود یک فرد به قول آنها شرور در منطقه ای دهها جوان دستگیر شده وطبعا شکنجه شده یا به بالای دار رفته اند.یا به خاطر حمل مقداری کالا مثل پارچه یا گازوئیل به گلوله بسته شده اند ومیشوند
یا به خاطر مخالفت ومبارزه یک نفر اعضای خانواده اش به گروگان گرفته میشوند یا به جوخه اعدام سپرده میشوند نمونه اش برادر مولوی عبدالجلیل قنبرزهی
(حفظه الله) که پس از عجز حکومت از دستیابی به وی برادرش دستگیر شده واعدام میگردد،یا
جوانانی که به خاطر وجود نسبت فامیلی با اعضای جماعت عبدالمالک ریگی (وفقه الله بما یحب ویرضی)
دستیگر شدند ویکی هم با وجود سن کمش اعدام گرید و برای بقیه هم حکم اعدام صادر شده است !یا دستگیری نوجوان "صادق شه بخش به خاطر تحت فشار گذاشتن پدر مبارز وشجاعش حاج درا ودستگیری برادر حاج اسماعیل شه بخش چندین مورد دیگر.
ادامه مطلب
| ||||||||
ادامه مطلب
بنا به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، اين هواپيمای "فانتوم" F۴ ساعت ۱۲/۴۵دقيقه امروز (دوشنبه پنجم آذرماه) به وقت ايران، هنگام مانوور، در نزديکی شهر بندری کُنارَک سقوط کرد.
اطلاعات بيشتری درباره اين حادثه هنوز منتشر نشده است.
نيروی هوايی جمهوری اسلامی، که ناوگان هوايی آن را عمدتاً هواپيماهای آمريکايی برجای مانده از دوران محمدرضاشاه پهلوی تشکيل می دهد، به دليل تحريم هايی که واشينگتن بر تهران تحميل کرده است، قادر به تهيه لوازم و قطعات يدکی برای هواپيماهای ياد شده نيست
جوانان اهل سنت سیستان مردم را دعوت به اتحاد اسلامی نموده وبا بیداری کامل از آرمان علماء حق و زحمت کشیذه دهها سالهء منطقه حفاظت و هرگز توطئه را به جای واقعیت نمی پذیرند و هرگز شایعه را آگاهانه و با کمال دیانت پاسخ نگفته و در برابر زورگویان ظاهرفریب٬ استقامت خواهند نمود ودرآخرازشیخ الاسلام مولانا عبدالحمید تقاضا دارند تا قضیه را به نفع مسلمانان و اتحادآنها حل و فصل و تحت تأثیرغیرمحسوس عوامل سودجو و ناشایسته و منافق قرار نگیرند
اجرکم عندالله و عندالرسول
شورای جوانان اهل سنت سیستانhttp://shaahedinehagh.blogfa.com/
ای کسانی که ایمان آوردید٬تقوا پیشه گیرید و همواره راست گو باشید.خداوندانسانیت راخلق گردانید وصداقت رادرفطرت اونهاده است.این انسان هرگاه ازمسیرفطرت منحرف گردیده است اورامتذکرگردانید ومسیرهدایت رارهنمون او گشته است
.دارالعلوم محمدیه اسلام آبادحدود۵۰سال قبل دراطراف لوتک بربلندی دشتی تأسیس گردید.مؤسس این مرکزعلوم دینی حضرت مولانا محمد گل(رح ) که ازشاگردان ممتاز حضرت مولانا مفتی محمود رحمه الله وخلیفه برحق شیخ التفسیر حضرت مولانا احمدعلی (رح)می باشد.حضرت مولانا محمدگل محل این حوزه وروستایی که شکل گرفت را به نام اسلام آباد نامگذاری نموده .مولانا محمدگل ازبدو تأسیس این مدرسه بامشکلات زیادی مواجهه گردیدند.مشکلات بسیارعمده ای که بعضی ازراحت طلبان وآدمهایی که دین راشدیدترین ضربه ای برای بی بندوباری وبزرگترین حربه ای برعلیه رسومات جاهلی و خلاف شرعی می پنداشتند.قطعأشخصیت بارزحضرت مولاناجامع دوشخصیت بزرگوار جهان اسلام بود.دربعدزندگی سیاسی خودشان برحکمت عملی حضرت مفتی محمود ودربعد معنوی متأثرازروحانیت حضرت مولانا احمد علی لاهوری رحمه الله بود.جایگاه علمی و تبحردراصول شرعی به حدی بود که کمترکسی می توانست بااین شخصیت اللهی برابری نماید.این صفات پسندیده ایشان و ازطرفی دیگر رذایل موجود دربعضی سبب گردید تجلیات ربانی درمنطقه سیستان روزافزون گردد.ایشان باپای پیاده وگاهی هم بااسب تمام سیستان راجهت بیان ارزشهای اسلامی می پیموده و دربیان حدودشرعی به قاینات با پای پیاده عازم گشتند.قطعأاین جذبه بیان دین درآن موقعیت متعفن درحکمرانی سلطنتی زیرنظر ساواک امریست معظم که درمیان علماء بلوچستان کمترکسی متصف به این موهبت الهی می باشد.پس از پیروزی انقلاب دارالعلوم محمدیه اسلام آباد باتوجه مسئولین ومردم وفادار به آرمان الهی مولانا محمدگل به شکل ساختمان جدیدی چشمان را تزئین و روشنایی بخشید٬درگذرزمان زیبایی این جایگاه بیشتروبیشتر میشد.ازطرفی دیگر حضرت مولانا عبدالعزیز(رح) نیزازمشاورین حضرت مولانا محمدگل (رح) بودند.این مشوره ها موفقیت این حوزه را افزون گردانید. به شکلی که اساتید ازداخل و خارج کشور جذب گردیده و خدمات جاری را تقویت نمودند.شاگردان زیادی بعنوان عالم دین درایران و حتی خارج از کشوربه خدمت دین مشغولندکه به طورمثال قاری مهرالله صاحب مدیر حوزهء علمیه تجوید القرآن کویته پاکستان و مولانا گل دین ومولاناسخی دربکوه افغانستان مفتی عبدالواسع عتیقی که در ملتان پاکستان که درآنجا کسب فیض ازحضرت مولانا محمدگل نموده و دراین حوزه تقویت روحی گردیده اند به طورمثال تنی چنداز علماء خارج ازکشور می باشند.درایران نیز قاری عبدالقادر ایرانشهری و مولوی یارمحمد امام جمعه شهردوست محمد و اساتیدی مثل مولوی عبدالرحمن٬مولوی عبدالواحد٬مولوی عبدالواری و مولانا دوست محمد امام جمعه شهرک کوهک ازاین شخصیت کسب علم نموده http://shaahedinehagh.blogfa.com/

قتل یک جوان بلوچ توسط نیروهای انتظامی رژیم در ایرانشهر
نیروهای انتظامی رژیم صبح امروز یک جوان بلوچ به اسم "بخشک شهلی بر" را در شهر ايرانشهر به بهانه شرارت در منطقه گلوله باران کردند
گفتنيست که همچنين ديروز سه نفر در اين استان توسط نيروهاي انتظامي کشته و دو نفر ديگر در زندان مرکزي زاهدان به اسم قاچاقچي مسلح بدار آويخته شدند
سایت خبری رژیم "ايسنا" در باره قتل اين فرد چنین نوشت: صبح امروز با تلاش پرسنل هنگ تکاور عمار و منطقه انتظامی ایرانشهر ٬بخشک شهلی بر که سالهاست در منطقه شرارت می کند به هلاکت رسید .
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان بخشک شهلی بر چند سالی است که به جرم راهبندان ٬سرقت های مسلحانه و گروگان گیری تحت تعقیب است .
این شرور در دو هفته گذشته همچنین با راهبندان مسیر بزمان به ایرانشهر اموال مسافران عبوری را از جمله اتوبوس شیراز به ایرانشهر را به سرقت برده بود .
از این شرور سابقه دار یک قبضه اسلحه کلاش همراه با مقادیری مهمات کشف و ضبط شد.
http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=News-11979.
گزارش : راديو بلوچي اف ام
20071125
1386/9/4
اسامي تعدادي از اعدام و کشته شدگان بلوچ توسط نيروهاي انتظامي رژيم جمهوري اسلامي ايران
....اينجا را کليک کنيدA list of Baloch youth who killed by Iranian Regime in year 2005-2007
ماموستا سيد سيف الله حسيني مدرس و امام جماعت مسجد خاتم الأنبياء و ماموستا سيد حسين حسيني امام جماعت و مدرس مسجد حضرت حمزه از اعضاي شوراي رهبري مكتب قرآن كردستان در شهرستان جوانرود كه به جرم خواندن نماز جمعه در حاشيه شهر جوانرود در مسجدي جديدالتأسيس به طور غير قانوني دستگير و زنداني شده بودند عصر روز پنج شنبه مورخه 17/8/1386 پس از تحمل 40 روز زندان و آزار و اذيت هاي ناشي از آن، بالأخره با تلاش و پشتيباني مستمر مردم و علماي منطقه با قيد ضمانت از زندان ديزل آباد كرمانشاه مرخص شدند. زندانيان پس از ترخيص از زندان بلافاصله به سوي شهرستان جوانرود عزيمت و حوالي غروب به آغوش خانواده هاي خويش بازگشتند. مردم جوانرود و شهرهاي اطراف پس از اطلاع از رهايي علماي ديني خود به طور گسترده به استقبال آنان آمدند.
منبع : مکتب قرآن کردستان

بسم الله الذي لا اله الا هو الرحمن الرحيم
سلام به آشنا و بيگانه ...
اما بعد:
ميگويند در بيخبري، خبرهاست ...باز جمهوري اسلامي!!(استغفرالله) روي اسرائيل و هندوها را سفيد كرده ..برادران حزب اللهي( استغفرالله) مسجدي را در خراسان به شهادت رساندند....
بعد از آنكه پدر رهبر بيكينه ما ( استغفرالله) از پسرش خواست كه صداي اذان سنيها امام رضا و من را اذيت ميكند ..جلدي پسر نيز جهت اجراي امر پدر نصفههاي شب مسجد شيخ فيض محمد را با خاك يكسان كرد...بعد دوستان مسجد مكي كمي اعتراض فرمودند كه باز رهبر جهت آسايش پدر هليكوپتري ناقابل كه مثل اينكه از جنگ مقدس ( استغفرالله)جان سالم به در برده و گلولههاش هنوز مانده بود روانه زاهدان كرد و سيزده چهارده نفر شايد هم بيشتر ( حالا مهم نيست!!!!!!!!!!!!!!) از اين ديار بيصفا رفتند كه رفتند ..خوش به حالشان.
ما فكر ميكرديم ديگر رهبر وحدت خواه از خر شيطان پايين آمده و سنيكشي را فعلا تعطيل فرموده ..اما خوب خامي كرديم ...نگو شيطان سوار خر اين آغا بوده.
جنابش چند ساليه دل خون نكرده پس دوباره هواي تخريب و دماري به سرش زده و اين بار بجنوردي ها بهاي سنيبودن را پس دادهاند ... ( انا لله و انا اليه راجعون)
----------
كمي نزديكتر ...برادران كرد ما را هم كه زيادي فعال بودهاند تبعيد شدهاند به كمي دورتر – يزد –
استاد ايوب گنجي هم حال و روز خوبي ندارند...بر و بچ جيشالمهدي قم – به تعبير بعضيها قلعه الموت خامنهاي – ايشان را ربوده و بعد از كتك مفصلي در بيابانهاي قم رها كردهاند ..- شكر خدا الان حالش بد نيست- نميدانم پدر سوختهها چرا خودشان دست به كار ميشوند ...جمكران هست ميرفتند براي نابودي ايوب دعا ميكردند...هر چه باشد آنجا مستغاث المغيثين پرسه ميزند (استغفرالله).
----------
شيندم كه برادان اهوازي هم از درياي مهرورزي ولايت فقيه- به قول بعضيها سفيه- جرعهاي نوشيدهاند و اخيرا شيخ عبدالحميد دوسري بازداشت شده ...خدا رحم كند
---------
وقتي به قضيه سيستان وبلوچستان فكر ميكنم ناخودآگاه به ياد حديثي ميافتم ...پيامبر به امت بشارت داده كه بعد از اينكه يهود طلم بسيار كرد..روزي از روزها فرا خواهد رسيد كه ديگر يهودي جايي براي فرار ندارد و اگر حتي پشت درخت و سنگ مخفي شود ...شجر و حجر بانگ برميآورن ...هاي مسلمان اينجا يك يهودي است...
حالا ربطش:
گمان كنم همين اتفاق نيز در بلوچستان خواهد افتاد ..روزي مياد( پيشگويي نيست پيشبيني است) كه حجر و شجر فرياد ميزنند كه اي بلوچ ..بيا اينجا يك زابلي است ..به برادران بلوچ گفته باشم براي من هم سهمي بگذارند..من هم دلي خوني دارم ..نامردها رفتهاند كردستان خودشان را بلوچ جا زدهاند و دختر كرد گرفتهاند...
-----
اما قضيه چه بوده:
سيستان كه زابليها – به قول بعضيها صربها ...بلا نسبت صرب- در اكثريتند به يك مدرسه ديني حمله كردهاند...و مغولوار وسايلش را تصاحبش شدهاند ..از برادران شنيدهام كه مدرسه بش از پانصد ميليون خرج برداشته...
-----
خيليها فكر ميكنند كه هيتلر مرده...خيلي زود باورند.
هيتلر زنده است!!!!!!!!!!! بعد از جنگ جهاني مدتي زندان بود بعد ريش و پشمي گذاشت ..آمد ايران...چون بيچاره فارسي صحبت كردنش خوب نبود...خيلي از بردران فكر كردند كشميريه ...ولي خوب هيتلر بود!!!!!!!!
چيز بيربطي گفتم اما سني باشي ربطش را ميفهمي.
---
دندان درد نگذاشت خوب بنويسيم ...عذراً عذراً
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار وفعال مدنی بلوچستان ویکی از چهره های شاخص صلح طلب پس از سخنرانی در پنجمین همایش بزرگ وسالیانه جوانان پرسشگر،مسئولین پاسخگو که به همت انجمن جوانان صدای عدالت برگزار گردیده بود دستگیر شد که اکنون ۸ماه از بازداشت ایشان می گذرد ولی وی همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد ومردم استان سیستان وبلوچستان اعم از شیعه وسنی کسانی که با شخصیت مهرنهاد آشنایی دارند با علم بر بی گناهی و میهن دوستی ایشان خواهان آزادی فوری آقای مهرنهاد هستند.
لذا اگر مسئولین استانی کمی فرا قومیتی وفرا مذهبی بیندیشند متوجه خواهند شد که آزادی مهرنهاد بهتر از اسارت ایشان است و باید از فکر واندیشه چنین نخبه هایی در جهت آبادانی کشور استفاده برد.
آقای مهرنهاد همیشه با خشونت وخشونت گرایی مخالف بوده است که این از نوشته ها وبیانیه هایش بسیار واضح ومشخص است ودر عمل نیز اگر چه از نظر سنی جوان است ولی از بسیاری از جنگ های خانمان سوز طایفه ای وقومی جلوگیری کرده است ودر بسیاری از موارد باعث صلح وسازش بوده است.
امیدواریم ایشون ودیگر زندانیان بی گناه هرچه زودتر آزاد شوند.
امیر بلوچ-شهرستان سرباز
عضويت در جمعیت جوانان اهل سنت ایران : كسانيكه واجد شرايط زير باشند پس از درخواست كتبي و تصويب شوراي مركزي به عضويت « جمعیت » در خواهند آمد :
1. اعتقاد به اسلام
2. پذيرفتن مفاد اساسنامه و مقررات « جمعیت » و پايبندي به آن
ماده 20- نحوه عضويت :
عضويت در « جمعیت » به 2 صورت زير است :
1. اعضاي اصلي كساني هستند كه واجد شرايط و داراي حق رأي بوده و مكلف به پرداخت حق عضويت مي باشند .
2. اعضاي افتخاري از بين نخبگان ، دانشمندان و علمای ايراني و غير ايراني كه در جهت پیشبرد اهداف جمعیت اقدامات قابل توجهي انجام داده باشد كه به پيشنهاد شوراي مركزي و توسط کنگره انتخاب ميشوند.
اهداف : جمعیت جوانان اهل سنت ایران جهت اهداف زير تشكيل مي گردد:
1. تلاش در جهت دفاع از هویت ملی و مذهبی اهل سنت ایران ، از طرق گوناگون ، منجمله برگزاري و شركت در سمينارها ، كنگره هاي داخلي و بين المللي ، تشكيل جلسات ، پاسخ به ابهامات و ايرادات مطروحه ، چاپ و انتشار نشريات و .... برابر قوانين و مقررات.
2. تبيين و دفاع از حقوق ، مطالبات و جایگاه واقعی اهل سنت و تلاش در جهت جلب احترام عمومي و رعايت قوانين و مقررات مدنی.
3. تلاش در جهت ايجاد عدالت و وحدت ، صلح و آرامش در جامعه ایران بر اساس احترام متقابل به افكار ، انديشه ها ، مذاهب و ملت های دیگر
4. تبیین اندیشه دفاع از حقوق مسلمانان و انسانهای مظلوم در هر نقطه از جهان از جمله : فلسطین ، عراق و افغانستان و ... كه به نحوي مورد تعدي ، ظلم و بي عدالتي قرار گرفته اند ، جمعیت به نحو مقتضي اعتراض و پيشنهاد خود را به اطلاع مقامات و سازمان هاي ذيصلاح داخلي و بين المللي و افكار عمومي مي رساند .
5. تلاش و كوشش در جهت از بين بردن هر گونه تبعيض بر اساس مذهب ، مليت و زبان .
جمعیت جوانان اهل سنت ایران تشكلي عقیدتی - سیاسی - فرهنگی و اجتماعی مبتنی بر اصول مترقی اسلام در جهت سازماندهی جوانان اهل سنت در راه تلاش برای دستیابی به حقوق مشروع و آزادیهای اساسی و مدنی است که در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. جمعیت جوانان اهل سنت ایران خود را تشکلی برای کمک به توسعه همهجانبه ایران میداند.http://isys.coo.ir/
بنزين آزاد600 توماني در مناطق آزاد
اخبار روز: سرمايه در تيتر نخست خود نوشت: براساس اطلاعيه دفتر اجراي تبصره 13 به مناطق آزاد كيش، قشم و چابهار، عرضه بنزين آزاد با قيمت 600 تومان به ازاي هر ليتر در اين مناطق براي تمام ساكنان اين مناطق قابل استفاده است.
با وجود اين كه پيش ازاين اعلام شده بود بنزين آزاد فقط براي تاكسيهاي فعال در مناطق آزاد اختصاص يافته است، اما مدير عامل شركت پخش فرآوردهاي نفتي قشم تاكيد كرد: دريافت سوخت مازاد براي تمام عموم در مناطق آزاد در صورت پرداخت فيش بانكي به ازاي هر ليتر بنزين 500 تومان و ارايه آن به حسابداري شركتهاي ملي پخش مناطق آزاد، قابل استفاده خواهد بود.
|
| ||||
|
| ||||
|
به نوشته ستون «پیدا و پنهان» شماره روز یکشنبه چهارم آذرماه روزنامه اعتماد، وی با بیان اینکه «رئیسجمهور غیور، نسخه دوم رجایی است»، افزوده است: «بعد از رجایی عملکرد مقام معظم رهبری در ریاستجمهوری خوب بود، اما دیگر ندیدیم، آنطور که باید نشد و خدا احمدینژاد را آورد و تجدید عهد رجایی شد». |
|
| ||
|
| ||
|
معصومه ابتكار اظهار كرد: تلاشهايي كه براي ائتلاف اصلاحطلبان براي انتخابات مجلس هشتم صورت گرفته بسيار قويتر از انتخابات شوراهاست و عناصر جديدي در اين ائتلاف حضور دارند كه يكي از آنها مجمع زنان اصلاحطلب است. |
|
و من در سیاه و سفید ِهمان عکس قدیمی بودم علی میرکازھی ___________________________________________________________ شتين سر زمين
|
ھر چوں کہ رہءَ آس و سرپ و حون بگوارنت
| |
|
| ||
|
بیا او مرید، بیا او مرید، بیا او مرید دیوانگیں بیا بیا کہ دیوانے کنوں، مولانگ و مستانگیں سوتکگ ترا عشقءِ زراب، مارا غماں کرتگ کباب تو ھانلءِ درداں زرئے، ما پہ وطن جانانگیں چاکر تئی دوستءَ پلت، چما دگہ ڈنگاں وطن تو سر پہ شیدائی شتئے، ما پیھناں زنداگیں تو ھانلءَ اِشت و شتئے، ماڑیءَ میریں چاکرءِ ما ھانلءِ ملکءَ ندوں، جوریں بدان دلمانگیں اِشتے وطن پہ مکہءَ، لوچیں ملنگاں گوں شتے مئے مکہ و ماس اِنت وطن، نیلوں وطن شاھانگیں پردیس تو ماں مکہءَ، شیئراں زھیرنالیں جتئے ما کپتہ زندانءِ تھا، شیئراں جنوں رندانگیں ھجرءِ چہ درد و دوریاں، بند بند وتی داغ داتگے مئے بند و بنداں سوھتگنت، جوریں بدان مستانگیں تو زرتہ کچکول و عصا، کوڑیں جھاں داتگ یلہ در کپتگوں سربازیءَ، ماپہ پڑا مردانگیں فرق ھچ نہ اِنت میگ و تئی، دردءَ و زردءِ آچشءَ تو ھانلءِ عشقءَ گنوک، ما پہ وطن دیوانگیں ماں شیئرو عشقءِ دپتراں، دانکہ جھان ھست اِنت توئے ما ھم جھانءَ یات بوں، مں مجلساں پروانگیں پُلیّں مرید، پُلیّں مرید، بیا گوں فقیری باطنءَ گوشدار شیئراں شکّلیں، گوشتگ نصیر دیر زانگیں
| ||
|
| ||
او بلوچڈيھ ماتين گلزمين او زندےً زےً وبودےً بند و گين چوڈ و داد و نام و جان جاھ و جود وبيھ و کان آزات بھ بےً آبات بھ بےً سر سبز مدام آباد بھ بےً آزاتى ےً روچين نشان انسانى چوڈےً پانھ پان شادين جھانےً جاھ و جان نازينک و سورانى پڈان دايم بھ باتےً مےً وتن پلگار چھ ھر پےًمين اڈان ھر وھد مگےًمين جاوران حقانى بنجاھ باند پھ باند دپتانى پيًما سر بلند دايم بھ باتےً او وتن مےً واھگانى گلزمين آزات بھ بےً آبات بھ بےً سر سبز مدام شاداپ بھ بےً براھندگ ھمبلانى
| ||
او رها است و برای رهایی زیسته است. بند نیز شرمگین می شود اگر بر دست او خم شود.
30 ماه بند! حکمی است که به پاس تلاشهای یک فعال حقوق زنان به دست او داده اند!
شرم است بر ما و تاریخمان این برگ!
بند و تازیانه را بر مدافعان حقوق زن چه کار؟! به پاس کارنامه حمایت از محرومان بم، دلارام را به بند می برند.
به پاس پیشرو بودن در جنبش زنان، دلارام را به بند می برند.
به پاس پیشرو بودن در جنبش دانشجویی، دلارام را به بند می برند.
به پاس پوییدن، رهیدن، رهانیدن، دلارام را به بند می برند.
22 خرداد 85 کجا بودی که ببینی اش؟ بر زمینش کشیدند. دستش را شکستند. همین دلارام را. همین دل – آرام را.
چه شد؟ راسخ تر شد در این که قانون نابرابر "باید" تغییر کند، حتا اگر برای آن دلارام را به بند برند.
بعد از 22 خرداد دیدی اش؟ در کوچه ها ، خیابانها، وقتی که امضا جمع می کرد؟ وقتی که حرف می زد و دفاع می کرد از ایده اش، اراده اش که قانون نابرابر باید تغییر کند! وقتی که باورش را از رهایی در کنشی مسالمت آمیز و انسانی و بشر دوستانه دنبال می کرد که قانون نابرابر باید تغییر کند!
اینک او را به پاس این همه، به بند می برند؟! هیچ بندی سزاوار دلارام نیست!
ما جمعی از فعالان جنبش زنان به حکم دو سال و شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق دلارام علی – فعال حقوق زنان- اعتراض داریم و بدینوسیله اعتراضمان را به همه کسانی که می توانند در تغییر این حکم تاثیرگذار باشند اعلام می کنیم.http://www.we4change.info
مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران بیستم آبان ماه در اقدامی خود سرانه در دفتر معاونت امنیت دادستان تهران با حکم حسن زارع دهنوی بازداشت شد. تا به امروز هیچ مقام مسئولی در قوه قضاییه علت بازداشت ایشان را اعلام نکرده است . آنچه که مسلم است این است که بنا بر گفته ی وکیل مدافع طبرزدی حکم محکومیت ایشان در مرداد ماه به اتمام رسیده است و هیچ دلیلی برای بازداشت وی وجود ندارد
بازگشت طبرزدی به زندان بدون محکومیت قضایی تاییدی است بر نقض حقوق شهروندی مردم ایران و اتهام سازی برای فعالین سیاسی و حقوق بشری .
در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی چه می گذرد که حشمت الله طبرزدی با آنکه ماه هاست تحت فشار وزارت اطلاعات قرار دارد تا کوچکترین فعالیت سیاسی نداشته باشد بدون محکومیت قضایی به زندان باز میگردد؟
مسئولین قوه قضاییه دم از عدالت و مهر ورزی می زنند حال آنکه در پرونده ی طبرزدی آنچه که بیش از پیش نمایان شده است آن است که در نظام اسلامی ابتدا افراد بازداشت می شوند سپس اتهامشان مشخص می شود! با این روند باید منتظر آن بود که آقایان اعلام کنند طبرزدی مجرم است حال چه جرمی است که قبل از ارتکاب به آن بازداشت شده است سوالی است که مسئولین باید به آن پاسخ دهند
آیا بازداشت غیر قانونی طبرزدی مهر خفقانی نیست بر فریاد های در گلو مانده مردم ناراضی ایران؟ آیا دانشجویان، کارگران،معلمین و سایر اقشار جامعه این حق را ندارند که نسبت به عملکرد دولت مردان جمهوری اسلامی اعتراض کنند ؟ با اینگونه بازداشت ها گمان می رود هر فعالیتی حتی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی در نطفه خفه خواهد شد.
کارزار آزادی مهندس حشمت الله طبرزدی با محکوم کردن بازداشت غیر قانونی ایشان خواهان آزادی بی قید شرط وی بوده و از ریاست قوه قضاییه می خواهد نسبت به اینگونه اعمال که حیثیت یک سیستم را زیر سوال می برد به راحتی عبور نکنند. ما خواهان آزادی طبرزدی وبرخورد با عاملین این بازداشت غیر قانونی هستیم و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد.
تاکید میکنیم اگر طبرزدی از زندان آزاد نشود نسبت به این نقض قانون ساکت نمی نشینیم و آزادی طبرزدی را از طریق سازمان های حقوق بشری به خصوص سازمان ملل متحد پیگیری خواهیم کرد
مطمئنا کارزار آزادی مهندس طبرزدی در این راه نیازمند حمایت فعالین سیاسی و حقوق بشری می باشد.
کارزار آزادی مهندس حشمت الله طبرزدی
ایران - تهران
بیست ونهم آبان 1386
مجيد توکلي دانشجوي اميرکبير روز گذشته به همراه احمد قصابان به شدت از سوي چندين نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفت به طوري که آثار خراش بر روي گردن وي به وضوح قابل روئيت است و از ناحيه شکم به شدت احساس درد مي کند و قادر به خوردن غذا نيست و پس از خوردن و آشاميدن دچار استفراغ مي شود ، ريه هاي وي دچار مشکل حادي مي باشد و غلط خوني از دهانش خارج مي شود و دهان و دندان هاي وي نيز آسيب ديده است، همچنين حال جسمي احمد قصابان نيز مساعد نيست و آثار ضرب و شتم بر بدن اون به وضوح قابل روئيت مي باشد وي هم اکنون در اندرزگاه 7 سالن 1 نگهداري مي شود.
پيگيري هاي ديگر زندانيان جهت انتقال وي به بهداري تا کنون به جايي نرسيده است و مسئولين بهداري اعلام کردند که آمبولاس جهت انتقال ايان به بهداري در زندان وجود ندارد .
از سوي ديگر در پي اطلاع خانواده هاي دانشجويان از ضرب و شتم ديروز سليماني رئيس سازمان زندان هاي تهران اعلام کرد که تيم تحقيقاتي به زندان اعزام خواهد کرد و قبل از اعزام نيز دانشجويان و زنداينان سياسي از طريق رئيس حفاظت زندان تهديد به انفرادي شده اند .
لازم به توضيح است که نام کساني که در ضرب و شتم دانشجويان شرکت داشتند به قرار زير مي باشد، مهدي معروفي، فردي به نام شاهرخ و همزه خاني به همراه ضيائي معاون انذرزگاه، بزرگ نيا رئيس اندرزگاه ، منزحيان ، اصغري ، عباسي فعالان حقوق بشر در ايران نسبت به سلامت جسمي آقايان احمد قصابان و مجيد توکلي به شدت اعلام نگراني مي کند و خواهان درمان فوري ايشان مي باشد .
در اواخر فروردین ماه 1386 حسن پور به زندان عمومی سنندج منتقل شد و پس از محاکمه در تاریخ 22 خرداد ، دادگاه برای این روزنامهنگار حکم اعدام را صادر کرد. حسنپور متهم است به «جاسوسی»، «در اختیار گذاشتن مشخصات مراکز نظامی به اشخاص حقیقی و حقوقی غیر صالح»، «عبور دادن متهمان اهواز از مرز مریوان» و «ارتباط با شخصی در وزارت امور خارجهی آمریکا» که به گفتهی وکیلش هیچ کدام از مصادیق «محاربه» که مطابق قوانین جاری ایران مجازات اعدام را در پی دارد، نیست.
عدنان حسنپور تاکنون دو بار در زندان سنندج دست به اعتصاب غذا زده است که در اثر آن و با توجه به شرایط نامناسب نگهداری و و عدم دسترسی به پزشک دچار ریزش شدید موی سر شده است. او از حق استفاده از تلفن، باشگاه ورزشی و کتابخانهی زندان محروم است و در ملاقات با خانوادهی خود از فشارهای پلیسی که در زندان بر او وارد میشود شکایت کرده است.
این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرد که هفته گذشته در جریان تأیید حکم اعدام خود قرار گرفت، در اعتراض به عملکرد غیرعادلانه دستگاه قضایی برای سومین بار دست به اعتصاب غذا زده است و بیم آن می رود که در پی بی توجهی مسئولان زندان به شرایط وی، سلامتی وی با مخاطره جدی روبرو شود.
پیش از این نیز دو زندانی سیاسی در ایران در اثر اعتصاب غذا در زندان جان باختند. اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی درتابستان سال 85 پس از 10 روز اعتصاب غذا در زندانهای اوین و رجایی شهر جان خود را از دست دادند.
کمیتهی دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن تاکید بر مخالفت خود با حکم غیرانسانی اعدام، خواستار لغو هر چه سریعتر حکم اعدام عدنان حسنپور و آزادی او است. بدیهی است مطابق با قانون، اعترافات اخذ شده از متهم تحت شرایط فشار و شکنجه دارای ارزش نبوده و استناد دادگاه به چنین اعترافاتی عملکرد دستگاه قضایی را بیش از گذشته زیر سؤال خواهد برد.
خبرنامه امیرکبیر: احمد قصابان، یکی از دانشجویان زندانی، از اندرزگاه ۸ به اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شد و در حین انتقال از سوی مسئولین اندرزگاه ۸ به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر بعدازظهر دیروز، چهارشنبه ۳۰ آبان ماه، مسئولین اندرزگاه ۸ زندان اوین، محلی که سه دانشجوی شکنجه شده در آن نگه داری می شوند، به احمد قصابان اطلاع دادند که برای انتقال به اندرزگاه ۷ آماده باشد. احمد قصابان در حالی که وسایل خود را جمع کرده بود و آماده انتقال به اندرزگاه ۷ بود به دفتر بزرگ نیا، رئیس اندرزگاه ۸، رفت تا در مورد این جا به جایی و جدا کردن بی دلیل سه دانشجوی زندانی با مسئول اندرزگاه ۸ گفتگو کند.
در حالی که از حضور احمد قصابان در دفتر بزرگ نیا لحظاتی نگذشته بود، صدای مشاجره، فحاشی و ضرب و شتم شدید از این اتاق در کل اندرزگاه ۸ بلند شد. گزارش ها حاکی از آن است ضیائی، معاون اندرزگاه ۸، بدون هیچ دلیل خاصی به محض حضور احمد قصابان در دفتر اندرزگاه ۸ به پرخاش و فحاشی به این دانشجو پرداخته و شروع به ضرب و شتم وی نموده است.
مجید توکلی، دیگر دانشجوی در بند، که بخشی از وسایل شخصی احمد قصابان را برای او برده بود، هم توسط ضیائی، معاون بزرگ نیا، که گفته می شود کارمند وزارت اطلاعات است به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. ضیائی در حالی با مشت و لگد و ضربات سیلی مکرر و فحش های رکیک به ضرب و شتم این دانشجویان می پرداخت که ایشان هیچ گونه درگیری خاصی با مسئولین زندان در مدت بازداشت نداشته اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از برخاستن صدای مشاجره و ضرب و شتم برخی از زندانیان اندرزگاه ۸ مقابل دفتر بزرگ نیا، رئیس اندرزگاه ۸، حضور یافتند که مسئولین بلافاصله درب دفتر را قفل کردند و با فحاشی به زندانیان از آن ها خواستند پراکنده شوند. صدای ضرب و شتم دو دانشجوی بیگناه در حدود ۲۰ دقیقه در اندرزگاه ۸ ادامه داشت.
در نهایت مجید توکلی و احمد قصابان که در اثر این حمله به شدت آسیب دیده بودند به هواخوری افسر نگهبانی منتقل شدند. احمد قصابان به سالن ۱ اندرزگاه ۷ منتقل شد و مجید توکلی به اندرزگاه ۸ بازگشت. پس از گذشت چند ساعت از این غائله، شدت ضرب و شتم این دو دانشجو به حدی بود که نمی توانستند با خانواده خود صحبت کنند. هنگام مراجعه این دانشجویان به بند لباس های آن ها پاره و خون آلود بود و عینک احمد قصابان در این درگیری شکسته شد.
در ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان افرادی چون بزرگ نیا، رئیس اندزگاه ۸، ضیائی، معاون اندرزگاه ۸، منزهیان، سر وکیل بند، اصغری و عباسی، افسر نگهبان، به همراه دو تن دیگر از ماموران دست داشتند. ضیائی، معاون اندرزگاه ۸، که سابقا از مامورن وزارت اطلاعات بوده است و جدیدا به سمت معاونت اندرزگاه ۸ در آمده است، دانشجویان زندانی را تهدید به قتل کرد و گفت که این اقدامات با هماهنگی های قبلی و با دستور مقامات قضایی و امنیتی انجام گرفته است و هیچ کس هم نمی تواند جلوی او را بگیرد. ضیائی سپس ادامه داد: «شما را می کشم و هیچ کاری نمی توانید بکنید».
جالب آن که ضیائی در حین ضرب و شتم دانشجویان به آن ها گفته بود که زمان یکه تازی لاجوردی در زندان های اوین، او جزء بازجوهای تیم لاجوردی بوده است. گزارش های رسیده حاکی از آن است که حمله روز گذشته به دانشجویان از چندی پیش آغاز شده بود و فردی به نام جنیدی پیشتر هر روزه دانشجویان را مورد فحاشی قرار می داد و سعی در ایجاد درگیری با ایشان داشت.
پیش از این و در ارتباط با خبر انتقال قریب الوقوع دانشجویان در بند به زندان قزلحصار یا جدا کردن آن ها از یکدیگر یک مقام عالیرتبه قضایی به خانواده این دانشجویان اطمینان داده بود که این سه دانشجو از یکدیگر جدا نشده و به زندان قزلحصار هم منتقل نخواهند شد. به نظر می رسد برخوردهای شدید با سه دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر با تحریک تیم امنیتی طراح پروژه جعل نشریات دانشجویی که با ایستادگی دانشجویان رسوا شد، صورت می گیرد.
در حالی که روز ملاقات زندانیان اندرزگاه ۸، چهارشنبه های هر هفته است، حمله و ضرب و شتم دانشجویان عصر چهارشنبه انجام شد که تا هفته آینده که خانواده دانشجویان بار دیگر با آن ها ملاقات خواهند کرد، آثار ضرب و شتم آن ها در فاصله یک هفته ای بهبود یابد.
همچنین خبرهای نگران کننده از ضرب و شتم و شکنجه شدید علی عزیزی، یکی از دانشجویانی که هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین، نگه داری می شود، شنیده می شود. افرادی که اخیرا از این بند آزاد شده اند خبر ضرب و شتم و شکنجه این دانشجو را تایید کرده اند. زندانیان بند ۲۰۹ علی عزیزی را در حالی که دست و گردنش باندپیچی بوده، لباس هایش در اثر ضرب و شتم پاره شده بودند و سر و صورت او زخمی بود، مشاهده کرده اند.
شنیده ها حاکی از آن است که شکنجه این دانشجو به حدی است که وی برای درمان درد کمرش، که توسط بازجوها مورد آسیب جدی قرار گرفته، بارها از بازجوها و نگهبانان بند ۲۰۹ درخواست ملاقات با پزشک بند را داشته است. در تابستان سال جاری و در پی پخش خبر شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹ زندان اوین، رئیس قوه قضاییه رئیس دادگستری استان تهران را مامور رسیدگی به نحوه برخورد با زندانیان در بند ۲۰۹ کرد. آوایی چندی پیش و در پی گذشت بیش از ۵ ماه از شکنجه دانشجویان اعلام کرد آثار ضرب و شتم در بند دانشجویان باقی نمانده و مدارک پزشکی آن ها در بهداری بند ۲۰۹ نیز وجود ندارد.
دانشجویانی که اخیرا از بند ۲۰۹ آزاد شده اند نیز ادامه بدرفتاری، ضرب و شتم و انجام کارهای ناشایست با دانشجویان توسط تیم بازجویی را تایید کرده اند. جالب آن که تیم بازجویی همان تیم بازجویی است که در بهار امسال به شکنجه وحشیانه ۸ دانشجوی زندانی دانشگاه امیرکبیر اقدام کرد. این اخبار مکررا از بند ۲۰۹ زندان اوین به گوش می رسد و نگرانی خانواده دانشجویان بازداشتی را در مورد سلامت فرزندانشان افزایش داده است.
ما خواهان لغو حکم اعدام فعالان عرب هستیم
حکم اعدام هشت تن از فعالان عرب از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی صادر شده است. به گزارش "مرکز مطالعات اهواز" و "سازمان حقوق بشر اهواز" اسامی این هشت نفر عبارتند از:
1- فالح عبدالله المنصوری – 60 ساله، پناهنده سیاسی سازمان ملل متحد، تبعه هلند
2- عبدالرسول علی مزرعه – 56 ساله، پناهنده سیاسی سازمان ملل متحد
3- سعید عوده صاکی – 35 ساله، پناهنده سیاسی سازمان ملل متحد
4- احمد مرمزی – 35 ساله، ساکن بندر ماهشهر
5- زامل باوی – 29 ساله، ساکن اهواز
6- عبدالحسین حریبی، 34 ساله، ساکن سربندر
7- حسین عساکره – 33 ساله، ساکن بندر ماهشهر
8- عبدالرضا سنواتی – 34 ساله، ساکن اهواز
همه این افراد به جرم محارب و جنگ با خدا به اعدام محکوم شده اند. در حالی که آنها جرمی به جز حق خواهی نداشته اند. ظرفیت تحمل جمهوری اسلامی آنقدر پائین آمده است که هر حرکتی را در راستای مبارزه با خدا می داند.
در قرن بیست و یکم، دیگر واژه اعدام معنایی ندارد. جمهوری اسلامی نیک می داند که با موج اعدام نمی توان جلوی ابراز عقیده و بیان و حق خواهی را گرفت. این کشور جزء آخرین کشورهایی ست که هنوز حکم اعدام را اجرا می کند.
با وجود آنکه برای جمهوری اسلامی ثابت شده است که اعدام کردن، تأثیری بر اراده حق خواهان ندارد همچنان به رویه خود مبنی بر اعدام مخالفانش ادامه می دهد.
ضمن آنکه خطاب به جمهوری اسلامی می گوئیم: "اعدام این هشت فعال عرب اهوازی هیچ نتیجه ای جز بدنامی برای جمهوری اسلامی و سیستم قضایی آن در دنیا نخواهد داشت" خواهان لغو حکم اعدام این افراد هستیم.
هیچ دولتی و حکومتی نمی تواند حق حیات را از انسانها بگیرد. زندگی انسانها را حکومتها و دولتها نمی دهند که آنرا بخواهند بگیرند.
ایران امضا کننده عهدنامه جهانی حقوق مدنی و سیاسی می باشد. بند دوم از ماده ششم این عهدنامه اظهار می دارد: حکم اعدام تنها در مورد جرم های بسیار خطیر(مانند جنایت علیه بشریت) و در شرایطی که جرم در تطابق با قوانین بین المللی باشد، قابل اعمال است. این به این معنا است که دولت ایران برای هر جرمی نمی تواند حکم اعدام صادر کند و فراتر از تعریف قوانین بین المللی عمل نماید و تمام این فاکتورها در حین صدور حکم باید در نظر گرفته شود.
اعترافات این افراد نیز هیچ اعتبار قانونی ندارد، چرا که این افراد بدون حضور وکیل و در شرایط غیر عادلانه وادار به اعتراف شده اند و "عدم اعتبار اعترافاتِ تحت شکنجه" در قانون اساسی و قوانین جزائی جمهوری اسلامی نیز آمده است.
از عموم ارگانها، سازمانها و فعالان مدافع حقوق بشر می خواهیم صدای مظلومیت این افراد را به گوش جهانیان برسانند و از هر اقدامی برای جلوگیری از اعدام هشت فعال عرب اهوازی دریغ نکنند.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION CONDEMNS THE EXECUTION DECREE OF ARAB ACTIVISTIS
Capital punishment was issued for 8 Arab activists by the Judicial Power of the Islamic Republic. According to reports of Ahwaz Research Center and Ahwaz Human Rights Organization, names of these 8 people are as follows:
1-Faleh Abdulah al-Mansouri- age 60, UN political refugee, Netherlands national
2- Rasoul Ali Mazrea-age 56, UN political refugee
3- Said Saki- age 35, UN political refugee,
4-Ahmad Marmazi- age 35, Ma’shur Port resident
5-Zamal Bawi-age 29, Ahwaz resident
6-Abdulhossein Haribi-age 34, Sarbandar resident
7-Hussein Asakereh-age 33, Ma’shur Port resident
8-Abdulreza Sanawati-age 34, Ahwaz resident
All of these people have been put on the death row on grounds of engaging in war against God and being fighters when they have not committed any crime other than to demand their rights. The toleration level of the Islamic Republic has fallen so low that it regards all kind of action as war against God.
In the 21st Century, there is no sentence of execution. The Islamic Republic should well know that it will not be able to prevent people from asserting thoughts or demanding rights with executions. This country is one of the last to implement the death sentence.
Even though it has been proved that executing has no effect on the will of people who demand rights, the Islamic Republic still continues its own administration, in other words, executing its opponents.
To the Islamic Republic, we assert “what the execution of these 8 Ahwaz activists will bring is only bad reputation to the Islamic Republic and the judicial system” and demand the abolition of the death sentence of these people.
No state or government has the right to take away human lives. Governments or states cannot grant a persons right to live; nor do they have the right to take this away.
Iran is a country wish has signed the International Civil and Political Rights Agreement. According to Article 4, paragraph 2 of this Agreement, there is a provision stating that the death sentence could be implemented only for very dangerous crimes (such as those committed against humanity) and in case the crime is in conformity with international regulations. This means that Iranian government cannot issue a decree for every crime and cannot surpass international regulations. All of these factors need to be considered before the sentence is passed.
Confessions of these people also bear no validity because they have been forced to confess without their lawyers present and in an unjust environment. The constitution and penal codes of the Islamic Republic also hold the provision of “invalidity of confessions made under torture”.
We appeal to all human rights bodies and organizations to make these innocent people’s voices be heard by the whole world and to put all effort to prevent the execution of these 8 Ahwaz Arabs.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION
- Turkmensahra Azatlyk Kuramasy Turkmen@airpost.net -- http://www.fastmail.fm - Access your email from home and the web
در مدت کوتاهی که پایگاه خبری – تحلیلی زمان فعالیت خود را به صورت آزمایشی آغاز کرد، ایمیلها و تماسهای مخاطبان گرانقدر این سایت حاکی از استقبال خوب شما از پایگاه زمان است. هر چند نظرات موافق و مخالف فراوانی درباره مطالب درج شده در بخشهای مختلف سایت وجود داشته و دارد، این پایگاه تلاش کرده است تا به عنوان یک رسانه آزاد، تا آنجا که می تواند انعکاس دهنده آراء و افکار مختلف در جامعه باشد...
محمود براهویی نژاد
در مدت کوتاهی که پایگاه خبری – تحلیلی زمان فعالیت خود را به صورت آزمایشی آغاز کرد، ایمیلها و تماسهای مخاطبان گرانقدر این سایت حاکی از استقبال خوب شما از پایگاه زمان است. هر چند نظرات موافق و مخالف فراوانی درباره مطالب درج شده در بخشهای مختلف سایت وجود داشته و دارد، این پایگاه تلاش کرده است تا به عنوان یک رسانه آزاد، تا آنجا که می تواند انعکاس دهنده آراء و افکار مختلف در جامعه باشد با اینحال محدودیتهایی نیز بر گردانندگان سایت زمان چه از طرف دولت و چه فشارهای غیر دولتی تحمیل می شود که بسیاری از آنها شاید اجازه ندهد این پایگاه به رسالت خود به صورت تمام و کمال عمل کند. از سویی یک رسانه مستقل در چنین محیطی به سختی می تواند هم مستقل بماند و هم آزادانه عمل کند و هم پایدار بماند. با این وجود زمان تلاش کرده است متوقف نشود و اگر وقفه ای در فعالیت آن ایجاد شده است ناشی از مشکلاتی بوده که بطور اجتناب ناپذیری بر ما تحمیل شده است.
مشکل فعالیت مستقل بویژه در بلوچستان به تنهایی دولت و برخوردهای فراقانونی دولتی نیست. متاسفانه نبود یا کمبود ظرفیتهای لازم برای تحمل آرا و افکار یکدیگر، حسادتها و دشمنیهای بیمورد و گاه حتی بی دلیل دوستان خودمان نیز مزید بر علت است. جالب است بدانید هنگامیکه سایت خبری زمان فعالیت خو را آغاز کرد جز معدودی از دوستان فرهنگی و فرهنگ دوست در بلوچستان و خارج کشور، دیگر دوستانمان نه تنها از وجود این سایت خرسند نشدند، بلکه به هر ترفندی برای تخریب چهره گردانندگان آن متوسل شدند.
اما خوشحال و خرسندیم که انسانهای اندیشمند، اهل فکر و دوستداران واقعی فرهنگ و ادب غنی بلوچستان در این مدت تشویق و دلگرممان کردند که این راه را ادامه دهیم و از ملامت هیچ ملامت کننده ای باک نداشته باشیم. گذر زمان بسیاری چیزها را آشکار خواهد کرد. اینکه چه کسانی به این مردم و به این مرز و بوم خدمت کرده و چه کسانی خیانتکارند. ماه هرگز پشت ابز تا ابد پنهان نمی ماند و ما به امید فردایی بهتر برای بلوچستان، همه ایران و حتی جامعه بشری، به تلاشهایمان برای روشنگری واطلاع رسانی ادامه می دهیم. این به ان معنا نیست که کار و تلاش ما عاری از هر خطایی باشد. بدون شک ما نیز به عنوان انسانهایی که در حال فراگیری و آموختن هستیم، اشتباهاتی داریم. اندیشه و مطالبمان قابل نقد است، صرفنظر از اینکه همه مطالب منتشر شده در این سایت نیز نمی تواند الزاما منعکس کننده نظرات و دیدگاههای گردانندگان باشد.
از شما انتظار داریم ضمن اینکه با مطالب ارزنده و پیشنهادهایتان به ما در جهت اصلاح و بهبود کیفی سایت زمان که متعلق به همه شماست ما را همراهی کنید. سایت زمان از این پس فعالیت رسمی خود را با تکیه بر منشور خود که چندی پیش در همین ستون منتشر شد، آغاز و پیگیری می کند. ضمن اینکه تاکید می کند کلیه گروهها و احزاب و جریانات فکری در بلوچستان اختلاف نظرهای سلیقه ای را کنار گذاشته و به باورهای یکدیگر احترام بگذارند تا ما شاهد فردایی آباد و سرافراز برای میهن عزیزمان باشیم. بدون شک معنای واقعی دموکراسی نیز تحمل آرا و افکار مخالف و احترام به نظر یکدیگر و دفاع از هم در برابر مصایب و مشکلات است.
چشم به راه دیدگاهها، مطالب وانتقادات شما هستیم.http://www.zamanonline.org/
جانشين معاون هماهنگكننده قرارگاه عملياتي رسول اكرم(ص) گفت: طي درگيري نيروهاي هنگ يكم زاهدان و هنگ چهارم كرمان با اشرار و قاچاقچيان مسلح سه شرور به هلاكت رسيده و يك نفر زخمي شد.
سرهنگ احمدعلي گودرزي روز شنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي بيان كرد:
نيروهاي گردان ۱۰۱هنگ چهارم كرمان با اقدامهاي اطلاعاتي مسير حركت قاچاقچيان را شناسايي و هنگام تردد، با آنان درگير شدند.
وي اظهار داشت: در اين درگيري كه در مناطق شمال شرق كرمان به وقوع پيوست دو نفر از قاچاقچيان مسلح به هلاكت رسيدند.
او ادامه داد: كشف دو قبضه كلاشينكف، يك دستگاه موتورسيكلت، يك دستگاه دوربين و مقاديري مهمات از نتايج اين عمليات بود.
وي گفت: نيروهاي گردان ۱۰۲اين هنگ مستقر در ايستگاه بازرسي مرصاد نيز هنگام كنترل خودروهاي عبوري از يك دستگاه كاميون ۴۲كيلو و ۵۰۰گرم ترياك كشف و راننده آن را دستگير كردند.
فرمانده هنگ يكم زاهدان نيز گفت: نيروهاي عمليات ويژه اين هنگ با اطلاع از مخفي شدن تعدادي اشرار مسلح در ارتفاعهاي اطراف اين شهرستان اقدام به پاكسازي منطقه كردند.
سرهنگ محمدرضا گنجعليشاهي اظهار داشت: بر اساس اطلاعات به دست آمده اين افراد اقدام به شرارت، ايجاد ناامني، قاچاق موادمخدر و گروگانگيري مي كردند.
او ادامه داد: در همين زمينه نيروهاي عمليات ويژه هنگ يكم طي ۴۸ساعت گذشته در جريان پاكسازي منطقه با تعدادي از اشرار و قاچاقچيان مسلح درگير شدند.
وي گفت: در اين درگيري يك نفر از اشرار و قاچاقچيان به هلاكت رسيد و يك نفر نيز زخمي شد.
فرمانده هنگ يكم زاهدان بيان كرد: در اين عمليات چند قبضه سلاح به همراه مقاديري مهمات جنگي و چهار دستگاه موتورسيكلت از قاچاقچيان كشف و ضبط
2 نفر در زاھدان اعدام شد
دو قاچاقچي هرويين در زاهدان اعدام شدند
زاهدان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۹/۰۳
داخلي. اجتماعي. قضايي.
روابط عمومي دادگستري سيستان و بلوچستان اعلام كرد: دو قاچاقچي هرويين روز شنبه در محوطه زندان زاهدان اعدام شدند.
به گزارش ايرنا، اين روابط عمومي با ارسال نمابري به خبرگزاري جمهوري اسلامي اعلام كرد: در راستاي مبارزه بيامان با سوداگران مرگ و قاچاقچيان موادمخدر "شمسالدين درواخ گرگيچ" فرزند عبدالغفور و "محمودشاه پشتون" فرزند رحمت شاه از سوي دستگاه قضايي به اعدام محكوم شدند.
بر اساس اين گزارش: اين افراد به اتهام حمل و نگهداري موادمخدر از نوع هرويين محكوم كه حكم صادره پس از تاييد مراجع عالي قضايي در محوطه زندان زاهدان به اجرا در آمد. ك/۱

"مجمع فقه اسلامی"








رابطة العالم الاسلامی مرکزی است که میخواهد همه جهان اسلام به هم نزدیک شوند و میانشان رابطه برقرار باشد. تبلیغات سوء بر علیه آن و بدبین شدن نسب به شرکتکنندگان، عمل درستی نیست و این از کوتاه فکری و تنگنظری آنان نشأت گرفته است.


